حجت الاسلام مجتبی ذوالنور، شامگاه دوشنبه درادامه سلسله نشستهای بصیرت در مسجد اهل بیت(ع) قم با موضوع فتنه های آینده، در سخنانی با بیان اینکه از بدو انقلاب، مرکب انقلاب فتنه های متعددی را طی کرده است اضافه کرد: فتنه های آینده عمیق تر و پیچیده تر خواهد بود و کسانی که در جایگاه عالم دینی هستند و کنار امام بوده اند به تطهیر معاندان نظام خواهند پرداخت و کسانی که نسبت به ولایت فقیه حرف داشته و دارند نقش پررنگی خواهند داشت و نقطه تمایز فتنه آینده با فتنه های گذشته حضور بدون نقاب برخی چهره های انقلابی است که رانت و نان سوابق گذشته خود را می خورند .
به گزارش جهان به نقل از مهر:جانشین نماینده ولی فقیه درسپاه درادامه به فتنه ملی مذهبی ها اشاره کرد و گفت: در فتنه ملی مذهبی ها بسیاری ازافراد آزموده شدند و برخی به انقلاب برگشتند و متوجه رگه های التقاط و انحراف در ملی مذهبی ها شدند و برخی هم ریزش کردند.
ماجرای نوه امام خمینی و برخورد امام(ره)
وی ادامه داد: نوه امام خمینی(ره) از جمله کسانی بود که برای بنی صدر گروه مسلح راه اندازی کرده بود و در مشهد حرکتهای ضد امنیتی انجام می داد و وقتی به امام خبر دادند فرمود دستگیرش کنید به ایشان گفتند که اسلحه دارد فرمود اگر دست به اسلحه شد به او شلیک کنید بعد هم امام شخصا ۵ تن از پاسداران بیتش را سراغ او می فرستد و دستگیرش می کنند.
ذوالنور ادامه داد: امام به نوه خود دو توصیه کرد یکی اینکه فرمود من بر شما واجب می کنم که برای درس خواندن به قم بروی و دیگر اینکه دخالت در امور سیاسی را بر شما حرام می کنم اما در نهایت نیز او توصیه امام را نشنید و سر از مصاحبه علیه نظام و حمایت از صدام و ... در آورد.
وی اضافه کرد: حجتی کرمانی ازجمله کسانی بود که تا آنجا پای آرمانهای بنی صدر ایستاد که مردم با شعار مرگ برضدولایت فقیه او را از کرمان بیرون کردند و این فتنه ها تا جایی پیش رفت که حتی قائم مقام رهبری نیز از ملی مذهبی های اثر پذیرفت و کم کم از امام زاویه گرفت.
نمونه ای از بصیرت و روشن بینی شهید مطهری
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه بازرگان در شناخت نیروها و جریانات سیاسی و مسایل حزبی آن زمان از شهید مطهری جلوتر بود اظهارداشت: مطهری وقتی مجاهدین خلق قرار بود مسئولیت تبلیغی ورود امام به ایران را بر عهده بگیرند از آنان به عنوان«منافق» نام برد اما بعد از خونریزی ها و جنایات مسعود رجوی و گروهش، بازرگان نامه ای به امام می نویسد و از این گروه به عنوان«مجاهدین؛ فرزندان انقلابی اسلام» نام می برد که امام خمینی(ره) هم بعدها در سخنرانیشان منافقان را فرزندان انقلاب مهندس بازرگان نامید.
وی افزود: در قصه قائم مقام رهبری نیز برخی سر خوردند و لغزیدند و حتی نسبت به تصمیم امام اعتراض کردند در صورتی که این جریان به دنبال امام زدایی بود و حتی در جزیی ترین مسایل اجرایی دخالت می کرد و در جاهایی که امام نماینده داشتند نماینده موازی تعیین می کردند.
آیت الله منتظری از جریانات مهدی هاشمی بی خبر نبود
ذوالنور تصریح کرد: آیت الله مشکینی در خطبه های نماز جمعه قم فرمود که من خدمت قائم مقام رهبری رفتم و به ایشان نسبت به جریان مهدی هاشمی هشدار دادم اما آخر به من گفت من به سیدمهدی ایمان دارم و این طور نبود که اواز جریان مهدی هاشمی بی خبر باشد.
وی در ادامه به ذکر خاطره ای از سردار صفوی پرداخت و ادامه داد: سردار صفوی می گفت من به همراه سردار رشید خدمت قائم مقام رهبری رفته بودیم او به شکلی توهین آمیز نسبت به امام سخن گفت که من با حالتی گریان از آن جلسه بیرون آمدم و تا تهران هم نتوانستم جلوی گریه ام را بگیرم.
واکنش عبدالله نوری به عزل منتظری
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه ادامه داد: وقتی امام قائم مقام رهبری را عزل کرد عبدالله نوری که آن موقع نماینده ولی فقیه در سپاه بود همان شب به تمامی زیرمجموعه های خود ابلاغ کرد که تا قبل از ساعت اداری فردا نباید حتی یک عکس و جمله از آیت الله منتظری وجود داشته باشد؛ افرادی بودند که در حمایت از امام تندتر از او هم موضع گرفتند اما کارشان به جایی رسید که زیرپرچم خط امام یکی از شعارهای محوری آنان این بود که «منتظری کجایی، موسوی تنها شده».
ذوالنور فتنه دوم خرداد را فتنه دیگر برشمرد و گفت: وقتی نشریه فاراد در دوران وزارت ارشاد خاتمی به امام خمینی(ره) توهین کرد همه کشور در مقابله با آن راهپیمایی راه افتاد و در قم هم راهپیمایی عظیمی ایجاد شد و سخنران آن آیت الله العظمی فاضل لنکرانی بود؛ خاتمی وقتی می خواست از ارشاد آن موقع استعفا دهد جمله معروفی را دلیل این استعفا عنوان کرد و آن اینکه«موسیقی در این کشور مظلوم است» و آیت الله فاضل هم در پاسخ وی گفت جمهوری اسلامی مظلوم است که تو وزیر فرهنگ و ارشادش هستی.
جریان دوم خردادی ها به دنبال مرجع سازی بودند
ذوالنور با اشاره به دوران اصلاحات تصریح کرد: درزمان وزارت آموزش و پرورش مرتضی حاجی، رساله برخی از مراجع را یواشکی به مدارس می آوردند و تبلیغ مرجع خاصی را می کردند چون نیازمند مرجع سازی بودند.
وی با اشاره به فتنه ۸۸ ابراز داشت: درفتنه ۸۸، ۳۰۰ هزار نفر را در کمیته آراء خود سازماندهی کردند و از مدتها قبل چوب و چماق و حسابهای بانکی و حتی سلاح های سرد و گرم را مهیا و برای پشتیبانی برنامه ریزی کرده بودند چون از ابتدا بنا را بردرگیری گذاشته بودند و وقتی هنوز نتیجه آراء اعلام نشده بود در روز ۲۳ خردادماه سران فتنه درمنزل فردی که نمی خواهم اسمش را ببرم بر طبل ابطال انتخابات کوبیدند.
مواضع دوپهلو بذر تردید را در جامعه می کارد
ذوالنور ادامه داد: البته ضربه کسانی که سکوت کردند و یا دو پهلو حرف زدند کمتر از خواصی نبود که تابلوی حمایت از فتنه را در دست گرفتند چون این موضعگیریها سبب شد تا بذر تردید در دل مردم کاشته شود.
وی با اشاره به حوادث فتنه سال قبل و توهین به عزاداران امام حسین(ع) و پخش بطری شراب در روز عاشورا اظهار داشت: من وقتی به کروبی گفتم چرا شما این اهانتها به امام و عاشورا و ... را محکوم نکردی گفت چقدر ساده ای، اینها را نظام برای تخریب ما ایجاد کرده و من به او گفتم خوب اگر راست می گویی این بهترین موقعیت برای شما بود که با محکومیت این اهانتها، به قول خودت عاملان آن را افشا کنی اما چرا نکردی؟
هتاکان روز عاشورا هیچگاه دامان سران فتنه را رها نمی کنند
وی با بیان اینکه معلوم بود که آنها این حوادث را محکوم نمی کنند افزود: هتاکان به عاشورا هیچگاه دامان پرمحبت سران فتنه را رها نمی کنند زیرا سران فتنه بستر طبیعی برای عقده گشایی آنهاست و آنها باید ممنون باشند که سران فتنه نقش نخ تسبیح را برای متمرکز کردن معاندان علیه نظام بازی کردند.
آخرین افاضات اکبر گنجی
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با اشاره به آخرین مواضع اکبر گنجی گفت: اخیرا او در آخرین ورژن سخنانش گفته است که هیچ چیز مقدسی در دنیا وجود ندارد و همه پیامبران باید نقد شوند و امروز حتی در حوزه هم شاهد جریاناتی هستیم که به دنبال زیر سئوال بردن و نقد مبانی امام خمینی(ره) هستند و در لایه های متعددی اعلام حضور می کنند اگرچه ما می دانیم که این جریان از کجا و با چه پولهایی حمایت می شوند.
وی در بخش دیگری از سخنانش در پاسخ پرسشی مبنی بر اینکه چرا رئیس مجلس که دیداری هم با حسنی مبارک داشت هنوز هم مواضعی دو پهلو دارد تصریح کرد: ما آقای لاریجانی را نمی توانیم خارج از جرگه نظام حساب کنیم اما نسبت به مواضع ایشان نقد و حرف داریم زیرا نداشتن مواضع شفاف اگر تاثیرمنفی نداشته باشد حداقل این است که موجب تطهیر فتنه گران و تردید در مردم می شود.
نسبت به مواضع رئیس مجلس گله مندم
ذوالنور ادامه داد: نباید افراد جای خود را بارهبر معظم انقلاب عوض کنند و نباید جای فرمانده و سرباز عوض شود؛ برخی در جایگاه رهبری کدخدامنشی عمل کردند و به جای آنکه خودشان روی سیم خاردار بروند عقب نشستند و فرمانده را می خواستند روی سیم خاردار قرار دهند.
وی تاکیدکرد: من نسبت به مواضع ایشان نقد و گله دارم.
وی همچنین در پاسخ به سئوالی درباره انتخاب مجدد آیت الله رفسنجانی به ریاست خبرگان ابراز داشت: من در جایگاهی نیستم که در این باره نظر دهم و صلاحیت او را خبرگان باید تشخیص دهد و هر تصمیمی هم که بگیرند بهشت و جهنمش با خودشان است اما مردم می توانند مطالبه داشته باشند و حرف بزنند.
بیانیه دادن؛ سنت جدید آقای رفسنجانی
وی ادامه داد: اخیرا آقای هاشمی رفسنجانی سنت بدیعی را شروع کرده و آنهم بیانیه دادن و در جرگه پیام دهندگان قرار گرفتن است چون بیانیه دادن نوعی اعتراض است برای کسی که تریبون در اختیارش نیست.
ذوالنور افزود: این در حالی است که وی تریبون نماز جمعه و مجلس خبرگان و مجمع تشخیص را دارد و تریبون نماز جمعه را هم کسی از ایشان نگرفته است و هر بار که به وی تعارف می کنند می گوید شما تضمین دهید که مردم شعار ندهند من بیایم و در این صورت باید برای هر فردی دو مامور بگذاریم که شعار ندهند؛ مردم فرمایشی عمل نمی کنند و در بستر تاریخی و با سنجش عملکرد شخصیتهاست که از او حمایت و یا علیه او شعار می دهند.
وی تصریح کرد: البته این بیانیه دادنها هم ممکن است دلایل دیگری هم داشته باشد از جمله اینکه ایشان بگویند شان ما این است که در جرگه افرادی هستیم که بیانیه می دهند.
جامعه اسلامی دانشجویان با صدور بیانیه ای به اظهارات آیت الله هاشمی رفسنجانی واکنش نشان داد.
به گزارش خبرآنلاین، این بیانه با این جمله پایان یافته که «هر لحظه آماده شنیدن پاسخ سوالات خود هستیم.»
در بخشی از بیانیه این تشکل دانشجویی آمده است: آنچه ناراحت کننده است برخی حرکات و رفتارهای عناصری است که خود در ریشه دواندن این انقلاب و نظام نقش بسزایی داشته اند. زندانها رفته اند و هزینه ها پرداخت کرده اند. اوج فتنه های دهه اخیر که جمع تمامی کینه ها، دشمنی ها، توطئه ها، نفاق و دورویی ها بود را در سال قبل شاهد بودیم. جاییکه ماهیت فتنه خیلی سریع آشکار شد. هرچند عده ای هنوز هم از به کار بردن واژه ی فتنه استنکاف می کنند.
آزمون بزرگ و میدانی سخت برای سنجش عیار مدعیان در بستر حوادث فتنه 88 شکل گرفت که در آن اکثر خواص نمره ی قبولی نگرفتند و از توده ها (که به زعم آنها با بی شرمی تمام بی سواد و به دور از تمدن معرفی میشوند! ) عقب ماندند و با اصرار خود در حالی که به خوبی می دانستند ماجرا از چه قرار است و در کجای پازل دشمن ایستاده اند خود را از آغوش ملت جدا و به دامان دشمن پرتاب کردند.
بحث افراد معلوم الحالی مثل موسوی خاتمی یا کروبی و... نیست. عملکرد اینها قابل پیش بینی و محرز بود. اما درد ما آنهایی بودند که برای انقلاب خون دلها خورده بودند. برای خمینی، عزیز بودند و برای سیدناالخامنه ای همسنگر!
در بخش دیگری از این نامه با اشاره به سخنان هاشمی رفسنجانی در جمع دانشجویان گیلانی سوالاتی توسط جامعه اسلامی دانشجویان مطرح شده و آمده است:
1- آقای هاشمی! آیه 14 سوره تغابن را حتما خوانده اید! نسبت به تاریخ هم از ما بهتر آگاهید. عبدالله بن زبیرها بودند که موجب شدند سیف الاسلام ها در جمل های تاریخ علیه ولایت خروج نمایند. پس مراقب اطرافیان خود باشید.
2- آقای هاشمی! قریب یک میلیون رأی خبرگان شما رأی امت حزب الله و متدینین است. نه سبزها و نه حامیان غربزده موسوی! بنابراین انتظار مردم این بود که قدرشناس این آرا باشید و به شعار "هاشمی هاشمی سکوت کنی خائنی" جماعتی که نه تنها به شما رأی ندادند بلکه از اساس مخالف ولایت فقیه، خبرگان و تمام ارکان نظام بودند، اعتنا نکنید و به آن دلخوش نباشید.
3- بعد از مواضع شما در نماز جمعه 88 که همراه بود با کلکسیونی از هتک حرمتها علیه فریضه مقدس نماز جمعه توسط جمع اندکی از سبزها که خم به ابروی شما نیاورد، چه کسانی راضی به خانه برگشتند؟! مواضع شما چه کسانی را به تحسین واداشت؟
4- اردوکشی خیابانی، هتک حرمت مقدسات دینی، کشتن بسیجیان، اتهام تقلب به نظام، اتهام تجاوز جنسی در زندانهای نظام، توهین به عاشورای حسینی(ع)، بیانیه های کاملا همسو با آمریکا و رژیم صهیونیستی و... اینها اتفاقاتی بود که فقط یکی از آنها برای جدا شدن راه شما و اتخاذ موضع شفاف نسبت به موسوی و مناففقین همراهش کافی بود! اما امروز شما نه تنها مرزها و خطوط خود را همچنان با این فرقه ی منحرف روشن نکرده اید، بلکه شنیده شده که موسوی که رأس این فتنه بوده و ابزار اصلی براندازی نظام شده بود را به جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز دعوت نموده اید! چه بگوییم که جز حسرت و حیرت کار دیگری نمی توان کرد!
5- اتفاقات اخیر همچون مسأله دانشگاه آزاد تاریکتر از آن اتفاقات جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در آن شنبه ننگین در بحث انتخاب رییس بانک مرکزی، علامتهای سوال جدیدی در ذهن ما ایجاد کرده است. چه پاسخی در قبال این همه علامت سوال برای ذهن پرسشگر دانشجویان دارید؟
عصر جمعه خاتمی و سید حسن خمینی در محفلی گذشت که با تلفیقی از حضور برخی هنرمندان، سخنان تامل برانگیزی علیه نظام و مسئولین دولت مطرح شده است.
به گزارش مشرق، محمدخاتمی و سیدحسن خمینی عصر جمعه گذشته در محل نشر عروج به تماشای فیلم "عصر جمعه" نشستند که پس از پنج سال از محاق توقیف خارج شده است.
این فیلم عصر جمعه گذشته با حضور تعدادی از سینماگران از جمله ۲ تن از بازیگران خانم این فیلم برای محمد خاتمی و سیدحسن و سیدیاسر خمینی به صورت خصوصی در محل نشر عروج وابسته به مؤسسه حفظ و نشر آثار امام (ره) به نمایش درآمد.
در این مراسم تعدادی از فعالان عرصه سینما به طرح ادعاهای واهی و سیاهنمایی علیه نظام و دولت پرداختند و جمهوری اسلامی را متهم به دیکتاتوری و ایجاد خفقان در فضای فرهنگی کشور کردند که با سکوت مدعیان خط امام و تشویق مکرر حضار همراه بود.
ادعای ایجاد خفقان در عرصه فرهنگ و هنر و نقض آزادی فعالیت هنرمندان از سوی چهرههای مسألهدار در حالی مطرح می شود که مسئولان وزارت ارشاد حتی به فیلم هایی چون به رنگ ارغوان و آتشکار که در دولت خاتمی توقیف شده بودند، مجوز اکران داده اند. حضور یکی از بازیگران خانم که پیش از این در خارج کشور اقدام به کشف حجاب و حمایت از فتنه سبز کرده بود نیز در مراسم اکران خصوصی "عصر جمعه" در مجموعه وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار امام (ره) و سخنان تند وی علیه فضای کشور و برخی مسئولین از دیگر نکات تعجب برانگیز این مراسم بود.
"عصر جمعه" نخستین ساخته بلند مونا زندی حقیقی و روایتی از زندگی زن آرایشگری است که با فرزند پانزده ساله خود که محصول یک رابطه نامشروع است زندگی می کند اما پسر پس از درک واقعیت، کانون اصلاح و تربیت را بر زندگی بدون ریشه در خانه ترجیح داده و به تنهایی پناه می برد.
ما ایرانیها، آدمهای خیلی عجولی هستیم و معمولا به صبر کردن عادت نداریم. اما چه بخواهیم چه نه، گاهی باید صبر کنیم تا بعضی چیزها را با چشم خود ببینیم. مثلا سرنوشت بعضی افراد و چهرههای سیاسی را فقط با صبر میشود دید. حال ممکن است این صبر کردن یک روز طول بکشد، یا دو روز، یک هفته، یک ماه، یک سال، ده سال و …
سال ۷۶ بود قبل از انتخابات دوم خرداد. من و پدرم حامی ناطق نوری بودیم اما بقیهی اعضای خانواده (مادربزرگ و عموها و عمهها و دایی ها و …) حامی خاتمی. آن روزها خیلی سعی میکردم یک طوری نظر فامیل و بستگانم را عوض کنم.
من زمان جنگ، به خاطر بیماری و شرایط سخت، چند سالی را دور از پدر و مادرم زندگی کردم. آن سالها پدرم معلم بود و باید در مناطق محروم و مرزی ایلام خدمت میکرد و من گاهی با آنها و گاهی هم پیش مادربزرگ و پدربزرگم در گیلان زندگی میکردم. این مساله باعث شد که وابستگیهایم به فامیل و مخصوصا مادربزرگم، خیلی خیلی بیشتر از دیگران باشد.
یادم هست زمان انتخابات دوم خرداد، خیلی با مادربزرگ صحبت میکردم. او را به خون شهدایش قسم میدادم که از رای دادن به خاتمی منصرف شود اما نشد که نشد! دلائل جالبی برای حمایت از خاتمی داشت:«سید است! فامیل خانواده امام است! ناطق نوری تکراری است! فلان است بهمان است و …»
خیلی حرص میخوردم. حرف زدن با مادربزرگ با چنین دیدگاهی هیچ فایدهای نداشت. متاسفانه راستیها هم بدجوری تبلیغ میکردند. به هر حال خاتمی رییس جمهور شد. کم کم اصلاح طلبان حاکم شدند و عناصر پشت پرده هم آمدند و شروع کردند به نوشتن و گفتن و تقسیم تاریخ به دو نیمه «قبل از دوم خرداد و بعد از دوم خرداد» و تظاهرات علیه خدا و گیر دادن به امامت و ولایت و عصمت و … اما مگر همه مردم ایران اهل روزنامه و نشریه و جلسه پرسش پاسخ و مناظرات دانشگاهی بودند؟
مجبور بودم با مادربزرگم با همان ادبیات خودش صحبت کنم. به او میگفتم که خاتمی به کنار، ولی آدمهایی زیر سایه او به قدرت رسیدهاند که دارند به امام و انقلاب و اسلام و شهدا خیانت میکنند، برایش سند از روزنامهها میآوردم. مقالات اصلاحطلبان و ضدانقلابهای تازه به قدرت رسیده را درباره امام و ولایت و شهید و شهادت، با ادبیاتی عوامانه برایش میخواندم. اما مادربزرگ اهل روزنامه و این حرفها نبود. او فقط عمامهی خاتمی را میدید و صحبتهای «سید» را از تلویزیون میشنید و همانها را باور میکرد.
گذشت و گذشت. رسیدیم به سال ۸۰٫ آن روزها، شاید سختترین و تلخترین روزهای زندگی من باشد. چون علیرغم همه وابستگیهای فامیلی، روابطم با بستگانم کمی سرد شده بود. احساس تنهایی میکردم. رای مادربزرگ همچنان سید محمد خاتمی بود و باز هم حرفهای من هیچ فایدهای نداشت. اصلاح طلبان هم، همه آن ۲۲ میلیون را «مردم اصلاح طلب» نامیدند! و من مانده بودم که مادربزرگ سادهی من کی و کجا اصلاح طلب هست؟!
رسیدیم به سال ۸۴٫ دیگر حال و حوصله جر و بحث و دعوای با فامیل و اطرافیان را نداشتم. به خودم قول داده بودم که دنبال عوض کردن رای کسی نباشم. اما گویا اینبار نوبت مادربزرگم بود که نصیحتم کند و مرا به رای دادن به احمدی نژاد ترغیب کند! اینجا بود که فهمیدم گاهی باید صبر کرد. یاد روزهایی افتادم که حرص میخوردم اما حرص خوردن من، فایدهای نداشت! چرا که زندگی باید روال طبیعیاش را طی میکرد…
رسیدیم به سال ۸۸٫ با زمزمه ورود خاتمی، با خودم گفتم نکند باز هم فامیل و بستگان ما، فیلشان یاد هندوستان کند و دوباره از احمدی نژاد برگردند و به خاتمی رای بدهند! باز هم رفتم سراغشان. اما مگر میشد با آنها درباره کسی به جز احمدینژاد حرف زد؟!
تا اینکه خاتمی رفت و موسوی آمد. کدام موسوی؟ همانی که بعد از ۲۰ سال غیبت، ناگهان پیدا شده بود! موسوی دهه ۶۰٫ میرحسین موسوی که مردم ایران هنوز هم خاطرات خوشی از او داشتند. میترسیدم محبوبیت موسوی کارش را بکند. اما مادربزرگم میگفت:«فرقی نمیکند. موسوی هم مثل احمدینژاد. هر دو، حامی محرومان و مستضعفان! موسوی قبلا خدمت کرده، این که جدیدتره. بذاریم همین احمدینژاد که جوونتر و جدیدتر و پرانرژیتر هست، برامون کار کنه…» دیگر نمیگویم که امروز مادربزرگ با شنیدن اسم خاتمی و موسوی، چه میگوید؟! این چیزی است که با چشمان خود دیدم و احتمالا دیگران هم در میان فک و فامیلشان با چنین صحنههایی برخورد کردهاند.
تحلیل رفتار مردم ایران، کار سادهای نیست. میشود همه را متهم کرد به عوام بودن و نفهمیدن و رنگ عوض کردن و قدر ندانستن و فراموش کردن و … اما نه، عقل و رفتار جمعی مردم را نمیشود نادیده گرفت. وقتی عموم مردم ایران، برخلاف تبلیغات رسمی، به خاتمی رای میدهند، حتما حکمتی دارد و دقیقا به همین علت، وقتی عموم مردم ایران، برخلاف همه انتظارات و پیشبینیها، به احمدینژاد رای میدهند، باز هم حتما حکمتی دارد.
عموم مردم ایران نه اصلاح طلب به مفهوم سیاسی آن هستند و نه اصولگرا به معنای حزبی و جناحی آن. مردم ایران هم اصلاح طلب هستند و هم اصولگرا به مفهوم اجتماعی آن. گاهی از یکنواختی و محافظهکاری خسته میشوند و دنبال تغییر فضا هستند مثل دوم خرداد، زمانی دیگر از شعارهای توخالی و فضای سیاستزده اصلاحات خسته میشوند و دوباره به سمت تغییر میروند. چون مردمی که به احمدینژاد رای دادند، همانهایی بودند که به خاتمی رای داده بودند.
رفتار مردم ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور آنها در انتخابات مختلف و آرای آنها به روسای جمهور مختلف از بنی صدر گرفته تا هاشمی رفسنجانی و خاتمی و احمدینژاد، نشان میدهد که هیچ شخصی نباید خود را نمایندهی محبوب و دائم العمر مردم بداند.
شاید بنی صدر با مشاهده آرای اکثریت قریب به اتفاق مردم و حتی حمایت بسیاری از شخصیتها و روحانیون و مراجع بزرگ، هرگز فکر نمیکرد که با کنار رفتنش، آب از آب تکان نخورد و همان رییس جمهور محبوب، به شخصیتی منفور تبدیل شود، اما شد. سید محمد خاتمی هم شاید هرگز فکر نمیکرد که دو دوره تکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری و آرای بیست میلیونی او با آمدن احمدینژاد به فراموشی سپرده شود، اما شد. طبعا این قضیه برای احمدینژاد و اصولگراها هم صادق هست و آنها هم نباید آینده را دربست متعلق به خودشان بدانند.
پس هیچکس نباید به فکر محبوبیت دائمی نزد ملت ایران باشد. نه اینکه مردم، فراموشکارند و قدر مسئولین را نمیدانند. نه، اتفاقا مردم قدرشناسی داریم، اما نکته اینجاست که مسئولین و شخصیتهای سیاسی نباید توقع داشته باشند که تا قیام قیامت و به هر قیمتی مورد اقبال مردم باشند. البته معمولا آدمهای سیاسی مملکت اینها را نمیفهمند و چون نمیفهمند، رفتار مردم را هم نمیتوانند پیش بینی و یا تحلیل کنند. به همین علت بعد از دوم خرداد، تصور کردند که رای مردم به اصلاحات، یعنی قبول گفتمان اصلاحات!
فراموش نکنیم که گفتمان اصلاحات، یعنی پشیمانی ضمنی و تلویحی و گاهی صریح و علنی از آرمانهای اصلی انقلاب و امام. اگر رای مردم به اصلاحطلبان، واقعا پذیرش این شعارها بود، پس نباید به گفتمان «انقلاب و امام» که شعار اصلی اصولگرایان بود، رای میدادند! اما در سال ۸۴ دیدیم که علیرغم حضور اصلاح طلبان تندرو مثل دکتر معین با آنهمه شعارهای عجیب و غریب و یا وعدههای ۵۰ هزار تومانی کروبی و یا پشتیبانی همه جانبه و البته خندهدار اصلاحطلبان از هاشمی رفسنجانی، مردم به شعارهای انقلابی رای دادند.
از سویی این یک امتیاز برای نظام است که علیرغم همه جابجاییها و تغییر آدمها، مردم به نظام سیاسی کشور اطمینان دارند. به عبارت بهتر، این چهرههای سیاسی نیستند که باعث اطمینان مردم به نظام میشوند، این اعتبار جمهوری اسلامی است که باعث اطمینان مردم به افراد میشود و چهرهها را در برابر چشم مردم و قضاوت آنها قرار میدهد.
پس مردم مقصر نیستند. نمیشود به آنها اعتراض کرد که چرا بنیصدر را نشناختید و یا چرا به سید محمد خاتمی و یا محمود احمدینژاد رای دادید؟ این به خاطر مقضیات زمان و روال طبیعی چرخش قدرت در کشور است و مردم اگر در تصمیم و انتخاب خود اشتباه هم بکنند، گذشت زمان آنها را متوجه اشتباهشان میکند! همچنان که با گذشت زمان بنیصدر، منفور شد و خاتمی و موسوی هم امروز وضعیت بهتری ندارند!
البته همه چیز را نمیشود با حساب و کتاب مادی توجیه و تفسیر کرد. چه بخواهیم و چه نه، سوءاستفاده از دین و دیانت و بازی با اعتقادات مردم، بالاخره تاثیرش را خواهد گذاشت و بلایی بر سر آدم میآورد که خدا بر سر هیچ بنیبشری نیاورد. سید محمد خاتمی حواسش نیست که این بلاها از کجا به جانش و میراث اصلاحاتش افتاده است. روزی که در سایه دولت اصلاحات وی، روزنامه و شبنامه به بهانه آزادی بیان و آزادی اندیشه، دیانت و اعتقادات مردم را هدف قرار داده بودند، باید منتظر چنین روزی میشد. (چه مردم روزنامه بخوانند چه نخوانند)
پس جناب آقای سید محمد خاتمی! از ما به شما نصیحت. مردم را از طریق حزب و جناح و روزنامه و سایت و وبلاگ و بنیاد باران نشناسیم. مردم را در کوچه و خیابان و بازار و مسجد و شهر و روستا و دور و نزدیک کشور بشناسیم.
در تاریخ اسلام مصادیق قابل توجهی وجود دارد از بزرگانی که به واسطه فرزند ناخلف، از مسیر حق خارج شدند و اجر مجاهدتهای خویش را ضایع کردند...
زبیر بن عوام یکی از این افراد است. زبیر، یکی از بزرگترین مجاهدان صدر اسلام، باجناق و نزدیکترین یاوران رسولالله بود به طوری که سیف الاسلام لقب گرفت.
علاوه بر مجاهدتهای درخشان در جنگهای صدر اسلام، زبیر جزو ارادتمندان اهل بیت نیز محسوب می شد به طوری که در جریان سقیفه، در حمایت از علی علیه السلام در منزل حضرت فاطمه(س) متحصن شد و حتی شمشیر کشید تا از حق علی در جانشینی پیامبر دفاع کند.
ارادت زبیر ابن عوام به اهل بیت به حدی بود که حضرت علی علیه السلام درباره ایشان گفتهاند: زبیر از ما اهل بیت بود تا اینکه فرزند شومش عبدالله بزرگ شد.
عبدالله ابن زبیر همان کسی است که در زمان خلافت حضرت علی علیه السلام، خالهاش عایشه و پدرش را به جنگ علیه علی علیه السلام تحریک کرد و اولین جنگ داخلی علنی در میان مسلمین را به راه انداخت.
روایت است که در ابتدای جنگ جمل، حضرت علی علیه السلام با اسب به نزد زبیر رفت و با بیان خاطرهای از پیامبر به خاطر زبیر آورد که پیامبر به او فرمود روزی تو با علی جنگ خواهی کرد در حالی که ستمکار و ناحق خواهی بود.
زبیر با بخاطر آوردن آن ماجرا، تکانی خورد و شمشیر خود را زمین انداخت و عزم بازگشت کرد اما پسرش عبدالله با اصرار او را از این کار بازداشت و تشویق کرد در جنگ بماند و به روی علی علیه السلام شمشیر بکشد.
جنگ جمل یکی از عبرت آموزترین فتنههای صدر اسلام است. جنگی که یک طرف آن، همسر پیامبر، با جناق پیامبر، صحابیها و مجاهدان بزرگ بودند و طرف دیگر علی علیه السلام خلیفه وقت.
عبدالله ابن زبیر را می توان پیشکسوت آقازادهها دانست. کسی که برای رسیدن به قدرت، فتنهای بزرگ به راه انداخت و برای فریب مردم، دائم از مجاهدتهای پدر و مقام خالهاش نزد پیامبر مایه می گذاشت و افتخارات پدر و خالهاش را دلیل برحق بودن خود میدانست.
آنچه در دیدار مقام معظم رهبری با اعضای ستادها در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این ملت گذشت، بی تردید "رمز عبور" این ملت از گردنه های خطیر در این بیست سال زعامت مقام معظم رهبری بوده است. قسمت دوم این جلسه که سراسر حماسه و نگارگرجلوه صفت شجاعت بی نظیر و عدالت بی همتای رهبری عزیز بود، از چشمان همگان پوشیده نگاه داشته شد.
به گزارش رجانیوز، هفته نامه 9 دی در اولین شماره که امروز به روی دکه ها رفت، در نوشتهای به قلم جعفر فرجی که از سوی ستاد انتخاباتی دکتر احمدینژاد در این نشست حاضر بوده ناگفتههایی خواندنی مطرح کرده است.
این جلسه با دعوت رهبری و چند روز بعد از راهپیمایی اعتراضی میدان آزادی جریان فتنه برگزار شد. برخی با این نگاه آمده بودند که امتیازی نصیبشان خواهد شد...
آقای الویری بی تابی می کردند و به آقا می گفتند که: آقا 30 ثانیه وقت بدهید. بنده طرح دارم برای حل مسئله. آقا فرمودند که دوربین ها را بیرون ببرید. وقتی دوربین ها کامل خارج شد، آقا فرمودند که: آقای الویری شما 30 ثانیه وقت خواستید، ما کریم هستیم به شما یک دقیقه وقت می دهیم. خنده بر لبان همه نشست...
آقای الویری شروع کردند و گفتند که از دید ما این انتخابات بایستی ابطال شود. هر گونه تصمیم دیگری به غیر از ابطال، مورد پذیرش مردم قرار نخواهد گرفت. بعد از ابطال انتخابات که کمترین خواسته مردم است ، برای حل مسائل و قضاوت در مورد ادعاهای طرفین، حضرتعالی شورای حکمیتی شکل دهید تا میان طرفین قضاوت کند، آن وقت هر آنچه آن شورا حکمیت نمود ما هم می پذیریم.
این کار در زمان امام هم سابقه داشته است. مثلاً در ماجرای 14 اسفند در زد و خورد مابین طرفداران بنی صدر و شهید بهشتی، چون یک طرف دعوا شهید بهشتی رئیس دستگاه قضا بودند، امام برای حل مساله شورایی 3 نفره را شکل دادند (نقل این جملات از طرف آقای الویری حدود پنج دقیقه طول کشید) آقای الویری ادامه دادند که با تشکیل این تیم سه نفره مشکل حل شد.
حضرت آقا اجازه داده بود تا آقای الویری پنج دقیقه وقت مقررشان را صحبت کنند، بلافاصله بعد از این جمله آقای الویری که مشکل حل شد فرمودند: و مشکل حل نشد...
آقای الویری که گویی تمام صحبت های خود را برباد رفته می دید و همچنین تمام وقت خود را، با حالت خاصی با تردید گفت: آقا حل شد... و حضرت آقا فرمودند: نخیر مشکلی حل نشد و پس از تحقیقات فراوان نتایج مورد پذیرش طرف مقابل قرار نگرفت و آن پرونده حجیمی که آقای اردبیلی با خود به این طرف و آنطرف می برد هیچ گاه به نتیجه خاصی منتج نشد.
آقا فرمودند یک مطلبی را اینجا جا دارد بیان کنم:
برخی از دوستانی که در این جلسه حضور دارند هر گاه به انتخاباتها نزدیک می شویم ، مدام با یک ژست خاصی در شعارهایشان تبلیغ می کنند که اختیارات رهبری در چهارچوب قانون اساسی است و رهبری در چهارچوب قانون اساسی بایست عمل کند و اختیارات فراقانونی و یا حکم حکومتی نداریم.
جناب آقای خاتمی نیز وقتی سال 76 می خواستند کاندیدای ریاست جمهوری شوند، آمدند پیش بنده و گفتند که بنده عقیده ام این است که رهبری بایست در چهارچوب قانون اساسی عمل کند. بنده به ایشان گفتم بسیار مطلب خوبی است ولی شما جناب آقای خاتمی کسی خواهی بود که در آینده بیشترین تقاضاها را برای استفاده از اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری جهت حل مشکلات کشور خواهید داشت. در طول سالهای ریاست جمهوری، ایشان بارها نامه می زدند که فلان مطلب را تنها شما می توانید حل نمایید و بنده می نوشتم که با توجه به اینکه درخواست شما در چهارچوب قانون اساسی نیست مکتوب بنویسید که موضوع از طریق اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری حل شود و ایشان بارها و بارها چنین مطلبی را مکتوب نمودند.
شما ببینید این اختیارات رهبری در انتخاباتهای مختلف مثل تایید انتخابات مجلس تهران و یا تایید صلاحیت کاندیدای ریاست جمهوری و... تاکنون به نفع چه جریانی بیشتر بکار گرفته شده است. در همین جمع اکثر دوستان در زمان تصدی خود بر پست های مختلف در مواقع بحرانی کشور، همین درخواستها را بصورت مکتوب برای استفاده از اختیارات رهبری داشته اند ولی چرا هر وقت انتخاباتی می شود، مدام تکرار می کنید که حکم حکومتی نداریم و...
الان هم شما از بنده می خواهید بدون در نظر گرفتن شورای نگهبان و چهارچوب های قانونی، شورایی را فراتر از آنچه در قانون اساسی آمده، جهت حکمیت شکل دهم. نخیر بنده نظرم این است که بر اساس همان چیزی که خودتان مدام در ایام انتخاباتهای مختلف تبلیغ می کنید عمل شود و بایست همه گروهها در چهارچوب قانون عمل نمایند. راه حل مساله رجوع معترضین به شورای نگهبان است و بنده حرکت در چهارچوب قانون را راه حل نهایی می دانم.
کار تمام شده بود. آنچنان قاطعانه درخواست ها و تلاش های آقایان الویری، بهشتی، دانش جعفری مبنی بر ابطال انتخابات و از کار انداختن وجاهت داوری شورای نگهبان در فراز اول سخنان رهبری ( در قسمت غیررسمی) بصورت شفاف و صریح پاسخ داده شده بود که هرگونه فکری مبنی بر فلسفه شکل گیری جلسه بر پایه امتیاز دهی را از بین می برد.
آقای زنگنه دست خود را بالا بردند و اجازه گرفتند که صحبت کنند. آقای زنگنه مطالبی پیرامون عدم بیطرفی شورای نگهبان گفتند و سپس موضوع را به سمت آقای احمدی نژاد کشاندند که ایشان در سخنرانیشان در میدان ولیعصر به ما گفته اند همجنس باز و لیبرال.
حضرت آقا فرمودند: آقای زنگنه حالا چرا شما به خودتان گرفته اید؟ آقای زنگنه اصرار می کردند که احمدی نژاد گفته طرفداران موسوی فلان و فلان هستند. صحبت های زنگنه معطوف به آن قسمت از صحبت های دکتر در رابطه با آمریکا و حکومت های لیبرالی بود که روسای جمهور این کشورهای لیبرالی، از هر طریقی ولو شعارها و امتیازهایی برای همجنس بازان، به دنبال رای آوری هستند. واقعاً من هم تعجب کردم که چرا ایشان به خودشان گرفته اند. اصل صحبت آقای زنگنه این بود که تقلب شده و بایست انتخابات ابطال شود.
حضرت آقا صحبت های جناب زنگنه را تمام کردند و فرمودند: آقای زنگنه شما نوعاً آدم احساساتی هستید و همواره در موضع گیری ها و بیان مطالبتان، احساستان بر منطق و عقل می چربد، این خوب نیست. الان هم من این صحبت های شما را می گذارم روی احساسی بودنتان.
فضا خیلی سنگین شده بود و آقای زنگنه را نگاه کردم آن حالت سفت و محکم اولیه نشستن خود را از دست داده بود و روی صندلی دراز کشیده بود گویی بدنش توان نشستن نداشت. آقا فرمودند: بارها شده که شما مطلبی را با حرارت گفته اید و سپس با اشک نزد بنده آن مطلب را پس گرفته اید.
آقا فرمودند: یک مطلبی هم راجع به ابطال انتخابات بگویم که دیگر هیچ وقت چنین مطلبی را تکرار نکنید. اگر امروز تمام دنیا نیز روبرویم جمع شوند و بایستند و بگویند انتخابات باید ابطال شود، بنده هرگز زیر بار نخواهم رفت. ابطال انتخابات تودهنی به مردم است و بنده به هیچ عنوان از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد. در همین انتخابات سال 76 وقتی جناب آقای خاتمی رای آوردند خیلی ها اعتراض داشتند و به دنبال ابطال انتخابات بودند. گروهی از بزرگانی که شما هم می شناسید پیش بنده آمدند و تقاضای ابطال انتخابات را کردند و مدام هم اصرار می کردند. بنده آن زمان آن چنان تشری به این ها زدم که دیگر از آن زمان تاکنون دلشان با بنده صاف نشده، (بعد با شوخی و تبسمی آرام فرمودند) البته امیدوارم این جلسه باعث نشود که شما هم مثل آن عزیزان شوید. اگر هم اعتراضی راجع به انتخابات دارید بروید در مجاری قانونی درنظرگرفته شده در قانون اساسی پیگیری نمایید. ایشان ادامه دادند: البته یک چیزی را هم بگویم که شما که کار اجرایی انتخابات انجام داده اید، می دانید که احتمال تقلب در انتخابات نیم درصد هم نیست. حالا یک زمانی صحبت بر سر 100 هزار رای بود احتمال می دادیم. اگر 200 هزار رأی بود، 300 هزار رأی بود می پذیرفتیم. الان صحبت نه بر سر یک میلیون یا دو میلیون رأی که اختلاف 11 میلیون رأی است. مگر می شود پذیرفت. البته اشکال ندارد شورای نگهبان ترتیبی اتخاذ نماید تا با حضور نمایندگان کاندیداها آن صندوق هایی که اعتراض دارند بازشماری شود. هر چند که بنده مطمئن هستم تغییری در آراء بوجود نخواهد آمد.
آقای آخوندی که باجناق آقای ناطق نوری و نماینده ستاد موسوی در هیأت نظارت شورای نگهبان بودند، دست خود را بالا بردند. داشتند شروع به صحبت می کردند که آقا فرمودند: خودتان را معرفی کنید؟ با تعجب گفتند که آخوندی هستم، عضو ستاد موسوی. آقا فرمودند: «بله مواضعتان را اخیراً در روزنامه ها دیده ام.» اهل دلی می گفت که حکمت این برخورد آقا شاید این بوده که ایشان جناب آقای آخوندی جدید را با مواضع جدیدش نمی شناختند و احتیاج داشتند ایشان خودشان را درست با همین عنوان جدید معرفی کنند.
آقای آخوندی گفتند که آقا بنده در انتخابات سال 76 وقتی آمار آراء تا حدودی مشخص شد نشستم و بیانیه ای را آماده نمودم و به آقای ناطق گفتم انتخابات را به آقای خاتمی تبریک بگوییم. آقا این را می دانیم که در یک جامعه مترقی بایست کسی که شکست می خورد شکست را بپذیرد و همچنین می دانیم که هر چقدر آراء این انتخابات که در داخل صندوق ها ریخته شده و بازشماری شود باز هم تغییری بوجود نمی آید و قبول داریم که مردم این آراء را در صندوق ها ریخته اند (تا بدینجا آقای آخوندی دو اعتراف بزرگ را انجام داده بود) اما اعتراض ما به این است که با بداخلاقی کاری کرده اند که مردم به اشتباه افتادند. کلیت بحث این بود که چرا احمدی نژاد طوری عرصه را طراحی نمود که رای به موسوی معادل رای به هاشمی شد و افکار عمومی را احمدی نژاد طوری هدایت کرد که گویی هر کس به موسوی رأی بدهد، انگار به هاشمی رای داده است و... این یعنی تقلب در انتخابات.
آقای دکتر زارعی که با آقای آخوندی در شورای نگهبان به عنوان نمایندگان کاندیداها حضور داشت، با عصبانیت زیر لب می گفت پس چه کسی بود که دائم بدون اینکه نتیجه ای معلوم شده باشد از همان لحظات اولیه آغاز انتخابات با بیرون تماس می گرفت و دائم آمارهای دروغ به بیرون می داد که تعداد آراء فلان مقدار شده است. آقای زارعی که حسابی از دست آخوندی شاکی بود، دستشان را مدام بالا می بردند. آقا نگاهی به آقای زارعی کردند و فرمودند که دیگر خسته شده اند. تا چنین گفتند آقای زارعی دستشان را پایین آوردند و آقا والسلامی گفتند و جلسه چند ساعته به پایان رسید.
به غیر از چند نفر که بدون خداحافظی رفتند، همه به گرد رهبری حلقه زدند. خانم کروبی جلو آمدند و با آقا احوالپرسی کردند و گفتند: آقا نمی شود این هایی که دستگیر شده اند را آزاد نمایید؟ آقا فرمودند: خانم کروبی بنده در این فیلم های تبلیغاتی آقای کروبی می دیدم که ایشان مدام افتخار می کنند به اینکه مجرمین را از زندان آزاد کرده اند. (اشاره به ژست تبلیغاتی کروبی مبنی بر توانمندیش در نظام مبنی بر رایزنی و چانه زنی برای آزاد نمودن زندانیان به تعبیر خودش سیاسی) به ایشان بگویید که این افتخار نیست که کسی مجرمی را آزاد نماید. خانم کروبی گفتند آخر در بین این ها خانواده شهید هست. در حالی که همه به دقت به صحبت های آقا گوش می دادند، آقا فرمودند: خانم کروبی شما که بهتر می دانید خانواده شهید بودن، آخوند بودن، آخوندزاده بودن که مصونیت نمی آورد. حرف من این است که نباید مجرمی را بدون دلیل آزاد نمود و نه باید کسی را بدون جرم زندان نمود. هر دو کار غلط است.
گویا آقای منتجب نیا بودند که در آن فضا خواستند مطلب دستگیری ابطحی را طرح کنند. ایشان گفتند که آیا شما در جریان هستید که امروز آقای ابطحی را گرفته اند؟ آقا در میان حلقه همه آن بزرگواران فقط رضایت خدا را می دیدند نه رضایت خلق او را. آقا فرمودند: بنده در جریان دستگیری ایشان نیستم، در این امور دخالت هم نمی کنم. به دستگاه ها هم گفته ام که خودشان حسب تکلیفشان به وظایف ذاتی خود عمل کنند. همه دیدند که مواضع آقا خیلی سفت و محکم است و جای هیچ گونه باج خواهی و یا وساطت طلبی از نائب مهدی و عدالت پیشه ای علوی وجود ندارد.
آقا از حلقه بزرگان سابق، خارج شدند که آقای طلایی نیک نزدیک به خروجی در جلو رفتند و به آقا گفتند: آقا در این مدت به بزرگان خیلی توهین شد و شخصیت بزرگان نظام در تلویزیون مستقیماً تخریب شد و.... شما نظرتان چیست؟ آقا در حالیکه داشتند خارج می شدند گفتند: بله، بنده هم مانند همه مردم از تلویزیون برنامه های انتخاباتی را می دیدم. واقعاً وقتی می دیدم درست جلوی دید مردم به رئیس جمهور قانونی کشور مدام می گویند دروغ گو، دروغ گو! دلم می شکست.
و این آخرین تلاش بزرگان سابق، برای حتی شنیدن جمله ای کوتاه برای نقل قول در بیرون از جلسه و یا حتی یافتن مستمسکی کوچک از سخنان حضرت آقا مبنی بر درستی کارهایشان بود. کارهایی که بهایش خون های جوانان و مردم بی گناه و به خیابان کشاندن و به آشوب کشاندن سرزمین ولی عصر در برابر انظار دنیا و تبدیل بهترین فرصت نظام در تاریخ انقلاب به صحنه ای زننده و هتک حرمت خون شهدا بود.
جمله مرد خاکستری فتنه که نقل کرده بود: (آقای) خامنه ای از اغتشاش می ترسد و اگر بتوانیم مردم را یک ماه در خیابان نگه داریم قطعا عقب نشینی خواهد کرد. را حتماً به یاد دارید همین جمله به خوبی گواه است که سران فتنه نه تنها مردم ایران که رهبری این نظام را هم نشناخته بودند.
حضرت آقا به آن جلسه نیامده بود تا با دوستان و آشنایان قدیمی خودشان به رسم آنچه از سیاست بازی و رفاقت آموخته بودند، سخن بگوید و نیامده بود تا با دوستان و آشنایان قدیمی خودش که بواسطه حضور مردم در خیابانها احساس قدرت می کردند، با معامله و عقب نشینی جلب محبت نماید.
آقا آمده بود برای آخرین بار با دوستان و همسنگران و آشنایان قدیمی خودش در داخل و خارج جلسه اتمام حجت کنند. بله، امام ما برای اتمام حجت با همه آشنایان قدیمی خود جلسه آمده بود...
سید علی حسینی خامنه ای همچون خمینی (ره) به هیچ کس باج نمی دهد.
دفاع مجدد زیباکلام از رضاشاه/ سال 59 شما چند ساله بودی؟ رسایی: ولایت فقیه جلوی سوپر انقلابیهای پشیمان را گرفت
بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس به مناسبت 13 آبان مناظره ای را بین حمید رسایی و صادق زیبا کلام ترتیب داد. این مناظره که با موضوع «تسخیر لانه جاسوسی؛ سرانجام دانشجویان پیرو خط امام» با استقبال دانشجویان همراه شد، بیش از دو ساعت طول کشید
*یک ماه پس از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رسانه های غربی تصویری را در خصوص تسخیر لانه جاسوسی منتشر کرده و مدعی شدند دکتر محمود احمدی نژاد یکی از گروگانگیران لانه جاسوسی بوده است.
*پس از انتشار این تصاویر سعید حجاریان در مصاحبه با آسوشیتدپرس گفت: گروگانگیر حاضر در عکس گرفتهشده در سال 1979 محمود احمدینژاد رئیسجمهور منتخب مردم ایران نیست، بلکه یکی از مبارزانی است که در زندان خودکشی کرد.
*این مساله گرچه در آن ایام به نحوی با سکوت گذشت اما در متن و بطن خود اصلاح طلبان را در دامی گرفتار کرد که گویا طی سالیان دراز سعی داشتند این مساله را مسکوت بگذارند.ماجرای تقی محمدی و مردان خاکستری.اما تقی محمدی که بود و برخی اصلاح طلبان امروز چه رابطه ای با وی داشته اند؟
*محمدی که در کمیته انقلاب منطقه نازیآباد فعال بود، به کمیته اداره دوم ارتش رفت و در بخش ضد جاسوسی، پیگیری جریانات ضد انقلاب راست و ستاد ضد کودتای نوژه فعال شد. سپس وی به جمع حاضر در اطلاعات نخستوزیری پیوست. پس از انفجار هشت شهریور در فاصله کوتاهی تقی محمدی ابتدا به عنوان مأمور دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به کویت اعزام میشود و سپس به عنوان کاردار ایران در افغانستان منصوب میشود.
*دادستانی انقلاب به دلیل نزدیکی او با مسعود کشمیری عامل انفجار نخستوزیری، با هماهنگی وزارت خارجه و بدون آشکار نمودن موضوع، او را از کابل فراخواند و بازداشت کرد.
*تقی محمدی که پس از شنیدن برخی اعترافات هم پروندهای هایش علیه او، در بازداشتگاه برای اعتراف اعلام آمادگی کرده بود، پس از بیان برخی نکات با نظر کارشناس مربوطه ساعاتی فرصت استراحت دریافت میکند اما در این فاصله به طرز مشکوکی با کمربند در تاریخ 19/1/1365 خودکشی مینماید. برخی از کارشناسان امنیتی دادستانی انقلاب معتقد بودند که اینگونه خودکشی با توجه به اینکه تقی محمدی بر روی رگهای گردنش چوب کبریت گذاشته بود، امکان ندارد و اشخاص دیگری احتمالاً او را کشتهاند و بعد حلقآویزش کردهاند. این امر حتی مورد تصریح علنی روح الله حسینیان در سخنرانی 10/6/1379 نیز قرار گرفت
*از نظر برخی این خودکشی حاصل القائات رابطین بیرونی بوده است تا از ادامه سوخته شدن مهرههای سازمان منافقین جلوگیری شود. تقی محمدی گویا در این بازجویی به ارتباط با جواد قدیری و یکی از عاملین انفجار حزب جمهوری اسلامی اعتراف کرده بود.
*خوئینیها پس از دریافت گزارش خودکشی تقی محمدی مسئولین پرونده را تحت فشار میگذارد که «وضعیت به این صورت زیاد قابل دوام نیست» در ادامه مسیر رسیدگی نیاز به حضور سعید حجاریان و بهزاد نبوی برای بازجویی به موسوی خوئینیها اعلام میگردد که او پاسخ میدهد مواردی که لازم است را اعلام نمایید تا من خود اقدام به تحقیق نمایم. او در خصوص بازرسی محل کار تقی محمدی نیز اعلام کرد خودش کار تحقیقات را برعهده میگیرد، اما نتیجه آن را برای درج در پرونده و صدور کیفرخواست در اختیار نمیگذارد. مرگ تقی محمدی در لحظهای اتفاق افتاد که بسیاری از گرهها در حال باز شدن بود، اما این رخداد کمک کرد تا در فاصله کمی فشارهای موسوی خوئینیها مؤثر واقع شود و تحقیقات درباره پرونده انفجار نخستوزیری متوقف شود. پس از آن نیز به فاصله اندکی پرونده مسکوت ماند. از دوستان نزدیک تقی محمدی، سعید حجاریان، محمد کاظم رضوی، خسرو تهرانی و محسن سازگارا بودند. تا آنجا که مشهور است سعید حجاریان و سازگارا تدفین و مراسم یادبود «تقی محمدی» را برگزار کردهاند.
شگفتی رسانه های جهان از استقبال لبنانی ها از رئیس جمهور ایران
خبرنامه دانشجویان ایران: استقبال بهیادماندنی مردم لبنان از دکتر احمدینژاد در مسیر پنج کیلومتری فرودگاه تا کاخ "بعبدا" ریاست جمهوری لبنان همچنان در کانون توجه رسانهها و شخصیتهای دنیا است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» به نقل از رجانیوز، دکتر فارس مروان نماینده مجلس لبنان با اشاره به استقبال گسترده از رئیسجمهور ایران در لبنان گفت که چنین تجمعی برای استقبال از یک شخصی خارجی در این کشور بیسابقه است.
وی ادامه داد که استقبال مردمی از دکتر احمدینژاد نشان میدهد که لبنان با پیشینه تحت سیطره استعمار، در این مقطع تاریخی چهرهاش را عوض کرده است.
محمد فنیش وزیر توسعه اداری لبنان در مورد نگرانی مقامات رژیم صهیونیستی از سفر دکتر احمدینژادگفت: این مواضع نشانه کینه و حسد مسوولان رژیم صهیونیستی است و ما نیز خوشحالیم که رژیم صهیونیستی از این سفر ابراز نگرانی کرده است.
دکتر طارق متری وزیر اطلاع رسانی لبنان در واکنش به ابراز نگرانی مقامات رژیم صهیونیستی از سفر رئیسجمهوری اسلامی ایران به لبنان گفت که برنامه دیدارهای آقای احمدینژاد از لبنان ارتباطی به رژیم صهیونیستی ندارد.
همچنین خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی استقبال از رئیس جمهوری ایران در لبنان را ویژه و بسیار صمیمی توصیف کرد.
این خبرگزاری با تیتر "استقبال هیجان انگیز از احمدینژاد" نوشت: استقبال مردم لبنان از رئیسجمهور ایران گرم و تأمل برانگیز بود.
ای.اف.پی ادامه داد: محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران در میان استقبال شیفتگان خود وارد بیروت شد تا به تقویت مناسبات دو کشور بپردازد. رئیس جمهوری ایران در فرودگاه مورد استقبال نبیه بری رئیس پارلمان لبنان و هیئت سیاسی از جمله نمایندگان حزب الله قرار گرفت و این در حالی بود که جمعیت در بیرون فرودگاه فریاد شادی سر داده با حرکت دادن پرچم های ایران منتظر استقبال از رئیس جمهوری ایران بودند.
در ادامه این مطلب آمده است: احمدی نژاد برای پاسخ به احساسات حاضران در حالی که لبخند به لب داشت از دریچه سقف ماشین بیرون آمده بود و در حالی که کاروان او به آرامی رو بسوی کاخ ریاست جمهوری این کشور در حرکت بود در مسیر به این احساسات پاسخ می داد.
خبرگزاری فرانسه همچنین می نویسد: احمدی نژاد در حالی به سمت کاخ ریاست جمهوری لبنان می رفت که استقبال کنندگان و مردم شهر بیروت و لبنان او را با پاشیدن برنج به نشانه عزت و احترام همراهی می کردند و فریاد شادی سر می دادند.
این خبرگزاری همچنین اعلام کرد که بسیاری از خیابان های منتهی به فرودگاه از سوی نیروهای امنیتی لبنان حفاظت می شد تا اینکه مراسم استقبال از رئیس جمهوری ایران در سایه امنیت کامل برگزار شود.
زنی که خود را "عراف" معرفی می کند و در بیرون فرودگاه با دو کودک خود برای استقبال از احمدی نژاد ایستاده و پرچم ایران را تکان می دهد می گوید: من در اینجا هستم تا حمایت خودم را از جمهوری اسلامی ایران اعلام کنم. ما در کنار ایران و در جبهه مشترکی علیه اسرائیل قرار داریم.
احمدی نژاد برای سفر دو روزه لحظاتی پیش برای یک دیدار تاریخی وارد بیروت شد.
گاردین: مردم لبنان از احمدی نژاد به عنوان یک قهرمان استقبال کردند
روزنامه انگلیسی گاردین در گزارشی درباره سفر رییس جمهوری کشورمان به لبنان نوشت: هزاران لبنانی و طرفدار حزب الله امروز از محمود احمدی نژاد به عنوان یک قهرمان استقبال کردند.
به گزارش ایرنا، گاردین روز چهارشنبه در نسخه آن لاین خود نوشت: این اولین سفر رییس جمهور احمدی نژاد به لبنان است که با استقبال هزاران نفر از مردم لبنان مواجه شد.
روزنامه انگلیسی افزود: لبنانی ها در کنار اصلی ترین بزرگراه بیروت که به فرودگاه منتهی می شود به صف ایستاده بودند و از آقای احمدی نژاد هنگام ورود به لبنان استقبال کردند.
'مردم پرچم های ایران و پوسترهایی را در دست داشتند و در طول بزرگراه نیز عکس های بزرگ آقای احمدی نژاد به چشم می خورد. از بلندگوها نیز شعارهایی پخش می شد.'
این روزنامه انگلیسی نوشت: هنگامی که خودروی حامل آقای احمدی نژاد از میان جمعیت می گذشت، مردم شادی می کردند و شکلات پرتاب می کردند. آقای احمدی نژاد هم برای آنان دست تکان می داد و به ابراز احساسات شان پاسخ می گفت.
گاردین به نقل از یکی از شرکت کنندگان در این مراسم نوشت: احمدی نژاد اقدامات بسیاری برای لبنان انجام داده است و این فقط یک تشکر ساده از اوست.
'فاطمه مازه' گفت: احمدی نژاد لبنان را کنترل نمی کند بلکه او به ما کمک می کند. هرکس عقل دارد و می تواند برای خود فکر کند. ما اینجاییم تا پشتیبان احمدی نژاد در شرایط سخت باشیم.
گاردین در ادامه با اشاره به اوضاع سیاسی لبنان و گروه بندی های حزبی در آن کشور نوشت: حتی روزنامه های مخالف حزب الله نیز انتقادی از سفر احمدی نژاد به لبنان نکرده اند.
گاردین افزود: دولت و کابینه لبنان هم از آقای احمدی نژاد همانند هر رییس جمهور دیگری استقبال می کنند.
این روزنامه انگلیسی با اشاره به مخالفت برخی از کشورها از جمله آمریکا با سفر رییس جمهوری کشورمان به لبنان نوشت: هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا بسیار از این سفر نگران است.
گاردین نوشت: کلینتون اظهار کرده که از حمایت ایران از حزب الله نگران است زیرا باعث از بین رفتن وحدت در لبنان می شود.
العربیه:همه طرفهای سیاسی در لبنان به احمدی نژاد خوش آمد گفتند
شبکه خبری العربیه روز چهارشنبه با اشاره به سفر رییس جمهوری اسلامی ایران به لبنان و استقبال گسترده مردمی در بیروت،گزارش کرد که تا این لحظه همه طرفهای سیاسی لبنانی به رییس جمهور ایران خوشامد گفته اند.
به گزارش ایرنا،العربیه در ادامه این گزارش افزود: در مراسم استقبال از محمود احمدی نژاد نبیه بری رییس مجلس لبنان رییس جمهوری ایران را تا قصر ریاست جمهوری همراهی کرد.
عدنان قملوش خبرنگار العربیه در این باره گفت: احمدی نژاد که اکنون در قصر بعبدا حضور دارد با میشل سلیمان رییس جمهوری لبنان مذاکرات همه جانبه ای را آغاز کرده است.در این مذاکرات وزیرانی از هر دو کشور حضور دارند و قرار است مقامات ایرانی در دیدار با مقامات لبنانی چندین توافقنامه اقتصادی و تجاری به امضا برسانند.
به گفته العربیه یکی از توافقهایی که بین ایران و لبنان به امضا خواهد رسید برق رسانی در لبنان است که در این رابطه وزیر انرژی لبنان نیز اخیرا به ایران سفر کرده بود.
خبرنگار العربیه در ادامه گفت که احمدی نژاد قرار است با مقامات سیاسی لبنان دیدار و گفت و گو کند. وی همچنین در ورزشگاه رایه سخنرانی خواهد کرد و با سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان دیدار می کند . به گفته العربیه لبنانی ها منتظر سخنان احمدی نژاد در شهر بنت جبیل که در نزدیکی مرزهای اسراییل (فلسطین اشغالی ) قرار دارد، هستند.
خبرنگار العربیه درباره اینکه آیا احمدی نژاد و سعد الحریری نخست وزیر لبنان با هم دیدار خواهد داشت ،گفت که انتظار می رود این دیدار فردا صورت گیرد.
خبرگزاری آلمان نیز نوشت: لبنانیها برای محافظت از جان رئیسجمهور ایران سنگ تمام گذاشتهاند و میخواهند میزبان شایستهای باشند.
در عین حال، رادیو فردا رسانه وابسته به سازمان سیا تلاش کرد استقبال پرشور مردم لبنان از رئیسجمهور کشورمان را به یک گروه خاص منتسب کند اگرچه بهدلیل شمار زیاد استقبال کنندگان نتوانست از کنار این موضوع رد شود: در ابتدای نوشته این سایت با عنوان "استقبال لبنانیهای قدردان کمکهای جمهوری اسلامی از احمدینژاد" آمده است: محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه سفر مناقشه برانگیز خود به بیروت، پایتخت لبنان، را در میان استقبال «هزاران لبنانی شیعه» آغاز کرد. این در حالی است که مقامات حزبالله روز گذشته اعلام کردند که از سال ۲۰۰۶ نزدیک به یک میلیارد دلار ایران صرف بازسازی این کشور شده است.
سایت رادیو فردا سپس به نقل از رویترز نوشت هزاران شیعه لبنان روز چهارشنبه در حاشیه مسیر فرودگاه بیروت تا کاخ ریاست جمهوری این کشور با پاشیدن برنج و انداختن گل بر سر آقای احمدینژاد از او استقبال کردهاند.
رویترز به نقل از تعدادی از افرادی که به استقبال آقای احمدی نژاد رفتهاند میگوید که آنها به دلیل بازسازی لبنان قدردان او هستند. «اگر او نبود، ما هنوز در چادر زندگی میکردیم.»
رادیو فردا سپس به حاشیهسازی در مورد این سفر تاریخی پرداخت و نوشت: این در حالی است که عده زیاد دیگری در لبنان از جمله برخی از مقامات بلندپایه در دولت این کشور و بهویژه سنیمذهبهای این کشور از سفر دوروزه آقای احمدینژاد به بیروت ابراز ناخشنودی کردهاند.
به گفته خبرگزاری رویترز، بزرگترین فراکسیون در مجلس لبنان به رهبری سعد حریری، پسر رهبر فقید این کشور، محمود احمدینژاد را متهم کرده است که از لبنان به عنوان «پایگاه ایران در مدیترانه» بهره میگیرد.
از سوى دیگر، هفته گذشته، پوسترهایى علیه آقای احمدىنژاد در خیابانهاى شهر تریپولى، در شمال لبنان، نصب شده بود که بر آنها صورت او با خط قرمز ضربدر خورده و زیر آن به عربى نوشته شده بود: «لا أهلا" و لا سهلا"، لا بولایه الفقیه فى لبنان» (خوش نیامدید؛ نه به ولایت فقیه در لبنان).
محمود احمدینژاد صبح روز چهارشنبه پیش از آغاز سفر خود به بیروت در واکنش به این ابراز احساسات منفی نسبت به خود آنها را بیاهمیت خواند و گفت که «طبیعی است که بدخواهان این موضوع را نپسندند».
اما در کنار با حاشیهسازی رسانههای ضدایرانی، یک سایت داخلی که پس از چند ماه توقف فعالیت، دور جدیدی از خبرسازیهای خود را آغاز کرده است، به سبک همین حاشیهسازیها ترجیح داد بهجای برجسته کردن فضای مثبت استقبال دهها هزار نفر از مردم لبنان، با تیتر "انفجار بمب در آستانه ورود احمدی نژاد" به استقبال این سفر برود تا همانند خروجی رسانههای غربی این نکته به ذهن مخاطب القا شود که حتی آغاز این سفر نیز با ایجاد ناامنی همراه بوده است.
سایت آینده که در دور جدید فعالیت خود نیز همان رویه قبل را در سیاهنمایی و القای فضای بحران دنبال میکند، در کنار این خبر تصویر توهینآمیزی نسبت به رئیسجمهور نیز قرار داد.
به جای مقدمه: نیمه های شب / برخاسته ام از رختخوابی که یکسال است آرامش ندارم در آن/ تمام ذهنم مشغول این یک جمله است: بسیجی کجا بود؟! اینها عده ای نوجوانان داغ را جمع کرده اند و با دادن سلاح و باتوم تشویقشان کرده اند به ماجراجویی!/ تمام وجودم ناله می زند / دوست دارم تانکی که شهید فهمیده آن را نابود کرد…نابود نشده بود!/ آن وقت ناموس این آقایان زیر تانک صدام له می شد/ دوست دارم سرم را بکوبم به ستون خانه تا خون سرخم از خجالت گچ سفید در بیاید/ خشمی که مهار نشد مگر جوهر خودکارم را بر صحنه سفید برگه ای با نور کمسوی موبایل فرو ریختم…
متن اصلی: شنیده ام نالیده است/ آنکه مهندس است و هنوز هندسه کلام را بلد نیست/ هندسه کلام ما چند ضلعی نیست/ هندسه کلام چند ضلعی نیست که یک ضلعش سلطنت طلب باشد/ ضلع دیگر منافق/ آن دیگر ضلع صهیونیسم/ دیگر ضلع مسیحیت صهیونیستی / ضلع دیگر دنیای اشرافی گری و همه بچرخند حول محور استکبار و سلطه/ نه جناب میرتوهم/ نه جناب به اصطلاح مهندس … هندسه کلام این روزها عطر و بو هم دارد/ عطر قریبی ظهور/ آنانکه قربت ظهور را با غین می نویسند/ معلوم است حالا دیگر همکاسه سگ اسرائیلند/ چون جهان آماده شکفتن گل صلح است و این آقایان همان یک تکه استخوان قدرت و شهرت و مقام و خودشیرینی پیش صاحب کلاب جهان، شیطان بزرگ را بر همه چیز ترجیح می دهند/ از قدیم کلب را به باوفایی می شناختند/ اما برحذر بودند از نوع هارش/ که بر هر چه برسد جز کثافت و مرض چیزی ندارد…
ما با کسی دشمن نیستیم/ اهل و فحش و ناسزا هم نبوده ایم. اما والله بیزاری و برائت می جوئیم از خون اسرائیل که جاری است در رگهای حلقه افراطی سران فتنه/ چه کنیم اگر رگهای چشمهایمان دیگر از جوش غیرت و غضب بر منافقین دارد پاره پاره می شود/ آقای موسوی اینجا تگزاس نیست/ اینجا ایران است/ جناب مهندس/ هندسه کلام ما اینجا فحش خواهر و مادر به جای احوالپرسی نیست/ اینجا دعا برای صاحب الامر کلام آغازین و آخرین نوجوانان ماست/ جوانان ما سربازی هم که می روند ، خودشان را سرباز نایب مهدی میدانند ، اصلا لشگر سید خراسانی همین بچه سربازهای دلاور ما هستند…/ اینجا جوانهای ما از ده سالگی وارد بسیج می شوند/ حتی برخی کوچکترها گریه می کنند برای عضویت در بسیج/ تا به حال از خداجوهایت پرسیده ای چه حلوایی در خیابانهای تهران پخش می کنند که این نوجوانان وصیت نامه نوشته آمده اند برای خوردن این حلواها؟/ نوجوانان ما را مهدی هاشمی حقوق آنچنانی نمی دهد که بیایند به خیابانها برای مردم آزاری/ نه هندسه کلام نوجوانان ما یک ضلع دارد… ما با همین شکل تک ضلعی متولد می شویم… زندگی می کنیم…آرزوهایمان هم در لیله الرغائب گفتیم شهید شویم… نشد با همین شکل تک ضلعی می میریم / هندسه کلام ما همه اش خلاصه شده در یک بیانیه/ نه در بیانیه شونصدم میرتوهم سامری/ که حیف نام حسین و حیف تبار موسی/ تمام هندسه کلام این نوجوانهای پا در رکاب انقلاب خلاصه شده در”لبیک یا خامنه ای” / لبیک یا خامنه ای آن شکل تک ضلعی ماست/ که خبرگان هاشمی هم نتوانست چند ضلعی اش کند/ آری ما کاممان را با تربت حسین برداشته اند و کل یوم ها را عاشورا می بینیم و کل ارض ها را کربلا ما پناهگاهمان یا ابالفضل حسین است/ و خداجویان تو جز سطل آشغالهای قالیباف جایی برای مخفی شدن ندارند…
ما حتی یکبار هم باور نکردیم”یک یا حسین تا میرحسین” فریاد حق باشد/ درود بر آن “حرهایی” که لشگر تو را ترک کردند / سلام بر ۱۳ میلیون حر دلاور که آمدند زانو زدند درب بیت حسین زمان/ و ننگ بر اندکی قلیل که هنوز زر و تزویر آنها را از تکرار عاشورا بر حذر نمی دارد/ ابن سعدها دنبال گندم اند، برخی میان این لشگر قلیل پادشاهی بر “ملک ری” را تصور کرده اند/ آقای فلانی شما همین که داری بچرخان…ری پیش کشت/ حال اینکه فرمانده ای که ما داریم … ولی امر مسلمین جهان است و خوب امر هم دارد/ فرمانده ما اگر اشاره به تکرار عاشورا کند/ اینجا قاسم و عبدالله کم نیست…بماند که عباسهایمان خودشان لشگری هستند عظیم/ ما هنوز دستهای عبدالله را در بدن داریم/ سر قاسم هنوز راس بدن ماست/ ما پول نمی گیریم برای شهادت/ نوجوانان ما از روی پاکی، صداقت در ولایت، عقل و دین خالص همانند عبدالله مثل رفیقمان غلام کبیری… جان ناقابل خود را آورده اند/ ما چیده ایم سنگر جانها را در مقابل کفتار های خداجوی موسوی/ کفتارهای خداجوی موسوی کفتر های انقلاب ما را پر ندادند که پرپر کردند/ آن وقت ندا آقابهتان، نه نه، ندا آقا عثمان/ پیرهنش برای ما شر شد/ ما کفترهای بیت رهبری آمدیم روز عاشورا … تا کفتار های موسوی بازار شام را همان روز عاشورا یکجا جمع نکنند/ کفتارهای خداجوی موسوی چادر از سر زنهای عزادار کشیدند/ کفتارهای خداجوی موسوی مادر و دختری پناه برده به یک مهد کودک را تکه تکه کردند/ کفتارهای خداجوی موسوی قامت دلربای علی اکبرهای ما را شکستند/ نخاع علی اکبرهای بسیجی ما رشته تسبیح بود … / کفتارهای خداجوی موسوی ابا نکردند از برهنه کردن همشهری های ما/ آن وقت “شیخ افسادات” ادعای حقوق شهروندی می کند/ کفتارهای موسوی سرهای خود را برهنه کردند در سالگرد کشف حجاب/ کفتارهای موسوی هنوز هم کشته مرده ی رضا خان میرپنج هستند / کفتارهای موسوی نظام “آجانی ” می خواهند نه نظام “آقایی” / آقایی، نظام عاشوراست/ آقایی یعنی نفت را به شرکت های امریکایی به بهای مفت ندادن/ آقایی یعنی التماس نکردن برای عضویت در تجارت جهانی/ آقایی یعنی انرژی هسته ای را به گزاف از دست ندادن/ آقایی یعنی مرد بودن و آمار دروغ ندادن/ آقایی یعنی کربلایی بودن و عاشورا برای خامنه ای قمه نکشیدن/ آقایی یعنی سکوت نکردن… پرسه در مه نزدن… چشم ها را شستن/ آقایی یعنی تاب نیاوردن العطش رقیه غزه/ آقایی یعنی جگر سوخته از تشنه لبی علی اصغر غزه/ آقایی یعنی والله ان قطعتموا یمینی…/ آقایی یعنی لبیک یا سید علی/ آقایی نظام ما خلاصه می شود در: ما و تکلیف و یک “آقا”/ آقایی یعنی همان “شکل تک ضلعی، همان محور ، همان خط” زندگی سعادتمندانه ما/ همان ضلع لبیک یا خامنه ای/ آقایی یعنی خط سرخ رگهای احساس ما که فریاد می زنند “جانم فدای رهبر”/ نه خط امامی بودن امروز یعنی خط امام خامنه ای/ ما دشمن فرقه واقفیه هستیم که نه خمینی می شناسند و نه خامنه ای…
نه مهندس اگر بچه بسیجی های ما تو را با کفتارهایت تنها بگذارند می دانی چه می شود؟!/ جانی که در بدن داری… نفسی که می کشی… همه را مدیون همین کبوترهای خامنه ای هستی/ همه را مدیون لبیک بسیجی های ما به ندای ولی فقیه هستی/ والله بسجی های ما نباشند الآن به جای خواهرزاده ات … خوابیده بودی زیر خلوارها خاک/ تو که زیپ دهانت را باز می کنی به چرت گفتن دوست داریم یک روز تو را با کفتارهایت تنها بگذاریم … صبح که شد استخوانهایت هم برای تعارف باقی نمی ماند… اینجا کبوترهای ما هنوز محافظ تو هستند … نگهبان خانه عثمان بودن هم سخت اسست بچه ها…
آنچه حسین فهمیده را رهبر ما کرد… بصیرت بود و آرمان انقلابی اش/ آن چه بهنام محمدی را به عرش رساند همین بود/ آنچه غلام کبیری را زنده جاویدان تاریخ کرد … همین بود / یک کلمه:”آرمان” آنچه خلا وجودش در بین تو و کفتارهایت منشوری مصنوعی زاییده است/ منشور یک حیثیت لجنمالی شده/ منشور یک سقط جنین سبز، نه جنبش سبز… نوجوانان بسیجی ما با نهادی پاک/ ضمیری پر صداقت و خالی از پیرایه های قدرت و غضب و شهوت و باندای هیهات من الذله پا می گذارند به عرصه نبرد با شیاطین سبز/ آنچه هر بار آنها را مصمم تر می کند در نبر همان حصار مقدس شکل تک ضلعی لبیک یا خامنه ای است… نوجوانان ما عهد شکنی بلد نیستند … جام زهر به دست نگرفته اند و سیلی به صورت نظام نزده اند… نوجوانان ما عاشق زنده شدن در قاموس کربلا هستند…/ عاشق شهادتند نه کارت بسیج نه کسر خدمت… که هیچ کدام دلیل جان برکفی در مقابله با کفتارهای موسوی نیست/ اینجا شور و شوق شهادت عجین شده با اصل اطاعت از ولایت فقیه و هک شده بر دایره سرنوشت نوجوانان بسیجی ما/ اگر طوفان کربلا به پا می شد… اینجا دست عبدالله و سر قاسم زیاد داشتیم… حیف که فتنه زود سقط شد… ما غسل شهادت کرده بودیم….
*این متن را تقدیم می کنم به شهدای نوجوان فتنه ۸۸ و به وجود نازنین عبدالله و قاسم بن الحسن
فتنه فرقه سبز از چند خاکریز نظام عبور کرد اما با سد بصیرت مردم، هوشیاری مردم و آگاهی اکثریت نخبگان روبرو شد. لذا در9 دی و22 بهمن عقب نشست.
اوایل که دستگاه قضا و امنیت حساب و کتابی داشت شماری از کسانی که گرفتار قانون و دادگاه بودند هم در دادگاه و هم در بیرون اعترافاتی کردند که نااهلان و نامحرمان آن را حمل به این معنا کردند که آنها تحت شکنجه مجبور به اعتراف شده اند. به دلایلی روند آن دادگاه ها متاسفانه متوقف شد.کسانی هم بودند که دردادگاه ژست مقاومت گرفتند و گفتند ما ایستاده ایم، آنها مدعی بودند از سد سین جیم بازجو یا بازجویان به سلامت عبور کرده اند و حاضر به اعتراف نیستند.یکی از این جماعت فرقه سبز که به اصطلاح سرموضع بود جناب آقای مصطفی تاج زاده بود.
او اخیرا بیانیه ای مفصل تحت عنوان «پدر مادر ما باز هم متهم هستیم» صادر کرده و عقاید جدید خود را با رونمایی از عقاید قدیم بیان کرده است.
او با آنکه تردستی بازجوی خود را انکار می کند اما در صدور این بیانیه حرف هایی زده است که نوعی اعتراف به جرائم وتوجیه مجازات وی تلقی می شود.
طبیعی است که نمی تواند مدعی باشد که این حرف ها از سوی بازجوی وی به او القاء شده است چرا که حرف های خود را در قاب «مقاومت» و «استقامت» بیان کرده است!
قبل از واکاوی بیانیه وی و روان پژوهی مواضع اعلام شده تاج زاده لازم می دانم از گفتگوی آقای سعید حجاریان مندرج در ویژه نامه سیاسی روزنامه ایران تحت عنوان «رمز عبور» یاد کنم.سعید حجاریان سه جمله کلیدی در این مصاحبه در مورد شهید سید اسدالله لاجوردی دارد که واقعا شنیدنی است. لازم به توضیح است مصاحبه حجاریان مندرج در ویژه نامه ایران1000 روز قبل از حوادث کنونی گرفته شده است و در محیطی کاملا فارغ از فضای امروز! اما سه جمله آقای حجاریان در مورد شهیدلاجوردی:
1- «شهید لاجوردی هرگز مالی نیندوخت و خشت روی خشت نگذاشت همیشه قبل و بعد از انقلاب در حال کار کردن بود.» 2- «لاجوردی به خود من (حجاریان) همواره می گفت که شما از منافقین هم بدتر و خطرناکتر هستید. می گفت رجوی دوراندیش نبود خیلی زود دست خود را رو کرد اما شما خودتان را برای آینده آماده کرده اید و منتظر فرصت هستید تا شرایط به نفع شما مهیا شود.» 3- «منظور شهید لاجوردی از منافقین جدید در وصیت نامه اش بچه های مجاهدین انقلاب بوده است و بر این مسئله پافشاری می کند.» - ویژه نامه ایران، ص158 و ص159 خرداد89 -
این سه جمله را خوب به خاطر بسپارید تا برویم روی تحلیل مختصرمحتوای بیانیه تاج زاده! البته بنده خود با آنکه عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی هستم و گرمی حضور دیدگاه های شهید اسدالله لاجوردی را در جلسات شورا هنوز در کنار خود حس می کنم هیچ وقت نتوانستم رمز و راز وصیت نامه او و صراحت وی را در خصوص کسانی که آنها را بدتر از منافقین می دانست درک کنم. حتی امروز که مواضع تاج زاده را به طور عریان در این بیانیه در برابر خود دارم می خواهم ناشی از عصبانیت و غضب او بدانم که برگرفته از شکست در انتخابات و شکست در آشوب آفرینی های فرقه سبز است. و ذهن خود را از این داوری که این جماعت بدتر از منافقین هستند دور کنم. اما چه کنم که مصطفی تاج زاده دست هر خواننده ای را می گیرد و اصرار دارد که بگوید بله ما از اول بویژه در زمان امام (ره) با انقلاب و مشی آن «مسئله» داشتیم. از حاشیه پردازی کم کنم و به متن بپردازم.
به این جملات بیانیه تاج زاده که فارغ از فضای زندان و بازجویی و آزادانه نوشته شده دقت کنید.
1- اعتراف می کنم که اگر در زمان خود در مقابل مواجهه نادرست با آیت الله شریعتمداری و حفظ حریم مرجعیت اعتراض می کردیم کار به جایی نمی رسید که حرمت مراجع و عالمانی همچون آیت الله منتظری و ... مورد تعرض قرار گیرد. نمی دانم تاج زاده در زمان کودتای نوژه کجا بود اما نیک می دانم دوستان سازمانی وی آن زمان در نهادهای امنیتی نظام حضور داشتند مسئله کشف کودتای نوژه و نقش شریعتمداری را نمی شود از تاریخ انقلاب پاک کرد. برخورد ملاطفت آمیز امام با شریعتمداری و اعتراف وی به خطای خود در برابر مردم در سیمای جمهوری اسلامی را کسانی که حداقل در سن تاج زاده هستند به یاد دارند. همچنین موضوع آیت الله منتظری و بی مهری او به امام و مردم را هنوز از یاد نبرده اند. اینکه تاج زاده پس از سه دهه دست خود را رو می کند که حداقل در این دو داستان قبلا در کدام صف قرار داشته است - در صف مردم و امام یا صف کودتاچیان و ... - خیلی مهم است. این اثبات نظریه شهید لاجوردی در مورد سازمان است که بنده هنوز هم نمی خواهم آن را باور کنم. تاج زاده در بیانیه خود می گوید:
2- باید اعتراف کرد و حلالیت طلبید از برخوردهایی که با مهندس بازرگان و دکتر سحابی صورت گرفت و عذرخواست... برخوردهایی که با مهندس بازرگان و دکتر سحابی صورت گرفت چه بود؟ سازمان مجاهدین انقلاب و حزب جمهوری اسلامی در ائتلاف بزرگ در کنار هم علیه نهضت آزادی و جریان بنی صدر در اوایل انقلاب بودند.
نمی خواهم راجع به کم وکیف برخورد سازمان مجاهدین انقلاب و حزب جمهوری اسلامی و حزب اللهی ها با نهضت آزادی و بازرگان سخنی بگویم اما آخرین برخوردی که با این جماعت صورت گرفت نامه حضرت امام به حجت الاسلام محتشمی وزیروقت کشور بود امام در مورد نهضت آزادی و شخص بازرگان می فرمایند: «نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی به آمریکاست... نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی قانونگذاری یا قضائی را ندارند. ضرر آنها به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند از ضرر گروهک های دیگر حتی منافقین- این فرزندان عزیز مهندس بازرگان- بیشتر و بالاتر است... باید با آنها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.» صحیفه نور جلد22 بهمنماه66 صفحه384 و385
آقای تاج زاده عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت با آن مرامنامه و مواضعی که همواره روی خط امام و مواضع امام تاکید دارد باید توضیح دهد این اعتراف و عذرخواهی از مهندس بازرگان را چگونه با نامه و برخورد امام جمع می کند و در این موضع در کجا ایستاده است. در پشت سر امام (ره) یا رودرروی امام (ره)؟ خواهشمندم کسانی که این سطور را می خوانند بلافاصله ذهن خود را به سمت وصیت نامه شهید لاجوردی و اظهارات اخیر سعید حجاریان که می گفت لاجوردی به ما می گفت «شما (مجاهدین انقلاب) از رجوی هم خطرناکتر هستید» نبرند. 3- تاج زاده در بخش دیگری از بیانیه خود با یک رونمایی دیگر خود را ناشیانه در کنار فرقه رجوی قرار می دهد و با آنها به خاطر برخوردهای سال60 همدردی می کند.
عین عبارت آقا مصطفی! را در زیر بخوانید: «به برکت جنبش سبز شرایطی فراهم شده تا بسیاری از طرف های درگیر منازعات خونین دهه60 به بازخوانی انتقادی آن سال ها به این نتیجه برسند که آن همه خشونت و خونریزی «ضرورت تاریخ» نبود، می شد از آن اجتناب کرد.»
آقای تاج زاده باید بگوید منظور از خشونت و خونریزی در دهه60 چیست؟ خشونت و خونریزی منافقین علیه ملت و نظام!؟ یا خشونت (بخوانید احکام دادگاه های انقلاب) علیه جرم محاربه با نظام و برخورد با منافقین!؟ او بی رودربایستی در این انتخاب در جایگاه تخطئه احکام دادگاه های انقلاب می ایستد و با منافقین همدردی می کند.
باز خواهشمند است ذهن شما خواننده عزیز به این سمت نرود که این مدرکی برای اثبات نظر شهید لاجوردی در خصوص اعضای سازمان مجاهدین انقلاب است.
4- آقای تاج زاده در بیانیه طولانی خود با همه کسانی که به نوعی از انقلاب آسیب دیدند ابراز همدردی می کند و علیه انقلاب و نظام کیفرخواستی نوشته است که فقط در ادبیات سلطنت طلبان و منافقین می توان سراغ آن را گرفت. اما این جمله در پاراگراف پایانی او هم بسیار جالب است که از قول او بخوانیم که؛ «مرگ خواهی نه برای آمریکا، نه برای روسیه و نه برای هیچ ملت دیگر نمی تواند شعار جنبش سبز باشد.» نمی دانم مخاطب او در این جمله کیست قطعا یکی از مخاطبان وی ملت ایران است که طی30 سال گذشته حداقل روی شعار مرگ بر آمریکا به خاطر مظالم50 ساله آمریکا در ایران تاکید کرده است. اما تاج زاده این شعار را که نشانه شعور و غرور و عزت ملی ما در نزد جهانیان است تخطئه می کند.
باید جستجو کرد که او در طرح این مسئله چه مقصودی دارد و با چه کسانی می خواهد همنوایی کند. موضوع همنوایی با آمریکا که به طور عریان خود را در این حرف واتاب می دهد. او در مسائل پیشگفته از نهضت آزادی، از منافقین و از سیلی خوردگان از امام و امت دلجویی کرد در اینجا از چه کسانی می خواهد دلجویی کند. ذهن هرکس به طور طبیعی به سمت سلطنت طلبان می رود. چون امام و امت با انقلاب اسلامی با نبرد با آمریکا و با شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی تیر خلاص به سلطنت شاه و رژیم دو هزار پانصد ساله منحط شاهنشاهی زدند. این شعار بیش از هر چیز کابوسی برای سلطنت طلبان در سال های56 و57 بود چرا که این شعار درکنار مرگ بر شاه یک شعار کلیدی است.
لذا اجازه می خواهم خوشبینانه نظر شهید لاجوردی را رد کنم و تاج زاده را از اتهام همکاری و همدردی با منافقین و حتی این داوری را که اینها از منافقین بدترند مبرا بدانم. و این حکم را بدهم که او به حکم اینکه نامش «تاج زاده» است همه این فرازوفرودها را برای دفاع از تاج و تخت و سلطنت طی کرده است و از این بابت حتی سر حجاریان و بهزاد نبوی ومحمدرضا خاتمی هم کلاه گذاشته است. روان پژوهی کلمات صادره در این بیانیه فریاد می زند که او دل در گرو بازگشت سلطنت و آمریکا دارد نگارنده از اینکه در تامل اعترافات او در تیتر مقاله عمدا دو واژه «تاج» و «زاده» را جدا از هم نوشتم محقم.
او می خواهد بگوید من زاده تاج هستم و همه این مبارزات پیچیده را برای بازگشت تاج به کشور می کنم.نفی امام، نفی شعار مرگ بر آمریکا، همدردی با انقلابیون پشیمان و فرسوده و حتی همدردی با منافقین به شوق بازگشت تاج و تخت به کشور است. شاید این داوری در نگاه اول قدری بی رحمانه و غیرمنصفانه باشد اما تاج زاده در بیانیه خود آن قدر کلید واژه برای اثبات این ادعا گذاشته است که گریزی از آن نیست. اگر باور ندارید اعترافات او را یک بار دیگر بخوانید،تاپیچیدگی کاربازجوی اور ادر نشان دادن چهره وی درک کنید.
محمدعلی ابطحی از جمله کسانی است که در جریان طراحی و عملیاتی شدن فتنه پس از انتخابات، از چهرههای «مطلع» بود و به همین خاطر پس از دستگیری، اطلاعات گرانقیمت فراوانی در اختیار نهادهای مسؤول قرار داده است که تنها پارهای از آن اطلاعات منتشر شد. در همین راستا چندی پیش فیلم کوتاهی از بخش منتشر نشدهای از اظهارات ابطحی درباره فتنه پس از انتخابات، منتشر شد که از موارد جالبی برخوردار بود.
به گزارش وطن امروز دربخش هایی از این اعترافات آمده است :
ابطحی در ابتدای این اظهارات درباره میرحسین موسوی میگوید: آقای موسوی توهمی داشت و اینکه جزئی از انقلاب و خط امام و حتی در بعضی از دوستاشون اِبا نداشتن بگن که حتی از رهبری هم به امام نزدیکترند ، در حالی که ما این رو به شوخی در جلساتمان میگفتیم که اگر دوپینگهای روزانه امام نبود در زمانی که ایشون نخستوزیر بود، ایشون همون کارهای جاری کشور را نمیتوانستند انجام بدن و حمایتهای روزانه امام موجب میشد ایشون بتونن کارهای اجرایی را انجام بدهند. اما در عین حال ایشون تصورشون این بود که خط امام ملک رسمی ایشان است و او زیر این عنوان میتواند آرای مردمی را که واقعا به امام علاقهمند هستند [به دست بیاورد].
محمدعلی ابطحی در ادامه به جلسات متعدد تصمیمگیری برای مسائل بعد از انتخابات اشاره میکند و میگوید: یکی از اینها جلسه مشترکی بود که آقای موسوی، خاتمی و آقای رفسنجانی روز شنبه (یک روز بعد از انتخابات) برگزار کردند. توی اون جلسه، حمایت بسیار عجیبی از مهندس موسوی شکل گرفت. بعد به بعضی جاها پیغام داده شد که شما اگر در این شرایط حمایت کنید بسیار مهم است. مجمع روحانیون مبارز همان روز (شنبه 23 خرداد) جلسه گذاشت و در جلسهاش خواستار ابطال انتخابات شد.
اما اظهارات بعدی ابطحی درباره اهداف پنهان سران فتنه در ورود و طراحی فتنه بود. ابطحی در این بخش از اظهارات خود، درباره ویژگی «توهم» موسوی و رفتار متوهمانه وی و نیز دلایل دیگر افراد برای همراهی و دمیدن بر آتش فتنه به موارد قابل تاملی اشاره میکند: من فکر میکنم یکی از توهمات جدی مهندس موسوی این بود که فکر میکرد این مجموعهها کسانی هستند که به خاطر خود آقای موسوی، دیدگاههای موسوی و به خاطر مبانی موسوی به وی علاقهمند هستند، در حالی که دلیل اینکه موسوی را تنها نمیگذاشتند، به خاطر منافع خودشان بود.
در اینجا از همه کسانی که اسم میآورم پوزش میخواهم، واقعا قصد اهانت و جسارت ندارم اما از روی اعتقاد دارم این نکته را میگویم که آقای موسوی از سر «نادانی» وارد این ماجرا شد، آقای خاتمی از سر «خیانت» وارد این ماجرا شد و آقای هاشمی رفسنجانی از سر «انتقام»گیری وارد این ماجرا شد. واقعا آقای موسوی نمیدانست که در مملکت چه خبر است. این را میشد حدس زد و به همین دلیل معتقدم از سر نادانی وارد این ماجراها شد. آقای خاتمی برعکس، اقتدار دولت، اقتدار نظام، اقتدار قدرتهای انتظامی، نظامی، قضایی و اقتدار معنوی امام را در این کشور میدانست و برای انتقام از شکست خودش که حمایت از موسوی بود، موسوی را به کوبیدن بر این طبل (تقلب) وادار و از او حمایت کرد.
اما اظهارات ابطحی درباره رفتار هاشمی و حزب کارگزاران که در ادامه این فیلم آمده، بسیار حائز اهمیت است: در این انتخابات من به قدرت، اختیار و فعالیت آقای هاشمیرفسنجانی و حزب کارگزاران بسیار تاکید میکنم، چون حزب کارگزاران و آقای هاشمی رفسنجانی امکانات سیاسی و مالی فراوانی داشتند. برای آقای هاشمی رفسنجانی رقابت با آقای احمدینژاد و نبودن آقای احمدینژاد یک «اصل» بود که به هر دلیلی اگر میتوانست به این اصل برسد، تلاش میکرد.
در اینجا جریان حزب کارگزاران و آقای هاشمیرفسنجانی را جریان غالبی میدانم. من خودم در جلسه مجمع روحانیون مبارز که خودش را وابسته به امام میداند، بودم. همه روحانی بودند. آقای مجید انصاری بود که عضو مجمع تشخیص مصلحت و عضو دفتر امام بود. مجید انصاری روز شنبه 23 خرداد دنبال نوشتن یک بیانیه در حمایت از آقای موسوی بود. میگفت، ما این بیانیه را فوری روی سایت مجمع قرار میدهیم و 2 دقیقه بعد میگذاریم روی سایت قلمنیوز که سایت آقای موسوی بود. انصاری گفت، 3 دقیقه بعد از اینکه سایت قلمنیوز این بیانیه را منتشر کرد، این بیانیه زیرنویس بیبیسی میشود، یعنی این مسیر با این سرعت شکل میگیرد برای یک مجموعه حتی یک مجموعه ارزشی.
بیایید به کمپین «سیلی خوردن برای خمینی(ره)» بپیوندیم
حسین سلیمانی: می دانم لیاقت سیلی خوردن برای خمینی را ندارم اما یک هفته است دارم اسمت را سرچ می کنم تا ببینم کجا سخنرانی داری تا وقتی سخنرانیات تمام شد، ما را به توفیق سیلی خوردن برای خمینی برسانی آقای سید حسن!
سیلی خوردن برای خمینی آنهمه لذت دارد که آدم خودش را به آب و آتش بزند و من دارم خودم را به آب و آتش می زنم برای این سیلی آقای سید حسن!
از این گوگل گیج که نا امیده شدهام، میخواهم راه بیافتم بیایم طرف مؤسسه «سرخ کردن صورت عاشقان خمینی» آنجا بست بنشینم سر راهت بایستم بالاخره یک روز، دو روز، سه روز... گذرت به ما که می خورد، آنوقت تقاضا کنم که بیا و ما را هم به این لیاقت سیلی خوردن برای خمینی(ره) برسان آقای سید حسن!
سیلی اول را که زدی، می خواهم بروم ته صف تا دوباره نوبتم شود و تو ما را از این سیلیهایت مستفیض بفرمایی. حاضریم برای خمینی(ره) هزارها سیلی بخوریم. قرار بود برای خمینی(ره) و خامنه ای بمیریم، هزار سیلی که قابل خمینی(ره) را ندارد، چه سیلیای می شود این سیلی از دست «سید حسن» برای دفاع از «خمینی» آقای سید حسن!
بعد از توفیق چشیدن سیلی برای خمینی(ره) از دست تو، میخواهیم از جلوی مؤسسه ات پیاده روی کنیم به سمت حسینیه جماران و این سیلی را با افتخار نشان خمینی(ره)، ساکن و صاحب حقیقی جماران بدهیم.
خمینی(ره) زنده است مگر ما مرده ایم که بگذاریم خمینی بمیرد، نشسته است توی ایوان جماران و دارد همهامان را نگاه می کند حتی تو را آقای سید حسن!
نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن!«خمینی» حضرت روح الله بود که می گفت «تا من زنده ام نمی گذارم این مملکت به دست منافقین و لیبرال ها بیافتد» و تو آقای سید حسن با سران فتنه که دستشان با منافقین و لیبرالها در یک کاسه است، درشام عروسی عکس یادگاری می اندازی.
نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن! «خمینی» حضرت روح الله بود که می گفت: «من یک تار موی این کوخ نشینان را به همه کاخ نشینان عالم نمی دهم» و تو آقای سید حسن! در فتنه 88 در کنار این کاخ نشینان بودی.
نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن!«خمینی» حضرت روح الله بود که 24 ساعته رادیو امریکا و بیبیسی انگلیس و رادیوهای غده سرطانی، انواع و اقسام ناسزاها را نصیبش می کردند و تو آقای سید حسن! چه بگویم، یک هفته است همه این شیپورچی ها دارند خودشان را برای تو می کشند!
این بوق ها برای سید حسین نوه ناخلف خمینی هم دیدی که چه کردند؟ آخرش چه شد آقای سید حسن!
میگویند 14 خرداد به خمینی بیاحترامی شده است!
حرمت خمینی را هاشمی شکست که نامه بدون سلام و و السلام برای آقا نوشت و به آشوب و آتش چراغ سبز نشان داد.
حرمت خمینی را مادر فائزه شکست که در حسینیه جماران روز رأی گیری جلوی صندلی خمینی فرمان آشوب سرداد که اگر موسوی رأی نیاورد، یعنی تقلب شده است و ملت! روز شنبه به خیابانها بریزید!
حرمت خمینی را خاتمی شکست که با جورج سوروس یهودی جلسه پنهانی گذاشت!
حرمت خمینی را فائزه شکست که در روزنامه اش پیام فرح پهلوی منحوس را چاپ کرد.
حرمت خمینی را کروبی شکست که خجالت نکشید جلوی 70 میلیون نفر با افتخار از رشوه 300 میلیونی شهرام جزایری گفت!
حرمت خمینی را کسی شکست که آتش زنندگان خیمه سیدالشهدا را «مردان خداجو» نامید!
حرمت خمینی را زهرا اشراقی نوه خمینی شکست که با کمال وقاحت می گوید خمینی اگر بود 180 درجه تغییر می کرد و ما می توانستیم نظرش را عوض کنیم. حرمت خمینی را زهرا اشراقی شکست که در گفتگو با سایت جماران! گفت امام اهل امر به معروف و نهی از منکر نبود و حجاب یک امر شخصی است آقای سید حسن!
حرمت خمینی را مجمع مرده روحانیون شکست که بعد از خطبه خامنهای عزیز بیانیه صادر کرد و در سالروز شورش مسلحانه منافقین کوردل در 30 خرداد 1360، به میلیشیای سبزشان دستور خون و آتش داد.
حرمت خمینی را سید حسن شکست که وصیتنامه پدرش سید احمد را به رایزنی با سران فتنه فروخت.
حرمت خمینی را محمد علی انصاری شکست که هر چه از دهانش درآمد نثار وزیر کشور کرد و با مشت او را روانه بیمارستان کرد!
اگر بخواهم از این حرمت شکنی ها بگویم مثنوی هفتاد من خواهد بود، آقای سید حسن!
آیا اینها حرمتشکنی از خمینی نبود؟ شاید برخی بخواهند سرشان را زیر برف کنند و این بیحرمتیها را نبینند اما تاریخ بیدار است، این بیحرمتیها ثبت شد در تاریخ، جلوی چشم شما آقای سید حسن!
یاد غلامعباس دشتابی افتادم که 31 اردیبهشت امسال پس از 25 شبانه روز پیاده روی، برای زیارت حرم حضرت روح الله در شهرضای اصفهان کنار مزار شهید همت، خمینی از او راضی شد و غلامعباس مهمان خمینی شد در ملکوت!
می دانم اگر غلامعباس می دانست امسال 14 خرداد قرار است سیلی خمینی خیرات کنند، با آن گاری مدل بالایش پرواز می کرد و گاریش را کنار بنزهای ضد گلوله یاران دو پهلوی انقلاب پارک می کرد و برای خوردن سیلی از دستان تو و برای دفاع از خمینی، نفر اول صف می شد آقای سید حسن!
سیلی خوردن برای خمینی بزرگترین افتخار ماست. در مقابل آنها که برای خمینی سینههایشان سوراخ سوراخ شده که چیزی نیست هنری که نکردهایم. هنر را آنها تمام کردند که برای خمینی مردند؛ همت، باکری، مطهری، چمران، حاج طیب رضایی و...
سیلی برای خمینی افتخار دارد، خجالت ندارد، این را به همه دنیا میخواهیم اعلام کنیم سیلی برای خمینی، بزرگترین سرمایه ماست، این افتخار را می خواهیم علنی کنیم، آنچه خجالت دارد، سیلی نخوردن برای خمینی است!
به «کمپین سیلی خوردن برای خمینی» خوش آمدید؛ قبول باشد!
"صراط" - در کنفرانس خبریی که سران فتنه برای رسانه های خود ترتیب داده بودند ، میرحسین موسوی کاندیدای شکست خورده انتخابات اعلام کرد که درخواست خود را برای راهپیمایی پس گرفته اند. به گزارش صراط نیوز ، شنیده ها حاکی از آن است که در این کنفرانس خبری میرحسین موسوی در پاسخ سوال خبرنگاران درباره راهپیمایی 22 خرداد گفت : « با بررسی همه جانبه این تصمیم و با توجه به فضای کنونی برای اینکه از این درخواست سوء استفاده نشود و همچنین حامیان جریان سبز با مشکل روبرو نشوند درخواست خود برای برگزاری راهپیمایی 22 خرداد را از وزارت کشور پس گرفته ایم و از همین جا اعلام می داریم هیچ تجمعی در 22 خرداد نخواهیم داشت اما مطالبات خود را به طرق دیگر دنبال می کنیم.» سران فتنه که فکر می کردند وزارت کشور برای این راهپیمایی با آنان همکاری نخواهد کرد و می توانند از این عدم همکاری استفاده تبلیغاتی نمایند با جواب وزارت کشور شوکه شدند . چندی پیش وزارت کشور در مورد درخواست راهپیمایی اصلاح طلبان برای 22 خرداد ، از آن ها خواست برای دریافت مجوز، شعار ها و بیانیه پایانی و یک نماینده را به وزارت کشور معرفی نمایند.
"صراط" - مستندی پیرامون چگونگی قتل ندا آقا سلطان به نام "تقاطع" که جمعه شب از شبکه سه سیما پخش شد هواداران ساده لوح فتنه گران را عصبانی کرده است . به گزارش صراط مطرح کردن سوالات متعدد از نقش آرش حجازی ، مریم رجوی ، شخصی که در این مستند از آن به عنوان نفر سوم یاد شد و زن ناشناس که ظاهرا تمام کننده ی این پروژه بوده است خشم حامیان فتنه را برافروخت .
عباس کارگر جاوید که تصویر کارت عضویت در بسیج ، آدرس و شماره تماسهای او توسط رسانه های متعلق به فتنه گران ساعاتی پس از انتشار تصاویر قتل ندا آقا سلطان در اینترنت پخش شده بود با حضور در این برنامه از مشکلاتی که گریبان گیر وی شده بود پرده برداشت .
در آخرین اعلام وجود حامیان خارج نشین موسوی و کروبی، عمده ترین نقد به مستند تقاطع اینگونه بیان شده است : به چه دلیلی آقای کارگر جاوید ابتدا با ماسک حاضر شد و سپس در برنامه کشف الماسک کرد ؟
کارگر جاوید که از ابتدا به دلیل نشان دادن برخی از مشکلاتی که بعد از انتشار تصاویرش در اینترنت با آن مواجه شده با ماسکی بر صورت در برنامه حاضر شد، پس از گذشت دقایقی ماسک را از صورت برداشته و با نشان دادن چهره واقعی اش به مردم ، بر بی گناهی خود صحه گذاشت . همکاری نکردن خانواده آقا سلطان با تهیه کنندگان این مستند و پاسخ ندادن آرش حجازی فراری به ایمیل شریک انتشاراتی اش از نکات قابل توجهی بود که در شفاف سازی ماجرا نقش به سزایی داشت . از بخشهای جالب مستند تقاطع استفاده از تصاویر ضبط شده توسط دوربین های بیمارستان شریعتی - بیمارستانی که ندا را به آنجا بردند - ، مصاحبه با راننده 206 حامل ندا آقا سلطان، مصاحبه با راننده ی پراید سبز رنگ که از نزدیک شاهد ماجرا بوده، مصاحبه با پزشکان پرونده ی ندا، حضور آخوند زاده شریک آرش حجازی و ستاره دوست صمیمی ندا آقا سلطان بود . گفتنی است در قسمتی از این برنامه دوست صمیمی ندا با برقراری تماس با هدی خواهر ندا آقا سلطان و بیان اینکه عباس کارگر در کنارش نشسته است از وی خواست تا هر صحبتی با وی دارد بیان کند و خواهر ندا با پرخاشگری گفت : از ایشان بابت اینکه خواهر مرا به عرش فرستادند تشکر می کنم !
در قسمتی از این برنامه میان دوست ندا و عباس کارگر چالشی بوجود آمد که کارگر جاوید با یختن یک لیوان آب برای ستاره دوست ندا با وی آشتی کرد . لازم به ذکر است در بخش دیگری از این مستند به نقش زنی اشاره شد که در تصاویر به جا مانده از صحنه قتل ندا کاملا مشخص است که وی نقش تمام کننده را داشته و پس از تیر اندازی از صحنه دور می شود .
در پایان این مستند شریک آرش حجازی ، استاد موسیقی و صمیمی ترین دوست ندا آقا سلطان به ساختگی بودن قتل این دختر فریب خورده اذعان داشتند .
افسانه پردازی درباره ندا آقا سلطان زن 26 ساله ایرانی که در جریان آشوب های بعد از انتخابات در تهران به ضرب گلوله کشته شد با پخش مستندی انگلیسی، در شبکه های بین المللی همچنان ادامه دارد .
به گزارش جهان ،شبکه پی بی اس فرونتلاین یکی از بزرگترین شبکه های رادیو تلویزیونی در ایالات متحده آمریکا مستند " مرگ در تهران " را که در مورد نحوه مرگ ندا آقا سلطان و تبدیل شدن وی به نماد مقاومت سبزها و اتفاقات قبل و بعد از انتخابات در ایران است به نمایش در آورد.
این مستند درحالی تهیه و پخش شدکه رسانه ها خبر از پرداخت مبلغ 150 هزار دلار برای دریافت آلبوم عکس و فیلم ندا به خانواده آقا سلطان داده بودند .
شبکه فرونتلاین در اطلاعیه رسانه ای پیش از پخش مستند ادعا کرده است که به تصاویر ویدئویی جدیدی دست پیدا کرده است که قاتل ندا را نشان می دهد و فیلمی کوتاه را هم از مردی نشان می دهد که مردم او را کتک می زنند اما این تصاویر احتمالا در مکان و زمان دیگری گرفته شده است چرا که در آن روزها چنین صحنه هایی به کرات در تهران نشان داده شد.
نشریه میدل ایست انلاین در مطلبی به قلم خبرنگار ایرانی خود به نقد این مستند پرداخته و نوشت :در حالی که قتل ندا آقا سلطان در جریان آشوب های اخیر بعد از انتخابات ایران ممکن است کار یکی از گروه های مسلح مخالف و یا حتی ماموران دولت های خارجی باشد که قصد داشته اند از این قتل برای اهداف خود استفاده کنند، سرزنش مستقیم دولت ایران به خاطر این مساله تنها پیشداوری رسانه ای و نادرست است.
مساله ای که درباره این فیلم آزاردهنده تر است نبود تحلیل از دکتر حجازی است که شهادت او از صحنه درباره مرگ ناگهانی ندا در دستان او با گفته های معلم موسیقی ندا و دیگرانی که به سرعت او را به بیمارستان منتقل کردند و نیز مقاله "برزو درگاهی" خبرنگار لوس انجلس تایمز که چند روز بعد از مرگ ندا نوشته شده است، تناقض دارد.
اشکال اساسی این مستند پذیرش بی چون و چرای روایتی از رخدادهای حول و حوش ندا بود که آرش حجازی آنرا ارائه داد، شخصی که به عنوان پزشکی معرفی شده است و تلاش کرد ندا را نجات دهد. این پزشک که اکنون به قصه نویس تبدیل شده در انگلیس زندگی می کند و با اصرار مدعی شده است که بسیجی را در نزدیکی محل قتل ندا دیده است که مردم او را کتک می زدند و بعد از اعتراف به جنایت نفرت انگیزش گریخته است.
سوال اینست که چرا حجازی بنا بر اخلاق پزشکی در زمانی که ندا به داخل یک خودرو انتقال یافت و با عجله به بیمارستان رسانده شد به رسیدگی به ندا ادامه نداد؟ این سوالی منطقی است که میلیونها مخاطب تماشاچی این مستند چه در آمریکا و چه در اروپا و در دیگر نقاط دنیا باید آنرا می شنیدند همانطور که مونیکا گارنسی سازنده این برنامه دو بار این سوال را پرسید .
متاسفانه سازندگان این برنامه ترجیح دادند برای لطمه نخوردن به آبروی حجازی این قسمت از مصاحبه را حذف کنند. اما همچنان برای برنامه ای که قرار بود تحقیقی را درباره زندگی و مرگ ندا ارائه دهد، از قلم افتادن این سوالات از دکتر حجازی و حذف نظرات دیگر در یک کلمه بدان معنا است که هدف از فیلم "مرگی در تهران" نه کشف حقیقت بلکه ضربه زدن و ترساندن ایران بوده است.
میدل ایست انلاین نوشت :سرزنش مستقیم دولت در این زمینه در حالی که این قتل ممکن است کار یکی از چندین گروه مخالف در ایران باشد، تنها پیشداوری رسانه ای ورای چیزی است که شبکه فرونتلاین به آن شناخته می شود.
کاوه افراسیابی نویسنده مقاله می نویسد که در بخش حذف شده مصاحبه اش با شبکه فرونتلاین گفته است که "اگر یک دکتر انگلیسی در انجام وظیفه پزشکی خود چنین کوتاهی کرده بود و به جای آن با عجله به سراغ ارسال فیلم مرگ ندا رفته بود تا - قهرمانی - خود را تبلیغ کند، به جای آنکه آنچه در توان دارد برای زنده نگاه داشتن او در راه بیمارستان انجام دهد، مطمئنا روزنامه های لندن خون این مرد را طلب می کردند، پس چرا این بزدل یک قهرمان جا زده می شود در حالی که شواهد حاکی از آنست که او دروغ گفته است و آنچه می توانسته برای نجات ندا انجام نداده است."
نشانه دیگر مبنی بر سوءنیت سازندگان فیلم مرگی در تهران آنست که آنها در ابتدا به نویسنده این مقاله گفتند هدفشان ساخت مستندی درباره تحولات سیاسی بعد از انتخابات است و نه ماجرای ندا. بدین ترتیب برای نویسنده مقاله غافلگیر کننده بود که یکی از این فیلم سازان به نام یاسون آتاناسیادیس در تعطیلات آخر هفته گذشته گفت بعد از دیدن برنامه از این کار کناره گرفته است و کاملا متعجب و سرخورده شده است که به رغم توافق، سازندگان اجرایی بر قصه ندا تمرکز کرده بودند. این مکالمه تلفنی چند روز قبل از پخش این فیلم در شبکه های پی بی اس و نیز بی بی سی در سه شنبه شب صورت گرفت و در جریان آن یاسون به نویسنده مقاله گفت که به عقیده او 60 درصد این برنامه تبلیغات است. اما بعد از تماشای این مستند تقلبی که از ابتدا تا انتها مملو از هوای مسموم شیطانی جلوه دادن رژیم ایران و تقدیر در حد پرستش از حجازی و دیگر مخالفان است، به این نتیجه رسیدم که یاسون بیش از اندازه سخاوتمند بوده چرا که فیلم مرگی در تهران دست کم 80 درصد تبلیغاتی است که به جای گزارش تحقیقاتی قالب شده است، با این امید که فضای فکری مخاطبان را در سراسر جهان به ویژه در تهران علیه حاکمان تهران آلوده کند. این کار در راستای مساله ای صورت گرفت که ظاهرا عزم خاص دولت انگلیس برای تغییر رژیم در ایران است تا بدین ترتیب مخاطبان آمریکایی را هم در راستای منافع انگلیس تحت تاثیر قرار دهد.
تریبون: آرش حجازی در بخشی از مصاحبه ی معروف خود با بی بی سی فارسی که دو روز پس از حادثه ندا در انگلستان انجام شد چنین گفت: « …در همان لحظه من برگشتم و دیدم خون از سینه خانم ندا که در یک متری من ایستاده بود داره فواره میزنه. من به طرف ایشون رفتم و به کمک فردی که فکر میکردم پدرشونه و بعدا شنیدم که معلم موسیقیشونه، روی زمین خواباندیم و سعی کردم که با فشار دستم جریان خون رو متوقف کنم ولی گلوله به آئورت ایشون خورده بود و ریه ایشون رو پاره کرده بود. گلوله از جلو وارد شده بود به سینه ایشون. متأسفانه نتوانستم کاری برای ایشون بکنم. متأسفانه هر چه فشار به سینه ایشون آوردم وقتی که آئورت ایشون پاره شده بود، خون در مدت ۳۰ثانیه، ۴۰ ثانیه از بدن خالی شد.»
برای یک انسان با وزن متوسط(۷۰ کیلوگرم)، برون ده قلبی(و بالتبع جریان خون آئورت) چیزی نزدیک به ۵٫۵ لیتر در دقیقه است که این میزان تحت استرس های وارده(مثل ترومای فیزیکی) به علت افزایش سرعت و قدرت انقباض قلب می تواند به دوبرابر این مقدار (تقریبا ۱۱لیتر در دقیقه) نیز برسد. سرعت گردش خون در شریان های بدن بالا است و خونریزی شریانی برخلاف خونریزی وریدی که به آهستگی صورت می گیرد، سریع است و خروج خون با هر ضربان قلب جهش دارد. پس اگر آئورت به عنوان بزرگترین شریان بدن بوسیله یک گلوله(ترومای نافذ) پاره شود طبیعتا باید شاهد خروج جهنده و فواره مانندِ خون روشن از محل پارگی باشیم. ضمن اینکه انتظار می رود ظرف حدود ۵ ثانیه ۲۰% کل خون بدن خارج شود و در کمتر از ۱۰ ثانیه فرد وارد فاز عدم هوشیاری شود.
با ذکر این توضیحات یکبار دیگر فیلم معروف ندا را ببینید. در لحظه شروع فیلم مقداری خون(کمتر از یک لیتر) پیش پای ندا روی زمین وجود دارد. از این لحظه تا پایان این فیلم –حتی قبل از قرار گرفتن دست آرش بر قفسه سینه ندا- نه تنها اثری از فوران خون ادعایی آقای حجازی وجود ندارد.، که محل خونریزی یا حتی اثری از خون قابل توجه بر روی زمین یا لباس ندا نمی بینید.
با صرفنظر از فاصله زمانی لحظه برخورد گلوله تا شروع فیلم برداری، از زمان شروع فیلم تا حدود ۲۰ ثانیه پس از آن هم حرکاتی در دست های ندا مشهود است.
ترومای نافذ به قفسه سینه باعث ورود خون و هوا(هموپنوموتوراکس) به حفره پلور(فضای بالقوه بین ریه ها و دیواره قفسه سینه) می شود. این فضا در فرد معمولی ۳-۴ لیتر گنجایش دارد. از سوی دیگر خروج مستمر خون از بینی و دهان پس از اصابت گلوله زمانی توجیه پیدا می کند که خون وارد ریه ها و مجاری تنفسی شده و پس از مملو کردن آن از راه بینی و یا دهان بیرون بزند. امری که باتوجه به فاصله زمانی کوتاه برخورد گلوله تا خروج خون، دور از انتظار است.
ضمن اینکه همانطور که ذکر شد خون شریانی به علت اینکه از اکسیژن اشباع است رنگ قرمز روشن دارد در حالی که خون ندا، چه خون ریخته شده بر زمین و چه خونی که از بینی و دهان او خارج می شود، تیره به نظر می رسد که این تیرگی در تصویر معروف منتشر شده از او نیز مشهود است. البته در فیلم ردی از خون بر پیشانی ندا نیز وجود دارد که در این تصویر یعنی همان تصویری که نمایندگان پارلمان اروپا هم آن را به دست گرفته اند، اثری از این رد خون نیست.
اما عجیب ترین صحنه ای که در فیلم توجه افراد مطلع را به خود جلب می کند لحظه ای است که آرش حجازی در تلاش برای بند آوردن خون ندا -طبق قاعده علمی- اقدام به فشار مستقیم روی موضع خونریزی می کند. اما در کمال حیرت از ابتدای اقدام آرش تا پایان فیلم هیچ اثری از خون بر دست های او یا گردن ندا دیده نمی شود. چگونه ممکن است پارگی آئورت صورت بگیرد ولی خروج یا -بقول آقای حجازی- فورانِ خون، از لابلای انگشت ها یا کناره دست هایی که بر موضع خونریزی قرار گرفته اند، مشهود نباشد؟!
این در حالی است که جدای از منظر پزشکی، ابهامات فراوان دیگری در خصوص این ماجرا و مخصوصا نحوه روایت آرش حجازی وجود دارد مثل ماجرای عجیب و پرابهام دستگیری قاتل ندا آقاسلطان پس از این حادثه توسط معترضین و خلع سلاح او و سپس رهاکردن او و … که در مصاحبه با VOA عنوان می شود.
این ماجراسازی ها در حدی بود که حتی داریوش سجادی(اپوزیسیون مقیم آمریکا) نیز در گفت و گو با گویانیوز به آن معترض شد و خطاب به آرش حجازی گفت: « از آرش حجازی شاهد قتل ندا آقاسلطان یا هر کس دیگر که پاسخ دهد، می پرسم: ۴۸ ساعت بعد از حادثه با ویزای آماده در جیب سر از بی بی سی درآوردند و گفتند قاتل ندا را گرفتیم و کارتش را درآوردیم و بسیجی بود و… بنده سوالم این است اقای آرش و کلیه کسانی که خبر را شنیدید. شما می گویید جنبش سبز یک جنبش نایس ِ ملاطفت طلب است بعد هم توانستید یک بسیجی را که یک نفر را در مقابل چشم همه کشته، خلع سلاح کنید و کارت شناسائی اش را هم در اورده اید ایشان هم تمام مدت مثل ماست وایساده و شما را نگاه کرده؟! از کی تا حالا جنبش سبز اینقدر دلاور شده که یک قاتل مسلح را خلع سلاح کند بعد هم ولش کند؟! آیا روی پیشانی بنده و امثال بنده نوشته شده ابله؟!»
عبدالمطهر محمدخانی در میان هیاهوی رسانهای مربوط به حواشی سخنرانی ناتمام سیدحسن خمینی، خبری ابتدا دهان به دهان در میان اهالی سیاست و رسانه زبان به زبان گشت و بعد از آن به آرامی بر روی خروجی برخی از سایتهای خبری قرار گرفت؛ خبری بسیار کوتاه و البته حیرتانگیز. طبق این خبر که روایت آن از سوی مراجع موثق خبری تأیید شد، در پی درگیری لفظی سیدحسن خمینی و محمدعلی انصاری با محمد نجار وزیر کشور، انصاری از شدت عصبانیت و سایر خصائص اخلاقی که خواننده میتواند در ذهن خود برای این اقدام متصور شود، سیلی محکمی به گوش وزیر کشور دولت قانونی جمهوری اسلامی ایران نواخته است. نگارنده اساساً به کیفیت دعوا، هویت و سابقه طرفین و میزان حقانیت دو طرف نمیپردازد و در این چند روز گذشته تنها به یک سوال میاندیشد. �اگر این سیلی در جهت عکس نواخته میشد، چه میشد؟ یعنی اگر به جای اینکه محمدعلی انصاری در معیت سیدحسن خمینی به صورت مصطفی نجار وزیر کشور میکوبید، این وزیر کشور بود که از روی عصبانیت و عدم کنترل صحیح و بر نفس خود، سیلی محکمی نثار گونه محمدعلی انصاری ـ نه حتی سید حسن خمینی ـ میکرد، چه اتفاقی میافتاد؟ بررسی روشهای رسانهای و سیاستورزی اصلاحطلبان در طول دوران دوم خرداد و در ادامه آن روشهای ژورنالیستی فتنهگران در فضای پس از انتخابات سال 88، نویسنده این سطور را به این باور یقینی رسانده است که در صورت حدوث این اتفاق: �محمدعلی انصاری به سرعت در یکی از بیمارستانهای شهر تهران تحت مداوای «جسمی» و «روحی» پزشکان متخصص قرار میگرفت. ابتدا پزشکان متخصص نسبت به حال وی ابراز نگرانی کرده و اثرات و عواقب این درگیری و مضروب شدن «رئیس ستاد برگزاری مراسم سالگرد بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (قدس)» را وخیم توصیف میکردند. سپس سیل بیانیهها، نامهها و اعتراضها در محکومیت این اقدام وزیر کشور دولت محمود احمدینژاد بر سر و روی رسانههای فارسی زبان داخل و خارج کشور سرازیر میشد. سران داخلی فتنه و برخی از چهرههای شاخص سیاسی و حتی استوانههای نظام نیز به عیادت انصاری در بیمارستان میشتافتند و با اهدای گل و طلب عافیت برای این یار دیرین بیت امام، برای مسببان واقعی این قضیه که -از نظر آنها- بیشک در رأس آن رئیس دولت دهم قرار دارد، کلی خط و نشان کشیده و ابراز انزجار میکردند. از دیگر سو رسانههای بیگانه و ضد انقلاب نیز هم چون دایه مهربانتر از مادر به صحنه آمده و با یادآوری این اصل که «هر انقلابی فرزندان خود را میخورد»، برای هتک حرمت بیت امام و یاران ایشان آن هم تنها پس از گذشت 21 سال از وفات ایشان ابراز تأسف میکردند. از دیگر سو، گزارشهای خبری گوناگونی به رشته تحریر درمیآمد تا از حادثه کوی دانشگاه 78 تا فاجعه کهریزک و از سعید عسگر تا لباس شخصیهای مجتمع سبحان را با سریش ژورنالیسم حرفهای به هم بچسباند و چون واگنهای به هم پیوسته یک قطار برای زنده کردن تمام این اتفاقات در پیش روی خوانندگان و مخاطبان رژه برود. در مرحله بعد، «نخبگان مردود»، «خواص مسکوت» و «اصولگرایان مستقل» به نوبت به صحنه آمده و چونان مردانی� که رسالتی سترگ بر گرده دارند و مجدانه در صدد رفع این بار از دوش خود هستند، اگر توان نگاشتن بیانیه را ندارند، حداقل با انجام یک مصاحبه کوتاه و محکومیت اقدام ددمنشانه وزیر کشور دولت دهم، دین خود را به خط امام و بیت امام راحل ادا میکردند. بخشی از چهرههای شاخص اصولگرایان نیز با تأکید بر حفظ وحدت کلمه و وحدت ملی و یا حتی دولت ائتلافی(!) سعی در به هم آوردن این زخم نموده و بر حسب همرنگ شدن با جماعت برای رسوای جماعت نشدن، این حادثه را به صورت کمرنگ محکوم میکردند. اما همه این بلواها و هیاهوها تنها برای یک سیلی است. ضربهای که از طرف فردی وابسته به یکی از جریانهای سیاسی کشور به صورت فردی وابسته به جریان دیگر سیاسی کشور نواخته شده است.
جناب سید حسن! ما همانهایی بودیم که وقتی تو را اول بار دیدیم گفتیم: «صل علی محمد بوی خمینی آمد» اما شما هنوز 20 سال از رحلت امام نگذشته که متاسفانه دیگر بوی خمینی نمیدهید. وقتی با سران فتنه همنشین میشوید شما هم بوی فتنه میگیرید. ما اخبار به گوشمان میرسد. ما شنیدیم خواب بعضیها را برای عبای رهبری که باید از بیت رهبری برگردد. برگردد کجا؟ کاش برگردد جماران که باید منتقل شود به موسسه تنظیم. پس اگر اینگونه است درود بر ولینعمتان که به شما اجازه عرض اندام ندادند. تا این ملت تا این ولینعمتان هستند بدانید عبای رهبری از بیت رهبری بیرون نمیآید. ما افتخار میکنیم که بعد از خمینی خدا عبای رهبری را فقط و فقط برای خامنهای دوخت. عبای نور برتن ماه خواهد ماند تا ظهور خورشید. شما یکیتان نامردی با عبای شکلاتی است که هنوز 20 سال از رحلت امام نگذشته حسینیه جماران را به ویلای جورج سوروس فروخت. آن دیگریتان هادی غفاری زیر عبایش تفنگ جمع کرده بود تا به منافقین ندهد، احتمالا کفتر بزند. آن یکی در زیر عبایش با اینکه ناطق بود سکوت مخفی کرده بود. استوانه در زیر عبایش پول خرج میکرد برای آشوبگران و با واسطه پولها را به مقصد میرساند. شیخ بیسواد هم که کلا مرخص است و به شما که عرض میکنم کلا دیگر هیچ وقتی ندارد. آری، هنوز 20 سال از رحلت امام نگذشته که شما همگی نشستید روی جمل ناکثین. هنوز 20 سال از رحلت امام نگذشته که نامه سرگشاده نوشتید ولی بدانید 200 سال بعد از رحلت امام هم ما به شما منافقین اجازه عرض اندام نخواهیم داد. 200 سال بعد از رحلت امام هم شعار ما ولینعمتان این است: «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند».
اهانت به رهبری، مردم و احمدینژاد از جایگاه وکیل مدافعی سران فتنه
علی مطهری برای چندمین بار از جایگاه وکیل مدافع سران فتنه به رئیسجمهور قانونی کشور اهانت کرد و این بار، اهانت به رهبر انقلاب و مردم را نیز چاشنی نوشته کوتاه و موهن خود کرد.
به گزارش رجانیوز، مطهری روز گذشته در یادداشتی که برای سایت تابناک نوشت، از رئیسجمهور با تعابیر سخیفی مانند "کودک" و "عامل فتنه" یاد کرد و در تعریض به سخنان رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه که به تفصیل در خصوص ماجرای طلحه و زبیر در صدر اسلام در تبیین اصل "ملاک و معیار قضاوت حال فعلی افراد است" سخن گفته بود و همچنین در اهانت صریح به جمعیت انبوه معترض به سید حسن خمینی نوشت:
«آقایانی که اصرار بر شبیه سازی حوادث امروز با حوادث صدر اسلام دارند آیا صحیح می دانند که آنها و دار و دسته شان را به سپاه عمر سعد و ابن زیاد تشبیه کنیم که در روز عاشورا با ایجاد سر و صدا اجازه نمی دادند نوه پیغمبر سخن بگوید؟ در روزی که باید از وحدت سخن رانده می شد، پروژه تفرقه اجرا شد و این به صلاح کشور نبود.»
مطهری در بخش دیگری از این یادداشت با اوج دادن هتاکی علیه رئیسجمهوری اسلامی ایران نوشته است:
«اگر قوه قضاییه عوامل فتنه انتخاباتی 88 یعنی آقایان موسوی، کروبی و احمدی نژاد را به طور همزمان محاکمه می کرد و مجازات هریک را به نسبت جرم آنها اعلام می نمود در 14 خرداد 89 این اتفاق نمی افتاد. احمدی نژاد مانند کودک عزیزکرده یک خانواده شده است که هرچه دیگران را اذیت می کند مورد تشویق قرار می گیرد.»
این اولین باری نیست که علی مطهری به رئیسجمهوری که با رأی بیسابقه 25 میلیون نفر از ایرانیان رئیس قوه مجریه شده است، اهانت میکند. اهانتهای مطهری به رئیسجمهوری البته در یک سال گذشته اوج گرفته و در شرایطی که آیتالله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه بر برخورد با افرادی که به سران قوا توهین میکنند، تأکید دارد و حتی برای مدیرعامل سابق خبرگزاری جمهوری اسلامی بهخاطر یادداشتی که کمتر از 50 دقیقه بر روی خروجی این خبرگزاری بود و مطالبی حاوی توهین ضمنی به علی لاریجانی رئیس مجلس داشتد، در دادگاه بدوی چهار ماه حبس درنظر گرفته شده است، کوچکترین برخورد یا احضاری در قبال اظهارات موهن مطهری انجام نشده است.
مطهری طی یک سال گذشته بارها ادعا کرده که احمدینژاد نیز در فتنه سال گذشته شریک بوده و دلیل ادعای خود را سخنان رئیسجمهور در مناظره با میرحسین موسوی عنوان کرده است. این در حالی است که با گذشت یکسال، افکار عمومی با شواهد غیرقابل انکاری نسبت به درستی سخنان رئیسجمهور مطمئن شدهاند.
سفر بیبازگشت مهدی هاشمی به لندن و برخی کشورهای خاورمیانه با ادعای رسیدگی به امور دانشگاه آزاد و ادامه تحصیل در حالی که وی بنا بر اعترافات متهمان اغتشاشات جزء نقشآفرینان کلیدی این حوادث بوده است، حضور مکرر فائزه هاشمی در آشوبها و دعوت و تحریک آشوبگران به ادامه رفتارهای غیرقانونی خود، جلسات محرمانه آقای اکبر هاشمی رفسنجانی با سران فتنه و قانونشکنان از همان فردای انتخابات سال گذشته و اسناد و شواهد فراوان دیگر که دراختیار دستگاههای امنیتی است، حاکی از صحت نظر احمدینژاد در مناظره با موسوی مبنی بر این بود که صحنهگردان اصلی رقبای وی هاشمی رفسنجانی است. دکتر احمدینژاد در بخش دیگری از این مناظره به تخلفات فرزندان هاشمی نیز اشاره کرده بود.
با این حال، علی مطهری از جایگاه وکیل مدافع سران فتنه که به تعبیر رهبر انقلاب مرتکب جرم بزرگ زیر سؤال بردن انتخابات و هتک آبروی نظام اسلامی شدند، در تمام اظهارنظرهای خود پیرامون حوادث پس از انتخابات کوشید با اتهامزنی علیه رئیسجمهور و بهکار بردن عامل فتنه برای وی، قبح جرم بزرگ سران فتنه را کاهش دهد.
وی در یادداشت روز گذشته خود همچنان که طی یک سال اخیر تلاش کرده است به هیچ وجه متعرض هاشمی رفسنجانی نشود، از اینکه جمعیت انبوه حاضر در مرقد مطهر امام(ره) با شعارهای انقلابی خود سید حسن خمینی را دعوت به بازگشت به راه امام و فاصله گرفتن از سران فتنه کردند، بهعنوان یک حادثه تلخ یاد کرده و مردم شعاردهنده را به سپاه عمرسعد و ابنزیاد تشبیه کرده است.
این تشبیه نابجا در حالی است که سیدالشهدا(ع) روز عاشورا قصد روشنگری در باب مظالم حکومت جور یزید و یادآوری سابقه انتساب خود به خاندان وحی و سفارشات پیامبر اکرم(ص) را داشتند. در حالی که مقایسه فردی مانند سید حسن مصطفوی با سیدالشهدا و تشبیه جمعیت انبوه معترض به وی به سپاه عمر سعد و ابنزیاد، در حالی که وی اساساً ارادهای برای پاسخگویی در خصوص عملکرد تاریک خود در طول یک سال اخیر و همراهی با سران فتنه را نداشت، کاملاً نادرست است.
روز جمعه هنگامی سید حسن خمینی با تغییر برنامه مراسم سالگرد ارتحال امام(ره)، پس از رئیسجمهور پشت تریبون قرار گرفت و خواست دقایقی سخنرانی کند، با واکنش جمعیت انبوه در مرقد مطهر و صحنهای اطراف مواجه شد، به طوری که نتوانست سخنرانی خود را تمام کند.
البته وجه اشتراک دلسوزی دیگر علی مطهری غیر از وکیل مدافعی سران فتنه، با سید حسن خمینی این است که هر دوی این افراد شهرت خود را مرهون انتساب خود به یک شخصیت بزرگ هستند. وگرنه آقای مطهری نه از حیث علمی از برجستگی ویژهای برخوردار است (به گواه دانشجویان دانشکده الهیات دانشگاه تهران مبنی بر کلاسهای خستهکننده و کمنکته وی) و نه از جهت سیاسی پختگی لازم را دارد، بلکه بهشدت تحت تأثیر نظرات اطرافیان خود است.
مراسم بیست و یکمین سالگرد رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی، همان گونه که می شد از قبل پیش بینی کرد با حاشیه سازی هایی همراه شد.
روال و برنامه ریزی این همایش بزرگ انقلابی از چند ماه پیش، تحت تاثیر برخی رفتارهای صورت گرفته از ناحیه موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام که متولی سنتی برگزاری این مراسم است تا بدان جا دستخوش تلاطم شد که این موسسه پس از استنکاف اولیه، جلسات ستاد سالگرد ارتحال را در شرایطی غیرمعمول و جزیره ای تشکیل می داد.
این رویه موجب آن شد که با تدابیری، نوعی وفاق و همگرایی در برگزاری این مراسم شکل گیرد، هر چند که متولیان سنتی برگزاری سالگرد کوشیدند تا با تغییر شکل، زمان و نحوه برگزاری مراسم (کوتاه کردن برنامه های چند روزه و محدود کردن سخنرانان)، تا حدی رای و نظر خود را به کرسی نشانده و برنامه اولیه شان را به نحوی اجرایی کنند.
مشابه این اقدامات در 2 برنامه پیشین مرتبط با این موسسه نیز صورت گرفته بود؛ برنامه شب های احیا ماه رمضان 88 به صورت خودخواسته از سوی متولیان رسمی مرقد امام لغو و در یک فضاسازی رسانه ای این اقدام تحت تاثیر فشارها نمایانده شد و در نمونه دیگر، مراسم سالگرد رحلت همسر امام (و فرزند ایشان) به صورتی مختصر برپا گردید.
در آخرین بخش از این جابجایی ها و در میان ابهام فعالان رسانه ای، پس از رفت و برگشتی چندباره، نام محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری به عنوان سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه 14 خرداد تهران اعلام شد؛ این اقدام در شرایطی صورت گرفت که گفته می شود این تغییر در برنامه با نظر سیدحسن خمینی صورت گرفته است.
با این همه، سر داده شدن پاره ای شعارها در میانه سخنرانی سیدحسن خمینی، باعث بروز تحلیل هایی شده است که در این باره یادآوری 2 نکته ضروری به نظر می رسد: اول آن که برهم زدن و اخلال در مراسمی که به یاد حضرت روح الله برپا شده، با هر قصد و نیتی که صورت گرفته باشد، امری مضموم و ناپسند است؛ چه این که سخنران اصلی این مراسم رهبری انقلاب بودند، با چنین رفتارهایی کل فضای نماز جمعه تحت الشعاع قرار گرفت و زمینه ای مناسب برای ایجاد شبهات و تفرقه اندازی مهیا گشت.
دومین نکته هم این که اقدام مردم در سردادن شعارهای اعتراضی خطاب به سخنران محترم را باید به عنوان یک پیام جدی تلقی کرد، چرا که حجم شعارها فراتر و معطوف به یک گروه معدود نبود که بتوان حضورشان را نادیده گرفت و به سخنرانی ادامه داد (وگرنه چه دلیلی داشت که سخنران محترم، در برابر این شعارهای محدود، سخنان شان را به طور مکرر قطع کرده و به پاسخ گویی نسبت به آن ها بپردازند؟). این اعتراض در نهاد خود، بازتابی نسبت به رفتارهای 360 روز گذشته برخی چهره های سیاسی است؛ چهره هایی که سکوت کردند و اگر همراهی علنی هم با جریان معترض و آشوب طلب نداشتند، اما با سخن نگفتن و رفتارشان نوعی از اختلاف را بازتاب دادند.
***
جریان سیاست در ایران، از فردای 22 خرداد 88، روالی دیگرگونه یافته است و این دگردیسی علاوه بر آن چه تاکنون به همراه آورده، حتما پیامدهای دیگری را نیز در درون خود دارد؛ برخی به دنبال شنا کردن در دریای مواج سیاست اند و بهره برداری به موقع از موقعیت ها، این ماجراجویی آرام، ممکن است آثار و تبعاتی برایشان به بار آورد و کار را تا بدان جا سخت کند که هیچ سابقه و رابطه ای برای شان توشه عبور از وضع فعلی نباشد. آخرین جمله حضرت روح الله این است: و میزان درهر کس حال فعلی او است...
شوخی تعدادی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با یکی از دوستان خود در شبکه فیس بوک، سایت های ضد انقلاب و دروغ پراکن را هیجان زده کرد.
ماجرا از این قرار است که تعدادی از دانشجویان دانشگاه فردوسی برای شوخی با یکی از دوستانشان در فیس بوک صفحه ای تحت عنوان «محمد فیض را آزاد کنید» ایجاد می کنند که در مدت کمتر از یک هفته تعداد کثیری از بازدیدکنندگان به عضویت این صفحه درمی آیند! در پی این اقدام، تریبون های رسانه ای جریان سبز در سایت های «کلمه»، «دانشجو نیوز» (وابسته به نهضت آزادی)، «پیک ایران»، «جرس» صدای آمریکا (VOA) و... به انعکاس گسترده خبر زندانی شدن و حتی کشته شدن نامبرده پرداختند!
به گزارش شبکه خبر دانشجو، سایت دانشجو نیوز در خبری با اظهار تأسف از دستگیری این دانشجو نوشت: محمد فیض یکی از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه فردوسی مشهد پس از پایان تجمع روز دوم خرداد دانشجویان دانشگاه فردوسی توسط نهادهای امنیتی بازداشت شد؛ از زمان دستگیری محمد فیض تاکنون، وی هیچ تماسی با خانواده اش نداشته است. هم اکنون خانواده این فعال دانشجویی در بی خبری کامل از وضعیت فرزندشان به سر می برند و هیچ اطلاعی از مکان بازداشت این دانشجو دردست نیست(!)
یک سایت مشابه نیز در خبر دروغ دیگری نوشت: در پی بازداشت محمد فیض، دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در حال تدارک تحصن های دانشجویی در اعتراض به این بازداشت می باشند و اعلام کرده اند که در صورت ادامه بازداشت وی در صحن دانشگاه متحصن خواهند شد. در طی تجمع سبزها در دانشگاه مشهد ]!؟[ درگیری های لفظی بین بسیجی ها و دانشجویان معترض پیش آمد که طی آن بسیجی ها به تهدید دانشجویان پرداختند(!)
اما در حالی که لحظه به لحظه خبر دستگیری، شکنجه و کشته شدن محمد فیض در فضای رسانه ای بویژه در سایت ها و وبلاگ های منتسب به سبزها بیشتر و بیشتر انتشار می یافت، محمد فیض روز پنجشنبه در صفحه فیس بوک مطلب زیر را خطاب به دوستان خود نوشت: «این قدر شوخی کردین که الان VOA گفت منو گرفتن، ببینم آخرش میتونین واسه من دردسر درست کنید؟!»
لازم به ذکر است مانور تبلیغاتی رسانه های منتسب به جریان سبز بر روی این خبر ساختگی و همچنین تجمع خیالی در روز دوم خرداد در این دانشگاه در حالی که هیچ تجمعی در این روز در دانشگاه فردوسی برگزار نشده بود، شگفتی، بهت و اسباب خنده دانشجویان این دانشگاه را فراهم کرد.
سایت های زنجیره ای سابقه بدی در انتشار انبوه دروغ و شایعه دارند و در اوج آشوب های خیابانی تلاش کردند به هر قیمت شده با شهیدسازی و افزایش تعداد آسیب دیدگان، به باج خواهی بیگانگان مشروعیت ببخشند.
روزنامه کیهان بخشی از سخنان محمد نوری زاد را که در اول شهریور 1377 در مراسم شب هفتم شهادت مرحوم اسدالله لاجوردی ایراد شده است را منتشر کرد.
در این سخنان آمده است:
من در این جا می خواهم به دو فشنگ و به دو گلوله که بر جسم دو مسئول امنیتی خودمان نشست اشاره کنم و بگذرم که یکی بر جسم لاجوردی نشست و دیگری گلوله ای که به گردن آقای حجاریان فرو رفت. این هر دو یعنی لاجوردی و حجاریان، در برپایی انقلاب اسلامی سهم و نقش داشته اند. لاجوردی سال های پیش از انقلاب و با تحمل زندان ها و شکنجه ها و حجاریان که جوان تر بود، با همراهی حرکتی که به اسم انقلاب آغاز شده بود. زمان که می گذشت لاجوردی در سربازی اش برای انقلاب مصمم تر می شد و حجاریان زمان که می گذشت به تردید می افتاد.
لاجوردی با هر کلام و با هر ترنم کلام امام در محبت این اسطوره عالم شیعه و انسانیت غواصی می کرد و حجاریان این معاون وزیر اطلاعات، از امام و راه و رسم او دورتر می شد. در هر قدم لاجوردی، نفرت از ذات غرب به چشم می خورد اما قدم های حجاریان رو به سمت غرب آرایش می گرفت. لاجوردی را کنار می گذارند و بار مسئولیت را از شانه هایش برمی دارند، هیچ نمی گوید: الا «سمعاً و طاعتاً». اما حجاریان را کنار که می گذارند، نفرت ها را در ربودن اطلاعات وزارت متبوعش تلنبار می کند. و با وقوع دوم خرداد ناگهان کوه نفرت هایش را و اطلاعات به غارت برده اش را در یک روزنامه رسمی و کشوری سرشکن می کند.
بعد از برکناری لاجوردی، هیچ احدالناسی از زبان او حرفی بر علیه ارکان انقلاب و ذره ای از اسرار و اطلاعات کشور نشنید، اما بعد از برکناری حجاریان دستگاه های جاسوسی دشمن بیش از داخل به گنجینه اطلاعات شخصی او دست یافتند و از فحاشی های او به اسلام و امام و روحانیت شادمانی کردند. لاجوردی گذشته اش را ذخیره آخرت اش کرد، اما حجاریان به گذشته اش پا کوفت و ابراز ندامت و پشیمانی کرد و برای اینکه غربی ها باورش کنند، حساس ترین اطلاعات کشور را به قلم هرزه نویسندگانی سپرد که هیچ حد و مرزی در ناسزاگویی هایشان قائل نمی شوند...
شبکه ایران: در هشت سال دولت اصلاحات تلاش های زیادی برای تفسیر روز دوم خرداد 76، به عنوان یک "نقطه عطف تاریخی" صورت گرفت و سعی شد که با برگزاری جشن ها و مراسم دولتی و سیاسی این روز در نظر مردم زنده نگه داشته شود، اما دومین روز خرداد سال های اخیر از جمله امروز، حکایت از آن دارد که "دوم خرداد" در همان روز انتخابات ریاست جمهوری هفتم باقی مانده است.
با این حال در دولت اصلاحات بیان این نظر و عقیده با هجمه سیاسی و رسانه ای حامیان دولت مواجه می شد.
بازخوانی این موضوع از زبان محمود احمدی نژاد، رئیسجمهور، که سال گذشته و در جریان مناظره تاریخی اش با میرحسین موسوی عنوان شد، خالی از لطف نیست.
رئیس جمهور در مناظره شب 13 خرداد 88 با اشاره به شرایط روزنامهها در زمان اصلاحات، خطاب به آقای موسوی گفت: در زمان آقای خاتمی کسی نمیتوانست یک کلمه هم انتقاد کند و همان علمایی که شما میفرمایید اگر یک اظهار نظر میکردند، کاریکاتور او را میکشیدند که ما بعد از ملی شدن نفت (تا آن زمان) نمونهای نداشتیم که کسی علیه علما کاریکاتور بکشد.
ای وای خیانت شد
وی افزود: در زمان آقای خاتمی 30 تیتر زده میشد و گفته میشد شما پیام دوم خرداد را نفهمیدید و ای وای خیانت شد و هر کسی ضد رئیسجمهور بود، بالاخره او را خفه می کردند. برای اینکه بدانید یک مثال میزنم که در دانشگاه هیچ وقت سابقه نداشته است. یک دانشیار دانشگاه ما که پژوهشگر نمونه کشور بود، علیه سیاستهای پژوهشی دولت مقالهای نوشت. بعد از این مساله، آنچنان رئیس دانشگاه او را له کرد و به او توهین کرد و عدهای را در دانشگاه راه انداخت تا علیه او شعار مرگ سر بدهند... نبایداین چیزها یادمان برود.
بر خلاف ادعای سران اصلاحات که "دوم خرداد" را آغاز مرحله ای متفاوت و تاریخی در کشور تحلیل و قلمداد می کردند، رئیس جمهور در ادامه با اشاره به سخنرانی دختر آقای هاشمی در جلسهای که زهرا رهنورد و آقای خاتمی حضور داشتند، گفت که دوره اصلاحات ادامه راه سازندگی است و در دولت نهم آسیب دیده است و انتخاب آقای موسوی استمرار همان راه است. معنای این موضوع این است که اشرافیتی که آقای هاشمی در این کشور پایهگذاری کرد، قرار است ادامه پیدا کند.
انتشار تصاویری از عروسی پسر محسن میردامادی که در آخرین شب اردیبهشت 89 برگزار شده است، حاکی از حضور سید حسن خمینی در این مراسم در کنارمیرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی و موسوی خوئینی ها می باشد!
ضمن تبریک فرا رسیدن ایام الله دهه فجر وگرامیداشت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب و یاد شهیدان و امام شهیدان.
نمایندگان محترم ملت شریف ایران اکنون که در آستانه ورود به دهه چهارم پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته ایم، طبعا انتظار این است که نتایج پربار انقلاب اسلامی مورد توجه همه نخبگان قرار گیرد اما متاسفانه شاهدیم که برخی با بداخلاقی های سیاسی در حالی که باید خود پاسخگوی فرصت هایی باشند که با بی تدبیری در دولت شان، آنها را به تهدید تبدیل کردند ،مهمترین امتیازات دولت نهم را مورد هدف قرار داده اند !بندهامروزدر فرصت این نطق علی رغم میل باطنی ام ، نه در دفاع از دولت مردمی ، ولایتمدار، مکتبی ، پرکار ، استکبار ستیز ، عدالت طلب و حامی محرومان ، بلکه در دفاع از آرمان ها و ارزش هایی که در هشت سال حاکمیت تندروترین نیروهای یک جریان سیاسی و در قالب شعار اصلاح طلبی مورد بدترین بی مهری ها قرار گرفت ، سخن بگویم.
گفته اید که در این چند سال شهیدان مظلوم واقع شدند و بیشترین هزینه را داده اند! گفته اید که امروز کسانی که روحشان ، جانشان و سابقه شان با شهادت ، مقاومت و ایثار رابطه ای ندارد به ارزش ها متوسل می شوند!
در پاسخ از این جماعت پرمدعا باید پرسید بای ذنب تهمت؟ یادتان رفته که در دوره شما بود که سرور و سالار شهیدان به سخره گرفته شد و یار با وفای شما که امروز به دلیل مواضع ضد دینی اش حتی شرم دارید نامش را بر زبان آورید، خشونت کربلا را نتیجه خشونت جنگ بدر دانست ! یادتان رفته که ارمغان آزادی شما به انتحاری نامیدن شهادت طلبی انجامید. شهادت طلبان بسیجی که جرمی جز حرکت در خط ولایت فقیه ندارند، در برابر شما با شلاق "توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد"، نواخته شدند و شما نه تنها سکوت که با لبخندتان شعار دهندگان را تشویق کردید. روزنامه دولتی ایران که در دوره شما خط شکن ارزش ها و حاکم ساختن سکولاریسم بود ، هر ساله در آستانه ماه محرم با درج مقالاتی با زیر سئوال بردن عزاداری از اینکه چرا ما ملتی غمناک هستیم، قلم فرسایی می کرد و از افزدون دهه صفر ، دهه فاطمیه ، دهه محسنیه بر دهه عاشورا گله مند بود. راستی اینها در زیر عبای چه کسی پنهان شدند و دل خانواده شهدا را خون کردند ؟!
هنوز از یاد نبرده ایم افاضات وزیر لندن نشینتان را که در بکار بردن واژه مقدس برای دوره دفاع مقدس تردید داشت ، همو که امروز در آن سوی مرزها به العربیه و شرق الوسط سرویس می دهد و روزگاری در خصوص تخریب مقدسات چنان عمل کرد که حوزه مقدسه قم به نشانه اعتراض برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامیبا راه اندازی تحصنی عظیم در مسجد اعظمقم خروشید ، تحصنی که حضور مراجع تقلید و علمای بزرگی همچون آیت الله مشکینی ، آیت الله یزدی و آیت الله جوادی آملی را به دنبال داشت و رهبری معظم انقلاب در وصف خدمات این وزیر مورد حمایت شما فرمود : برخی طوری عمل می کنند که دشمن برایشان کف می زند.
آیا غیر از این بود که مردی با عبای شکلاتی خود پناهگاه آنها شد و کار را رساند به آنجا که امروز حتی شیخ غیرتمند اصلاحات هم طاقتش طاق شده و از هم نشینی با شما اعلام برائت میکند؟!
البته از یک منظر شما درست فرموده اید، در دولت نهم شهدایی مانند شهید آبراهام لینکلن که شما آنها را خوب می شناختید و در مصاحبه با خبرنگار CNNاز او به این تعبیر یاد کرده اید و بعدها برای بازماندگانش نامه نوشتید و شروط ذلت باری همچون عدم حمایت از حماس و کمک در خلع سلاح حزب الله و تعلیق غنی سازی هسته ای را پیشنهاد دادید تا ما را محور شرارت ندانند، مظلوم واقع شدند !
ما معنی مقاومت را از این مواضع شاه سلطان حسینی شما و وکیل الدوله های اصلاح طلبتان بویژه در مجلس ششم فهمیدیم ، آنگاه که حقیرانه و با پذیرش ترس در برابر دشمن در همین مجلس و از پشت همین تریبون نطق کردند و به رهبری معظم انقلاب نامه نوشتند و پیشنهاد سر کشیدن جام زهر و پذیرفتن شروط آمریکای جنایتکار را دادند.
گفته اید که گاهی اسم جمهوری اسلامی هست ولی به دلیل بداخلاقی ها یا تبعیض معلوم می شود که ما از مسیر منحرف شده ایم ، این جمله را از شما می پذیرم ولی تاکید می کنم که این کمترین درجه انحراف در جمهوری اسلامی است ولی بیشک کسانی که استانلی روم ، معاون سازمان امنیت ملی آمریکا در سال 1380از ظهورشان خبر می دهد، اوج درجه انحراف را نشان میدهد، آنجا که گفت : " آنچه تا کنون همه تحرکات ما را برای براندازی جمهوری اسلامی باناکامی مواجه کرده ، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است . ولایت فقیه و میزان برد احکام آن برای ما و گنجینه های اطلاعاتی ما ناشناخته مانده اما نا امید نیستیم ، خوشبختانه احزاب و آدم های تازه نفسی در ایران در یک حرکت جمعی با ظرافت این خار را از چشم ما بیرون می کشند."
اوج انحراف جمهوری اسلامی از مسیر حقیقی آن زمانی است که عده ای به دنبال حاکم کردن جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه باشند ، همانطور که در سال 1381 و در همایش های خارجی گروه های ضدانقلاب مطرح کردند: " از این پس نباید از براندازی جمهوری اسلامی حرف زد. باید از تشکیل جبهه ضد دیکتاتوری و ضد ولایت فقیه استقبال کنیم. یعنی تلاش برای جذب نیروهایی که جمهوری اسلامی را می خواهند اما ولایت فقیه را نمی خواهند."
شما بگویید چه کسانی در این سال ها به دنبال حذف ولایت فقیه و یا استقرار نظام جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه بودند. چه کسانی شعار حاکمیت دوگانه و لوایح دوقلو را عرضه کردند.
راستی شما نمی دانید جناب جرج دبلیو بوش از چه احزاب و شخصیت هایی در ایران بارها و بارها حمایت کرد و آنها در زیر عبای شکلاتی چه کسی پنهان شده بودند؟!گفته اید که امروز کسانی، اهالی ایثار و شهادت را از صحنه اجرایی کشور بیرون می کنند تا سلیقه خود را حاکم کنند!؟ به راستی دولت نهم که مهمترین ویژگی اش صراحت لهجه در دفاع از آرمانهای انقلاب و مدیران آرمانگرا و ارزشمدار است ، می کوشد تا اهالی ایثار و شهادت را از صحنه اجرایی کشور بیرون کند یا آنها که به فرموده رهبری معظم انقلاب : "متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، می دیدیم که بعضى از کسانى که مرتبط با مسئولینبودند یا حتى خودشان مسئول یک بخشى بودند، کأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل دیگرانشرمندهاند و خجالت می کشند که حقایق انقلاب را بر زبان جارى کنند یا آنها را پیگیرىکنند یا به آنها اهمیت بدهند! این براى یک جامعه خیلى بلاى بزرگى است؛ این را شما (دولت نهم) ندارید."
گفته اید که در گذشته کاری شد تا همه قدرت های جهانی گفتند که منافقین تروریستند ، اما عملکرد امروز باعث شده تا نام این گروهک از لیست گروههای تروریستی در اروپا خارج شود. از این که نمی دانید یا خود را به تجاهل می زنید که چرا اروپا این چنین مضطرب پس از سال ها مجددا به منافقین قدیم دل خوش کرده ، متعجبم ! اروپا و آمریکا در سال های گذشته همواره به عوامل نفوذی خود که به برکت ساده لوحی شما در بدنه اجرایی کشور نفوذ یافته بودند، دل خوش داشتند.
راستی پاسخ دهید که در کدام دولت روند غرب باوری و گرایش های سکولاریستی در مدیران نظام حاکم شده بود که رهبری انقلاب جلوگیری از گسترش آن را از امتیازات دولت نهم دانستند و فرمودند : "روند غربباورى و غربزدگى را کهمتأسفانه داشت در بدنه مجموعههاى دولتى نفوذ می کرد، متوقف کردید" و "گرایشهاى سکولاریستى که در بدنه مجموعه مدیران کشور نفوذ مىکرد جلویش را گرفتید." بدیهی است که از وقتی با ظهور دولت نهم عرصه بر این منافقان جدید تنگ شد ، تمام چشم ها به همان منافقین قدیم دوخته شود.
برادر من! کاندیدا می شوید یا نه، نمی دانم . هرچند از این ادبیات رایحه تخریب و کاندیداتوری به مشام می رسد، و من نیز امیدوارم کاندیدا شوید و همه دوستانتان را به یاری بطلبید و خود را در برابر آزمون انتخاب مردم قرار دهید تا ببینید مردم کدام چشم را انتخاب می کنند ، چشم پف کرده و سرخ شده شما را که به اقرار مسئول دفترتان برای تماشای فوتبال دو تیم خارجی تا نیمه شب بیدار مانده یا چشمان قرمز و خسته دولتی را که برای حل مشکلات مردم محرومدر این استان و آن استان تا نیمه شب بیدار مانده، اما شما را به خدا قسم اگر می خواهید به میدان بیایید، مقاومت و ایثار و شهادت و دین باوری را دست مایه سیاست بازی تان قرار ندهید که پیش از این بر آزادی و اصلاحات و جامعه مدنی دست گذاشتید و عاقبت آنها را دیدیم ، ما را به خیر شما امید نیست ، شر مرسانید
برایم جالب است که ببینم مردم منطقه، در ٣١ ساله شدن انقلاب، چه نگاهی به ایران و ایرانیان دارند. سری به یکی از مهمترین سایتهای خبری عربی میزنم: «الجزیـــره».
«إیران تحتفل بذکرى ثورتها» (ایران سالگرد انقلابش را گرامی میدارد) + تیتری است که این سایت قطری برای خبر جشنهای انقلاب انتخاب کرده است. نگاهی به کامنتهای خبر میاندازم:
یک عربستانی، که در مقابل پیشرفت علمی ایران در دانشهای انرژی هستهای، ساخت و پرتاب ماهواره، شبیهسازی، روبات، لیزر، نانو و ... شگفتزده شده، مینویسد:
«انا لا أتفاجأ لو ان ایران اختبرت قنبله ذریه حتى من قبل ۵ سنوات ولا اتفاجأ انهم وصلوا المریخ و لکن الذی لا اصدقه و لایمکن حتى اتخیله ان العرب یستطیعون ان یصنعوا معجون اسنان او حتى عود کبریت فالى الامام ایها الشعب الایرانی العزیز اما نحن فلم یبقى لنا غیر الذل و الهوان و ...»
من غافلگیر نمیشوم اگر ایران قبل از پنج سال دیگر بمب اتمیاش را آزمایش کند، و غافلگیر نمیشوم اگر آنها به مریخ بروند، اما آن چیزی را که تایید نمیکنم و حتی نمیتوانم فکرش را بکنم این است که عــربها بتوانند یک خمیر دندان یا حتی چوب کبریت بسازند، پس به پیش بروید ای مردم عزیز ایران که برای ما چیزی جز ذلت و حقارت و ... نمانده است.
فاطمه از الجزائر مینویسد: کاش من هم یک ایرانی بودم:
«هزنی کلام السید نجاد شاهدت الخطاب مطولا على قناة العالم . یاریت یجرأ احد عربی ان یقول شیء قلیل من ما قاله. حتى اننى تمنیت لو کنت ایرانیة. انا اکره الاستسلام.»
سخنرانی (٢٢بهمن) احمدی نژاد مرا به لرزه انداخت، سخنرانی را به صورت کامل از شبکه العالم دیدم. ای کاش یک عرب جرات میکرد تا کمی از چیزهایی را که او گفت بگوید. آرزو میکنم که ای کاش ایرانی بودم، من از تسلیم شدن بیزارم.
لیلى از مراکش مینویسد:
«الف مبروک للثورة الاسلامیة فی ایران. الف مبروک لکل الانجازات العلمیة و التقنیة ... الله معکم و نحن المضطهدین معکم ایضا، الى الامام.»
هزاران تبریک به انقلاب اسلامی ایران، هزاران تبریک به موفقیتهای علمی و تکنولوژی ... خدا با شماست و ما مظلومان با شماییم ... به پیش بروید.
أحمد که از سخنان ضد آمریکایی مقامات ایرانی به وجد آمده، مینویسد:
«هاکذا هی الحریة ماأحلاها. أنا استمعت لکلمة نجاد الیوم التی تحدی فیها لغرب و یالها من کلمه و یاله من رجل و الله أن أحسد الإیرانیین علیهذه الحریة وصرت أستحیی من عروبتی و أتمنی أن یکون حکام العرب العملاء مثل حذاء نجد فقط لا أکثر. ألف ألف مبروک لکم یا أمتنا التی نعول علیها بعدما فقدنا من نعول علیه.»
این همان آزادگی است و چقدر شیرین است، من سخنان رئیس جمهور ایران را امروز (٢٢بهمن) شنیدم که غرب را تهدید میکرد، احسنت بر این سخنرانی، به خدا قسم به ایرانیها به خاطر این آزادگی حسادت میورزم و از عرب بودن خود شرمگین هستم، آرزو میکنم که کاش حاکمان عرب فقط مثل کفش رئیس جمهور ایران بودند نه بیشتر! هزاران هزار تحیت بر شما ای امت ما، که امید ما به شماست در زمانه ای که هیچ امیدی نداریم.
□
در کل، ١۴ نفر ١٨ کامنت گذاشته اند که با کسر ٢ ایرانی عرب، ١٢نفر غیر ایرانی درباره انقلاب ایران نظر داده اند.
از این مجموع، ٢ نفر (با دو کامنت) مخالف انقلاب هستند که یکی شان گرایش وهابی و ضدشیعی دارد و دیگری طرفدار رژیم سابق عراق است. ١ نفر (با دو کامنت) بیطرف است و ٩ نفر (با ١٢ کامنت) طرفدار انقلاب اسلامی ایران. البته برای آنکه به نتایجی کاملا دقیق برسیم به نمونه آماری گسترده ای نیاز است و این فقط مشتی است نمونه خروار.
□
سایت فرانس ٢۴ هم بخش عربی دارد. خبری زده با عنوان «ذکرى قیام الثورة الإسلامیة: الأحداث ساعة بساعة» (گزارش ساعت به ساعت رویدادهای تهران در سالگرد انقلاب اسلامی) اما در این گزارش، بزرگترین رویداد تهران در سالگرد انقلاب نادیده گرفته میشود.
در پایین خبر فقط یک کامنت وجود دارد، آن هم در حالگیری اساسی از این سایت فرانسوی:
قاسم از کویت:
«انقلاب سقوط نمیکند، ۴ انگشت فاصله است بین حق و باطل (اشاره به فاصله چشم و گوش) و بین پوشاندن و پرده افکندن از حقیقت.
ای فرزندان سارکوزی! میلیونها نفر برای پشتیبانی از انقلاب تظاهرات کردند ولی شما فقط بر روی کسانی که دوستشان دارید زوم میکنید، بله میدانیم که آرزوی شما نابودی نظام ایران است اما به زودی خواهید دانست که چه کسی ساقط میشود. ایران در مقابل شما تسلیم نمیشود، ای غربیها! این رویاست که در طول تاریخ شما همیشه رئیس باشید و غیر شما بنده و مطیع»
□
این پیامها، دقیقا همان چیزی است که آمریکا و غرب را از دست ایران به شدت عصبانی و هراسان کرده است. نهضت بیداری اسلامی شدت گرفته و ایران به یک الگو برای کشورهای اسلامی تبدیل شده است.
امروز اقبال لاهوری، پرشورتر از هر روز، فریاد برمیآورد و مسلمانان جهان را به بیداری از خواب غفلت فرامیخواند: «هر ذره این خاک گره خورده نگاهی است/ از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز/ از خواب گران، خواب گران، خواب گران، خیز ...»
ایرانِ امروز، در جهان اسلام جریانی را رهبری میکند که به ایجاد تمدن بزرگ اسلامی میاندیشد تا همانند عصر پدرانمان: ابن سینا و ابوریحان و خوارزمی و فارابی و خیام و ... بار دیگر چشمان چشمآبیها را به عظمت علمی و فرهنگی تمدن اسلامی خیره سازد.
تا آن زمان که انقلاب ایران، پشتوانه مردمی داشته باشد هیچ تهدید نظامی کارساز نیست و این انقلاب همچنان به بیداری اسلامی و تبلیغ ایستادگی در برابر زیاده خواهیهای غرب خواهد پرداخت. بنابراین نخستین قدم برای حذف خطر بزرگ انقلاب ایران، حذف مردم از پشتوانه این انقلاب و بیاعتماد کردن و دلســرد کردن آنها است که در آن صورت با یک موشک میشود فاتحه انقلاب و بیداری اسلامی را خواند.
مدیران بیبیسی، voa و ... که در جنگ تحمیلی، خروار خروار بر سر ما بمب میریختند، حالا هر روز نگران پایمال شدن حقوقمان در انقلاب شدهاند. اینانی که در طول ٨ سال جنگ نابرابر، هزاران ندا را با دستهای خودشان خفه کردند، حالا دلشان برای رفتن یک ندای دیگر تنگ شده است.
□
دشمن مترصد است و لحظه به لحظه در انتظار سوژه. انتخاباتی برگزار شد. حضور ٨۵درصدی مردم در پای صندوقهای رای انقلاب، به یکباره ضربه ای مهلک بود بر همه برنامههای غرب. در این میان، یک غفلـــت، ضربهای بر پیکره انقلابی زد که قرار بود تمدن غرب را به چالش بکشاند.
اینکه یک نامزد از خانواده انقلاب، احتمال تقلب بدهد و اعتراض کند ملامتی ندارد، اما اینکه فقط با فاصله چند ساعت از پایان رایگیری و در یک فضای کاملا احساسی، با قاطعیت تمام اعلام کند تقلب شده است و قبل از بررسی علمی دلایلش، هوادارانش را بر ضد نهادهای قانونی کشور به خیابانها بکشاند، شایسته و زیبنده نامزدی نبود که بر قانونمداری و عقلانیت تاکید و از حاکم شدن روحیه قانونگریزی و هیجانی بر کشور، احساس خطر میکرد: «من با ایـن روحیه مخالفم.»
دلایل مطرح شده برای تقلب، توان آن را نداشت که ثابت کند در مقابل دیدگان 100,000 ناظر سه نامزد پیروز نشده، تقلبی با گستردگی 11,000,000 رای رخ داده است.
بسیاری از رایدهندگان به آقای موسوی از جمله دکتر جوادییگانه (استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران) + ، دکتر کواکبیان (مسئول ستادهای مردمیایشان)، محمد اسفندیاری (چهره فرهنگی و حوزوی)، سعدالله نصیری (نماینده اصلاحطلب) و ... حاضر به پذیرش ادعای بزرگ و غیرعلمی تقلب نشدند.
با این وجود، حتی اگر تمامی صندوقهای مورد نظر نامزد معترض هم ابطال میشد، فقط چند در صد از کل آرا، آن هم از هر ۴ نامزد باطل میشد.
مادر ندا آقا سلطان راز فیلم ساختگی قتل ندا را برملا ساخت
گلوله ای که به سمت راست سینه خورده بود
این خبر ثابت می کند که یا مادر مقتوله دروغگوست یا آنچه در فیلم پخش شده از بی بی سی فارسی مشاهده کرده ایم یک دروغ بزرگ بوده است که البته مراجعه به سابقه این رسانه استکباری ...
صراط - هاجر رستمی مطلق، مادر دختری که در اثر حماقت خودش آلت دست سرویس اطلاعات مرکزی بریتانیا قرار گرفت و نهایتا توسط تیم ترور mi6 کشته شد، در مصاحبه ای با سایت اینترنتی روز آنلاین (وابسته به سازمان سیا) مطالب مهمی بیان داشت که در گشایش گره های قتل ندا آقاسلطان کمک خواهد کرد.
به گزارش صراط، این زن در بخشی از مصاحبه خود صراحتا اعتراف کرده است که ندا اساسا در انتخابات شرکت نکرده بود!
هاجر رستمی می گوید: "رای ندا در اصل برابری زن و مرد، دغدغه بود. او آزادی می خواست. بعد از انتخابات هم به هموطنانش پیوست که دنبال رای و حق خود بودند. او نیز دنبال حق خود بود و اعتراض داشت، با اینکه نتوانسته بود رای بدهد."
این اعتراف مادر ندا در حالی است که رسانه های وابسته به کودتاگران بارها ندا آقاسلطان را به عنوان سمبل کسانی که در اعتراض به تقلب در رایشان راهی خیابان شده بودند، نمایش داده اند و حال آنکه این بازیچه دست بریتانیا اساسا جزء ضدانقلابیونی بوده که اصلا در انتخابات شرکت نکرده اند!
اما مهمترین نکته ای که در خلال اظهارات هاجر رستمی قابل ملاحظه است مربوط به مشاهدات وی از جنازه دخترش می باشد. مادر مقتوله در تشریح محل اصابت گلوله می گوید: "بالای سینه، سمت راست، گلوله خورده بود و به اندازه چند سانت جای بخیه بود."
حالا به این عکس توجه کنید.
اگر بار دیگر به فیلمی که از تلویزیون بی بی سی فارسی منتشر شده برگردیم خواهیم دید ؛ محلی که بی بی سی مدعی برخورد گلوله به آن است دقیقا وسط سینه مقتوله است، نه سمت راست و نه سمت چپ سینه او! و این بدان معنی است که یا مادر ندا دروغ می گوید (که احتمال آن کمتر متصور است) یا فیلم پخش شده از بی بی سی جعلی بوده و ندا در لحظه فیلم برداری مشغول نقش بازی کردن برای رسانه های صهیونیستی بوده است! نقش مقتولی که گلوله به وسط سینه او اصابت کرده و در مشاهدات مادرش جای گلوله روی قسمت راست سینه اوست! حالا پیدا کنید کسی را که پس از اتمام تئاتر خیابانی "قتل ندا" گلوله واقعی را به سمت راست سینه او شلیک کرده است.
گفتنی است نامزد ندا آقا سلطان که جنازه او را تحویل بیمارستان داده است هم اکنون پس از اقامتی چند ماهه در بریتانیا راهی اسرائیل شده و از جانب شیمون پرز مورد تفقد و تقدیر قرار گرفته است...
تعدادی از فتنه گران پس از انتخابات که در حال حاضر در خارج از کشور و در کمپین گروههای ضد انقلاب فعالیت می کنند تا چند روز پیش از دولت ایران حقوق ماهیانه و ثابت دریافت می کردند.
به گزارش خبرنگار جهان اخیرا کمیته انضباطی دانشگاه تهران تشکیل جلسه داده است و بعد از گذشت یکسال از حوادث پس از انتخابات ،حقوق 3 تن از فعالین فتنه مقیم خارج را قطع کرده است.
بنا بر این گزارش با رای اخیر این کمیته حقوق محسن کدیور ،عبدالکریم سروش و عطاء الله مهاجرانی از دانشگاه تهران قطع شد.
لازم به ذکر است این افراد طی یک سال گذشته بیشترین توهین ها را به نظام مقدس جمهوری اسلامی داشته اند.در حال حاضر برخی از رسانه های ضد دین و ضد ایرانی با حمایت مالی و معنوی این افراد اداره می شود.
یک سلطنت طلب و مزد بگیر نهادهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی را ناقض حقوق بشر خواند. شیرین عبادی به نیابت از اربابان آمریکایی از بان کی مون خواست مانع از ورود ایران به شورای حقوق بشر سازمان ملل شود.
به گزارش صراط وی در نامه خود با انتقاد از اینکه مذهب رسمی کشور در قانون اساسی تشیع اعلام شده، مدعی تبعیض علیه سایر ادیان شد و همزمان جریان انگلیس ساخته بهائیت را جزو ادیان معرفی کرد! این سلطنت طلب فراری که اذعان دارد به توصیه برخی سران فتنه نظیر خاتمی و کروبی از بازگشت به ایران منصرف شده، با بر شمردن برخی قوانین اسلامی، آنها را ناقض حقوق بشر خواند و خواستار ممانعت از عضویت ایران در شورای حقوق بشر شد.
انتشار ادعانامه، علیه جمهوری اسلامی به نیابت از قدرت های استعماری در حالی است که هم اکنون این مهره سلطنت طلب به شکایت از کیهان در دادگاه جمهوری اسلامی پرداخته است. اما سئوال منطقی این است که وقتی یک عنصر دارای سوابق خیانت و فراری، مبانی اسلامی و حقوقی یک نظام سیاسی را نفی می کند و ناقض حقوق بشر می خواند، اقامه دعوای او در دادگاه همان نظام چه توجیهی می تواند داشته باشد. به عبارت دیگر منطقی این است که عناصری نظیر عبادی شکایت خود را نزد همان رژیم های استکباری و جنایتکاری ببرند که پول خیانت به امثال وی می پردازند. اگرچه پذیرش شکایت وی از سوی دستگاه قضایی کشور، نشانه ای غیرقابل انکار و مثال زدنی از آزادی قضا و قضاوت در نظام اسلامی ایران است.
گفتنی است پیش از آنکه عبادی خبر از هماهنگی خود با خاتمی برای فرار از کشور و عدم بازگشت به ایران بدهد مهرانگیز کار، یکی دیگر از جاسوسان سیا که در سابقه سیاه خود نویسندگی برای روزنامه رستاخیز و نوکری رژیم پهلوی را به ثبت رسانده و صراحتا در وب سایت خود خبر از همکاری با ضدانقلابیون و سلطنت طلبان در آخرین روزهای سقوط رژیم شاه داده است، اعلام کرده بود پس از فرار از کشور در سال 1380 با کمک جاسوسان هلندی، توسط خاتمی به او پیغام داده شده بود که به کشور بازنگردد. چون ماموران امنیتی ایران او را بازداشت خواهند کرد.
نظرات بینندگان:
احتمالآ این بار هم خاتمی با یک تکذیب ساده، خیال خود را راحت می کند. غاقل از اینکه آش به قدری شور شده که کار از تکذیب و تایید حضرات گذشته و مردم، با باطن ضد انقلابی این مدعیان اصلاح طلبی آشنا شده اند.
خاتمی آدم خوبیه، ولی از فقدان ایدئولوژی رنج می بره! شخصیت ضعیفی هم داره که تحت شرایط سخت کم میاره! اصلا یکی از دلایل کله پا شدن اصلاحات همین بی عرضگی خاتمی بود! این خبرها که دیگه چیزی رو تغییر نمی ده! به مرده چوب زدنه!
خاتمی باید در دادگاه انقلاب اسلامی عادلانه و بصورت علنی محاکمه و برابرقانون مجازات شود و دیگر کسی هواو هوس به مزایده گزاردن خون شهدا را با نام اصلاح طلبی در سر نپروراند.
کروبی به شدت با یک بیماری صعب العلاج دسته و پنجه نرم می کند و خبرها حاکی از آن است که خانواده وی برای معالجه به یک دکتر اتریشی مراجعه کرده اند. به گزارش جهان بیماری کروبی نوعی سرطان پیشرفته است که شدیدا نیاز به درمان دارد اما خانواده وی تلاش می کنند بیماری کروبی رسانه ای نشود. با این حال به نظر می رسد این مسئله برای سلامتی کروبی مضر باشد چرا که حال جسمانی وی در حال حاضر وخیم گزارش می شود. لازم به ذکر است روز گذشته یک فعال سیاسی نیز در ستون نگاه یک روزنامه صبح از کروبی خواسته بود در این روزها از ظلم هایی که در حق نظام کرده است استغفار کند. جهان نیز ضمن آرزوی سلامتی و بهبود از خداوند منان توفیق توبه و بازگشت به دامن انقلاب را برای وی طلب می کند.
حالا که دور دور جایزه بگیری، مسابقه و این حرف هاست، خب مگر ما بلد نیستیم مسابقه برگزار کنیم؟! برای آن که سریع تر به پاسخ سوالات زیر برسید، کافیست نامه امام خمینی (ره) درباره پذیرش قطعنامه 598 که سه سال پیش آقای هاشمی رفسنجانی بعد 18 سال منتشر کرد، یک بار دیگر مطالعه کنید. بقیه پاسخ ها را هم فقط با کمی دقت می توانید حدس بزنید.
جایزه این مسابقه برای همه شرکت کنندگان: - زیارت رایگان مزار شهدای گمنام و مفقود در گلزار شهدای سراسر کشور. - بوسه بر قدوم پاک پدران و مادران بزرگواری که جگر گوشه های خویش را خالصانه در راه اسلام فدا کردند. آنان که نه دنبال منافع مادی، پست و مقام و ... بودند و از خدایشان بود که برای یافتن پاره دل خویش، رمل های پر از مین و سیم خاردار فکه را با دست خویش بکاوند. نه مثل بعضی مدعیان، مخفیانه برای زیارت فرزند ناخلفشان، به فرانسه و کاستاریکا بروند و ... - و یکصد سلام و صلوات بر روح پاک و مطهر شهدای گمنام و امام شهیدان.
1 - چه کسی در ماه های آخر سال 1366 با توجه به کم کاری برخی مسئولین، فرمود: "به زودی خداوند 2 نعمت را از ما خواهد گرفت، نعمت جهاد و نعمت شهادت." امام خمینی (ره) حضرت آیت الله خامنه ای شهید آیت الله بهشتی استاد شهید مطهری
2 - چه کسی پس از آزادی خرمشهر، بدون اطلاع امام، نیروهای ایرانی را به لبنان فرستاد که منجر به اسارت 4 گروگان ایرانی بخصوص حاج "احمد متوسلیان" شد و امام دستور بازگشت نیروها را داد و فرمود: "راه قدس از کربلا می گذرد"؟ هر سه هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی محسن رضایی
3 - چه کسی با وجود عدم رضایت امام نسبت به حضور او در خط مقدم جبهه های نبرد، همواره با کسب اجازه از امام، در کنار رزمندگان اسلام و با حضور خود در سنگرها، گرمی بخش محفل و تقویت روحیه آنان می شد؟ حضرت آیت الله خامنه ای مرحوم سید احمد خمینی سید حسن خمینی هر سه
4 - پسر چه کسی در سال های جنگ، در سوئیس درس می خواند و مهندسی گرفت و امروز پدرش می گوید: "فرزندم جانباز شیمیایی است." هاشمی رفسنجانی مهدی کروبی محسن رضایی هر سه
5 - پسر چه کسی به آمریکا گریخت و اسناد و اطلاعات مملکت را به سازمان سیا داد ولی با تلاش پدر خود، محترمانه به ایران بازگشت، در محرمانه ترین پست مشغول به کار شد و همه آن چه را از او خواسته بودند، برداشت و دوباره به آغوش اربابانش گریخت؟ محسن رضایی هاشمی رفسنجانی مهدی کروبی هر سه
6 - چه کسی در ماه های آخر جنگ، یکی از مسئولین عالی رتبه مملکتی، خطاب به او و همقطارانش فرمود: "اگر یک مو از تن صدام در تن شما بود، جنگ را چند باره برده بودیم." محسن رضایی هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی هر سه
7 – "صدام یزید کافر"، در ماه های آخر جنگ، در نامه هایش چه کسی را "برادر عزیز" خطاب کرد؟ هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی محسن رضایی هر سه
8 - چه کسی در برابر فرموده امام که با شنیدن ورود ناوهای آمریکا به منطقه فرمود: "اگر من جای شما بودم، با آر.پی.جی اولین ناو آمریکا را می زدم" پاهایش لرزید، تته پته کرد و گفت: "یعنی شما می گویید ما این کار را بکنیم؟" که امام فرمود: "نخیر. گفتم اگر من جای شما بودم این کار را می کردم." و آنها هم از خدا خواسته، نفس راحتی کشیدند و این کار را انجام ندادند؟ محسن رضایی هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی هر سه
9 - چه کسی در ماه های آخر جنگ، برای امام نامه نوشت و مدعی شد: "مردم خسته شده اند و دیگر به جبهه نمی روند." ولی با آغاز عملیات مرصاد و حضور عظیم مردم در جبهه ها، امام فرمود: "اگر می دانستم این همه نیرو به جبهه می رود، قطعنامه را نمی پذیرفتم." هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی محسن رضایی هر سه
10 - چه کسی در ماه های آخر جنگ، برای امام نامه نوشت و مدعی شد که بودجه مملکت به زیر صفر رسیده است، تا دستی در پر کردن جام زهر قطعنامه 598 داشته باشد؟ میر حسین موسوی هاشمی رفسنجانی محسن رضایی هر سه
11 - چه کسی برای امام نامه نوشت و مدعی شد "تا 5 سال آینده هیچ پیروزی ای نخواهیم داشت و ..." که نامه اش منجر به زهرنامه 598 شد؟ محسن رضایی هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی هر سه
12 - چه کسی با نوشتن نامه ای برای امام، زمینه های تحمیل قطعنامه 598 را آماده کرد، ولی در آخر نامه خود مدعی شد: "با همه اینها، من معتقدم که هنوز هم باید جنگید" که امام در جوابش گفت: "این شعاری بیش نیست." محسن رضایی هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی هر سه
13 - فرزندان کدامیک از این حضرات، در جبهه مفقود الاثر شده و مادرش همچنان چشم انتظار بازگشت جگر گوشه اش است؟ هیچکدام هاشمی رفسنجانی مهدی کروبی محسن رضایی
14 - فرزند کدامیک از گزینه های زیر، در جنگ شیمیایی شده ولی بنیاد شهید او را جانباز محسوب نکرد و سرانجام بر اثر عوارض گازهای شیمیایی شهید شد و حضرات بعد از مرگش برای او پرونده شهادت تشکیل دادند؟ هیچکدام هاشمی رفسنجانی مهدی کروبی محسن رضایی
15 - فرزند چه کسی به بهانه حضور در جبهه، به ادعای این که "حق من است" بنیاد شهید، بنیاد جانبازان، بنیاد مستضعفان و ... را غارت کرد و همچنان مشغول است؟ مهدی کروبی هاشمی رفسنجانی محسن رضایی هر سه
16 - چه کسی در سال های جنگ، در بنیاد شهید، برای همسران شهدا "زندان زنان" برپا کرد و به اذیت و آزار آنان مشغول بود؟ مهدی کروبی هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی هر سه
17 - فرزند کدامیک از حضرات، حافظ یا قاری و یا مانوس با قرآن است؟ هیچکدام هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی محسن رضایی
18 - فرزندان چه کسی از رانت پدر خود استفاده کرده و از همان زمان جنگ، به تجارت و سیاحت و ... در داخل و خارج از کشور مشغول بوده و هستند؟ هر سه هاشمی رفسنجانی مهدی کروبی محسن رضایی
19 - چه کسی با گذشت دو سه سال از پایان جنگ، تصمیم گرفت به تقلید از صدام، یک روز را به عنوان "روز مفقودین" اعلام کند و جست وجو وکشف شهدای مفقود را متوقف کند و مادران را همچنان چشم انتظار جگر گوشه هایشان بگذارد؟ هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی محسن رضایی هر سه
20 - چه کسی در برابر تفحص و کشف پیکر شهدا و تشییع آنان در شهرها، گفت: "جلوی این کاروان های مرگ را بگیرید"؟ هاشمی رفسنجانی میر حسین موسوی محسن رضایی هر سه
صدور حکم جلب مهدی هاشمی و قطعی شدن دستگیری وی خبری بود که در جلسه مشترک رئیس قوه قضائیه و اعضای کمیسون قضایی مجلس اعلام شده است.
به گزارش فارس، صدور حکم جلب مهدی هاشمی از جمله مطالبی است که در جلسه مشترک آیتالله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه و جمعی از نمایندگان از جمله اعضای کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس اعلام شد. بر پایه این گزارش در این جلسه مشترک تصریح شد که در صورت ورود مهدی هاشمی به کشور وی بر اساس این حکم دستگیر خواهد شد. در این جلسه درباره احتمال عدم مراجعت مهدی هاشمی به کشور و راههای قانونی دستگیری وی مطالبی عنوان شده است. مهدی هاشمی رفسنجانی بعد از اغتشاشات انتخابات 22 خرداد و اقوال گوناگون درباره مشارکت وی در این حوادث، در اوایل شهریورماه سال جاری کشور را به مقصد لندن ترک کرد. قرار است مهدی هاشمی در دادگاه به اتهامات خود در این باره پاسخ دهد.
همه تصمیم گیری ها در خانه فاطمی انجام شده است.رفت و آمد برخی شخصیت های سیاسی و قانون گذاری و وابستگان آنها به این خانه ،باعث می شود توجه نهادهای قضایی و نظارتی به این محفل جلب شود.در خانه فاطمی چندین مورد سوء استفاده های مالی برنامه ریزی و اجرا شده است.سامان دادن به همه ماموریت های خانه فاطمی بر عهده فردی به نام "جابر الف" بوده است. به گزارش خبرنگار جهان جابر الف فقط از آقای (...)دستور می گرفته و برای اجرای دستورات آقای (...)حتی از ماشین شخصی وی استفاده می کرده است."جابر الف"اخیرا دستگیر شده است و به همه موارد اتهامی خود اعتراف کرده است .با این حال آقای (...) آزاد است. چندی پیش رئیس قوه قضائیه تاکید کرده است با دانه درشت ها برخورد می کنیم .بدون شک در فصل جدید مبارزه با فساد اقتصادی بررسی نقش آقای (...)به عنوان دانه درشت در خانه فاطمی بررسی خواهد شد.چشم عدالتخواهان و همه علاقه مندان به دولت فساد گریز و فساد ستیز، به سرانجام این پرونده است. اما در خانه فاطمی چه گذشته است؟جابر الف بعد از مذاکره با برخی از شرکا پیشنهاد یک خانه مسکونی برای پی گیری کارها ،خارج از ساختمان های دولتی را می دهد.این پیشنهاد مورد قبول اعضا قرار می گیرد.از همین رو وی مسوول پی گیری و تهیه یک محفل تیمی می شود.در نهایت از دختر خواهر ناتنی خود در خواست می کند که خانه بلااستفاده اش در خیابان فاطمی را در اختیار وی قرار دهند. اما جابر الف چه کسی است؟جابر فردی است که در انتخابات مجلس هشتم ،چک هایی با مبالغ قابل توجه در اختیار برخی نمایندگان مجلس قرار می دهد.وی همچنین در ماجرای یک استیضاح ! چک هایی را برای برخی افراد صاحب رای و صاحب نفوذ صادر می کند. جابر الف این چک ها را با هماهنگی آقای (...)می کشیده است.جابر الف که به دلیل تخلفات متعدد از بیمه ایران اخراج می شود ، بدون آنکه سابقه استخدامی داشته باشد در یک نهاد نظارتی به عنوان نماینده این نهاد، اسناد بیمه ایران را رسیدگی می کند و آتش اصلی گزارش جنجالی بیمه ایران را تهیه می کند. وی که به علت حمل و فروش مواد مخدر محکومیت دارد وظیفه کار چاق کنی برای برخی افراد سیاسی را برعهده داشته است و بیشتر هرینه های خود را از حساب آقای (...)برداشت می کرده است. به طور مشخص وی 2 چک به مبلغ 700 میلیون تومان و 2 میلیارد تومان از حساب آقای(...)برداشت کرده است.وی با اینکه مسئولیت اصلی خانه فاطمی را نداشته است اما کلیه هماهنگی ها و برنامه ریزی ها در این خانه را انجام می داده است. یکی از کارهایی که در خانه فاطمی برنامه ریزی می شود اختلاس و سوء استفاده از بیمه کرج است.پرونده ای که چندی پیش از سوی قوه قضائیه ،به عنوان پرونده بزرگ فساد اقتصادی نام گرفت.مطابق برنامه ریزی های صورت گرفته در خانه فاطمی ،"مصطفی ح" از مسئولین ارشد بیمه ایران کرج ماموریت می گیرد تا با به جریان انداختن مجدد پرونده های مختومه ،از بیمه اختلاس کند.مصطفی ح این پولها را پس از اختلاس همگی به حساب جابر الف واریز می کند. در خانه فاطمی فرد دیگری به نام "م" از مسئولین وقت استانداری تهران نیز رفت و آمد داشته است."م"در اسفند 87 دستگیر می شود.اتهام وی این بوده است که درآمد های متفرقه استانداری را به مصرف شخصی می رسانده است.نقش "م"در خانه فاطمی قابل توجهو محرز است.کلیه سوء استفاده های مالی توسط مثلث آقای(...)و "م" و "جابر الف" در خانه فاطمی برنامه ریزی می شده است. اطلاعات تکمیلی از خانه فاطمی به زودی در جهان منتشر می شود.امیدواریم در سالگرد فرمان 8 ماده ای مقام معظم رهبری در خصوص مبارزه با فساد اقتصادی ،برخورد با مفسدین دانه درشت در اولویت کاری دستگاه قضائی قرار گیرد.
ریگی برنامهریزی میکند که از فرودگاه قرقیزستان به یکی از کشورهای اروپایی سفر کند. قرقیزستان بهدلیل اوضاع اقتصادی بسیار نامطلوبش، زمینه مساعدی را برای فعالیت گروههای شبهنظامی با گرایشهای طالبانیسم دارد. شاید قرار بود ریگی در قرقیزستان و پیش از سفرش به اروپا با این گروههای تروریستی قرقیزستان مذاکراتی داشته باشد.
عملیات تعقیب و گریز ریگی از کویته پاکستان به کابل و افغانستان و از آنجا تا فرودگاه دبی ادامه پیدا میکند تا مساعدترین موقعیت برای دستگیری او فراهم آید. بهدلیل نگرانی از شنود و بهره برداری دشمن از ابزارهای الکترونیکی، هیچ پیام و کلامی با استفاده از رسانه های متداول تبادل نشده است. در فرودگاه دبی نیز یک تیم امنیتی اطلاعاتی ایران بدون برانگیختن هر نوع حساسیتی سوار پرواز دبی - بیشکک میشوند. ریگی بههمراه نفر دوم گروه با نام کوچک حمزه و پنج محافظ قرقیزش نیز سوار هواپیمای خطوط «قرقیزستان ایر کمپانی» میشود. پرواز با 3 ساعت و 19 دقیقه تأخیر از فرودگاه دبی صوت میگیرد.
گفته شده است تیم امنیتی ایرانی که متشکل از چند مرد و زن از سربازان انقلاب اسلامی بود، در تأخیر هواپیما نیز بی تأثیر نبودند. پرواز با تأخیر صورت گرفت تا مقدمات بعضی کارها در تهران، اصفهان، بندرعباس و زاهدان فراهم شود. این احتمال وجود داشت که ریگی برای پنجمین بار به دلایل امنیتی سفر خود را لغو کند، ولی چنین نشد.
منابع تأیید نشده گفته اند: تماس تلفنی از دبی به بندرعباس دارای عبارتی با مفهوم ارسال ایمیلی به مقصد تهران بود و دقایقی بعد، جنوب کشور در وضعیت شکار قرار گرفت. مأموران امنیتی ایرانی با برخاستن پرواز هم فرودگاه دبی را ترک نکردند، چرا که احتمال بازگشت هواپیما به فرودگاه وجود داشت.
مأموران امنیتی ایران میکوشند خلبان این پرواز را متقاعد کنند که بدون اطلاع به خدمه پرواز و مسافران، در فرودگاهی در مرکز ایران فرود اضطراری کند، اما با عدم تمکین وی مواجه شده و خلبان پس از تماس با دوبی رسما از فرود سرپیچی میکند. اینکه چرا فرودگاه دبی به خلبان دستور عدم نشستن داده است خود علامت سئوال بزرگی است که باید در آینده رمزگشایی شود. معمولا در اینگونه مواقع هواپیماها بهسرعت فرود می آیند. لاجرم دو فروند هواپیمای اف-4 نیروی هوایی ارتش اقدام به رهگیری هواپیما کرده و خلبان را مجبور به پروازی طولانی در آسمان کشور میکنند و درنهایت او به واسطه اقدام قهرآمیز شکاری های ارتش مجبور به فرود در فرودگاهی در بندرعباس میشود. با احتساب مدت زمان ۴٠ پرواز تا بندرعباس بامداد چهارم اسفند بوئینگ 737 حامل ریگی و همراهانش در بندرعباس مینشیند. منابع غیررسمی نقل کرده اند عملیات بیحس کردن ریگی با چنان سرعتی از سوی یکی از خانمها انجام میشود که فرصت هیچ واکنشی را نه به او، نه به نفر همراهش و نه به محافظانش نمیدهد. از آن مهمتر ریگی وقتی متوجه تغییر احوال خود میشود که دستبند بر دست داشته است و مأموری مراقب عدم اقدام او به خودکشی بوده است. محافظان قرقیز او حتی فرصت تغییر مکان خویش را هم پیدا نکردند. «ریگی از نحوه دستگیریاش بهتزده شده بود» این سخن را وزیر اطلاعات در جریان کنفرانس خبریاش به زبان آورد. خبر دستگیری ریگی، دنیا را بهتزده میکند. دیوید میلیبند این اتفاق را نشانه اقتدار اطلاعاتی ایران میداند. بلافاصله پس از عملیات، هواپیمای بیشکک - دبی از بندرعباس بلند میشود. ریگی و همراهانش توسط یک هواپیمای اختصاصی ارتش به تهران منتقل میشوند.
ریگی بر این باور بود، همانطور که بن لادن، به مرد نامریی دنیای تروریستها تبدیل شده و «سیا» قادر به دستگیری او نیست، نیروهای اطلاعاتی ایران نیز نخواهند توانست مدل ایرانی بنلادن را دستگیر کنند.
وزیر اطلاعات اشراف اطلاعاتی ایران به منطقه را در قالب این جملات توضیح میدهد که این شرور، علاوهبر ارتباط با سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، اروپا و اسراییل، با سرویسهای اطلاعاتی منطقه و برخی کشورهای اروپایی نیز در ارتباط بوده است.
عصر روز پنج شنبه مراسم گرامیداشت شهید حمید باکری در منزل وی در شهرک ابوذر تهران با حضورمیرحسین موسوی برگزار شد.
روزنامه رسالت در این مورد نوشت: میرحسین موسوی که احساس کرده بود این مراسم فرصت مناسبی برای ظاهر شدن او در میان مردم خواهد بود در این مراسم شرکت کرد اما به محض ورود وی به منزل شهید حمید باکری و فضای سنگینی که نسبت به عملکرد غیرمعقول وی بر اعضای جلسه حاکم بود به سرعت فضای جلسه و مردم این شهرک که از حضور وی مطلع شده بودند تغییر کرد. به گونه ای که یکی از محافظان موسوی در گوشی به وی گفت مردم از حضور شما مطلع شده اند و احتمال تجمع علیه شما وجود دارد. دقایقی بعد که موسوی قصد خروج از منزل شهید باکری را داشت مردمی که در مقابل منزل تجمع کرده بودند با شعار مرگ بر منافق اعتراض خود را به میرحسین وعملکرد ماه های اخیر وی نشان دادند. براساس مشاهدات افرادی که در این تجمع حضور داشتند عصبانیت مردم برای اعتراض به عملکرد موسوی به نحوی بود که محافظان وی برای حفظ جان موسوی ناگزیر شدند دست به اسلحه ببرند تا میرحسین را از مهلکه نجات دهند.
از سوی دیگر سایت های طرفدار میرحسین موسوی روایت دیگری از این حضور دارند. به نوشته این سایتها حضور موسوی و رهنورد که به دعوت خانواده شهیدان باکری صورت گرفته بود با استقبال شرکت کنندگان مواجه شد با این حال در پایان مراسم عده ای شعار مرگ برمنافق سر دادند. به روایت این سایتها موسوی تا پایان مراسم حضور داشت.
یکی از مهندسانی که در سالهای گذشته در پروژه راه آهن اصفهان - شیراز مشغول بکار بوده، با ارسال متن و عکسهایی از مراحل ساخت و بهره برداری از این خط آهن، از برخی رسانه ها که این طرح بزرگ ملی را بطورغیرمنصفانه ای زیرسوال برده اند، گلایه کرده است:
چرا کسانی که از انقلاب هیچ حفاظتی نمیکنند/ این همه محافظ دارند؟! / و مادر سمیه/ که این همه برای انقلاب / خون جگر خورده/ هیچ محافظی نباید داشته باشد؟!
آن روزها/ در «بیمارستان نجمیه» وقتی «ماما»/ خبر آورد که «سمیه»/ صحیح و سالم به دنیا آمده است/ مادر نخندید/ اشکش از شوق به دنیا آمدن سمیه نبود/ واقعا داشت گریه میکرد / ضجه میزد / آخر دقایقی پیش/ از رادیو/ با همین گوشهای خودش/ که آن زمان «سمعک» نداشت/ خبر شهادت همسرش را شنید / پس این روزها / تنها سالگرد عملیات کربلای پنج/ در زمستان 65 نیست/ سالروز تولد سمیه خانم هم هست/ و سمیه در همان روزی به دنیا آمد/ که پدرش «محمد» / در «سهراهی شهادت»/ به شهادت رسید/ جشن تولد سمیه/ سالهاست که در کنار مزار پدر/ برگزار میشود/ به صرف خرما، شمع، اشک، چفیه، پلاک و یک مشت خاک از یک سرزمین پاک/ مادرش میگوید/ خوردن کیک، سر خاک پدر شگون ندارد/ سمیه، دیروز/ وارد بیستوچهارمین سال زندگیاش شد و / پدرشتنها 23 سال از خدا عمر گرفت
دیشب زنگ زدم به موبایل علی، روی پیغامگیر بود؛ جواب داد: به سیستم پیغامگیر من خوش آمدید. برای انداختن تقصیر فتنه، گردن احمدینژاد، عدد 1، حفظ احترام سران فتنه عدد 2، تکرار حکمیت عدد 3، مالهکشی روی کارهای آشوبگران عدد 4، خوشحال کردن دشمن عدد 5، آوردن سران فتنه به مناظره عدد 6 و ربط دادن گودرز به شقایق در بحث عدد 7 را فشار دهید.
ناامید از تماس با علی، داشتم به این فکر میکردم که اگر شخصیتهای سیاسی ما هرکدام یک کامیون داشتند، چه جملهای پشت ماشینشان مینوشتند؛ بخوانید:
ـ شیخ اصلاحات: عاقبت فرار از مدرسه ـ قالیباف: بچه تهرون ـ مهاجرانی: I Love you MATIZ ـ سازگارا: منم یه روز بزرگ میشم ـ محمد خاتمی: ایکاش زندگی هم، دندهعقب داشت. ـ کرباسچی: تو برو من میام ـ حسن روحانی: سرپایینی نوکرتم، سربالایی شرمندم ـ احمدیمقدم: یهبار پریدی موتوری، دوبار پریدی موتوری، آخر میافتی موتوری ـ ناطقنوری: سکوتم از رضایت نیست ـ علی لاریجانی: Zoor nazan farsi neveshtam ـ کواکبیان: حالا که هرکی هرکیه، ما هم ماکسیماییم ـ فائزه: ژیان، ساندویچ من است! ـ محسن رضایی: زندگی برخلاف آرزوهایم گذشت ـ علی مطهری: من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم ـ مرعشی: ولک، قطار ندیدی؟ ـ صفارهرندی: آب رادیاتور ماشین بخور، محتاج نامرد نباش ـ سلیمینمین: تنهای شب
دیدم صدای دعا میاد پیچیدم توی کوچه جنب مسجد. شلوغ بود. چند تا سرگرد نیروی انتظامی هم اونجا بودند. سرم را پایین انداختم و رفتم تو مسجد. دم درب ورودی بازرسی بدنی کردند. بعد گفت موبایلت را روشن کن تاصفحه اش را ببینم. دید. رفتم تو.
باز هم سرم را انداختم زیر و رفتم وضو گرفتم و بدون اینکه نظری را به خودم جلب کنم وارد صحن مسجد شدم. در تمام این مدت چندین چشم من را زیر نظر داشت. کی بودند و چی میخواستند؛ نمی دانم.
داوری:شبکه اشرافیت بروکرات فرمانده آشوبها بود زیباکلام: کجا آمدند روزعاشورا مثلا بیاحترامی کردند؟!
"عبدالرضا داوری" عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی و "صادق زیبا کلام" استاد دانشگاه تهران میزبانی شبکه جهانی صدای آشنا را پذیرفتند تا طی مناظره ای صریح از آنچه بعد از انتخابات گذشته سخن بگویند.
گروهی از دانشجویان در پاسخ به اظهارات اخیر سید محمد خاتمی و گزارش تعدادی از نمایندگان مجلس در رابطه با بازداشتگاه کهریزک،باصدوراطلاعیه ای اعلام کردند : این مرکز با دستور خاتمی و پول دولت اصلاحات تاسیس و راه اندازی شده است.
جوان: پس از آنکه اکبر گنجی، یکی از نویسندگان بیانیه پنج نفره (که عطاءالله مهاجرانی آنان را ابوذرهای موسوی خواند) طی مقالهای هتاکانه در سایت بی بی سی با امام خمینی (ره) را فاقد صلاحیت برای الگوگیری جنبش سبز وبلکه مقابل این جنبش خواند؛ محسن کدیور، دیگر ابوذر دیگر میرحسین موسوی با انتشار مقالهای تحت عنوان «جنبش سبز در چهارراه دموکراسی»، با ادبیاتی دیگر به تخطئه امام راحل و همنوایی با اکبر گنجی پرداخت.
این حرف موسوی که با افتخار توی بیانیه ١٧ اومده بود خیلی خنده دار هست.
"برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام والمسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادرکردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند ونشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن بهصورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند"
به نظر شما معنی این حرف کدوم از این گزینه هاست؟
- جنبش از دست ما در رفته
- جنبش دنبال شنیدن حرفهای ما نیست
- جنبشش صاحب نداره
- جنبش از ما هم افراطی تره
- ما دیگه داریم شل می زنیم
-جنبش بیانیه خواست اما غلط کرد و من ندادم
- جنبش خیلی بهتر از منه
- من خیلی بهتر از جنبشم
- فکر نکنین خاتمی جا زده .. اون کماکان مثل خودمون در بیانیه ندادن همفکریم
- اصولا جنبش باید بجنبه نه من
- شایدم بیانیه دادم اما امان از آلزایمر موسوی.
- مگه میشه بیانیه نداده باشم.
- اگه بیانیه ندادم پس کی اینا رو ریخته تو خیابون؟
- حتما بیانیه دادم
- ملت شریف و فهیم و صبور ایران .. این نا بخردان انگ بیانیه ندادن به من زدهاند .. کدام انسان عاقلی قبول می کند که جنیش من بی هماهنگی رهبر جنبش به خیابانبیایند؟
- اینها می خواهند با این القائات من را ضعیف جلوه دهند .. اما کور خواندهاند
- شما خود بهتر می دانید که من بیانیه داده بودم
شماره اش هم ١۶.۵ بوده
بیانیه ١۶.۵ موسوی مبنی بر مسایل روز کشور و آگاهی جنبش خودجوش در رووزعاشورا.
این جاسوس تابلودار سیا که سابقه همکاری با رادیو رژیم صهیونیستی و صدای آمریکا و چند کانال ضد انقلاب دیگر را در کارنامه خود دارد گفت: پسر مطهری یکی از مهمترین مدافعان جنبش سبز ملی (!) است و احمدی نژاد نمادی از یک هیتلر کوچک است که می خواهد نه تنها بر ایران ،بلکه بر تمام جهان احاطه داشته باشد!
علیرضا نوری زاده ضد انقلاب فراری مقیم لندن مدعی شد: نظام دولتی ایران ، فاسد، جائر ، آدمکش و وابسته به بیگانگان است و علیه استقلال و وحدت ملی حرکت می کند، از این رو باید با هر وسیله ممکن آن را نابود کرد.
به گزارش صراط ،نوری زاده که در برنامه اختصاصی خود موسوم به "پنجره ای رو به خانه پدری" در تلویزیون کُرد زبان "روژهه لات" سخن می گفت، افزود: نابودی رژیم ایران دستورالعمل جهان آزاد است و به همین دلیل باید آن را با هر وسیله ممکن نابود کرد.
نوری زاده که در کانال وابسته به گروهک تروریستی "پژاک" سخن می گفت، در ادامه افزود: پسر مطهری (برادر زن لاریجانی) یکی از مهمترین مدافعان جنبش سبز ملی (!) است.
نوری زاده که سابقه همکاری با رادیو رژیم صهیونیستی و صدای آمریکا و چند کانال ضد انقلاب دیگر را در کارنامه خود دارد، ادامه داد: محمود احمدی نژاد با آن شال سبز در اهواز مضحک بود. آنچنان که دفعه گذشته دش داشه و چفیه و قبل از آن لباس بختیاریها را پوشیده بود و مانند قلدران فریاد می کشید.
نوری زاده در پایان به نمایندگی از سازمان سیا خاطر نشان ساخت: احمدی نژاد نمادی از یک هیتلر کوچک است که می خواهد نه تنها بر ایران ،بلکه بر تمام جهان احاطه داشته باشد!
افشاگری محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگو ارشاد اسلامی از حضور سردبیر یک روزنامه نزدیک به جریان فتنه در لندن، موجب استعفای وی از سردبیری روزنامه و بیان اظهارات از سر آشفتگی شده است.
به گزارش رجانیوز، رامین در برنامه گفتوگوی ویژه خبری هفته گذشته اظهار داشت: «سردبیر روزنامه در لندن اقامت دارد و لحظه به لحظه، آن چه رسانههای غرب، بیبیسی، صدای آمریکا و دیگر رسانههای صهیونیستی منعکس میکنند، همان را در روزنامه خود بازتاب میدهد... ما تحلیلهای بیبیسی را هر روز در این روزنامه میبینیم...»
اما در حالی که معاون وزیر ارشاد نامی از فرد مورد نظر خود نبرده بود، ضمیر به سرعت مرجع خود را پیدا کرد و به فاصلهی یک روز پس از آن، مجتبی واحدی که ماهها است در لندن بهسر برده و در ضمن هر روز نیز بدون اینکه حتی یک بار در این زمینه به خوانندگان روزنامه توضیح یا اطلاعی داده باشد، در سرمقالهها رهنمود صادر میکرد، با افشای این خبر ناگزیر از استعفا شد.
این در حالی است که برخلاف گفتههای سردبیر مستعفی آفتابیزد، علت حضور او در لندن ارتباطی با ادامه تحصیل نیز ندارد، بلکه بهدلیل برخورداری وی از موهبت چندهمسری! همسر دوم او از ماهها قبل وی را مجبور به ترک ایران کرده و واحدی نیز پس از انتخابات، بهدلیل ترس از امکان بازداشت، بازگشت به ایران را به تعویق انداخته بود.
سردبیر حامی مستضعفین آفتابیزد! که روزنامه تحت مدیریت وی با ژست مردمگرایی بیشترین حملات را علیه دولت انجام داده بود، علاوه بر لندن در یکی از ایالتهای کانادا نیز ویلای مجللی دارد.
واحدی که پس از افشاگری رامین یاد استعفا افتاده و توجیهی هم برای مخفیکاری و نسخهپیچیهایش از لندن برای خوانندگان ارائه نکرده است، طی سالهای ریاست مهدی کروبی بر مجلس ششم، بهعنوان رئیس حوزه ریاست وی فعالیت میکرد.
همچنین ارتباطات وی با یک نهاد امنیتی توسط عزتالله سحابی مورد اشاره قرار گرفته و سحابی با اشاره به رویت او در یکی از بازجوییهایش، وی را بهعنوان یک عامل چندجانبه قلمداد کرده بود.
محتشمی پور و خاتمی با ارسال نامه هایی، ضمن اعلام برائت از افراطیون و رویکرد فرقه سبز، نسبت به برخی روبدادها ابراز پشیمانی کرده اند.
حجتالاسلام علی اکبر محتشمی پور، دبیر کل کمیته حمایت از مردم فلسطین، اخیرا با نوشتن نامه ای به مسئولان نظام، ضمن ابراز ندامت از رویکرد و اقدامات خود در ماه های اخیر، از افراطیون و دشمنان نظام جمهوری اسلامی اعلام برائت کرد.
آقای محتشمی پور که از طراحان "ادعای تقلب" در انتخابات بوده، در این نامه همه ادعاهایش را پس گرفته و گفته که نیت بدی نداشته است!
او با انتقاد از برخی رفتارهای افراطی سران اصلاح طلب، عنوان کرده که هرگز با آشوب های پس از انتخابات، هتک آبروی نظام و خسارت به مردم موافق نبوده است.
این حامی آقای موسوی، همچنین با اعلام مخالفت خود با شعارها و رفتارهای ساختارشکنانه فرقه سبز، از سکوت رضایت آمیز خود در این باره ابراز پشیمانی کرده است.
آقای محتشمی پور پس از آن اقدام به نوشتن این نامه کرده که همزمان علاوه بر موج اعتراض های داخلی، انتقادات مختلفی را هم از سوی شخصیت های خارجی حامی انقلاب اسلامی ایران تحمل کرده است.
گفته می شود که دبیر کل کمیته حمایت از مردم فلسطین در جریان سفرهای اخیرش یه کشور سوریه و لبنان، با انتقاد و کم توجهی شخصیت های مطرح این دو کشور مواجه شده و جایگاه خود را متزلزل دیده است.
* خاتمی هم اعلام برائت کرد
در همین حال، خبرها حاکی است که محمد خاتمی هم برای بار دوم دست به قلم شده و با نوشتن نامه ای به مسئولان کشور، از افراطی گری های فرقه سبز و برخی سران و فعالان اصلاح طلب، اعلام برائت کرده است.
آقای خاتمی همچنین نوشته است که من از همان ابتدا به دوستان تاکید کردم که این راه اشتباه است اما آنان به سخن من گوش نکردند.
او پیش از این نیز، نامه دیگری با همین مضمون به یکی از شخصیت های عالی رتبه نظام نوشته بود که پس از رسانه ای شدن آن، با فشار اطرافیان و گروه های تندرو مواجه و مجبور به تکذیب آن شد اما یک روز پس از آن، روزنامه جمهوری اسلامی به تایید نامه نگاری آقای خاتمی پرداخت.
نامه نگاری های شخصیت های مطرح اصلاح طلب و ابراز پشیمانی آنان از رویدادهای اخیر، در شرایطی به سوژه داغی برای محافل سیاسی تبدیل شده است که گفته می شود مسئولان نظام و حامیان انقلاب اسلامی همچنان تاکید دارند که سران اصلاحات باید ضمن "اعلام رسمی پشیمانی خود" و "جبران خسارت ها"، در برابر رفتارهای اخیر خود "پاسخگو" باشند و در برابر اجرای قانون مقاومت نکنند.
سایت جهان نوشت همزمان با اعلام خبر آغاز محاکمه 16 متهم اغتشاشات روز عاشورا و اتهام محاربه برای یک نفر از بازداشت شدگان، گمانه زنی ها در این زمینه آغاز شده است.
این سایت افزود:برخی منابع خبری مدعی شدند: فردی به نام (ح م) که به اتهام محاربه محاکمه می شود، خواهر زاده یکی از مسئولان کشور است.هنوز هیچ مقام رسمی این خبر را تائید نکرده است.
برخی سایتهای نزدیک به اصلاح طلبان فرددستگیر شده را خواهرزاده یکی از مسئولان قضایی معرفی کرده اند.
آقای اطاعت با انتقاد شدید از تورم قبل و بعد از دولت اصلاحات، دولت آقای خاتمی را در مهار تورم موفق معرفی و برای اثبات این ادعا گفت: «... چرا قیمت گوشت در دوره اصلاحات در طی 8 سال دولت آقای خاتمی بین 3 هزار تا 3 هزار و 700 تومان نوسان داشت اما در دولت فخیمه فعلی و مجلس محترم به 18 هزار تومان افزایش پیدا کرده ... »
خوشبختانه آمارهای اقتصادی مانند تورم، توسط نهادی بیطرف و علمی بنام «اداره بررسی های اقتصادی بانک مرکزی» ثبت و اعلام میشوند و در موضوعات اقتصادی - بر عکس موضوعات سیاسی- گوینده ادعاهای غیرمستند و بیپشتوانه خیلی زود رسوا میشود.
آمارهای سری زمانی بانک مرکزی http://www.cbi.ir/page/4275.aspxدرباره تورم، نشان میدهند. میانگین تغییر شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی (نرخ تورم) در 7 دولت گذشته به شرح زیر بوده است:
خیلی زود خبر استعفای روح الله حسینیان به تیتر اول رسانه های کشور تبدیل شد؛ استعفای یکی از چهره های مطرح مجلس که ریاست فراکسیون انقلاب اسلامی را نیز عهده دار بود؛ و بعد هم سوالات جدی پشت سر هم مطرح شد که چرا؟ گو آنکه حسینیان دنبال همین چراها می گشت تا در پاسخشان از غصه هایی که ناگفته مانده بود و هر روز سینه اش را تنگ تر می کند، سخن بگوید.
حسینیان البته با تلاش و رایزنی های گسترده نمایندگان مجلس و پس از دیدار با یک مقام بلندپایه، تقاضای استعفای خود از نمایندگی مجلس را پس گرفت؛ اما ناگفته های این استعفا انگار هنوز ناشنیده باقی مانده است. ناگفته هایی که در نامه حسینیان تنها گوشه هایی از آن رسانه ای شده بود؛ و اکنون شاید او در نشست خبریای که وعده کرده، کمی بیشتر و صریح تر از آنها سخن بگوید.
واکنش مسئولین قبلی و فعلی فارس به دروغهایی که اطاعت گفت
جواد اطاعت عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم با عدم التزام تشکیلاتی، علیرغم معرفی کروبی بهعنوان کاندیدای رسمی حزب، جزء حامیان موسوی بود، پنجشنبه شب در برنامه "رو به فردا" موارد متعدد و پراکندهای را در جریان مناظره با علیرضا زاکانی بیان کرد که در موارد زیادی خلاف واقعیت بود.
به گزارش رجانیوز، اگرچه برخی از این موارد مانند تصمیم دولت خاتمی برای افزایش یکباره قیمت بنزین به حدود 400 تومان براساس ماده 3 برنامه چهارم توسعه در همان مناطره و در حالی که اطاعت سعی داشت، بگوید این تصمیم دهساله بوده، نه یکساله، افشا شد اما برخی دیگر از موارد نیز بدون پاسخ ماند.
اطاعت در حالی حضور خود در میان متحصنین مجلس ششم را تکذیب کرد که نام وی در اخبار مربوط به این تحصن در سال 82 وجود دارد.
همچنین وی در حالی طی این برنامه به متهم کردن جمهوری اسلامی به عدم برگزاری انتخابات آزاد و رد صلاحیتهای گسترده متهم کرد که ترجیح داد توضیح ندهد چرا علیرغم تأیید صلاحیت وی در انتخابات مجلس هشتم و قرار گرفتن نام او در هر دو لیست حزب مشارکت و اعتمادملی، آنهم در شرایطی که اسامی مشترک این دولیست کمتر از 10 نفر بود، وی نتوانست جایگاهی بهتر از چهلوپنجمی با ١٨۵۵۵٣ رأی، در میان کاندیداهای تهران کسب کند و حتی به نزدیکیهای لیست 30 نفره نمایندگان تهران هم راه نیافت.
اما سخنان جواد اطاعت در برنامه زنده رو به فردا واکنش هایی را هم در استان فارس به همراه داشت.
استاندار سابق فارس نیز نسبت به اظهارات اطاعت در برنامه دیشب رو به فردای سیما اعتراض کرد.
رضازاده با اشاره به سخنان اطاعت در خصوص راه آهن شیراز- اصفهان گفت: این طرح عظیم در دولت نهم به پایان رسید وبی انصافی است که به علت نگاه سیاسی حجم فعالیت های بزرگ را به زیرسوال ببرند.
وی افزود: طرح راه آهن شیراز اصفهان بیش از 500 کیلومتر طول دارد و در طول این طرح بیش از 1700 پل به طول 26 کیلومتر احداث شده است، پل ایزدخواست به طول 485 متر جزمنحصر به فردترین پل های ایران است که در این طرح اجرا شده است.
رضازاده گفت: در این طرح، 21 تونل به طول 13،5 کیلومتر همچنین 60 میلیون مترمکعب عملیات خاکریزی و خاکبرداری در این طرح انجام شده است.
استاندار سابق فارس خاطر نشان کرد: نباید به این راحتی این زحمات زیاد نیروهای متعهد و متخصص را طی این چند سال زیر سوال ببریم.
رضازاده با اشاره به اینکه از سال های قبل از 75 بحث راه آهن شیراز اصفهان به عنوان یک آرزو در دل مردم استان فارس مطرح بوده و سال 75 زمان آقای هاشمی رفسنجانی کلنگ این طرح زده شد، گفت: تا پایان سال 83 که شروع فعالیت دولت نهم بوده است، کل اعتبار تخصیص یافته این طرح 18 میلیارد تومان بود.
رضازاده گفت: در طی چند سال دولت نهم تا آخر سال 87 بیش از 650 میلیارد تومان در این طرح هزینه شده است و پیشرفت فیزیکی این طرح تا قبل از آغاز دولت نهم 6،6 درصد بود.
نماینده دولت نهم در فارس افزود: آنان که می گویند در قسمتی از این طرح بدون اجرای پل، خاکریزی کردند، بیایند یک نقطه را نشان دهند. چنین مطلبی کذب محض است و در هیچ نقطه ای بهجای پل، خاکریزی نشده است.
رضازاده افزود: عکسی از یک تراورز ترک خورده را نشان داده اند و گفته اند این طرح شکست خورده است، در حالی که در هر نیم متر مسیر ریل گذاری یک تراورز کار شده است که با احتساب طول 500 کیلومتری راه آهن حداقل یک میلیون تراورز کارشده و این بی انصافی است که این فعالیت ها نادیده گرفته شود.
استاندار فارس در دولت نهم همچنین با اشاره به اظهارات اطاعت در خصوص شهرستان های زرین دشت و داراب گفت: یکی از سیاست هایی که دولت نهم داشت، بنگاه های زودبازده بود، فقط در شهرستان داراب در طول این مدت با توجه به 4 هزار تقاضا به 2400 طرح 28 میلیارد تومان تسهیلات پرداخت شده است.
وی اضافه کرد تاکنون 900 طرح از این طرحها در داراب به بهره برداری رسیده که تسهیلات واگذاری حدود 15،7 میلیارد تومان است.
رضازاده گفت: در زرین دشت هم حدود 13 میلیارد تومان به بنگاه های زودبازده پرداخت شده است که این فعالیت ها حکایت از تلاش بی وقفه دولت نهم دارد.
وی افزود: سد رودبال تا سال 83 فقط 15 درصد پیشرفت فیزیکی داشت، درحالی که هم اکنون با 80 درصد پیشرفت فیزیکی تا پایان امسال آبگیری می شود.
استاندار سابق فارس گفت: بیمارستان زرین دشت که پس از گذشت 18 سال از شروع ساختش به یک اثر تاریخی تبدیل شده بود، در دولت نهم با تخصیص اعتبار مناسب امسال به بهره برداری می رسد.
نماینده مردم داراب و زرین دشت درمجلس شورای اسلامی با رد اظهارات جواد اطاعت مبنی بر اینکه در دولت نهم و دهم هیچ کاری نشده است، به تشریح اقدامات دولت پرداخت و گفت در 2 تا 3 سال گذشته، طرحهای عمرانی فراوانی در داراب و زرین دشت اجرا و یا به اتمام رسیده است.
افشاری اتمام ساختمان سد رودبال و تصویب طرح آبرسانی به داراب و زرین دشت در کمیسیون ماده 32 قانون برنامه چهارم، احداث جاده شیراز، فسا، داراب، بندرعباس، جاده داراب شیراز، تبدیل بیمارستان 94 تختخوابی داراب به 204 تختی با پیشرفت 50 درصدی و اتمام ساخت بیمارستان زرین دشت را از جمله این طرح ها عنوان کرد.
وی در خصوص سخنان اطاعت که در طرح پتروشیمی داراب هیچ کاری نشده است، افزود: مجتمع های پتروشیمی داراب فسا و جهرم یک پکیج بسته است و از خط اتیلن پارسیان که حدود 500 کیلومتر فاصله دارد، باید تغذیه شود. بنابراین با توجه به مسافت زیاد و عظمت آن، این طرح به سرعت به اتمام نمی رسد و دولت در بودجه س ال 89 نیز 20 میلیارد تومان برای اجرای این طرح در نظر گرفته است.
همچنین سرپرست راه آهن فارس نیز خبر خروج قطار از ریل را که اطاعت مدعی آن شد، تکذیب کرد و گفت: این خبرها سیاسی بود که در همان زمان نیز تکذیب شد.
تاکی تصریح کرد: قطار شیراز- اصفهان سیزدهم خرداد امسال با سفر خانواده شهدا به حرم مطهر امام خمینی آغاز شد و تا آبان امسال هر دو هفته یکبار صورت می گرفت که از آذر برنامه حرکت قطار به صورت هفتگی شد و در چند روز اخیر نیز به دلیل کمبود مسافر، این قطار به طور موقت تعطیل شده است و دوباره از 8 بهمن این برنامه برقرار خواهد شد.
فرماندار شهرستان زرین دشت هم رد صلاحیت جواد اطاعت را در انتخابات مجلس تکذیب کرد و گفت وی در دور قبل نامزد نمایندگی از حوزه تهران بود که رأی هم نیاورد.
خوشبخت با اشاره به برخی از سخنان پنجشنبه شب اطاعت گفت: آقای اطاعت که این همه دم از دموکراسی میزند، لازم است یادآور شوم که بعد از زلزله سال 82 در این شهرستان که من رئیس شورای شهر زرین دشت بودم و برای تهیه مایحتاج مردم به فرمانداری رفتم که آقای اطاعت هم حضور داشت و اظهار کرد که دموکراسی چرت است و چون شما با دولت نیستید، ما هیچ کمکی نمیکنیم.
فرماندار زرین دشت با اشاره به بهرهبرداری سد خسویه در دولت نهم گفت: آقای اطاعت و دوستانش در دولت اصلاحات قول دادند که این سد بعد از 14 ماه به بهرهبرداری میرسد که این اتفاق نیفتاد.
خوشبخت همچنین با بیان اینکه بیمارستان این شهرستان بعد از گذشت 20 سال از زمان آغاز فعالیت اجراییش با 17 درصد پیشرفت فیزیکی رها شد، افزود: اما در سال 84 و با روی کار آمدن دولت نهم عملیات اجرایی آن از سر گرفته شده است و به زودی افتتاح میشود.
فرماندار زرین دشت با اشاره به مستنداتی گفت: در زمان اصلاحات به جاده زرین دشت ـ لار فقط 10 میلیون تومان اختصاص مییافت، در حالیکه در دولت نهم تاکنون بیش از 5 میلیارد تومان به آن اختصاص یافته و این طرح در حال ساخت است.
خوشبخت خطاب به اطاعت افزود: شما که به تاخیر دو ساله ساخت پتروشیمی داراب معترضید در خصوص کارخانه کنستانتره که 14 سال قبل با حضور شما و کروبی کلنگزنی شد و 200 هکتار به تصرف درآمد و تا به حال رها شده است، چه میگویید.
فرماندار زرین دشت گفت: آقای اطاعت به زرین دشت بیایند و در حضور مردم اظهار نظر کنند تا واکنش مردم را از نزدیک مشاهده کنند.
وی در پایان ضمن تشکر از صدا و سیما از برپایی این مناظرهها گفت: از دیشب تاکنون صدها تلفن و پیامک زده شده و نسبت به سخنان اطاعت اعتراض کردهاند.
جمعی از نمازگزاران جمعه شهرستان زرین دشت نیز بعد از اقامه نماز به اظهارات اطاعت اعتراض کردند.
یکی از اهالی روستای خلیل آباد این شهرستان گفت: تعجب می کنم آقای اطاعت که خود معروف به این لقب کذاب است، دیگران را دروغگو معرفی می کند.
وی از صدا وسیما خواست از افراد واقعبین حتی مخالف در چنین برنامه هایی دعوت شود.
همچنین یکی دیگر از مصاحبه شوندگان ضمن تشکر از برگزاری مناظره ها گفت نمی توان خدمات دولت نهم را در این منطقه نادیده گرفت و مناظره ها هم جنبه مثبت دارد و هم منفی.
یکی از اهالی روستای خسویه هم گفت: تعجب می کنم که می گوید در این منطقه کاری نشده است، او خودش را نماینده مردم می دانست اما مردم او را بهعنوان نماینده قبول نداشتند.
نماینده سابق مردم داراب و زرین دشت در مجلس نیز در واکنش به اظهارات اطاعت گفت بیش از 80 درصد مطالب وی کذب محض است.
حجت الاسلام رستاد نماینده دور پنجم و هفتم مجلس گفت: بنده که سال 75 نماینده مردم حوزه انتخابیه داراب و زرین دشت بودم، کارخانه سیمان در ان زمان پیگیری و تصویب شد و در سال 80، با حضور جهانگیری وزیر وقت صنایع و معادن افتتاح شد، در حالی که اطاعت در نیمه دوم سال 80 به مجلس راه یافت و افتتاح کاخانه سیمان هیچ ربطی به او نداشت.
وی افزود: در خصوص بیمارستان داراب هم که در سال 81 پزشکیان وزیر وقت بهداشت آن را افتتاح کرد، در دور پنجم مجلس پیگیری کردم و در آن زمان، 700 میلیون تومان اعتبار برای آن تخصیص یافته بود.
نماینده دوره پنجم و هفتم مردم داراب و زرین دشت در مجلس با اشاره به سد رودبال داراب گفت: این سد در سال 75 کدگذاری و دربودجه سالانه دارای ردیف شد. مطالعات آن یکسال و نیم بهطول انجامید و در زمان نمایندگی من 20 درصد پیشرفت فیزیکی داشت، در صورتی که در 3 سال نمایندگی اطاعت، فقط 5 درصد پیشرفت فیزیکی داشت.
حجت الاسلام رستاد افزود: در دور هفتم که مجددا نماینده مردم داراب و زرین دشت شدم، در زمان دولت آقای احمدی نژاد تا سال 87 پیشرفت سد رودبال به 60 درصد رسید و تا پایان امسال آبگیری می شود.
وی با اعتراض به اینکه چرا چنین افرادی که کاملاً با نظام مخالف هستند، به برنامه های صدا و سیما دعوت می شوند، افزود: چرا افراد متعادل دعوت نمی شوند؟
نماینده سابق مردم داراب و زرین دشت در مجلس گفت: آقای اطاعت در داراب به جواد کذاب معروف می باشد و صحبتهای دیشب وی در خصوص داراب و زری ن دشت کذب محض است.
جواد اطاعت در دوره ششم مجلس شورای اسلامی نماینده مردم داراب و زرین دشت در مجلس بود.
فرماندار شهرستان زرین دشت، امام جمعه شیراز و سرپرست راه آهن استان فارس در خصوص سخنان اطاعت در برنامه رو به فردا توضیحاتی دادند.
فرماندار شهرستان زرین دشت در خصوص سخنان اطاعت در برنامه رو به فردا توضیحاتی داد.
وی گفت: آقای اطاعت رد صلاحیت نشده است و در دور قبل کاندیدای تهران بودهاند که رای هم نیاورده است.
خوشبخت در گفتگو با خبرنگار آزاد صدا و سیما در زرین دشت با اشاره به برخی از سخنان دیشب اطاعت گفت: آقای اطاعت که این همه دم از دموکراسی میزند، لازم است یادآور شوم که بعد از زلزله سال 82 در این شهرستان که من رئیس شورای شهر زرین دشت بودم و برای تهیه مایحتاج مردم به فرمانداری رفته که آقای اطاعت هم حضور داشت و اظهار کرد که دموکراسی چرت است و چون شما با دولت نیستید، ما هیچ کمکی نمیکنیم.
فرماندار زرین دشت با اشاره به بهرهبرداری سد خسویه در دولت نهم گفت: آقای اطاعت و دوستانش در دولت اصلاحات قول دادند که این سد بعد از 14 ماه به بهرهبرداری میرسد که این اتفاق نیفتاد.
خوشبخت همچنین با بیان اینکه بیمارستان این شهرستان بعد از گذشت 20 سال از زمان آغاز فعالیت اجراییش با 17 درصد پیشرفت فیزیکی رها شد، افزود: اما در سال 84 و با روی کار آمدن دولت نهم عملیات اجرایی آن از سر گرفته شده است و به زودی افتتاح میشود.
فرماندار زرین دشت با اشاره به مستنداتی گفت: در زمان اصلاحات به جاده زرین دشت ـ لار فقط 10 میلیون تومان اختصاص مییافت، در حالیکه در دولت نهم تاکنون بیش از 5 میلیارد تومان به آن اختصاص یافته و این طرح در حال ساخت است.
خوشبخت خطاب به اطاعت افزود: شما که به تاخیر دو ساله ساخت پتروشیمی داراب معترضید در خصوص کارخانه کنستانتره که 14 سال قبل با حضور شما و کروبی کلنگزنی شد و 200 هکتار به تصرف درآمد و تا به حال رها شده است، چه میگویید.
فرماندار زرین دشت گفت: آقای اطاعت به زرین دشت بیایند و در حضور مردم اظهار نظر کنند تا واکنش مردم را از نزدیک مشاهده کنند.
وی در پایان ضمن تشکر از صدا و سیما از برپایی این مناظرهها گفت: از دیشب تاکنون صدها تلفن و پیامک زده شده و نسبت به سخنان اطاعت اعتراض کردهاند.
*روستایی روستای 20 خانوار نیز میداند که در این کشور کار شده است
امام جمعه شیراز نیز در واکنش به سخنان نماینده سابق مردم داراب در یک برنامه تلویزیونی گفت: روستایی روستای 20 خانوار میداند که در این کشور کار شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، آیتالله ایمانی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه شیراز با اشاره به مناظره دیشب در صدا و سیما خطاب به اطاعت نماینده مردم داراب در مجلس ششم گفت: در انتخابات دهم 40 میلیون نفر آمدند، آیا آنهایی که در انتخابات دهم رأی میدادند مردم نبودهاند، اگر پاسخ دهید مردم نبودند، هم در چشم و هم در عقلتان تجدید نظر کنید، اگر میگویید مردم بودند پس مردم نفهمیده رأی دادهاند و اینچنین حضور داشتند و با 25 میلیون رأی رئیسجمهور منتخب را برگزیدند.
وی افزود: روستایی روستای 20 خانوار میداند که کار شده است و شما که استاد دانشگاه هستید، نمیدانید و میگویید کاری نشده است.
آیتالله ایمانی گفت: اگر کاری نشده بود، انتخابات با این شکوه برگزار نمیشد.
*سرپرست راه آهن استان فارس اظهارات جواد اطاعت را تکذیب کرد
همچنین سرپرست راه آهن استان فارس نیز اظهارات جواد اطاعت در برنامه رو به فردا را تکذیب کرد.
تاکی سرپرست راه آهن فارس در گفتگویی در واکنش به سخنان اطاعت نماینده مردم داراب و زرین دشت در مجلس ششم در مناظره تلویزیونی دیشب گفت: خبر خروج قطار از ریل به هیچ عنوان صحت ندارد و این خبرها سیاسی بود که در همان زمان نیز تکذیب شد.
وی تصریح کرد: قطار شیراز ـ اصفهان سیزدهم خرداد ماه امسال با سفر خانواده شهدا به حرم مطهر امام خمینی (ره) آغاز شد و تا آبان امسال هر دو هفته یکبار صورت میگرفت که از آذر برنامه حرکت قطار به صورت هفتگی شد و در چند روز اخیر نیز به دلیل کمبود مسافر این قطار موقتاً تعطیل شد و مجدداً از هشتم بهمن این برنامه برقرار خواهد شد.
وی گفت: متقاضیان خرید بلیط می توانند به سایت شرکت رجا مراجعه کنند.
*بازتاب سخنان جواد اطاعت در برنامه رو به فردا در زرین دشت
همچنین سخنان نماینده سابق مردم داراب و زرین دشت در برنامه زنده رو به فردا در شهرستان زرین دشت بازتاب گستردهای داشته است.
جمعی از نمازگزاران جمعه شهرستان زرین دشت بعد از نماز در گفتگو با خبرنگار آزاد صدا و سیما نسبت به اظهارات اطاعت اعتراض کردند.
یکی از اهالی روستای خلیل آباد این شهرستان گفت: تعجب میکنم آقای اطاعت که خود معروف به این لقب (کذاب) است چرا دیگران را دروغگو معرفی میکند، وی از صدا و سیما خواست از افراد واقعبین حتی مخالف در چنین برنامههایی دعوت شود.
همچنین یکی دیگر از مصاحبه شوندگان ضمن تشکر از برگزاری مناظرهها گفت: نمیتوان خدمات دولت نهم را در این منطقه نادیده گرفت و مناظرهها هم جنبه مثبت دارد و هم منفی.
یکی از اهالی روستای خسویه هم به اطاعت گفت: تعجب میکنم که میگوید در این منطقه کاری نشده است او که خودش را نماینده مردم میدانست مردم او را به عنوان نماینده قبول نداشتند.
سحر- شب گذشته یکی دیگر از سلسله مناظرات زنده تلویزیونی از شبکه سوم سیما بین جواد اطاعت عضو شورای مرکزی اعتماد ملی و علیرضا زاکانی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی پخش گردید. به گزارش سحر، در این مناظره جواد اطاعت با تندخویی و فقدان رویه درست عقلی و منطقی وارد بحث شد و ضمن عقده گشایی از رئیس جمهور متأسفانه موجب انحراف بحث شده و آن را به هر دری کشاند. وی که از رئیس جمهور بعلت پرداختن به همه مباحث انتقاد می کرد خود در این مناظره بدون آنکه بتواند رویه ای منطقی را در سخنان خود حاکم کند به مباحثی چون: برنامه چهارم، طرح یارانه ها، رد صلاحیت ها در مجالس گذشته، قیمت گوشت و نان سنگک، خطبه های امام علی (ع)، قانون اساسی و تجمعات ازاد، لزوم خصوصی سازی تلویزیون، نقد فرهنگی دولت، پروژه های اجرا شده در روستای خودشان، انتقاد از بحث امام زمان توسط رئیس جمهور، اعتراض به نتیجه انتخابات و چندین مورد بی ربط دیگر پرداخت! نکته جالب توجه آن است که وی در هیچ یک از موارد فوق نتوانست بدقت وارد شده و حتی اجازه نمیداد تا دکتر زاکانی به پاسخگویی بپردازد. لکن به پرسش اصلی زاکانی در این مناظره مبنی بر آنکه چرا موسوی بدون داشتن هیچ سند و مدرکی خواستار ابطال انتخابات و برگزاری راهپیمایی شد پاسخ نگفت! جواد اطاعت که در این مناظره با تندخویی و عصبانیت منزجر کننده ای بحث میکرد در ابتدای بحث گفت که عضو شورای مرکزی اعتماد ملی است ولی به موسوی رأی داده و به این رأی هم افتخار میکند! این موضوع میتواند برای جناب شیخ ساده لوح کروبی جالب توجه باشد، چرا که عضو شورای مرکزی وی هم به وی رأی نداده است! نکته جالب دیگر سخنان این باصطلاح استاد دانشگاه (!) این بود که وی فکر میکرد انتخاباتی صورت نگرفته و هنوز در فضای انتخاباتی بسر میبرد! وی در حالی که بی رویه از سیاستهای دولت در همه زمینه های اقتصادی سیاسی و سیاست خارجی و فرهنگی انتقاد میکرد عنوان می نمود که مردم از این سیاستها ناراضی اند و نمی دانند که چه بکنند؟! وی در طول این مناظره دوبار این سؤال را تکرار کرد که اگر مردم این دولت را قبول نداشته باشند باید چه کنند؟ گویا اطاعت فراموش کرده بود که انتخاباتی به بزرگی 40 میلیون برگزار گردیده و وی و همفکرانش شکست خوردگان آنند! در برابر این بهم ریختگی و بی منطقی که بر سخنان اطاعت حاکم بود و متأسفانه موجب ناتمام ماندن مباحث گردید دکتر زاکانی با ارائه تحلیل منطقی از حوادث بعد از انتخابات سؤالات اساسی از رویه در پیش گرفته شده توسط جریان باصطلاح اصلاح طلبی مطرح نمود. وی همچنین در خلال بحث خود اجبارا به مباحث پراکنده اطاعت نیز پاسخ داد. زاکانی در پاسخ به سؤالات اقتصادی و بی ربط اطاعت از وی خواست تا لایحه هدفمندسازی یارانه ها که مصوب مجلس است مطالعه نماید!
مشروح مناظره: به گزارش ایرنا، این مناظره در دقایق اولیه به علت تاخیر آقای زاکانی تنها با حضور آقای اطاعت آغاز شد و " وحیدیامین پور" مجری مناظره با سئوالی در باره " چرایی و ویژگی های حماسه نهم دی" از میهمان اصلاح طلب برنامه خواست تا مطالبش را بیان کند. اما اطاعت ترجیح داد قبل از پاسخ به این سئوال، مقدمه ای را با معرفی خودش بیان کند. وی بعداز تسلیت درگذشت استاد مسعود علیمحمدی به خانواده ، همکاران دانشگاهی و همه کسانی که به سرنوشت کشور و ملت علاقه مند هستند، گفت: " در انتخابات از جناب آقای موسوی حمایت کردم و به این حمایت افتخار می کنم و در ضمن احترام بسیار ویژه و مخصوصی نسبت به آقای کروبی دارم و از علاقه مندان و ارادتمندان به ایشان از گذشته بوده ، هستم و خواهم بود". اطاعت این گونه به سخنان خود ادامه داد:" من که اینجا صحبت می کنم عضوی از جریان اصلاحات هستم اما این نیست که این جریان مرا به عنوان نماینده خودش در این مناظره معرفی کرده باشد، این تصمیم شخصی خود من بوده و البته تلاش می کنم با آن نگاه اصلاحی در چارچوب قانون اساسی و با نگاه و تعریفی که از جمهوری اسلامی دارم برنامه خودم را ارائه کنم. این توضیح را از این جهت گفتم که در برنامه شما کسانی مثل آقای مطهری ، خوش چهره از موضع انتقادی صحبت می کنند، کسانی مثل آقای افروغ که منتقد وضع موجود هستند، دکتراحمد توکلی منتقد وضع موجود هستند، من را بینندگان از این زاویه نبینند من مخالف وضع موجود هستم اصلا وضع موجود را برنمی تابم ، انتقاد جدی هم دارم نه تنها به بحث انتخابات، بلکه به سیاست های ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی در عرصه داخلی و خارجی. به عنوان کسی که 20 سال روی مسائل ایران کار کرده ، ادعا می کنم در این حوزه صاحب نظر هستم ، می توانم اگر شما برنامه بگذارید، در برنامه های مختلف سیاست های اقتصادی، خارجی و داخلی دولت را در حوزه های مختلف نقد و ارزیابی کنم . پیشنهاد می کنم مثل برنامه 90 یک ارتباط با مردم برقرار کنید تا نظرشان را بدهند. اصلا صاحب نظرترین فردی که در جریان اصولگرا فکرمی کنید طرفدار وضع موجود است ، اصلا خود آقای رییس جمهور که بحمد الله در همه حوزه ها صاحبنظر هستند از مذهبی گرفته تا حوزه های اقتصادی و سیاسی بیایند اینجا ، حاضرم با ایشان بحث کنم و مردم رای شان را بدهند و بگویند کدام دیدگاه و نظر را می پسندند. من هم وضع موجود را قبول ندارم و هم برای آن راه حل دارم.این را از این جهت گفتم که بینندگان بدانند من ضمن اینکه احترام می گذارم به آقایان مطهری و خوش چهره و دیگر دوستان از این دست ، موضع من با آنان کاملا متفاوت است. آنان از درون جریان اصولگرا منتقد وضع موجود هستند اما من از موضع اصلاح طلب مخالف وضع موجود هستم". در این لحظه دکتر زاکانی در مناظره حضور یافت و ضمن عرض ادب به بییندگان و مجری و آقای اطاعت از شرکت در این مناظره ابراز خوشحالی کرد. وی در پاسخ به درخواست مجری مناظره گفت:بنده علیرضا زاکانی هستم نماینده دور هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران ، ری و شمیرانات و اسلام شهر ، یک اصولگرا که کمترین آنها هستم و امیدوارم این کشور بتواند قله های افتخار و ترقی را روز به روز طی کند و این حرکت با بهره گیری از همه پتانسیل های کشور ادامه یابد. سپس آقای اطاعت سخنان نیمه تمام خود را پی گرفت و گفت:"بحث مقدماتی ام تمام نشده بود ، یک نکته به دوستان صدا وسیما عرض کنم ، شما بیشترروی معلول ها بحث می کنید در حالیکه باید به علت ها بپردازید، علت هایی که پیامدهای اجتماعی بدنبال دارد و بعد هم بیشتر برنامه های صدا وسیما که من می بینم ، همه چیز را به استکبار جهانی ، آمریکا و صهیونیست ها و اینها وصل می کنید، این ذهن برای من بیننده ایجاد می شود که اگر همه چیز دست استکبار جهانی است پس ملت ایران کجاست ، شعور و درک و فهم مردم چه می شود، اگر قرار باشد که پشت انتقاد و اعتراض مردم ، آمریکا و استکبار جهانی و صهیونیست و اینها باشد اصلا انقلاب نباید می شد. اگر انقلاب شده پس حرف محمدرضا پهلوی درسته که در کتابش نوشته ،" انگلیسی ها و آمریکایی ها انقلاب کردند". من تعجب می کنم ، شما کارشناس دارید. بحثی دیگر در تلویزیون از چند سال پیش شروع شده ، یک روز هم از من دعوت کردند که بیایم راجب انقلاب مخملی صحبت کنم ؛تلفنی به آن دوست عزیز گفتم که انقلاب مخملی در کشورهای استبدادی اتفاق می افتد . شما وقتی این را می گویید در ایران انقلاب مخملی اتفاق افتاده، تالی فاسد و روی دیگر سکه اش این است که نظام جمهوری اسلامی انتخابات آزاد ندارد. خودتان ناخواسته می پذیرید. اگر انتخابات آزاد ، فرایند دموکراتیک و عرصه رقابت آزاد باشد و سرنوشت در صندوق رای تعیین شود، مردم چرا بخواهند انقلاب کنند. انقلاب که یک چیز همین جوری نیست ، یک ملت در طی چندین سده ممکن است یکبار انقلاب بکند و آن موقعی است که کارد به استخوانش برسد. حالا از نوع خشن ، نرم ، مخملی و یا رنگی سیاه ، سفید، قرمز و زرد باشد. شما ناخواسته دارید می گویید جمهوری اسلامی کشور آزادی نیست و یک عده چون نمی تواننداز راه های دموکراتیک به حقشان برسند می خواهند انقلاب مخملی بکنند. واقعا به عنوان یک کارشناس مسایل سیاسی تاسف می خورم که در تلویزیون جمهوری اسلامی اینقدر سطحی به قضایا نگاه می شود. مثلا پاره شدن عکس امام ، یک نفرعکس امام را پاره کرده و حالا که بوده و یا نبوده معلوم نیست . این کار بدی است زیرا به حضرت امام اهانت شده است، تلویزیون بارها و بارها آن را پخش می کند ، یک منکر را در سطح تیراژ بسیار و میلیونی برای ملت منتشر می کند. اگر آن منکر است ، این که به مراتب بدتر و خلافش بیشتر است. مردم می بینند و ایراد می گیرند. اگر پاره شدن عکس حضرت امام منکر است که هست، آیا توهین به بیت امام منکر نیست، این کار خلافی نیست که شما یک فردی مثل آقای خاتمی انسانی متعهد و متدین ، من می توانم قسم بخورم که کمتر فردی پیدا می شود تعهدش نسبت به اسلام، کشور، انقلاب ، ملت و قانون اساسی مثل او باشد و بخواهد در روز عاشورای حسینی سخنرانی کند و جلسه سخنرانی او را به هم می زنند. مگر قرار است همه مثل هم صحبت کنند، هرکسی ممکن است قرائت خودش را از عاشورا داشته باشد. ممکن است آقای خاتمی انتقاد داشته باشد که دارد ولی قرارنیست یک مشت چماق بدست را واداریم که جلسه را بر هم بزنند، این زشت است که بعداز 30 سال در جمهوری اسلامی این کارها را می کنند و آنوقت تلویزیون هم می شود سخنگوی این جریان و تفکر. باعث تاسف است. اما 9 دی ، بیانیه آقای محسن رضایی را خواندم، حرف قشنگی دارد که 9دی مربوط به هیچکسی نیست ؛ در این کشورهرایرانی اعم از یهودی، مسیحی و مسلمان اعم از سنی و شیعه همه به امام حسین و عاشورا ارادت دارند. اگر کسی خدای نخواسته در روز عاشورا خطایی را صورت داده همه ملت با او مخالف است و در این بحثی نیست. منتهی حرف من با دوستان خودم این است که عزیزان اگر در روز عاشورا کف و سوت زدن اشتباه است، زدن به مردم اشتباهش بالاتر است و کشتن مردم به مراتب خطایش بیشتر است، من نمونه هایی را از نهج البلاغه امشب می خوانم تا ببینیم حضرت علی چگونه حکومت می کرد و ما چکونه حکومت می کنیم و بنابراین 9 دی متعلق به همه ملت است و به هیچ جریان خاصی بستگی ندارد اما صداوسیما سعی می کند آن را به جریان خاصی منتسب کند و بگوید این مردم ما بودند . خوب اگر واقعا همه مقدسات را شما مصادره می کنید آنوقت ملت چکار باید کند و مخالفت و انتقادش را چگونه ابراز کند . اینها بحث هایی است که معتقدم شما و صداوسیما باید در برنامه توجه کنید . شما اشاره کردید( تذکر مجری ،قبل از شروع برنامه) برخی دوستان حاضرنیستند به صداوسیما بیایند و من هم با اکراه آمدم . اما گفتم بیایم و با استفاده از این فرصت حرف هایم را بزنم و بگویم این رویه که صدا وسیما در پیش گرفته ، درست نیست". اطاعت در باره رویه برنامه رو به فردا گفت: زمانی که برنامه و صحبت های من پخش می شود و طبیعتا دوستانی می بینند، اگر این فضا واقعا تداوم پیدا کند به نفع کشور است. آقای زاکانی در پاسخ به سخنان میهمان اصلاح طلب برنامه گفت:" استفاده کردیم از بیانات شیوای آقای اطاعت اما ای کاش ایشان یک کم هم به شعارهای روز 9 دی توجه می کرد و خواسته هایی که مردم داشتند. به هر حال نمی شود چشم را بر واقعیت ها بست . به نظرم جناب آقای اطاعت یک سلسله نکات حفظ شده را تکرار می کند و این نکات بارها تکرار شده و پاسخ های خودش را هم دریافت کرده است. 9 دی در واقع و درحقیقت اوج شور و شعور انقلابی مردم مسلمان ایران بود. این را کسی نمی تواند منکر بشود و هرچقدر هم بخواهند تلاش بکنند و این افتخار و یادگار ملت را که در تارک تاریخ ثبت شد محو و یا مصادره کنند، نمی توانند ، این افتخاراصلا مصادره شدنی نیست زیرا این مربوط به انقلاب است. اما تمام حرف ما با امثال جنابعالی و دیگران این است، چرا زمینه ساز مسایلی شدید که منجر به آشوب بشود و چرا در حقیقت مسیری را اختیار کردید که قانون را بشکنید و نه در مقام شعار بلکه در مقام عمل مسیری را اختیار کردید که در این بستر ضد انقلاب بتواند رشد پیدا کند. برخلاف نظر جناب آقای اطاعت که برای من بسیار محترم است، جناب آقای جواد اطاعت که قبلا توفیق داشته ام با ایشان در مناظره دانشگاه شریف شرکت کنم . بنده فکر می کنم کشور هفت ماه است که در آتش یک فتنه می سوزد و این آتش فتنه در حقیقت خیلی عمیقتر از آن است که بخواهیم آن را منتسب کنیم به رقبا و عناصری که در داخل کشور هستند. این در حقیقت تجلی یک بعداز تقابل نظام اسلامی با نظام سلطه است. اگر ایشان منکر این موضوع هستند می توانند به گفتار کسینجر که قبل از انتخابات بیان کرده است اینکه چه کسی پیروز شود. مجری صحبت های میهمان اصولگرا را قطع کرد و گفت : ایشون منکر نیست، ایشون معتقد است که نمی شود همه اتفاقات کشور را به گردن استکبار انداخت. زاکانی ادامه داد: توضیح می دهم، کسینجر می گوید مهم این نیست که چه کسی پیروز انتخابات است بلکه مهم این است که ایران و در واقع انقلاب اسلامی باید منقرض شود. در بحث انتخابات که یک سناریوی بزرگ طراحی می شود لازم نیست همه ضد انقلاب باشند اصلا کسی یک چنین حرفی را نزده است. ممکن است کسی دوست انقلاب باشد اما در سناریوی دشمن بازی کند. این تعبیر را از حضرت امام بارها شنیده ایم که ممکن است به ده واسطه یک نیروی انقلاب تحریک بشود و عملی را انجام دهد که خواست دشمن است. این انگ زدن ها و برچسب زدن ها را بنده نمی پسندم. بنده معتقدم این اتفاقی که تحت عنوان جنگ نرم رخ داد ماحصل در واقع دو دهه تلاش بوده که بتوانند فرهنگ سازی و نهادسازی و هم شبکه سازی کنند و ماحصل آن تغییری را دامن بزنند. لذا بخشی از افرادی که زمینه ساز این قضیه بودند حتما متعلق به دشمن نیستند. بخشی از افراد مخالف هستند اما تلاش دشمن جوری است که صورت مساله را طوری نشان دهد تا آنچه آنها نتیجه گیری می کنند خروجی اش عمل در جهت آنها باشد و برخی هم معاند هستند. در انتخابات ریشه یابی موضوع خیلی مهم است و معتقدم باید ریشه یابی کرد. 40 میلیون نفر شرکت کردند ، 20 میلیون و خورده ای به جناب آقای احمدی نژاد رای دادند و نمی توانید منکر شوید، بیش از 13 میلیون هم به جناب آقای موسوی رای دادند.نفرات بعدی هم میزان آرایی را به خود اختصاص دادند. در حقیقت اولین بردی که در انتخابات بود، این بود که مردم آمدند پای صندوق های رای و به جهت گیری های انقلابی رای دادند . آن 24 میلیون و خورده ای که تکلیفش روشن است و از آن 13 میلیون و خورده ای هم که به آقای موسوی رای دادند، بخش عمده کسانی بودند که ایشان را نخست وزیر دوران امام و جنگ می دانستند. ایشان خودش ادعاها داشت در باره تثبیت انقلاب و تجلی ارزش ها در دورانی که اگر توفیق داشته باشد در خدمت مردم باشد. بالطبع اولین ویژگی انتخابات این بود که مردم به رویکرد کشور و جهت گیری ها و ارزش های انقلابی رای دادند و نکته دوم این بود که کثرت شرکت کنندگان میزانی را ترسیم کرد که چشم جهانیان را خیره ساخت و اتفاقی افتاد که ماحصل آن می توانست خیلی مشکلات داخلی و خارجی ما را حل کند. در واقع بعداز انتخابات شاهد بودیم با یک نوع ساماندهی که از قبل از انتخابات شده بود ، بحث دروغ ، تقلب و بعد بحث جنایت مطرح و شرایط به سمتی رفت که ماحصلش یک سلسله اعتراضاتی شکل گرفت. در این اعتراضات یک اکثریتی بودند که سئوال داشتند و نظام و ما مسئولین کشور هم موظف به پاسخگویی هستیم و یک اقلیت بودند که از روز اول آشوب کردند و اصلا منتظر نماندند، عصر روز شنبه بعداز انتخابات در دانشگاه تهران و یکی دو روز اول در دانشگاه صنعتی اصفهان، قریب سه میلیارد تومان آتش سوزی راه انداختند. آن موقع نه کسی کشته شده بود و نه خونی از دماغ کسی آمده بود . اصلا یک سناریوی عملیاتی بود که پیاده شد. زاکانی از میهمان دیگر برنامه پرسید که اگر منکر این حرف ها هستید بفرمایید. اطاعت گفت : صددرصد زاکانی ادامه داد: حداقل دانشجویان دانشگاه تهران، رییس دانشگاه تهران ، دانشگاه صنعتی اصفهان می توانند شهادت بدهند. بعداز این موضوع ، مسیری اختیار و انتخاب شد که ماحصل آن اعتراض های اکثریت بود که معتقد بودند و حق طبیعی شان هم بود و البته اقلیتی هم آشوبگر بودند . جواب آن اکثریت معترض راهش پاسخگویی بود که نظام هم این مسیر را پیش گرفت . اما یک اقلیت بودند که از همان روز اول آشوب کردند و اتوبوس ها را در خیابان مطهری آتش زدند که الحمد لله شما (آقای اطاعت) ندید و منکر می شوید. این اتفاق که افتد نظام مسئولیت برقراری امنیت جامعه را داشت در برابر آن آشوبگران . اگر کسی یک کاسه بخواهد با موضوع برخورد کند حتما اشتباه است. توجه به فرمایشان مقام معظم رهبری در 29 خرداد ماه نشان می دهد ، ایشان همین تفکیک را به صراحت بیان می کنند و آن موقع بحث جذب حداکثری را مطرح می فرمایند. بله نظام وظیفه جذب حداکثری دارد نسبت به آن اکثریت معترض . و توانسته تا حدودی موفق باشد اگرچه کامل نیست. روز 25 خرداد چندصدهزار نفر به خیابان آزادی می آیند اما روز قدس حداکثر 40تا 50 هزار نفر می آیند و شعار نه غزه ، نه لبنان جانم فدای ایران و از این جنس شعارها می دهند ، روز 13 آبان چند هزار نفر در میدان هفت تیر شروع به آتش زدن می کنند که با چشم خود اینها را دیده ام. اینها معترض نیستند، معترضین آنهایی بودند که به خیابان آزادی آمدند و نظام توانسته به آنها پاسخ دهد و البته می شد خیلی بهتر از این هم عمل بشودو این مسیر را دنبال کرد. و در نهایت روز 16 آذرکه اوج انتظارات آنها از دانشجویان و دانشگاهیان عزیز بود، می بینیم با بصیرت دانشجویان و دانشگاهیان عزیز و اساتید محترم آنها طرفی نمی بندند. و در کل کشور به 4 تا 5 هزار نفر و در تهران به چند صدنفر می رسند. مجری : شما مدعی هستید که غیر از این چند هزار آشوبگر معترض دیگری به خیابان نیامده است؟ زاکانی: نه عرض من این است که جریان اعتراض اولی رو به فروکش رفته زیرا نظام خود را درمقابل آنان پاسخگو می دیده است که باید پاسخ شبهات آنها را بدهد و این وظیفه را انجام داده اما اینکه رسانه ها توانسته اند به نیکی آن را منتقل کنند این امری است که بنده محل تردید دارم . برهمین اساس ای کاش این مناظره ها 4 یا 5 ماه پیش برگزار می شد و یا همان ایام انتخابات برگزار می شد. دو جریان اقلیت آشوبگر و اکثریت معترض همان هفته اول خطشان از هم جدا شد. لذاعده ای هتاک روز عاشورا آمدند تا آشوب کنند و آتش بزنند و شرایطی ایجاد کنند در روزی که مردم در اوج احساسات و عزاداری هستند تا فتنه انگیزی کنند. برخوردی که با این عناصر صورت می گیرد دقیقا در راستای تثبیت امنیت است و اگر کسی منکر آن شود در حقیقت جامعه ای آشوب زده را طلب می کند که در آن سنگ روی سنگ بند نمی شود . 9 دی در واقع پاسخ به عناصر زمینه ساز فتنه و فتنه گران است و پیام مردم در این روز بسیار روشن است . نمی دانیم دکتر اطاعت در آن روز کجا تشریف داشتند.اگر در مسیر راهپیمایی بودند می دیدند حضور مردم را. مجری : آقای اطاعت شما در تهران بین مردم بودید، اطاعت: خیر تهران نبودم. زاکانی : هرکجای کشور که تشریف داشتید حتما بین مردم بودید ، نبودید؟ اطاعت: خیرنبودم. زاکانی : مشکل همین جاست ، خدمت شما عرض کنم که در این مسیر امکانی ایجاد می شود تا مردم به صحنه آمده و خودشان ابراز برائت و بیزاری می جویند از کسانی که آن هتاکی ها را انجام دادند، هتاکی هایی که هیچ ربطی به عناصر معترض چند صدهزار نفر و یا چندین میلیون نفر ندارد . معتقدم اینها کاملاباید از هم تفکیک شوند، کسی که ادعایی و سئوالی دارد، راهش پاسخ و پاسخگویی است و کسی که در واقع آشوب می کند نظام موظف به ایجاد امنیت است. مجری : در جریان اصولگرایی کسانی نبودند که این دو دسته را از هم تفکیک نکرده باشند؟ یک آسیب شناسی کنید جریان اصولگرایی را در جریانات پس از انتخابات. زاکانی : نگاه کنید راس نظام که مقام معظم رهبری هستند ، روز 29 خرداد این تفکیک را انجام دادند و در واقع یک جهت گیری هایی را در کشور معلوم و مشخص کردند که کسی غیر از این نمی توانست اگر کمی اعتقاد و انصاف داشت ، مسیری را انتخاب کند و برود . نکته دوم اینکه ما در مجلس گروهی تشکیل شد تا برویم عوارض بعداز انتخابات را بررسی کنیم و رفتیم با نامزدهای محترم معترض جلسه تشکیل دادیم . با همه آنها و در واقع وقتی گزارشی که در مجلس که بیش از 290 نفر حاضر بودند، عین همین تحلیل را هفته دوم بعداز انتخابات ارائه کردم و به نمایندگان محترم عرض کردم که برای معترضان راه ما پاسخگویی و گره گشایی ذهنی است و اما برای آشوبگر راهش برخورد و ایجاد امنیت برای مردم است
دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی با نقل خاطرهای گفت: حاج احمد خمینی اظهار داشت برخی دور من را گرفتهاند که بنده را در مقابل حضرت آیتالله خامنهای قرار دهند که من متوجه شدم و توی دهنشان زدم. به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، محمدنبی حبیبی سهشنبه شب در ادامه جلسه هماندیشی حزب مؤتلفه اسلامی در همدان با اشاره به درایت و بصیرت رهبری در مدیریت ایران اسلامی، به بیان خاطرهای از مرحوم حاج سیداحمد خمینی پرداخت و افزود: خوب خاطرم است که در سال 69 بنده به ایشان گفتم که شما طی یک سخنرانی اعلام کردید که "هر کس بین اطاعت از مقام معظم رهبری و امام راحل (ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمریکاست " که ایشان با تأیید دوباره این سخن گفتند، بنده از روی اعتقاد این حرف را زدهام. وی گفت: بعد ایشان فرمودند برخی از این افراد دور من را گرفتهاند که بنده را در مقابل حضرت آیتالله خامنهای قرار دهند که من متوجه شدم و توی دهنشان زدم. دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی اضافه کرد: حاج احمدآقا در ادامه فرمود باید به این احمقهایی که میگویند آقای خامنهای نباید رهبر شود، گفت "پس چه کسی؟ " اگر نظر آنها بر روی فلانی است، او که حتی توانایی اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به یک مملکت. وی ابراز داشت: همچنین ایشان فرمودند که سه سال قبل از عزل منتظری یعنی سال 1365، سران قوای سهگانه کشور در جماران جلسه داشتند که آن روز آقای منتظری نیز با امام راحل (ره) ملاقاتی داشت، آنها مشغول بحث و گفتگو بودند که یک دفعه امام خمینی برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتی وارد اتاق میشود. حبیبی ادامه داد: بنا به گفته حاجاحمدآقا، در این جلسه خود ایشان، میرحسین موسوی با منصب نخستوزیری، موسوی اردبیلی رئیس قوه قضاییه، هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس و آیتالله خامنهای نیز با سمت ریاست جمهوری حضور داشتند. وی خاطرنشان کرد: امام (ره) با ناراحتی تمام گفتند بنده از اول گفتم منتظری به درد رهبری نمیخورد، مجلس خبرگان رأی بر شایستگی او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذیرفتم، ولی امروز به صورت صریح این سخن را تکرار میکنم. دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی به نقل از حاجاحمدآقا ابراز داشت: در آن وضعیت سکوت عمیقی در جلسه حاکم شد که آیتالله خامنهای با طرح این سئوال که پس چه کسی عهدهدار رهبری شود؟ سکوت را شکستند که در همین لحظه امام بدون کوچکترین مکثی انگشت اشاره را به سوی حضرت خامنهای گرفتند و گفتند "خود شما، مگر شما از دیگران چه کم دارید". وی گفت: سکوت بیشتر شد تا حدی که نفسها به شماره افتاد، خود مقام معظم رهبری خطاب به امام گفتند "این مسئله که شما میفرمایید موضوع جدیدی است، بنده میخواستم شما به اعضای این جلسه حکم ولایی کنید که ما حق دم زدن از این جلسه را نداریم تا زمانی که خود شما حکم بفرمایید "، امام نیز این حکم را کردند. حبیبی در پایان با اشاره به اینکه خود آقایانی که امروز به مخالفت با رهبر برخاستهاند، خود در آن جلسه حضور داشتند، اظهار داشت: البته رهبر انقلاب توسط مجلس خبرگان انتخاب شد که نشان از جامعالشرایط بودن ایشان برای تصدی این مسئولیت بزرگ و حساس بوده است.
باور اینکه منتقد سرسخت مناظرات انتخاباتی خود روزی با صراحت و تندی دو چندان از خانواده هاشمی سخن می گفته و به نقشی نظیر نقش امروزش می تاخته شاید دشوار باشد؛ اما این واقعیتی است که در خصوص علی مطهری مصداق دارد و البته دامنه اش بسیار فراتر از این حرف هاست و حتی به اظهار نظر در مورد اصلاحات و منتظری هم می رسد!
به گزارش رجانیوز، در جریان مسائل بعد از انتخابات بود که راهکاری قدیمی برای حل مشکلات بازتولید شد و علی مطهری در صدر بانیان آن قرار گرفت. راهکار "یکی به نعل زدن و یکی به میخ کوفتن" چاره ای بود که مطهری با برجسته کردن برخی جملات مطرح شده در مناظرات تلویزیونی در دستور کار قرار داد تا دو طرف را در عرض هم در جایگاه متهم بنشاند و بعد هم با عذرخواهی هر دو، موضوع را به دوستی و صلح و صفا و آرامش خاتمه دهد! غافل از اینکه همان روزها رئیس جمهور قانونی کشور و دولت نهم بارها و بارها از جانب طیف مقابل دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، دروغگو، رمّال، عبوس، هتاک و لقب گرفته بود.
مطهری بارها و بارها تاکید کرد:«همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابانها کرد و زمینه آشوبها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینهساز آشوبها به شکل دیگر بود.»
او حتی تا آنجا پیش رفت که به نوعی احمدی نژاد را متهم اصلی وقایع بعد از انتخابات دانست. شاید بعد از مواضعی از این دست بود که رهبر انقلاب طی سخنانی نسبت به اصلی و فرعی کردن مسائل هشدار دادند و بزرگترین جرم را زیر سوال بردن اصل انتخابات دانستند.
مواضع علی مطهری در مصاحبه با روزنامه کیهان در سال 79 اما تصویر دیگری از او ارائه می کند. آن روزها او با تندی و صراحتی چندین برابر مناظرات انتخاباتی به هاشمی و خاندان او می تاخت. علی مطهری طی سخنانی گفت:«بعد از جنگ و در دوران سازندگی واقعا اشکالات غیرقابل توجیهی بهوجود آمد که البته همه آنها را نمیتوان متوجه آقای هاشمی دانست. به عقیده من در دوره سازندگی آزادی بیان به اندازه کافی وجود نداشت و در نتیجه بسیاری از تخلفات مکتوم میماند مثل قتلهای سیاسی که بعدها معلوم شد کسی از آن خبر نداشت. اگر مطبوعات تا حدی آزاد بودند اینها برملا میشد و افرادی که این کارها را میکردند یک ترسی داشتند. خوب این واقعا یک خطا بود که در آن دوران اتفاق افتاد، کسی هم از مسوولان بلندپایه راضی به این اعمال نبوده است ولی این کارها شد؛ یا مثلا ورود و دخالت اقوام رییسجمهور در تمام شئون سیاسی و اقتصادی واقعا درست نبود. اینکه اینها بیایند در اکثر مراکز حساس اقتصادی مسلط شوند، این چه دلیل موجهی دارد؟ مثلا در وزارت نفت آنجایی که باید معاملات مهم انجام شود حتما باید از نزدیکان ایشان باشد.»
او همچنین در پاسخ به سوالی که علت احتمالی استفاده از نزدیکان را اطمینان و اعتماد آقای هاشمی می دانست، گفت:«تا یک حدی این استدلال قابل قبول است. مثلا اینکه پسرشان رییس دفترشان باشد، ولی حالا حتما باید "کیش" هم دست اینها باشد، وزارت نفت هم زیر نفوذ اینها باشد، فلان کارخانه خودروسازی هم مال اینها باشد و انحصار صادرات فلان محصول در اختیارشان باشد؟ اینها هم توجیه امنیتی دارد؟ اینها را که دیگر نمیشود براساس مصالح ملی توجیه کرد.»
علی مطهری به همین میزان هم بسنده نکرد و به نوعی باز شدن باب حمله به مقدسات را نیز از خانواده هاشمی و نقش آفرینی های دختر او دانست. فرزند شهید مطهری ادامه داد:«خب، وقتی یک خانوادهای اینقدر دستشان در امور اقتصادی و قدرت سیاسی باز باشد، کمکم جسارت پیدا میکنند و متعرض امور مقدس هم میشوند. مثلا دختر ایشان به چه مجوزی باید آزاد باشد که احکام اسلام را به راحتی زیر سوال ببرد؟ خب این خانم در آن روزنامهای که داشت خیلی راحت نوشت چرا باید دیه مرد دو برابر زن باشد یا چرا حکم اثر چنین و چنان است؟ اصلا باب حمله به مقدسات از آن موقع باز شد و اینها فسادهایی بود که از آن وقت جان گرفت و در جامعه گسترش پیدا کرد.»
علی مطهری در عین حال معتقد بود با نام اصلاح طلبی برخی درصدد ساقط کردن ولایت فقیه و از بین بردن اساس حکومت دینی هستند. او گفت:«من بهطور کلی معتقدم که استفاده از اصلاحاتی نظیر اصلاحات، اصلاحطلبی و اصلاحطلبان برای جامعه امروز ما ضرورتی ندارد. مدعیان اصلاحطلبی، از این لفظ اصلاح ساختاری در حکومت را اداره میکنند و من با این مدعا مخالفم. بنابراین من با بهکار بردن کلمه "اصلاحطلبی" به مفهوم نجات حکومت از انحراف اساسی و بازگرداندن آن به مسیر درست موافق نیستم. بهدلیل اینکه اساسا هیچ انحراف اساسی و بنیادینی در جمهوری اسلامی ایجاد نشده است تا ما بخواهیم آن را اصلاح کنیم. انحرافات جزیی در طول 20 سال گذشته ایجاد شده است و کسی هم منکر آن نیست و این اشکالات و نقایص در هر حکومتی بهوجود میآید و قابل رفع هم هست اما اینکه ادعا کنیم اساس حاکمیت دچار انحراف شده و باید اصلاح شود، این خودش انحراف است و نوعی فریبکاری است.»
مطهری همچنین ادامه داد:«بهنظر من لفظ "اصلاحات" و مشتقات آن الان مورد سوءاستفاده قرار گرفته و از این واژه خوب و مقدس برای جلب آرای مردم استفاده ناصواب میشود. کسانی پیدا شدهاند که جریان اصلاحات را بستری برای ساقط کردن ولایت فقیه و از بین بردن اساس حکومت دینی میدانند، ما که نمیتوانیم چنین روندی را قبول کنیم. بله ما هم انتقاداتی به گذشته داریم و معتقدیم فسادهایی به وجود آمده که باید آنها را اصلاح کرد. حالا آقایان آمدهاند به نام اصلاحات کارهایی کردهاند که فهرست آن فسادها طولانیتر شده است. اگر بناست اصلاحاتی صورت بگیرد، باید شامل فسادهای پس از دوم خرداد هم بشود.»
علی مطهری با اشاره به کسانی که دوران حیات حضرت امام را هم زیر سوال بردهاند و دفاع مقدس و تداوم آن پس از فتح خرمشهر را به شکل وقیحانهای تخطئه میکنند، گفت:«کسانی که این شبههافکنیها را میکنند هدفشان ساقط کردن اصل و اساس نظام است. اینها با جایگاه رفیع ولایت فقیه مساله دارند، با آرمانهای بلند حضرت امام (ره) مشکل دارند و حرفهایی که مثلا درباره جنگ میزنند، عوامفریبی است. من فکر نمیکنم اینها بتوانند در یک بحث منطقی و عالمانه حتی یک انحراف اساسی از دوران حیات مبارک حضرت امام نشان بدهند. البته خ ود ما الان که گذشته را ارزیابی میکنیم، ممکن است انتقاداتی به بعضی از روشها یا تصمیمات خودمان داشته باشیم ولی اینها انحرافات اساسی نیست. اشکالات واقعی در دوران سازندگی پیدا شد.»
مطهری همچنین با اشاره به عملکرد دولت اصلاحات تصریح کرد:«تاکید افراطی بر آزادی و دموکراسی و انکار تکالیف و مسوولیتهای بشر به حدی شد که گویی ارزشهای انسانی منحصر است به آزادی و دموکراسی. تاکید بر این مفاهیم آن هم از نوع غربیاش باعث شد که بسیاری مفهوم بیبندوباری را از آزادی بفهمند. یکی دیگر از انحرافاتی که ریشهاش پیش از دوم خرداد وجود داشت اما بعد از دوم خرداد گسترش رنجآوری پیدا کرد، عدم نظارت و بلکه عدم اعتقاد به مسائل فرهنگی است. امر به معروف و نهی از منکر تحقیر شد. در آن دوره آنارشیسم مطبوعاتی اینطور تبلیغ میکردند که حالا عصر ماهواره و اینترنت و دهکده جهانی است و اصلا امر به معروف و نهی از منکر بیمعنی است و خلاصه دوره این حرفها گذشته است. ما نباید بترسیم از گفتن این واقعیت که بعد از دوم خرداد، جامعه دچار انحطاط اخلاقی شده و این قابل انکار نیست. وضع پارکها و خیابانها و روابط دخترها و پسرها، تقلید بیچون و چرا از فرهنگ غرب است و این وضع زننده از آثار اقدامات اصلاحطلبان است، گرچه ریشه باریکی در گذشته دارد، اما در این دو، سه سال گذشته به اوج خودش رسیده است.»
او تساهل و تسامح دولت اصلاحات را به باد نقد گرفت و حتی طرح گفتگوی تمدن های خاتمی را هم یک شعار غیر اسلامی دانست:«در سالهای اخیر برداشت غلطی از واژههای اسلامی تسامح و تساهل رواج پیدا کرد که نتیجهاش بیاعتنایی به احکام اسلام و به بازی گرفتن شریعت شد که حالا در حوصله این گفتوگو نیست که من بخواهم شرح و بسط بدهم. مساله تاملبرانگیز دیگر همین موضوع "گفتوگوی تمدنها" است. بدون ملاحظه باید بگوییم این شعار یک شعار اسلامی نیست، یعنی تاکید افراطی بر ملیتها و نژادها و عناصری از این قبیل بهجای تاکید بر هویت دینی کار غلطی است. شما اگر به سخنان حضرت امام توجه کنید میبینید که فقط صحبت از اسلام است.»
او پیکان نقد را به جانب آیت الله طالقانی هم گرفت. علی مطهری از رودربایستی دست اندرکاران نظام در مواجهه با فرصت طلبان انتقاد کرد و مشی کسانی را که می خواهند با ژست اعتدال محبوب همه قرار بگیرند را نادرست خواند. مطهری در خصوص آفات نهضت و زمینه های نفوذ فرصت طلبان گفت:«من اجمالا به یک علت خیلی روشن اشاره میکنم و آن هم عالم رودربایستی دستاندرکاران اصلی نظام در مواجهه با فرصتطلبان، منحرفان و افراد بیصلاحیت است. در ابتدای انقلاب که شهید مطهری همانند یک مشاور عالی در خدمت حضرت امام بودند، ما نمونههایی از این قاطعیت در تایید و رد صلاحیت اشخاص را در نزد ایشان میبینیم.»
او همچنین با اشاره به مخالفت شهید مطهری با انتساب آقای لاهوتی به عنوان ریاست کمیته ها به خاطر قاطع نبودن او گفت:«روحیه قاطع و بیملاحظهای که با هیچکس رودربایستی ندارد، مسلما دشمنان زیادی هم خواهد داشت، ولی چه میشود کرد؟ نمیشود که برای همیشه محبوبالقلوب همگان بود، باید دید حق کجاست، نباید رودربایستی با اشخاص داشت. مساله انقلاب و نظام و مصلحت مردم است.»
علی مطهری که بعدها خواستار تسامح شورای نگهبان در تایید صلاحیت های انتخابات مجلس شد و حتی رسما در این خصوص نامه نوشت، آن روز در مصاحبه با کیهان شورای نگهبان را به عدم برخورد انقلابی متهم کرد و گفت:«من واقعا اعتقاد دارم که شورای نگهبان درباره خیلیها رودربایستی کرد.»
او در خصوص آیت الله طالقانی گفت:«شما میدانید آقای طالقانی یکی از محبوبترین شخصیتهای انقلاب بودند و هستند. حالا تصور کنید اگر ایشان اول انقلاب میخواستند رییسجمهور شوند، واقعا صلاح بود؟ مسلم است که نبود، نه حضرت امام راضی بودند و نه دیگران. مرحوم پدر ما در آن یکی، دو ماهی که بعد از انقلاب در قید حیات بودند دائما نگران آقای طالقانی بودند که مبادا ایشان حرفی بزند یا کاری بکند که به ضرر انقلاب باشد. منظورم این است که آدمهای صلح کل که همه قبولشان دارند، همه دوستشان دارند و به اصطلاح دوست و دشمن از اینها خوششان میآید، چنین اشخاصی نمیتوانند در کادر رهبری یک جامعه قرار بگیرند. خب حالا ما که میگوییم مثلا آقای طالقانی به درد بعضی کارها نمیخورد خدای ناکرده منظورمان دشمنی با آن مرحوم نیست. ما واقعا آقای طالقانی را دوست داریم. مرحوم پدر خیلی به آقای طالقانی علاقه داشت. آن روزهایی که آقای طالقانی قهر کردند و از تهران بیرون رفتند مرحوم پدر خیلی ناراحت شدند و از اینکه چرا آقای طالقانی ابزار بعضی گروهها شدهاند. مرحوم حاج احمد آقا را فرستادند با ایشان صحبت کند، خود ایشان رفتند خصوصی با آقای طالقانی صحبت کردند. الان هم وقتی به رفتارهای بعضی اشخاص نگاه میکنیم میبینیم خیلی شبیه آقای طالقانی است. از حیث تاثیرپذیری از اطرافیان و صلح کل بودن و اینکه بگوید همه حق دارند.»
انتقاد علی مطهری از آیت الله طالقانی در حالی است که اکنون به نظر می رسد خود در جایگاهی قرار گرفته که پیشتر منتقد آن بود.
موضوع دیگری که در آن مصاحبه مورد اشاره قرار گرفت، بحث آیت الله منتظری بود. مطهری سخنان منتظری در خصوص رهبر انقلاب طی آن سال ها را سخیف خواند و خواستار سکوت در قبال او شد تا به دور از جنجال آفرینی ها عمرش به سر برسد. علی مطهری گفت:«متن سخنرانی خیلی سخیف بود. بالاخره ایشان به تصریح حضرت امام (ره) صلاحیت کار سیاسی ندارند و حرفهایشان هم در این امور اصلا اعتبار ندارد، منظور من این بود که ما نباید جوری با ایشان برخورد کنیم که باعث سوءاستفاده دشمنان و اطرافیان ایشان که انسانهای ناسالم و ناصالحی هستند، بشود. ما باید بزرگوارانه از کنار برخی کارهای آقای منتظری بگذریم. بالاخره عمر ایشان که عمر نوح نیست، تمام میشود. بهتر است سکوت کنیم در برابر کارهای ایشان تا غائله برای کشور درست نشود. میشود عاقلانهتر از کنار رفتار ایشان عبور کرد تا مشکلی درست نشود.»
او اما بعد از فوت آیت الله منتظری دست به قلم شد تا به گونهای دیگر بنویسد:«رحلت فقیه عالی قدر آیت الله حسینعلی منتظری ثلمه ای در اسلام وارد کرد که هیچ چیز جایگزین آن نیست . آیت الله منتظری نزدیک ترین دوست و یار شهید آیت الله مطهری بود . این دو بزرگوار یازده سال در مدرسه فیضیه هم مباحثه بودند ، هشت سال شاگرد مرحوم آیت الله بروجردی در فقه و اصول بوده و دو شاگرد برجسته آن مرجع تقلید به شمار می رفتند....»
عبارات معترضه ای که علی مطهری در وصف آیت الله منتظری به کار برد، کم نبود. او از شهید مطهری و آیت الله منتظری با عنوان دو یار دیرینه یاد کرد. او در عین حال گفت:«چند سال پیش در روزهای آخر حصر آیت الله منتظری با دریافت مجوز به دیدن ایشان رفتم. اولین جمله ای که به من گفت این بود: علی! دیدی با من چه کردند؟! دلم فرو ریخت. گفتم اگر شهید مطهری بود این طور نمی شد. سخن مرا تایید کرد و یک ساعت و نیم با من درد دل کرد. از وضع خودش در آن سالها و از خاطراتش با شهید مطهری گفت. از جمله مسئله رابطه شهید مطهری با آیت الله بروجردی و کدورتی را که میان آنها پدید آمده بود خوب ودقیق توضیح داد و جزئیات حوادث در خاطرش بود.»
شاید باور اینکه کسی آن هم با ادعای اصولگرایی مواضعش این چنین تغییر کند، دشوار باشد که قطعا هم چنین است. یا باید اصول و واقعیات تاریخی تغییر کرده باشد یا آقای علی مطهری؛ و گر نه چگونه می توان مواضعی چنین متناقض را مطابق با اصولی ثابت دانست؟!
مطهری در نوشتار خود که بعد از فوت آیت الله منتظری به نگارش درآمده بود، ادامه داد:«در مجموع، ما با او خوب رفتار نکردیم. امام خمینی رهبری آیت الله منتظری را به دلیل روحیات خاص ایشان صلاح نمی دانست که شاید اگر آیت الله مطهری حضور داشت نیز همین نظر را داشت اما امام روی جنبه فقاهت آیت الله منتظری تاکید کرده و اظهار امیدواری نموده بود که ایشان گرمی بخش حوزه علمیه در این جهت باشد اما ما گاهی برای تدریس ایشان نیز مانع تراشیدیم و تحمل هیچ گونه اظهار نظر اجتماعی و سیاسی او را نداشتیم و گاهی برخی روزنامه ها به ایشان توهین آشکار کردند. خدا از سر تقصیرات همه ما بگذرد.»
این مواضع پارادوکسیکال سوالات و ابهامات زیادی را در پیش روی قرار می دهد. سوالات و ابهاماتی که ای کاش آقای مطهری خود برای آن پاسخی پیدا کنند.
ما درباره سیر انقلاب و تکامل انقلاب و جامعه انقلابی از زوایای مختلف می توانیم تحلیل های گوناگونی داشته باشیم که بنده این تحلیل ها را خدمتتان عرض می کنم؛ و هم می توانیم فراتر از حوادث اخیر به تحلیل روند انقلاب بپردازیم و هم می توانیم با توجه به حوادث اخیر به این تحلیل ها اقدام کنیم و هم می توانیم با توجه به آینده ای که در پیش داریم، یعنی ظهور حضرت، تحلیل های مختلفی ارائه بدهیم. من سعی می کنم از همه جهات این مباحث رو تحلیل کنم البته باید عرض کنم مباحثی که من مطرح می کنم مباحثی نوعا دینی-سیاسی هستند نه مباحثی سیاسی– دینی و من سعی می کنم از منظر دین به عرصه سیاست نگاه می کنم. تحلیل اول: جریان سازشکاری
یک روایت از آقا امام رضا(ع) می خوانم که هم کلاممان متبرک به بیان شریف ایشان بشود و هم از زاویه نگاه به مهدویت، امروز خودمان را تحلیل کنیم یعنی از آینده آغاز کنیم و به تحلیل امروز برسیم. شما در مفاهیم آخر الزمان با کلمه دجال آشنا هستید؛ در حدیثی در «وسایل الشیعه» امام رضا(ع) می فرمایند: در آخر الزمان میان شیعیان ما خطری پیش می آید که این خطر، فتنه اش از دجال شدید تر است. حال شما بروید روایات مربوط به دجال را ببینید که چه طور مردم را فریب می دهد، دجالی که با ظهور حضرت سقوط خواهد کرد، دجالی که به عنوان یکی از دشمنان جدی حضرت و یکی از موانع ظهور حضرت مطرح است، دجالی که عبور از فریب های او تنها راه رسیدن به فرج است؛ امام رضا(ع) خیلی صریح می فرمایند خطر این فتنه از فتنه دجال برای شیعیان بالاتر است.
طبق روایت، این فتنه در درون جامعه شیعی است و توسط کسانی که شیعه و دوستان اهل بیت(ع) هستند اجرا می شود، ظاهرا دجال عموم مردم را فریب می دهد اما این فتنه جامعه شیعی را می خواهد فریب بدهد. مهمترین مشخصه این فتنه، دوستی کردن با دشمنان اهل بیت و دشمنی کردن با دوستان اهل بیت است و اما نتیجه این فتنه آن است که حق و باطل به هم آمیخته می شود و مومن و منافق از هم شناخته نمی شوند. نمی شود ادعا کرد فلان کس منافق است چون دوست اهل بیت(ع) است، تنها مومن را در میانه آن دشمن هایی که ایجاد شده می شود از بقیه جدا کرد و این کار خیلی دشواری خواهد بود. امام رضا(ع) می فرمایند: "از کسانی که راه مودت ما اهل بیت را بر گزیدند، کسانی هستند که فتنه ی آنها از دجال شدیدتر است."
راوی حدیث می گوید: پرسیدم چگونه فتنه می کنند؟ امام(ع) می فرمایند بواسطه دوستی کردن با دشمنان ما اهل بیت(ع) و بواسطه دشمنی کردن با دوستان اهل بیت(ع). زمانی که این اتفاق افتاد حق با باطل در هم آمیخته می شود و امر مشتبه می شود _معمولا در روایات منظور از امر "ولایت" است یعنی یک کاری می کنند که در ولایت تشکیک بکنند_ و مومن از منافق شناخته نمی شود.
این حدیث را من به چند مقصود عرض می کنم، یکی اینکه در آخرالزمان فتنه ها و امتحانات بسیار سهمگینی از مردم جهان، مسلمان ها و بویژه شیعیان گرفته می شود؛ در فتنه های آخرالزمان گروه های زیادی از شیعیان ریزش می کنند.
جای این سوال است که من و شما چرا باید جز دسته ی ریزشی ها باشیم؟ برای عبور از فتنه های آخرالزمان خیلی هوشیاری و تقوا و پاکی دل لازم است. امیرالمومنین امام علی(ع) می فرماید: در آخر الزمان شیعیان ما این طور می شوند، همانند یک انبار آرد یا گندم یا جو که این انبار را آفت بزند؛ صاحب انبار این ها را بیرون می آورد و آن قسمت هایش را که آفت زده دور می ریزد و بقیه را داخل انبار قرار می دهد و این کار آنقدر ادامه پیدا می کند و استمرار پیدا می کند تا جایی که به اندازه چند لقمه غذا بیشتر از آن باقی نمی ماند. ریزش در زمان ظهور یک مسئله جدی است و جز با بصیرت و از خودگذشتگی فوق العاده نمی توان از فتنه های آخرالزمان عبور و برای نائب امام زمان(عج) سربازی کرد. نتیجه این فتنه این است که دوست و دشمن گم می شوند.
حضرت امام(ره) در سخنرانی های خودشان یک کلمه کلیدی به ما داده بودند، این کلید یک کلید راهبردی تا ظهور حضرت است؛ این کلید یک سخن ژورنالیستی و مقطعی نیست، در فتنه ی سخت تر از فتنه دجال هم می بینید که امام رضا(ع) به این کلمه ی کلیدی اشاره می کند. آن کلید همان طور که امام در این جمله می فرمایند "هر زمان دشمن ما را تایید کرد معلوم می شود اوضاع نا به سامان است". هر موقع ما نسبت به دشمن تمایلی نشان دادیم، معلوم می شود وضع فکری سیاسی ما خراب است تایید ما از سوی دشمن است.
اخیرا شبهه کرده اند شاید آمریکا که دشمنی می کند با خط رهبری و دوستی می کند با خط دیگران، این شاید یک فریب باشد و آن دشمن اصیل ما نیست! همان طور که یک صهیونیست گفت: "خدمتی که آقای احمدی نژاد به ما کرد هیچ کس نتوانست در این سالها بکند." این یک بلوف است، یک دروغ محض است؛ شما بدانید واقعا این طور نیست، سخت ایستادن های آقای احمدی نژاد در این بخش موجب عزت اسلام نه فقط در ایران بلکه در کل جهان شده است و ضربه های بسیار محکمی به آنها وارد کرده است و کاخ پوشالی آنها را به هم ریخته است؛ من وقتی در اولین مناظره دیدم که اون بنده خدا دارد عزت ایران اسلامی را زیر سوال می برد یا برخورد های قوی رئیس جمهور در عرصه سیاست خارجی! بنده در جمعی از دانشجوها بودم و بعد از مناظره گفتم به نظر من آقای فلانی موجود خطرناکی است هر کس هر کاری که از دستش بر می آید و می تواند انجام بدهد؛ گفتند: چرا خطرناک؟ گفتم من تمایل به دشمن را در ایشان می بینم، من عداوت نسبت به دوستان در او دیدم، فتنه شدیدتر از دجال در او دیدم.
من به حاشیه ها اصلا کاری ندارم مثلا به این که اساسا رنگ سبز مخصوص ماسون هاست و حزب سبزها در آلمان متهم هستند به فراماسونر بودن و در روایت هم هست که دجال در آخرالزمان رنگ سبز را برای خود بر می گزیند و حتی شایعه ای هم هست که همین آقا در زمانی که در دولت بودند گرایش به ماسون ها دارند، و در بین نخبگان مطرح بود که او فراماسون است. من به این بحث ها کاری ندارم، این ها بحث ها حاشیه ای است ولی غیر از این بحث ها چیزی که خیلی روشن است این است که به حدی که در 14 خرداد هیچ وقت حضرت مقام معظم رهبری صحبت فرعی مطرح نکردند، کلیدی ترین بحث ها را مطرح کردند و 14 خرداد تمام صحبت های مقام معظم رهبری پاسخی بود به آن حرفی که گفته شد که با محکم ایستادن شما عزت ایرانیان لکه دار شد؛ آقا فرمودند من به هیچ وجه این حرف را قبول ندارم من معتقدم که با محکم ایستادن بر سر ارزش ها، عزت ما پایدار شده است.
بوی تمایل به دشمن می آید تازه الان که مساله حل شده، الان که فلانی توی بغل صهیونیست ها می رقصد، آنها امیدشان یک چنین وضعیتی شده و یک جور فتنه شدید تر از دجال بعید هم هست این فتنه به سهولت خاموش بشود. ریشه این فتنه در مباحث سیاسی حضرت امام(ره) همان سخن است که فرمودند مواظب باشید دشمن ما را تایید نکند. این یک ملاک عمده است. الان هر کس می خواهد بالا و پائین بکند، بکند همین که مورد تائید دشمن باشد یعنی تمام! یعنی فتنه ی شدیدتر از دجال. هر کس در این مسئله تردید داشته باشد فقط خودش را گول زده و بیمار است؛ «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا...» و اصراری برای اصلاحش نداشته باشید.
ریشه قرآنی بحث تمایل به کفار را عرض می کنم که خیلی بحث جالبی دارد. در تقسیر سوره ماعده در المیزان شریف از آیه 51 بحثی شروع می شود؛ دقت بفرمائید.
قرآن می فرماید: «یا ایها الذین امنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را تکیه گاه خود قرار ندهید، آنها تکیه گاه یکدیگرند و کسانی که از شما به آنها تکیه کنند از آنها هستند خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی کند» چرا شما به سمت یهود و نصارا می روید؛ اگر کسی به آنها علاقه پیدا کند جزو آنهاست؛ و در آیه بعد می فرماید: «فتری الذین فی قلوبهم مرض یسرعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبنا دائره فعسی الله ان یاتی بالفتح او امر من عنده فیصبحوا علی ما اسروا فی انفسهم ندمین؛ گروهی منافق را که دلهایشان ناپاک است خواهی دید که در راه دوستی ایشان می شتابند و می گویند: ما از آن می ترسیم که در گردش روزگار مبادا آسیبی از آنها به ما رسد؛ باشد که خدا فتحی پیش آوردو یا امر دیگر از طرف خود تا منافقان از آنچه به نفاق در دل نهان کردند سخت پشیمان شوند» کسی که در دلش یک مرض دارد یک تمایلی به سمت آنها دارد سازشکارانه برخورد می کند؛ کلیدی ترین اختلاف مقام معظم رهبری در این 20 سال اخیر و حتی 3 و 4 سال آخر زندگی امام(ره) با اصلی ترین مسئولین نظام صرفا سر همین مفهوم بود. حتی بنده «جام زهر» را در ارتباط با این موضوع تحلیل می کنم آن برخورد بسیار محکم حضرت امام(ره) با سخنان آقای منتظری را هم در همین راستا تحلیل می کنم و از شما تقاضا می کنم به سخنان امام(ره) 10 روز قبل از پذیرش قطع نامه و بعد از پذیرش قطع نامه توجه کنید ؛ چرا 10 روز قبل از پذیرش قطع نامه امام(ره) این همه از جنگ تقدیر کردند چون کسانی بودند که داشتند جنگ را می بستند.
امام(ره) اطلاعیه دادند که جلوگیری بکنند از بستن جنگ ولی این اطلاعیه امام(ره) کارساز نبود. امام(ره) اطلاعیه که دادند در آن اطلاعیه فرمودند: «امروز باید در جبهه ها تحول ایجاد کنیم؛ امروز کوتاهی کردن در جنگ خیانت به رسول الله است» چطور است یک مرد با آن همه هوش سیاسی که چنین حرفی را می زند و در 10 روز بعد همه چیز را قبول می کند. بعد از اینکه امام(ره) قبول کردند قطع نامه را یک اطلاعیه ای دادند آن جا را هم نگاه کنید. در صحیفه امام(ره) هم هست؛ در این اطلاعیه نیمی از اطلاعیه از دشمنی با استکبار صحبت می شود. چرا امام(ره) از دشمنی پایان ناپذیر و گسترده حتی بعد از پذیرش قطع نامه صحبت می کند؟ چون ایشان می بیند مسئله ای که کشور بواسطه آن در معرض خطر است، کوتاه آمدن در مقابل دشمن است.
3 یا 4 سال مقام معظم رهبری در سالگرد های حضرت امام(ره) مدام تاکیدشان بر این یک ویژگی حضرت امام(ره) و آن شجاعت حضرت امام(ره) بود؛ آقا با چه مسئله ای درگیره چه کسی مورد خطاب ایشان است؟ این مسئله خیلی بالاتر از مسئله لیبرال مسلکی در اقتصاد سرمایه داری، لیبرال مسلکی در مسائل فرهنگی و... است. قرآن می فرماید کسانی که قلوبشان مرضی دارد، یک سرعتی به سمت آنها دارند، خواهش می کنم این کلمه قرآن را تحلیل سیاسی بکنید.
«... یقولون نخشی ان تصیبنا دائره...» وقتی به اینها گفته می شود که چرا سازشکارانه با کفر، با دشمن برخورد می کنی، چه استدلالی می آورند؟
معقول ترین استدلالی که یک انسان انقلابی در خط امام(ره)، یک حزب اللهی می تواند در زبان سازشکاری بیاورد چیست؟
مصلحت!
چرا مصلحت باشد؟ «... یقولون نخشی ان تصیبنا دائره...»
می گویند که: ما می ترسیم که آنها ما را اذیت کنند! چرا باید هزینه های خودمان را الکی بالا ببریم! یک کمی در مقابل آنها سازش کنیم تا آنها ما را اذیت نکنند!
دوستان من در انقلاب 25 سال بود این قصه حاکمیت داشت؛ چهار سال جلوی این قضیه گرفته شد. این 25 سال از اون مصاحبه سخیف آقای منتظری که درباره جنگ شد را در نظر می گیرم تا پذیرش قطع نامه تا آخرین تحمیل ها سر قصه هسته ای.
مهمترین امری که در جریان این نبرد _نبردی که بین شجاعت حضرت امام(ره)، دشمن ستیزی حضرت امام(ره)؛ نبرد بین کسانی که مقابل دشمن یک ذره کوتاه نمی آید با جریان سازشکاری_ باید به آن توجه شود چیست؟ ما باید به تقویت بنیان های ولایت توجه بکنیم. در جریان نبرد ما یک چیز بیشتر نمی خواهیم آن هم قدرت ولایت است. هر کلامی که برود توی شبکه BBC فارسی خیانت به اسلام است؛ الان نبرد اصلی این نقطه است. خط سازشکاری در سوره مائده مشخص شده است: «... نخشی ان تصیبنا دائره...» و در ادامه سرانجام این گروه را می فرماید.
«یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلک فضل الله یوتیه من یشاء و الله واسع علیم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید هر کس از شما از آئین خود باز گردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند در آینده جمعیتی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند، در برابر کافران نیرومندند، آنها در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش کنندگان هراسی ندارند. این فضل خدا وسیع و خداوند داناست مائده آیه 54»
اگر شما مرتد بشوید من کس دیگری را جایگزین شما می آورم، معنای مرتد شدن در این آیه تمایل سازشکارانه به کفار است اینها را خدا اسمشان را مرتد می گذارد. سرنوشت این گروه چیست؟
این سنت خداست که خدا می فرماید: من این گروه سازشکار را بر می دارم و گروه دیگر را جایگزین شما می کنم که ویژگی گروه بعدی این است که: «... اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ...» آن گروه از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند. اگر همین رئیس جمهور، همین مجلس، همین دولت مرد ها هم روحیه سازشکارانه به خودشان بگیرند خدا عوض می کند، خدا اینها را بر می دارد یک گروه دیگر جای آن ها می آورد.
حال این که می گویند خدا بر می دارد، چگونه بر می دارد؟ خداوند خودش بهانه اش را درست می کند، پسر یکی را خراب می کند، همکار یکی را خراب می کند و بالاخره بالا پایین می کند و برمی دارد.
پس ما اگر با یک نگاه به ظهور حضرت و فتنه های آخر الزمان، به داستان خودمان برگردیم و نگاه کنیم؛ امام رضا(ع) فرمودند فتنه بدتر از دجال چیست؟ آن فتنه ای که در آن موالات با اعداء است و معادات الاولیاء است. همان طور که می بینید بر سر پشتبان ها حرف های رکیکی در کنار الله اکبر گفته می شود که مصداق معادات الاولیاست. این فتنه توانسته یک آثاری از خودش به جا بگذارد. این فتنه می خواهد این خط را جلو ببرد؛ این فتنه بدتر از فتنه دجال است. این فتنه آخرش یک روحیه ی سازشکارانه است و اگر مبانی نظری سیاسیون در قرآن نگاه کنیم می بینیم این یک مساله مقطعی نیست این یک منش و تفکری است که همیشه وجود داشته.
ای کاش آن محاصره برای حضرت امام(ره) صورت نمی گرفت!
کلام کلیدی حضرت امام(ره) هم فراموش نشود که فرمودند: هر موقع دشمن ما را تائید کرد، آن روز روز بدبختی ماست.
در روایت داریم: خدا بزرگترین نصرتی که برای مومنان و بندگان خودش فرستاده «وجود دشمن» است. مساله دشمن را به شدت جدی بگیرید.
تحلیل دوم: جریان تحمیل گری
بر می گردیم به گذشته تاریخ و از شهر کوفه شروع می کنیم و به دوران انقلاب خودمان می رسیم. در شهر کوفه که شهر نخبگان جامعه بود، مهمترین مساله ای که امیرالمونین علی(ع) را اذیت کرد و همین مساله و دقیقا همین مساله منجر به شهادت حضرت اباعبد الله الحسین(ع) به دست پارکابی ها و سربازان علی(ع) شد جریان تحمیل گری بود.
امیرالمومنین(ع) از جریان تحمیل گری چنین سخن می فرمایند: «لقد کنت امسا امیرا فاصبحت مامورا لقد کنت امسا ناهیا فاصبحت منهیا» من امیر بودم اما الان مامور شدم، از بس که شما حرف های خودتان را تحمیل می کنید، شما نهی می کنید، شما دارید تحمیل می کنید. جریان تجمیل هایی که رسول گرامی اسلام(ص) و علی(ع) پذیرفت، جریان تحمیلگری که توسط نخبگان بر ایشان انجام می گرفت، جریان تحمیلی که بر امام حسن مجتبی(ع) شد، به جایی رسید که تا امام حسین(ع) تصمیم گرفت دیگر تحمیل نپذیرد و سیدالشهدا را قطعه قطعه کردند.
نبرد سید الشهدا(ع) به این دلیل بود که ایشان تحمیل را از جانب دوستان! را نپذیرفت و قطعه قطعه شد.
دوستان یا دشمنان؟
دوستان! چون تحمیل از جانب دوستان را نپذیرفت کار بدان جا کشید.
شمر و عمرسعد جزء خوارج نبودند اینها دوستان امام حسین(ع) محسوب می شدند. شمر جزء مجروحین پای رکاب امیرالمومنین(ع) بوده است.
عمرسعد در جوانی خطاب به امام حسین(ع) می گفت: "این مردم دیوانه اند! به من می گویند بر اساس برخی اخبار و روایات، تو قاتل حسین خواهی شد" امام حسین(ع) به عمرسعد می فرمود: "من کاری ندارم مردم چه می گویند ولی عمرسعد من هر موقع که از دنیا بروم، تو بعد از من زیاد زندگی نمی کنی" و حضرت این سخنان را در روز عاشورا به وی یاداور شد.
تمام عظمت قطعه قطعه شدن حضرت امام حسین(ع) برای لو دادن دوستانیست که ظرفیت قتل دارند. آقا جان این یارو ظرفیت داره حسین تیکه تیکه بکند! چرا ما شعورمان نمی رسد؟
چرا باید شهید دیالمه 27 سال پیش این ظرفیت ها را در بعضی ها تشخیص بدهد اما ما این ظرفیت ها را در جلوی چشممان ببینیم و تشخیص ندهیم؟! کربلای امام حسین(ع) که نمی خواهد یزید را به ما معرفی کند. خواسته دوستان امیرالمومنین(ع) را به ما معرفی کند! و بگوید ببینید اینها چه ظرفیت هایی دارند. اما مگر اینها چه ویژگی ای داشتند؟ مهمترین ویژگی اینها تحمیلگری بود.
عمرسعد تا چند روز قبل از عاشورا می گفت، من می ترسم آخر شمر مرا وادار به کشتن حسین کند! عمرسعد می خواست بیعت با یزید را هم به حسین(ع) تحمیل کند.
خب در انقلاب ما در چه تاریخی آقا فرمان دادند به دوستان خودش که جوان ها را جمع کنید می خواهم با آنها صحبت کنم؟ که در آنجا یک جوان به علت ازدهام جمعیت شهید شد (که خواب هم دیده بود که شهید می شود، غسل شهادت هم کرده بود) که از آن جا بود آقا چفیه انداختند گردنشان و دیگر برنداشتند و گفتند پس از این اگر کسی بخواهد صلح امام حسن(ع) را تحمیل کند، دیگر تحمیل را نمی پذیریم، و ما برخورد حسینی خواهیم کرد. از آن جا آقا به مرور مقابل تحمیلگری ها ایستادند، تحمیلگری هایی که امام(ره) هم بعضا مجبور به پذیرش بود.
تحمیل گر ها هم مشخص هستند چه کسانی اند؛ داریم، فلان شخص در خاطراتش می نویسد به امام(ره) گفتیم این؛ امام مخالفت کردند، اصرار کردیم، وادار شدند پذیرفتند.
جریان تحمیل گری از ابتدای انقلاب بوده؛ سخنان امام(ره) در رابطه با این که چه چیزهایی به ایشان تحمیل شده در نامه 6/1 را به خاطر بیاورید. "والله من از اول به بنی صدر راضی نبودم، والله از اول با آقای منتظری راضی نبودم". شما در خاطرات آقای ری شهری می خوانید قبل از اینکه آقای منتظری مطرح بشود به معضی از دوستان خودش فرمود قصه آقای منتظری را مطرح نکنید ولی آنها ایستادند جلوی امام(ره) و گفتند ما مطرح می کنیم و مطرح کردند.
جریان تحمیلگری نسبت به ولایت چرا صورت می گیرد؟
و حالا دو حالت بیشتر ندارد یا این قدر تحمیلگری می شود که روزگار همانند زمان سیدالشهدا(ع) می شود یا ایستادگی می کنید و فرج آقا امام زمان(عج) فرا می رسد، لذا زمانی که مقام معظم رهبری تحمیل گری را نمی پذیرد و بنا شده سفت و محکم بایستد. حتی برای کسانی که در خط آقا هم حرکت می کنند و یک اشتباهی می کنند آقا محکم می ایستد.
بعضی ها همش می خواهند مدام آقا را قانع کنند که ایشان کوتاه بیاید!
امیرالمومنین(ع) به ابن عباس می فرمایند: تو می توانی به من مشورت بدهی و من آنوقت نگاه می کنم ببینم مشورت تو چگونه بوده و اگر من تو را اطاعت نکردم تو باید مرا اطاعت بکنی.
ابن عباس! تو باید بگویی چشم!
اوج جریان تحمیلگری در این 4 سال بود و آنها تمام تلاش خود را کردند، دشمنان تقلا کردند، و در این جریان تحمیلگری مشارکت کردند و الحمدلله مقام معظم رهبری ایستادگی کردند. ایستادگی در مقابل این تحمیل، یکی از دلایل ظهور نزدیک آقا امام زمان(عج) است که این اعتقاد شخصی بنده است.
این جریان تحمیلگری را هر چه ما محکم تر، بی هزینه تر در مقابلش بایستیم، جامعه ما کمتر آسیب خواهد دید و هرچه پرهزینه تر بخواهیم در مقابل جریان تحمیلگر بایستیم، ضربه های بیشتری خواهیم خورد.
چاره ای نیست؛ ما برای اینکه جلوی جریان تحمیل گری را بگیریم، باید شخصیت ها را افشا کنیم. باید تحمیلگری ها را افشا کنیم. باید خط تحمیلگری را برملا کنیم و این خط را کاملا توضیح بدهیم.
تحلیل سوم: رفتن به سمت حقیقت، نه مصلحت
هر جامعه ی اسلامی که تشکیل می شود، مجبور است بعضی مصلحت ها را تحمل کند. ولی جامعه ی اسلامی بعد از گذشت زمان، از مصلحت ها فاصله می گیرد و به حقیقت ها رو می آورد. جامعه ای که پیامبر گرامی اسلام(ص) در آن هست و آن جامعه را تاسیس کرده؛ چقدر مصلحت ها را پیامبر گرامی(ص) اسلام پذیرفتند؟ از ازدواج های ایشان تا نزدیک کردن خیلی ها به خودشان، تا تحمل کردن آن تروریست هایی که می خواستند پیامبر را ترور کنند، تا آنجایی که می خواهد وصیت نامه بنویسد و ننوشتن را تحمیل می کند و ایشان این مصلحت را می پذیرد.
این مصلحت پذیری ها در دوران امیرالمومنین(ع) و 25 سال خانه نشینی ایشان و دوران 5 ساله حکومت ایشان ادامه دارد که حضرت می فرماید: اگر من می خواستم تمام احکام اسلامی را به حقیقت عمل کنم و اجرا کنم، همین چهار نفری که در کنار من بودند هم از بین می رفتند، لاجرم مصلحت ها را می پذیرد.
جامعه تا صلح امام حسن(ع)، تا قیام امام حسین(ع) پیش می رود.
قیام امام حسین(ع) نقطه ایست که جریان مصلحت به حقیقت، به نقطه ی نهایی خود می رسد و امام حسین در شرایطی قرار می گیرد که به حقیقت عمل می کند.
اما دوباره در یک دوران تاریخی به این نقطه می رسیم.
روی داستان خوارج یک کمی فکر کنید که این می تواند جز تحلیل چهارم قرار بگیرد.
در روضه ها همیشه از نمکدان شکنی کوفیان می گویند که چه کردند و چه ها کردند با اباعبدالله الحسین(ع) چه کردند، با امیرالمومنین(ع) چه کردند. خب درست است دیگر کارهای امیرالمونین(ع) اثری نداشت، مردم به طعنه امیرالمومنین(ع) می گفتند: مردان ما را کشته ای و حالا می آیی به یتیمان ما غذا می دهی؟
ببینید فضا تا چه حد می تواند تاریک بشود. ببینید اگر شما با زبان روشنگری نکنید، باید1400 سال بگذرد تا بشود این حرف ها را زد. همین امروز هم نمی توان به سادگی رفت وسط شهر و قصه و ماجرای خوارج را شفاف گفت. قبول دارید اگر بخواهیم داستان خوارج را رک و پوست کنده بگوئیم، یک عده ای با امیرالمومنین(ع) بد می شوند؟ ما که قتل عامی نکرده ایم. قبول دارید در آن صورت امیرالمومنین(ع) را به ضایع کردن حقوق یشر محکوم می کنند؟ این علی که اسوه ی ازلی و ابدی تاریخ است، ببینید چقدر در فشار و منگنه است؟
از شما می پرسم... خون کوفیان که از ما رنگین تر نیست؟ ما چرا نباید این امتحان ها را پس ندهیم؟ چرا نباید بین ما خوارج تولید شود؟ تا ملتی نشان ندهد که مثل مردم کوفه نیست! امام زمان(عج) خواهد آمد؟ من فقط یک پیشنهاد دارم برای اینکه این آزمایش سهمگین از ما گرفته نشود.
روشنگری کنید تا کار به خوارج نکشد. در زمان امیرالمومنین(ع) که صحنه اینقدر تیره و تار شد، چه رسد به زمان نائب امام زمان(ع) یعنی مقام معظم رهبری، همان شیطان الان هم هست، همان تجربه را هم دارد! همان مومنین ضعیف هم الان هستند! شما دلیلی دارید آن کسانی که در مردم کوفه بودند و نمک امیرالمونین(ع) را خوردند، سر سفره ایشان نشستند، و آخر نمکدان شکستند؛ آیا دلیلی دارید که الان چنین اشخاصی نباشند؟! چه دلیلی هست؟! چرا آن نفاق و آن ضعف ایمان در جامعه ما نباشد؟! پس روشنگری کنید.
امتحان خوارج یکی از امتحان های سهمگینی بود که امیرالمونین(ع) مجبور شد به حقیقت بیشتر عمل بکند. جنگ شد. امان از آن وقتی که نوبت به انجام حقیقت باشد و تحمل کردن مصلحت دیگر مصلحت نباشد! آن وقت چه فتنه ها و آشوب های سهمگینی ایجاد می شود. کدام یک از پیامبران و اولیای الهی را بالای منابر لعن کردند، غیر از علی بن ابی طالب(ع). چرا؟ چرا لعن کردند؟ آن وقت مقام معظم رهبری در مقابل امیرالمومنین(ع) چه چیزی دارد که امیرالمومنین(ع) بخواهد اینقدر متهم و مظلوم بشود و ایشان نشود؟ خب طبیعی است که آقا هم مظلوم خواهد شد.
شما و روشنگری نباشد ایشان مظلوم تر هم خواهد شد. آن امیرالمومنین(ع) که پیامبر(ص) دستشان را به عنوان ولی بالا برد، «من کنت مولا فهذا علی مولا» را داشت، این طور مظلوم می شود. مقام معظم رهبری که یک نامه از آقا امام زمان(عج) ندارد که بگوید من نائب ایشانم. خب اگر من و تو بیدار نباشیم ایشان هم مظلوم می شود! چرا بعضی وقت ها باید به مماشات رفتار کرد؟
جان دادن در راه خدا خیلی آسان تر از آبرو دادن در راه خداست. والان نوبت آن است که خواص و نخبگان مملکتی آبرو در راه خدا بدهند؛ اما بهترین ها خساست می کنند. مثل کسی که در خط مقدم جبهه، فرار کند. چرا شما این نخبگانی را که می شناسید محاصره و دوره شان نمی کنید؟! چرا به ایشان نمی گوئید که خجالت بکشند از سکوتشان؟
ای کسانی که نان ولایت فقیه را می خورید! ای کسانی که نان حزب اللهی بودن و اصولگرا بودن را می خورید! این طور آدم اصولگرا می شود؟ تو زنده ای؟ تو نفس می کشی؟ تو زبان در کامت هست؟ و عوامل فتنه محاکمه نمی شوند فقط بخاطر اینکه آقایان ترسو هستند. جگر ندارید؟ چرا آنها را به دادگاه نمی کشید؟ مگر کم فتنه کرده اند؟ مگر حکم امام نیست؟ مگر حکمشان اعدام نیست؟ چرا مصلحت اندیشی می کنید؟ نتیجه مصلحت اندیشی تو چیزی جز گمراهی مردم نخواهد بود. اصولگراهایی که با رای مردم بالا آمدند، خوابند؟ کجا رفتند؟ پیک نیک رفتند؟ جایشان گرم و نرم شده؟ چرا از آبروی خود نمی گذرند؟ آن قوم آخرالزمانی که در سوره مائده توصیف شده و برای شما خواندم. فرموده که : « لا یخافون لومه لائم» از سرزنش نمی ترسند، از آبرو دادن نمی ترسند.
امام زمان(عج) نمی آید چون 313 نفر که از آبرو دادن نترسند، نداریم. با کی بیاد؟!
از نمایندگان اصولگرای خود بخواهید جواب بدهند؛ که چرا روشنگری نکردند؟ چرا شکایت نکردند؟ چرا به دادستانی، به قوه قضائیه فشار نیاوردید که بعضی ها را به دادگاه بکشد؟ چرا شوخی می کنید، چرا بازی می کنید با خون مملکت؟ با خون شهدا؟ کی باید این حرفها را بزند؟
به من می گویند حاج آفا شما وجهه خودتون را خراب نکنید! سیاسی حرف نزنید! خاک بر سر اون وجهه ای که بخواهد ما را از انجام وظیفه دور کند. من با سکوت در برابر این دجال های کثیف که استعداد قتل اباعبدالله الحسین از شراره های چشم های کثیفشان می بارد، خیانت به فرج امام زمان بکنم؟ من دوست و دشمن را قاطی نمی کنم ولی دوستان حسین را کشتند. داریم همه مسائل را ماستمالیزیشن می کنیم! ما باید جریان رسیدن از مصلحت به حقیقت را دنبال بکنیم و به جایی می رسد که فرج آقا امام زمان(عج) رخ دهد.
علامت اینکه کمتر به مصلحت عمل شود در خطبه های نماز جمعه آقا چه بود؟ فرمودند این مناظره ها خوب بود، فقط احساساتی نشوند. یعنی چی؟ یعنی همان حقایق را بگویند اما بدون احساساتی شدن. و بعد فرمودند بایستی ادامه پیدا کند. اما می دانید که ما الان جرات نداریم ادامه بدهیم؟ می دانید اگر بنا بود همان مناظره ها ادامه پیدا می کرد، الان باید چه حرف هایی در تلویزیون مطرح می شد؟ حداقل باید این بحث مطرح بشود که چرا آنهایی که می خواستند شکایت کنند چرا شکایت نکردند؟ ولی خواص جامعه جا زدند؟ آن قدر حقیقت گرا نیستند؟
در به سمت حقیقت رفتن چه اتفاقی می افتد؟ ریزش ها و رویش هایی رخ می دهد؛ اگر من و تو ساکت نمانیم، این رویش ها بر ریزش ها غلبه خواهد کرد.
شعارهایی در همایش اعضای ستادهای مردمی احمدینژاد (امتداد مهر) علیه اسفندیار رحیم مشایی و میرحسین موسوی سر داده شد.
به گزارش خبرآنلاین صبح امروز (جمعه9 همایش ستادهای انتخاباتی مردمی احمدینژاد که با عنوان امتداد مهر شناخته می شوند در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد.
در این همایش که از ساعت 8 تا 12 صبح جمعه با حضور مسئولان استانی این ستادهای انتخاباتی برگزار شد پس از سخنرانی مسئولین ستادهای انتخاباتی استانهای آذربایجان و مازندران و آیت الله حائری شیرازی، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سخنرانی کرد.
در میان سخنرانی رئیس جمهور شعار «مرگ بر موسوی» سر داده شد و پس از آنکه مراسم به پایان رسید تعدادی از حاضران شعارهایی علیه اسفندیار رحیم مشایی سر داده و فریاد زدند: «مشایی مشایی، حیا کن احمدی را رها کن»، «احمدی، احمدی مشایی را عوض کن». این شعارها در هنگام ترک سالن سر داده شد.
این شعارها در شرایطی مطرح شد که اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور و زریبافان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران رئیس جمهور را در این همایش همراهی می کردند.
موسسه فرهنگی امتداد مهر ابتکاری است که به منظور ساماندهی ستادهای انتخاباتی مردمی محمود احمدی نژاد از سوی حامیان رئیس جمهور تشکیل شده است.پیش از این شایع بود این ستادها زیر نظر هاشمی ثمره کار می کنند که با مشایی اختلاف دارند.
اکبر گنجی، که اخیرا به همراه محسن کدیور، عطاء الله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و عبدالعلی بازرگان بیانیه مشترکی را در حمایت از میرحسین موسوی منتشر کرده است، بار دیگر منکر یکی از پایههای اساسی شیعیان، یعنی "مهدویت " شد.
گنجی که پیش از پناهنده شدن، از به موزه تاریخ سپردن افکار امام خمینی(ره) سخن گفته بود، در گفت وگو با شبکه بی بی سی فارسی، اندیشه مهدویت را برگرفته از مسیحیت خواند و مدعی شد که هیچ دلیلی مبنی بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد.
وی همچنین در بخش دیگری از این مصاحبه مدعی شد که ائمه شیعه نه معصوم و نه واسطه فیضند، بلکه تنها، آدمهایی عالم و دانشمند بودهاند!
وی پیش از این هم، ضمن ادعای اینکه "اثبات اینکه قرآن، سخن خدا است، ناممکن است "، گفته بود که "قرآن، متنی است که بعدها بهوسیله مسلمانها، از ترکیب چند گفتمان مختلف، ساخته شده است. "
این اظهارات گنجی در حالی مطرح شده است که عطاء الله مهاجرانی چند روز پیش در مصاحبهای تاکید کرد، فاصله میان این 5 نفر (گنجی ، مهاجرانی، سروش، کدیور و بازرگان) با میرحسین موسوی، فاصله میان ابوذر و علی(ع) است!
با این تفسیر مهاجرانی در حقیقت ادعاهای اکبر گنجی، سخنان آقای موسوی بوده که توسط یکی از ابوذرهای وی بیان شده است!
البته سخنانی از جنس مواضع گنجی، از سوی دیگر اعضای این گروه 5 نفره هم ابراز شده است، چنانچه، عبدالکریم سروش، در سال 86 در گفتگو با مجله zemzem با ادعای اینکه دریافتهای پیامبر اکرم از وحی تجارب و درکهای شخصی ایشان از الهامات بوده است، بهطور واضحی بر خلاف معتقدات واضح مسلمانان، ادعای بشری بودن قرآن را مطرح کرد.
وی همچنین در خصوص عصمت پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز شبهاتی وارد کرده بود.
محسن کدیور هم مدعی شده است که "عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر است " و ائمه فاقد عصمتند.
عبدالعلی بازرگان، دیگر حامی آقای موسوی نیز، دارای گرایشهای شبه وهابی است. وی مواضع خود را پس از یک سلسله بحث در اوایل دهه 70 به صراحت اعلام کرد.
گفتنی است که "این پنج نفر " خود را "اتاق فکر فرقه سبز " و همراهان میرحسین موسوی دانستهاند.
هر چند هنوز هیچ منبع رسمی، توضیحی در مورد عوامل این اقدام تروریستی منتشر نکرده است، با این حال برخی رسانه های گروهی، گمانه زنی هایی را در این خصوص منتشر کردند.
ساعت هفت و نیم امروز صبح، ساکنان قیطریه تهران شاهد انفجاری بودند که منجر به قتل دکتر مسعود علیمحمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران شد. دادستان تهران یکی از نخستین مسوولانی بود که خبر رسمی این حادثه را در اختیار رسانه های گروهی قرار داد. او مقتول را همکار سازمان انرژی هسته ای و یکی از دانشمندان هسته ای ایران خواند. بدین ترتیب و با این اظهار نظر، این عملیات تروریستی به خبری بسیار جذاب برای رسانه های داخلی و خارجی تبدیل شد. البته دستیاران مطبوعاتی دادستان تهران پس از دسترسی به اطلاعات دقیق تر، از رسانه ها خواستند که اظهارات پیشین این مقام قضایی را تصحیح کنند.
بر این اساس، عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران با تایید وقوع انفجار در منطقه قیطریه و کشته شدن این استاد دانشگاه گفت: مسعود علیمحمدی، استاد در زمینه انرژی هستهای است و تاکنون عوامل این انفجار یا مظنونی در این رابطه دستگیر نشده است.
سرپرست امنیتی استانداری تهران نیز در نخستین ساعات پس از این رخداد تروریستی، تاکید کرد که تحقیقات در مورد این مساله همچنان ادامه دارد.
براتلو در ساعات اولیه انتشار این خبر نیز با تایید وقوع انفجار در ساعت 30: 7 صبح سهشنبه در منطقه قیطریه تهران اظهار کرد که احتمال میدهد این انفجار با کنترل از راه دور انجام شده باشد
قاضی فخرالدین جعفرزاده،معاون دادستان تهران، نیز تصریح کرد: زمانی که خبر انفجار منتهی به مرگ مسعود علیمحمدی استاد دانشگاه تهران به بازپرس کشیک قتل اطلاع داده شد، بلافاصله بازپرس جنایی با حضور در صحنه، تحقیقات خود را آغاز کرد.
وی افزود: در بررسیهای ابتدایی مشخص شد که این استاد دانشگاه سوار بر خودروی خود درحال خروج از پارکینگ منزلش واقع در محله پل رومی بر اثر انفجار یک دستگاه موتورسیکلت کشته شده است.
سرپرست دادسرای امور جنایی تهران خاطرنشان کرد: به احتمال زیاد بمبی که به این موتورسیکلت در مقابل خانه آقای علیمحمدی بسته شده بوده به وسیله ریموت از راه دور کنترل و منفجر شده است.
علیمحمدی کارمند انرژی اتمی نبود هر چند دادستان تهران پس از مدت کوتاهی، سخنان خود مبنی بر رابطه شغلی مقتول و سازمان انرژی هسته ای را تصحیح کرد، با این حال سخنان وی بازتاب گسترده ای در رسانه های مختلف پیدا کرده بود و امکان حذف و تصحیح آن از همه رسانه ها وجود نداشت. بدین ترتیب سخنگوی سازمان انرژی اتمی نیز وارد میدان شد و شایعات مربوط به رابطه استخدامی مسعود علیمحمدی با سازمان انرژی اتمی ایران را تکذیب کرد.
علی شیرزادیان اعلام کرد: سازمان انرژی اتمی ایران در پی حادثه تاسف برانگیز ترور کور استاد دانشگاه تهران دکتر مسعود علیمحمدی ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم ایشان و جامعه علمی کشور به نوبه خود از مقامات امنیتی و قضایی تقاضا دارد در اسرع وقت عوامل این حادثه را شناسایی نمایند.
همچنین برخی شایعات مربوط به رابطه استخدامی ایشان با سازمان انرژی اتمی ایران قویا تکذیب می گردد.
جهت گیری سیاسی جانباخته ترور مرحوم علیمحمدی مدرک کارشناسی خود را در رشته فیزیک از دانشگاه شیراز دریافت کرده و در دوران تحصیل در دانشگاه شیراز در دفتر انجمن اسلامی این دانشگاه فعالیت داشت.
علیمحمدی با شروع جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس تا سال 82 با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همکاری داشته و پس از آن مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته فیزیک با گرایش ذرات بنیادی از دانشگاه صنعتی شریف دریافت کرد.
رئیس پردیس علوم دانشگاه تهران که از سابقه همکاری با جانباخته در دفتر تحکیم وحدت برخوردار است، در مورد او گفت: مسعود علیمحمدی استاد تمام دانشگاه و یک چهره شاخص جهانی بوده اما چهره ای سیاسی نبوده است.
دکتر علی مقاری با اشاره به شهرت جهانی این استاد افزود: دکتر علیمحمدی از اساتید بنام فیزیک ایران بود و چندین کتاب نیز از او منتشر شده بود.
وی در ادامه گفت: این استاد برجسته چهره سیاسی نبود و در زمینه سیاست فعالیتی نداشت.
رئیس پردیس علوم دانشگاه تهران به مهر گفت: انفجار بمب در مقابل منزل یک استاد دانشگاه اتفاق ساده ای نیست و این حادثه علاوه بر پیگیری نیروهای امنیتی و قضایی از سوی دانشگاه نیز پیگیری خواهد شد.
با این حال، سایت آینده ادعا کرد دکتر مسعود علیمحمدی در انتخابات اخیر از موسوی حمایت کرده است.
این سایت با انتشار امضای 240 نفر ازاعضای هیات علمی دانشگاه تهران ، نام وی را در این لیست یافت.
در عین حال برخی از منابع خبری از غیر سیاسی بودن این استاد دانشگاه خبر داده اند. از آخرین مواضع دکتر علیمحمدی خبری در دست نیست.
قاتل کیست؟ هر چند هنوز هیچ منبع رسمی، توضیحی در مورد عوامل این اقدام تروریستی منتشر نکرده است، با این حال برخی رسانه های گروهی، گمانه زنی هایی را در این خصوص منتشر کردند.
ایلنا گزارش داد: با توجه به اینکه اخیرا رژیم صهیونیستی علنا افراد مرتبط با مسائل هستهیی ایران را تهدید به ترور کرده بود به همین دلیل این رژیم در مظان اتهام قرار دارد.
این خبرگزاری به نقل از یک منبع آگاه امنیتی نوشت: شنیدهها حاکی از آن است که گروه تکاور تندر انجمن پادشاهی ایران مسوولیت این عملیات تروریستی را برعهده گرفته اما هنوز جزییات این عملیات بطور کامل مشخص نیست.
وی همچنین از برخی رسانهها که اینگونه مسائل ملی را درگیر موضوعات جناحی سیاسی میکنند گلایه کرد و گفت: نباید در چنین مسائل ملی، مسائل جناحی را دخیل کرد.
به گزارش فارس، انجمن پادشاهی ایران طی اطلاعیهای با تأکید بر اینکه ما با افتخار اعلام میکنیم که محاربیم، آری ما محاربیم، ترور مسعود علیمحمدی از اساتید دانشگاه تهران را به عهده گرفت. در اطلاعیه این گروهک آمده است که محمدی در حوادث اخیر به عنوان لباس شخصی نقش مؤثر و فعال داشته است.
تحقیقات پلیس ادامه دارد فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت: تحقیقات پلیس درباره چند و چون این حادثه ادامه دارد و فعلاً کسی در این باره دستگیر نشده است.
معاون امنیت استاندار تهران نیز گفت: در اثر وقوع این انفجار شیشه های ساختمانهای اطراف محل حادثه فرو ریخته و هم اکنون مشغول بررسی نوع بمب منفجر شده و علل و عوامل آن هستیم. وی با بیان اینکه " این فرد استاد دانشگاه بود و 50 سال سن داشت، در توضیح بیشتری اظهارکرد: این فرد موقع خارج شدن از خانه ماشینش را روی پل پارک میکند، از ماشین پیاده میشود، وقتی بار دوم میخواسته سوار ماشین شود، بر اثر انفجار موتوری که در آنجا بوده، هم خودش و هم ماشینش دچار آسیب میشوند.
وی ادامه داد: ماشین دیگری نیز در این حادثه صدمه دیده و شیشههای برخی خانههای اطراف نیز شکسته، ولی کسی زخمی نشده است و تنها فرد کشته شده این استاد دانشگاه است.
وی با بیان اینکه این فرد استاد دانشگاه بود و 50 سال سن داشت در توضیح بیشتری اظهارکرد: این فرد موقع خارج شدن از خانه ماشینش را روی پل پارک میکند، از ماشین پیاده میشود، وقتی بار دوم میخواسته سوار ماشین شود، بر اثر انفجار موتوری که در آنجا بوده، هم خودش و هم ماشینش دچار آسیب میشوند.
وی ادامه داد: ماشین دیگری نیز در این حادثه صدمه دیده و شیشههای برخی خانههای اطراف نیز شکسته، ولی کسی زخمی نشده است و تنها فرد کشته شده این استاد دانشگاه است.
براتلو افزود: هنوز در رابطه با این حادثه کسی دستگیر نشده اما بررسیهای ما درباره علل وقوع این حادثه تروریستی ادامه دارد.
وی درباره انتشار برخی اخبار مبنی بر دست داشتن منافقین در این اتفاق نیز گفت: این یکی از احتمالات است، ولی فعلا چیزی قطعی نیست و درحال حاضر درحال بررسی بیشتر این موضوع هستیم.
مدیر کل روابط عمومی وزارت بهداشت نیز تعداد مصدومین این حادثه را دو نفر اعلام کرد.
عباس زارع نژاد گفت: در اثر انفجار بمب دو نفر از شهروندان تهرانی که در محل حادثه حضور داشته اند دچار جراحت سطحی شده اند که در محل مداوا شدند.
سوابق علمی مرحوم مسعود علیمحمدی مرحوم مسعود علی محمدی، استاد تمام دانشکده فیزیک دانشگاه تهران بود. او در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای فیزیک دانشگاه تهران و تربیت معلم تدریس میکرد. مرحوم علیمحمدی فارغالتحصیل مقطع دکترای فیزیک از دانشگاه شریف در سال 1371 است.
این استاد دانشگاه نویسنده تعدادی از مقالات علمی و پژوهشی است و راهنمایی و مشاوره پایاننامههایی را نیز در ارتباط با علم فیزیک برعهده داشته است. از این استاد چندین کتاب تخصصی فیزیک نیز منتشر شده است.
علیمحمدی، یکی از برگزیدگان جشنواره بینالمللی خوارزمی در سال 86 و حائز رتبه دوم پژوهشهای بنیادی بود. وی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به تدریس فیزیک کوانتومی و ذرات بنیادی اشتغال داشت.
از این مرحوم مقالات متعددی در زمینه نظریه میدانها و ذرات بنیادی بهجای مانده است. تخصص اصلی این استاد فیزیک دانشگاه تهران، ذرات بنیادی بود و با مؤسسه تحقیقات ذرات بنیادی نیز طی سالهای 76 تا 80 همکاری داشت.
ترور این استاد دانشگاه از سوی نهادهای مختلف دولتی، علمی و سیاسی محکوم شد. به عنوان نمونه، روابط عمومی دانشگاه تهران درپی وقوع انفجاری که به شهادت دکتر مسعود علیمحمدی عضو هیات علمی منجر شد، پیام تسلیتی صادر کرد.
دراین اطلاعیه، ضمن تسلیت شهادت مظلومانه استاد فرهیخته و نخبه علمی دانشگاه تهرانبه جامعه علمی کشور آمده است:« دشمنان اسلام و انقلاب بدانند که شجره طیبه انقلاب اسلامی ایران با این خونها روز به روز تنومندتر و پرثمرتر می گردد.» منبع :خبرآنلاین
سید محمد خاتمی مهمترین حامی موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری که ساعت 7 بعد از ظهر روز انتخابات برای موسوی پیام تبریک فرستاد و از متهمان اصلی ایراد اتهام تقلب و حوادث بعد از انتخابات می باشد، همچنان سعی دارد تا با ادامه رویه دوگانه گویی و نفاق مخملی خود و دیگر سران فتنه را از اتهامات سنگین موجود تبرئه کند. وی که بوضوح تحت تأثیر راهپیمایی بزرگ و تاریخی مردم سراسر کشور در محکومیت فتنه و تأیید ارکان نظام اسلامی قرار داشت، گفت: "ما انقلاب بزرگی داشتیم که از دل آن نظامی به نام جمهوری اسلامی درآمد که مورد قبول ما بوده و به آن افتخار کرده و میکنیم و شعار اصلی ما هم این بوده؛هست و خواهد بود که "استقلال ،آزادی و جمهوری اسلامی"؛هیچ چیز دیگر هم شعار ما و اکثریت قاطع مردم نیست". خاتمی در ادامه اظهارات دوگانه و منافقانه خود گفت که قانون اساسی و اصل ولایت فقیه را قبول دارد و به آن احترام می گذارد. اما توضیح نداد که وی و نامزد شکست خورده مورد حمایتش به کدامیک از سخنان رهبر انقلاب در طول دوران فتنه بعد از انتخابات احترام گذاشته اند و یا به کدام یک عمل کرده اند. آیا خط خود را از خط اغتشاش گری و ناامنی جدا کردند یا با بیانیه ها و سخنان خود دعوت به اقدامات ساختارشکنانه و غیرقانونی کرده اند؟ آیا به رسیدگی به اعتراضات از مجاری قانونی عمل نموده اند یا اعتراضات خیابانی را ضمن متهم نمودن ارکان نظام به تقلب ساماندهی کرده اند؟ به هرحال بنظر میرسد که حضور میلیونی و فتنه شکن مردم در 9 دی ماه موجبات سردرگمی و سرگیجه سران فتنه را فرآهم آورده بگونه ای که قادر به تحلیل رفتار و سخنان خود و فهم تناقضات آشکار نیستند.
هفتهنامه «همت» در دور جدید انتشار خود با حمله بیسابقه به هاشمی رفسنجانی، در صفحه اول خود تصویر چهرههایی را به عنوان یاران وی چاپ کرده که تاملبرانگیز است. اگر چه تاکنون از طرف برخی جریانها و چهرههای نزدیک به دولت، برخی مدیران سابق و چهرههایی همچون اعضای کارگزاران سازندگی و برخی اصلاحطلبان به عنوان حلقه یاران هاشمی معرفی میشدند و در انتخابات ریاست جمهوری، محمود احمدینژاد، میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی را نیز در خط هاشمی دانست اما هفتهنامه همت از نامهایی یاد کرده که دور از انتظار است.
در صدر این نامها که تصویرشان در صفحه اول این نشریه چاپ شده، حجتالاسلام محمدیریشهری نماینده ولی فقیه در امور حج به همراه آیتالله محمدجواد فاضللنکرانی فرزند مرحوم آیتالله فاضل لنکرانی مرجع تقلید شیعیان، آیتالله امینی امام جمعه موقت قم، آیتالله امامیکاشانی امام جمعه موقت تهران و آیتالله واعظطبسی تولیت آستان مقدس امام رضا(ع) نیز از جمله یاران هاشمی یاد شدهاند. علاوه بر این سیدحسن خمینی، علی شمعخانی مشاور مقام معظم رهبری، به همراه ناطقنوری رئیس دفتر بازرسی دفتر رهبری سیدمهدی طباطبایی استاد اخلاق و نماینده مردم تهران در مجلس هفتم، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، علی لاریجانی رئیس مجلس، محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس، سیدرضا اکرمی عضو جامعه روحانیت و نماینده مجلس هشتم، علی مطهری، مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی و... از جمله چهرههایی هستند که در حلقه یاران رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آمده اند. همت در بخشی از گزارش یک خود درباره هاشمی نوشته: در دو دهه اخیر انقلاب اسلامی ایران هیچ شخصیتی از جهت میزان مقاومت در برابر مخالفت و تخطئه مردمی به پای هاشمیرفسنجانی نمیرسد. گفتنی است همت به صاحب امتیازی موسسه حفظ و بسط ارزشها منتشر شده است. همت در شماره جدید در حالی که بسیاری از مسئولان نظام را زیر سوال برده، از برخی شخصیتها و چهرههای سیاسی نیز تمجید کرده و مطالبی از آنها را کار کرده است.
حجت الاسلام علیرضا پناهیان، رحیم پورازغدی، سیداحمد خاتمی، سیداحمد علم الهدی و منصور ارضی از جمله این شخصیتها هستند. سعید مرتضوی در این هفتهنامه مورد تمجید قرار گرفته و درباره او نوشته شده: ... دادستان سابق تهران به دلیل برخورد جدی با اقدامات براندازانه روزنامههای زنجیرهای در دوران دولت اصلاحات از پیشکسوتان مبارزه با جنگ نرم با بیگانگان بوده و همواره مورد انتقاد، تخریب و اتهامات بیاساس بوده است. این هفتهنامه همچنین عکسهایی از حاشیه راهپیمایی روز نهم دی ماه در تهران (عاشوراییان) و حوادث روز عاشورای تهران را در صفحات خود چاپ کرده است.گفتنی است این هفتهنامه پیش از این در تاریخ یک شنبه 13 بهمن 1387 نیز عکس هاشمیرفسنجانی که در پشت وی چهرههای مشهور سیاسی را کار کرده بود به عنوان بازیگران و بازیگردانان نمایش هاشمیرفسنجانی. تیتر آن شماره جنجالی که منجر به تعطیلی آن شد «احمدینژاد کشون» بود.
علیرضا سلیمی نماینده مردم محلات در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، از رفتار غیراخلاقی و غیرانسانی عوامل جریان فتنه در روز عاشورا در منطقهای از تهران پرده برداشت. وی گفت: حجت الاسلام حسین امیری طلبهای است که برای تبلیغ و سخنرانی در دهه اول محرم در تهران حضور داشت و صبح روز عاشورا برای ایراد سخنرانی در یکی از مساجد نزدیک به دانشگاه صنعتی شریف تهران با سوار شدن در اتوبوسهای BRT عازم این مسجد شد. نماینده مردم محلات به نقل از این طلبه جوان افزود: عدهای از عوامل جریان فتنه با حمل پارچههای سبز، پوششهای نامناسب ، آرایش غلیظ ، سوار اتوبوس شده و با هدف تمسخر مبانی و ارزشهای دینی در حضور دیگر مسافران به فحاشی و تمسخر این روحانی پرداختند. آنان همچنین در رفتاری غیرانسانی و غیر اخلاقی اقدام به نمایش عریان بخشی از اندام خود کرده و به مغازله و اعمال منافی عفت با یکدیگر پرداختند. سلیمی تصریح کرد: این افراد در اقدامی گستاخانه همچنین به ضربو شتم این طلبه جوان در برابر دیدگان کودک 4 ساله وی پرداختند.
رسانه دولتی انگلیس که امروز اصلیترین رسانه آقای صانعی است و حجم زیادی از جنگ روانی علیه اعلام نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مبنی بر عدم صلاحیت صانعی برای مرجعیت را برعهده گرفته است، در سال 72 و پس از فوت آیتالله گلپایگانی از رسانههای مغضوب صانعی بوده است.
به گزارش رجانیوز، بر اسا خبری که روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 30 آذر 72 و روزنامه کیهان در 2 دیماه همان سال به نقل از صانعی منتشر کردهاند، وی معتقد است: باید مراقب مرجع تراشی بیگانگان و ایادی استکبار بود. کسانی که تا دیروز با امام دشمنی می کردند فکر کرده اند می توانند بیایند در این حوزه و قدرتی پیدا کنند و قداست ها و ارزش های امام را از بین ببرند.
صانعی میافزاید: کور خوانده اند. مگر از روی جنازه نسل جوان حوزه بگذرند. مگر بنده و امثال بنده در این حوزه بمیریم. هر کسی هم که به آنها کمک کند بد کرده است. هر عالمی که به آنها کمک کند اگر آگاهانه است از عدالت بیرون رفته است و مثل خود گناهکار است مگر دشمنی با امام ساده است؟ دشمنی با امام یعنی دشمنی با اجرای احکام اسلام و لگد کردن خون شهدا... ارزش عالم و فقیه به عمل و ربانی بودنش است نه چیز دیگر. چند تا اصطلاح یاد گرفتن و حفظ کردن که کاری ندارد. مردم اگر دست یک روحانی را می بوسند به خاطر این اصطلاحات نیست... امروز با کلیات گفتم ولی فردا با جزئیات خواهم گفت. اگر دست از فعالیت های گذشته خود برنداشتند و طلاب راه افتادند، گلایه نکنند.
وی همچنین ادامه میدهد: ما نیازی نداریم که بیبیسی برایمان مرجع معرفی کند. ما مرجعی میخواهیم که مثل حضرت امام(ره) که با یک فتوا استکبار را بیچاره کرد.
اما در حالی که صادق صبا تحلیلگر بیبیسی دو سال قبل به قم آمد و به گفته خودش در میان استقبالی گرم با صانعی نیز دیدار و خبر اظهارات وی را نیز منتشر کرد، این رسانه دولت انگلیس، اکنون به رسانه اصلی حامی صانعی تبدیل شده است و به نظر میرسد وی مانند سایر معتقدات خود از جمله در زمینه ولایت فقیه، از اظهارنظرهای تند و تیز خود را که تنها به 16 سال قبل باز میگردد، برگشته است.
پس از آنکه میرحسین موسوی در بیانیه ای آشوبگران روز عاشورا را "مردم خداجوی" و "عزاداران حسینی" نامید و به توجیه اقدام آنان در هتک حرمت مقدسات مردم مسلمان پرداخت، مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتمادملی هم دست به قلم برد و بیانیه ای سراسر اهانت علیه مردم و نظام جمهوری اسلامی و در حمایت از اغتشاشگران را امضا کرد.
آقای کروبی که هفته گذشته از شاخه قزوین حزب اعتمادملی درباره همسویی با بیگانگان هشدار گرفته است، بار دیگر آشوبگران را " عزاداران حسینی" نامید و اعتراض مردم عزادار به رفتار آنان را "خشونت عریان" و "کشتار بیرحمانه" خواند.
او همچنین نیروهای حافظ امنیت را که به بنابر اخبار رسمی حدود 230 نفر از آنان در روز عاشورا به دست آشوبگران زخمی شد را، به "زیر گرفتن"، "از بلندی پرتاب کردن" و "هدف گلوله قراردادن" اغتشاشگران متهم ساخت.
آقای کروبی در ادامه فرقه سبز را "مردمی نجیب" توصیف کرد و شعار علیه مقدسات و انقلاب اسلامی را "صدایی برای حق خواهی" دانست.
*اهانت علما و ائمه جمعه
دبیرکل حزب اعتماد ملی با بیان اینکه شکستن حرمت عاشورا اگر! از کسی سرزده باشد نیز محکوم است، تلویحا هتک حرمت روز عاشورا را رد کرد اما در عین حال ماموران حافظ امنیت را به شکستن حرمت عاشورا را متهم ساخت.
آقای کروبی در ادامه، نوک پیکان اهانت های خود را به سمت شخصیت های سیاسی، علما و ائمه جمعه نشانه رفت و آنان را به "موضع گیری تحت فشار"، "بیان اظهارات بی اساس" و "صدور احکام بی پایه" متهم کرد: "جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد."
او که در جریان انتخابات اخیر "کمتر از یک درصد آرا" را بدست آورده است، هدف از اغتشاشات اخیر را "حق خواهی سیاسی مردم"، "طلب کردن رای خود" و "اعتراض به دزدی سیاسی" نامیده و گفته است که این موضوع "از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!"
*اهانت به مراجع و جامعه مدرسین
عالی ترین تشکل روحانی کشور که مراجعی چون آیات عظام فاضل لنکرانی و مکارم شیرازی عضو آن بوده و هستند، دیگر نشانه ای است که هدف تیرهای اهانت شیخ اصلاحات قرار گرفته است.
او در اعتراض به تصمیم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره آقای صانعی، این تشکل روحانی را "یک گروه سیاسی" و برخی از اعضای آن را "تازه به دوران رسیده" نامیده و بدون اشاره به مواضع اخیر شیخ یوسف صانعی در حمایت از اغتشاشگران، عنوان کرده است که "یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند."
*اتهام به دست اندرکاران امور
شیخ اصلاحات که سخنانش در ماه های اخیر با حمایت و پوشش رسانه های بیگانه و غربی همراه شده است، با استقبال از بیانیه هفدهم موسوی، درباره برخی از دست اندرکاران امور ادعا کرده است که "آنان نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند."
کروبی در ادامه تلویحا خود را "پرچم دار" مبارزه با دروغ و فریب خوانده! و گفته که از ادامه مسیری که در پیش گرفته است، منصرف نمی شود.
*کسانی که به اغتشاشگران اعتراض کردند توبه کنند!
او سپس همانند آقای موسوی برای آنچه بحران نامیده است، چند راهکار داده است.
شیخ اصلاحات در سخنانی خلاف خواسته های مردم که در راهپیمایی ده ها میلیونی 9 دی ماه اعلام شده، در دفاع از اغتشاشگران گفته است که " آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند" نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند!
آقای کروبی در ادامه با حذف واژه اسلامی، انقلاب اسلامی را "انقلاب ایران" نامید. او آنچه "صاحبان قدرت" خواند را، به منحرف کردن انقلاب مورد اشاره خود متهم کرد و گفت باید "انقلاب ما" اصلاح شود.
او بدون اشاره به حمایتش از شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" و "جمهوری ایرانی" که از سوی آشوبگران در روز عاشورا سرداده شد، گفت که به "اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی" و مبارزه غیر خشونت آمیز معتقد است.
*ریشه حوادث اخیر، در وزارت کشور دولت خاتمی!
آقای کروبی در ادامه پیشنهادتش خواستار "ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر" هم شده اما در عین حال خود با متهم کردن وزارت کشور دولت آقای خاتمی مدعی شده است که "از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری 84 بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود."
شیخ اصلاحات در جریان این انتخابات ادعا کرد که تقلب شده اما آقای موسوی لاری، وزیر کشور وقت، ادعای او را رد و بر صحت انتخابات تاکید کرد.
* من مهدی کروبی، آماده مناظره ام!
در حالی که فعالان سیاسی مهمترین عامل رای پایین آقای کروبی را "ضعف او در مناظره های انتخاباتی" دانستند، اما او در آخرین پیشنهادش عنوان کرده است که "من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند."
نکته قابل تامل در این جمله، آن است که شیخ اصلاحات سخن رسانه های ضد ایرانی مبنی بر اینکه کروبی مخالف حکومت ایران است را، با قرار دادن خود در طرف مقابل حکومت تایید کرده است.
البته پیش از این هم، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، دانشگاهیان و فعالان سیاسی عنوان کرده اند که آقای کروبی با مواضع که در ماه های اخیر در حمایت از اغتشاشگران و همسو با سران کشورهای غربی اتخاذ کرده، از چارچوب نظام خارج شده است.
با این بیانیه ای هم که علیه مردم، انقلاب اسلامی، مسئولان نظام و حمایت از هتک حرمت مقدسات امضا کرده است، به نظر می رسد که مسئولان قضایی برای عمل به خواسته مردم مبنی بر برخورد قانونی با سران فتنه که در راهپیمایی گسترده 9 دی اعلام شد، سرعت بیشتری به خرج کردند.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که پس از نمازجمعه پرحاشیه 26 تیرماه سال جاری، کمتر به اظهارنظر علنی درخصوص حوادث پس از انتخابات اقدام کرده بود، امروز در دیدار با اعضای شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی اظهارات متفاوتی بیان کرد.
به گزارش رجانیوز، هاشمی رفسنجانی با اشاره به سخنان اخیر رهبر انقلاب، تاکید کرد که اگر محورهای اساسی بیانات ایشان رعایت شود، جایی برای اختلاف باقی نمیماند.
وی افزایش اختلافات میان نیروهای سیاسی را مهمترین مشکل کشور خواند و گفت: ریشه این اختلافات باید با عقلانیت شناسایی و خشکانده شود.
هاشمی رفسنجانی با اشاره به سخنان اخیر رهبر انقلاب، اجماع بر محور قانون و دوری از اقدامات خودسرانه را از جمله محورهای اساسی در این بیانات عنوان کرد و افزود: اگر این دو رعایت شود، جامعه به حالت تعادل نزدیک خواهد شد و جایی برای اختلاف باقی نمیماند.
هاشمی که راهحل پایان اختلافات را رعایت محورهای بیانات رهبر انقلاب خواند، در ادامه به مرزبندی با نیروهای بیگانه که قصد سوء استفاده از فضای موجود را دارند، پرداخت.
وی با اشاره به اوضاع جهانی، منطقه و حضور نظامی کشورهای غربی در مرزهای زمینی و آبی جمهوری اسلامی ایران، تاکید کرد: یکدلی و وحدت در میان نیروهای سیاسی و مردم بیش از هر زمان دیگری نیاز است و همه باید با گذشت و فداکاری زمینههای آن را فراهم کنند.
هاشمیرفسنجانی تاکید کرد: دشمنان خارجی به وضعیت فعلی کشور و افزایش اختلافات دل بستهاند و این در سخنانشان قابل مشاهده است.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: اقدامات برای حل مسائل موجود و رفع اختلافات باید با درک اهمیت زمان صورت پذیرد و اتلاف وقت میتواند فرصتها را نابود کند.
هاشمیرفسنجانی که در جمع اعضای شورای مرکزی نمایندگان ادوار مجلس که اغلب اعضای آن را نیروهای حامی کاندیداهای شکستخورده تشکیل میدهند، سخن میگفت در پاسخ به سوال یکی از حاضران تصریح کرد: سکوت نکردهام و همواره برای کمک به حل مشکلات بدون جنجال خبری تلاش خود را کردهام.
وی افزود: راهحلهایی را به تشخیص خود برای حل مشکلات پیشآمده قبلا بیان کردهام و تکرار مداوم آن را ضروری نمیبینم، مضافا اینکه متاسفانه برخی آلوده به اغراض سیاسی و جناحی دنبال جوسازی و ایجاد جنگ روانی در کشور هستند که ادامه این روند را به صلاح کشور نمیدانم.
اشاره هاشمی رفسنجانی به پیشنهادات خود در خطبه نمازجمعه تهران است که برخی از این موارد توسط میرحسین موسوی نیز در بیانیه آخر وی تکرار شد.
اگرچه به نظر میرسد اظهارات هاشمیرفسنجانی متأثر از حماسه تاریخی 9 دی است و همانطور که این حضور فوقالعاده، موسوی را نیز به نوعی عقبنشینی در پذیرش تلویحی قانونی بودن دولت واداشت، هاشمی نیز ناگزیر از شفافتر کردن موضع خود شده است، با این حال، همین سخنان متفاوت و تأکید بر محور رهبری نیز موجب افزایش سرخوردگی فتنهگران خواهد شد.
حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان با اشاره به برخی شبهات مطرح شده از سوی علی مطهری در برنامه پنجشنبه شب سیما که مشابه این شبهات از سوی افراد دیگر نیز بهصورت مکرر بیان شده است، به این موارد پاسخ داد.
به گزارش رجانیوز، "سرآغاز همه حوادث پس از انتخابات، از مناظره احمدینژاد و موسوی و نام بردن از هاشمی رفسنجانی در آن بود"، "هر دو طرف در جریان این حوادث اقدام به افراطیگری کردند"، "هر دو طرف خشونت به خرج دادند"، و "چه اشکالی دارد که کسانی برخی از نظرات ولی فقیه را قبول نداشته باشند اما طرفدار نظام و امام و اسلام باشند"، مهمترین شبهاتی است که در این یادداشت به آنها پاسخ داده شده است.
آنچه در این یادداشت نقد می شود اگرچه بخش هایی از اظهارات آقای دکترعلی مطهری در میزگرد تلویزیونی پنج شنبه شب گذشته را نیز شامل می شود ولی روی سخن با ایشان نیست- و یا بهتر است گفته شود فقط با ایشان نیست- بلکه نگاه اصلی این یادداشت به کسانی است که از روی غفلت و ساده اندیشی و یا به دلیل برخی از آلودگی های مالی و سیاسی و تعصب های کور حزبی و جناحی اصرار دارند ستون پنجم شکست خورده و رسوا شده دشمنان بیرونی را بار دیگر و در پوشش فریبکارانه «آشتی ملی»! به صحنه باز گردانند و این دمل چرکین را برای فتنه انگیزی و انتشار عفونت در فرصتی دیگر باقی بگذارند و البته، کسانی که برای آگاه سازی برخی از فریب خوردگان تلاش می کنند، حساب جداگانه ای دارند و سعی آنان انشاءالله که مشکور است.
دراین وجیزه به چند نمونه از اصلی ترین ادعاهای جماعت یاد شده که این روزها به «شاه» بیت و ترجیع بند گفتمان آنان تبدیل شده است اشاره ای گذرا داریم.
1- می گویند ماجرا از مناظره تلویزیونی آقایان احمدی نژاد و موسوی شروع شد و ادعا می کنند اگر احمدی نژاد در آن مناظره نامی از آقای هاشمی رفسنجانی به میان نمی آورد، کار به اینجا نمی کشید! خب! بر فرض که بپذیریم آقای احمدی نژاد در آن مناظره به خطا رفته است و نباید نامی از آقای رفسنجانی به میان می آورد. ولی ادعای مضحک تقلب در انتخابات، دعوت از هواداران برای غائله آفرینی و آشوب در خیابان ها، آتش زدن اموال عمومی، حمله به مقر بسیج و پاسگاه پلیس، شعار به نفع اسرائیل، حمایت از آمریکا، پاره کردن عکس حضرت امام(ره) و نهایتاً اهانت به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام چه ربطی به مناظره یاد شده دارد؟! این درحالی است که سران فتنه در تمامی موارد یاد شده از آشوبگران و غائله آفرینان آشکارا حمایت کرده و حتی اهانت کنندگان به حضرت امام حسین علیه السلام را با کمال وقاحت «مردم خداجوی»! نامیده اند! آیا چنانچه علیه آقای هاشمی رفسنجانی حرفی زده شود، پاسخ آن، حمایت از اسرائیل و آمریکا و اهانت به امام(ره) و انقلاب و امام حسین(ع) است؟!
2- تمامی شواهد و قرائن و اسناد غیرقابل انکار موجود که کیهان به مناسبت های مختلف بارها به آن پرداخته است، کمترین تردیدی باقی نمی گذارد که سران فتنه در تمامی مراحل از فرمول دیکته شده آمریکا و اسرائیل برای فتنه انگیزی پیروی کرده اند و با جرأت باید گفت هیچ مرحله ای از مراحل چندگانه حرکت سران فتنه را نمی توان آدرس داد که قبل از انجام آن از سوی مقامات و یا رسانه های رسمی آمریکایی و اسرائیلی و انگلیسی به سران فتنه دیکته نشده باشد. بهترین گواه برای اثبات این ادعا پیش بینی مرحله به مرحله حرکت فتنه انگیزان از سوی کیهان است. مراحلی مانند ادعای تقلب در انتخابات، گزینش یک نماد رنگین، دعوت به آشوب خیابانی، خودداری سران فتنه از تن دادن به روش های قانونی، نفی مبانی نظام و... تمامی این مراحل قبل از انجام آن از سوی کیهان پیش بینی شده بود. چرا و چگونه؟! پاسخ بسیار ساده و روشن است. برای این که مراحل یاد شده پیشاپیش و بی کم وکاست در فرمول «کودتای مخملی» جرج سوروس- کسی که آقای خاتمی دوبار مخفیانه با وی ملاقات داشته است- جین شارپ، مایکل لدین و سایر نظریه پردازان و استراتژیست های کودتای مخملی آمده است. آیا می توانید انکار کنید؟! معلوم است که نمی توانید، چرا که تمامی اسناد آن موجود است بنابراین درباره این ادعا که ماجرا از مناظره تلویزیونی آقایان احمدی نژاد و موسوی آغاز شده است فقط می توان گفت؛ ادعای مضحک و خنده داری است.
گفتنی است وقتی در گرماگرم فتنه، آقای خاتمی پیشنهاد رفراندوم را مطرح کرد، کیهان طی یادداشتی با عنوان «آقای خاتمی! پیشنهاد شما یا سفارش مایکل لدین» به سندی اشاره کرد که نشان می داد پیشنهاد آقای خاتمی از سوی مایکل لدین به ایشان دیکته شده است. البته آقای خاتمی به روی خود نیاورد- دقیقاً مانند ملاقات های خود با جرج سوروس صهیونیست که آن را تکذیب کرد!- اما چند روز بعد مایکل لدین در مصاحبه با واشنگتن تایمز کوشید نظر کیهان را نفی کند، ضمن آن که اشتراک نظر خود با خاتمی و این که پیشنهاد وی قبل از خاتمی مطرح شده است را انکار نکرد!! و باز هم به عنوان مثال، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» دو روز قبل از روز قدس از سوی سایت وزارت خارجه اسرائیل برای روز قدس پیشنهاد شده بود و...
اسناد و شواهد موجود درباره پیروی مو به مو و بی کم و کاست سران فتنه از فرمول دیکته شده استراتژیست های آمریکایی و مخصوصا اسرائیلی، به اندازه ای فراوان است که پرداختن به تک تک آنها مصداق «مثنوی هفتاد من کاغذ» است.
3- می گویند در ماجرای اخیر هر دو سو مقصر بوده اند و افراط گرایی از هر دو طرف صورت گرفته است! و توضیح نمی دهند که این دو طرف موردنظر آقایان کدام «دوطرف» هستند؟
الف: آیا دو جناح سیاسی درون نظام در مقابل هم قرار گرفته بودند؟! بدیهی است که این گزینه قابل قبول نیست چرا که جناح سیاسی درون نظام به آموزه ها و مبانی نظام حمله نمی کند و علیه اصول و شاخصه های ساختاری نظام شعار نمی دهد و... آیا شعار «جمهوری ایرانی» به جای جمهوری اسلامی، نفی اسلامیت نظام نیست؟ آیا ادعای مضحک تقلب در انتخابات و پذیرش تلویحی سلامت انتخابات - بیانیه شماره 17 موسوی- نفی جمهوریت نظام و حضور بی نظیر 85 درصدی و رای 40 میلیونی مردم نیست؟! آیا شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه»! اعلام مقابله با جمهوری اسلامی ایران نیست؟ مگر شعار در حمایت از اسرائیل و آمریکا، پاره کردن تصویر مبارک حضرت امام(ره) و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسین علیه السلام، اعلام جنگ با اسلام و خدا و پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نیست؟! از این روی دو طرف مورد اشاره آقایان را فقط می توان اینگونه توضیح داد که در یک طرف، دشمنان اسلام و انقلاب و نظام اسلامی - البته با تعدادی اندک و کم شمار- ایستاده اند و در سوی دیگر توده های عظیم مردم وفادار به اسلام و امام و انقلاب و رهبری، آیا غیر از این است؟! معلوم است که نیست. بنابراین آقایانی که در جایگاه معلم اخلاق می نشینند و زبان به نصیحت می گشایند که هر دو طرف مقصر بوده اند و نسخه آشتی می پیچند، اولا؛ باید مشخص کنند که خودشان در کدام طرف ایستاده اند؟ در جبهه اسلام و انقلاب؟ در اردوگاه دشمنان اسلام و انقلاب؟ و یا این که «بی طرف»! هستند؟ در حالت سوم به یقین می دانند که «بی طرفی» در اسلام معنی ندارد و بی طرف ها چه بخواهند و چه نخواهند در مقابل اسلام و انقلاب ایستاده اند و ثانیا؛ باید توضیح بدهند که چگونه می خواهند میان اسلام و انقلاب با دشمنان آن وحدت ایجاد کنند؟!... و این قصه سر دراز دارد.
ب: در حماسه بی نظیر- تاکید می شود بی نظیر طی 30 سال گذشته- روز نهم دیماه که دشمنان تابلودار و دروغپرداز نظام نیز سرانجام چاره ای جز اعتراف به آن نداشتند، توده های چند ده میلیونی مردم را در کدام طرف ارزیابی می کنند؟ حامیان دولت؟ یا شیفتگان نظام اسلامی؟ مردم اگرچه آقای احمدی نژاد را با رأی 25 میلیونی خود به سایر نامزدها ترجیح داده بودند ولی آن روز به حمایت از امام حسین(ع)، امام، رهبری و نظام اسلامی به صحنه آمده بودند. چرا که می دانستند ماجرای این روزها، اختلاف دو جناح یا دو سلیقه سیاسی درون نظام نیست، بلکه گروهی اندک با حمایت بی پرده مالی، تدارکاتی و سیاسی و اطلاعاتی دشمنان بیرونی به مقابله با اسلام، امام حسین(ع)، امام و نظام اسلامی برخاسته اند و مردم برای ابراز وفاداری خود به این آموزه ها و مبانی الهی به صحنه آمده بودند. در تمامی طول تظاهرات چند ده میلیونی آن روز هیچ سخنی و شعاری به حمایت از دولت بر زبان ها و پلاکاردها نبود، مردم حتی یک عکس احمدی نژاد را هم با خود حمل نمی کردند. بنابراین باید از آقایان پرسید آیا غیر از این است که دو طرف مورد ادعای شما دو جناح سیاسی نیستند، بلکه در یک سو توده های میلیونی وفادار به اسلام و انقلاب و در سوی دیگر گروهی اندک و کم شمار قرار دارند که علیه این آموزه ها خروج کرده اند؟!
4- آقایان «میانجی»! می گویند هر دو طرف دست به خشونت زده اند!! و توضیح نمی دهند که اگر عده ای به تحریک سران فتنه و محافل بیگانه به خشونت گرایی، آشوب آفرینی، ضرب و شتم مردم، قمه کشی، حمله به پایگاه بسیج و نیروی انتظامی، آتش زدن اماکن عمومی و اموال ملت، تعرض به نوامیس مردم، قتل عابران و ... دست زدند وظیفه نیروهای انتظامی چیست؟ آیا باید دست روی دست بگذارند و در مقابل این آشوب آفرینی ها فقط ناظر بی طرف باشند؟! اگر چنین انتظاری دارید چه بخواهید و بدانید و چه نخواهید و ندانید، از آشوبگری و خشونت علیه مردم حمایت کرده اید. چرا در این میان، به آسایش و آرامش مردم و حفظ جان و مال و نوامیس آنها فکر نمی کنید؟! در کجای دنیا و با کدام عقل سلیم و نگاه دموکراتیک و مردم سالارانه به آشوبگران و برهم زنندگان آرامش و آسایش مردم اجازه غائله آفرینی می دهند؟! پیرزنی به کریم خان زند شکایت برد که حرامیان نیمه شب به خانه ام تاخته و اموالم را به غارت برده اند، کریم خان پرسید؛ چرا خفته بودی که حرامیان فرصت تاخت و تاز پیدا کنند و پیرزن پاسخ داد؛ پنداشتم که تو بیداری!
5- کدامیک از آشوب های خیابانی را سراغ دارید که اولا؛ قانونی بوده باشد و ثانیاً؛ فتنه انگیزان، آشوبگری و تعرض به جان و مال و نوامیس مردم را آغاز نکرده باشند؟! اگر نمونه ای دارید بفرمائید و اگر ندارید - که ندارید- شما نیز مانند توده های چند ده میلیونی مردم علیه آشوبگران خروش بردارید و چنانچه میانجی بی طرف! هستید، جانب بی طرفی حفظ کرده و سکوت کنید! اگرچه در این ماجرا، «سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن».
6- ممکن است گفته شود که در مواردی نیز برخی از نیروهای حافظ نظم و آرامش در برخورد با آشوبگران زیاده روی کرده اند. که دراین باره باید گفت؛ اولا؛ از کجا معلوم این عده نفوذی نبوده و از جانب سران فتنه و مدیریت بیرونی فتنه گران ماموریت نداشته اند؟! وقتی کسانی که روزی نخست وزیر، رئیس جمهور و رئیس مجلس بوده اند در چنبره دشمنان بیرونی به انواع دروغپردازی، صحنه سازی، فتنه انگیزی، قتل، غارت و آشوب آلوده می شوند، احتمال وجود چند نفوذی دور از انتظار نیست و سابقه نیز داشته است. ثانیاً؛ در حالی که سران فتنه و عوامل اصلی آن علی رغم اثبات جرم و جنایت آزادانه پرسه می زنند، دستگاه قضایی، سخت ترین برخوردها را با تعدادی از متخلفان چه در نیروی انتظامی و چه در قوه قضائیه داشته است و دستور پی گیری نیز از سوی بالاترین مقام کشور صادر شده است. بنابراین بدیهی است که یک نمونه از این دست آنهم در مقیاسی بسیار کوچک و اندک که به شدت نیز پی گیری شده است نمی تواند توجیه کننده جنایت آشوبگران باشد. ثالثاً؛ و از همه مهم تر این که تخلف مورد اشاره بعد از آشوب و حمله آشوبگران به مال و جان و ناموس مردم صورت گرفته است بنابراین نمی توان از این تخلفات به عنوان یک سوی ماجرا یاد کرد. ظاهراً باید این نکته بدیهی نیز برای آقایان توضیح داده شود که هم رد شدن از چراغ قرمز جرم است و هم بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، اما، آیا می توان راننده عبورکننده از چراغ قرمز را با صادرکننده فرمان بمباران هیروشیما و ناکازاکی مقایسه کرد و هر دو را در یک سطح و مقیاس مجرم تلقی نمود؟! آقایان به کجا می روید؟!
7-می گویند چه اشکالی دارد که کسانی برخی از نظرات ولی فقیه را قبول نداشته باشند اما طرفدار نظام و امام و اسلام باشند!! که باید گفت؛ ولایت فقیه رکن اصیل و تیرک خیمه نظام اسلامی است، بنابراین کسانی که این رکن اصیل تصریح شده در اسلام و قانون اساسی را نادیده می گیرند اولا؛ نمی توانند طرفدار نظام باشند، چرا که نفی قانون اساسی با اعتقاد به نظام در تضاد است. ثانیاً؛ نمی توانند پیرو اسلام ناب محمدی(ص) باشند، زیرا، اسلام ناب از فقه آل محمد(ص) ریشه می گیرد، بنابراین چگونه می توان حکومتی را تصور کرد که نام اسلامی داشته باشد، اما، رهبری آن با ولی فقیه، یعنی فقیه عادل و آگاه به قوانین اسلامی نباشد؟ ثالثاً؛ ادعای پیروی این افراد از حضرت امام(ره) نیز دروغ محض است. آیا اصل ولایت فقیه که آقایان شعار مرگ بر آن را سر داده اند، از اصول بنیادین خط امام(ره) نیست؟ و آیا می توانند ادعا کنند که منظور حضرت امام(ره) از ولایت فقیه، تنها ولایت خود ایشان بوده است؟! بدیهی است که پاسخ منفی است، زیرا در این صورت باید بپذیرند حضرت امام(ره) به ادامه نظام جمهوری اسلامی اعتقاد نداشته اند؟! چرا که آن بزرگوار با تکیه بر مبانی عقلی و بدیهی اسلام نشان می دادند، جمهوری اسلامی بدون حضور ولی فقیه در آن، جمهوری اسلامی نیست بنابراین در صورتی که ادعا شود ایشان ولایت فقیه را منحصر به وجود مبارک خود می دانستند باید پذیرفت که آن امام به حق پیوسته، اعتقادی به ادامه نظام جمهوری اسلامی بعد از رحلت خویش نداشته اند!!
8- از سران فتنه که ماموریت بیرونی دارند و نیز از برخی آلودگان به چرب و شیرین دنیا و گرفتارشدگان در تعصب های کور گروهی و جناحی انتظار حق گویی و واقع بینی نمی رود، اما، از کسانی که می دانیم نیت خیر دارند و از آلودگی به دورند، انتظار می رود ساده اندیشی را کنار بگذارند و چشم ها از غبار بشویند تا اهداف اصلی فتنه گران را همانگونه که هست ببینند. آیا حمله آشکار سران فتنه به اسلام و انقلاب و امام و رهبری و از همه بی شرمانه تر، حمله به امام حسین(ع) را نمی بینند؟! آیا آمریکا و اسرائیل و سلطنت طلب ها و بهائیان و منافقین و همه دشمنان تابلودار اسلام را مشاهده نمی کنند که به حمایت از فتنه و سران فتنه برخاسته اند؟! جنگ احزاب است با سناریوی صفین، آن روز برخی این هشدار را درک نمی کردند که؛
«امروز پاره پاره قرآن به نیزه هاست فردا سر حسین(ع) که قرآن پرپر است»
ولی مردم این روزها به بصیرت دریافته اند اگر فریب پاره های قرآن -بخوانید شال سبز و ادعای خط امام- بر نیزه ها را بخورند، فردا باید شاهد سر حسین(ع) بر همان نیزه ها باشند. اما؛ امروز توده های عظیم مردم چشم به رهبر دارند و دیدید و می بینند، همه جا از او به یک اشاره است و از مردم به سر دویدن. این بار، خیمه معاویه است که ویران می شود. خدا کند هیچ مسلمانی از این قافله غافل نماند.
روزی که نخست وزیر(موسوی) فرمانده واداده سپاه (محسن رضایی) و مرد سایه سیاسیون متمایل به سازش (اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی) همچون مثلثی ویرانگر، جامی از زهر را در بی خبری ملت به کام آن پیر سفرکرده ریختند، کسی باور نمی کرد که بیست سال بعد همین مثلث شوم، بار دیگر همان جام ننگین را، اینبار نه در بی خبری ملت، بلکه در فردای خروش اقیانوسهای میلیونی ملت عاشورایی به خلف صالح روح الله تعارف زنند ...
"صراط" - چند ماه پیش از انتخابات بود که عطریانفر از سران شناخته شده اصلاح طلبان اعلام کرد که هاشمی رفسجانی هدایت جریان اصلاحات در کشور را برعهده گرفته است. هر چند ماجرای هاشمی را می توان از پیش از آن شروع کرد، اما بگذارید این داستان طولانی را از نامه توهین آمیز او به رهبر معظم انقلاب پیگیری کنیم. نامه ای بی عرض سلام و ادب، که از آتش هایی در خیابان خبر می داد! و رهبر عزیز را با گستاخی به امر مطلوب خود می خواند. همسر او "عفت مرعشی" هم در روز رای گیری در مقابل دوربین های خبرنگاران اعلام کرد که اگر موسوی انتخاب نشد، تقلب شده است و مردم به خیابان ها بریزند!
کارشکنی های هاشمی در روند پیگیری شکایات و رفع مشکلات، واضح تر از آن بود که مردم از آن بی خبر بمانند، حضور مداوم فرزندان او در مرکز اغتشاشات نیز با سکوت رضایت آمیز هاشمی همراه شد و کار را به جایی رساند که خوشبین ترین افراد هم نتوانند نقش جدی هاشمی را در این میانه نادیده بگیرند. بعد از مراحل مختلفی که هر روز یک توطئه و آشوب علیه نظام، به اجرا در آمد و سخنرانی های گاه و بیگاه هاشمی بر آتش ها افزود، سرانجام در عاشورای 88، کار به خطرناکترین جا رسید و آشوب طلبان، علیه مقدس ترین اعتقادات مردم حملهور شدند، واکنش سریع و خودجوش مردم در این روز به قدری سنگین بود که نشان می داد ماجراجویان بعد از انتخابات به انتهای خط رسیده اند. بلافاصله بعد از این ماجرا بود که علی مطهری با آن مشخصاتی که همه سیاسیون از آن آگاه هستند، طرحی را با عنوان آشتی 7 ماده ای ارائه کرد که غیر از اینکه در حد و اندازه های علی مطهری نبود، مشخصا احمدینژاد را هدف گرفته بود و با تکرار خواسته های هاشمی، بیش از آنکه موسوی و خاتمی و کروبی و سرکردگان آشوب ها را محاکمه بکشد، به احمدی نژاد حمله کرده بود!!
به گزارش صراط این طرح که به سرعت در سایت های حامی هاشمی رفسنجانی منتشر شد، مشخصا سعی می کرد تا اذهان عمومی را از فجایع خشونت طلبان در روز عاشورا منحرف کند. اما جالب تر آنجایی بود که تنها چند روز بعد موسوی در بیانیه 17 خود، مشابه همان راه حل ها را ارائه کرد تا سران پنهان و آشکار فتنه را از دنیای اموات بازگرداند!
در پی این اتفاق بود که محسن رضایی که از نزدیکان خاص هاشمی محسوب می شود، در اتفاقی نادر و تنها در عرض چند ساعت نامه ای درباره بیانیه موسوی به “محضر مبارک رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی” نوشت و ادعا کرد از آنجایی که “آقای میرحسین موسوی از انکار دولت آقای احمدینژاد عقب نشینی کرده است” شما با آن همراهی کنید!
در مورد این نامه نکاتی چند را باید متذکر شد؛
1) انتشار سریع نامه محسن رضایی در حالی صورت می گیرد که اگر رضایی، از محتویات دقیق بیانیه موسوی، پیشاپیش اطلاع نداشت، برای تحلیل چنین شرایطی و مشورت با مشاوران، زمان زیادی صرف می شد و واکنش به چنین نامه ای که با حرکت غیر منتظره موسوی، همراه بوده، طبعا زمان بیشتری را هم می برد! حال چگونه ممکن است کسی که از نوشتن یک پیام تسلیت ساده عاجز است، به چنین سرعتی موضوع بدین مهمی را تحلیل کند و با مشاوران مشورت کند و درباره آن، نامه ای به این مهمی هم بنویسد؟!
2) محسن رضایی در جایگاهی نیست که بتواند برای رهبر عزیز انقلاب، تعیین تکلیف کند، پس چگونه حاضر می شود که چنین نامه عجیبی را به رهبر انقلاب بنویسد؟ حتی اگر محسن رضایی قصد کمک به کشور را هم داشت، می توانست این موضوع را به صورت خصوصی و محرمانه با رهبر انقلاب در میان بگذارد؛ این در حالی است که انتشار عمومی این نامه، انتظارات متفاوتی در جامعه ایجاد می کند و عده ای را منتظر جواب مستقیم رهبری به آن می کند و خود این در مضیقه قرار دادن رهبری، نکته مهمی است.
3) نامه محسن رضایی این نتیجه را به همراه دارد که موسوی و بقیه سران فتنه را که بعد از راهپیمایی میلیونی مردم، در آستانه حذف سیاسی و حقوقی بودند، هم طراز رهبری قرار می دهد! و این انتظار را به وجود می آورد که رهبری به آن ها پاسخگو باشد و عملا این اقدام، نه تنها موسوی را از مرگ سیاسی نجات می دهد، بلکه جایگاهی بالا به او می بخشد و مشخص است که رضایی از این نتیجه آگاه است و عامدانه دست به چنین کاری زده است.
4) اشاره رضایی به “نگرانیها و ابهامات ماههای اخیر در سرمایه گذاریهای اقتصادی و سایر فعالیتهای کشور” که تکرار همان حرف های بیانیه موسوی است، این موقعیت را فراهم می کند تا موسوی از یک “محارب” دین و نظام به یک “منتقد” دولت تبدیل شود و چه کسی است که نداند این کار، خنثی کردن انتظارات شدید مردم برای محاکمه سران فتنه است؟!
5) بر خلاف آنکه رضایی ادعا کرده است که موسوی از انکار دولت احمدی نژاد دست برداشته است و به واسطه آن از رهبری خواسته شده است تا موسوی را مورد گذشت قرار دهد، دقت در بیانیه موسوی، خلاف این موضوع را نشان می دهد. دروغ شاخ دار محسن رضایی در حالی خطاب به رهبر فرزانه انقلاب نوشته شده که موسوی در بیانیه هتاکانه اخیر خود پس از آنکه کشته شدگان منافق روز عاشورا را شهید خطاب کرد با تایید چند باره کودتای خیابانی ناکام معترضان منافق انتخابات اخیر نوشت : "مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند." چناچه یکی از حامیان موسوی نیز در مطلبی با عنوان “نرمش بدون سازش میرحسین: پایان جنبش سبز در برابر کنار رفتن دولت احمدی نژاد!” اشاره کرده است: "میرحسین موسوی تلویحا ایده “عدم کفایت سیاسی دولت احمدی نژاد” را به عنوان اولین و مهمترین گزینه پیشنهادی خود برای حل بحران فعلی پیشنهاد می کند." آن جایی که می نویسد : “اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایتهای غیرمعمول در مقابل کاستیها و ضعفهایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است،به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد.” معنی این “مسئولیت پذیری و پاسخگویی در برابر مشکلات ایجاد شده” در مقابل مجلس و قوه قضاییه،بعید است مصداقی جز “تصویب عدم کفایت سیاسی در مجلس شورای اسلامی” باشد.
با توجه به این موارد به نظر می رسد که محسن رضایی هدفی بالاتر در ذهن داشته و همان طور که از لابه لای نامه او به خوبی مشخص است، قصد اتمام کاری را دارد که هاشمی با نامه خشمگینانه خود، پیش از انتخابات آغاز کرد و در تمام 7 ماهه اخیر به نتیجه نرسید. مثلث هاشمی و موسوی و رضایی که در زمان جنگ، در اقدامی پرابهام، امام راحل را به “نوشیدن جام زهر” وادار کردند، این بار و در پروژه ای پیچیده تر قصد دارند تا رهبری را به نوشیدن این جام و تمکین به خواسته های غیرقانونی و نامشروع خود وادار کنند و موسوی را که حتی حاضر به پذیرش مسئولیت بیانیه های خود و عواقب قانون شکنی هایش نشده است به از باتلاق مردمی ای که در آن گرفتار آمده نججات داده و رئیس جمهور منتخب مردم که اتفاقا “نظرش به نظر رهبری نزدیک تر است” را کنار بزنند.
البته این بار، این مثلث که نقش فرماندهی هاشمی در آن، روشن است، برگ های برنده کمتری در اختیار دارد و حمایت های آشکار و پنهان آن ها از خشونت گرایان و آشوب طلبان، نفرت خاصی را در مردم از آن ها ایجاد کرده است و این خشم مقدس را نمی توانند در کوتاه مدت و حتی میان مدت از بین ببرند، از این رو به نظر می رسد که تنها راهکار آن ها برای پیشبرد جریانشان، حملات شدید به رهبری است که در ماه های اخیر و تجمعات اخیرشان هم به طور مکرر تمرین کرده اند. پادزهری بر جام زهر
در این میان، برای از بین بردن آخرین برگ برنده این جماعت بی بصیرت و گرفتار در فتنه سازمان یافته سازمان سیا، باید حمایت خود از رهبری را محکم تر و قوی تر از همیشه نمود و برای ناکامی پروژه جام زهردهندگان به امام، از یاد نبریم که آنچه امام (ره) را وادار به این کار کرد، تضعیف جبهه های مردمی بود که امکان مقاومت را ازآن بزرگوار گرفت. حالا که مالک اشتر، به چشم فتنه رسیده است؛ نباید گذاشت که او را بازگردانند. اینبار بیداری ملت جام زهر را به کام جام دهندگان خواهد ریخت ...
نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی گفت: مرکز فرماندهی دو جریان فتنه و تردید که در زمان انتخابات و بعد از آن فعال شد، از برخی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام نشات می گیرد. به گزارش صراط به نقل از دفتر سیدامیرحسین قاضی زاده هاشمی، وی افزود: تحلیل ادبیات موجود در بیانیه ها، سخرانیها و خطبه های آقای هاشمی و خطی که در رفتار و سخنان دو جریان فتنه و تردید وجود دارد، نشان می دهد "مرکز فرماندهی و هماهنگی" در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت: با توجه به شرایط پیش آمده، چهار جریان صحنه گردان وضعیت موجود در کشور هستند، جریان اول "ضدانقلاب" و همان جریانی است که از همان ابتدا با انقلاب اسلامی و اصل آن سرسازگاری نداشتند و به دنبال تثبیت رژیم شاهنشاهی یا تغییرات اندک در آن بود. استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران در ادامه افزود: جریان دوم "جریان نفاق" بود اینها کسانی بودند که اول با انقلاب همراه بودند و خواستار تغییر حکومت از شاهنشاهی به جمهوری ولی منهای اسلام بودند. اینها در ابتدای انقلاب شامل جریانهای لیبرال، سازمان مجاهدین خلق، فداییان اکثریت و اقلیت و پیکاریها بودند. این نماینده مجلس ادامه داد: این جریان با نهضت آزادیها و بنی صدر پیوندهای برقرار کردند که در همان اوایل انقلاب کم کم به سمت حرکتهای تند رفته و حتی مدتی انقلاب در اختیار آنها بود. قاضی زاده افزود: این چهره ها توسط رهبر دینی، به مردم معرفی شدند و با توجه به خیانتهایی که در جنگ تحمیلی انجام دادند، از صحنه انقلاب خارج شدند. وی در ادامه با بیان اینکه جریان سوم "جریان فتنه" است گفت: این جریانی است که ظاهرا در ابتدا پیوندهایی با انقلاب نظام و رهبری دینی داشته اما به تدریج به علت آنکه نتوانسته جایگاه مردمی خودش را حفظ کند و نتوانست با مبانی طراحی شده از سوی ولایت فقیه همراهی بکند، دچار زاویه با ارزشها انقلاب شده است. به گزارش صراط این نماینده مجلس اظهار داشت: عملکرد "جریان فتنه" در روزهای اخیر نشان می دهد امروز آنها فاصله بسیار زیادی با انقلاب پیدا کرده و از جریان بنی صدر و مسعود رجوی بدتر شده اند. وی افزود: بنی صدر و رجوی از ابتدا عدم اعتقادشان را به حکومت دینی اعلام کردند و مردم را این حیث فریب ندادند اما اینها ظاهرا لباس حکومت دینی را پوشیده و در قالب آن قرار گرفته اند و خودشان را معتقد و متعهد به آرمانهای امام راحل جا می زنند اما عملا در مقابل آنچه عصاره وجودی و آرمانهای حضرت امام است، ایستاده اند. نماینده مردم مشهد در مجلس گفت: آنها حاضر شدند با جریان نفاق، استکبار جهانی و حتی معاندین انقلاب اسلامی یکدست بشوند تا بتوانند به نتایجی که می خواهند برسند. وی ادامه داد: اگر جریان فتنه را در حرکت تاریخی ارزیابی کنیم، با جریان طلحه و زبیر در جنگ جمل برابری می کند چون آنها ظاهر مقدسی داشتند ضربه بیشتری به انقلاب و نظام زدند. قاضی زاده با اشاره به جریان چهارم به عنوان مهمترین جریان فتنه های اخیر گفت: جریان چهارم "جریان تردید" است که نقش آن مهمتر از نقش جریان فتنه می باشد. وی افزود: این جریان ظاهرا جزو جریان اصلاحات نبود و داعیه های اصولگرایانه داشت اما در بعضی از مواقع با جریانی از اصلاح طلب که ارزشی تر بودند ارتباط داشت. او با اشاره به اینکه "اینها منتقدین دولت فعلی بودند" گفت: این جریان در انتخابات همراهی با احمدی نژاد را به عنوان کاندیدای اصولگراها قبول نداشت و تمام تلاش خودشان را کردند که قبل از انتخابات، آقای احمدی نژاد به عنوان کاندیدای اصولگرایان مطرح نشود. قاضی زاده بیان کرد: در انتخابات، تلاش آنان بر این بود که با پرونده سازی برای دولت، احمدی نژاد را از دور خارج کنند و کاندیدای دیگر را به عنوان کاندیدای اصولگراها به عرصه بیاورند یا زمینه رای نیاوردن وی را در انتخابات فراهم کنند اما چون ناامید شدند به سمت کاندیدای جریان فتنه متمایل گردیدند. وی اظهار داشت: برای اینکه این پرونده ها تاثیرگذار باشد، باید در داخل حاکمیت و نهادهای قدرت شکل گرفته لذا سناریوهایی را که در مجلس و از طریق بسیاری از نهادی نظارتی انجام شد و حتی در مجمع تشخیص مصلحت نیز اتفاق افتاد، می توان در این راستا تحلیل کرد. او افزود: در طول تبلیغات انتخابات اینها با دادن پیامهای مختلف سعی کردند زمینه تخریب انتخابات را فراهم کنند. نماینده اصولگرای مجلس اظهار داشت: در زمان بعد از انتخابات این جریان شانه به شانه در کنار جریان فتنه حرکت کرد تا پیامهای انحرافی را که جریان فتنه می دهد تایید و باعث شبهه افکنی در میان مردم بشود. قاضی زاده افزود: نقشه دیگر "جریان تردید" این بود که دوطرفه حرف بزند و هر دو طرف را محکوم کرده و در نهایت حق و باطل را باهم قاطی بکند. وی با بیان اینکه "آنها با این حرکت سعی داشتند باعث شوند نگاه مردم به سمت پیام ولایت جمع نشود" گفت: زمانی که مقام معظم رهبری با قاطعیت پیام دادند که باید تمام جریانها و گروهها در مسیر قانونی حرکت کنند، بلافاصله بعد از سخنان رهبری شروع به ارسال پیامهای انحرافی کردند تا مردم همچنان در سردرگمی باقی بمانند. این نماینده مجلس با تاکید بر اینکه "جریان تردید" هم اینک کلیدیترین نقش و فعالترین بازیگر صحنه است افزود: جریان فتنه توسط مردم در روز قدس و عاشورا شناسایی شد و مردم متوجه شدند آنها برای رسیدن به اهدافشان با استکبار، معاندین ،پژاکیها، بهاییت، دراویش و دیگر گروههای ترد شده از سوی انقلاب اسلامی پیوند برقرار کرده اند. قاضی زاده افزود: "جریان تردید" تلاش می کند همچنان با تطهیر چهره جریان فتنه، برای در صحنه نگاه داشتن آنها در بین مردم برای این جریان ایجاد موقعیت کرده و زمینه را برای جلب مخاطب برای آنها فراهم کند. وی با اشاره به اینکه کار دوم آنها جریانسازی جدید برای جلوگیری از حرکت مردم به سمت جریان حق است گفت: برخی از نامه ها،مصاحبه ها ،سکوتها و سخنرانیها که انجام می شود در خاطر، یادآور دادن جام زهر به حضرت امام خمینی(ره) است لذا مردم باید مراقب باشند تاریخ دوباره تکرار شوند. وی افزود: وظیفه مردم درک صحیح پیام ولایت و تابعیت و حمایت از ایشان است و امیدواریم دستگاههای اجرایی، قانونگذار و قضایی خودشان را به مواضع رهبری نزدیکتر کرده و از مردم ولایتمدار ایران عقب نمانند.
چه کسانی عزاداری در جماران را به هم ریختند؟ سخنرانی رئیس دولت اصلاحات در حسینیه جماران ناتمام ماند، در حقیقت این اولین سخنرانی خاتمی در یک جلسه (نسبتا) عمومی بود و او که پیش از این به دلیل واهمه از واکنش مردم از سخنرانی در شب قدرانصراف داده بود، در تمام این ماه ها فقط در جلسات یاران نزدیکش و به اصطلاح خودی ها ظاهر شده بود و این بار هم در اولین تجربه حضور عمومی مردم، با واکنش برخی حاظرین جلسه روبرو شد.
در پی این اتفاق بود که رسانه های اصلاح طلب در هماهنگی تامل برانگیزی با رسانه های ضد انقلاب مدعی شدند که “ظالمان و یزیدیان زمان به حسینیه امام حمله کرده اند” ، “چماق دارن با قمه و چاقو جلسه خاتمی را به هم ریخته اند” ، “حمله لباس شخصی های سازمان یافته از قسمت زنان شروع شد” ، “مزدوران . . . قصد حمله به خاتمی را داشته اند که با حلقه مردم در اطراف خاتمی، از کار خود بازماندند.” سابقه بد این رسانه ها از یک سو و انتساب اعمال خودشان به دیگران که رویه معمول آنان است و در تمام این سال ها و حتی روز عاشورای امسال از آنان سر زده است، مرا به تامل و تردید جدی در این زمینه فرو برد. خوشبختانه اخبار و اطلاعاتی که از ابتدای این ماجرا بر خروجی های آنان قرار گرفت، کمک موثری در جواب این سؤال نمود.
با این توضیح که اگر مستندات جدید و مشخصی ارائه شود، ممکن است؛ جواب ارائه شده در اینجا تغییر کند و تمام مواردی که در این نوشته به آن استناد می شود، رسانه های حامی خاتمی و موسوی هستند به ادامه مطلب می پردازیم.
فضای حسینیه و اطراف آن
هر چند این مراسم، ظاهرا عمومی بود، اما تبلیغاتی وسیعی ای از سوی رسانه های اصلاح طلبان صورت گرفته بود تا این مراسم با خودی های این جریان پر شود و انتظامات و دست اندرکاران این مراسم نیز از فعالان شورش سبز بودند (+) و حتی فیلم رسمی مراسم تنها ساعتی پس از این مراسم بر روی خروجی های آنان قرار گرفت.
پیش از مراسم ”با شعارهایی علیه رهبری و دیکتاتوری” داده می شد به طوری که“ یک جوری همه متعجب بودند که درست وسط بیت بنیانگذار نظام شعارهای سبز داده می شود.” مبالغه ای که در این خبرها وجود دارد، قابل توجه است؛ اما از آن ها هم می توان به فضای موجود در حسینیه و اطراف آن پی پی برد.
در این شرایط پرالتهاب، نوبت به سخنرانی خاتمی می رسد. او قاعدتا آنقدر تجربه دارد که اگر واقعا به دنبال آرامش است، با سخنانش بر التهاب این جمع نیفزاید و همان طور که به او تذکر داده شده است از موقعیتی که نظام به او داده، استفاده کند و از ساختارشکنی پرهیز کند؛ اما او این موضوع را بر نمی تابد و همان طور که حامیان او گفته اند (+) با رسیدن به این جملات، تشنج به حدنهایت خود می رسد:
«قیام امام حسین(ع) به این خاطر بود که جانش را در راه آزادی بدهد و با کسانی مقابله کرد که می خواستند به اسم دین بر جامعه حکومت کنند و آزادی مردم را بگیرند»
کلیدواژه های خاصی که خاتمی به کار می گیرد و تندی و التهاب چنین جملاتی را خود شما بهتر از من می دانید.
اگر این التهاب آفرینی را هواداران احمدی نژاد انجام داده بودند و او با سخنانش بر آتش آن می افزود، چه کسی را به عنوان متهم معرفی می کردند؟! و آیا به مانند ماجرای دروغ خس و خاشاک، آن را وسیله ای برای توبیخ احمدی نژاد قرار نمی دادند؟! پس چرا حالا معیارها فرق کرده است؟!
کدام درگیری، کدام آشوب؟!
بهترین نکته ای که در مورد این ماجرا وجود دارد این است که فیلم رسمی این مراسم توسط حامیان آقای خاتمی منتشر شده است (کیفیت پایین با حجم 33 مگابایت و کیفیت بالا با حجم 77 مگابایت) و به همین دلیل نه تنها می توان مستقلا صحت ادعایی نظیر “ظالمان و یزیدیان زمان به حسینیه امام حمله کرده اند” ، “چماق دارن با قمه و چاقو جلسه خاتمی را به هم ریخته اند” ، “حمله لباس شخصی های سازمان یافته از قسمت زنان شروع شد” ، “مزدوران . . . قصد حمله به خاتمی را داشته اند که با حلقه مردم در اطراف خاتمی، از کار خود بازماندند.” که از سوی رسانه های اصلاح طلب مطرح شده اند، پی برد و عیار صداقت این رسانه ها را سنجید.
دیدن این فیلم مشخص می کند که در تمام طول این فیلم که از استقرار خاتمی در محل سخنرانی آغاز می شود و تا خروج مردم از حسینیه ادامه دارد، هیچ درگیری خاصی پیش نمی آید و به جز شعارهایی که طرفین می دهند و از بسیاری جلسات مشابه هم آرامتر است، اتفاق خاصی رخ نداده است.
تنها صحنه ای که در فیلم وجود دارد و اصلاح طلبان، پیش از این با پخش همین تکه مقطع از فیلم، آن را به عنوان درگیری جلسه نام برده اند در زمان 25:49 فیلم اتفاق می افتد و 5-6 نفر از افراد (احتمالا متعلق به هر دو طرف) وارد جلسه می شوند که با با توجه به ازدحامی که هواداران خاتمی (+ و +) از پشت در حسینیه تعریف می کنند، کاملا طبیعی است و در مراسم هایی از این دست معمول است و بر خلاف ادعاهای سایت های با صداقتی!! نظیر آینده مشخص می شود که به “چوب و چماق” هم مجهز نیستند! و کسی حمله ای شروع نمی کند تا از قسمت زنانه باشد یا جای دیگر، هیچ حمله و حتی حرکتی به سمت خاتمی هم صورت نمی گیرد تا جان خاتمی در خطر باشد و طبق خبر رسانه های اصلاح طلب، مردم بخواهند حول او حلقه بزنند!
این فیلم، هیچ توصیفی از ماجراهای بیرون از حسینیه ندارد و به همین دلیل نمی توان در مورد آن قضاوت کرد، اما نکته مهم در این است که اخبار تمام رسانه های اصلاح طلب و ضدانقلاب به همین داخل حسینیه برمی گردد و با انتشار همین فیلم به میزان دروغ پردازی اخباری از این دست می توان پی برد و نتیجه گرفت که تمام اخبار آن ها در این ماجرا دروغ است.
“ظالمان و یزیدیان زمان به حسینیه امام حمله کرده اند” ، “چماق دارن با قمه و چاقو جلسه خاتمی را به هم ریخته اند” ، “حمله لباس شخصی های سازمان یافته از قسمت زنان شروع شد” ، “مزدوران . . . قصد حمله به خاتمی را داشته اند که با حلقه مردم در اطراف خاتمی، از کار خود بازماندند.”
خود این فیلم، بهترین محک برای میزان اعتمادی است که به رسانه های مذکور می توان انجام داد.
آن هایی که التهاب آفرینی کردند
هر چند تکلیف این ماجرا و اخبار رسانه های اصلاح طلب تا همین جا هم مشخص شده است، اما دقت در فیلم مورد نظر، نکات دیگری را در مورد یاران خاتمی نشان می دهد.
غیر از شعارهای تحریک کننده ای که هواداران خاتمی می دهند و در فیلم هم به خوبی مشخص است و باعث آزردگی ملت مسلمان ایران و معترضان به خاتمی می شود، چند صحنه دیگر نیز وجود دارند که به روشنی نشان می دهند که چه اقداماتی برای افزودن بر التهاب جلسه انجام می شود:
1) زمان 24:08 در فیلم را ببینید، در این موقع دختر کوچکی را کنار خاتمی قرار می دهند تا علامت شورش سبز را که محسن سازگارا و بقیه ضدانقلاب های خارج نشین معرفی کرده اند، رو به جمعیت (و مشخصا جمعیت معترض به خاتمی) نشان دهد. این نماد ضدانقلاب ها آن هم در شرایط چنین جلسه ای، مفهومی جز التهاب آفرینی یاران خاتمی و اغتشاش دارد؟!
2) زمان 26:03 در فیلم را ببینید، جوانی در کنار خاتمی می ایستند و با شدت رو به جعیت شعار می دهد که با همراهی هواداران خاتمی، همراه می گردد، آیا این نشانه دیگری از التهاب آفرینان نیست؟!
3) زمان 20:35 در فیلم را ببینید، فردی به سوی مردم معترض به خاتمی می آید و مشخصا چیزی به آن ها می گوید که باعث برخورد جزئی می شود. این در حالی است که مردم به حالت عادی نشسته بودند، بدیهی است که چنین اقدامی اگر هم نقشه ای از سوی هواداران خاتمی نبوده، ناشی از بی تدبیری آن ها در به التهاب کشیدن جلسه است.
4) غیر از فضایی که در ابتدای نوشته از زبان سایت های هوادار خاتمی از حسینیه جماران و اطراف آن وصف شد و شعارهای ضدانقلاب در آن تکرار می گردید، فضای جلسه نیز مملو از شعار “مرگ بر دیکتاتور” از سوی این افراد است که جهت و سمت آن به اندازه کافی برای همه مشخص است.
تاسف آور آنکه خاتمی که همواره ادعا می کرد، با شعار “مرگ بر . . .” مخالف است، هیچ واکنشی نشان نمی دهد، به نظر می رسد که خاتمی فقط در حالتی که شعار “مرگ بر . . .” علیه آمریکا و دوستان او داده شود، تاسف می خورد و نگران شهید آبراهام لینکلن می گردد! و گرنه در مراسم های انتخاباتی امسال هم بارها در حضور خاتمی، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر علیه دولت و مردم هوادار دولت شعار “مرگ بر . . . ” داده شد، اما ایشان تاسف نخوردند!
اهانت آشکاری که این شعارها دارند، علاوه بر آنکه باعث جریحه دار شدن احساسات مردم می گردد، عامل بسیار موثری در التهاب این جلسه هستند که از سوی خاتمی و هواداران او، اجرا شدند.
این در حالی است که در سوی دیگر ماجرا، شعارها حالت متخصمانه ندارند و طرف دیگر را نشانه نگرفته اند. شعارهایی نظیر “ابوالفضل علمدار، خامنه ای را نگه دار” ، “خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست” جنبه ای رو درون دارند و کاری به طرف مقایل ندارند. قاعدتا این شعارهای بی آزار، از سوی کسانی داده می شود که هیچ علاقه ای به تشویش فضای جامعه و این جلسه ندارند.
با این شرایط روشن، به نظر شما چه کسانی جلسه را بر هم زدند و چه کسی سعی در حفظ آرامش داشتند؟ آن ها که به دنبال آرامش بودند
همان طور که دقت در این فیلم، نکات جالبی را درباره التهاب آفرینان واقعی روشن کرد، دقت در رفتار مردم مومن و به معترض به خاتمی نیز نکات جالب توجهی را روشن می کند.
1) اگر شما قصد شعار دادن داشته باشید، نشسته شعار می دهید؟! بدیهی است که جواب شما به این سؤال “خیر” می باشد. حالا اگر قصد بر هم ریختن جلسه را هم داشته باشید، چه طور؟
آیا در ردیف های عقب مستقر می شوید و به صورت نشسته شعار می دهید؟! بدیهی است که جواب چنین سؤالی باز هم “خیر” و این بار با تاکید بیشتر می باشد.
این اتفاقا حال مردم معترض به خاتمی در این جلسه است، معدود افرادی که از پس سازماندهی یاران خاتمی، برای پر کردن جلسه از یاران خودی به درون آن راه یافتند، نه تنها اقدامی برای التهاب جلسه نکرده اند، بلکه در ابتدا به صورت نشسته شعار می دهند (برای مثال زمان 19.00 فیلم را ببینید) من این موضوع را نکته ای کلیدی در روانکاوی این افراد می دانم، چرا که گروهی که قصد التهاب آفرینی و به هم ریختن جلسه را دارند، هیچ گاه چنین رفتار صلح طلبانه ای را از خود نشان نمی دهند، بلکه با حالت تهاجمی (این گروه حتی از جای خود هم حرکت نکردند و در پاره ای از اوقات حتی در حال شعار دادن هم بر زمین نشسته بودند) و شعارهای تهاجمی (شعارهای این گروه، بر خلاف طرفداران خاتمی، اصلا چنین خصوصیتی نداشت) به سخنران جلسه حمله می کنند؛ یعنی دقیقا همان رفتاری که طرفداران موسوی در جلسات این چند ماهه صفار هرندی و حمید رسایی در دانشگاه های مختلف، انجام دادند و با هو کشیدن و انواع صداهای متعارف و نامتعارف دیگر، سعی می کنند که حتی مانع شروع سخنرانی بشوند و با پرتاب کفش به سوی مردم و سخنران یا پشت کردن به جمعیت و شعارهای توهین آمیز به سخنران و بسیجی ها و دیگر مردم، اخلال ایجاد می کنند.
حالا مشخص نیست که اصلاح طلبان با چنین رفتارهای آشوبگرانه و اخلال در جلسات مختلف، چگونه به امت حزب الله حاضر در جلسه با رفتاری متفاوت و کاملا صلح طلبانه تهمت اخلال در جلسه را می زنند؟!!
اگر می خواهید به هم ریختن جلسات و حمله به مردم و دانشجویان را ببینید، پیشنهاد می کنم که حتما سری به سخنرانی های آقای صفار هرندی و حمید رسایی بزنید و گزارشات آنان و شعارهای واقعا هتاکانه آن ها و پرتب کفش و باقی رفتار حامیان موسوی و خاتمی را ببینید یا حتی پیش از انتخابات، رفتار خشونت آمیز آن ها و حمله به منتقدین را حتی در حضور موسوی، مشاهده کنید.
کجای رفتار مردم معترض به خاتمی و حاظر در جلسه به این رفتار اصلاح طلبان و آشوب طلبی آنان شباهت دارد؟!
متاسفانه کیش شخصیت اصلاح طلبان، تمامی ندارد و موسوی هم، چند روز پیش اغتشاشات هوادارانش را به مردم نیست داد و به جای مردم عزادار ایران، حامیان خودش را عزاداران امام حسین (ع) اعلام کرد!
علاوه بر موارد فوق در رفتار شناسی حامیان و معترضان حاضر در جلسه خاتمی که بسیار هم تعیین کننده هستند، به موارد دیگری نیز می توان اشاره کرد، از جمله اینکه:
2) معترضان به خاتمی (زمان 29:00 فیلم) در حالی که در حال پاسخ به شعارهای طرف مقابل هستند، با شنیدن درخواست مجری برای صلوات فرستادن، اجابت می کنند و صلوات می فرستادند و به در آرامش کار همراهی می کنند. آخر این رفتاری جز رفتار آرامش طلبان است که با شنیدن طلب صلوات آرام می شوند و ناآرامی ایجاد نمی کنند؟!
اغتشاشگر و برهم زننده جلسه آن است که مانند برخی گروه های خاص! حتی در هنگام تلاوت قرآن و صلوات فرستادن هم دست از کار خود بر نمی دارند و با حرمت شکنی به قرآن و ائمه، پیگیر بر هم زدن جلسه می شوند و حتی در صورت نیاز، کفش هم پرتاب می کنند و ناسزا هم می گویند.
3) معترضان خاتمی، با وجود همه این توهین ها و شعار ها و التهاب آفرینی های که بر علیه آنان صورت گرفت (موارد 1 تا 4 قسمت قبل)، صبر خوبی از خود نشان دادند و حتی واکاوی رفتار آن ها نشان داد که تا چه میزان زیادی به دنبال آرامش در جلسه بوده اند (همین مورد 1 و 2 بالا را بخوانید) حالا باید از دوستان حامی خاتمی و موسوی پرسید که شماها چرا شماها چنین رفتاری از خود نشان نمی دهید؟ و بلکه در جلسات مختلف (که بارزترین نمونه آن در دانشگاه ها اتفاق می افتد) سعی در آشوب دارید و همه تلاشتان را می کنید تا سخنرانی که حرف هایش به مذاق شما خوش نمی آید از جلسه بیرون کنید؟ از یک طرف چنین رفتاری از خود را با افتخار در سایت هایتان نقل می کنید و از طرف دیگر، خبر (هر چند دروغ) به هم ریختن جلسه خاتمی را به عنوان عیب طرف مقابل بیان می کنید؟!
باید از آقای هاشمی هم که چندی پیش در مشهد، با اشاره به همین برهم زدن جلسات دولت منتخب مردم، آن را به عنوان نقطه ضعف دولت برشمرده بود؛ پرسید که آیا امروز هم این ضعف خاتمی را ناشی از عیب او می دانید یا اینکه این بار هم این عیب را به دولت نسبت می دهید؟!
بار دیگر تاکید می کنم که تمام موارد فوق با ارجاع به فیلم منتشر شده از سوی هواداران خاتمی و موسوی استخراج شده است و همان طور که آدرس دقیق تک تک موارد بیان شده، مشخص می کند؛ قابل دسترسی برای همگان است و بار دیگر، دروغ بافی رسانه های اصلاح طلب و از آن مهم تر کیش شخصیت تاسف آور در اخلاق و رفتار آنان را نشان داد.
پ.ن 1 : از آنجایی که اصل ماجرا، اهمیت داشت به سراغ بررسی صحت آن رفتم و کاری به تناقضات موجود در رسانه های آن ها که برای مثال، یکی از ده ها اتوبوسی که لباس شخصی ها را آورده سخن می گوید! و دیگری که از حاظران (؟) در جلسه است، ابتدا (به قول خودش) لباس شخصی ها را بسیار زیاد اعلام می کند و بعد که فیلم منتشر می شود و همه می بینند که حدود 50 نفر، بوده اند این حاضر در جلسه هم به صرافت می افتد که همان 50 تا بیشتر نبودند! (به شگردهای همیشگی آن ها که اتهام آوردن اتوبوسی مردم، لباس شخصی، چماق و چاقو و . . . و دروغ بودن آن ها دقت کنید)
تناقضاتی از این دست در رسانه های اصلاح طلب و ضدانقلاب به وفور یافت می شود و به همان نکته کلیدی که “بی اعتبار بودن” و “دروغگویی” آنان است؛ برمی گردد.
پ.ن 2 : از آنجایی که در ابتدای مطلب قول داده بودم تا فقط به رسانه های حامی موسوی و خاتمی استناد کنم، از لینک دادن به بقیه سایت ها خودداری کردم، اما در اینجا نگاهی به گزارش رجانیوز و جهان نیوز در این ماجرا هم خالی از لطف نیست، به ویژه آنکه از یاد نبریم که ماجرای تولد گرفتن امسال خاتمی در شب شهادت امام صادق(ع) و مراسم دوم خرداد سال 77 که مصادف با شهادت امام سجاد(ع) بود و با حواشی نامناسب هواداران خاتمی همراه بود، هنوز از یادها نرفته است.
پیش از توهین به امام حسین (ع)، توهین های متعددی به امام (ره) صورت گرفته بود که اصلاح طلبان سعی در تحریف آن داشتند و حتی بدون هیچ مدرکی، پاره کردن عکس امام (ره) را به دیگران نسبت می دادند، اما رفتارهای آنان در پیش از انتخابات که با شادمانی هوادارنشان در هنگام پخش خبر رحلت امام (ره) در یک کلیپ انتخاباتی صورت گرفت و خودشان نیز به آن معترفتند، جای هیچ و شک و شبهه ای در نسبت واقعی آن ها با امام (ره) و ائمه اطهار باقی نمی گذارد.
پ.ن 3 : برای دیدن چند نمونه از ادب و صلح جویی اصلاح طلبان شما را به دیدن این چند لینک دعوت می کنم.
برنانیوز هم پیش از این فیلمی از حمله هواداران موسوی به جسله حامیان احمدی نژاد پیش از انتخابات گذاشته بود که به نظر می رسد با تغییر و تحولات این سایت حذف شده است. اما شاید دوستان لینک دیگری از آن داشته باشند و اینجا قرار دهند تا بقیه هم مطلع شوند.
اگر هم می خواهید با آشوب طلبان واقعی آشنا شوید، این آخرین موردی است که تنها ساعتی پیش اتفاق افتاد و بار دیگر حریم دانشگاه را شکستند و آن را به صحنه جسارت های خود تبدیل کرده اند و البته این حرمت شکنی ها از نظر آنان اشکالی ندارد.
پ.ن 4 : چند روز پیش که داشتم مطلبی در مورد یک شایعه می نوشتم، سایت جهان همزمان با بنده، مطلبی در مورد آن منتشر کرد. امروز هم که در حال اتمام این مطلب بودم، سایت الف مطلبی در این مورد به نقل از یکی از نزدیکان او منتشر کرد که برخلاف استناد مطلب بنده به فیلم منتشری، ماجرا را از دید این اصلاح طلب نزدیک به خاتمی (و البته با پیازداغ هایی بسیار کمتر از آنچه پیش از این در رسانه های صادق اصلاح طلب منتشر شده بود) روایت کرده است، امیدوارم سایت الف و رسانه های مشابه، با انتشار نوشتاری از سوی طرف دیگر ماجرا، حقیقت این واقعه را که مورد سواستفاده زیادی واقع شد و جنجال سازی رسانه های اغتشاشگر در مورد آن، به نوعی زمینه ساز حوادث تاسف آور روز عاشورا هم بود؛ روشن کنند و اگر التهاب آفرینی عمدی از سوی خاتمی و رسانه های او در این باره صورت گرفته است، با آنان برخورد شود.
پ.ن 5: اصلاح طلبان با این خبر خودساحته، بهانه ای یافتند تا به جای واکنش به هتک حرمت روز عاشورا و عزداران امام حسین (ع)، نسبت به تعرض (؟!) به خاتمی واکنش نشان دهند ( + و + و +)! جدا از اینکه اگر این خبر راست هم بود، تفاوت ارزش امام حسین (ع) و خاتمی را در نظر اینان مشخص می کرد؛ با مشخص شدن دروغگویی در مورد این خبر، خجالت آنان بیش از گذشته شد.
این بنده خدا هم که از حاظران در جلسه بوده، از این همه داستان پردازی رسانه های اصلاح طلب در مورد این ماجرا، به شدت متعجب شده است.
انتخابات ریاست جمهوری خرداد ٨٨، پرده از چهره بسیاری از منافقین، خوارج، اشعری ها و ... کنار زد.
در این بین عملکرد ها و موضع گیری های افراد مختلف عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، از همه غیر منتظره و عجیبتر بود.
بین سیاسیون معروف است که می گویند "زمانی که هاشمی در مجلس بود، تمایل داشت، دولت را کنترل و هدایت کند. زمانی که به دولت رفت، مجلس را مدیریت می نمود. اکنون که به مجمع تشخیص مصلحت نظام آمده، می خواهد، دولت و مجلس را همزمان کنترل و مدیریت نماید."
ریشه وقایع بعد از انتخابات به عملکرد فرقه "هاشمیون" طی ٢٠ سال اخیر، باز می گردد.
انحراف این خاندان بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ٨۴ برای عامه مردم عیان شد؛ و از آن تاریخ به بعد زاویه آن با آرمانهای انقلاب و امام بیشتر و آشکارتر شد.
هاشمیون با نفوذ و رخنه در ارکان مختلف حاکمیتی و تصمیم گیری کشور، همه توان و پتانسیل، کشور را در راستای منافع و مصالح خود بکار گرفتند.
در سال ٨۴، احمدی نژاد با شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی و مافیای قدرت و ثروت به میدان آمد. بیشتر آراء دکتر احمدی نژاد، درواقع "نه" به هاشمی رفسنجانی و حامیان وی بود. اما این فرقه ویژه خوار و قانون گریز، یا صدای "نه" مردم را نشنیدند و یا اینکه خود را به نفهمی زدند.
رای بالای خاتمی در دولت اصلاحات در مقابل این جریان، دقیقا به همین دلیل بود. یعنی "نه" به حامیان قدرت طلب و انحصارطلب هاشمی. در آن زمان هم نه، اصلاح طلب ها و نه، انحصارطلب ها، هیچکدام معنی واقعی "نه" و رای مردم را نفهمیدند.
دور اول دولت اصلاحات با "هاشمی ستیزی" شروع شد. اما این مبارزه، برای عدالت، نبود، بلکه جنگ قدرت و برای کسب منافع، بود. در آن زمان، هاشمی رفسنجانی با تقسیم برخی غنائم و ارکان قدرت با اصلاح طلب ها، عملا آنها را به کیش و آیین خود در آورد و دیگر از ناحیه آنها احساس خطر نمی کرد. این روند در دور دوم دولت اصلاحات نمود بیشتری داشت، به نحوی که شاهد حضور منتسبین به هاشمی رفسنجانی در دولت دوم اصلاحات و حذف مخالفین وی بودیم. از این پس، اصلاحات دیگر، تهدیدی برای "هاشمیسم" نبود؛ بلکه یار و همراه (عامل اجرایی) آنها به شمار می رفت. به همین دلیل در زمان انتخابات سال ٨۴ شاهد همراهی تمام و کمال طیف اصلاح طلب با هاشمی رفسنجانی(عالیجناب سرخپوش) هستیم.
ورود محمود احمدی نژاد به منطقه ممنوعه قدرت؛ و عرصه اقتصادی، انحصاری مافیای فرقه هاشمیون، توسط اعضاء این فرقه، به هیچ وجه قابل تحمل، نبود.
این گروه در ابتدا با اتکا به تجربه "تطمیع و کنترل"، در زمان دولت اصلاحات، سعی در جذب و به راه آوردن محمود احمدی نژاد داشتند. اما دکتر احمدی نژاد در مقابل آنها سرکش و در احقاق شعار عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادی سرسخت بود.
همین سرسختی رئیس جمهور دولت نهم ، باعث شد آنها از ناحیه احمدی نژاد، جدا، احساس خطر کنند.
در کنار این احساس خطر، برخی کار ها و طرح های دولت نهم عملا انحصار و منافع هاشمیون را نشانه رفت. بدین سان "نبرد" شدت گرفت.
این مبازه زمانی به اوج رسید که دکتر محمود احمدی نژاد، ساختار سازمان مدیریت و برنامه ریزی را تغییر داد.
سازمان مدیریت و برنامه ریزی، مجری طرح ها و ایده های هاشمیون بود. ساختاری که برای این سازمان تعریف شده بود به این صورت بود که تمام طرح ها، لوایح و بودجه ریزی های دولت باید از مسیر این سازمان رد می شد. کنترل فکری و عقیدتی این سازمان در اختیار هاشمیون، قرار داشت. لذا این سازمان، به تشخیص خود مصوبات و برنامه ریزی های دولت و هیات وزیران را تغییر و در راستای اهداف مد نظر گروهک قدرت طلب، تنظیم و هدایت میکرد. به این صورت نقش دولت در دولت را بازی می کرد. دولتی که هیات وزیران و ریاست آن را برخی از اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام و منتسب به هاشمی رفسنجانی، تشکیل می دادند.
تغییر ساختار این سازمان به معنی سقوط مستحکمترین سنگر و استراتژیک ترین حوزه نفوذ مافیا قدرت و ثروت بود. این پیروزی دولت عدالت محور، آنقدر دردناک بود که تقریبا صدای ناله تمام اعضاء فرقه هاشمیون را در آورد.
آنها هم ساکت و آرام ننشستند؛ "هاشمیون" با استفاده از منابع مالی و رسانه ای فراوان خود، جهت انحراف مسیر دولت و بازی دادن و عقب نشاندن آن از مواضع عدالت خواهانه خود، سیاست تخریب و سیاه نمایی را در پیش گرفته و با اعمال نفوذ در ارکان مختلف حاکمیت، همچون مجلس شورای اسلامی، برخی ارگان ها و شرکت های تابعه دولت و قوه قضاییه سعی در تخریب، تحقیر و به زانو درآوردن دولت نمودند.
دولت هم با اتخاذ سیاست درگیر نشدن در مناقشه های سیاسی داخلی و جناحی، تا حدودی این حربه را خنثی نمود. اما این استراتژی و حمله فرقه هاشمیون بُعد دیگری هم داشت، و آن "افکار عمومی" بود.
سکوت دولت در برابر حجم بسیار بالای تخریب، تحقیر، سیاه نمایی و دروغ جبهه هاشمیون، باعث شد، بسیاری از مردم، یاوه گویی های آنها را کم، کم، باور کنند و همه چیز در نظر آنها سیاه شده؛ به همه، بی اعتماد شوند.
این گونه بود که جبهه نبردِ عدالت، خواست واقعی و قلبی همه مردم، در برابر بی عدالتی و قانونگریزی مافیا زر و زور شکل جدیدی به خود گرفت.
یکی از مسایلی که پیش از این چندان نمود نداشت، اظهارات و القائات هاشمی رفسنجانی در مورد احتمال "تقلب" در انتخابات های مختلف، در طول حیات ۴ ساله دولت نهم بود. در آن زمان این اظهارات وی از تریبون های مختلف، کمی عجیب به نظر می رسید ولی شک برانگیز نبود.
امروز همگان به خوبی می دانیم که گفتار و کردار ۴ سال پیش هاشمی از سر خیر خواهی و نصیحت نبوده؛ بلکه کاشت "بذر فتنه" و آبیاری و پروار آن بوده.
او از ۴ سال پیش برای انتخابات خرداد ٨٨ برنامه ریزی کرده و سیاست های خود را یکی پس از دیگری، با زیرکی تمام اجرا نموده.
در جریان تبلیغات انتخابات اخیر، سیاه نمایی و تخریب علیه دولت نهم، خصوصا شخص رئیس جمهور، به اوج خود رسید.
هاشمی رفسنجانی، با سابقه شکست های مکرر چند رفراندوم قبلی، مستقیما وارد میدان نشد. او با تشکیل جبهه "نه، احمدی نژاد" رسما نقش "عمود خیمه مخالفین" دولت را بر عهده گرفت.
یک طرف میدان دکتر محمود احمدی نژاد و طرف دیگر جبهه هاشمی رفسنجانی.
واقعه ای که اهل سیاست از آن به عنوان "دور سوم انتخابات سال ٨۴" یاد می کردند.
هاشمی ، خاتمی و رضایی را به میدان فرستاد. بنا بود حسن روحانی هم بیاید که پشیمان شد. خاتمی به عنوان یک چهره اصلاح طلب و رضایی در قامت یک اصولگرا.
خاتمی بعد از اولین سفر استانی خود به شیراز،(پایتخت حمایت های مردمی از اصلاح طلب ها، در زمان، دولت اصلاحات)، با استقبال مورد نظر و مورد نیاز برای تشکیل "موج" حامیان، روبرو نشد. تجربه گذشته رضایی هم در جذب آرا چندان قابل اتکا نبود. باید چهره جدیدی جایگزین خاتمی میشد. شخصیتی که بتواند در مقابل احمدی نژاد ، بایستد و آراء او را جذب نماید.
هاشمی با جستجو در خرجین شخصیت های سیاسی، مهره ای غبار گرفته و تقریبا نا شناس را به میدان آورد. "مهندس میر حسین موسوی" ، نخست وزیر دوران حیات امام خمینی و جنگ تحمیلی.
بازیابی و احیاء این فسیل سیاسی، و مطرح شدن وی، صدای بسیاری از هم پیمانان جبهه هاشمیون را در آورد. اما هاشمی با علم به اینکه، مردم به شخصیت های اول انقلاب و همراه با امام، علاقه دارند، موسوی را به میدان آورد.
خاتمی کنار کشید. زمان چندانی به انتخابات نمانده بود و باید موسوی به نسل جدید معرفی و در ذهن نسل گذشته احیاء می شد.
در ابتدا طیف وسیعی از معتدلین اصولگرا و اصلاح طلب، به سمت موسوی، متمایل شدند. چرا که اورا نخست وزیر دوران حیات امام خمینی و دولت آن زمان مقام معظم رهبری می پنداشتند.
تبلیغات برای معرفی وی آغاز شد. اما خودش سخنی نمی گفت.
پس از چند هفته از اعلام نامزدی موسوی، اولین موضع گیری های رسمی او منتشر شد. مواضعی تقریبا میانه و متعادل. این موضوع تندرو های دو سر طیف را از او جدا و در میان حامیان کروبی رضایی و احمدی نژاد پراکنده نمود.
بسیاری از تندرو های جناح اصلاح طلبِ جبهه هاشمی، جذب کروبی شدند. کروبی به عنوان یک اصلاح طلب مستقل از هاشمی به میدان آمده بود.
این امر باعث میشد انتخابات سه قطبی شده و شانس پیروزی جبهه هاشمی در برابر احمدی نژاد، کاهش بیابد.
هاشمیون باید چاره ای می اندیشیدند. لذا غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی(حزب دولتی زمان ریاست جمهوری رفسنجانی)، را مامور کنترل و هدایت کروبی کردند. سایر اعضاء حزب، تمام و کمال از موسوی حمایت می کردند.
کروبی با پذیرش کرباسجی و معرفی او به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی خود، بزرگترین لطمه را به خود و حامیانش زد. کرباسچی، پس از سوء استفاده از ساده لوحی کروبی در راستای سیاست ها و اهداف هاشمیون، در آخرین لحظه در پای صندوق رای مستقر در دانشگاه امیر کبیر، در برابر دانشجو ها و خبرنگاران، رسما اعلام کرد، "من به موسوی رای میدهم، شما هم همین کار را بکنید، چراکه کروبی رای نمی آورد."
به این ترتیب، آراء ۴ میلیون نفری کروبی، در انتخابات ٨۴ ، به کمتر از ١ میلیون نفر در سال ٨٨ رسید.
با کنترل شدن کروبی دیگر نگرانیی از ریزش هواداران موسوی و جذب شدن آنها به کروبی، وجود نداشت. از این پس موسوی هم مواضع آشکارتری گرفت و با هم صدا شدن با احزاب مشارکت، کارگزاران سازندگی و ... عملا پایگاه اصلی قدرت طلبان انحصار گر شد. غیر از این فرقه، معاندین و مخالفین داخلی و خارجی نظام هم به حمایت از موسوی برخاستند. کم کم جهت ها و رویکرد ها از انتقاد، تخریب و سیاه نمایی نسبت به دولت به سمت سایر ارکان نظام، همچون شورای نگهبان و رهبری کشیده شد. بسیاری از دلسوزان در ملامت سکوت و بعضا تایید موسوی در مقابل حمایت های اپوزسیون مخالف نظام از وی و برائت نجستن موسوی از آنها لب به سخن و اعتراض گشودند.
کم کم ، رقابها، از چهارچوب رقابت های انتخاباتی خارج و به تقابل ایدئولوژی ها تبدیل شد. تبلیغات انتخاباتی به میدان مبارزه میان معتقدین به اصولی همچون یکی بودن دین با سیاست و به تبع آن اصل ولایت فقیه و مخالفین آن بدل شد.
دو قطبی هاشمیون و احمدی نژاد رسما شکل گرفت. جبهه هاشمی، با علم به عدم محبوبیت هاشمی رفسنجانی در میاد توده ها، تمام توان خود را برای مخفی نمودن رابطه هاشمی با موسوی، رضایی و کروبی بکارگرفتند.
یارگیری شروع شد.
محسن رضایی ماموریت داشت با به نمایش گذاشتن یک چهره متفکر و اصولگرا، اصولگرا ها، مذهبیون ، نخبگان و میانه روها را به خود جذب کند. رقابت میان احمدی نژاد و رضایی در جذب اصولگراها و مذهبیون شدید و تنگاتنگ بود. لذا از این جهت مهره خطرناکی در مقابل احمدی نژاد بود. محسن رضایی در طول دوران تبلیغات با نمایش ظاهری زیبا و فریبنده، برنامه های خود که همان برنامه های هاشمی رفسنجانی بود را ارائه می نمود. با دقت و تدبر در برنامه های او در میابیم که طرح وی چیزی جز سیاست های سرمایه داری و فئودالیسم غرب نیست. برنامه ای که در دولت سازندگی باعث به وجود آمدن بسیاری از مشکلات و معضلات اقتصادی(فقر، فاصله طبقاتی، شکل گیری مافیای قدرت و ثروت و...) و فرهنگی-اعتقادی در جامعه شد.
کروبی تحت کنترلِ کرباسچی، هم خواسته یا ناخواسته، ماموریت یافت تندروها و معترضین به نظام و انقلاب را جذب نماید.
نظر سنجی ها و پیش بینی تحلیلگران در زمینه نتیجه انتخابات، موید این مطلب بود که به احتمال خیلی زیاد انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد و در دور دوم موسوی و احمدی نژاد با یکدیگر رقابت خواهند نمود. با توجه به سیاه نمایی، جوسازی و صحنه آرایی های صورت گرفته، تحلیلگران بر این عقیده بودند که تقریبا تمام حامیان دو نامزد خارج شده از صحنه رقابت(کروبی و رضایی) به سمت موسوی خواهند رفت و او را شانس اول دور دوم انتخابات خواهد نمود. بنابر این هر نوع جابجایی و جذب هوادار توسط کروبی و رضایی به منزله "ذخیره رای" برای موسوی به حساب می آمد.
احمدی نژاد هم که با همان شعار ۴ سال قبل خود یعنی گفتمان عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادی و ویژه خواری به میدان آمده بود، حامیان خاص خود را از میان اصولگرایان و اقشار کم درآمد و محروم، داشت.
مرور حوادث ۴ سال قبل، تقابل آشکار جبهه عدالت خواه در برابر جبهه زیاده خواهان و قانون گریز را به نمایش می گذارد. امری که ریشه تمام حوادث و درگیری های بعد از انتخابات شد.
تلاش ها و حمایت ها بیگانگان از جبهه هاشمیون، خصوصا موسوی، بسیاری از دلسوزان را حساس نمود و نسبت به کودتایی رنگین، هشدار دادند.
شکل گیری دو قطبی هاشمی-احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ٨٨، عرصه را بر بسیاری از اصولگرا های منتقد دولت تنگ نمود. به نحوی که آنها را به انتخاب میان بد و بدتر وا میداشت. یک طرف مافیای هاشمیون و مورتایید و حمایت غرب قرار داشت، طرف دیگر هم کلکسیون سوتی های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دولت نهم. منتقدین دولت نهم به خوبی میدانستند که با وجود مشکلات و گاف های پیش آمده، نیت دولت، خیر است و صرفا قصد خدمتگزاری دارد. در مقابل، عناصر داخلی و خارجی جبهه هاشمیون با ظاهری اتو کشیده، برای مصالح و منافع ازدست رفته و در خطر افتاده خود به میدان آمده اند. لذا از میان چاه و چاله، چاله را برگزیدند و به حمایت از احمدی نژاد در مقابل جبهه هاشمیون پرداختند.
با نزدیکتر شدن به زمان انتخابات، شکل و شمایل جبهه هم به تدریج از صحنه رقابت به میدان نبرد حامیان انقلاب و آرمانهای امام و کودتاگران و براندازان نرم، تغییر می کرد. تا اینکه مناظره هابر پا شد.
همانطور که قبلا گفته شد تا پیش از مناظره، نظر سنجی ها، آمار و تحلیل تحلیلگران موید این بود که هیچ کدام از نامزد ها در دور اول امکان برنده شدن را ندارند و رقابهای انتخاباتی میان دو نامزد اصلی یعنی موسوی و احمدی نژاد به احتمال زیاد به دور دوم کشیده خواهد شد.
در کل، دو مناظره بر آراء مردم بیشترین تاثیر را داشت. یکی مناظره احمدی نژاد با موسوی و دیگری مناظره احمدی نژاد با رضایی.
در مناظره احمدی نژاد با موسوی، احمدی نژاد در دفاع از خود در مقابل تخریب ها و سیاه نمایی صورت گرفته از طرف جبهه هاشمیون ضمن آشکار نمودن رابطه موسوی با هاشمی رفسنجانی، از قانونگریزی و عدم برخورد،مراجع قضایی با اعمال و مفاسد خانواده هاشمی انتقاد نمود. با اینکه همه مردم به خوبی از مفاسد اقتصادی خاندان هاشمی اطلاع داشتند؛ اما اولین باربود که از رسانه ملی و از زبان یک شخصیت رسمی و بلند پایه نظام این مسائل طرح میشد.
ذکر نام هاشمی رفسنجانی و انتقاد از مفاسد خاندان وی همچون بمبی، کل فضای سیاسی کشور را تحت تاثیر خود قرار داد.
این امر لطمه بسیار سنگینی بر پیکره و وجهه جبهه هاشمیون وارد آورد. پس از آن وزنه آراء به سمت احمدی نژاد به شدت سنگین شد. به نحوی که حتی تعدادی از منتقدین به نظام را از گرد سایر نامزدها، خصوصا کروبی، به طرف احمدی نژاد سوق داد. تحلیلگران هم احتمال پیروزی احمدی نژاد در دور نخست را بالا پیش بینی می کردند.
اما مناظره احمدی نژاد با رضایی، بر خلاف دو مناظره آتشین قبلی احمدی نژاد با موسوی و کروبی، یک مناظره چالشی بود. برتری ظاهری رضایی در این مناظره و اقدامات و جوسازی های هماهنگ جبهه هاشمی و رسانه های داخلی و خارجی حامی این جبهه، حواشی پر جنب و جوشی را به همراه داشت. به نحوی که آراء احمدی نژاد با ریزش مواجه شده و احتمال کشیده شدن انتخابات به دور دوم را تقویت نمود.
هاشمیون با تشکیل گروه ها و دسته جات متعدد، در زمان و مکان های مختلف، و با هر بهانه ای ، اردو کشی های خیابانی را تمرین می کردند. از دیگر اقدامات این قوم، القاء گسترده و گستاخانه "تقلب" به مردم بود. "پیشگویی" های این قوم در باب "تقلب" تا آنجا پیش رفت که همسر هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ای، در اولین ساعات روز رای گیری، رسما اعلام کرد "اگر موسوی رای نیاورد، حتما تقلب شده و مردم به خیابان هابریزند." تا اینکه هاشمی رفسنجانی که به ظاهر از مطرح شدن نام خود و خانواده اش از رسانه ملی و آشکار شدن لکه ننگ خاندان وی برای عموم مردم، ناراضی بود، نامه ای خطاب به رهبری نوشت.
اما نامه رفسنجانی.
هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، یکی از سران نظام به شمار می آید. از طرف دیگر وی خود را دوست،یار و همراه رهبری معرفی میکند. به خوبی میدانیم امکان ارتباط ایشان با رهبری و تبادل نظر و یا ارائه انتقاد یا پیشنهاد به رهبری به صورت مستقیم و رو در رو، برایش، فراهم بوده و هست.
اما هاشمی نظر خود را رودررو با رهبری بیان نکرد.
امکان اظهار نظر به صورت مکتوب و ارائه آن به شخص رهبری هم به راحتی برای وی فراهم بود. اما این کار را هم نکرد.
با این حال هاشمی رفسنجانی برای تحت تاثیر قرار دادم صحنه انتخابات و تخریب وجهه احمدی نژاد، پس از پایان مهلت قانونی تبلیغات و فشار به رهبری و تثبیت جایگاه خود در میان اصلاح طلب ها و اپوزسیون خارج نشین، برای تکیه احتمالی بر جایگاه رهبری، به عنوان رهبر مخالفین، نامه خود را به صورت "سرگشاده" و با الفاظ و اصطلاحاتی که به تایید همگان، می توان از آن به عنوان یک تهدیدنامه یاد کرد، به صورت علنی و عمومی منتشر نمود.
به کار بردن عباراتی همچون "آتشفشان نهفته در سینه جوانان" و "تجمعات خیابانی"، نشان از تهدید و برنامه ریزی برای به آشوب کشیدن کشور داشت. امری که ٢ روز بعد محقق شد.
نامه هاشمی، به رهبری، چون بمبی فضای سیاسی کل کشور را تحت تاثیر قرارداد و تقریبا همه را در هر دو سوی جبهه هیجان زده نمود.
هاشمی رفسنجانی در زمان معرفی موسوی از علاقه مردم به امام و انقلاب به عنوان رگ خواب مردم مطلع بود، اما این بار، با یک اشتباه استراتژیک و فاحش، علاقه مردم به مقام معظم رهبری، که در طول علاقه آنها به امام (ره) قرار دارد را نتوانست ببیند.
پس از این اقدام هاشمی رفسنجانی سیل خروشان اعتراضات و انتقادات به سرسلسله فرقه هاشمیون، به سوی هاشمی رفسنجانی و حامیان وی جاری شد. تا جایی که این بی خردی و نمک نشناسی، او را درپایینترین سطح مقبولیت در میان مردم و نمایندگان آنها در مجلس خبرگان رهبری قرار داد.
همین امر، بار دیگر باعث تقویت جبهه حامیان احمدی نژاد، به عنوان تنها نامزد منتقد هاشمی شد؛ و کفه ترازو را کاملا به نفع احمدی نژاد سنگین نمود.
این اشتباه فاحش هاشمی در انتخاب کلمات و زمان، قدرت هر گونه عکس العمل و ماست مالی و لاپوشانی را از او و هم فکرانش گرفت. دیگر زمانی برای اصلاح و بهره برداری وجود نداشت و مردم در روز جمعه ٢٢ خرداد ٨٨، کاری کردند که هیچ گاه سران فتنه به سرکردگی هاشمی رفسنجانی، فکرش را هم نمی کردند.
در انتخابات ٨٨ بار دیگر شاهد "نه" چندین میلیونی توده های مختلف مردم به هاشمی رفسنجانی و وابستگان و همفکران به وی بودیم.
"نه" مردم به هاشمیون، "نه" به عملکرد و سیاست های گذشته آنها و "نه" به بی عدالتی و قانون گریزی سران و وابستگان این فرقه بود.
"نه" گفتن های مکرر مردم به هاشمیون طی این چند سال، نشان از مطالبه "عدالت" و "قانون گرایی" در میان توده های مردم دارد. امری که رهبر انفلاب هم بارها به آن اشاره کردند.
به این ترتیب فاز اول این کودتا علیه عدالت، عدالتی که در نوک پیکان خود خاندان هاشمی رفسنجانی را نشانه رفته بود، با اشتباه بسیار بزرگ و نابخشودنی هاشمی رفسنجانی، به حول و قوه الهی، با شکست مواجه شد. "مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین".
پس از آشکار شدن شکست هاشمیون در انتخابات،این قوم، ناباورانه،گیج و سرگردان، همچون ماری زخم خورده، فاز دیگری از پروژه براندازی خود را کلید زده و حامیان خود را به حضور اعتراض آمیز در خیابان ها فرا خواندند.
در آغاز، خود را معترض معرفی می کردند. معترض به نتیجه انتخابات. آنها می گفتند اکثریت با ما است و همه ما به موسوی رای دادیم. چرا احمدی نژاد رئیس جمهور شده.
به نوعی حق با آنها بود. اکثر تهرانی ها و ساکنین چند شهر بزرگ و اکثر اهل تسنن کشور به موسوی رای داده بودند. دقت کنید؛ "اکثر" نه "همه". اما آنها سایر مردم و طبقات پایین و کم درآمد شهر ها، روستا نشینان و ساکنین شهر های کوچک راندیده بودند و به شمار نمی آوردند؛ همانطور که تا پیش از این نمی دیدند و پس از این هم نخواهند دید. چرا که ساختار نظام سرمایه داری، این چنین است. نظام سرمایه داری فقط افراد، دارا و توانمندان مالی را می بیند. همانطور که چند سال پیش کرباسچی، شهردار وقت تهران، گفته بود "تهران جای فقرا نیست".
به این ترتیب داستان فتنه، با اعتراض به نتایج انتخابات شروع شد؛ و امروز به هتک حرمت به مقدسات و اعتقادات مردم و اصول نظام و قانون اساسی رسیده است.
فتنه ای که هاشمی رفسنجانی تقش عمود آن را بر عهده دارد و در کنارش موسوی، خاتمی، کروبی، رضایی و ... ایفای نقش می کنند.
هاشمی رفسنجانی، غیر از حمایت ها و خط دهی های محفلی خود با فتنه گران، با سکوت ها و سخنرانی های معنی دارش، همچنان از این قوم فتنه گر حمایت می کند.
حمایت امروز هاشمی از فتنه گران، رنگ و بوی دیگری دارد. زیرا امروز مردم معترض و عدالت خواه پشت دیوار های خانه هاشمی استاده اند و تنها عاملی که از ورود آنها و تصویه حساب با هاشمی و خانواده و خاندان وی جلو گیری می کند دعوت به صبر مقام معظم رهبری است. اگر نبود این فرمان، امروز اثری از این قوم بر جای نبود.
در پی بیانیه اخیر موسوی، پس از فجایع عاشورا، رضایی هم خودی نشان داده و ظاهرا برای تطهیر موسوی قد علم کرده. خود تحلیل می کند و تفسیر و دست آخر هم به رهبری راهکار نشان میدهد.
رضایی در نامه ای سرگشاده، به سبک اربابش، برای رهبری تعیین تکلیف می کند.
او از قربان کردن "عدالت" در برابر "مصلحت" می گوید و سخن از وحدت ملی به میان می آورد.
اما او نمی گوید منظورش از مصلحت چیست؟ و مصلحت چه کسی را مد نظر دارد؟ اگر مراد از مصلحت، مصالح مردم است؛ که این مردم طی این سالها، خواست و مصالح خود را بارها با صدایی بلند بیان کرده اند. آیا صدا و فریاد بلند میلیونها ایرانی را در "نه" گفتن به بی عدالتی و قانونگریزی، نمی شنود؟ آیا نمی بیند چگونه مردم در برابر فرقه فتنه گر هاشمیون به خروش آمده اند؟
آری! حاج محسن رضایی، امروز، به فدا کردن عدالت، این، مصلحت واقعی مردم، در برابر مصلحت و منافع مافیای قدرت و ثروت، امر می کند. امری که فقط از یک وابسطه به نظام سرمایه داری و فئودالیسم غربی بر می آید و بس.
هاشمیون بدانند به فضل الهی ما همچون سرور و سالار شهیدان عالم و علی مرتضی(ع) برای اقامه عدل و قسط انقلاب کرده ایم و این راه را تا نابودی تمام مستکبرین، متکبرین، قانون شکننان و قانون گریزان داخلی و خارجی، در هر پست و مقام و منصبی که باشند، ادامه خواهیم داد. انشاء الله.
پدر سید محمد خاتمی گفت که "خطرناک است، پسر من غربزده است."
به گزارش شبکه ایران، آیت الله علی خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری به نقل خاطره ای تامل برانگیز درباره سید محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات، پرداخت.
او که در شب های هشتم، نهم و دهم محرم در جمع دانشجویان دانشگاه فردوسی حضور داشته است، در بیان خاطره ای از پدر سید محمد خاتمی گفت که "در زمانی که سید محمد خاتمی به سمت وزارت ارشاد منصوب شد برای عرض تبریک به خدمت حضرت آیتالله خاتمی (پدر محمد خاتمی) رفتیم که با ناراحتی ایشان مواجه شدیم و ایشان گفت که "خطرناک است، پسر من غربزده است .
گفتنی است که آقای خاتمی در دولت اول آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان وزیر فرهنگ مشغول به کار شد اما پس از آنکه توفیق چندانی در مواجهه با "تهاجم فرهنگی غرب" و اجرای تاکیدات رهبر معظم انقلاب نداشت، از وزارت ارشاد استعفا کرد.
به گزارش خبر آنلاین، آیت الله خزعلی در ادامه سخنانش اضافه کرد که "متا سفانه در دوره ای افرادی غرب زده، رئیس جمهور شدند که باعث شدند کشور پسرفت کند. در جلسه ای 3 نفره که من و آیت الله جنتی در خدمت یکی از بزرگان بودیم. آیت الله جنتی گفت ما در شورای نگهبان به خاتمی رای دادیم و پشیمان هستیم."
در سال های گذشته هم برخی فعالان سیاسی از رویکرد دولت اصلاحات و آقای خاتمی انتقاد کردند و حمایت دولت های غربی از رفتار آنان را، به عنوان یکی از نقاط ضعف دولت های هفتم و هشتم دانستند. آنان همچنین گفتند که رئیس بنیاد بارن در مسیر دلخواه غرب حرکت کرده است.
در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم هم، افرادی چون کیان تاجبخش، دیدارهای آقای خاتمی با جرج سوروس، پدر انقلاب های مخملی، که در سال های گذشته صورت گرفته بود را، فاش کردند.
گرچه رئیس بنیاد باران در ابتدا، این موضوع را تایید نکرد اما چندی بعد خود سوروس به دیدارهایش با آقای خاتمی اذعان کرد که این موضوع باعث ایجاد دردسرهایی برای رئیس دولت اصلاحات شد.
فرزند مهدی کروبی به تشریح وقایع روز گذشته قزوین و تیراندازی به اتومبیل پدرش پرداخت.
حسین کروبی گفت:« آقای کروبی برای شرکت در مراسم روضه خوانی ماه محرم که در منزل آقای قوامی در قزوین برپا بود روز پنجشنبه به این شهر سفر کرد.»
به گزارش پارلمان نیوز وی افزود:«همزمان با ورود آقای کروبی به قزوین، پیامکی در سطح گسترده به مردم شهر قزوین ارسال میشود که "ولایتمدارها به پاخیرید، کروبی به قزوین آمد" و آدرس منزل آقای قوامی در آن پیامک ذکر شده بود.»
کروبی ادامه داد:«اما آقای کروبی ابتدا به منزل آقای قوامی نمیرود و برای استراحت به منزل یکی از اقوام آقای قوامی میرود تا بعد از اندکی استراحت در مراسم عزاداری شرکت کند.»
وی تصریح کرد:«بعد از ساعتی چند اتوبوس و مینیبوس از پایگاهها در جلوی محل اقامت آقای کروبی مستقر میشوند .این افراد سپس با سنگ و آجر تمامی شیشههای محل اقامت آقای کروبی که در طبقه سوم بود را شکستند و به فحاشی و اهانت به این یار امام راحل پرداختند.»
وی همچنین گفت:«یگان ویژه نیز در محل حاضر و یک دالان برای عبور آقای کروبی ایجاد و پدرم سوار خودرو میشود و با حفاظت یگان ویژه قزوین را به مقصد تهران ترک میکند.»
کروبی سپس اظهار داشت:« در حین ترک منزل؛ این افراد با تخممرغ و آجر به خودرو حمله میکنند و همچنین دو تیر به خودرو اصابت میکند یکی به شیشه جلو و یکی هم به شیشه عقب، با توجه به اینکه خودرو ضدگلوله بود جدار رویی شیشه عقب میشکند و شیشه جلو نیز ترک بر میدارد.»
وی خاطر نشان کرد:«یگان ویژه تا ابتدای اتوبان خودروی آقای کروبی را اسکورت کردند و بعد از آن پدرم به تهران بازگشت.»
یکی از لیدرهای تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران در سنگاپور با بیان این مطلب که افرادی که در ورزشگاه سنگاپور شعارهای سیاسی می دادند همگی سازماندهی شده بودند، گفت: این افراد همگی از یکی از دانشگاههای مالزی بوسیله اتوبوس به ورزشگاه ملی سنگاپور آورده شده بودند.
عباس اسماعیل بیگی در گفتگو با رجانیوز درباره حضور افراد موسوم به فرقه موسوی در ورزشگاه ملی سنگاپور گفت: افرادی که با اغراض خاص به ورزشگاه ملی سنگاپور شعارهای سیاسی میدادند به طور سازماندهی شده و از یکی از دانشگاههای مالزی به این ورزشگاه آورده شده بودند و عدهای از این افراد اصلاً مالایی (مالزیایی) بودند.
وی افزود: هزینه بلیت رفت و برگشت این افراد، اسکان دریک هتل 5 ستاره و خرید بلیتهای بخشی از جایگاه ورزشگاه توسط یک فرد ناشناس پرداخت شده بود.
اسماعیل بیگی ادامه داد: این افراد به صورت هماهنگ به همراه نمادهای متحدالشکل از جمله دستبند و تی شرت که روی برخی از آنها شعارهای سیاسی نیز درج شده بود به ورزشگاه آمده بودند.
این لیدر تیم ملی با بیان اینکه بعضی از این افراد حتی هزینه تهیه بلیت را برای ورود به ورزشگاه را نداشتند، اظهار داشت: هنگامی که به این افراد پرچم ایران داده می شد، عدهای از اینها از گرفتن پرچم مقدس ایران امتناع میکردند و میگفتند که ما برای تشویق ایران به اینجا نیامدیم.
وی ادامه داد: در ابتدای مسابقه همگی این افراد توسط شخصی به طرف راست جایگاه نقل مکان کردند تا سازماندهی آنها آسانتر انجام بگیرد.
اسماعیل بیگی در پایان با اشاره به حضور خبرنگاران رادیو فردا و BBC در میان این افراد گفت: این خبرنگاران با یک میکرفون و فرستنده حرفه ای با حضور خود در میان این جمعیت گزارش شعارها را به طور مستقیم پخش میکردند.
به گزارش صراط حجتالاسلام والمسلمین روح الله حسینیان نماینده تهران در نامهای به هیئت رئیسه مجلس در خالی که به شدت از بازی های سیاسی رییس اصلاح طلب مجلس به نام اصولگرایی گلایه داشت تقاضای استعفا کرده است که متن کامل نامه وی به شرح زیر است: با عرض سلام؛ چنانچه بیشتر دوستان مطلع هستند، اینجانب نزدیک به دوازده سال است کم و بیش در حال مبارزه با جریان انحرافی به اصطلاح اصلاحطلبان هستیم. خداوند خود میداند که چه ظلم ها، فشارها، تهمتها، توهینها و تحقیرها را از این جماعت شنیدم و دیدم. در این میان نصحیتها و زخم زبانهای دوستان را با همه تلخیهایش به جان خریدیم؛ اما به یاری خداوند که همه انگیزهام او بوده هرگز احساس ضعف و ناتوانی نکردم؛ بلکه هرگاه حملات این جماعت بیشتر میشد احساس نشاط میکردم. اما امروز بیش از هر زمانی احساس دلشکستگی و سرخوردگی میکنم. امروز خود را ناتوانتر از همیشه مییابم. هر اقدامی آغاز کردیم با رقابت پیچیده پارلمان تاریستهای حرفهای نقش بر آب شد. جناح اصلاحطلب نزد رئیس عزیزتر و ارزشیتر شدند و هر روز ما مطرودتر و بیخاصیتتر. من خود را موجودی شکست خورده و سرخورده میبینم وقتی میبنیم ریاست کمیته دفاع مجلس یکی از فتنهگرانی است که از بانیان اتهام تقلب در انتخابات بود. وقتی میبینم مجلس اصولگرا نمایندهای را برای این کمیته انتخاب میکند که تا دیروز علناً از یکی از سران فتنه دفاع میکرد و یک روز از عمرش را در راه مبارزه نگذرانده و تنها با تاجران کویتی مینشیند و برمیخیزد و رسالتش توزیع آدامس در بین نمایندگان است. امروز میبینیم دهها نشریه با حمایت بیتالمال تمام ارزشهای اخلاقی و سیاسی امت حزبالله را زیر ضربات خود گرفتهاند. وقتی از ریشه اینها تحقیق میشود میبینیم هر دستهای از اینها از دفتر یکی از مسئولان جمهوری اسلامی سیراب میگردند. امروز مردمی که دنبال صد هزار تومان وام میگردند ناگهان چشم باز میکنند دهها میلیون تومان بیتالمال به جیب هنرپیشههایی میریزد که نه دل در گرو اسلام دارند و نه در گرو حتی این کشور و بدتر ناگهان تصویر آنها را در کنار هم باید شاهد باشیم و هیچکس هم اخم نکند؟ چرا مأیوس و سرخورده نباشم. امروز بسیج و نیروهای انتظامی که در جریان فتنههای اخیر در خط مقدم علیه مزدوران آمریکایی میجنگیدند تا از امنیت مردم دفاع کنند به بهانه تخلف چند نفر (که باید هم برخورد شود) اینان با تمام وجود مورد تحقیر و ظلم دادگاههای نظامی قرار میگیرند، تمام بدنه تحت تعقیب قرار میگیرند. فرماندهان مورد اذیت و توهین قرار میگیرند؛ ولی هیچ کس دفاعی نمیکند و هیچکس نمیپرسد نیرویی که میخواهد از امنیت مردم و ارکان نظام دفاع کند با این روحیه زخم خورده چگونه و چرا؟
به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید .....
من خود را سرخورده و شکست خورده میبنیم که کسانی در دفاتر مسئولان نظام جمهوری اسلامی حاکم شدهاند که 180 درجه با رهبری نظام زاویه دارند. چرا احساس یأس و شکست نکنم که با همه فداکاری این مردم معتقد و ولایتی در این نظام کسانی نصب میشوند که تا ثریا فاصله با رهبری نظام دارند کسانی که در این فتنه تا جایی که احساس ترس نکردند از حریف حمایت کردند. من نمیدانم اگر به کارگیری این افراد چند چهره به مصلحت میباشد آیا سرخورده شدن صدها مانند من هم مصلحت این نظام است؟ البته میدانم که همه برای نصب این افراد توجیهی دارند و ادله و مبانی؛ اما باید به من حق بدهند که آنان خضرند و من موسی، بسیاری از تصمیمات را نمیفهمم، بسیاری از رفتارها را سوراخ کردن کشتی انقلاب میدانم، بسیاری از الطاف کریمانه به منافقان را ساختن جدار بر مردمی بیمعرفت میدانم که از لقمهای بر گرسنگان راه کوتاهی کردند. بسیاری از شخصیتکشیها را قتل بیگناهان میدانم. اعتراف میکنم که اشکال از من و بیعمقی من است به همین جهت این حق را به خضر نبی میدهم که مرا از خود براند و به همین جهت من به آنها حق میدهم تا به من بگویند: «اَلَم اقُل لکَ انّک لن تستطیعَ معی صبراً» و باز بر سرم فریاد زنند «هذا فراقٌ بینی و بینک». من یک ظاهرگرا هستم فقط این را میدانم که طبق قانون اساسی در مجلس سوگند خوردهام و همصدا با دیگر نمایندگان تکرار کردهام که «من در برابر قرآن مجید به خدای قادر متعال یاد میکنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد مینمایم که پاسدار حریم اسلام و نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم.» ولی میبینیم تجربه این مدت به من نشان داده است که قادر به وفاداری به این سوگند نیستم. مطمئن هستم که با مرگ سیاسی یا جسمانی حقیری مانند من نه بر دامن کبریایی ولایت گردی خواهد نشست نه از روند انقلاب خواهد کاست و مطمئن هستم یأس و سرخوردگی این بنده حقیر در روحیه حتی یک نفر هم تأثیر نخواهد پذیرفت. این سیل خروشان همچنان به پیش خواهد رفت و آنچه نابود خواهد شد درماندگان و خستگان و فرسودگان خواهند بود. از طرفی میدانم که کینهتوزان از این به بعد تحلیلها خواهند کرد و خواهند گفت نتیجه تندی و افراط همین است. بگذارید تا هر کس هرچه میخواهد قضاوت کند. قضاوت نهایی با خداوندی است که بر همه دلها آگاه است و انگیزهها را بهتر از همه ما میداند و به عدل و انصاف حکم خواهد راند. آنچه که باید بدانند این است که من لحظهای از گذشته خود پشیمان نیستم و از آنچه با من شده است راضی به رضای اویم چون همه آنها «بعینالله» بوده است. در پایان از امت حزبالله و به خصوص مردم تهران که به اینجانب رأی داده بودند عذرخواهی میکنم. من قول داده بودم که به شما خدمت کنم و حال خود را ناتوان از خدمت میدانم. امید است که در دو سال آینده فردی انتخاب شود که بتواند خدمتگزار شما ملت خدایی باشد. بسیار فکر کردم بسیار دعا کردم و از خداوند خواستم تا راهی برای خروج از بنبست به من نشان دهد: اما خود را همچنان در مقابل هزاران سؤال امت حزبالله بیجواب میدانم. خداوند تنها یک راه را به من نشان داد و آن گوشهگیری و عزلت البته «لاتَدری لعلّ اللهَ یُحْدِثٌ بعد ذلک امراً» بدینوسیله رسماً استعفای خود را از نمایندگی مجلس شورای اسلامی خدمت هیئت رئیسه محترم اعلام میدارم.
با آروزی طول عمر رهبر عزیز دولت به کام باد روحالله حسینیان»
گفتنی است بر اساس آئیننامه داخللی مجلس هر نماینده که اعتبارنامه او به تصویب رسیده است میتواند از مقام نمایندگی استعفاء دهد. پذیرش استعفاء موکول به تصویب مجلس است. همچنین نماینده تقاضای استعفاء مدلّل خود را به عنوان رئیس مجلس مینویسد و رئیس مجلس آن را در اولین جلسه علنی و بدون قرائت متن، اعلام و در دستور کار هفته بعد میگذارد. نماینده میتواند قبل از شروع بررسی در مجلس تقاضای استعفاء خویش را مسترد دارد. بررسی تقاضای استعفاء بدین ترتیب خواهد بود که ابتدا تقاضای استعفاء قرائت شده و سپس شخص متقاضی استعفاء یا نماینده دیگری به تعیین او تقاضای دفاع خواهد نمود. مدت قرائت تقاضای استعفاء و توضیح نماینده متقاضی استعفاء حداکثر نیم ساعت است. مخالف یا مخالفین نیز حداکثر نیم ساعت میتوانند صحبت کنند و پس از آن رأیگیری به عمل میآید. در صورت تصویب تقاضای استعفاء مراتب از طریق هیأت رئیسه به وزارت کشور اعلام میشود تا طبق قانون انتخابات اقدام نماید.
نماینده مردم تهران، ری، اسلام شهر و شمیرانات در مجلس شورای اسلامی گفت:آقای هاشمی شما در حالی درباره اقدام جامعه مدرسین که بر اساس وظیفه ذاتی و انقلابی اش بوده ، به فاصله یک روز اظهار نظر کرده و آن را زیر سئوال برده اید که به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری درباره حوادث کودتای روز عاشورا سکوت کرده اید؟!
به گزارش رجانیوز، متن کامل نطق حجت الاسلام رسایی به شرح زیر است:
با سلام و صلوات بر رسول گرامی اسلام و اهل بیت طاهرینش . در ابتدای سخن لازم می دانم از ملت غیور ایران و بویژه مردم شریف تهران ، ری ، شمیرانات و اسلامشهر به دلیل حضور آگاهانه و با بصیرتشان در راهپیمایی نهم دی ماه در دفاع از اصل ولایت ، تقدیر و تشکر کنم که ملت ایران با این حضور پرشور ، پس از سی سال نه تنها پایبندی به آرمان های امام راحل را به اثبات رساند که این حرکت غیورانه ، در حقیقت جلسه محاکمه سران فتنه در خیابان های تمام شهرهای ایران بود.
ملت شریف ایران ! در سابقه تاریخ این کشور همواره تلاش های دشمن برای شکست انقلاب اسلامی مشهود بوده است. روزگاری با جنگ های داخلی ، در مقطعی با ترورهای کور ، زمانی با بمب گذاری ها ، دوره ای نیز با حمله نظامی مستقیم آمریکا در طبس و حتی آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله . اما در کنار تمامی این موارد در مقطعی نیز عناصری فریب خورده برای رسیدن به قدرت ، تن به کودتا دادند !
در برخی از کودتای سال های نخست انقلاب ، جریان استکبار با بهره گیری از تغییر هویت عناصر سیاسی و دینی پشیمان اما قدرت طلب و با حمایت شبکه مالی و رسانه ای خود ، برای فروپاشی انقلاب گام برداشت . امام امت با توجه به وحدت ملت و مسئولان پایبند به ولایت ، این کودتاها را در نطفه خفه کرد . پس از این اقدام ، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در اقدامی انقلابی و بر اساس رسالت تاریخی اش به عزل مرجع کودتا رای داد .
امام امت سال ها بعد در پیام مشهور به منشور روحانیت از این اقدام جامعه مدرسین تجلیل کرد اما این فقط امام نبود که به تجلیل از اقدام فقهای جامعه مدرسین پرداخت بلکه آقای هاشمی رفسنجانی نیز در این باره در سخنان قابل تاملی گفت : "این آقایانی که به نام جامعه مدرسین بیانیه میدهند، همهشان یا اکثریت قاطع آنان، مجتهد و اهلنظر و خبره هستند و در حوزه بودهاند و جریانات را هم خوب میشناسند. نظر اینها نظر محکمی است، یعنی نمیتوان از نظر اینها گذشت ."
آقای هاشمی شما برخلاف امروز ، در سال 1360 خود رسما یک مرجع تقلید را عزل کردید و گفتید : "شریعتمداری به دلیل ضعف در درک نقشه های دشمن برای براندازی جمهوری اسلامی صلاحیت مرجعیت را ندارد ." آقای هاشمی رفسنجانی شما که امروز و پس از کودتای مخملی عده ای هنوز هم حاضر به دست برداشتن از حمایت آنها نیستید ، آن روز خطاب به سران کودتا گفتید : "چطور میشود که این افراد خطر ریختن خون مردم را برای مردم و حکومت و جامعه اسلامی ببیند و فکری برای جلوگیری از آن نکند. یک مرجع نمیتواند تا این حد، بیدرک و بیتقوا باشد."
اکنون نیز در سال 1388 با حمایت دشمنان قسم خورده انقلاب ، کودتایی از جنس نرم کلید خورد و به لطف الهی با درایت ، تیزبینی ولی فقیه زمان و تبعیت مردم از معظم له ، این کودتا هر چند هزینه هایی را به ما تحمیل کرد اما در نهایت به شکست انجامید . امروز نیز جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برای بار دوم با همان ویژگی هایی که شما برشمرده اید، به عدم صلاحیت فردی که با تیتر روزنامه های زنجیره ای و خبر سازی بی بی سی و رسانه های آمریکا و اسرانیل به عنوان مرجع تراشیده شد، رای داد اما شما می گویید که در تاریخ تشییع هرگز مرجعی عزل یا نصب نشده است !؟
آیا سال های دهه شصت که شما عزل یک مرجع همسو با ضد انقلاب را اعلام کردید و تیتر روزنامه جمهوری اسلامی شد، جزو تاریخ شیعه نیست ؟ آقای هاشمی شما در اردیبهشت سال 1360 گفته اید : "چهرههایی مانند بختیار، ازهاری، بنیصدر، امینی، رجوی، رضا پهلوی و رادیوهای آمریکا، بیبیسی، کلن، اسرائیل و ... همه مسأله عزل شریعتمداری را به عنوان جریانی وانمود کردند که در ایران میتواند بخشی از مردم را تحریک کند." امروز به ما بگویید که بنی صدر و رجوی و ربع پهلوی و رسانه های استکباری در باره کودتای پس از انتخابات و سران این کودتا و مرجع عزل شده آن چه نظری می دهند !؟ آیا امروز آنها مردم را تحریک نمی کنند؟! آیا امروز شما با سکوتتان به تحریک آنها کمک نمی کنید؟!
آقای هاشمی شما در حالی درباره اقدام جامعه مدرسین که بر اساس وظیفه ذاتی و انقلابی اش بوده ، به فاصله یک روز اظهار نظر کرده و آن را زیر سئوال برده اید که به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری درباره حوادث کودتای روز عاشورا سکوت کرده اید؟!
روز عاشورا در کنار هتک حرمت عزای حسینی ، عده ای فریب خورده در برنامه ای سازمان یافته با حضور در خیابان شعار مرگ بر مهمترین اصل قانون اساسی را سر دادند و شما در قامت رییس مجلس خبرگان که مهمترین وظیفه اش پاسداری از این اصل است ، لب باز نکردید؟
نمی دانم شاید در صحت این اخبار شک داشتید ، که اگر در کودتا بودن حوادث بعد از انتخابات و هدف بودن اصل ولایت فقیه شک دارید ، کافی برای ساعتی به شبکه های صهیونیستی و آمریکایی حامی این اقدام نظاره وتیتر برخی رسانه های داخلی آنها را مرور کنید . اما بدانید که جمعیت بیش از چهل میلیونی ملت ایران که در نهم دی به خیابان ها آمد در کودتا بودن این اقدام تردید نداشت.
شما در نطق سال 1361 از شخصیت های ورشکسته سیاسی و سران استکباری دنیا که از آنها حمایت می کنند، خواسته اید تا به تجمع پرشور مردم اردبیل و تبریز در حمایت از رهبری توجه کنند و عبرت بگیرند ، چرا امروز از سران فتنه نمی خواهید تا با توجه در سیل خروشان مردم ایران که قطعا ترکیب این سیل را نمی توان تنها حامیان کاندیدای پیروز انتخابات دهم دانست بلکه حماسه روز نهم دی با قدم های استوار همان کسانی رقم خورد که در 22 خرداد با دستشان افتخار چهل میلیونی را در پای صندوق های رای آفریدند.
آقای هاشمی ! شما در خطبه های نماز جمعه دهه شصت از دانشجویان خط امام خواستید تا برخی از اسناد حمایت آمریکا از سران کودتا و محتوای جلسات آنها را در اختیار مردم قرار دهند ، چرا امروز از سربازان گمنان امام زمان نمی خواهید تا از محتوای جلسات متعدد عده ای ورشکسته سیاسی برای به زمین زدن اصل ولایت دور هم نشستند و از جمله در بیت همین فرد معزول از سوی جامعه مدرسین یک شب قبل از مراسم تشییع فرد فوت شده تا صبح به بحث پرداختند ، جامعه را خبر دار کنند.
آقای هاشمی ! اگر در سر دادن شعارهایی به منظور حذف ولایت فقیه شک دارید ، خب از نزدیکانتان که به منظور سازماندهی اغتششات روز عاشورا یکی از لندن و دیگری در زیر پل کالج در جمع آشوبگران بوده ، سئوال کنید.
والله قسم که ما دفاع از ولایت را از مثل شما آموخته ایم ، یادتان هست امام امت در آخرین ساعات عمر پربرکتشان در حالی که دست در دست شما و رهبری معظم داشتند فرمودند که من برای انقلاب هیچ خطری احساس نمی کنم مگر جدایی شما دونفر و آن روز رهبر انقلاب خطاب به امام امت فرمودند که مطمئن باشید که این جدایی هرگز از جانب من اتفاق نخواهد افتاد. این اتفاق از جانب رهبرمان نیفتاد بلکه ایشان بارها و بارها آغوش باز کرد اما هر بار جز بی مهری چه دید؟
و امروز ما شاهد چشمان نگران رهبرمان هستیم که به دلیل رفتار برخی از خواص خون دل می خورند وفریاد " أین عمار" سر می دهند. آقای هاشمی لطفا یک بار دیگر به گذشته برگردید و خاطراتتان را مرور کنید و بیاد بیاورید که امام فرمود : الله الله فی بیوتکم .
خدایا انقلاب ما را از شر آقازاده های نااهل از یک سو و وسوسه مسئولان دفاتر بویژه در قوای مجریه و مقننه امان بدار .
پروردگارا ! بد عاقبتی کسانی که انسان فکر نمی کرد بد عاقبت شوند ، دل آدم را می لرزاند، ما را بد عاقبت نگردان. (دعای رهبری در شام عاشورای امسال)
روز پنجشنبه، مهدی کروبی که برای جلوگیری از انحلال حزب اعتماد ملی به قزوین سفر کرده بود، با اعتراض گسترده مردم، با حمایت نیروی انتظامی و پلیس ضد شورش موفق به ترک قزوین شد.
به گزارش جهان، به دنبال این موضوع فرزند مهدی کروبی در مصاحبه ای مدعی شد که در جریان این اعتراض، دو تیر به سمت ماشین پدرش شلیک شده است.
اما اظهارات شاهدان عینی و تائید یک مقام انتظامی در استان قزوین که خود در محل حادثه بوده است خلاف ادعاهای فرزند کروبی را ثابت می کند.
گفتنی است به دنبال مصاحبه فرزند کروبی که با هدف القاء حکومتی بودن این اعتراض انجام گرفته بود، رسانه های بیگانه در 24 ساعت گذشته تبلیغات وسیعی را علیه کشورمان انجام دادند.
لازم به ذکر است حسین کروبی پیش از این اصل و محتوای مصاحبه خود را با خبرگزاری ایرنا تکذیب کرده بود که این خبرگزاری با انتشار فایل صوتی آن مشخص کرد که چقدر دروغ گفتن راحت شده است!
مهدی کروبی ساعاتی پس از ورود به قزوین با اعتراض شدید مردم این شهر مواجه شده بود، با کمک نیروهای ضد شورش توانست از محاصره مردم خشمگین قزوین که قصد برخورد جدی با او را داشتند، خلاص شود.
به گزارش رجا به دنبال بالا گرفتن اختلافات در شاخه قزوین حزب اعتماد ملی بود که عصر پنجشنبه کروبی و منتجب نیا راهی این شهر شدند. انتشار خبر سفر کروبی به قزوین با واکنش شدید مردم و اجتماع گسترده اقشار مختلف این شهر روبرو شد. مردم قزوین که نزدیک غروب از سفر کروبی به این شهر مطلع شده بودند، خود را به سرعت به محل اسکان کروبی رساندند و با شعارهای خود اعتراضشان را اعلام کردند.
نیروهای انتظامی و نیروهای ضد شورش از همان دقایق اولیه برای حفاظت از کروبی در محل حاضر شدند که درگیری هایی نیز بین مردم و نیروی انتظامی صورت گرفت. جمعیت چند هزار نفره ای که در اطراف محل اسکان کروبی(خانه یکی از نزدیکان ناصر قوامی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم) جمع شده بودند، شعار می دادند: "شهر شهید رجایی جای منافقین نیست"، "کروبی بی سواد، آلت دست موساد"، "کروبی چادرت رو سرت کن، از شهر ما فرار کن!"، "مرگ بر ...
با زیاد شدن جمعیت خشمگین، پلیس ناگزیر درصدد خارج کردن کروبی از محل برآمد. نیروهای یگان ویژه بارها تلاش کردند تا مسیر خروج کروبی را باز کنند که چندین بار با شکست مواجه شدند. در نهایت با کنار زدن مردم راه را برای خروج ماشین حامل کروبی باز شد و خودروی سیاه رنگ حامل کروبی در میان سیل پرتاب تخم مرغ، گوجه فرنگی و سنگ با سرعت از میان جمعیت گریخت.
بعد از رفتن کروبی، مردم خشمگین سینه زنان و با فریاد "مرگ بر منافق"، "این همه لشگر آمده، به عشق رهبر آمده" و خواندن شعر کجایید ای شهیدان خدایی به سمت خانه سید ناصر قوامی نماینده دور ششم،که در فاصله کمی از محل اسکان کروبی قرار داشت حرکت کردند و در آنجا بار دیگر نسبت به سفر کروبی به شهر شهید رجایی اعتراض خود را اعلام کردند.
گفتنی است چندی پیش شاخه قزوین حزب اعتماد ملی طی بیانیه ای به انتقاد از عملکرد کروبی پرداخته بود. در این بیانیه آمده بود:«با توجه به حوادث پس از انتخابات که متأسفانه تجمعات آرام معترضان به نتایج انتخابات توسط عدهای فرصتطلب و منافق به اغتشاش و درگیری و همچنین کشته شدن تعدادی از هموطنان عزیز منجر شد، حزب اعتماد ملی منطقه قزوین با مخالفت و محکوم کردن اینگونه حرکات مشکوک و طرح شعارهای ساختارشکنانه و حرکتهای دیگری که در حال برنامهریزی و اجرا بوده و ماهیت آنها با دیدگاههای معترضان به انتخابات و آرمانهای امام (ره) مغایرت اساسی دارد بر حرکت در چارچوب نظام و حفظ اصول آن تأکید میکند.»
این بیانیه همچنین می افزود:«گروههایی که سالها بود جسارت و شهامت حضور و فعالیت را در خود نمیدیدند متأسفانه فضای پیش آمده را مغتنم شمرده و به کمک ایادی ضدانقلاب خود در تهران و برخی از نقاط کشور دست به اغتشاش و آشوبزده و حتی حرمت ایام تاسوعا و عاشورای امام حسین (ع) را نیز نگه نداشته و بسیار وقیحانه رفتار کردهاند، این افراد کسانی هستند که هیچ علاقه و وابستگی به طرفین چه اصلاحطلب و چه اصولگرا نداشته و برای رسیدن به اهداف شوم خود متأسفانه این روزها به دروغ نام اصلاحطلب بر خود نهادهاند در صورتی که در نخستین فرصت ضربه خود را به هر دو گروه میزنند.»
اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی قزوین در بیانیه خود تصریح کرده بودند:«همراه با مردم انقلابی ایران عزیز، حزب اعتماد ملی منطقه قزوین ضمن محکوم کردن حرکتهای مذبوحانهای که این روزها اصول انقلاب و جایگاه رهبری را نشانه گرفتهاند، از شورای مرکز حزب به خصوص شخص دبیرکل آن آقای کروبی انتظار دارد که به طور شفاف مرز خود را از این افراد جدا کرده و شائبه به وجود آمده در میان طرفداران حزب اعتماد ملی را برطرف کند و با صدور اطلاعیهای در این زمینه تکلیف خود و دوستان هم حزبی را با عناصر آشوبگر و ساختارشکن مشخص فرماید.»
در پایان این بیانیه تأکید شده بود:«در صورت عدم موضعگیری دبیرکل محترم در این زمینه٬ قطع یقین اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی قزوین، در زمینه ادامه فعالیت حزب اعتماد ملی تصمیم دیگری اتخاذ میکنند.» به نظر می رسد اختلافات در میان اصلاح طلبان وارد فازهای تازه تری شده است.
حاشیه نگاری از اعتراضات مردم به حضور سفر کروبی در قزوین
در میان جمعیت حضور پیر و جوان، دانشجو و طلبه، زن و مرد به چشم می خورد. کسانی که خبر سفر کروبی به گوششان رسیده بود، خود را با عجله به محل رسانده بودند.
تجمع مردم از حدود ساعت 8 شروع شد و تا نیمه شب ادامه یافت. کروبی حدود ساعت 30/10 بود که مجبور به ترک محل شد.
پیرمردی با چند شانه تخم مرغ در میان جمعیت حاضر شده بود.
در جریان خروج خودروی حامل کروبی از خانه، در اثر اصابت اشیاء مختلف خودرو آسیب دید.
شیشه های محل اسکان کروبی در اثر اصابت سنگ شکسته شد.
یکی از حاضران در تجمع که متوجه حاشیه نگاری خبرنگار ما شده بود، گفت بنویسید که اینجا خبری از ساندیس نیست!
اجتماع مردم خشمگین قزوین در حالی شکل گرفته بود که بسیاری از مردم هنوز از سفر کروبی مطلع نشده بودند. برخی هم که دیر به محل رسیدند.
با وجود ترک محل توسط کروبی تجمع در مقابل خانه سید ناصر قوامی نماینده مجلس ششم ادامه یافت و با رفتن کروبی خاتمه پیدا نکرد.
در طول تجمع مردم بیکار ننشستند و به دیوار نویسی بر روی دیوارهای محل اسکان کروبی و خانه ناصر قوامی مشغول شدند.
شب گذشته به دنبال اعلام گسترده سبزها از شبکه های اینترنتی و ماهواره ای، کودتاگران سبز با همکاری عادل فردوسی پور مجری خائن برنامه فرمایشی نود در یک تقلب گسترده پیامکهای ملت بزرگ ایران را دزدیدند و با تبلیغات سوء خود گزینه متقلب 3 را به عنوان گزینه برتر اعلام کردند و همچنان دارند با آن پز می دهند.
به گزارش جهان این در حالی است که علی رغم ارسال SMS جمعیت میلیونی هوادار گزینه 1 ، مسئولین این برنامه که دروغگویی خود را پیش از این به اثبات رسانده بودند، با حذف پیامکهای ارسالی از شهرستانها نتیجه را به نفع گزینه جنبش سبز تغییر دادند.
طیق اعلام قبلی قرار بود شمارش پیامکها بصورت دستی انجام شود که در لحظات آخر با جایگزین کردن نرم افزار شورای نظارت برنامه نود به یکباره رای مردم جا به جا شد و به گزینه 3 تعلق گرفت. همچنین برای اولین بار در تاریخ برنامه نود ساعت پخش این مسابقه تمدید نشد و از همه مهمتر با وجود چندین بار اعلام پیش از موعد نتیجه مسابقه، نتیجه نهایی در پایان اعلام نشد.
بنابر گزارشهای بسیار موثق با تلاش آقازاده عادل فردوسی پور، سیمکارتهایی از کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد کشور شد و در دست عده ای از کودتاگران قرار گرفته است که بارها با ارسال SMS تکراری نتیجه مسابقه را تغییر دادند.
سایتهای تویتر، فیس بوک و بالاترین قبل از پایان رای گیری رسما اعلام نمودند که با 77 در صد پیروز شده اند. این خود نشان دیگری از تقلب گسترده در این برنامه بوده است.
نکته جالب اینکه علی رغم محبوبیت گسترده گزینه شماره دو مسابقه، این گزینه در کمال ناباوری پس از آنکه چندین دقیقه به خواب رفته بود میزان رای هایش از تعداد SMS های باطله نیز کمتر شد و موجبات روان پریشی نامبرده را به همراه داشت.
یکی از بزرگترین متفکران عالم به خبرنگار بی بی سی گفت: از دیگر اسناد این کودتای بزرگ می توان به تقلب گسترده موبایلهای کد تالیا و ایرانسل اشاره کرد. مگر می شود که همسر شما سیمکارت ایرانسل داشته باشد ولی ایرانسلی ها به گزینه سوم رای دهند؟ مگر می شود خود شما تالیا داشته باشید ولی مشترکین تالیا به گزینه دیگری رای دهند؟ اینها تقلبات گسترده ای است که هر آدم نادانی هم می فهمد چه برسد به من که سومین متفکر عالم هستم.
لذا حداقل خواست ملت بزرگ ایران ابطال این نظر سنجی توسط شورای نظارت صداوسیما و برنده اعلام کردن گزینه شماره یک می باشد.
بدیهی است چنانچه این اتفاق نیفتد ملت خداجوی و عزادار با حضور در خیابانها انتقام خود را از سطلهای زباله شهرداری خواهند گرفت و پدر و مادر مخالفین را به عزایشان می نشانند.
کودتاگران بویژه عادل فردوسی پور بدانند: گیرم که این هفته SMS ها را دزدیدید، هفته بعد چه می کنید، هفته بعدش چه می کنید هفته بعد ترش چه می کنید... باید بدانید که ملت ایران بیدار شده است و حتی اگر ما هم نخواهیم ملت راه خود را ادامه خواهد داد.
گفتنی است رسانه های کودتاگران نتیجه نهایی این مسابقه فرمایشی را بدین شرح اعلام کردند.
گزینه 1. بیست در صد کل پیامکها گزینه 2. کمتر از 4 در صد کل پیامکها گزینه 3. هفتاد وشش درصد کل پیامکها
این در حالی است که تعداد SMS ها در برخی استانها از تعداد سیمکارتها و گوشی های موبایل بیشتر بوده است!
لازم به ذکر است یک مقام آگاه مدعی تقلب به خبرنگار ما گفت: عمراً اسناد این تقلب گسترده را ارائه کنیم.
با انتشار فیلمی مستند، نقش بیگانگان در «قتل های رسانهای» افشا شد
جزئیات تازه از قتل ندا
گروه سیاسی: ندا آقا سلطان و قتل وی در جریان حوادث پس از انتخابات، سوژهای برای حامیان داخلی موسوی و رسانههای خارجی حامی وی شد تا وی را به عنواننماد مظلوم نمایی خود قرار داده و با انتشار غیر قابل برآورد آن در تمام رسانههای دنیا، اقدام به پیگیری اهداف خود کردند. این روزها زوایای مختلفی از دروغپردازیهای سران جریان موسوم به سبز، ازحوادث پس از انتخابات تاکنون آشکار شده و همین موضوع نهتنها موجب بیاعتباریآنها که باعث خشم ملت نسبت به آنها و درخواست برخورد شدید دستگاه قضا با این هتاکان و دروغگویان شده است. این روزها که عامل اصلی حوادث انتخابات یعنی موسوی، خود به دروغ بودن محرک اصلی آشوبها ـ یعنی ادعای تقلب ـ معترف شده و پروژههای مضحکی چون سعیدهپورآقایی، ترانه موسوی، عاطفه امام و در راس آنها پروژه خندهدار «72 تن» تشت رسوایی این جماعت شده؛ افشای پشت پرده قتل نداآقا سلطان میتواند اوج نفاق و شیطان صفتی هدایتکنندگان آشوبهای پس از انتخابات در تهران را هویدا کند. طی چند هفته اخیر فیلمی جدید و ارزیابی شده از صحنه معروف قتل ندا آقا سلطان در فضای سایبر منتشر شده که بررسی آن نشان میدهد، قتل ندا آقا سلطان، بسیار مشکوک و یک پروژه طراحی شده از سوی عوامل سرویسهای امنیتی انگلیس و آمریکا بوده است. تناقضات این فیلم و نیز اظهارات آرش حجازی به عنوان فرد حاضر در صحنه و متهم اصلی قتل ندا آقاسلطان از یک سناریوی از قبل طراحی شده برای این موضوع خبر میدهد. براساس تحلیل و بررسیهای تهیهکنندگان این فیلم مستند، آقا سلطان در این صحنه کشته نشده و در جای دیگری به قتل رسیده است.
انتشار این فیلم جدید از قتل ندا آقاسلطان که بر فرضیه قوی صحنهسازی بودن این ماجرا صحه میگذارد، ابعاد فاجعهباری از تلاش سرویسهای اطلاعاتی غرب و همراهان داخلی آنها در حوادث اخیر را آشکار میکند. در این مستند، گفته میشود که ندا آقاسلطان با همکاری عوامل بیگانه در لحظه فیلمبرداری از صحنه ساختگی قتل خود، با دستگاه یا کیسهای مخصوص، خون را روی صورت خود جاری میکند. همچنین تناقضهای آشکار عکس معروف ندا آقا سلطان با فیلم پخش شده از وی نشان از زوایای پنهان این توطئه دارد. بر اساس بررسیهای صورت گرفته روی این فیلم،
ندا آقا سلطان در این سناریو، خود همکاری میکرده و پس از اینکه همراه با آرش حجازی وارد خودرو برای انتقال به بیمارستان شده، توسط یکی از همراهان کشته میشود. گفتنی است، از همان روزی که فیلم با کیفیت بالای قتل ندا آقاسلطان برای اولین بار از CNN پخش و پیگیری آن به بیبیسی فارسی سپرده شد، با توجه به شواهد موجود، از جمله کیفیت فیلمبرداری، فاصله فیلمبرداری از محل درگیری، خلوت بودن خیابان، اسلحه به کار برده شده، زاویه اصابت گلوله و اصابت گلوله از فاصله نزدیک(بر اساس گزارش پزشکی قانونی)، فرار آرش حجازی به انگلیس در روز بعد از قتل، ارتباطات حجازی در انگلیس و شواهد دیگر، این فرضیه مطرح شد که آقاسلطان با طراحی سرویسهای جاسوسی انگلیس و آمریکا وعاملیت بخشی از هواداران موسوی به قتل رسیده است. طرح این فرضیه توسط رسانههای انقلابی و شواهد ارائه شده برای آن در روزهای پس از پخش فیلم در CNN و بی بی سی فارسی، خشم رسانههای بیگانه و همراهان داخلی آنها را برانگیخت به طوری که پس از آن به ورطه تناقضگویی و فحاشی افتادند. جزئیات این قتل شیطانی در ابتدای صحنه فیلم معروف ندا آقا سلطان، آرش حجازی به همراه مربی موسیقی ندا آقاسلطان، وی را روی زمین نشانده و دراز میکنند. نخستین موضوعی که بسیار جلب توجه میکند، حجم خون فراوانی است که روی زمین و زیرپای ندا آقا سلطان ریخته شده است و این در حالی است که این حجم انبوه خون تناسبی با خون ریخته شده بر گلوی ندا آقا سلطان و دستان این 2 نفر که به ادعای خود میخواستند مانع خونریزی شوند، ندارد. مورد قابل توجه دیگر رفتار عادی اطرافیان است. در همان ابتدای فیلم به خوبی مشخص است که عابران اندک خیابان در حال رفت و آمد عادی خود هستند. ولی این آرش حجازی و مربی موسیقی ندا هستند که هیجان زده شدهاند. اگر شلیکی صورت گرفته بود، چرا عابران رفت و آمد عادی خود را داشتند. در این فیلم به وضوح مشخص است که آرش حجازی در لحظهای که ندا را روی زمین دراز میکند به دوربین نگاه میکند و در واقع کاملا مشهود است که وی به دنبال آن است که ببیند آیا دوربین صحنه را تعقیب میکند و در واقع کلیت صحنه را در نظر میگیرد. پس از دراز کردن ندا روی زمین، برای جلب توجه مردم، آرش حجازی فریاد میزند[ندا] تیر خورده! قطعاً این موضوع هم برای جلب توجه مردم اطراف که در حال رفت و آمد عادی خود هستند، است و هم اینکه در حال گفتن دیالوگ مربوط به این فیلم هستند. دوربین بلافاصله پس از تصویربرداری از پایین بدن ندا ـ برای به تصویر کشیدن خونی که روی زمین ریخته شده ـ به بالای بدن وی میرود. در این لحظه به نظر میرسد که ندا به دوربین نگاه میکند و بلافاصله نگاه خود را از دوربین برمیگرداند. در این هنگام مربی ندا فریاد میزند که «ندا بمون، ندا نرو، ندا مقاومت کن»، این دیالوگ قطعا غلظت احساسی این فیلم را افزایش میدهد. آرش حجازی نیز به همراه مربی ندا، دست بر گلوی وی گذاشتهاند و به اصطلاح میخواهند مانع خونریزی شوند. در ادامه فیلم، خون از دهان و بینی ندا خارج میشود و فردی که بالای سر ندا ایستاده داد میزند که «مُرد آقا، مُرد». در ادامه همین شخص دوباره فریاد میزند «مُرد» و اقدام به فریاد زدن و داد کشیدن میکند! این فرد همچنین با به زبان راندن برخی الفاظ رکیک ـ مخاطب وی مسؤولانند ـ سعی بر آن دارد که واکنش خود به دیدن این صحنه دلخراش را با این الفاظ رکیک انجام دهد تا به نوعی حس قضاوت این صحنه را در بینندگان به وجود آورد.
آرش حجازی در بیبیسی فارسی آرش حجازی پس از خروج از کشور در گفتوگو با بیبیسی فارسی در توضیح این اتفاق میگوید: «سر و صدا را در خیابان شنیدم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم و ببینم که چه خبره. خیابان خسروی را تا انتها رفتم و رسیدم به خیابان کارگر تا اینکه رسیدم به جایی که مردم جمع شده بودند و 50متر پایینتر پلیس ضدشورش با موتورهاشون ایستاده بودند و مردم را عقب میراندند. در یک لحظه گاز اشکآور بین مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند. در همان زمان پلیس به سمت مردم حرکت کرد با موتور و مردم در خیابان خسروی دویدند. ندا هم در میان اون مردم بود (چطوری ندا را میشناخت؟!) و میدیدمش و مرتب در تمام این مدت ما ایشون رو میدیدیم. ما همینطور دور شدیم تا به تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی رسیدیم، جایی که مردم پراکنده شدن دیگه و چند نفری ایستاده بودند که ببینن چیکار باید بکنن که در اون لحظه ما صدای تیری رو شنیدیم. من از دوستی که کنارم ایستاده بود پرسیدم که این چی بود؟ گلوله بود؟ و اون گفت که نه. میگن که گلولههای پلاستیکی دارن. منتها در همان لحظه من برگشتم و دیدم خون از سینه خانم ندا که در یک متری من ایستاده بود داره فواره میزنه! من به طرف ایشون رفتم و به کمک فردی که فکر میکردم پدرشونه و بعدا شنیدم که معلم موسیقیشونه، روی زمین خواباندیم و سعی کردم که با فشار دستم جریان خون رو متوقف کنم ولی گلوله به آئورت ایشون خورده بود و ریه ایشون رو پاره کرده بود. گلوله از جلو وارد شده بود به سینه ایشون. متأسفانه نتوانستم کاری برای ایشون بکنم. متأسفانه هر چه فشار به سینه ایشون آوردم وقتی که آئورت ایشون پاره شده بود، خون در مدت 30ثانیه، 40 ثانیه از بدن خالی شد». حجازی این گمانه که ممکن است شلیک از سوی نیروی انتظامی نباشد را رد کرد و گفت: مردم نه سلاح سرد حمل میکردند و نه سلاح گرم. تنها سلاحشون صداشون بود که اون هم چند روز قبل از این اتفاق، مردم در سکوت راهپیمایی میکردند و هیچکس جلوی ایشون نبود. مردم کنار ایشون راهپیمایی میکردند. موقعی که صدای گلوله شنیده میشد و گلوله از جلو اومد. کوچه خالی بود موقعی که گلوله اومد. نکات عجیب در صحبتهای آرش حجازی 1- آرش حجازی در توضیح خود از حوادث قبل از صحنه به اصطلاح تیر خوردن ندا، چندبار ندا آقاسلطان را دیده است: «ندا هم در میان اون مردم بود. و میدیدیمش و مرتب در تمام این مدت ما ایشون رو میدیدیم». آرش حجازی سابقه آشنایی با ندا آقاسلطان نداشته و مدعی شده در صحنه قتل وی را دیده است، با این حال وی چگونه توانسته در میان جمعیت حاضر در خیابان خسروی و کارگر ندا را از دیگران تشخیص دهد؟! به عبارت دیگر آرش حجازی در خیابانهای خسروی و کارگر آیا به دنبال شخص خاصی میان جمعیت بوده که پس از مشاهده به اصطلاح تیر خوردن ندا در خیابان، وی را به یاد میآورد؟ قطعا هر فردی که قصد خاصی نداشته باشد، وقتی اجتماعی را میبیند، روی فرد خاصی تمرکز نمیکند. ولی چگونه حجازی ندا را قبل از آنکه حادثه رخ دهد در خیابانهای اطراف به یاد میآورد؟ مگر آنکه پروژهای از قبل طراحی شده باشد که اجزای آن به خوبی همدیگر را بشناسند و در حال هماهنگی برای انجام آن باشند.
2- حجازی مدعی میشود، تیر به «آئورت» ندا آقاسلطان برخورد کرد. در حالی که اگر تیر به «آئورت» وی اصابت میکرد، حادثه دیده اصطلاحا دچار «confause» (گیجشدگی) میشد. ولی در تصویر مشاهده میشود که ندا آقاسلطان عملا یکی از دستهایش را تکان میدهد و بهنظر میرسد در چند نوبت به دوربینی که با کیفیت بالا تصویر میگرفت، نگاه میکند. از سوی دیگر اگر آنگونه که حجازی مدعی شده تیر به آئورت ندا اصابت و خون فوران کرده، چرا روی لباسهای وی آثار خون دیده نمیشود و فقط این جلوی پای نداست که حجم فراوانی خون دیده میشود! از سوی دیگر اگر گلوله به آئورت ندا برخورد کرده، قطعا خون فوران میکند، ولی چرا میزان خونی که دستهای حجازی و مربی موسیقی به آن آغشته است هیچگونه تناسبی با آن حجم خون فوران شده ندارد؟ 3- این ادعا با یافتههای پزشکی مطابقت ندارد که «آئورت» پاره شود و 15 ثانیه بعد مصدوم آنچنان هوشیار باشد و به صدای اطرافیان عمل کند. همچنین این موضوع غیرقابل پذیرش است که همزمان با این رفتار بیماری که گلوله به آئورت وی اصابت کرده، خون از بینی مصدوم خارج شود. خروج این میزان خون از بینی، مستلزم آن است که خون وارد ریه و مجاری تنفسی شود و آن را اشباع کند و از راه دهان و بینی خارج شود. در چنین وضعی مصدوم نمیتواند بلافاصله قبل از خروج این حجم خون، هوشیار باشد! اما اصل ماجرا! شبکه خبری بیبیسی که عهدهدار پروژه رسانهای (قتل رسانهای) ماجرای قتل ندا آقاسلطان بوده در اینباره چندین بار اقدام به پخش صحنههایی از حضور ندا آقاسلطان در تجمعات میکند! جالبتر آنکه در یکی از این تصاویر، ندا آقاسلطان در وسط کادر و اصطلاحا در نقطه «طلایی» دوربین قرار میگیرد. در همین تصویر ندا به عقب برگشته، دوربین را نگاه میکند! و سپس به همراه مربی موسیقی خود به سمت راست حرکت میکند! جالب آنکه دوربین نیز در حالی که جمعیت حاضر در کادر، فراوانند، اقدام به تعقیب ندا آقاسلطان میکند! چرا؟ در میان این همه سوژه چرا دوربین بر ندا آقاسلطان و مربی وی زوم کرده و آنها را تعقیب میکند؟! بدون شک به علت ازدحام جمعیت، مکان برای انجام سناریو مناسب نبوده است. اما در تصویرمعروف، فضایی که صحنه قتل ندا در آن اتفاق افتاده، هیچگونه درگیری یا ازدحام جمعیتی را نشان نمیدهد. به عبارت دیگر اتفاق خاص و عجیبی در آن اطراف رخ نداده است. بنابراین این موضوع نشاندهنده آن است که آشوبها به مکان فیلمبرداری شده سرایت نکرده است! اما آنها مدعی هستند که ندا آقا سلطان در این مکان مورد اصابت گلوله قرار میگیرد! جالب آنکه پس از آنکه آرش حجازی و مربی موسیقی ندا، وی را روی زمین میخوابانند، اطراف تصویر حرکت عادی مردم را حکایت میکند! آیا اگر در آن اطراف صدای شلیک گلوله میآمد، حرکت مردم اینگونه عادی بود؟! با نگاهی به فیلم سوال دیگری که پیش میآید ایناست که چرا ندا پس از اصابت گلوله فرضی، نقش بر زمین نشده و توسط حجازی و استاد خود روی زمین خوابانده میشود. در حالی که اگر در آن صحنه گلولهای به آئورت او خورده بود قطعا باید خودش نقش بر زمین میشد. و نقش ندا در فیلم منتشر شده از فیلمی که ادعا میشود صحنه به قتل رسیدن ندا را نشان میدهد، در هنگامی که ندا آقاسلطان روی زمین مینشیند، دست چپ وی خالی است؛ موقعی که آرش حجازی و مربی موسیقی، ندا را روی زمین میخوابانند نیز دست چپ وی خالی است و حتی هنگامی که دوربین که کیفیت بسیار بالایی دارد، قصد پایان فیلمبرداری از پایین تنه ندا و اقدام به فیلم گرفتن از صورت وی را دارد، در دست چپ ندا هیچگونه شیئی دیده نمیشود. اما بلافاصله پس از آنکه دوربین از پشت سر مربی موسیقی عبور کرده و اقدام به فیلمبرداری از صورت ندا میکند، در کمال حیرت در دست چپ ندا شیئی که شباهت زیادی به کیسه خون دارد یا دستگاهی شبیه به آن، دیده میشود!! اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. ندا آقاسلطان که از وی به عنوان نماد به اصطلاح جنبش سبز یاد میشود، همزمان دست چپ خود را نزدیک صورتش آورده و چند بار با انگشت شست خود شیئی در دست خود را فشار میدهد. در همین هنگام خون روی دهان و بینی ندا سرازیر میشود و در ادامه صحنه پایین رفتن دست چپ ندا به وضوح مشاهده میشود!! در کلیپی که سایت mobarezclip.com از این تصاویر منتشر کرده، حرکت دست ندا به وضوح به نمایش گذاشته شده و توضیحات قابل تاملی روی این تصاویر داده شده است که از طراحی یک سناریوی کثیف در این باره خبر میدهد. نکته جالب و در عین حال قابل تامل دیگر اینکه در صحنهای از فیلم، مشاهده میشود فردی اقدام به عکس گرفتن از ندا میکند. همان عکسی که این روزها معروفترین عکس وی است. اما بررسی صورت ندا در هنگام گرفتن این عکس و خود عکس منتشر شده، نشان میدهد طراحان سناریوی قتل ندا، اقدام به دستکاری این عکس کرده و بخشهایی از خون ریخته شده بر صورت وی را پاک کردهاند. قطعا وقتی دختری جوان، زیبا و دانشجو برای این سناریو انتخاب میشود، میبایست هنگام قتل ساختگی وی، جلوههای بصری صورتش نمایان باشد! این مستند نشان میدهد ندا آقاسلطان در فیلم قتل، به ایفای نقش پرداخته، اما براستی وی چگونه کشته شد؟آنگونه که پزشکی قانونی گزارش داده، ندا آقاسلطان با شلیک اسلحه و از پشت و از فاصلهای بسیار نزدیک مورد اصابت قرار گرفته است. پزشکی قانونی همچنین گزارش داد که ندا آقاسلطان با اسلحهای با کالیبر و مدل کوچک به قتل رسیده است. این گزارش پزشکی قانونی نشان میدهد، ندا آقاسلطان در صحنهای که فیلم آن هفتهها علیه جمهوری اسلامی ایران پخش میشد، کشته نشده است. اما ندا همان روز کشته شد، پس ماجرا چیست؟ کارشناسان قطعیترین فرضیه برای قتل ندا را اینگونه میدانند که وی در حین انتقال به بیمارستان کشته شده است. به احتمال قریب به یقین، ندا آقاسلطان در مسیر بیمارستان توسط همان سناریستهای ماجرا به قتل رسیده است. دیگر ابهامات چرا آرش حجاری 24 ساعت پس از فیلمبرداری از صحنه مشکوک قتل ندا آقاسلطان، ایران را ترک میکند؟ این در حالی است که وی 48 ساعت قبل از ماجرا به ایران آمده بود. حجازی که در انگلیس تحصیل میکند، 2 روز پس از حضور در ایران، وارد اتفاقی بسیار مشکوک علیه جمهوری اسلامی ایران میشود؛ یک روز بعد نیز وی از ایران خارج میشود و برای اولین بار به عنوان شاهد ماجرا درگفتوگو با بیبیسی فارسی ـ اصلیترین رسانه حامی موسوی و مخالفان جمهوری اسلامی ـ اقدام به تشریح ماجرا میکند!اما نکته بسیار مشکوک دیگر را از زبان داریوش سجادی از عناصر نزدیک به اپوزیسیون خارج از کشور در گفتوگو با سایت ضدانقلاب «گویانیوز» بشنوید. سجادی در بخشی از این گفتوگو، قتل آقاسلطان را سناریویی از پیش تعیین شده میداند و میگوید: «یک نکته دیگر هم هست که از آرش حجازی شاهد قتل ندا آقاسلطان میپرسم. یا ایشان یا هر کس دیگری که میخواهد جواب بدهد. ایشان 48 ساعت بعد از حادثه با ویزای آماده در جیب(!) سر از بیبیسی درآوردند و گفتند ما قاتل ندا را گرفتیم. کارتش را درآوردیم، او بسیجی بود و ... بنده سوالم این است آقای آرش و همه کسانی که خبر را شنیدید، شما میگویید جنبش سبز یک جنبش نایس ملاطفتطلب است بعد هم توانستید یک بسیجی آدمکش را که یک نفر را در مقابل چشم همه کشته خلعسلاح کنید و کارت شناساییاش را هم درآوردهاید، ایشان هم تمام مدت مثل ماست ایستاده و شما را نگاه کرده؟! از کی تا حالا جنبش سبز اینقدر دلاور شده که یک قاتل مسلح را خلعسلاح کند، بعد هم ولش کند؟! آیا روی پیشانی بنده و امثال بنده نوشته شده: ابله!» قتل رسانهای پروژه قتل آقاسلطان نمونه ای مثالزدنیاست که سرویس های اطلاعاتی با همراهی رسانههای هماهنگ با خود، یک پروژهقتل را کلید میزنند در حالی که برای فیلمبرداری، رسانه ایکردن و انتساب آن به دیگران از قبل برنامه ریزی کرده اند؛ در واقع ما در ماجراهایی شبیه مرگ ندا آقاسلطان شاهد یک «قتل رسانهای» هستیم.
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با انتشار بیانیهای در محکومیت هتک حرمت عاشورا تصریح کرد: سال 67 هم اینان بودند که در قالب رئیس مجلس، فرماندهسپاه و نخستوزیر جام زهر به امام(ره) دادند و خون به دل آن پیر سفر کرده کردند.
به گزارش ایرنا در این بیانیه تصریح شده است: ملت در نهم دی، حماسه پرشکوهی را رقم زدند که خواب را از چشم گستاخان فتنهگر گرفت. جمعیت ایثارگران با اشاره به گذشت 200 روز از انتخابات آورده است: برخی نامهپراکنیها و دوروییهای زشت و ناپسند شایعهپراکنان، نشانداد که برخی همچنان حیات خود را در بحرانی نشان دادن فضا و رفتارهای روشنفکرمآبانه تعریف کردهاند. امیدواریم نخبگان مردود و افراد سستعنصر بیش از این خود را سر راه پیشرفت، تعالی و آرامش کشور و ملت قرار ندهند. جمعیت چند هزار نفری روز قدس که در مناسبت های بعدی روز 13 آبان و همچنین 16 آذر ریزش گسترده تری داشت، نشان داد، حداکثر تلاش تبلیغی و عملیاتی آنان برای گردآوردن هواداران از دست رفته است. فتنه گران با درایت رهبر معظم انقلاب اسلامی و بصیرت و خودآگاهی مردم خود در این بحران تصنعی و باتلاق فرو رفته و در حال دست و پا زدن هستند. این متن با تاکید بر اینکه طراحان و مجریان فتنه هنوز دست از کار نکشیده اند تصریح کرده است: زمین بازیای شکل دادهاند که یکی طراحی میکند و آن یکی "پاس" میدهد و دیگری تلاش دارد تا "گلی" به دروازه "ایران اسلامی" و "حامیان نظام اسلامی" بزند و جام زهری تعارف نماید و حاشا که امت اسلامی و نخبگان فهیم و بابصیرت بگذارند اینبار موفق شوند. جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی ادامه می دهد: سال 67 هم اینان بودند که در قالب رییس مجلس، فرماندهسپاه و نخستوزیر جام زهر به امام(ره) دادند و خون به دل آن پیر سفر کرده کردند. اینان باید بگویند که چرا هر کدام در هفت ماه گذشته با مردم و قانون همراهی نکردند. آیا اینان در این مدت جز ایجاد ابهام، تردید، سکوت و آشوب کار دیگری بود که نکردند؟ در بند پایانی این بیانیه آمده است: از این پس هیچ توجیهی برای سکوت، اهمالکاری، مسامحه و فرصتسوزی قوهقضائیه در برخورد با هتاکان، اغتشاشگران و فتنهگران پذیرفتنی نیست.
فارس: حضور چند صد نفری مردم و دانشجویان در حسینیه جماران باعث شد محمد خاتمی این محل را ترک کند.
محمد خاتمی عصر امروز در حسینیه جماران حاضر شد و برای دقایقی به ایراد سخنرانی پرداخت.
بنا بر این گزارش ، طرفداران جنبش موسوم به سبز که در این حسینیه حضور داشتند در خلال سخنان خاتمی شعارهای ساختار شکنانه علیه نظام اسلامی سردادند.
بر پایه این گزارش مردم و دانشجویان که از ساعتی قبل با حفظ آرامش در محوطه بیرونی جماران برای انتقاد به محمد خاتمی جمع شده بودند، پس از سخنان تحریک آمیز و انحرافی خاتمی از موضوع کربلا وارد حسینیه جماران شده و شعارهایی در حمایت از امام و رهبری سر دادند.
مردم و دانشجویان که به چند صد نفر میرسیدند با محکوم کردن سخنان تفرقهآمیز خاتمی شعارهایی با این مضمون که «بیت امام خمینی، جای منافقین نیست»، «مرگ بر منافق - مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر دادند و با حفظ آرامش اقدام و شعارهای ساختار شکن هواداران خاتمی و موسوی را در حسینیه جماران محکوم کردند.
گفتنی است پس از حضور انقلابی مردم و دانشجویان، خاتمی مجبور به قطع سخنان خود و ترک حسینیه جماران شد.
براساس مشاهدات خبرنگار فارس هماکنون مردم و دانشجویان انقلابی در حسینیه جماران حضور داشته و شعارهایی در حمایت از آرمانهای امام خمینی(ره) و رهبری سر میدهند.
اقدام تنشآفرین خاتمی امروز در حالی در حسینیه جماران صورت گرفت که نهادهای مسئول به وی متذکر شده بودند که نباید با استفاده از مراسمات مذهبی به دنبال اقدامات سیاسی و ساختار شکن باشد.
اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان، روز دوشنبه گفت که «در تاریخ تشیع، هیچگاه مرجعی توسط جایی نصب یا عزل نشده است، بلکه مردم با تشخیص خود و پرداخت وجوهات، فرد مناسب به عنوان مجتهد را انتخاب کردهاند.»
این نظر دو روز پس از انکار مرجعیت آیت الله یوسف صانعی توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، یک تشکل روحانی اصولگرا، ابراز شد.
آقای رفسنجانی در سخنان خود در دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ضمن رد بحث نصب و عزل مراجع تقلید از سوی دستگاه های دیگر، همچنین بر استقلال مرجعیت تاکید کرد و گفت که «مراجع به دولتها غیر وابسته بوده و با اتکاء به مردم حضور داشتهاند.»
روزنامه وطن امروز از ساخت فیلمی مستند درباره قتل ندا آقاسلطان و انتشار آن در اینترنت خبر داد .
وطن امروز با تشریح جزییات این فیلم ، در توضیحاتی علاوه بر آرش حجازی ، تلویحا مربی موسیقی ندا آقا سلطان را متهم به دست داشتن در این قتل کرده است .
این روزنامه هم چنین با انتشار آدرس سایتی که این فیلم را منتشر کرده ،گفت : پزشکی قانونی گزارش داده که ندا با اسلحه کالیبر و کوچک کشته شده و نکته مهم تر آنکه وی در آن صحنه ای که فیلم آن هفته ها از بی بی سی و سی ان ان پخش شد ،کشته نشده است .
ادامه این گزارش با تاکید بر اینکه ندا آقا سلطان در همان روز کشته شده است ،می افزاید : کارشناسان قطعی ترین فرضیه برای قتل ندا را اینگونه می دانند که وی حین انتقال به بیمارستان و در طول مسیرکشته شده است.
حرکت به سوی آزادی از موضع دین کارساز است، به خصوص هنگامی که دین پوشش و بهانهای برای بیدادگری باشد. نوعی تقدس بخشیدن به ظلم و خودسری چنانکه کم و بیش در بسیاری پدید آمده است و به تعبیر مرحوم آیتالله نایینی بدترین نوع استبداد، استبداد به اصطلاح دینی است
مراسم اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه در شب عاشورای حسینی در حسینیه شماره یک جماران با سخنرانی سید محمد خاتمی برگزار شد. متن سخنرانی خاتمی که در انتها به تنش کشیده شد به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیر این بود که امسال مراسم شب عاشورا در این حسینیه باشد؛ حسینیهای که مرکز رهبری حضرت امام خمینی(ره) بود. انتخاب حسینیه از سوی امام برای هدایت انقلاب و جامعه، نشانه پیوستگی انقلاب اسلامی با نهضت امام حسین(ع) است.
عشق به امام حسین عشق به همه زیباییهاست. عشق به خدا است که کمال مطلق است. عشق به انسان است که برترین آفریننده خداست و عشق به عدالت است که خدا میخواهد اساس زندگی اجتماعی انسان باشد. عشق به آزادی است. تجلیگاه وجود بلکه عین وجود آدمی است و عشق به امام حسین راز و رمز ماندگاری ملت بزرگوار ایران است که دل در گرو محبت امام حسین نهاد و راه ناهموار تاریخ خود را با پای ابله و جان خسته طی کرد و دمی چشم از قله بلندی که در پی آن بود برنداشت و میبینید و میبینیم که محرم همیشه در ایران و البته در بسیاری از نقاط جهان چه محشر و قیامتی است.
بگذارید زبان حال دلداگان امام حسین را در غزل بلندی از حافظ بجویم که فرمود: روشن از پرتوی رویت نظری نیست که نیست / منت خاک درت بر بصری نیست که نیست ناظر روی تو صاحب نظرانند آری / سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب / خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش / غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست شیر در بادیه عشق تو روباه شود / آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست آب چشمم که بر او منت خاک در توست / زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست گفتهاند که همه روز عاشورا و همه جا کربلاست، چرا که نه عاشورا یک روز است در تاریخ و نه کربلا یک سرزمین در جغرافیا؛ بلکه کربلا تجلیگاه وجود شگفتانگیز انسان خداجو، موحد حقیقتطلب و عدالتخواه است و عاشورا نماد حرکت این انسان به سوی مقصدی که خدا معین کرده است و امام حسین(ع) قهرمان بزرگ این صحنه شگفتانگیز است.
از آن جهت که هم آگاهی انسان را به سوی ان مسیر و هدف افزایش میدهد و هم او را برمیانگیزد تا حرکتش شتابانتر شود.
البته در بینش الهی توحیدی و ادیان آسمانی به خصوص اسلام، قهرمان و بازیگر اصلی صحنه تاریخ خود انسان است و پیامبران و مصلحان بزرگ الهی آمدهاند تا آگاهی این انسان را بالا ببرند و ارادهاش را تقویت کنند تا خود راه را با چراغ آگاهی و پای اراده بپیماید و طبعا این انسان هرچه آگاهتر و مصممتر، سیر او به سوی هدف شتابانتر و در نزدیکتر شدن به آن هدف کامرواتر است و امام حسین قهرمان آگاهیبخش و شتابدهنده این حرکت است. اما تاریخ بشر کدام سو و هدف دارد؟
انسان دارای تاریخ است و تاریخ اختصاص به انسان دارد و تاریخ بشری دارای سیر و هدفی است. صرفنظر از همه نظریهها و نگاههای فلسفی که کوشیدهاند برای تاریخ جهت، ضابطه و قاعده و قانون بیابند و فارغ از بحثهای دراز دامن در این باره، آنچه در اینجا میگوییم این است که تردید نکنیم که تاریخ هرچه باشد هدفش شکوفایی وجود آدمی است و این شکوفایی در گرو آزادی انسان است و گزافه نیست که تاریخ انسان را تاریخ آزادی بدانیم و بنامیم.
در اینجا مجال بحث مبسوط نیست، ولی برای نشان دادن این سیر و هدف کافی است که اجمالا به حوادث و وقایعی بنگریم که برای همه ملموس و روشن است. شاخصترین خصوصیت قرن گذشته مقابله جانانه ملتها علیه ظلم و بیداد مدرن یعنی استعمار چه به صورت قدیم و چه جدید آن بوده و انسانهای مظلوم و استعمارزده به هر حال اراده خود را بر اربابانشان تحمیل کردند، هرچند به علل گوناگون نتوانستند به همه خواستها و آرمانهای خود برسند، ولی حرکت به سوی برداشتن بندهای استعمار از دست و پای انسان مظلوم دستاورد کمی نبود.
از سوی دیگر در قرن گذشته شاهد نوعی حرکت فراگیر بهخصوص در کشورهای محرومتر علیه بدترین شکل حکومت یعنی حکومت استبدادی بودیم و نیز شاهد ظهور و در پی آن سقوط حکومتهای توتالیتر و بالاخره مسالهای به نام حقوق بشر حداقل در مقام ادعا مورد توجه ملتها بوده است و حکومتها نیز حتی در آنجا که به نقض ابتداییترین موازین حقوق بشر پرداختهاند در فضای عمومی ناچار شدهاند به ظاهر حرمت نهادن به انسان حقوق او را بپذیرند.
اینها همه خود دلیلی است بر اینکه سیر تاریخ به سوی آزادی است و مقایسه آنچه امروز در باب نظام مطلوب و مقبول در جان جهانیان جای گرفته است با آنچه دیروز بوده، خیلی از مسائل را روشن میکند.
اگر تا دیروز تنها وجه حکومت رایج در شرق و غرب عالم به نحوی حکومت استبدادی بود، در همه جا اکثریت نه تنها محکوم به اطاعت از خواست و اراده حاکمان غیرمسؤول بودند، بلکه در عمق جان وجدان خود نیز این امر را به عنوان سرنوشت محتوم خود پذیرفته بودند. امروز در جهان کسی نیست که بتواند از نظامهای استبدادی و خودکامه دفاع کند و حتی مستبدترین حاکمان نیز تظاهر به مردمداری و دفاع از حق و حرمت مردم میکنند و در همه جا این اصل پذیرفته شده است که برترین و محکمترین حق در عرصه اجتماعی حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش است و به عبارت دیگر مردمسالاری به عنوان کمهزینهترین و پرفایدهترین سامان حکومت و نظام اجتماعی پذیرفته شده است و میبینیم که افتخار انقلاب اسلامی هم این است که منجر به استقرار جمهوری اسلامی میشود. بنابراین در عرصه حیات اجتماعی به روشنی و بیهیچ تردیدی میتوانیم ادعاکنیم که سیر تاریخ سیر به سوی آزادی است. از این امر نکتهای دیگر که بسیار هم ارزشمند است در میآید و آن اینکه انسان رهاشده از قیدهای تحمیلی استعمار، استثمار و استعباد اجتماعی و نیز آزاد از غرائز تلطیف نشده حیوانی چون خشونت و درندهخویی، جانب حق و عدالت را خواهد گرفت.
یعنی تاریخ بشر علاوه بر اینکه تاریخ آزادی است تاریخ فعلیت یافتن حق و عدالت نیز خواهد بود و این سخن را میتوان بیان دیگری از نظریه مهدویت دانست. بر میگردیم به فراز آغاز سخن که هدف تاریخ شکوفایی وجود آدمی است. یعنی وجود انسان در پرتو آزادی و در بستر حق و در سایه عدالت است که شکوفا میشود.
اجازه دهید از تجربه شخصی که طی این سالها داشتهام در اثبات ادعایم مدد بگیرم. این که در زمان ما نیاز به کوشش و بحث فراوان نیست تا همگان بپذیرند که به جای جنگ و خونریزی و کشتار میتوان و باید با یکدیگر گفتگو کرد چندان آسان به دست نیامده است. گویی تمام تاریخ خونین بشر، مقدمه این قضیه به ظاهر ساده بوده است. البته میدانیم که رسیدن به یک داوری و پذیرش یک ارزش از سوی همگان با تحقق و فعلیت آن نظر و ارزش فاصله زیادی است و اصلا آرمانها همانها هستند که در خارج نیستند و انسان میخواهد به آنها برسد و لازم است که علیه موانع آن مبارزه کند و آنها را از سر راه بردارد، موانعی که گاه بسیار سخت و متصلب است، چنانکه امروز هم در برابر آرمان آزادی و عدالت وجود دارد و طبیعی است که تا وقتی زورمندان کمخرد که چشم بصیرتشان را غرور پر کرده است و دست انصافشان را توهم بسته است و از قدرت فقط تازیانه و شمشیر و بمب را میشناسد و از سیاست جز تزویر و تهدید و تطمیع چیزی را مراد نمیکنند و قدرت و مکنت خود را در گرو تحقیر انسان و محرومیت بخشهای مهمی از آنها میدانند و با کمال تاسف در اثر پیشرفت دانش و فن این توان را یافتهاند که در لحظهای کوتاه گل و لبخند و امید و درخت و آب را با تیغ بلاهت خود از چهره زمین پاک کنند. شاید جشن پیروزی کلمه بر تیغ، انسانیت بر ددمنشی و آزادی بر بردگی و آزادگی بر حقارت را به تاخیر انداخت، ولی نمیتوان و نباید حرکت خرامان و پرشکوه تاریخ پر درد بشری را به سوی آزادی و حق و عدالت ندید و سرشار از امید و خشنودی نشد و همین امید و بینش است که ما، شما و همه انسانها را بهرغم نامردمیها و سختیها و درد و رنجها امیدوار و با اراده نگاه میدارد.
بعد از این مقدمه میگویم: نقش قهرمان در عرصه تاریخ غیر قابل انکار است، اما نه در راه بردن تاریخ (که سیر الهی و طبیعی خود را دارد و قهرمان هم در متن این سیر و حرکت است نه بیرون از آن) بلکه در شتابان کردن سیر به سوی هدف والای تاریخ است.
سیری که جان آگاه انسان بستر آن است و اراده مستحکم او محرک آن و قهرمان کسی است که در آگاهی بخشی و تقویت این اراده نقش دارد و آقا اباعبدالله(ع) از بزرگترین قهرمانان عرصه تاریخ و دارای نقش بینظیر در این صحنه است.
اما درسهایی که از قیام امام حسین(ع) میگیریم، چیست؟
آزادی حقیقی در بندگی خدا است، خدای حسین خدایی است که گرچه قهار و جبار و قادر است، ولی پیش و بیش از آن خدای هدایت و محبت و رحمت است و رحمتش از غضبش پیشی میگیرد و خشم و قدرت و قهاریت او نیز که عین علم و حکمت و عدل او است در برابر ستم و کژی و بیعدالتی و انسانستیزی است و تنها با پرستش آن خدا است که از یک سو انسان میتواند از بند ویرانگر هوس و حیوانیت و خود برتربینی رهایی یابد و از سوی دیگر و از پایه این آزادی درونی قدرت و اراده آن را نیز مییابد تا در برابر سلطه هوس قدرتهای جبار بایستد و به سوی آزادی اجتماعی حرکت کند.
آزادی و آزادگی امام حسین همان است که در بیان بلند خود اعلام میدارد "ناپاک و ناپاکزادهای مرا میان شمشیر و خواری مخیر کرده است و هیهات منا الذله"
این آزادگی همان آزادگی ناشی از بندگی خدا و نیز روح ازاده بنده خدا است.
2- حرکت به سوی آزادی از موضع دین کارساز است، به خصوص هنگامی که دین پوشش و بهانهای برای بیدادگری باشد. نوعی تقدس بخشیدن به ظلم و خودسری چنانکه کم و بیش در بسیاری پدید آمده است و به تعبیر مرحوم آیتالله نایینی بدترین نوع استبداد، استبداد به اصطلاح دینی است.
امام میفرماید: انی لم اخرج و لابطرا و لامفسدا بل خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی امر بالمعروف و انهی عن المنکر و باز میفرماید الاترون ان الحق لایعمل به و الباطل لایتناهی عنه، نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل بازداشته نمیشود.
دین آمده تا انسان را آزاد کند، بندها و قیدها و غلها و زنجیرها را از پای جان انسان بردارد و شرایط اسیرکننده و ویران کننده را دگرگون کند و انسان را بر سرنوشت خود حاکم گرداند و اگر روزی به نام دین انسان را به بند کشیدند، بدانید که هم به انسان و هم به دین جفا شده است و مرام حسین این که باید ایستاد، ولو اینکه او را خارجی، خروج کننده علیه امیرالمونین بدانند و هنگامی که بیداد و تبعیض و انسان ستیزی و بیانصافی و بداخلاقی در برابر دادگری و مساوات و حرمت انسان و عدل و انصاف و اخلاق قرار گرفت، بیتردید باید جانب دین حق و عدالت را گرفت و این همه را به نام دین انجام داد تا هم خدمتی به انسان باشد و هم خدمتی به دین خدا.
3- آزادی گرانبهاترین هدیه الهی است و ارزان به دست نمیآید. باید برای به دست آوردن آن هزینه کرد و نیز برای نگاهداری آن هزینه بیشتر و هر چه در این راه هزینه کنیم زیاد نیست، حتی اگر جان پاکی چون جان امام حسین باشد. اینها است درسهای قیام حسین و صدها و مورد دیگر که مجال بیان آن نیست.
امام حسین با دل دریا و سینه باز و آرامش جان و همه سرمایه، خود را در راه خدا و برای رهایی انسان داد، ولی این دل دریا تحت تاثیر عاطفه والای انسانی متاثر هم میشد از جمله هنگامی که به بالین برادرش آمد. آن مرد آزاده با آن چهره نورانی و درخشان که او را ماه بنی هاشم میگفتند، با آن ادب و فضیلت و اخلاق و شجاعت بدنش را قطعه قطعه بر خاک دید. امام بر سر بالین او نشست و گریست و هنگامیکه برخواست با قامت خمیده و دست بر کمر برخاست.
یا وقتی بر سر پیکر در خون غرقه جوان برومندش آمد، جوانی که او را شبیهترین انسان به رسول خدا میدانستند، امام نشست و مدتها سر فرزندش را بر سینه فشرد و صورت بر صورت او گذاشت و هنگامیکه سر برداشت خون سراسر چهره او را پوشیده بود با تاثر فراوان فرمود: "بعد از تو خاک بر سر دنیا و زندگانی دنیا".
و یا وقتی فرزند شیرخوارش روی دستش با تیر دشمن گوش تا گوش دریده شد دست خود را از خون او پر کرد و رو به آسمان کرد و فرمود: "این همه بر من آسان میشود چون خداوند همه چیز در محضر توست و تو میبینی".
فارس: حضور چند صد نفری مردم و دانشجویان در حسینیه جماران باعث شد محمد خاتمی این محل را ترک کند.
محمد خاتمی عصر امروز در حسینیه جماران حاضر شد و برای دقایقی به ایراد سخنرانی پرداخت.
بنا بر این گزارش ، طرفداران جنبش موسوم به سبز که در این حسینیه حضور داشتند در خلال سخنان خاتمی شعارهای ساختار شکنانه علیه نظام اسلامی سردادند.
بر پایه این گزارش مردم و دانشجویان که از ساعتی قبل با حفظ آرامش در محوطه بیرونی جماران برای انتقاد به محمد خاتمی جمع شده بودند، پس از سخنان تحریک آمیز و انحرافی خاتمی از موضوع کربلا وارد حسینیه جماران شده و شعارهایی در حمایت از امام و رهبری سر دادند.
مردم و دانشجویان که به چند صد نفر میرسیدند با محکوم کردن سخنان تفرقهآمیز خاتمی شعارهایی با این مضمون که «بیت امام خمینی، جای منافقین نیست»، «مرگ بر منافق - مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر دادند و با حفظ آرامش اقدام و شعارهای ساختار شکن هواداران خاتمی و موسوی را در حسینیه جماران محکوم کردند.
گفتنی است پس از حضور انقلابی مردم و دانشجویان، خاتمی مجبور به قطع سخنان خود و ترک حسینیه جماران شد.
براساس مشاهدات خبرنگار فارس هماکنون مردم و دانشجویان انقلابی در حسینیه جماران حضور داشته و شعارهایی در حمایت از آرمانهای امام خمینی(ره) و رهبری سر میدهند.
اقدام تنشآفرین خاتمی امروز در حالی در حسینیه جماران صورت گرفت که نهادهای مسئول به وی متذکر شده بودند که نباید با استفاده از مراسمات مذهبی به دنبال اقدامات سیاسی و ساختار شکن باشد.
تابناک: فیلمی مستند از جزییات نحوه قتل ندا آقا سلطان، امشب از تلویزیون پخش خواهد شد.
یک منبع آگاه در این باره گفت:«فیلمی مستند از نحوه قتل ندا آقا سلطان که قاتل وی را آشکارا در تصویر نشان داده، قرار است امشب از سیما پخش شود.» این فیلم مستند بیست دقیقهای که با تحقیقات و همت آقای طوسی و به کارگردانی خود وی ساخته شده، به کشف نحوه قتل و قاتل ندا آقا سلطان مبادرت کرده است.
این منبع آگاه افزود:«البته این مستند برای افرادی محدود با سلایق و دیدگاههای گوناگون به نمایش درآمده که واکنش مشترک بینندگان این فیلم، شوکه شدن آنها از دیدن وقایع نمایش داده شده بود. گفتنی است، این در حالی است که بخشهایی از این فیلم از سوی برخی سایتها روی اینترنت قرار گرفته بود، اما نسخه کنونی که در تلویزیون پخش خواهد شد، نسخه کامل این مستند است.»
اشاره: انتخابات ریاست جمهوری دهم اولین انتخابات در تاریخ دموکراسی ایرانی نبود که در درگیریهای پیش یا پس از آن خونهایی ریخته شد. با این وجود، گروههایی که با کشاندن رایدهندگان به خیابانها نتوانستند نتابج انتخاباتی قانونی را تغییر دهند، سعی کردند با تکیه بر بیتوجهیهای همیشگی نخبگان سیاسی ایران کشته شدن افراد در ماجرای این اعتراضات خیابانی غیرقانونی را امری فوقالعاده بزرگ، بدیع و نافی مشروعیت کل نظام جلوه دهند. کشته شدن معترضین (حتی در جریان یک اعتراض سیاسی غیرمجاز) نشانه “ناکارآمدی” بخشهایی از نظام است اما هیچگاه نمیتواند نافی “مشروعیت” کل نظام باشد.
مخصوصا آن که علم “نفی مشروعیت نظام” از جانب عدهای بلند شده باشد که سابقه کشتار معترضین در جریان اعتراضات اجتماعی و سیاسی دوران حکومت خود و همفکران سیاسیشان کم نیست. آنچه در زیر میخوانید نمونه هایی از این موارد است.
سبزوار: برخورد قانونی با عوامل یک سوءتفاهم چهارشنبه هفتم شهریور 1380 درپی انتشار خبر تقسیم استان خراسان به سه استان و اعلام نشدن نام سبزوار بهعنوان مرکز یکی از سه استان تازهتاسیس، اعتراضات در این شهر آغاز شد. روز اول دفتر سیدآبادی یکی از نمایندگان سبزوار و همچنین فرمانداری این شهر هدف هجوم معترضین قرار گرفت. روزنامه ایران در شماره روز یکشنبه ۱۱ شهریور ماجرا را به نقل از خیرآبادی دیگر نماینده سبزوار این گونه توصیف کرده است:
“پنجشنبه گذشته مردم سبزوار با بستن راه تهران ـ مشهد راهپیمایی را به خشونت کشاندند و این خشونت به داخل شهر کشیده شد و منجر به درگیری نیروهای نظامی و انتظامی با مردم شد که طبق آخرین خبرها یک نفر از عزیزان سبزواری جان خود را از دست داد، حدود ۳ە نفر مجروح شدند که ۱۲نفر آنها دچار شکستگی دست و پا شدند. دو نفر ازمجروحان که حالشان وخیم است با انتقال به مشهد از مرگ نجات یافتند. دکتر خیرآبادی درمورد عده بازداشت شدگان گفت: منابع غیررسمی دستگیرشدگان را ۱۵۴ نفر اعلام کردند.”
سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور وقت در نخستین مصاحبه خبری خود حوادث سبزوار را “سوءتفاهمی که برای مردم این شهر رخ داده” توصیف کرد و بدون آنکه درباره دلجویی از آسیب دیدگان این سوءتفاهم حرفی بزند یا به تلفات این اعتراض اجتماعی اشارهای بکند، ابراز امیدواری کرد “همه مقصران و کسانی که از این وضعیت رخ داده، فرصتطلبی کرده و به همبستگی مردم لطمه وارد ساختند، برخوردی قانونی، منطقی و درست صورت گیرد.”
سمیرم: قربانیان اعتراض به یک تقسیم بیست و هفتم مرداد 82 خبری روی تلکس خبرگزاریها قرار گرفت مبنی بر کشته شدن 8 نفر در درگیری ماموران نیروی انتظامی استان اصفهان با مردم معترض سمیرم. شش تن از کشتهها از مردم بودند و دو تن از ماموران نیروی انتظامی.آنچه مردم سمیرم را به اعتراض واداشته بود، مصوبه پنج روز قبل هیات دولت درباره جدایی دهستان وردشت از سمیرم و الحاق آن به شهر تازهتأسیس دهاقان بود.سایت بازتاب (سلف توقیفشده سایت تابناک) آن زمان تعداد معترضان را 3000 نفر اعلام کرد.
علی افشاری عضو شورای شهر وقت سمیرم چند روز بعد از حادثه، در گفتگویی با خبرگزاری فارس گفت که “ اعتراض مردم سمیرم به جدایی دهستان وردشت از شهرستانشان در آغاز کاملاً عاری از خشونت بوده” و خشونتها پس از سه- چهار روز تحصن آرام در فرمانداری سمیرم و پاسخگو نبودن هیچیک از مسئولان استانداری یا وزارت کشور دولت اصلاحات آغاز شده است. کرامتالله عمادی نماینده وقت سمیرم در مجلس هم یک روز قبل در نطقی در مجلس “عناد و غرضورزی عدهای که با برخی افراد در استانداری اصفهان در ارتباطند” را علت تشنج و درگیری در سمیرم توصیف کرده بود.
در آن سو حسن رمضانیانپور، نماینده شهرضا (همسایه سمیرم) در مجلس در گفتگویی با خبرگزاری فارس عامل تشنج در سمیرم را “برخی اعضای فرصتطلب شورای این شهر” که به گفته او “برای پوشاندن نقطه ضعف خود، موضوع وردشت را بهانه قرار دادهاند” معرفی کرد.
محمود میرلوحی، معاون حقوقی و امورمجلس موسوی لاری هم همان روزها در گفتگویی با ایسنا ضمن دفاع از تصمیمی که درباره انتزاع وردشت از سمیرم گرفته شده بود، بدون نام بردن از کسی عدهای را عامل بروز درگیری معرفی کرد که بهگفته او “همیشه سعی میکنند بر موقعیتها و مشکلاتی که پیش میآید موج سواری کنند.” میرلوحی سپس ادامه داده بود که استاندار اصفهان مکرراً مأموران نیروی انتظامی را از تیراندازی منع کرده بوده اما اوضاع از کنترل خارج می شود و حتی تلاش وزیر کشور هم برای آرام کردن اوضاع به جایی نرسید.در نهایت در تیراندازی ماموران نیروی انتظامی بسوی مردم سمیرم شش نفر از آنها کشته شدند.
بسیاری از کسانی که آن روزها پیگیر ماجرای کشته شدن مردم در سمیرم بودند متوجه نشدند با عوامل این رویداد (هرکس که بود) چه برخوردی شد.آن زمان هیچ کس تلاش نکرد اتهام “ کشتار مردم” را به پای کل نظام بنویسد و آن را زیرسوال برنده مشروعیت نظام بداند. خون آن شش نفر هم دامن هیچ یک از مقامات دولت اصلاحات و نظام و حتی مقامات درجه دو و سه استان اصفهان را نگرفت.
روزنامه اعتماد دوازدهم مهر 82 موضع عبدالواحد موسوی لاری دومین وزیر کشور خاتمی در این باره را این طور منتشر کرد: “وزیر کشور درباره رویکرد این وزارتخانه نسبت به عوامل پدیدآورنده حادثه سمیرم گفت: نباید هیچ محدودیتی در برخورد با عاملان این حادثه، وجود داشته باشد. موسوی لاری در حاشیه همایش فرمانداران با اعلام این مطلب که گزارش حادثه سمیرم هنوز به صورت رسمی در اختیار وی قرار نگرفته، گفت: وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی به ما اعلام کردند که عوامل اصلی این حادثه را شناسایی کردهاند. اما امیدواریم در فرصتی مناسب با “عوامل تخریب و آشوب” و “ کسانی که کشته شدن تعدادی از افراد را در این شهرستان موجب شدند” برخورد شود و دستگاه قضایی هم انشاء الله در این مسأله با ما همکاری خواهد کرد.”
اصل موضوع انتزاع وردشت از سمیرم همه در نهایت با ابطال مصوبه هیات دولت در دیوان عدالت اداری به پایان رسید: “هیات عمومی دیوان عدالت اداری مصوبه شماره 28822ت/22099 مورخه 22/5/ 82 کمیسون موضوع اصل 138 قانون اساسی را در خصوص انتزاع دهستان وردشت از بخش مرکزی سمیرم و الحاق آن به مرکزیت شهر دهاقان را صرف نظر از اینکه موجب اغتشاش و بینظمی در منطقه را فراهم نموده بود، برخلاف مادتین 10 و 13 و تبصره یک ماده چهار قانون تقسیمات کشوری قلمداد و به اتفاق آراء ابطال نمود.این بخشنامه خلاف قانون و اختیارات کمیسیون سیاسی - دفاعی دولت تشخیص داده شد.” (خبرگزاری فارس، دوم شهریور 1382)
فیروزآباد و ایذه: قربانیانی از جنس شهروندان درجه دو شنبه دوم اسفند 1382 درپی اعلام نتایج انتخابات مجلس هفتم در حوزه فیروزآباد، تعدادی از اهالی شهر در اعتراض به نتیجه اعلام شده به سمت فرمانداری حرکت کردند.ظاهرا در جریان حرکت مردم به سمت فرمانداری ماموران یکی از پاسگاههای نیروی انتظامی با معترضین درگیر میشوند و در تیراندازی به سمت مردم یک نفر کشته میشود.پس از این حادثه درگیریها شدت میگیرد و با اضافه شدن به جمعیت، اوضاع شلوغتر و تخریب شهر آغاز میشود و چند روز ادامه مییابد.
معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور دولت خاتمی چهار روز بعد، در گفتگویی با خبرگزاری ایسنا تعداد کشته های این ماجرا را چهار نفر اعلام کرد.علیاصغر احمدی در همان مصاحبه تلفات درگیریهای مشابهی را که همان روز (شنبه پس از انتخابات) در ایذه روی داده بود، سه نفر اعلام کرد.این آمار البته اندکی با آماری که دو روز قبل از طرف معاون سیاسی - امنیتی استانداری خوزستان (که به صحنه نزدیکتر) بود تفاوت داشت. افقه معاون سیاسی امنیتی استانداری خوزستان سوم اسفند در گفتگویی با ایسنا، کشته شدگان حوادث شنبه پس از انتخابات در این شهر را چهار نفر اعلام کرده بود.ایسنا ماجرای درگیریهای بعد از انتخابات مجلس هفتم در این شهر را به نقل از فرماندار وقت ایذه این طور توصیف کرد:
“وی در مورد حادثه شهرستان ایذه، گفت: بعد از اینکه نتایج آرا مشخص شد تعدادی به خیال اینکه میتوانند انتخابات را زیر سوال ببرند، به طرف فرمانداری حرکت و قصد داشتند که آن را تصرف کنند. فرماندار ایذه، در مورد اوضاع فعلی شهر گفت: اوضاع شهر آرام و زندگی عادی در جریان است، البته نزدیک به سه میلیارد تومان خسارت مالی به اماکن دولتی این شهرستان وارد شده است و تاکنون ]فردای روز حادثه[ در ارتباط با این حادثه سی نفر شناسایی شدهاند که تعدادی از آنها اعتراف کردهاند."
کشته شدن هفت نفر از معترضان به انتخاباتی که وزارت کشور سیدمحمد خاتمی مجری آن بود، نه به پای خود او یا وزیر کشورش که حتی به نام فرمانداران ایذه و فیروزآباد هم نوشته نشد.هیچ کس هم به کشتهشدگان لقب شهید نداد. امروز پس از شش سال، بسیاری از مردم و نخبگان و روزنامهنگاران ایرانی حتی یک بار هم به گوششان نخورده که پیش از ظهر دوم اسفند 82 هم هفت نفر از کسانی که (با هر استدلالی) به این نتیجه رسیده بودند که رای آنها دزدیده شده و باید "رای من کو؟" سر بدهند، در درگیریهای پس از انتخابات در دو شهر (که جمعیتشان سرجمع سیصدهزار نفر نمیشد) کشته شدند. آیا چون آن هفت نفر تهرانی نبودند کسی به آنها لقب شهید نداد؟ یا بهخاطر این که شهروند درجه دو بودند؟ یا اصلا بخاطر این که صرف نمیکرد...!؟
شعارها و تابلو نوشته های پر بسامد که سیمای جمهوری اسلامی ایران بجز یکی دو تا از آنها را نشان نداد :
* آنان که مدعیند روزانه با امام کار می کردند بدانند که حضرتش فرمود : منافقین از کفار هم بدترند !
* آیید و ببینید علی تنها نیست !
* ابا الفضل علمدار ! موسوی رو تو وردار
* ایران که باغ پسته بابات نیست - مملکت حسینی بی صاحاب نیست
* ای رهبر آزاده ! آماده ایم آماده
* این سند جنایت موسوی است / این سند خیانت موسوی است / عامل این جنایت ، اعدام باید گردد ( این شعارها را مردم در هنگامی که از پل کالج سرازیر می شدند و با ساختمان سوخته سه طبقه بانک صادرات مواجه می شدند سر می دادند. در هنگام بازگشت از راهپیمایی در بخش سوخته و سیاه دیوار ، مردم نوشته بودند : مرگ بر هاشمی ).
* این همه لشکر آمده - به عشق رهبر آمده
* پایان ِ تلخ ، بهتر از تلخی بی پایان است !
* تاجر ورشکسته ! برگرد به باغ پسته (باغ لندن)
* توی عزا دست می زنه فائزه - سکوت هاشمی براش جایزه ؟
* حرمت شکن عاشورا - اعدام باید گردد
* حسین حسین شعار ماست - خمینی افتخار ماست
* خاتمی دروغگو - توسعه سیاسی ات کو ؟
* دیدید هنوز عشق لشکر دارد / دیدید که این قافله رهبر دارد / ای مانده نهروانی عهد شکن / این ملک علی مالک اشتر دارد
* ریاست خبرگان - تعویض باید گردد
* سلم ٌ لمن سالمکم خامنه ای - حرب ٌ لمن حاربکم خامنه ای
* عایشه شتر سوار - فائزه فتنه سوار
* عمر سعد زمان - ننگت باد ، ننگت باد
* فرقه موسویه - اعدام باید گردد
* قاضی عاشورایی ! اعدام انقلابی
* قسم به جان ِ مادرت فاطمه - فدای امر تو شویم ما همه
* کروبی بی سواد - عامل دست موساد
* لبیک یا خامنه ای - لبیک یا حسین است
* لعن علی عدوک خمینی - هاشمی و خاتمی و خوئینی
* لعن علی عدوک یا حسین - خاتمی و کروبی و میرحسین
* ما یوسف خود نمی فروشیم - تو سیم ِ سیاه خود نگهدار
* مجمع تشخیص ما ، ریاستش لال شده - دختر فتنه سازَش ، چون خر دجال شده
* محرم ماه خونه - هاشمی سرنگونه
* مردم هشیار باشید : فتنه بعدی "حَکَمیت"!
* مرگ بر بی بی سی
* مرگ بر مزدور ماهواره ای
* مزدور آمریکایی ! ما اومدیم . کجایی ؟!
* مجمع بی خاصیت ! خجالت خجالت
* مزدورا کوشن ؟ تو سوراخ موشن ! / سوسولا کوشن ؟ تو سوراخ موشن ! / سبزا کوشن ؟ تو سوراخ موشن !
* موسوی قبل از اینکه در مقابل مردم ایران بایستد ، در مقابل خدا ایستاد . زیرا اسلام خواست خداست و ولایت ، بخش اصلی اسلام است .
* موسوی ... خوردیم بهت رأی دادیم ( یک جوان مو دم اسبی با سری به زیر افتاده و شرمنده این عبارت را روی مقوایی نوشته و در دستانش تابلو کرده بود ).
* میر حسین میر حسین ! جواب تو با حسین
* هاشمی ! سکوت چرا ؟
* هاشمی قاضی شارحه - خط نفاقش واضحه
* هر جا که اغتشاشه - فائزه رد پاشه
* یا سَنَدَ مَن لا سَنَد لَه ( در کنار عکس مهدی کروبی).
* یک یاحسین / تا میر حسین / بره پیش ِ / صدّام حسین
با گذشت ساعاتی از انتشار بیانیه میرحسین موسوی پیرامون وقایع روز عاشورا که در آن با "مردم" خواندن آشوبگران و هتاکان این روز از آنها حمایت کرده و سعی کرد عزادارن حسینی را حامیان خود بنامد، عقب نشینی وی در پذیرش نتایج انتخابات پس از شش ماه آشوب که پس از مشاهده جمعیت ملیونی عاشورائیان در 9 دی صورت گرفت، سبب شده است تا اشخاص و رسانه های وابسته به این جریان برای جلوگیری از یاس و ریزش حامیان باقی مانده موسوی، به توجیه این عقب نشینی بپردازند.
به گزارش رجانیوز، در همین حال سایت جمعی بالاترین که منبع لینک های ضد دینی در وبسایت های زبان فارسی شناخته میشود، با ذکر برخی نمونه های تاریخی تلاش ویژه ای را برای توجیه این عقب نشینی موسوی آغاز کرده است.
از سوی دیگر مسعود بهنود، سر حلقه روزنامه نگاران ایرانی مرتبط با شبکه انگلیسی بی بی سی نیز با انتشار یادداشتی احساسی تلاش کرد، این عقب نشینی موسوی را که پس از مطالبه جدی مردم برای محاکمه وی صورت گرفته، در لفافه الفاظ و اصطلاحات احساسی پنهان کند.
این در حالی است که ابوالفضل فاتح، یار رسانهای میرحسین موسوی و هدایت کننده امور تبلیغاتی وی، که چند هفته پس از اعلام نتایج انتخابات به انگلستان سفر کرده و همچنان در آن کشور به سر می برد، در مصاحبه ای که وب سایت کلمه از او منتشر کرده است، در یک رویکرد تبلیغاتی دو پهلو، ضمن تهدید نظام این عقب نشینی موسوی را "حسن نیت بزرگ!" وی خوانده است. وی در ادبیات تهدید گونه خود که شباهت زیادی به ادبیات هاشمی رفسنجانی در نامه پیش از انتخاباتش دارد گفته است: " اگر مسئولان فرصت را از دست دهند، دشواری های سهمگین آینده بر عهده ی آنان خواهد بود و مهر حسرت و تباهی از این فرصت سوزی تا ابد بر پیشانی شان حک خواهد شد. آیا در میان مدعیان مصالح کشور گوش شنوایی هست؟"
این فرار به جلوی جریان موسوی در روی دیگر سکه توسط محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و بواسطه نامه وی به رهبر انقلاب پیگری شد، چنانکه رضایی بلافاصله پس از پذیرش نتایج انتخابات از سوی موسوی در بیانیه اش، با ذوق زدگی این امر را سرآغاز وحدت برشمرد!
این در حالی است که میزان جرائم و خطای موسوی، قطعا با یک بیانیه پر کنایه و حمایت آمیز از اغتشاشگران قابل جبران نبوده و همانگونه که میلیون ها ایرانی در 9 دی فریاد زدند، موسوی پیش از هرچیز باید در محاکم قضایی پاسخگویی جنایات و اتفاقاتی باشد که به واسطه خطاهای بزرگ وی بر مردم تحمیل شد.
در همین حال روح الله حسینیان نیز با اشاره به بیانیه موسوی و برخی واکنش ها نسبت به آن، و ضمناشاره به محورهای مشترک نامه رضایی و بیانیه اخیر موسوی درباره وحدت و آشتی ملی گفته است: محورهایی از نامه و بیانیه سیاسی محسن رضایی و موسوی با هم مشترک است که این امر نشان میدهد اینگونه نامهها و بیانیهها از یک مرکز مشترک برنامهریزی میشود.
به نظر می رسد پس از وقایع خونین و صفین گونه عاشورای 88 و پس از رسیدن به نزدیک خیمه معاویه های زمان، اینک جماعتی با علم کردن موضوع "حکمیت" به دنبال فراری دادن خاطیان از مجازات و تحمیل جام زهری دوباره به رهبر انقلاب باشند، حکمیتی که بی شک "اشعریهای" زمان در آن بی تاثیر نخواهند بود.
مدیرمسئول روزنامه کیهان در شماره امروز (یکشنبه) این روزنامه با انتشار سرمقالهای به نامه روز جمعه محسن رضایی به رهبر انقلاب واکنش نشان داد.
به گزارش رجانیوز، در حالی که حجتالاسلام روحالله حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس نامه رضایی و بیانیه موسوی را محصول طراحی یک مرکز مشترک خواند، حسین شریعتمداری نیز در مقالهای، این دو نامه را دو روی یک سکه خواند و با نقد محورهای نامه رضایی تاکید کرد که این یک خوشبینی بیجا است که نامه دبیر مجمع تشخیص مصلحت، تنها از سر درک اندک سیاسی وی دانسته شود.
شریعتمداری نوشت:
خوشبینی حکم می کند که نامه سرگشاده آقای محسن رضایی به رهبر معظم انقلاب را ناشی از درک سیاسی اندک ایشان تلقی کنیم ولی برخی از شواهد و قرائن موجود آنچه در متن این نامه آمده است زمینه چندانی برای خوشبینی باقی نمی گذارد و بیم آن می رود که خوشبینی و «حمل به صحت» درباره اقدام ایشان مصداق «حمله به صحت»! باشد.
و اما، اگر ماجرا به خود آقای رضایی ختم می شد و دنباله دیگری در پشت صحنه نداشت، نوشتن این یادداشت نیز ضروری نبود، ولی با عرض پوزش از آقای رضایی باید گفت نامه سرگشاده ایشان به رهبر معظم انقلاب و بیانیه اخیر مهندس موسوی دو روی یک سکه اند که با دو ادبیات به ظاهر متفاوت نوشته شده اند، به همین علت، اشاره به نکاتی در این باره ضروری به نظر می رسد.
1- با توجه به دسترسی آسان و سریع آقای محسن رضایی به بیت رهبر معظم انقلاب و ارسال مستقیم نامه به محضر ایشان، انتخاب نامه سرگشاده و انتشار عمومی آن، تردیدی باقی نمی گذارد که مخاطب اصلی آقای رضایی در این نامه سرگشاده، رهبر معظم انقلاب نبوده است و نامه یاد شده با هدف دیگری نوشته شده. راستی چرا آقای رضایی نامه ای را که ظاهرا خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است، پیشاپیش در رسانه ها منتشر می کند؟! مگر نامه خطاب به رهبری نبوده است؟!... استقبال گسترده و ذوق زدگی بی حد و حصر مقامات و رسانه های آمریکایی و اسرائیلی و به به و چه چه منافقین، بهایی ها، سلطنت طلبان و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب برای آقای محسن رضایی می تواند، پاسخ گویا و روشنی به این پرسش باشد.
2- یک روز بعد از انتشار این نامه سرگشاده خبرنگار خبرگزاری ایلنا - خبرگزاری نزدیک به سران فتنه- از محسن رضایی می پرسد؛ «با توجه به صدور نامه شما به مقام معظم رهبری که بلافاصله پس از صدور بیانیه میرحسین موسوی بود، آیا شما با معترضین- بخوانید اهانت کنندگان به ساحت امام حسین(ع) در روز عاشورا- هماهنگی داشته اید»؟ و آقای رضایی که ظاهرا انتظار این سؤال را نداشته است در پاسخ می گوید «من نامه به مقام معظم رهبری را از قبل آماده کرده بودم و وقتی بیانیه آقای موسوی صادر شد، بخش های مربوط به آن را در نامه ام اضافه کردم»
این در حالی است که نامه آقای رضایی از شروع تا پایان با استناد به بیانیه منافقانه موسوی نوشته شده است و در آن تقریباً هیچ جمله یا پاراگرافی را نمی توان یافت که بیرون از این موضوع و بدون استناد به بیانیه موسوی باشد. بنابراین باید از آقای رضایی پرسید اگر آن گونه که ادعا می کنید نامه سرگشاده شما قبل از بیانیه موسوی و بدون هماهنگی با تهیه کنندگان آن نوشته شده است، چرا در تمامی متن آن به بیانیه منافقانه موسوی استناد کرده اید؟! و چنانچه -باز هم به قول خودتان- بعد از صدور بیانیه موسوی، بخش های مربوط به بیانیه را در نامه خود گنجانده اید، مشخص بفرمایید که بخش های مورد ادعا در کجای نامه شما آمده است؟! جز در یک جمله که به هنگام توصیف حضور حماسی مردم از «صحنه تظاهرات دیروز» یاد می کنید که البته می تواند نشانه تهیه نامه قبل از بیانیه موسوی باشد، ولی این توصیف نیز نهایتاً در توجیه بیانیه مهندس موسوی به کار گرفته شده است!
3- آقای محسن رضایی از یکسو می نویسد «حضور باشکوه و میلیونی و یکپارچه ملت ایران در روز چهارشنبه در خیابان های تهران و شهرستان های سراسر کشور، شرمندگی ناشی از اهانت به مراسم عاشورا را جبران کرد» و از سوی دیگر بدون کمترین اشاره به این که اهانت کنندگان به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام چه کسانی بوده و در حمایت از چه کسانی به صحنه آمده بودند؟! نسخه وحدت با آنها را می پیچد و می نویسد «صحنه تظاهرات دیروز مصداق بارز پیام وحی بود که واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا»! آقای رضایی توضیح نمی دهد اگر منظور ایشان وحدت ملت مسلمان و عاشقان امام حسین(ع) با یکدیگر است که تحقق این وحدت به قول خود ایشان در تظاهرات چند ده میلیونی روز چهارشنبه به وضوح دیده شده است و اگر مقصودشان وحدت با اهانت کنندگان به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام است که باید به ایشان یادآور شد، اسلام با کفر و نفاق قابل جمع نیست و در همان پیام وحی آمده است «کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند هرگز با دشمنان خدا و رسول دوستی نمی کنند، هرچند که آن دشمنان پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان آنها باشند» سوره مبارکه مجادله آیه 2.2 آخر چگونه می توان با دشمن امام حسین علیه السلام دوستی کرد و با اهانت کنندگان به ساحت مقدس ایشان نرد وحدت باخت؟! جناب آقای رضایی! از جنابعالی خیلی بعید بوده و هست.
4- آقای محسن رضایی بیانیه منافقانه مهندس موسوی را مثبت! ارزیابی کرده و می نویسد «عقب نشینی آقای میرحسین موسوی از انکار دولت احمدی نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به این که مجلس و قوه قضائیه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هرچند دیرهنگام بود ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد»! دراین باره گفتنی است که؛
الف: کجای بیانیه موسوی، مثبت! و به قول آقای رضایی نشانه عقب نشینی است؟! او اهانت کنندگان به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را «مردم خداجوی» نامیده است! آیا جناب رضایی با این نظر الحادی موافق هستند؟! موسوی درباره هتاکی هواداران خود به عاشورای حسینی(ع) بدون آن که هتاکی آنها را محکوم کند می نویسد، این مردم خداجوی! بر اثر اقدامات تحریک آمیز، شعارهای آنچنانی داده اند؟! آقای رضایی! بر فرض که ادعای موسوی درباره تحریک را بپذیریم، آیا مردم خداجوی! اگر تحریک شوند، به امام حسین(ع) اهانت می کنند؟! از موسوی انتظاری نیست چرا که او مأمور بیگانه است ولی شما را چه می شود جناب رضایی؟! کدام انسان خداجوی را سراغ دارید که به امام حسین(ع) و عاشورای حسینی اهانت کند؟! أین تذهب؟!
ب: و اما، می دانید که اراذل و اوباش اجاره ای با نقشه قبلی- دستور العمل صریح رادیو اسرائیل- و با سوءاستفاده از حضور مردم در مراسم عزاداری و سینه زنی به خیابان آمده و دست به آن جنایت زدند و بلافاصله بعد از اطلاع و حضور مردم، پا به فرار گذاشتند. اگر مردم به هنگام اهانت آنها حضور داشتند که به آنان فرصت اهانت و جسارت نمی دادند. آیا غیر از این است؟ دیدید و دیدیم که چنین بود.
5- معلوم نیست آقای محسن رضایی در نامه سرگشاده خود با تظاهرات چند ده میلیونی مردم همراهی می کند و یا - خدای نخواسته- علیه آن موضع می گیرد ؟! چرا که همه حرف مردم در راهپیمایی بی نظیر روز چهارشنبه، خشم و خروش علیه اهانت کنندگان به عاشورای حسینی(ع) بود و خواسته آنان، محاکمه و مجازات سران فتنه، از جمله موسوی و کروبی و خاتمی. آقای رضایی می نویسد که خود از میدان فردوسی تا دانشگاه تهران در جمع راهپیمایان بوده است. بنابراین از خواسته و شعارهای آنان باخبر است. شعارها و خواسته هایی که با شور و شعور بر زبان ها جاری و روی پلاکاردها دست نویس شده بود و صداوسیما و رسانه ها از انتشار بسیاری از آنها خودداری ورزیدند. خب! آقای رضایی اگر با مردم همراه هستید- که انشاءالله هستید- چرا برخلاف نظر یکپارچه مردم از موسوی حمایت می کنید؟! و بیانیه منافقانه او را که در آن از اهانت کنندگان به ساحت امام حسین(ع) با عنوان مردم خداجوی! یاد کرده است، مثبت!! ارزیابی می فرمائید؟! و اگر خدای نخواسته حامی سران فتنه هستید! چرا تظاهرات چند ده میلیونی مردم را با شکوه و در ادامه پیروی از امام حسین علیه السلام می دانید؟! این تناقض را چگونه توجیه می فرمائید؟! با یک دل که نمی توان «صد دله» بود!
در کلام وحی آمده است که «ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه... خدا درون یک انسان دو قلب قرار نداده است» سوره مبارکه احزاب آیه 40 بدیهی است که می دانیم جنابعالی چنین نیستید ولی باور بفرمائید که فریبتان داده اند.
6- آقای محسن رضایی برای این که بیانیه موسوی را مثبت جلوه دهد! می نویسد «آقای میرحسین موسوی از انکار دولت احمدی نژاد عقب نشینی کرده است» که اگر خوش بینانه به این بخش از نامه رضایی نگاه کنیم، باید از ساده اندیشی و کم دانشی ایشان ابراز تأسف کرده و به وی این مسئله بسیار بدیهی را یادآور شد که اولاً موسوی در جایگاهی نیست که دولت برخاسته از رأی مردم را بپذیرد یا نپذیرد، وانگهی مگر موضوع فتنه و اهداف فتنه گران، دولت احمدی نژاد بوده است که اکنون از انکار آن عقب نشینی کرده باشند؟ آیا جناب رضایی این نکته بدیهی را نمی داند که «انتخابات» و «تقلب در انتخابات» و «دولت احمدی نژاد» و... فقط بهانه فتنه گران بوده است و سران فتنه آشکارا علیه اسلام، امام و نظام به صحنه آمده بودند. مخالفت با احمدی نژاد و فلان معضل اقتصادی و فلان انتقاد به سیاست خارجی و... چه ربطی به حمایت از اسرائیل و آمریکا و بهائیان و منافقین و اهانت به امام حسین(ع) و حضرت امام(ره) و... دارد؟ یعنی بعد از اینهمه شواهد و قرائن و اسناد و مواضع خصمانه سران فتنه علیه اسلام و امام و رهبری و انقلاب هنوز آقای رضایی- با آنهمه ادعای سیاستمداری!- نمی داند که هدف اصلی فتنه، اسلام و انقلاب و امام(ره) و رهبری بوده و هست؟!
7- آقای رضایی به خیال خود، هوشمندی به خرج داده و می نویسد «شک ندارم که افراط گرایان هر دو طرف با رفتارهای نادرست از یکسو و دشمنان کمین کرده ملت ایران با بغض و عصبانیت از سوی دیگر تلاش خواهند کرد آثار و دستاوردهای این حرکت عظیم- تظاهرات روز چهارشنبه- را خنثی کنند.»
با این بخش از نوشته ایشان موافقیم که دشمنان داخلی و خارجی نظام سعی می کنند دستاوردهای حضور حماسی و بی نظیر مردم در دفاع از ساحت امام حسین(ع)، حضرت امام، رهبری معظم و نظام اسلامی را خنثی کنند ولی سؤال این است که چه کسانی دست به این حرکت خائنانه زده و می زنند؟ مگر غیر از این است و مگر آقای رضایی نمی بیند و نمی داند که آمریکا، اسرائیل، اروپا، بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب بلافاصله بعد از حماسه عظیم روز چهارشنبه، با بهره گیری از هزاران سایت اینترنتی، صدها شبکه تلویزیونی و خبرگزاری و... برای خنثی کردن این حضور حماسی دست به کار شده و همان مردمی که آقای رضایی از حضور «باشکوه» آنها سخن می گوید را به دریافت پول و ساندویچ و ساندیس برای حضور در راهپیمایی متهم می کنند؟! آقای رضایی! برادر عزیز! به کجا می روید؟!
8- و بالاخره خطاب به برادر محسن- واژه متداول در میان برادران سپاه برای نامیدن آقای رضایی- باید مشفقانه گفت؛ مراقب خود و فریب فتنه گران باشید و از توده های عظیم مردم خدا دوست و عاشورایی فاصله نگیرید. دشمن درپی فریب شماست و متاسفانه و با عرض پوزش در مقصود خود چندان هم ناموفق نبوده است. انتظار از جنابعالی آن است که «قطع این مرحله بی همرهی خضر» نکنید تا مانند توده های عظیم ملت- همان ها که در نامه خود آنان را ستوده اید- از کید و فریب دشمنان در امان باشید. انشاءالله.
گزارش های رسیده به خبرنگار رجانیوز حاکی از قتل مشکوک خواهرزاده میرحسین موسوی، در جریان اغتشاشات امروز تهران توسط تیم های ترور است.
به گزارش رجانیوز اغتشاشات امروز که توسط اراذل و اوباش سازماندهی شده و با خسارات قابل توجه مالی و خسارت به اموال عمومی و اموال مردم همراه بود، به همین جا ختم نشد و در حالی که میلیون ها تهرانی مشغول عزاداری روز عاشورا طبق آیین سالهای گذشته خود بودند، تیم های ترور ضد انقلاب در اقدامی مشکوک سید علی موسوی، خواهرزاده میرحسین موسوی را به قتل رساندند.
این اقدام مشکوک در حالی در محدوده چهارراه کالج یکی از مراکز تجمع اغتشاشگران صورت گرفته است که گزارش ها حاکی از استفاده از اسلحه مخصوص تیم های ترور در این اقدام مشکوک دارد، چنانکه نوع سلاح و گلوله استفاده شده در این حادثه، نوعی خاص و کمیاب از گلوله وسلاح مخصوص تیم های ترور است.
همچنین گفته می شود بیش از ده نفر از اعضای کددار سازمان منافقین در اغتشاشات امروز بازداشت شده اند. اما در این حادثه مشکوک آنچه بیش از همه قابل توجه بوده است، انتخاب خواهرزاده موسوی در میان جمعیت امروز حاضر در خیابان انقلاب است، انتخابی که به هیچ وجه اتفاقی به نظر نمی رسد. خواهرزاده میرحسین موسوی در اغلب تجمعات پس از انتخابات حاضر بوده و از این رو هدفی نشاندار برای تیم های ترور بوده است.
پیش از این نیز مسئولین امنیتی کشور در جریان روزهای منتهی به 16 آذر از دستگیری برخی تیم های ترور که با هدف قتل و ایجاد درگیری سیاسی سازماندهی شده بودند خبر دادند.
به نظر می رسد پس از آنکه تیم های ترور از اقدام علیه سران اصلی این جریان به دلیل تدابیر جدی حفاظتی نظام ناامید شدند، این بار به سراغ حلقه های اطرافیان این جریان رفته و با هدف جریان سازی رسانه ای این اقدام مشکوک را سازماندهی کرده اند.
این در حالی است که پس از انتخابات ریاست جمهوری تا کنون یک تیم مخصوص حفاظتی متعلق به یکی از مسئولین ارشد اجرایی نظام، مسئولیت حفاظت از میرحسین موسوی را بر عهده گرفته است.
شنیده ها حاکی از آن است که در روزهای اخیر موسوی با اعتراف به از دست خارج شدن کنترل اغتشاشگرانی که به بهانه حمایت از وی اقدام به برهم زدن نظم عمومی می کنند، از اطرافیان خود خواسته است فکری به حال این جریان بکنند. به نظر می رسد انتخاب یکی از نزدیکان موسوی به عنوان هدف در این حادثه مشکوک از طرفی نیز تلاشی برای انصراف موسوی از این تصمیمش بوده باشد.
همچنین گفته می شود چهار نفر در اغتشاشات امروز تهران جان باخته اند که ضارب دو نفر از جانباختگان دستگیر شده است.
در همین حال سردار رادان جانشین فرماندهی نیروی انتظامی نیز در مصاحبهای اعلام کرد در جریان اغتشاشات امروز برای متفرق کردن آشوب طلبان، از سلاح استفاده نشده و این نیرو برای متفرق کردن اغتشاشگران از وسایل معمول پلیس ضد شورش استفاده کرده است. وی همجنین از سازماندهی گسترده اغتشاشگران برای آسیب رساندن به اموال عمومی در جریان اغتشاشات امروز خبر داد.
به گزارش خبرگزاری فارس، در جریان حرمتشکنی عدهای از حامیان فرقه موسوی از روز عاشورا و اقدامات ساختارشکنانه و آتشزدن بانک، یک ساختمان در چهارراه کالج، تعدادی از تاکسیهای شهری، وسائط نقلیه نیروی انتظامی، خودروهای شخصی و...، در اقدامی تأسفبرانگیز قرآن کریم نیز توسط این افراد به آتش کشیده شد. بر اساس این گزارش، این افراد در جریان اغتشاش در حوالی خیابان کارگر شمالی و بلوار کشاورز، قرآن کریم را به آتش کشیدند. تاکنون موسوی، کروبی و خاتمی هیچگونه عکسالعملی در محکوم کردن اینگونه اقدامات حامیانشان نشان ندادهاند. همچنین ظهر دیروز عدهای از حامیان فرقه موسوی، با حضور در میدان جمهوری اسلامی و مشاهده برگزاری نماز ظهر عاشورا در هیئت رهپویان آل طاها، به عزاداران حسینی حاضر این هیئت هجوم آورده و به سمت آنها سنگپراکنی کردند. بر اساس این گزارش، این افراد که نمادهای سبزرنگ نیز با خود داشتند، تعدادی از نمازگزاران را نیز مورد ضرب و شتم قرار داده و با سنگپراکنی به سوی "حجتالاسلام صالحان " امام جماعت این هیئت، وی را مجروح کردند. علاوه بر امام جماعت این هیئت، تعداد دیگری از عزاداران حسینی در این هیئت نیز به جهت سنگپرانی و ضرب و شتم این افراد، مجروح شدند.
حامیان فرقه موسوی با حمله به یک هیئت عزاداری در میدان جمهوری اسلامی تهران، به عزاداران حسینی که در حال اقامه نماز ظهر عاشورا بودند، سنگ پرانی کرده و تعدادی از آنها از جمله امام جماعت را زخمی کردند. به گزارش خبرگزاری فارس، ظهر امروز عدهای از حامیان فرقه موسوی که با حرمتشکنی از روز شهادت سیدوسالار شهیدان و یاران با وفای ایشان، به خیابانها آمده و برخی اماکن عمومی و تعدادی خودروی عمومی و شخصی را به آتش کشیدند، با حضور در میدان جمهوری اسلامی و مشاهده برگزاری نماز ظهر عاشورا در هیئت رهپویان آل طاها، به عزاداران حسینی حاضر این هیئت هجوم آورده و به سمت آنها سنگپراکنی کردند. بر اساس این گزارش، این افراد که نمادهای سبزرنگ نیز با خود داشتند، تعدادی از نمازگزاران را نیز مورد ضرب و شتم قرار داده و با سنگپراکنی به سوی "حجتالاسلام صالحان " امام جماعت این هیئت، وی را مجروح کردند. علاوه بر امام جماعت این هیئت، تعداد دیگری از عزاداران حسینی در این هیئت نیز به جهت سنگپرانی و ضرب و شتم این افراد، مجروح شدند.
عدهای از افرادی که از صبح امروز(عاشورا) اقدام به اخلال در عزاداری مردم تهران کردند و بنا به سنت بنیامیه، عزای شیعیان را با تحرکات انحرافی خود به جشن و میتینگ سیاسیشان تبدیل کرده بودند، با خروش حزبالله و مردم انقلابی تهران نتوانستند تاریخ را تکرار کنند و پس ازمواجه شدن با مردم از صحنه فرار کردند.
به گزارش رجانیوز، از صبح امروز، عدهای که به صورت سازماندهی شده بدون حمل هرگونه ادوات مخصوص عزاداران و دستهجات عزاداری، نمادهای سبز اموی را حمل میکردند، به صورت سازماندهی شده از خیابانهای اسکندری به سوی تقاطع خیابان توحید، میدان فردوسی به سمت میدان انقلاب، میدان امام حسین(ع) پل چوبی، خیابان حافظ به سمت چهارراه کالج و چهارراه ولیعصر حرکت کردند و با اخلال در عبور و مرور عزاداران و مردمی که در تردد به سمت مجالس عزاداری بودند، شعارهای انحرافی سردادند.
برخی بقایای فرقه موسوی شعارهای "مرگ بر دیکتاتور" و "یا حسین میرحسین" را در حالی که دستهای خود را بالای سر گرفته و به هم میزدند، تکرار میکردند.
این افراد که به چوب، چماق و سنگ مسلح بودند، پس از هر درگیری با نیروهای انتظامی و متفرق شدن، به خیابانهای فرعی هجوم میآورند و با تخریب اموال عمومی بهویژه شکستن شیشهها قصد داشتند، به زور وارد منازل مردم شوند که در برخی موارد بهدنبال مقاومت صاحبان منازل، اغتشاشگران آنان را مضروب و به منازل نیز خساراتی وارد کردند.
آشوبگران در تقاطع اسکندری- آزادی با کندن میلههای خطوط ویژه اتوبوسهای تندرو و قرار دادن آنها در وسط خیابان تلاش کردند تردد مردم را مختل کنند.
این افراد هر خودرویی را که گمان میکردند ارتباطی با نیروهای انتظامی و یا مردم مؤمن دارد، با سنگ مورد حمله قرار میدادند.
اغتشاشگران در تقاطع کریمخان- حافظ 2 خودروی پلیس را آتش زدند و تاکنون آتش زدن 26 موتور از موتورهای ناجا و مردم نیز گزارش شده است. این افراد همچنین در مسیرهای اصلی اقدام به آتش زدن سطلهای زباله و قرار دادن آنها در وسط خیابان کردند، به طوری که دود ناشی از این اقدام برخی خیابانها را فراگرفت.
در واکنش به این فتنهگریها که همزمان با حضور عزاداران تهران در مساجد، حسینیهها و هیئات عزاداری انجام شد، هزاران نفر از عزاداران حسینی برای جلوگیری از ادامه اغتشاش فتنهگران وارد صحنه شدند و با شعارهای خود امویان را فراری دادند.
شمار قابل توجهی از مردم نیز در تقاطع انقلاب- فلسطین تجمع کردند. این افراد با سردادن شعارهای انقلابی از جمله "لبیک یا خامنهای لبیک یا حسین است" و سینهزنی، اقدامات خرابکارانه اغتشاشگران را محکوم کردند.
حاج سعید حدادیان در جمع این افراد اقدام به مرثیهسرایی کرد.
حوالی ساعت 14 امروز، برخی اغتشاشگران با اقدام نیروهای انتظامی بازداشت شدند و حرکت خودروها از ضلع غرب به شرق خیابان انقلاب از سر گرفته شد. نیروهای انتظامی کنترل اوضاع را در خیابان انقلاب در دست گرفتند و مردم با سردادن شعارهای انقلابی به طرف میدان فردوسی راهپیمایی کردند.
دانشجویان انقلابی که از عزاداری دانشگاه تهران به این محل آمده بودند، در روز عاشورا حتی پس از برخورد فیزیکی نیروهای انتظامی با اغتشاشگران از پلیس میخواستند برخورد با این افراد جاهل را به آنان واگذار کند تا بدون هرگونه درگیری آنان را متواری کنند.
عاشقان ولایت شعارهای "الله اکبر خامنهای رهبر"، "حزب فقط حزب حزب الله، سید علی روح الله "، "منافق حیاکن عاشورا را رها کن" و "مرگ بر منافق"، "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی"، "ماشالله حزب الله"، "مرگ بر منافق"، "این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده"،" وای اگر خامنهای حکم جهادم دهد ارتش عالم نتواند که جوابم دهد" سر دادند و هرلحظه بر شمار راهپیمایان مردمی افزوده شد.
در حاشیه میدان ولیعصر(عج) تهران پرچمهای مقدس یا زهرا(س) و یا حسین(ع) توسط امویان پاره و کیوسک پلیس نیز آتش زده شد.
تعداد زیادی از بانوان عزادار حسینی(ع) نیز در خیابان حافظ به سمت تقاطع کالج راهپیمایی کردند. راهپیمایان که پرچم های عزای حسینی و پرچم جمهوری اسلامی ایران را در دست داشتند، با سر دادن شعارهای انقلابی مانند "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی" حرکت اغتشاشگران را محکوم کردند.
همچنین گروه های مردمی با حرکت روی پل حافظ جمهوری بر ضد اغتشاشگرانی که تعدای از آنها در مسیر خیابان جمهوری بودند، شعار دادند.
صدها موتور سوار نیز که پرچم های هیئات خود مرکب از "یاحسین"، "یا مهدی ادرکنی" و... را به دست گرفتهاند، به طور مستمر در خیابان انقلاب به گشت زنی پرداختند.
حجت الاسلام والمسلمین پناهیان در مجلس عزاداری که به مناسبت دهه محرم در دانشگاه امام صادق(ع) برپاست در حین سخنرانی پیرامون موضوع فهم دقیق و شناخت درست از دین به حوادث پس از انتخابات و موضع گیری های افراد و شخصیتها در قبال این حوادث اشاره کرد و از علی مطهری و محسن رضایی انتقاد کرد
حجت الاسلام پناهیان با اشاره به یادداشت علی مطهری در مورد خاطراتش از مرحوم منتظری گفت: پسر فلان شخصیت انقلابی گفته است که به دیدار فلان آقا رفتم ،گفت دیدی با من چه کردند .پسر به آن شخص گفت اگر شهید مطهری بود نمی گذاشت چنین کنند.این چه حرفی است. آدم وقتی عصبانی می شود که میبیند کسی را که از او انتظار فهم درست دارد نمی فهمد و زمان شناس نیست.آیا واقعا اگر شهید مطهری بود تا این حد اجازه گشاد بازی را می داد؟
شهید مطهری هم اگر دچار غرور می شد منحرف می گشت . شما هم اگر دچار غرور شوید منحرف می شوید،بنده هم اگر مغرور شوم منحرف می شوم . غرور انسان را نابود می کند.
شازده چون یکجایی یک نفر از ماموران نظام دچار اشتباه و تخلف شده است کل نظام را زیر سوال می برد و در اصل و اساس آن تشکیک می کند و چند بیانیه صادر می کند پس زمان شناسی کجاست؟ ایشان نمی داند که در حکومت پیامبر یکی از ماموران پیامبر و حکمرانان منصوب آن حضرت به نا حق دستور قتل سی انسان را صادر کرد، پس اگر شما در زمان پیامبر بودید حتما سی بیانیه صادر می کردید.باید همه چیز را با هم دید نه اینکه گزینشی عمل کرد.
وی با اشاره به محاکمه سران فتنه پس از انتخابات با دفاع از نحوه رسیدگی به جرایم متهمین کهریزک گفت: کجای اسلام گفته نحوه محاکمه کسی که استعداد قتل حسین (ع) را دارد با محاکمه مامور دولتی که در جهت دفاع از نظام دچار اشتباه شده باید یکی باشد.
وی در بخش دیگری از سخنانش با کنایه به محسن رضایی از نظرات ایشان در مورد پذیرش قطعنامه در پایان جنگ تحمیلی انتقاد کرد و این نظرات را بروز باطن حقیقی وی دانست که در طول حوادث پس از انتخابات مخفی نگاه داشته بود.
حجت الاسلام پناهیان که به رسم هر ساله دهه اول محرم را در دانشگاه هنر سخنرانی می کند در سخنان شب گذشته خود با موضوع مظلومیت شیعه گفت: ما مظلومیم. وقتی جنگ را پیروز شدیم هم مظلوم بودیم. امام در بیانیه شان گفتند جام زهر را می نوشند. آیا می دانید جام زهر چیست؟ می دانید چرا جام زهر نوشتند؟ دشمن که جام زهر به کسی نمی دهد. این یعنی این کار خودی ها بوده است. خودی ها جام زهر را به امام دادند. امام دق مرگ شد.
وی در ادامه با اشاره به علل پذیرش قطعنامه گفت: متاسفانه عده ای که نمی خواستند جنگ ادامه پیدا کند باعث شدند که امام با پذیرش قطعنامه جام زهر را بنوشد...اگر جنگ ادامه پیدا می کرد بی شک امروز شاهد دهها پایگاه آمریکایی درشرق و غرب کشور و دو همسایه جنگ زده نبودیم. اکنون ما یک ابرقدرت بالفعل بودیم. مگر امام یک هفته قبل از آن از لزوم ادامه جنگ صحبت نکرده بود؟ پس چرا ناگهان قطعنامه را پذیرفت؟ علت این که امام به فاصله یک هفته تغییر نظر دادند چه بود؟
وی در ادامه سخنان خود با اشاره تلویحی به مصاحبه دو ماه قبل محسن رضایی گفت: یک بچه که عقلش تا قوزک پایش هم نمی رسد آمده و می گوید که امام بعدها فهمید که قطعنامه جام زهر نبوده است و بعد ها شیرینی آن را چشید. تو کی هستی که می گویی امام اول نمی فهمید و بعد فهمید؟ یعنی تو فهمیدی و امام نفهمید؟ ما در هشت سال جنگ، تو را تحمل کردیم؛ آیا بس نبود؟ مردم تو را نمی خواهند. خدا محبت هر کسی را به دل مردم نمی اندازد. مگر مردم به امام و دفاع مقدسی که تو فرمانده اش بودی علاقه ندارند؟ اما دیدی که تو را نمی خواهند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به نامه به امام اشاره کرده و گفت: به امام نامه نوشتند که دیگر کسی جنگ نمی آید و مردم از جنگ خسته شده اند. مگر ندیدید بعد از پذیرش قطعنامه هم مردم چگونه عراقی ها را از کشور بیرون کردند؟ مگر نه اینکه امام گفت:"اگر می دانستم مردم اینگونه از جنگ حمایت می کنند قطعنامه را نمی پذیرفتم". آقا ما مظلومیم، به خدا ما مظلومیم. چرا ما یک فیلم نمی سازیم که ارزشها و حقایق دفاع مقدس را بسازیم؟ چرا فیلمی نمی سازیم که در آن نشان دهیم که شهید باکری با چشم گریان و ناراحت از برخی آقایان به جبهه رفت و شهید شد.
آدم چقدر می تونه نامرد باشه که حتی به جنبش سبز امویان ساخته پرداخته خودش نیرنگ بزنه.متن زیر رو از سایت قلم پرس گرفتم.
حمید داود آبادی در وبلاگ خود خاطرات جبهه نوشت: دلیلی بزرگ تر از این می خواستید که دروغ گویی میر حسین موسوی را اثبات کند؟ میر حسین موسوی به عنوان "رئیس فرهنگستان هنر" حکم مسئولیتش را از "محمود احمدی نژاد" اخذ کرده و به عنوان نیروی زیر دست او، حقوق می گیرد و مثلا کار می کند. بعد از شکست سخت میر حسین در انتخابات ریاست جمهوری و ژست مبارزه جویی او در برابر آراء مردم و نپذیرفتن انتخاب بزرگ ملت، برخی از اطرافیان آن که افه های موسوی را جدی گرفته بودند، شایعه ای مبنی بر استعفای میر حسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر به دلیل این که منصوب احمدی نژاد و حقوق بگیر اوست، در سایت های خود منتشر کردند بلکه این مسئله را که میر حسین نیروی زیر دست احمدی نژاد محسوب می شود را پنهان سازند. ولی میر حسین از آنها زرنگ تر بود. مگر حقوق رئیس فرهنگستان هنر کم است که به سادگی آن را از دست بدهد؟ هر چقدر هم باشد، گوشه ای از زندگی موسوی و اهل و عیالش را خواهد گرفت. ظاهرا احمدی نژاد نیز از روی ترحم و دل سوزی،تا امروز اجازه داده که میر حسین بر ریاست خود بر فرهنگستان بماند و حقوقش را از نهاد ریاست جمهوری بگیرد.وقتی کسی احمدی نژاد را رئیس جمهور قانونی نمی داند، چگونه از او حکم مسئولیت می گیرد و حقوق آنچنانی هم اخذ می کند؟ مگر غیر از این است که موسوی قصد دارد همچون گذشته، آن جا را به عنوان سنگر مثلا هنرمندان مخالف حفظ کند؟! «بسم الله الرحمن الرحیم هنر، عرصه خلاقیت انسان و مظهر جمال حق و جلوه عشق و زیبایی است جناب آقای مهندس میرحسین موسوی در اجرای ماده 18 اصلاح اساسنامه فرهنگستان هنر مورخ 21/1/80 شورای عالی انقلاب فرهنگی و بنا به پیشنهاد مجمع عمومی فرهنگستان هنر، به موجب این حکم جناب عالی را برای مدت چهار سال دیگر به عنوان رییس فرهنگستان هنر برمی گزینم. امید است با استعانت از خداوند منان و مشارکت سایر اعضای محترم درخدمت خالصانه به پیشرفت و تعالی هنر در این سرزمین هنر پرور موفق باشید. محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران»
شورای عالی انقلاب فرهنگی، میرحسین موسوی را از ریاست فرهنگستان هنر برکنار کرد.
به گفته حجت الاسلام و المسلمین محمد محمدیان از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی این تصمیم در جلسه امشب (سه شنبه) شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته شده و آقای علی معلم دامغانی به عنوان جایگزین آقای موسوی انتخاب شده است. آقای محمدیان همچنین از انتخاب آقایان مهدی کلهر، مصطفی رحماندوست و جهانگیر الماسی به عنوان اعضای جدید فرهنگستان هنر خبر داده است.
استاد علی معلم دامغانی رئیس جدید فرهنگستان هنر متولد 1330 دامغان است که شته تخصصی وی شعر و ادبیات فارسی است. عضویت در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ریاست مرکز موسیقی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، حضور در همایش های بزرگ ادبی از جمله فعالیتهای این چهره ماندگار کشور است. رجعت سرخ ستاره و گزیده اشعار از جمله آثار بهیاد ماندنی معلم هستند.
این تصمیم پس از آن گرفته شد که شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 13 آبان سال جاری، بنا به پیشنهاد کمیسیون مشورتی این شورا، موادی از اساسنامه فرهنگستانهای هنر،علوم، علوم پزشکی و زبان و ادب فارسی را اصلاح کرد.
در جلسه مذکور ماده 15 اساسنامه فرهنگستان هنر، ماده 18 اساسنامه فرهنگستان علوم، ماده 17 اساسنامه فرهنگستان علوم پزشکی و ماده 6 اساسنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی اصلاح شد که بر اساس آن افراد پیشنهادی برای عضویت در فرهنگستانها به معرفی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا خود فرهنگستان مربوط و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی براساس ضوابط و معیارهای علمی مصوب انتخاب میشوند.
پس از این اصلاح اساسنامه، اولین گام با تغییر رئیس فرهنگستان علوم پزشکی برداشته شد و دکتر محمدرضا مرندی با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 17 آذر ماه، به جای دکتر ایرج فاضل در ریاست این فرهنگستان نشست.
اما این تغییرات محدود به فرهنگستان علوم نشد و سرانجام شورای عالی انقلاب فرهنگی میرحسین موسوی را در جلسه شب گذشته خود از ریاست فرهنگستان هنر برکنار کرد و علی معلم دامغانی را به جای وی نشاند.
این تغییر پس از آن صورت گرفت که فرهنگستان هنر طی ماههای اخیر عملا به پاتوق سیاسی جریانی خاص (!) در انتخابات تبدیل شده بود.
نکته قابل توجه اینجاست که وی بعد از انتخابات در هیچ یک از جلسات مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت نکرده بود. ناظران سیاسی معتقدند با عزل آقای موسوی از ریاست فرهنگستان هنر این سوال ممکن است در افکار عمومی ایجاد شود، که وی چگونه پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری، بارها و بارها در سخنان و بیانیههای خود دولت دهم را "نامشروع" و "غیرقانونی" دانسته، اما با این حال تا امروز یکی از حقوق بگیران میلیونی همین دولت بوده و از مزایای آن بهره میبرده است؟!
این سوال شاید اکنون یکی از جدیترین دغدغههای خانوادههایی باشد که به دنبال اطلاعیههای عمومی و تحریک آمیز موسوی، فرزندان خود را از دست دادهاند و یا مجبورند این روزها فرزندانشان را در زندان ملاقات کنند.
محمود احمدی نژاد که در جریان سفرهای استانی به فارس سفر کرده بود، برای شرکت در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی که منجر به عزل میرحسین موسوی شد، برای مدت کوتاهی به تهران بازگشت.
به گزارش خبرآنلاین، جلسه امروز شورای عالی انقلاب فرهنگی با حضور رئیس جمهور به رسمیت شناخته شد و در نتیجه این جلسه میرحسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر برکنار و علی معلم دامغانی جایگزین او شد.
محمود احمدی نژاد که در جریان دور سوم سفرهای استانی به استان فارس سفر کرده بود برای حضور در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ساعاتی به تهران بازگشت و پس از پایان کار شورا امشب(سه شنبه اول دی ماه) به استان فارس بازگشت.
مردم قم در اعتراض به هتاکی ها با برگزاری تظاهراتی این اقدامات را که در حاشیه مراسم تشییع پیکر آیتالله منتظری صورت گرفت، محکوم کردند.
به گزارش فارس، از ساعت 15 و 30 دقیقه بعد از ظهر امروز سه شنبه، جمع گستردهای از مردم قم با تجمع در مقابل بیت امام راحل در قم با سردادن شعارهای مختلف آمادگی خود را در حمایت همهجانبه از مقام عظمای ولایت اعلام کردند و یک صدا فریاد زدند: «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست». همچنین شرکتکنندگان در این تجمع با سردادن شعارهای «ما پیرو ولایتیم، فداییان رهبریم»، «وای اگر خامنهای حکم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد»، «سبز فقط سبز علی لعنت به سبز اموی» و «رهبر اگر فرمان دهد، جان را نثارش میکنیم» از مسئولان خواستند که اقدامات لازم را در برخورد با ساختارشکنان داشته باشند.
بر اساس این گزارش در این تجمع اعتراضآمیز اعم از کسبه و بازاریان، روحانیون، بسیجیان و دیگر اقشار قم حاضر شدهاند.
*سنگرهای منافقین در قم باید تخریب شود یکی از فضلای حوزه علمیه قم در جمع هزاران نفر از مردم قم که در اعتراض به هتک حرمت به مقدسات در حاشیه مراسم تشییع آیت الله منتظری در قم سخن میگفت، اظهار داشت: سنگرهای منافقین در قم باید تخریب شود.
احمد پناهیان گفت: مردم قم به خاطر پیام رهبر معظم انقلاب اجازه دادند که این مراسم تشییع با عزت برگزار شود.
پناهیان تاکید کرد: کسانی که در برابر ولایت ایستادهاند، سیاهی لشکر آمریکا هستند و جزو ایادی آمریکا محسوب میشوند.
وی گفت: این حرکت یک حرکت خودجوش مردمی است و اهانتهای این عده ملت را بیدار کرده است.
پس از سخنان پناهیان مردم قم با سردادن شعارهای «الله اکبر»، «ما ذوالفقار حیدریم فداییان رهبریم»، «مسئولان قضایی، مسئول انتظامی، اقتدار اقتدار» و ... خواستار برخورد با ساختارشکنان شدند.
مردم قم پس از تجمع در مقابل بیت امام راحل در قم، از مسیر خیابان ارم رهسپار حرم مطهر حضرت معصومه(س) شده و در ادامه حرکت خود به سمت بیت آیت الله صانعی و آیت الله منتظری در قم حرکت کردند.
*فتنهگران دستگیر و محاکمه شوند مردم قم در پایان تظاهرات خود با صدور بیانیهای که در جمع تظاهرکنندگان در مقابل بیت آیت الله منتظری قرائت شد، اعلام کردند: حادثه غمبار حرمت شکنی جریان فتنه در ماجرای تشییع جنازه آیتالله منتظری قلب هر انسان با ایمانی را میفشرد و فریاد انا لله و انا الیه راجعون را بر زبانش جاری میکند و در عین حال برخورد کریمانه و بزرگ منشانه مقام معظم رهبری و ناجوانمردی دشمنانش، انگشت حیرت بر لب انسانهای منصف مینشاند. در ادامه این بیانیه تاکید شده است: همگان به خاطر دارند که آقای منتظری پس از عزل از قائم مقامی رهبری توسط حضرت امام خمینی(ره) تاکنون همواره مخالفت آشکار خود را با نظام جمهوری اسلامی، آن یار سفر کرده و جانشین برحقش با بنان و بیان ابراز کرده است که فقط دو نمونه آن در 13 رجب 1376 و 14 تیر 88 پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم تحقق یافت. در این بیانیه آمده است: همو بود که قبح مصاحبه با رادیو و تلویزیونهای بیگانه را شکست و با عنوان مرجع تقلید علیه نظام و رهبری با آنان به گفتگو نشست. میزان این همکاری را میتوان در پیام کاخ سفید به مناسبت درگذشت او نظارهکرد. با این حال حضرت آیتالله العظمی خامنهای دامت برکاته به خاطر سوابق قبل از انقلاب اسلامی وی و فرزند شهیدش نه تنها با ارسال پیام به تجلیل از آقای منتظری پرداخت بلکه به تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) دستور فرمودند هر جا که بیت وی برای دفن مایل است در اختیارشان قرار گیرد و از ایشان تجلیل شایسته به عمل آید و بنابر این همه شبکههای سیمای جمهوری اسلامی به انعکاس پیام معظمله و زمان و مکان تشییع جنازه آقای منتظری پرداختند. در ادامه این بیانیه تصریح شده است: اما پاسخ این برخوردهای کریمانه چه بود؟ سبز اموی با حضور موسوی و کروبی و حمایت مستقیم یوسف صانعی در جلوی صدها نفر از زائران و مجاوران حرم مطهر حضرت معصومه(س) و در مرکز تشیع به نایب امام زمان(عج) و نظام اسلامی و سایر مراجع معظم تقلید آشکارا توهین کرده و تشیع جنازه آقای منتظری را به میتینگ سیاسی مبدل کردند. آیا پس از این ماجرای غمانگیز دیگر کسی میتواند ادعا کند که جناح رهبری و نظام اسلامی راه را برای خاطیان نگشوده است.
موسوی و کروبی دیروز پس از حضور در مراسم تشییع منتظری مورد عتاب و حمله برخی از نزدیکان و خانواده وی قرارگرفته اند. این دو طی ماه های گذشته تمام تلاش خود را کرده اند تا به ضدانقلاب ثابت کنند که جزو آنها هستند و از تمام سوابق انقلابی و خط امامی خود توبه کرده اند، اما ظاهراً تلاش های بی دریغ آنها چندان مورد قبول قرار نگرفته و همچنان باید برای اثبات هویت واقعی خود تلاش های بیشتری بکنند. بنابر اخبار دریافتی، دیروز برخی از نزدیکان منتظری این دو نفر را فرصت طلب خوانده و از آنها پرسیده اند که «تا حالا کجا بوده اید»؟! هنوز درباره منظور نزدیکان منتظری از این عتاب گزارشی نرسیده است. موسوی و کروبی که مدت هاست جبهه انقلاب را ترک کرده و در قلب پروژه ضد ایرانی و ضد اسلامی آمریکا و انگلیس قرار گرفته اند، نتوانستند از مراسم دیروز برای هیچ یک از اهداف از پیش برنامه ریزی شده خود استفاده کنند.
حجتالاسلام حمید رسایی نماینده مجلس شورای اسلامی امروز یکشنبه به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه اراک به این دانشگاه رفت و در جمع دانشجویان این دانشگاه با موضوع «قصه از کجا شروع شد؟» به ریشهیابی حوادث پس از انتخابات پرداخت.
به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، سخنرانی رسایی در دانشگاه اراک بر خلاف سخنرانی وی در دانشگاه علومپزشکی اراک که در کمال آرامش و بدون حاشیه برگزار شد، با حاشیههایی همراه بود که در ذیل میآید:
* سالن 340 نفری محل سخنرانی میزبان بیش از 500 نفر از دانشجویان دانشگاه اراک بود که حدود 40 نفر نیز با رنگهای سبز در سالن حضور پیدا کرده بودند و بادکنکهایی به رنگ سبز نیز در دست داشتند و بیشتر از آنکه توجه آنها به مراسم و سخنرانیها باشد، مشغول سر دادن شعار بودند که البته با واکنش مجری مراسم روبرو شدند؛ "دوران بادکنکبازی ما گذشته است، لطف کنید اینها را جمع کنید. "
* قبل از آغاز سخنرانی رسایی تریبون آزاد دانشجویی برگزار شد و دانشجویان هر کدام به مدت 5 دقیقه به بیان نظرات خود درباره مسائل روز پرداختند. یکی از حامیان موسوی در این تریبون درباره اهانت به ساحت امام راحل گفت: اگر پاره کردن تصویر امام(ره) صحت داشته باشد، از نظر ما هم مذموم است.
* مسئولان برگزاری مراسم زمان صحبت هر یک از دانشجویان در تریبون آزاد را 5 دقیقه اعلام کرده بودند و به این موضوع نیز سختگیرانه عمل میکردند و هر زمان که مدت صحبت دانشجویان از 5 دقیقه میگذشت، مسئولان برگزاری مراسم، میکروفن وی را قطع میکردند.
* یکی از دانشجویان با حضور پشت تریبون با بیان اینکه قصه از آنجا شروع شد که عدهای مردم ما را فروختند و پذیرفتند که فیزیک هستهای نباید در کشور ما تدریس شود، گفت: عدهای به اسم نخست وزیر امام وارد صحنه شدند اما زمانی که مردم شهید میدادند، با غرور استعفا دادند. این بخش از اظهارات این دانشجو با واکنش حامیان موسوی مواجه شد که با هو کشیدن مانع ادامه سخنرانی وی شدند.
* یکی دیگر از حامیان موسوی نیز پس از سر دادن شعار «خمینی کجایی، موسوی تنها مانده» و بیان اینکه دموکراسی باید در کشور در صدر قرار داشته باشد، اظهار داشت: در حالیکه 20 شبکه خصوصی در افغانستان فعالیت میکنند، رسانه ملی ما مثل دانشگاههای ما تکصدایی است.
* رسایی صحبتهای خود را با تشکر از دوستان سبز آغاز کرد و خطاب به آنها گفت: شعارهای خوبی دادید. ما هم دوست داریم سبز باشیم، اما نه سبز شما، بلکه سبزی که مورد احترام ملت ایران است.
* بخشی از سخنان رسایی به پاسخ دادن وی به شعارهای حامیان موسوی اختصاص یافته بود و اظهاراتی که رسایی در جواب شعارهای حامیان موسوی بیان میکرد، با استقبال دانشجویان مواجه میشد. مثلاً زمانیکه حامیان موسوی شعار میدادند "تقلب؛ 1 درصد، 2 درصد، نه 53 درصد "، رسایی به آنها گفت: قطعاً شعار شما درست است، ما هم میگوییم این تقلب امکانپذیر نیست. دانشجویان حاضر در سالن نیز در همراهی با رسایی که از آنها خواسته بود برای حامیان موسوی صلوات بفرستند، همصدا با هم صلوات فرستادند. پس از قرائت صلوات توسط دانشجویان، رسایی گفت که قصه از همینجا شروع شد که عدهای مدعی 11 میلیون تقلب شدند. این صحبت رسایی با شعار «دروغه دروغه» حامیان موسوی روبرو شد که رسایی نیز در پاسخ به این شعار گفت: ما هم مثل شما معتقدیم که این ادعای تقلب دروغ است.
* حامیان موسوی در قسمتی از این مراسم خطاب به رسایی شعار «وکیل بیلیاقت، حیا کن حیا کن» سر دادند. رسایی نیز در جواب آنها گفت: وکیل بیلیاقت برخی از نمایندگان مجلس ششم بودند که به کشورهای بیگانه پناهنده شدند. رسایی همچنین زمانی که حامیان موسوی «مرگ بر روسیه» سر میدادند، تأکید کرد که همه دانشگاه «مرگ بر روسیه» بگوید، همه این کشورها مثل هم هستند، آمریکا، روسیه و انگلیس فرقی با هم ندارند.
* حامیان موسوی بار دیگر رسایی را خطاب شعار خود قرار دادند و گفتند: "دروغگو حیا کن، دانشگاه رو رها کن " رسایی نیز در پاسخ به لغو سخنرانی رئیس جمهور در 26 فروردین سال گذشته اشاره کرد و با نشان دادن روزنامههای صدای عدالت و مردمسالاری به حامیان موسوی گفت: دروغگو اینها هستند که در نقد سخنرانی لغو شده رئیسجمهور مقاله مینویسند.
* رسایی در جواب حامیان موسوی که شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر میدادند تأکید کرد: بله، ما هم میگوئیم مرگ بر دیکتاتور؛ چون عدهای حتی اجازه ندادند دوستانشان پشت تریبون حرفهایشان را بزنند.
* در بخشی از این مراسم حامیان موسوی شعار «مرگ بر اسرائیل» سر دادند که مجری برنامه اعلام کرد که این شعار همه دانشجویان است. دانشجویان نیز در تأیید این سخن مجری یکصدا «مرگ بر اسرائیل» سر دادند. رسایی نیز گفت: قطعاً مرگ بر اسرائیل و مرگ بر کسانیکه در روز قدس شعار «مرگ بر اسرائیل» را خط زدند.
* نکته جالب شعارهای حامیان موسوی آنجا بود که آنها از یک سو «مرگ بر اسرائیل» سر میدادند و از سوی دیگر شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» سر میدادند، اما دانشجویان در مواجهه با تناقض شعارهای حامیان موسوی شعار دادند: «هم غزه هم لبنان، جانم فدای ایران»
* حامیان موسوی خطاب به رسایی شعار دادند: «مزدور چقدر گرفتی؟ تریبون رو دست گرفتی» که رسایی در پاسخ به آنان گفت: قبل از من تریبون در درست شما بود، همان اندازه که شما گرفتید و صحبت کردید، من هم همان اندازه گرفتم. وی ادامه داد: این صحبت شما یعنی اینکه دلارها را گرفتید که اینجا بایستید و جلسه را خراب کنید؟ هنگامیکه حامیان موسوی خطاب به رسایی شعار «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد» سر دادند، رسایی به آنها گفت: بله، دانشجو قطعاً ذلت حمایت آمریکا و اسرائیل را نمیپذیرد.
* دانشجویان حاضر در جلسه در جواب حامیان موسوی که شعار میدادند «میکشم میکشم، آنکه برادرم کشت»، شعارهای «ما همگی برادریم، پیرو خط رهبریم»، «آزادی اندیشه، با شانتاژ نمیشه» و «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» سر دادند.
* رسایی در بخشی از سخنان خود گفت: همه کسانیکه موسوی را قبول دارند، سکوت کنند، میخواهم حرفهای موسوی درباره رعایت قانون را ذکر کنم. اما حامیان موسوی با هو کشیدن مانع انجام این کار از سوی رسایی شدند. رسایی نیز گفت: معلوم است که شنیدن حرفهای موسوی آنقدر برایتان تلخ است که نمیخواهید آنها را بشنوید. دانشجویان نیز شعارهای «سبز ما رو دزدیدن، دارن با اون پز میدن» و «آزادی اندیشه با داد و قال نمیشه» سر دادند. حامیان موسوی شعار «خس و خاشاک تویی، دشمن این خاک تویی» سر دادند و رسایی نیز خطاب به آنها گفت: قطعاً خس و خاشاک آن کسانی هستند که به خیابانها ریختند و مسجد را آتش زدند.
* رسایی در جواب حامیان موسوی که با سر دادن شعار خواستار آزادی برخی زندانیان شدند، تأکید کرد که دانشجو باید از قید احزاب و گروههای سیاسی آزاد شود. هنگامیکه حامیان موسوی در ادامه شعار «موسوی با غیرت، برس به داد ملت» سر دادند، رسایی فرمایشات امام خمینی(ره) درباره عمل کردن به قانون توسط همه را ذکر کرد و دانشجویان نیز شعار «مرگ بر دیکتاتور مخملی» سر دادند.
* حامیان موسوی رسایی را با شعار «رسایی حیا کن، تریبون را رها کن» خطاب قرار دادند اما رسایی در جواب آنها گفت: اگر قرار بود رسایی با صحبت 40 نفر کنار بکشد، سفره اصلاحات آمریکایی از این کشور برچیده نمیشد.
* رسایی در پاسخ به شعار حامیان موسوی که میگفتند «آنکه تجاوز کرد، عکس امام را پاره کرد»، گفت: قطعاً آنهایی که به حقوق 40 میلیون ایرانی که پای صندوقهای رای آمده بودند، تجاوز کردند، عکس امام را پاره کردند.
* در قسمت دیگری از این مراسم و هنگامیکه شعار «نه شرقی نه غربی، دولت سبز ملی» از سوی حامیان موسوی مطرح میشد، دانشجویان با شعار «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی» به شعارهای حامیان موسوی واکنش نشان دادند و در اجرای درخواست مجری مراسم که از آنها خواست قیام کنند تا در اقلیت بودن آنهایی که قصد خراب کردن فضای جلسه را دارند، مشخص شود، قیام کردند و شعار «ما همگی برادریم، مطیع امر رهبریم» سر دادند.
* مابین سخنان رسایی یکی از حامیان موسوی روی سن رفت و به رسایی گفت که چرا به من اجازه صحبت کردن نمیدهید؟ رسایی نیز در پاسخ به این حامی موسوی گفت: شما اول جلسه فرصت صحبت کردن داشتید، ولی در عین حال آخر جلسه وقت بگیرید و صحبت کنید. وی همچنین در پاسخ به حامیان موسوی که شعار «اگر امام زنده بود، شک نکنید با ما بود» سر میدادند، تأکید کرد که بله، شک نکنید امام با ملت ایران بود و ملت ایران هم در برابر کسانیکه مورد حمایت آمریکا و اسرائیل هستند، میایستد.
* یکی از حامیان موسوی در بین سخنرانی رسایی، کفش خود را روی میزی که رسایی پشت آن نشسته بود، گذاشت. رسایی نیز در جواب این اقدام گفت: مهم این نیست که چه کسی کفش پرتاب میکند. الزیدی در عراق کفش خود را به سوی جرج بوش پرتاب کرد. به سوی ابوذر هم استخوان پرتاب میکردند. مهم این است که چه تفکری این کار را انجام میدهد. دانشجویان نیز در حالیکه قیام کرده بودند، شعار «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» سر دادند.
* حامیان موسوی خطاب به رسایی شعار دادند: «ننگ ما ننگ ما، وکیل ما». رسایی نیز خطاب به آنها گفت: قطعا وزیران دولت خاتمی که الان به کشورهای بیگانه پناهند شدند، ننگ ما هستند. همچنین رسایی زمانیکه خواست سخنان امام خمینی(ره) و نامه 6 فروردین 68 ایشان درباره منتظری را بازگو کند اما حامیان موسوی با هو کشیدن مانع وی شدند، گفت: آنهایی که در برابر ذکر صحبتهای امام خمینی(ره) هو میکشند، همانهایی هستند که عکس ایشان را پاره کردند.
"اگر قرار بود جمهوری ایرانی این مملکت را به استقلال برساند زمان مصدق رسانده بود، تنها چیزی که ایران را سربلند و پیروز کرد اسلام و حسین بن علی است، قباله این مملکت حسین بن علی است."
به گزارش شبکه ایران، آیت الله جوادی آملی گفت که جمهوری ایرانی نمی تواند مملکت را به استقلال برساند.
وی که در جمع فرمانده و مسئولان انتظامی استان قم سخن می گفت با اشاره به طرح شعار "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" اظهار داشت: اگر قرار بود جمهوری ایرانی این مملکت را به استقلال برساند زمان مصدق رسانده بود، تنها چیزی که ایران را سربلند و پیروز کرد اسلام و حسین بن علی است، قباله این مملکت حسین بن علی است.
این استاد حوزه علمیه قم همچنین تاکید کرد: همه ما موظفیم که نظام اسلامی را که برابر با رهاوردهای انبیای الهی است، حفظ کنیم.
گفتنی است آیت الله جوادی آملی چندی پیش نیز در دیدار با تعدادی ار دانشجویان دانشگاه های کشور، خطاب به آنها گفته بود: شما بایستی در این خصوص به سخنان مقام معظم رهبری توجه کنید و گوشتان به حرفهای ایشان باشد و ببینید که ایشان چه میگوید.
وی همچنین در این دیدار، در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان حاضر در جلسه مبنی بر اینکه شائبه و شایعههایی مطرح شده مبنی بر اینکه حمایت وی از مقام معظم رهبری بعد از انتخابات نامحسوس شده است، گفته بود: شما اصلا به این حرفها توجه نکنید و اصلا اینطور نیست.
با این حال پس از آنکه آیت الله جوادی آملی اعلام کرد که دیگر در نماز جمعه قم به عنوان امام حضور نخواهد یافت، برخی رسانهها در صدد آن بر آمدند تا این اقدام را به نشانه بروز اختلافات میان ایشان و شخصیتهای برجسته نظام عنوان کنند.
صفارهرندی در دانشگاه بوعلیسینا در مقابل شعار "مرگ بر دیکتاتور " گفت: دیکتاتوری زمانی معنا پیدا میکند که کسی که رأی نیاورده خود را رئیس جمهور بداند.
به گزارش فارس، سخنرانی صفار هرندی روز گذشته در دانشگاه بوعلیسینا و در جمع دانشجویان یکی از برنامههایی بود که نسبت به جلسات پیشین وزیر سابق فرهنگ و ارشاد با حاشیهها و تنش کمتری برگزار شد.
تسلط صفارهرندی و پاسخهای به جای او در مواجهه با شعارهای دانشجویان، سؤالات آنها و دعوت به آرامش دانشجویان سبب شد این جلسه با آرامش بهتری برگزار شود و صفارهرندی توانست همه سخنان خود را ایراد کند.
* در هنگام خواندن سرود ملی برخی دانشجویان که پارچههای سبزی به دست داشتند دستهای خود را با علامت پیروزی بالا گرفته بودند، با این حال پذیرش سرود ملی از سوی طرفداران موسوی بیسابقه بود.
* پیش از سخنرانی صفار هرندی ذاکر اهل بیت دقایقی به یادآوری محرم پرداخت و هنگامی که در خصوص لزوم حمایت از رهبری و یادآوری توصیه امام (ره) در ارتباط با ولایت فقیه سخن گفت، سبزیهای ایستاده، به نشانه مخالفت خود پشت به جمعیت کردند.
* مداح اهلبیت در ادامه به موضوع غافلان کربلا پرداخت، سپس از حر گفت که در نهایت به کاروان امام حسین (ع) بازگشت و با اشاره به جمعیتی که پشت خود را به جایگاه کرده بودند، از غافلان خواست به کاروان سیدالشهدا بازگردند.
* هنگامی که مجری برنامه از صفارهرندی برای سخنرانی دعوت کرد، دقایقی دانشجویان به شعارهای خود پرداختند، نیمی از جمعیت شعار میدادند "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست "، نیم دیگر نیز شعار دیگر: "خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست ".
* در زمانی که دانشجویان شعار میدادند "خامنهای خمینی دیگر است ولایتش ولایت حیدر است " سبزیها باز پشت به محل سخنرانی ایستادند.
* در ابتدای برنامه طرفداران موسوی با پایکوبی سعی داشتند فضای موجود را به سوی تنش بکشانند و هنگامی که صفارهرندی در خصوص احترام مسلمانان به امامزادهها و در آوردن کفش خود در مکانهای مقدس صحبت کرد طرفداران موسوی اقدام به تمسخر و تحریک جمعیت کردند. صفارهرندی حضار را به آرامش فراخواند، اما طرفداران موسوی در مقام با شعار "الله اکبر " قصد داشتند فضا را متشنجتر کنند که صفارهرندی "اللهاکبر " را شعار نفاقشکن دانست و گفت: این شعار وحدت ماست که در نتیجه همه جمعیت حاضر یکپارچه اللهاکبر را تکرار کردند و مصادره شعار تکبیر از سوی سبزیها ناکام ماند.
* هنگامی که صفارهرندی از دانشجو و لزوم آمادگی او صحبت کردند، دانشجویان در حمایت از او شعار "دانشجوی مسلمان بصیرت، بصیرت " و "دانشجو بیدار است از استکبار بیزار است " را تکرار کردند که در مقابل سبزیها نیز شعار "دانشجو بیدار است از استبداد بیزار است " را همراه با جمعیت تکرار کردند. در اثنای سخنرانی طرفداران موسوی شعار "مرگ بر دیکتاتور " سر دادند که صفارهرندی در پاسخ گفت: ایران اسلامی کشوری است که در برابر استبداد ایستاده است و دیکتاتوری زمانی معنا پیدا میکند که کسی که رأی نیاورده خود را رئیس جمهور بداند که در این حین طرفداران موسوی شروع به دست زدند کردند اما لحظاتی بعد لیدرهای سبز متوجه شدند این لحظه وقت دست زدن نبود و طرفداران خود را به آرامش دعوت کردند، در مقابل در تأیید سخنان صفارهرندی همه جمعیت حاضر یک صدا فریاد زدند "مرگ بر دیکتاتور ".
* وزیر سابق فرهنگ و ارشاد در ادامه گفت: خوشبختانه شعارهایی که داده میشود نشان از وجود اشتراکات زیاد است که فقط در مصداقها تفاوت وجود دارد و باید برای رفع اختلافات نیز بیشتر صحبت شود. وی گفت: البته برخی سوءتفاهمها با مسائل کوچکی به وجود میآید اما همه میدانند که هر کسی در مقابل اسلام بایستد هلاک میشود.
* در هنگام پرسش و پاسخ، یکی از دانشجویان از دروغگویی برخی رسانهها پرسیده بود، در این هنگام دانشجویان طرفدار موسوی شعار دادند، "کیهان، کیهان "، صفار هرندی در پاسخ به نام بردن از روزنامه کیهان اظهار داشت: شما از روزنامه کیهان یاد میکنید و البته جمع دیگری این دروغها را در جای دیگری میدانند و باید دانشگاه را محلی برای عرضه این دلایل قرار داد. وی افزود: در یکی از رسانهها اعلام شد 72 نفر در وقایع اخیر کشته شدند و بعد ثابت شد این افراد زنده هستند، دروغ به جایی رسید که حتی عدهای در مجلس ختمی فردی شرکت کردند که بعد آن بنده خدا اعلام کرد من زنده هستم. صفارهرندی در ادامه با اشاره به برخی دروغپراکنیها بیان داشت: امروزه هیچ کس دیگر از موضوع تقلب صحبت نمیکند بلکه این موضوع را مطرح میکنند که ما نمیدانستیم در بخشهای مختلف کشور از جمله روستاها کسی به ما اعتنا نمیکند.
* در هنگامی که مجری سئوالات کتبی را برای صفارهرندی قرائت میکرد، طرفداران موسوی فریاد "شفاهی، شفاهی " سردادند که مجری گفت: با توجه به سوابق قبلی شما، تریبون شفاهی محلی برای هوچیگری، اغتشاش، داد و قال و زیر پا گذاشتن حقیقت بر شما خواهد بود، بنابراین برنامهریزی برای این کار صورت نگرفته است که دانشجویان در حمایت از مجری شعار "آزادی اندیشه با داد و قال نمیشه " را سر دادند، سبزها در مقابل شعار دادند "شعار ما عیان است آزادی بیان است " در پاسخ به سبزها دانشجویان دیگر شعار دادند "دانشجوی مسلمان بصیرت بصیرت ".
به نقل از صحیفه امام خمینی متن آخرین مکاتبه آیت الله منتظری با امام خمینی (ره) و جوابیه امام خمینی به ایشان بدین شرح می باشد:
بسم اللّه الرحمن الرحیم.
محضر مبارک آیت اللّه العظمى امام خمینى - مدظله العالى
مخاطب: منتظرى، حسینعلى پس از سلام و تحیت، مرقومه شریفه مورخ 6/1/68 واصل شد. ضمن تشکر از ارشادات و راهنماییهاى حضرتعالى به عرض مى رساند، مطمئن باشید همان طور که از آغاز مبارزه تاکنون در همه مراحل همچون سربازى فداکار و از خود گذشته و مطیع در کنار حضرتعالى و در مسیر اسلام و انقلاب بوده ام، اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجراى دستورات حضرتعالى مى دانم، زیرا بقا وثبات نظام اسلامى مرهون اطاعت ازمقام معظم رهبرى است.
براى هیچ کس قابل شک نیست که این انقلاب عظیم تا کنون در سایه رهبرى و ارشادات حضرتعالى از خطرات مهمى گذشته ، و دشمنان زیادى همچون منافقین کوردل، که دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصیتهاى عزیز ما و از جمله فرزند عزیز خود من(1) آغشته است، و سایر جناحهاى مخالف و ضد انقلاب و سازشکار و لیبرال مابهاى کج فکر را رسوا واز صحنه خارج نموده است.
آیا جنایات هولناک وضربات ناجوانمردانه این روسیاهان کوردل به انقلاب و کشور و ملت عزیز و فداکار ما فراموش شدنى است? و اگر بلندگوهاى آنان و رادیوهاى بیگانه خیال مى کنند با جوسازیها و نشر اکاذیب و شایعه پراکنیها به نام اینجانب مى توانند به اهداف شوم خود برسند و در همبستگى ملت ما رخنه کنند، سخت در اشتباهند.
و راجع به تعیین اینجانب به عنوان قائم مقام رهبرى، خود من از اول جدا مخالف بودم، و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینى بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین اینجانب به مصلحت نبوده است.
و اکنون نیز عدم آمادگى خود را صریحا اعلام مى کنم.
و از حضرتعالى تقاضا مى کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند.
و به من اجازه فرمایید همچون گذشته یک طلبه کوچک و حقیر در حوزه علمیه به تدریس و فعالیتهاى علمى و خدمت به اسلام و انقلاب، زیر سایه رهبرى حکیمانه حضرتعالى، اشتغال داشته باشم. و اگر اشتباهات و ضعفهایى که لازمه طبیعت انسان است رخ داده باشد، انشاءاللّه با رهبریهاى حضرتعالى مرتفع گردد.
و از همه برادران و خواهران عزیز و علاقه مند تقاضا مى کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبرى و خبرگان محترم، به بهانه حمایت از من، کارى انجام دهند و یا کلمه اى بر زبان جارى نمایند، زیرا مقام معظم رهبرى و خبرگان جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمى خواهند.
امید است این شاگرد مخلص را همیشه از راهنماییهاى ارزنده خود بهره مند، و از دعاى خیر فراموش نفرمایید.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته . 7 / 1 / 68 - حسینعلى منتظرى
8 فروردین 1368 / 20 شعبان 1409 مکان: تهران، جماران موضوع:موافقت با استعفاى آقاى منتظرى از قائم مقامى رهبرى
بسم اللّه الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقاى منتظرى - دامت افاضاته با سلام و آرزوى موفقیت براى شما، همانطور که نوشته اید رهبرى نظام جمهورى اسلامى کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیرى است که تحملى بیش از طاقت شما مى خواهد.
و به همین جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم، و در این زمینه هر دو مثل هم فکر مى کردیم.
ولى خبرگان به این نتیجه رسیده بودند، و من هم نمى خواستم در محدوده قانونى آنها دخالت کنم. از اینکه عدم آمادگى خود را براى پست قائم مقامى رهبرى اعلام کرده اید پس از قبول، صمیمانه از شما تشکر مى نمایم.
همه مى دانند که شما حاصل عمر من بوده اید، و من به شما شدیدا علاقه مندم.
براى اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت مى کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید، و از رفت و آمد مخالفین نظام،که به اسم علاقه به اسلام و جمهورى اسلامى خود را جا مى زنند، جدا جلوگیرى کنید.
من این تذکر را در قضیه مهدى هاشمى (2) هم به شما دادم.
من صلاح شما و انقلاب را در این مى بینم که شما فقیهى باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند.
از پخش دروغهاى رادیو بیگانه متاثر نباشید.
مردم ما شما را خوب مى شناسند، و حیله هاى دشمن را هم خوب درک کرده اند که با نسبت هر چیزى به مقامات ایران کینه خود را به اسلام نشان مى دهند.
طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها، و رادیو - تلویزیون، باید براى مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلى است که مقدم بر هر چیز است، و همه باید تابع آن باشیم.
جنابعالى انشاءاللّه با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمى مى بخشید.
رسائل نوشت؛ حسینعلی منتظری که حیات سیاسیاش با افت خیزهای فراوانی از جمله ایستادن در مقابل امام خمینی و پس از تغییر مواضع کامل نسبت به انقلاب همراه بود فوت کرد. این گزارش حاکی است در صبح روز یکشنبه طرفداران و حامیان او با شنیدن خیر فوت وی در دفترش تجمع کردند.
* زندگی شخصی
او در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد. پدرش حاج علی کشاورز سادهای بود که در کنار کار روزانهاش با کتاب و کتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود. منتظری از هفت سالگی آموختن را با ادبیات فارسی و سپس صرف و نحو عربی آغاز کرد و در سن 12 سالگی به حوزه علمیه اصفهان وارد شده و در سن 19 سالگی اصفهان را برای ادامه تحصیل ترک کرد و به قم آمد.
* تثبیت مرجعیت آیتالله خمینی و بازداشت در سال 1342
پس از رحلت آیتالله بروجردی (در سال 1340 خورشیدی) نظر بسیاری از بزرگان و اساتید حوزه علمیه متوجه چند نفر از علما منجمله آیتالله گلپایگانی، آیتالله شریعتمداری، آیتالله مرعشی نجفی و آیتالله خمینی گردید. از جمله آیتالله منتظری و آیتالله مطهری قائل به اعلمیت خمینی بوده و زعامت وی را به صلاح اسلام و مسلمین تشخیص دادند.
* بازداشتها در جریان مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی
در عید نوروز سال 1345 به دنبال دستگیری محمد منتظری به دلیل پخش اعلامیه در حرم حضرت معصومه ساواک بی درنگ به سراغ آیتالله منتظری رفته و مجدداً وی را بازداشت نمود و بالاخره اعتراض علما و روحانیون حوزه علمیه موجب شد تا او پس از هفت ماه از زندان آزاد گردد. آیتالله منتظری چند ماه پس از آزادی از زندان جهت توسعهبخشی و تداوم جریان مبارزه ضرورتاً به طور مخفیانه برای زیارت عتبات در عراق و ملاقات با آیتالله خمینی راهی عراق شد، اما حکومت که از این سفر مطلع شده بود هنگام بازگشت از عراق او را در منطقه مرزی دستگیر و روانه زندان کرد، که پس از تحمل حدود پنج ماه زندان آزاد گردید.
* تبعید به مسجد سلیمان در سال 1346
رژیم در خارج از زندان نیز همیشه او را تحت نظر داشته و در زمان برگزاری جشنهای تاجگذاری به عنوان راهکاری جدید تصمیم به تبعید وی به مسجد سلیمان گرفت، که این تبعید سه ماه به طول انجامید. پس از آن در مسجد سلیمان به منتظری ابلاغ کردند که نباید به قم برود، ولی او به قم مراجعت نمود و با وجود ممانعت شدید ساواک عده زیادی از علما، اساتید و طلاب حوزه علمیه با او دیدار کردند؛ تا اینکه از ناحیه ساواک او را به نجفآباد منتقل نموده و در آنجا تحت مراقبت شدید قرار دادند. وی همچنین بارها به کردستان و سایر شهرها از جمله نجف آباد نیز تبعید شد. پس از شش ماه بلاتکلیفی در زندان اوین بالاخره در یک دادگاه نظامی به اتهام کمک به جنبش اسلامی و خانواده زندانیان سیاسی و اقدام برای تشکیل حکومت اسلامی، به ده سال زندان محکوم گردید منتظری در زندان اوین نیز نماز جمعه را اقامه نمود و بسیاری از زندانیان سیاسی مسلمان از جمله آقایان طالقانی، مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، لاهوتی و دیگران در نماز جمعه حاضر میشدند؛ هرچند ساواک پس از مدتی مانع اقامه آن شد. سرانجام با اوجگیری مبارزات و عقبنشینیهای پی درپی حکومت پهلوی، منتظری پس از گذراندن حدود سه سال ونیم از دوران محکومیت به همراه آیتالله طالقانی در هشتم آبان 1357 از زندان آزاد شد و مورد استقبال چشمگیر مردم قرار گرفت.
* پس از انقلاب اسلامی
منتظری ریاست خبرگان قانون اساسی را به عهده داشت و در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی نقش مهمی را ایفا کرد. وی از عوامل کلیدی در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی به شمار میرود. پس از انقلاب، محمد منتظری از چهرههای بانفوذ و پرحرکت انقلابی به شمار میآمد. در نتیجه درگیری خونینی که بین نیروهای وفادار به خمینی و سازمان مجاهدین خلق در سال 1360 رخ داد، تعداد زیادی از کادرهای ردهبالای انقلاب (که شامل آیتالله محمد بهشتی، رئیس جمهور محمد علی رجائی و نخست وزیر محمد جواد باهنر بود) در اثر دو بمبگذاری کشته شدند. از دیگر قربانیان این بمبگذاریها محمد منتظری بود. در سال 1364 مجلس خبرگان رهبری با نظر به ادامه رهبریت پس از وفات آیتالله خمینی تصمیم گرفت آیتالله منتظری را به عنوان قائممقام خمینی معرفی و اعلام کند. اما اقدامات ضدامنیتی و قتل های متعدد باند مهدی هاشمی که در واقع داماد و تعدادی از اعضای دفتر او بودند منتظری را وارد فضای جدیدی از تحرکات سیاسی کرد. امام خمینی بارها به او هشدار داد که نسبت به اطرافیان خود تجدید نظر کند اما منتظری در حرکتی ناشیانه به شدت از داماد خود حمایت کرد.
* جداشدن از مسیر انقلاب
پس از بازداشت مهدی هاشمی، برادر داماد منتظری، او به نشانه اعتراض درسهای خود را تعطیل کرد. مهدی هاشمی به جرم قتل های متعددی که مرتکب شده بود در سال 1366 اعدام شد. تلاشهای منتظری برای نجات او، که برادر داماد او بود، بیثمر ماند. در همین ایام بود که امام راحل با دوراندیشی حکیمانه خود منتظری را از قائم مقامی رهبری عزل کرد و یکی از مهمترین اقدامات پیشگیرانه برای ادامه انقلاب اسلامی رقم خورد. اعلام برکناری آیتالله منتظری از قائممقامی رهبری (تحت عنوان استعفای او) توسط رسانههای جمعی در تاریخ 1368/1/8 منتشر شد. پس از فوت امام راحل و انتخاب مدبرانه حضرت آیت الله خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی ایران منتظری سال ها در سکوت خبری بود تا آنکه بازهم جنجالی شد و در سخنرانی به مناسبت 13 رجب به طور مستقیم اتهامات و هتاکی های مختلف علیه نظام و رهبری مرتکب شد. پس از این جریان بود که مردم انقلابی قم به خروش آمده و به سوی دفتر او هجوم آوردند.در سراسر ایران نیز راهپیمائی های مختلفی در محکومیت سخنرانی منتظری برگزار شد. از این زمان بود که منتظری رسما خط خود را از انقلاب جدا کرده و علیرغم اعتقادات قبلی نسبت به نظام و ولایت فقیه در راستای اهداف بیگانگان قدم برداشت. او در ایام دوم خرداد و خصوصا پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری به عنوان چهره محبوب معاندان نظام مورد حمایت آنانی قبول گرفت که هیچگاه نظام اسلامی را قبول نداشته اند. این مرد جنجالی بالاخره شب گذشته دارفانی را وداع گفت تا در این ایام فوت او هم جنجالی باشد.
شبکه تلویزیون دولتی انگلیس در ادامه سرویس دهی به سازمان جاسوسی این کشور علیه جمهوری اسلامی، به اقدام رسوای دیگری روی آورد و صرفا با نمایش دست و پای یک آرتیست! که ادعا می شد «یک بسیجی فرار کرده از ایران است»، به تکرار اتهامات چند ماه اخیر علیه جمهوری اسلامی پرداخت. کانال چهار انگلیس در این اقدام تکراری مصاحبه ای را با فردی پخش کرد که صرفا پاها و دست وی نشان داده می شد. مجری این شبکه مدعی شد: «این فرد یک بسیجی است که به تازگی از ایران فرار کرده و نامش محفوظ است. او از تقلب و جنایت در ایران می گوید». بازیگر شبکه تلویزیونی انگلیس با تظاهر به گریه مدعی شد: در انتخابات تقلب شده و تجاوزهایی صورت گرفته و من از کارهایی که به عنوان بسیجی انجام داده ام پشیمانم. من هم دنیایم را از دست دادم و هم دینم. سناریونویسان اطلاعاتی شبکه 4 انگلیس در این نمایش مضحک، به بازیگر خود نام «سید»! هم داده و برای وی این دیالوگ را هم نوشته بودند «ما نمی دانستیم چنین آلوده شده ایم. فکر می کردیم داریم در راه دایی و عموی شهیدمان گام می زنیم. آرزو داشتیم شهید شویم اما حالا نه آبرو داریم و نه می توانیم سرمان را بلند کنیم. هرچه جنایت هست کرده ایم». شبکه های رسانه ای دولت انگلیس طی 9 ماهه اخیر نقش ویژه ای در زمینه سازی برای القای تقلب و التهاب فضای انتخابات ایفا کردند و پس از انتخابات نیز رسما در کار سازماندهی اغتشاش و آشوب وارد شدند و پس از شکست همه این سناریوها، وارد فاز «جنایت» شدند. قتل خانم ندا آقاسلطان و سردرآوردن نامزد وی(کاسپین ماکان) و همچنین شاهد مشکوک قتل(آرش حجازی) از انگلیس در کنار برخی مصاحبه های بی نام و نشان و طرح ادعاهای سخیف علیه جمهوری اسلامی نیز سناریوهایی بود که طی سه چهار ماه اخیر از سوی شبکه های مذکور دنبال شده است. آنچه برای شبکه رسمی انگلیس رسوایی جدیدی به بار می آورد ادعای پناهندگی یک بسیجی دارای وجدان و طرفدار خون شهدا به رژیم انگلیس و ادای کلمات مقدس از طریق این گاوهای پیشانی سفید است. شبیه سازی تیپ های اجتماعی طرفدار نظام و نوشتن سناریوها و قصه های خیالی با ذکر جزئیاتی که افسانه های القایی را باورپذیر کند، روش هایی است که رسانه های رسمی آمریکا و انگلیس در حوادث اخیر به وفور به آن متوسل شدند.
به گزارش خبرنگار "سرویس فضای مجازی " خبرگزاری فارس، نویسنده وبلاگ "ایران حامی "، مطلبی را با عنوان "تناقض گفتاری و رفتاری سبزینهها " را در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است. بر اساس این گزارش در بخشی از این مطلب آمده است:
به دنبال اهانت برخی از حامیان میرحسین موسوی در روز 16 آذر به ساحت امام خمینی (ره) و پاره کردن تصاویر ایشان، در هفتهای که گذشت موجی از خشم و اعتراض سراسر کشور را فرا گرفت و بسیاری از علما و مراجع تقلید، شخصیتهای برجسته نظام، دانشجویان و اقشار مختلف مردم از طرق گوناگون از جمله صدور بیانیه و برگزاری تظاهرات در نقاط مختلف کشور این بی حرمتی را محکوم کردند. در همین راستا شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی نیز با صدور اطلاعیهای مردم را به برگزاری تظاهرات سراسری در راستای محکومیت اقدام اخیر فتنه گران دعوت کرده است. اما در حالی که میرحسین موسوی و دیگر شخصیتهای جبهه اصلاحات ادعا میکنند که پیرو آرمانهای امام راحل (ره) هستند و این بی حرمتی از سوی حامیان آنها صورت نگرفته است، نوع مواجهه رسانههای فرقه سبز با فراخوان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، تناقض دیگری را در کارنامه آنها به ثبت رسانده است. به دنبال دعوت از مردم برای شرکت در تظاهرات روز جمعه، برخی از رسانههای فرقه سبز در صدد آن بر آمدند تا مخاطبان خود را به حضور در این راهپیمایی اما در محلی تعیین شده فرا بخوانند و برخی دیگر از آنها حضور در این تظاهرات را غیر ضروری دانستند. دوگانگی در تصمیم گیری رسانههای سبز از آنجا ناشی میشود که آنها خود به خوبی این حقیقت را میدانند که در میان حامیان موسوی افرادی وجود دارند که با نظام جمهوری اسلامی ایران مخالف هستند و مسلماً مخالف بنیانگذار آن یعنی حضرت امام خمینی (ره) نیز هستند در نتیجه فرا خواندن سبزها برای شرکت در تظاهرات روز جمعه آنهم در هر مکانی ممکن است حرکت توهین آمیز دیگری را در کارنامه "حامیان موسوی " به ثبت برساند که هزینه های جبران ناپذیرتری را برای آنها به همراه داشته باشد. آنچه که میتواند موید این فرضیه باشد مطالب توهین آمیز متعددی است که امروز و روزهای گذشته توسط کاربران سبز در محیطهای مجازی اینترنتی از جمله "فیس بوک " ، "بالاترین "، "دنباله " و حتی سایتی مانند "آینده " منتشر شده است. با این حال برخی از رهبران خارج نشین فرقه سبز این روزها میکوشند تا از طرق مختلف از جمله طرح کردن استدلالهای مضحک این تناقضات را حل کنند و از ریزش اقلیت باقیمانده جلوگیری به عمل بیاورند. در همین راستا محسن سازگارا ضد انقلاب فراری که هم اکنون به عنوان یکی از نوکران سازمان سیا در آمریکا به سر میبرد در جدیدترین مطلبی که در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده با اشاره به اختلاف نظراتی که در این جریان نسبت به امام خمینی (ره) وجود دارد گفته است: "موافق یا مخالف نکتهای که میخواستم بگم این است که اصلا این حرفها مهم نیست باید هوشیار باشیم که اقای خمینی به گذشته تعلق داره و جنبش نگاهش رو به جلو است. " گفتنی است سازگارا در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری به صورت تمام قد، در تلویزیون صدای آمریکا از کاندیداتوری میرحسین موسوی حمایت کرده بود و از چندین روز مانده به 22 خرداد مدعی شده بود که پیروزی هر فردی به غیر از میرحسین موسوی به معنای تقلب در انتخابات است.
پیش از این و به موازات تسلیم برخی شخصیت های داخلی در برابر تمدن غربی و کنار گذاشتن فرهنگ ایرانی اسلامی، کارشناسان از واژه "غربزدگی" و مرعوب شدن در برابر فرهنگ غرب از این موضوع یاد کرده اند.
به گزارش شبکه ایران سید محمد خاتمی که از او به عنوان یکی از رهبران گروه سبز نام برده می شود، در جلسه ای که با حضور برخی از اساتید دانشگاه های همدان برگزار شد، در سخنانی مدعی شد که نخبگان جامعه از وضع کشور ناراضی هستند.
خاتمی همچنین به طور ناخواسته نقش مردم را در سرنوشت جامعه موضوعی فرعی خواند و نخبگان را مسئول جهت دهی به عموم مردم معرفی کرد. وی بدون اشاره به نخبگان موردنظر خود گفت که "نارضایتی نخبگان بسیار خطرناک است؛ نخبگان جنبه مرجعیت در جامعه دارند، نخبگان اکثریت نیستند، ولی آنها هستند که مملکت را اداره میکنند."
وی در ادامه این سخنرانی، اغتشاشات بعد از انتخابات را به "درد" تشبیه کرد و در عین حال آن را "یک موهبت الهی" خواند و گفت که "درد نعمت بزرگ الهی است. خداوند طوری بدن انسان را آفریده که وقتی اختلالی در عملکرد آن ایجاد میشود با درد اعلام میکند که مشکل دارد و این درد هشداردهنده است، پوشاندن درد وقتی که منشا آن وجود دارد باعث از بین رفتن کل بدن خواهد شد."
خاتمی البته از علت آنچه درد خواند و میزان نقش خود و همراهانش در ایجاد آن، سخنی نگفت.
رئیس بنیاد باران، بدون اشاره به شعارهایی نظیر "جمهوری ایرانی" و "نه غزه نه لبنان" که از سوی هوادارانش مطرح شده و با اندیشه های امام راحل در تناقض است، امام خمینی را نماینده تفکر واقعی اسلام دانست.
او که تا پیش از این تنها با جمله "دانشجویان ساختار شکن نیستند" در برابر هتک حرمت امام موضع گیری کرده بود، گفت که "وقتی با اهانت به عکس حضرت امام، جان مردم و ما آتش میگیرد، به دلیل این است که آن امام، واقعا نماینده تفکر اسلامی است که انسانهای این مرز و بوم به آن دل بستهاند، برای این است که امام خمینی مظهرآزادگی و آزادی ملت ایران است."
رئیس بنیاد باران در ادامه سخنان خود، وارد شدن تفکرات غربی به ایران و تعارضات آن با اسلام را زمینه ساز ایجاد یک بحران فکری معرفی کرده است. وی گفت: معتقدم در این صدوپنجاه سال اخیر در ورای مسائل سیاسی که وجود داشته بحران تفکر داریم؛ یعنی آمدن ارزشها و معیارها که در تمدن غرب بوده و به هرحال در اینجا آمده یک آشفتگی در ذهن ما ایجاد کرده است. از یک طرف مسائل بسیار مهم و جذابی در تفکر جدید وجود داشته و از سوی دیگر سنت فکری و فرهنگی خودمان و به ویژه اسلام یک سرچشمه بزرگ بوده است که ارزشها و مفاهیم ارزندهای را به ما میداده است.
پیش از این و به موازات تسلیم برخی شخصیت های داخلی در برابر تمدن غربی و کنار گذاشتن فرهنگ ایرانی اسلامی، کارشناسان از واژه "غربزدگی" و مرعوب شدن در برابر فرهنگ غرب از این موضوع یاد کرده اند.
خاتمی در پایان اصلاح طلبان را از مخالفین نظام جدا خواند و اعلام کرد که به ایران و سرنوشت آن دلبستگی دارد. وی گفت که "مرزهای ما با آنهایی که ضد دینند، با متحجران، حتی با کسانیکه میگویند دین نباید در حیات سیاسی دخالت کند، در دفاع از انسان، کرامت انسان و حقوق انسان و اخلاق و عدالت مشخص است؛ ما دلبستگی به ایران و سرنوشت آن داریم."
این موضوع در حالی است که گفته می شود، عدم وجود مرزبندی میان اصلاح طلبان با اپوزیسیون خارج نشین نظام، باعث وقوع آشوب های پس از انتخابات، هتک حرمت نظام و در این اواخر جسارت به امام راحل شده است. البته در این مدت محافل سیاسی و رسانه ای غربی هم، به حمایت از مواضع سران اصلاحات پرداخته اند.
اگرچه مجمع روحانیون مبارز به عنوان اتاق فکر داخلی جریان فتنه به همراه موسوی ادعا کرده اند که در صدد دریافت مجوز برای برگزاری یک راه پیمایی مستقل هستند ولی ناگفته پیداست که این چیزی بیش از یک توجیه خنک و خنده دار نیست.
کیهان در ستون یادداشت خود نوشت: تحولات رخ داده در فاصله 10 روزه 16 تا 27 آذر 88، یک نمای فشرده اما بسیار دقیق از سرنوشت و آینده جریان فتنه در ایران به دست می دهد. روز 16 آذر به گفته سران فتنه بنا بود جبران آبروریزی 13 آبان باشد -و به همین دلیل آنرا ایستگاه آخر خواندند- اما خود به آبرو ریزی بزرگتری تبدیل شد. جامعه دانشگاهی که اصلاح طلبان ساده دلانه آن را ملک طلق خود می دانستند، در آن روز خود را تقریبا به طور کامل از پروژه های جریان فتنه کنار کشید. مهم تر از آن، طبقه متوسط شهری در تهران هم هیچ انگیزه ای برای پیوستن به آشوبگرانی که در یکی دو دانشگاه تهران تجمع کرده بودند از خود نشان نداد در حالی که سران فتنه تصور می کردند قادر خواهند بود از طریق کاتالیزوری به نام دانشگاه، شبکه های اجتماعی ساخته شده توسط سرویس های اطلاعاتی غربی در میان طبقه متوسط را هم فعال کرده و یک آشوب شهری جدید در تهران بوجود بیاورند.
میرحسین موسوی -که این روزها دیگر در حال نزدیک شدن به پایان کار است- در بیانیه روز 15 آذر خود، گویی حدس زده باشد که احتمال بی اعتنایی مردم به فراخوان فتنه گران در 16 آذر وجود دارد، روزهای 17 و 18 آذر را هم به عنوان جایگزینی برای آن مشخص کرده بود. این دو روز احتمالا باید جزو سخت ترین روزهای بعد از انتخابات برای فتنه گران بوده باشد. اهانت به امام توسط هوادارن موسوی در روز 16 آذر موجی از خشم و اعتراض انقلابی درون و بیرون دانشگاه علیه سران فتنه بوجود آورد که اثرات آن اکنون کل معادلات سیاسی کشور را جابجا کرده است. بر مبنای برخی شواهد، اتاق فکر جریان فتنه که در لندن و واشینگتن مرتبا تشکیل جلسه می دهد، تصور می کرد جسارت به امام درون دانشگاه با شکستن خط قرمزهای 30 ساله نظام، عرصه های جدیدی برای فعالیت پیش روی سبزها در ایران خواهد گشود و به همین دلیل هم بود که تصاویر این اهانت را با ولع از شبکه های خبری خود پخش می کرد. اما دقیقا به این دلیل که سرویس های غربی مثل دوستان داخلی شان، هیچ محاسبه درستی از میزان ارادت مردم ایران به امام و خلف او نداشتند، این به اصطلاح «پروژه» تبدیل به موجی بزرگ شد و به جانب طراحان آن بازگشت. مردم ایران اکنون یک هفته است که در اعتراض به این اهانت بزرگ از پای ننشسته اند. دیروز و در آخرین پرده از این خشم مقدس، مردم مومن در سراسر ایران خواستار محاکمه و مجازات سران فتنه شدند در حالی که هیچ نشانی از فتنه گران نه در خیابان های تهران و نه در هیچ شهر دیگری از شهرهای کشور نبود. فردای روز 16 آذر نوشتیم که سوت پایان در ایستگاه آخر به صدا درآمده است، حالا پس از 10 روز می توان گفت که همه چیز تمام شده و دانشگاه که بنا بود فتنه سبز را احیا کند، آن را یکباره و به سرعت دفن کرده است.
کل ماجراهای پس از انتخابات ریاست جمهوری، از خرداد ماه به این سو را به یک معنا، از منظر تغییرات نمودار سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان می توان بازسازی کرد. پیش از انتخابات مهم ترین عاملی که سران جریان اصلاحات را به سمت رادیکالیسم سوق داد و باعث شد در یک ماه آخر کلیت نظام را به جای دولت آماج حملات خود قرار دهند، این بود که تصور می کردند یک لشگر بزرگ از طبقه متوسط شهری در تهران و سراسر کشور پشت آنها ایستاده است. این برای اصلاح طلبان که در دو سال آخر حضور در دولت (1384-1382) حسرت جمع شدن فقط چند صد نفر در حمایت از خود را می خوردند، یک صحنه رویایی بود. فراخوانی این سرمایه اجتماعی به خیابان و به راه اندازی آشوب های شهری از بیش از دو ماه قبل از انتخابات علاوه بر اینکه تمرینی بود برای آشوب های بعد از انتخابات، عمدتا به این دلیل انجام شد که اصلاح طلبان می خواستند گزینه «تسلیم یا آشوب» را پیش روی نظام بگذارند و از آن بخواهند که از میان آنها یکی را انتخاب کند. برخی از سران این جریان -که امروز ارتباطات آنها با طراحان کودتاهای مخملی در خارج از ایران محرز شده است- همان مقطع می گفتند که چه ببازند و چه ببرند به حضور خیابانی نیاز دارند. اگر انتخابات را بردند با کشاندن مردم به خیابان قادر خواهند بود امتیازهای بزرگ از نظام مطالبه کنند و بلافاصله سراغ ایجاد تغییر شکل در ساختار نظام به آن روشی که در جزوه تاملات راهبردی حزب مشارکت شرح داده شده بروند. و اگر انتخابات را باختند، با طرح مسئله تقلب، سرمایه رای خود را به سرمایه آشوب تبدیل کنند و نظام را وادار سازند که یا در مقابل خواست غیرقانونی آنها تسلیم شود یا ریسک فرو رفتن کشور در گرداب آشوب هایی مزمن و طولانی مدت را بپذیرد.
این سناریو پس از انتخابات مو به مو اجرا شد اما در حین اجرا به مشکلاتی برخورد که پیش تر پیش بینی نشده بود. در یک تحلیل بسیار فشرده سرمایه اجتماعی جریان اصلاح طلب پس از انتخابات دچار 5 بحران اساسی شد که در نتیجه این بحران ها اولا سرمایه اجتماعی موجود در سبد رای این جریان به شدت کاهش یافت، ثانیا درصد بسیار کوچکی از سرمایه رای موسوی به عنوان سرمایه آشوب وارد خیابان شد و ثالثا سرمایه آشوب این جریان نیز به سرعت از حالت خود جوش وخود انگیخته خارج شد و به سمت وضعیت های سازمان یافته میل کرد. نتیجه این حرکت از وضعیت خود جوش به سمت وضعیت سازمان یافته این بود که شبکه های ساخته شده توسط سرویس های اطلاعاتی دشمن که از حیث تعداد بسیار کم شمار ولی از جهت الگوی رفتار به شدت رادیکال هستند، تحرکات خیابانی این جریان را تحت سلطه خود درآوردند و ماجرا به اهانتی شبیه آنچه در 16 آذر دیدیم ختم شد.
بحران های تغییر دهنده وضعیت سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان در میان طبقه متوسط شهری را می توان به این شکل خلاصه کرد. 1-طبقه متوسط جامعه ایران خیلی زود و بلکه در همان یکی دو ماه بعد از انتخابات فهمید که موسوی در مورد انقلابی، خط امامی و قانونگرا بودن خود دروغ می گوید و اساسا اعتقادی به این مفاهیم ندارد. این وضعیت بحرانی را بوجودآورد که باید آن را «بحران ایدئولوژی و اعتبار» نامید. 2- این بخش از جامعه ایرانی در زمانی بین 4 تا 5 ماه دریافت که کل داستان تقلب در انتخابات ریاست جمهوری هم دروغی بیش نیست و نظام رای موسوی را چنان که بوده خوانده است. این وضعیت بوجود آورنده پدیده ای است که می توان آن را «بحران آگاهی» خواند. 3- آن بخش از سرمایه رای موسوی در تهران که چند باری حضور در خیابان را تجربه کرده بود به سرعت دریافت نظام مستحکم تر از آن است که بتوان با این روش ها از آن امتیازی گرفت و این درک و دریافت وضعیتی را بوجود آورد که می توان آن را «بحران نتیجه» خواند به این معنا که دیگر کمتر کسی باقی مانده بود که به نتیجه بخش بودن این حرکات امیدی داشته باشد. 4- پس از گرایش تحرکات خیابانی به سمت آشوب، برخورد قاطع نظام با آشوبگران در چند مرحله، به بروز «بحران اراده» در میان آنها منجر شد 5- و نهایتا پس از چند ماه فتنه گری با تمام توان، حامیان جریان فتنه درون حکومت به ناتوانی خود در تاثیرگذاری بر اراده سطوح بالای نظام پی بردند و همین باعث شد برخی از آنها منفعل شوند و برخی دیگر نغمه آشتی و سازش سر دهند. بوجود آمدن این وضعیت در بین حامیان حکومتی جریان فتنه، در میان آشوبگران کف خیابان که همواره به نزاع درون حکومت دل بسته و از آن تغذیه می کردند، بحرانی بوجود آورد که باید آن را «بحران تکیه گاه» نامید. از این 5 بحران دو بحران اول بیشتر روی سرمایه رای اصلاح طلبان اثر کرده و علاوه بر ایجاد ریزش در آن، مانع تبدیل شدن آن به سرمایه آشوب شده است و 3 بحران بعدی هم در تضعیف جنبه خودانگیخته سرمایه آشوب فتنه گران و همچنین مرگ بخش سازمان یافته آن موثر بوده است.
نتیجه این تحلیل به عینی ترین شکل ممکن خود را در روز جمعه نشان داد. پس از 16 آذر و زمانی که مردم تهران و دیگر شهرهای بزرگ از کنار همه جزع و فزع فتنه گران بی تفاوت گذشتند این نگرانی در بین سران فتنه بوجود آمد که ته مانده های سرمایه اجتماعی آنها هم در حال از دست رفتن است و جز مشتی آشوبگر کسی برای آنها نمانده است. در حالی که خروش انقلابی مردم در 10 روز گذشته هر روز بیشتر از روز قبل این موضوع را مسجل می کرد، علامت بزرگ «دفن شدن فتنه سبز اموی» روز جمعه پدیدار شد. در حالی که اصلاح طلبان پس از 22 خرداد همواره تلاش کرده اند از هر فرصتی و از جمله فرصت تجمعات انقلابی مورد حمایت نظام برای حضور در خیابان و عرض اندام استفاده کنند، در تظاهرات روز جمعه هیچ نشانی از آشوبگران دیده نشد و برای اولین بار از 22 خرداد 88 سران فتنه به این نتیجه رسیدند که مطلقا نباید ریسک دعوت از هوادارانشان برای ایجاد تجمع موازی در کنار تظاهرات مردمی علیه اهانت کنندگان به امام را بپذیرند. اگرچه مجمع روحانیون مبارز به عنوان اتاق فکر داخلی جریان فتنه به همراه موسوی ادعا کرده اند که در صدد دریافت مجوز برای برگزاری یک راه پیمایی مستقل هستند ولی ناگفته پیداست که این چیزی بیش از یک توجیه خنک و خنده دار نیست. احتمالا همه چیز به این بر می گردد که فتنه گران پیام روزهای 16 تا 27 آذر را تا حدودی دریافت کرده و فهمیده اند که دیگر کسی از مردم پای کار آنها نیست و الا در چند ماه گذشته دیده ایم تا زمانی که می دانستند هنوز کسی به حمایت از آنها به خیابان خواهد آمد، هرگز به فکر مجوز گرفتن و تجمع مستقل برپا کردن نیفتادند!
بزرگی می گفت این هنوز آغاز معجزات محرم است. منتظر بسی بیش از اینها باید بود.
در حالی که شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه شعارهای اصلی راهپیمایی های امروز در سراسر کشور بود اما شعارهای دیگری نیز در این میان در شهرهای مختلف سر داده شد.
سران اغتشاشات، استغفار استغفار عامل آمریکایی، ننگت باد ننگت باد منافقو باید کشت یا با لگد یا با مشت موسوی کروبی این آخرین پیامه، ایرانی مسلمان آماده قیامه سران فتنه سبز اعدام باید گردند مرگ بر موسوی
به گزارش خبرنگار اعزامی ایرنا به کپنهاگ ،احمدی نژاد که در هتل محل اقامتش با سردبیران و مدیران رسانه های دانمارکی سخن می گفت، یادآورد شد که سه کشور فاتح جنگ جهانی دوم ،یعنی آمریکا شوروی و انگلیس، از خاک ایران و امکانات ایران استفاده و این جنگ را به نفع خود تمام کردند.
وی افزود: در این دوره مردم ایران تحت فشارهای زیادی قرار گرفتند و خسارات فراوانی به ایران وارد شد اما هیچ غرامتی به ایران پرداخت نشد.
البته این سه کشور بعد از جنگ جهانی دوم خسارات وارده به کشورهایشان را مطالبه و دریافت کردند. احمدی نژاد گفت: نه تنها به ایران خسارتی پرداخت نشد، بلکه وقتی 10 سال بعد مردم برای ملی شدن صنعت نفت قیام کردند، آمریکایی ها با کودتا نفت را از ملت ایران گرفتند.
رییس جمهوری تصریح کرد: ما خسارات وارده از جنگ جهانی دوم را مطالبه می کنیم و من گروهی را مامور کرده ام که این خسارت را محاسبه کنند و بزودی هم طی نامه ای به دبیر کل سازمان ملل خواهم خواست که خسارت وارده به ایران در جنگ جهانی دوم پرداخت شود.
به گزارش خبرنگار اعزامی ایرنا به کپنهاگ ،احمدی نژاد که در هتل محل اقامتش با سردبیران و مدیران رسانه های دانمارکی سخن می گفت، یادآورد شد که سه کشور فاتح جنگ جهانی دوم ،یعنی آمریکا شوروی و انگلیس، از خاک ایران و امکانات ایران استفاده و این جنگ را به نفع خود تمام کردند.
وی افزود: در این دوره مردم ایران تحت فشارهای زیادی قرار گرفتند و خسارات فراوانی به ایران وارد شد اما هیچ غرامتی به ایران پرداخت نشد.
البته این سه کشور بعد از جنگ جهانی دوم خسارات وارده به کشورهایشان را مطالبه و دریافت کردند. احمدی نژاد گفت: نه تنها به ایران خسارتی پرداخت نشد، بلکه وقتی 10 سال بعد مردم برای ملی شدن صنعت نفت قیام کردند، آمریکایی ها با کودتا نفت را از ملت ایران گرفتند.
رییس جمهوری تصریح کرد: ما خسارات وارده از جنگ جهانی دوم را مطالبه می کنیم و من گروهی را مامور کرده ام که این خسارت را محاسبه کنند و بزودی هم طی نامه ای به دبیر کل سازمان ملل خواهم خواست که خسارت وارده به ایران در جنگ جهانی دوم پرداخت شود.
در حالی که شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه شعارهای اصلی راهپیمایی های امروز در سراسر کشور بود اما شعارهای دیگری نیز در این میان در شهرهای مختلف سر داده شد.
به گزارش خبرآنلاین در شهر ساری راهپیمایان شعار می دادند:«سران اغتشاشات، استغفار استغفار» یا مردم ایلام پس از اقامه نماز جمعه شعار می دادند«عامل آمریکایی، ننگت باد ننگت باد» و راهپیمایان در اعتراض به هتک حرمت به امام خمینی(ره) در مشهد در هنگام خروج از حرم رضوی(ع) شعار می دادند« منافق را باید کشت یا با لگد یا با مشت»
به گزارش خبرآنلاین، رحیمیان نماینده سابق ولی فقیه در بنیاد شهید، به عنوان سخنران تجمع ظهر امروز در مقابل دانشگاه تهران که به منظور اعتراض به هتک حرمت به امام خمینی تشکیل شده بود، به استناد آیهای از قرآن گفت: باید سران اغتشاشات اخیر به بدترین شکل اعدام شوند.
به گفته وی برخورد با براندازان یک سنت همیشگی است که وجود داشته است. آنگونه که در قرآن کریم آمده است باید با فتنهگران و براندازان حکومت برخورد شود.
اگرچه رحیمیان از رهبران جریان سبز نامی نبرد اما تجمع کنندگان در شعارهایشان از موسوی، کروبی و خاتمی نام برده و شعارهایی را علیه آنها سر دادند.
در حال حاضر قطعنامه پایانی این تجمع در حال قرائت است و پس از آن این مراسم به پایان خواهد رسید.
سؤال از جمله شبهاتی است که پس از انتخابات مدعیان تقلب، جسته و گریخته مطرح میکنند. لازم به ذکر است نگارنده پیش از انتخابات، بهدلایل مختلف و نیز با تکیه بر نتایج نظرسنجیهای معتبر چند نهاد، پیروزی محمود احمدینژاد را در همان دور اول امری قطعی و محتوم میدانست، اما میزان کلی مشارکت و آرای ایشان را کمتر از آنچه امروز بهوقوع پیوسته است پیشبینی مینمود؛ لکن اکنون براساس دلایل متقن که به بخشی از آنها در ادامه اشاره خواهد شد آنرا موضوعی قابل فهم و مورد قبول میداند.
1- انتظار نداشتیم
سیاسیون مدعی تقلب میگویند ما پیروزی احمدینژاد - آن هم با چنین نتیجهای - را انتظار نداشتیم و پیشبینی ما چیز دیگری بود. البته اینکه اصولا خود این مدعیان چقدر بهآنچه میگویند، اعتقاد و باور دارند و چقدر از این حرفها مربوط به سیاسی کاریهای آنهاست مقوله دیگری است. باید گفت مگر کسی در خرداد 76 غلبه 20 میلیونی سید محمد خاتمی بر 7 میلیون رأی علیاکبر ناطقنوری را پیشبینی میکرد؟ تفاوت فقط در اینجاست که در خرداد 76، فرد منتخب شخصی بود که حداکثر شش ماه از حضور سرزدهاش در بین نامزدهای ریاستجمهوری و اتوبوس سواریاش به مقصد شهرها و البته عمدتا مراکز استانها میگذشت، در حالیکه پیروز خرداد 88، حدود 20 درصد روزهای چهار سال گذشتهاش را در اقصی نقاط ایرانزمین از مرکز استان تا روستای دور از مرکز گذرانده و همسفره کسانی شده است که بهفرموده رهبر انقلاب تا پیش از آن حتی یک مدیرکل را هم در شهر و دیار خود ندیده بودند.
2- نسبت آرا
نکته دیگری که در تحلیل ادعای اثبات نشده تقلب کمک می کند، مقایسه درصد آرای احمدی نژاد با درصد آرای دور پیش اوست. احمدینژاد در تیر 84 از مجموع 28 میلیون رأی، اعتماد حدود 17,250,000 نفر را جلب کرد، یعنی 61.5 درصد شرکتکنندگان. اکنون او از 39,200,000 شرکتکننده، حائز اکثریت 24,600,000 نفری شده است؛ یعنی 62.7 درصد مجموع آراء. به بیان دیگر میزان آرای او کمی بیش از یکدرصد افزایش پیدا کرده است. پس میشود گفت میزان درصد آرای او تقریبا ثابت مانده و افزایش تعداد آرای وی ناشی از افزایش قابل توجه شرکتکنندگان است.
آقای خاتمی که در دور هفتم ریاستجمهوری توانست آرای 20 میلیون نفر از مجموع حدود 29 میلیون شرکتکننده در انتخابات را کسب کند، حدود 69 درصد رأیدهندگان او را برگزیدند. وی در دور هشتم در شرایطی که یکمیلیون نفر از میزان شرکتکنندگان کاسته شد، توانست اعتماد حدود 21,700,000 نفر را جلب کند؛ یعنی حدود 77.5 درصد مجموع آراء.
بهبیان دیگر آقای خاتمی که در چهار سال اول ریاستجمهوریاش با انتقادات دو طیف از هواداران خرداد 76 خود مواجه شد، یک عده طیفهای مذهبی و انقلابی عملکرد او را برخلاف تصور اولیهشان یافتند و عدهای از او انتظار تندرویهایی بیشتر از آنچه انجام داد، داشتند. گروه دوم حتی تصمیم گرفتند که او را از قطار اصلاحات پیاده کنند. خاتمی در انتخاباتی که هفت نامزد دیگر (البته فقط با یک رقیب اصلی) از طیفهای فکری و حتی قومیتی مختلف در برابر او صفآرایی کرده بودند، توانست 8.5 درصد به میزان هواداران خود بیفزاید. آیا در چهارچوب فکری و منطق مدعیان تقلب، این اتفاق امری عجیب و دور از ذهن نیست؟ آیا نمیشود ادعا کرد وزارت کشور و ستاد انتخابات آن دوره، تقلب کردهاند؟! گفتنی است در آن دوره آرای نامزد اصلی طیف مخالف (دکتر احمد توکلی) حدود 4.5 میلیون رأی بود، یعنی 16 درصد کل آراء و اکنون نامزد شکستخورده اصلی بیش از 13 میلیون رأی کسب نموده است، این یعنی حدود 33 درصد شرکتکنندگان او را برگزیدهاند. 3- آرای خاموش
از ماهها پیش از انتخابات، جریانات داخلی و خارجی مخالف دولت نهم در موارد متعدد بیان میکردند که دولت نهم و هوادارنش از استقبال گسترده مردم و میزان بالای مشارکت در انتخابات واهمه دارند و همه تلاش خود را معطوف این نمودهاند که انتخابات با حداقل مشارکت مردمی برگزار شود تا در نتیجه، نام موردنظرشان از صندوقهای رأی خارج شود. آنها میگفتند و مینوشتند که اصولگرایان حضور آرای خاموش را تاب نمیآورند، چراکه کفه ترازو را به ضرر آنها تغییر میدهد. غافل از اینکه آرای خاموش منحصرا متعلق به اصلاحطلبان نیست و چه بسیار آراء و صاحبین آرایی که بهخاطر عملکرد و سابقه نامطلوب آنها در دورههای پیشین خاموش شده بودند؛ کسانی که سالها از بیان واژه مسئول و مسئولیت بهیاد تجمل و بیعدالتی میافتادند، از شجاعت و ایستادگی کمتر خاطره خوشی بهیاد داشتند و معمولا چشم داشتن به غرب و تکذیب کردن اتهامات ادعایی از سوی غربیها توسط مسئولان دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی را بهیاد میآوردند و سادهزیستی را فقط محصور سخنرانیها و کتابها میدانستند.
اما دکتر احمدینژاد در چهار سال ریاستجمهوریاش بهطور عام و در ایام تبلیغات انتخاباتی و مناظرههای تلویزیونی بهطور خاص، به شیوههای گوناگون توانست بخش قابل توجهی از آن آرای خاموش را بهنفع خود به میدان بیاورد. ساکنین کلانشهرها، خصوصا تهرانیها اگر شبهای آخر منتهی به انتخابات، سیری در خیابانها و تبلیغات پرشور هواداران نامزدها میکردند قطعا با نمونههایی از این طیف در میان هواداران احمدینژاد مواجه میشدند. (فارغ از قضاوت درباره درست یا نادرست بودن روشهای بهکار برده شده در تبلیغات، سخنرانیها و مناظرهها از سوی رییسجمهور منتخب)
4- سال 84 هاشمی مشهور تر بود یا احمدی نژاد؟
اصلاحطلبان نتیجه انتخابات نهم ریاستجمهوری را چگونه تحلیل میکنند؟ آیا آنجا هم تقلب شده بود؟ توسط چه نهادی؟ وزارت کشور که در اختیار خودشان بود! اگر تقلب نشد و نتیجه مطابق واقعیت بود، پس چگونه میتوان پذیرفت گمنامترین نامزد آن دوره بتواند بر شاخصترین کاندیدا با اختلاف بیش از 7 میلیون رأی غلبه کند؟ اکنون پس از چهار سال تلاش و فعالیت مداوم، البته در کنار پارهای انتقادات بر برخی عملکردها و تصمیمات، همان شخص توانسته است مجددا اعتماد عمومی ملت را جلب نماید.
همانگونه که گفته شد محمود احمدینژاد در انتخابات قبلی برای اکثر مردم ایران ناشناخته بود و بهدلیل ضعف مالی و تبلیغاتی، کمتر توانست مردم شهرستانها و روستاهای کشور را با خود و برنامههایش آشنا و همراه سازد و بیشتر در مراکز استانهای بزرگ که سیاسیتر و درگیر اخبار و تحولات سیاسی هستند، شناخته شد و موفق به جلب نظر مردم شد؛ این در حالی بود که رقیب او از سرشناسترین چهرههای کشور به شمار میرفت و در هر کوی و برزن نام و نشانی داشت. لذا بیشک بخشی از رأی هاشمی رفسنجانی در دور دوم آرای شهرنشینان و روستاییهایی بود. آنان چون احمدینژاد را نمیشناختند به هاشمی رأی دادند و طبقه متوسط (عامه مردم) خصوصا در کلان شهرها بهخاطر انتقاداتی که به دولتهای گذشته از جمله دولت سازندگی داشتند، ترجیح دادند به شخص جدیدی رأی دهند که کمتر در سالهای قبل نامی از او شنیده بودند. اما در انتخابات اخیر ریاستجمهوری، سیر حوادث بهگونهای دیگر رقم خورد؛ دکتر احمدینژاد در قالب سفرهای استانی، به هر شهر، شهرستان و دهستانی سرکشید و آشنای هر غریبهای شد، سهام عدالت بینآنها توزیع کرد و عمران و آبادانی را بیش از گذشته روانه مناطق دور افتاده و محروم نمود. دیگر او یک نامزد گمنام نبود؛ اکنون همه مردم ایران او را میشناختند و شاید او را از نزدیک نیز دیده بودند. در این میان اتفاق دیگری هم رخ داد؛ برخی ساکنین کلانشهرها دیگر او را نامزد مطلق خود نمیدانستند، اما باز هم کم نبودند شهرنشینانی که معتقد بودند باید به او فرصت داد، مثل همه رییسجمهورهای قبلی که دو دوره فرصت کار و اجرای برنامههایشان را یافتند.
گرچه ممکن است آرای احمدینژاد در بعضی مناطق و طیفها ریزشهایی داشته باشد - که طبیعی است و در هر دورهای وجود داشته - اما همراه با رویشهای زیادی خصوصا در شهرستانها و روستاها بوده است. ثابت ماندن میزان 61.2 درصدی آرای او دلیلی بر این مدعا است.
فیلم چهر به چهره از اهانت جریان فتنه به تمثال امام موجود است
استاندار تهران با بیان اینکه 370 ساعت فیلم از شرارتهای جریان فتنه موجود است، تاکید کرد: فیلم چهره به چهره افراد جریان فتنه از زمانی که عکس امام خمینی (ره) را به دست دارند تا زمانی که آن اهانت را مرتکب شدند، وجود دارد. به گزارش ایرنا به نقل از روابط عمومی حزب موتلفه اسلامی " مرتضی تمدن" که در جمع رابطین حوزههای این حزب سخن می گفت، اظهار داشت: تعجب از افرادی است که اصل این ضایعه را زیر سوال برده و صدا و سیما را در پخش آن محکوم می کنند. استاندار تهران یادآور شد: پس از انتخابات به آقای کروبی گفتیم که حساب خود را از این افراد جدا کن حتی پس از اهانت به حضرت امام خمینی(ره) به وی گفتیم، فیلم این ضایعه موجود است این فیلم را به شما می دهیم اما پس از شناسایی این افراد بیا و از ملت عذرخواهی کن که وی نپذیرفت حتی فیلم را نگاه کند. تمدن گفت: کف گیر جریان فتنه به ته دیگ خورده و در 16 آذر که هیچگونه تعهدات امنیتی وجود نداشت، در اوج حضورشان جمعیت این جریان به تعداد هزار و 500 نفر رسید. وی افزود: جریان فتنه تمام قدرت خود را در روز دانشجو با انتشار بیانیه و فراخوان حداکثری و تدارکات مختلف به صحنه آورد و سعی کرد اراذل و اوباش بیرون از دانشگاه را به دانشجویان متصل کند که موفق نشدند. تمدن تصریح کرد: هیچ لباس شخصی وارد دانشگاه نشد و مدیریت نظام نگذاشت از دماغ فردی خون بیاید تا این جریان رسوا شود. استاندار تهران اظهار داشت : جریان فتنه از این پس می خواهد فعالیت های خود را به شکل زیر زمینی از جمله خشونت و ترورهای کور بپردازد زیر ستون فقرات این جریان نفاق است و مدیریت و رهبری این جنبش را منافقین انجام می دهند.
کیهان در شماره امروز خود نوشت: افراطیون مدعی اصلاح طلبی در پی بی آبرویی ناشی از جسارت به ساحت امام خمینی در تجمعات ضد انقلابی منسوب به آنها تاکتیک های مختلفی را -به اصطلاح- برای فرار به جلو و رد گم کنی در پیش گرفته اند. در انبوه تحلیل ها و خبرها و اظهارنظرهایی که در روزنامه ها و سایت های وابسته به طیف مذکور (به انضمام پشتیبانان خارجی آنها از صدای آمریکا و بی بی سی و رادیو فردا گرفته تا گویا نیوز و روزنت و رادیو زمانه و...) در توجیه و رفع و رجوع رسوایی اخیر منتشر می شود چند ادعا مدام تکرار می شود که حاکی از هم آهنگی هم هست. بخشی از این عملیات پرحجم رسانه ای ادعا دارد ماجرای اهانت به تصویر حضرت امام در روز 16 آذر، چیزی مانند سناریوی کارناوال عاشوراست که علیه آقای خاتمی راه اندازی شد. آنها همچنین ادعا می کنند پروژه محرم برای تخریب اصلاح طلبان در راه است. در بخش دیگری از این عملیات رسانه ای، سایت کلمه (وابسته به موسوی) در کنار بیانیه نوین مجمع روحانیون خواستار برگزاری تجمع برای اثبات وفاداری به حضرت امام و دفاع از ایشان شده اند. بخش سوم این رفوگری! رسانه ای در این قالب مطرح می شود که پس چرا علاقمندان به انقلاب در جسارت به تصویر رهبر معظم انقلاب، سکوت پیشه کردند و اعتراض ننمودند. گروه موسوم به مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نیز- که برای موازی سازی در برابر جامعه مدرسین راه اندازی شد اما به اعتبار وضعیت عملکرد مدعیان اصلاح طلبی هرگز جدی گرفته نشد- ملیح تر از همه موضع گرفته و به جای نگرانی در برابر اصل هتک حرمت مقدسات، مدعی شده «مردم صنوف جنبش سبز را منسجم تر کنند» (تیتری که بر پیشانی صفحات و برخی مطالب رسانه های ضدانقلاب نظیر بی بی سی نشسته است، لابد آن هم در دفاع از امام!) اما درباره این دستپاچگی های ناشیانه باید گفت اولاً، حضرات هرگز فیلم ادعایی «کارناوال عاشورا» را ولو در یک نسخه به مراکز امنیتی و اطلاعاتی و مراجع قضایی یا رسانه ای ندادند تا معلوم شود ادعای مذکور واقعیت نداشته و صرفاً یک جنگ روانی بوده است. اما حضرات در عمل بارها به کارناوال یزید دامن زدند آنجا که مکرراً در مطبوعات خود نوشتند «ریخته شدن خون حسین در کربلا نه حاصل جور و جفا و جنایت یزید که -نعوذبالله- محصول خشونت طلبی پدر و جد حسین [علیهم السلام] بود»، «زیارت عاشورا [روایت شده از امام محمدباقر علیه السلام] خیلی خشونت طلبانه است و باید بخش هایی از آن را حذف و بازنویسی کرد»، «جهاد و شهادت طلبی حاصل عقده های... است»، «هر قدر بخواهیم به دموکراسی و آزادی برسیم، باید امامت را کنار بگذاریم» و...کارناوال دختران بزک کرده و مجالس مختلط رقص وآواز آن هم در ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا هم که امسال مقارن با تبلیغات انتخاباتی بود هنوز از یاد نرفته است. ثانیاً ، طبیعی است که جریانی با این سوابق، از آمدن نام محرم و موسم سوگواری و تکریم حضرت سیدالشهدا، وحشت کند و برای این ترس خود ساخته نام «پروژه محرم» انتخاب کند. معلوم است که دزد از سایه خود هم می ترسد و پیداست که «الخائن خائف». وگرنه چرا نامی که اسباب رسوایی یزیدیان و امویان است باید اسباب هراس طیفی از مدعیان اصلاح طلبی باشد؟ ثالثا شما پس از انتخابات وهیجان کشاندن مردم به کف خیابان بارها فرصت داشتید دلبستگی خود را به حضرت امام ثابت کنید. روز قدس و 13 آبان و 16 آذر هم فرصت های دیگری بود. آیا حذف اسلام از جمهوری اسلامی یا حذف مرگ بر آمریکا در روز 13 آبان یا حذف مرگ بر اسرائیل و سردادن شعار «نه غزه، نه لبنان» در روز قدس، اثبات همراهی با خط امام بود یا چراغ سبز دوستی به آمریکا و اسرائیل و سلطنت طلبان و تروریست های دشمن جمهوری اسلامی؟! با کفش نماز خواندن و با بطری آب و سیگار و تظاهر به روزه خواری، در روز قدس راهپیمایی کردن را باور کنیم یا سرود گروهک چریک های فدایی خلق را در میتینگ های خود پخش کردن را؟ یعنی همه اینها نفوذی های جمهوری اسلامی برای تخریب وجهه شما بودند؟ پس چرا 6 ماه است سکوت کرده اید و اعتراض نمی کنید و حتی همین حالا نمی گویید آنها ضد انقلابند و از ما جدا؟ چه شده که به جای نگرانی برای امام و انقلاب، تمام غصه تان این شده که صفوف از هم پاشیده سبزها بیش از این از هم نگسلد و ملت بیش از این از شما فاصله نگیرد. رابعا اذعان به جسارت ورشکسته های ضد انقلاب علیه جانشین صالح حضرت روح الله که عذر بدتر از گناه است. شما اعتراف می کنید که در تجمعات منسوب به شما بارها به بزرگترین میراث و یادگار امام(ولایت فقیه) جسارت شده است. این هم از سر تصادف است؟ ادعای خط امام بدون پایبندی به ولایت فقیه، همان مسلمانی معاویه و یزید در عین کینه توزی با حسن و حسین علیهم السلام نیست؟ ده ها از این پرسش ها می توان پرسید اما شاید اظهارات حسن شریعتمداری فرزند سیدکاظم شریعتمداری و عضو مرکزیت گروهک منحله جنبش خلق مسلمان که با لانه جاسوسی آمریکا نیز سر و سر داشت، کفایت بحث بکند. وی که از طراحان کودتای ناکام علیه حضرت امام در سال های اول انقلاب بود، در مصاحبه با دویچه وله آلمان ضمن حمایت از سبزهای اصلاح طلب نشان دادن بغض نسبت به حضرت امام(ره)، درباره ادعای درخواست تجمع و حمایت از امام می گوید: به نظر من رهبران جنبش با هوشیاری با ماجرا برخورد کردند. آنها برای برائت درخواست مجوز راهپیمایی کردند. اغلب سبزها موافق شرکت در راهپیمایی برای پشتیبانی از آقای خمینی نیستند اما این را هم می دانند که این ماجرا بحران برای جنبش سبز است، پس شرکت می کنند(!)
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، با انتقاد از رویکرد دبیرخانه حمایت از فلسطین مجلس که ریاست آن بر عهده محتشمی پور است از انتشار مطالبی در نشریه این دبیرخانه که آرمان فلسطین را زیر سوال برده بود، گفت: آقای محتشمی چرا با دستی که در راه فلسطین قطع شده به گوش فلسطینیها سیلی میزنید.
به گزارش رجانیوز، حمید رسایی نماینده تهران در جلسه علنی امروز سهشنبه مجلس در تذکری آیین نامهای خطاب به رئیس مجلس با اشاره به انتشار نشریه وابسته به دبیرخانه کنفرانس دفاع از مردم فلسطین در میان نمایندگان مجلس اظهار داشت: امروز در کازیه نمایندگان مجلس مجلهای قرارداده شده که مربوط به کمیته دانشجویی دبیرخانه حمایت از فلسطین مجلس شورای اسلامی است یعنی مطالب این نشریه به عنوان مواضع مجلس به حساب میآید.
وی با اشاره به قسمتهایی از متن این نشریه افزود: در این نشریه آمده است، "به نظر میرسد زمان آن رسیده که سوای از گفتمان رسمی حاکمیت که سعی دارد تا با بهرهگیری از رسانههای رسمی و غیر رسمی مسئله فلسطین را دغدغه عمومی مردم و در راس آنها دانشجویان معرفی کند، از زاویهای دیگر منطبق با واقعیات جامعه به موضوع نگاه کنیم. "
رسایی خاطرنشان کرد: در بخشهای مختلف این نوشته که به وسیله رئیس کمیته آن نوشته شده است تاکید شده که دغدغه اصلی مردم و دانشجویان ایران مسئله فلسطین نیست و حتی سوالاتی را در این نشریه به عنوان سوال اصلی مردم ایران مطرح کرده که از جمله آن میتوان به این موارد اشاره کرد که چرا باید از کسانی دفاع کنیم که خودشان سرزمین خود را به صهیونیستها فروختهاند مگر نه اینکه ما شیعهایم و دفاع از سنیها چه مبنایی دارد.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با اشاره به دیگر مطالب این نشریه گفت: در متن این نشریه آمده است که تودههای دانشجویی ما نسبت به فجایع اتفاق افتاده فلسطین بیتفاوت شدهاند.
وی ادامه داد:این مواضع، مواضع ملت ایران نیست و نشانه آن هم همین نمایندگان مجلس است.
این نماینده مجلس تاکید کرد: این سخنان گفته یک طیف اقلیت در جامعه است که چنین تفکراتی دارند و اینها آدمهایی شکست خورده و ورشکسته هستند که از مواضع گذشته خود برگشتهاند.
رسایی خطاب به ابوترابی فرد رئیس جلسه علنی امروز اظهار داشت: در این نشریه نسبت به شعار "نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران " هیچ موضعی گرفته نشده است.
وی یادآور شد: آقای محتشمی چرا با دستی که در راه فلسطین قطع شده به گوش فلسطینیها سیلی میزنید. وی تاکید کرد: رئیس مجلس باید نسبت به این موضوع واکنش نشان دهد چرا که این نشریه با پول مجلس و بیت المال تهیه و منتشر شده است.
ابوترابی فرد در پاسخ به تذکر وی گفت: مناسب بود که این موضوع در صحن مجلس قرائت نمیشد و مجلس خودش اقدامات صحیح را در این راستا انجام میداد.
این پاسخ ابوترابی با اعتراض مهدی کوچک زاده نماینده تهران مواجه شد.
وی که بدلیل خاموشی میکروفنش، فریاد میزد گفت: بفرمایید این تذکر وارد است یا نه؟
سپس رسایی با برداشتن نسخهای از مجله مذکور به سوی جایگاه هیات رییسه رفت و مطلب مورد نظرش را به ابوترابی نشان داد.
تلاش ناکام کواکبیان برای پاسخ به رسایی و مصاحبه توهین آمیز با رسانه هاکواکبیان عضو فراکسیون اقلیت مجلس هشتم در واکنش به تذکر رسایی، مصرانه خواستار بیان اظهاراتی شد که ابوترابی، رییس جلسه مانع از بیان تذکر شد.
وی پس از ممانعت رییس جلسه از تذکر، با صدای بلند ابوترابی را خطاب قرار داد اما مجددا با بیتوجهی وی مواجه شد. کواکبیان سپس به سمت جایگاه هیات رییسه رفت و خواستار بیان تذکر خود شد.
ابوترابی در نهایت اجازه تذکر داد اما به محض این که کواکبیان ماده مورد استناد خود را که بند 11 ماده 23 مبنی بر حفظ شان وجایگاه مجلس بود عنوان کرد، ابوترابی گفت تذکر شما وارد نیست و میکروفن کواکبیان قطع شد.
وی به سراغ ابوترابی رفت و با صدای بلند از شیوه وی در اداره جلسه و خودداری از بیان تذکرات نمایندگان انتقاد کرد.
وقتی ابوترابی تذکر کواکبیان را وارد ندانست رسایی که برای ترک صحن مجلس مردد بود و منتظر نتیجه کار بود، فریاد زد: "احسنت آقای ابوترابی".
رسایی خطاب به کواکبیان هم گفت: این صدای کلفت را در راه دفاع از فلسطین به کار بگیرید.
تعدادی از نمایندگان مخالف کواکبیان نیز شعار "مرگ بر اسراییل" سر دادند.
روح الله جانی عباسپور، نماینده بوئین زهرا نیز سراغ کواکبیان رفت و به وی یادآور شد: مجلس جای عربده کشی نیست.
کواکبیان هم به وی متذکر شد که تو به حرفهای من گوش نمیدهی و اصلا متوجه نشدی و...
قاسم محمدی، نماینده اردبیل، عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس نیز به طعنه به کواکبیان گفت: "آدمکشها را عشق است! کمی از اسرائیل حمایت کن، آقای کواکبیان!"
در پایان جلسه تعدادی از نمایندگان از جمله حسین نجابت، محمد مهدی شهریاری، رامین تلاش میکردند، کواکبیان را آرام کنند.
با این حال وی که نتوانسته بود نظرات خود را در صحن علنی بیان کند به راهروی مجلس رفت و در جمع خبرنگاران گفت: نباید اجازه داد کسانی که تمام افتخار آنها وکیل الدوله بودن است، زمام امور مجلس را در دست بگیرند.
وی تذکر امروز حمید رسایی را اتفاق عجیب توصیف کرد و افزود: برخی از آقایان چون نوبت تذکر به آنها نمیرسد، در هنگام دستور هفتگی مجلس و بررسی طرح ها و لوایح، وقت میگیرند تا نظر خود را در مورد آن طرح و لایحه بیان کنند، اما سخنان و تذکر مورد نظر خود در موضوع دیگری را مطرح میکنند.
کواکبیان ادامه داد: آقای رسایی در سخنان خود این موضوع را مطرح کرد که چرا یک نشریه وابسته به دبیرخانه کنفرانس حمایت از فلسطین در مورد شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" موضعگیری نکرده و این نشریه در جانامه نمایندگان مجلس توزیع شده است و سپس توهینهایی به علی اکبر محتشمیپور دبیر کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین کرد.
این نماینده عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس یادآور شد: بنده در خواست تذکر کردم، چرا که رییس مجلس نباید به رسایی اجازه صحبتی را میداد که ربطی به دستور کار مجلس نداشت.
کواکبیان تاکید کرد: رسایی باید سخنان خود را در قالب تذکر مطرح میکرد و وقت تذکر میگرفت.
ی با بیان این که رییس مجلس به بنده اجازه طرح این تذکر را نداد، گفت: اکثریت مجلس اعم از اصولگرایان و اصلاح طلبان پایبند به آیین نامه هستند اما عدهای از نمایندگان وابسته به دولت فکر میکنند برای هر کاری آزاد هستند. این نماینده عضو فراکسیون اقلیت مجس ادامه داد: به رغم فرمایشات مقام معظم رهبری که فرمودند به رییس مجلس تشخیص مصلحت نظام توهین نکنید اما آنها نوک تیز حملات خود را به هاشمی رفسنجانی و حذف تمامی نیروهای انقلاب گرفتهاند.
کواکبیان با تاکید بر این که این برخوردها، برخوردهای صادقانه نیست، افزود: اگر آنها واقعا تابع نظر رهبری هستند، باید اوضاع کشور را به سمت آرامش هر چه بیشتر و وحدت و امنیت پیش ببرند و نه این که با توهین به شخصیتهای مختلف بخواهند بر آتش اختلافات بیافزایند و روز به روز زمینههای درگیری و تشنج در کشور را افزایش دهند.
بعد از افتضاح لیدر دانشجویان سبزپوش و "اسطوره مقاومت جنبش دانشجویی"!؟ و فرار با لباس زنانه از دانشگاه، گام جدیدی برای شستن این لکه ننگ از پیشانی سبزپوشان آغاز شده است.
در این حرکت جدید سبزپوشان فتنهگر قرار است در حمایت از "مجید توکلی" همگیلباس زنانه پوشیده و روسری بر سر نمایند و عکسهای خود را در وبلاگها و سایتهایشان منتشر کنند تا بیش از پیش ماهیت هواداران سرسبز آقای موسوی و کروبی را برملا سازند.
همچنین کمپینی با عنوان کمپین "مردان باحجاب" برای آزادی مجید توکلی ، آغاز به کار کرده است که همه "علاقمندان تغییر جنسیت" میتوانند در آن عضو شوند!؟
هرچند پیش از این در بین سبزپوشان پوشیدن لباس مردانه توسط زنان مرسوم بوده!، اما حضور مردان سبزپوش با آرایش و لباس زنانه، آخرین اقدام قابل توجه! این جریان در تعریف هویت فتنه سبز می باشد.
البته ناگفته نماند این "اقدام سیاسی - انقلابی"!؟ سبزپوشان پیشینه تاریخی نیز داشته و پیش از این ابوالحسن بنی صدر نیز که خود را رئیس جمهور قاطبه ملت می دانست! توانست با سربلندی و موفقیت(با آرایش کامل زنانه) از کشور بگریزد. همچنین با مروری بر تاریخ اسلام اقدام عمروعاص در خلع سلاح کردن امیرالمومنین(ع)در جنگ تاریخی صفین را نیز میتوان از جمله این "اقدامات نامتقارن" جنبش سبز دانست!!!
در این بین سران خارج نشین کودتای مخملین که وضع را خیلی وخیم دیدهاند به سرعت وارد معرکه شده و در حمایت از دوجنسه جنبش سبز، دست به قلم بردهاند. به عنوان نمونه "حمید دباشی" از آمریکانشینان حامی موسوی در نوشته ای ضمن حمایت از توکلی ماهیت ضداسلامی خود را به خوبی آشکار میکند و مینویسد:
«افتخار میکنم که روسری مادر مرحومم را سر کردهام. همان روسری که در ایران به زور سر زنم کردند. همان روسری که اگر خواهران من در اروپا سر کردنش را انتخاب کنند، تحقیر خواهند شد. و همان روسری که ابتذال عقبافتادهای که الان بر ایران حکومت میکند، فکر میکند اگر آن را سر مجید توکلی کند، تحقیرش کرده است - او امروز نزد ما عزیزتر و شریفتر از هر زمان دیگری است. ما، همه، مجید توکلی هستیم - و ما مردان ایرانی خیلی دیر داریم این کار را میکنیم. اگر ۳۰ سال پیش این کار را کرده بودیم، یعنی زمانی که روسری به آن دسته از خواهران ما که نمیخواستند آن را بر سر کنند تحمیل شد، شاید امروز در این وضع نبودیم.»
بعد از گذشت چند روز از دستگیری "اسطوره جنبش سبز دانشجویی!" همه منتظرند تا در حمایت از وی، تصاویر زیبای عطاالله مهاجرانی, دکتر سروش, محسن سازگارا,محسن کدیور، علی افشاری، و دیگر سران سبزپوش داخلی و خارجی را در هیبت جدید زنانه ببیند!
نکته جالب آخر اینکه یکی از "مردان باحجاب" حامی موسوی در فیس بوک چنین نوشته است: «اگر کسی از ما را حتی لخت در کوچه ها بچرخانید، ما نیز لخت میشویم.»!
* * *
چه به جا و حکیمانه امام سجاد(ع) فرموده اند:
الحمدلله الذی جعل اعداءنا من الحمقا
خدا را شکر که دشمنان ما را از احمق ها قرار داد.
اون هم از نوع سبزش!؟
* * *
عکس استاد دانشگاه کلمبیا دکتر حمید دباشی از علاقمندان به موسوی و کروبی:
احمد کارگر نجاتی یکی از افرادی که در لیست کشته شدگان 72 نفره میرحسین موسوی قرار داشت گفت: آقای بهشتی من را در حالی در لیست 72 نفره کشتگان قرار داد که من هنوز زنده هستم.
به گزارش خبرنگار ایرنا، احمد کارگر نجاتی در جمع دانشجویان متحصن در مسجد دانشگاه تهران گفت: امروز باید به همه مسلمانان، آزاد اندیشان، دانشجویان و طلاب به دلیل هتک حرمت به امام راحل تسلیت گفت. وی اظهار داشت: اتفاقی که در دانشگاه تهران رخ داد و به ساحت امام راحل اهانت شد اتفاقی بود که قلبها را جریحهدار کرد و باعث شد بغض و کینه انقلابی مردم ما سر باز کند. وی با اشاره به این که اتفاقات بعد از انتخابات شیرینی را به کام ملت ایران تلخ کرد اظهار داشت: بعد از انتخابات حقیقت قربانی شد، وقتی که آقای موسوی در شب انتخابات خود را پیروز انتخابات میداند در حالی که مشاورانش به او گفته بودند که پیروزی از آن تو نیست نشان میدهد که حوادث بعد از انتخابات از قبل پایهریزی شده بود. وی در خصوص این که در لیست کشته شدگان 72 نفره جنبش قرار دارد گفت: من در روز شنبه بعد از انتخابات در میان جمعیت هزار و پانصد نفری که در میدان فاطمی بودند به طرف میدان حرکت میکردم. در شلوغی ناگهان به زمین خوردم و احساس کردم که از پایم به شدت خون میآید. وی گفت: پس از آن به مدت یک ماه در بیمارستان بستری شدم. وی اظهار داشت: پس از این که کمیتهای برای بررسی آسیب دیدگان و کشته شدگان در ستاد موسوی تشکیل شد یک روز نام خود را در لیست 72 نفره کشته شدگان در سایت نوروز دیدم. وی گفت: نام من را در ردیف 18 به نام احمد کارگر نجاتی، علت مرگ ضرب و شتم، مکان بیمارستان، محل دفن بهشت زهرا، قطعه 213 دیدم. بعد از آن در وبلاگم مطلبی را به صورت طنز نوشتم، به این صورت که وبلاگ نویسی از دیار باقی با شما سخن میگوید. وی در ادامه بیان کرد: برخی سایتهای خبری این دروغ برملا شده جنبش سبز را بیان کردند و پس از آن سایتهای سبز من را که تا دیروز برای آنها مردهای بسیار خوب بودم به عنوان آدم کش مطرح کردند. کارگر تاکید کرد: در همان شب بلافاصله صدا و سیما با من تماس گرفت و از وبلاگ من در برنامه بیست و سی تصویر نشان داده شد. من پس از آن در وبلاگم از آقای بهشتی این سوال را کردم چرا شما که فرزند مظلوم شهید بهشتی هستید لیستی را منتشر میکنید که هم نام 72 تن شهدای کربلاست؟ وی اظهار داشت: سپس آنان در سایتهایشان مدعی شدند که من دستیار ارشد معاون سیاسی وزارت کشور آقای ذوالقدر بودهام در حالی که آقای ذوالقدر معاون امنیتی وزارت کشور بودند. همچنین من را خبرنگار فلان روزنامه معرفی کردند و نام مرا در کنار نام افرادی همچون منصور ارضی، برادران سیب سرخی و حسین سازور معرفی کردند. همچنین من را بازجوی خبرنگاران دوم خردادی دانستند. وی اظهار داشت: این سایت عکسی به دروغ از من منتشر کرد که من تا کنون این عکس را ندیدهام. وی با اشاره به این که این افراد انواع و اقسام حملات را به جایگاه بسیج، سپاه و نیروی انتظامی وارد کردهاند گفت: آنها با داستان سراییها تلاش کردند ذهن مردم را منحرف کنند.
حامیان موسوی به جای حمایت از امام، عکسهای منتظری را در دست چرخاندند
در حالی که سایت اینترنتی نزدیک به میرحسین موسوی اعلام کرده بود امروز حامیان موسوی در دانشگاه تهران در راستای محکوم کردن توهین به ساحت امام خمینی (ره) تجمع خواند کرد اما حامیان موسوی بدون آنکه شعاری در این رستا سر دهند و یا حتی تصاویری از امام راحل در دست داشته باشند،تصاویر منتظری را در دست چرخاندند و شعار "آزادی آزادی" سر دادند.
به گزارش شبکه ایران، ظهر امروز نزدیک به 200 نفر از حامیان میرحسین موسوی در دانشگاه تهران تجمع کردند و به سر دادن شعارهایی علیه نظام پرداختند.
این افراد همچنین با در دست داشتن تصاویری از حسینعلی منتظری که امام راحل او را "فاسق" نامیده و از مقام خود عزل کرده بودند، شعار "آزادی آزادی" سر دادند.
این در حالی است که "سایت کلمه" نزدیک به میرحسین موسوی اعلام کرده بود که تجمع امروز حامیان موسوی در دانشگاه تهران در اعتراض به هتک حرمت به امام راحل (ره) انجام خواهد شد.
با این حال تجمع کنندگان نه تنها در محکوم کردن بی حرمتی به ساحت رهبر کبیر انقلاب سر ندادند، بلکه حتی هیچ تصویری از امام خمینی (ره) در دست نداشتند و حاضر نشدند از امام راحل نامی بیاورند.
این در حالیست که روزنامه جمهوری اسلامی در مصاحبه ای که آن را به نام میرحسین موسوی منتشر کرد، نوشت که وی درخصوص این اقدام افراطی حامیان خود گفته است: کسانی که به اینجانب محبتی دارند هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمیدانند و حفظ حرمت امام را واجب میدانند.
بدین ترتیب اقدام امروز افراطیون را میتوان به مثابه پیام دیگری از سوی افراطیون برای موسوی در نظر گرفت که میتواند وی را وادار کند تا در آینده پیش از آنکه بیانیهای صادر کند کمی به عواقب آن بیندیشد
هاشمی رفسنجانی در آن زمان در خطبه های نماز جمعه تهران توهین به خانواده امام(ره) را «حرکتی جاهلانه و اشتباه بزرگ» خواند و نسبت به پیدایش جریانی غیرطبیعی در کشور با هدف ضربه به نظام هشدار داد و گفت: " قاعدتا تحرکات پشت پرده ای وجود دارد یا اینکه از خارج از کشور این جریانات هدایت می شود."
به گزارش رجانیوز، اواخر سال 86، سایت نوسازی در مطلبی به انتقاد از دیدار سید حسن خمینی با اعضای حزب مشارکتپرداخت. این مطلب که متضمن توهین به فرزند سید احمد خمینی (ره) بود، موجب ناراحتی بسیاری از دوستداران امام شد و واکنش برخی از مسئولان نظام را برانگیخت.
در اولین واکنش ها به این اهانت به منسوبین حضرت امام (ره) دفتر سیدحسن خمینی ابراز امیدواری کرده بود که «با پیگیری قضایی امر سنت دروغ پراکنی و هتک حرمت بزرگان نظام و معتمدین مردم شریف ایران تکرار نشود.»
صانعی نیز، در نامه ای خطاب به سیدحسن خمینی، به توهین کنندگان هشداری سخت داد. صانعی در نامه اش نوشت: «بدخواهان بدانند که سکوت فرزندان امام و انقلاب هم حدی دارد که در موقع لزوم ناگفته ها و حرکت های منافقانه دشمنان حیله گر و عوام فریب را بیان داشته تا عرق شرم بر پیشانی داعیه داران چند چهره بنشیند.»
در ادامه واکنش ها مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و از مدعیان خط امام(ره)، در واکنشی بی سابقه اعلام کرد که «فرزندان انقلاب و امام خمینی(ره)، جوابی به اهانت کنندگان خواهند داد که هم خود آنها پشیمان شوند و هم کسانی که پشت پرده اینان را می گردانند...»
مهدی کروبی، با اعلام اینکه «اهانت و هتاکی به بیت امام (ره) را اصلا تحمل نمی کنیم» به خبرنگار ایسنا گفت: «در این مدت هر چه خواستند به من و امثال من گفتند اما دیگر اجازه نمی دهیم به بیت امام(ره) بی حرمتی شود.»
اما شاید قابل توجه ترین واکنش به مطالب منتشر شده پیرامون سید حسن خمینی، شش روز بعد و در خطبههای نماز جمعه تهران از سوی هاشمی رفسنجانی شنیده شد، هاشمی که خطیب آن روز نماز جمعه تهران بود، توهین به خانواده امام(ره) را «حرکتی جاهلانه و اشتباه بزرگ» خواند و نسبت به پیدایش جریانی غیرطبیعی در کشور با هدف ضربه به نظام هشدار داد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، ضمن غیرطبیعی خواندن این جریان گفت که «قاعدتا تحرکات پشت پرده ای وجود دارد یا اینکه از خارج از کشور این جریانات هدایت می شود.»
وی گفت: «البته بنده هیچ کسی را متهم نمی کنم ولی باید قبول کرد که جریاناتی می خواهند به نظام ضربه بزنند و نیروهایی را که برای نظام بسیار مفیدند، خراب کنند.»
با گذشت حدود دو سال از آن ماجرا علیرغم آنکه جریان برانداز و شکست خورده انتخابات در تبلیغات اتنخاباتی خود بر مواضع امام خمینی(ره) تاکید کرده و بارها بارها با تمثال مبارک حضرتش عکس یادگاری منتشر کردند، شاهد آن بودیم که در مراسم 16 آذر نه تنها مغایر با اصول کلی حرکت حضرت امام، شعارهایی همچون "جمهوری ایرانی" و "نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران" سر دادند بلکه کار را در بی حرمتی به بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی به جایی رساندند که در حرکتی بی شرمانه تصویر امام راحل عظیم الشان را پاره و به آتش کشیدند.
هر چند این اقدام حامیان موسوی در دانشگاه تهران، با واکنش شدید مردم و دوستداران امام و انقلاب از جمله دانشجویان و طلاب مواجه شده است و بسیاری از مسئولان نظام و امامان جمعه علیه این اقدام موضع گیری کردند، مدعیان خط امام که در سالیان گذشته در مورد هتک حرمت به منسوبین حضرت امام (ره) شدیدترین واکنش ها را نشان دادند، در اظهارات جسته و گریخته خود، امروز با رد اصل این اهانت، بدون محکوم کردن این اهانت آشکار، از منتشر کنندگان تصاویر این اهانت انتقاد کرده اند. چنانکه میرحسین موسوی در جدیدترین اظهار نظر خود، تنها تلاش کرد از انجام این هتک حرمت توسط طرفداران خود برائت بجوید.
هتک حرمت به ساحت حضرت امام ره در مراسم روز دانشجو که در رسانه های داخلی و خارجی به صورت گستردهای بازتاب داشت، در حالی موجی از خشم و نفرت مردم ایران و گروه ها و تشکل های مختلف حوزوی و دانشگاهی را به دنبال داشته است، که یکی از اصلی ترین نهادهای مسئول پاسداشت اندیشه و حفظ حرمت امام راحل، که با ردیف بودجه ای کلان سال هاست به این نام مشغول فعالیت است، در اقدامی سوال برانگیز، به جای اعتراض به هتاکان حضرت امام به منتشر کنندگان این خبر اعتراض واداشته است!
به گزارش رجانیوز، پس از انتشار تصاویر هتک حرمت حضرت امام ره در رسانه ها و صدا وسیما، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) با انتشار نامه ای که بیشتر به بیانیه حزبی یک گروه سیاسی خاص شباهت داشت و از اشتراک گفتمانی با نامه روز گذشته کروبی در همین رابطه برخوردار بود، به جای اعتراض به هتک کنندگان حرمت حضرت امام(ره) به عنوان متهمان اصلی این افتضاح ازئیس صدا وسیما به دلیل انتشار این خبر انتقاد کرده و سعی کرد صدا و سیما را متهم این ماجرا معرفی کند!
این نامه که به قلم حمید انصاری، قائم مقام این موسسه نوشته شده است، با ادبیاتی شبیه به ادبیات وکیل مدافع هتاکان، ابتدا منکر هتک حرمت نسبت به حضرت امام شده و بیان می کند: " نخست آنکه آنچه از گزارشهای مختلف افرادی که در صحنههای تلخ روز دانشجو در دانشگاههای مختلف حضور داشتهاند، استفاده میشود آن است که موضوع بدان گونه که در برنامه تلویزیون نشر یافته، نبوده و علیرغم آنکه در این روز بعضا شعارهای ساختار شکنانه دیگری، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی (س)گزارش نشده است."
انصاری در بخش دیگری از نامه اش با انتقاد از صداو سیما به دلیل انتشار این تصاویر، می نویسد: " نکته حائز اهمیت آن است که هیچ یک از شبکههای خارجی و رسانههای دیداری و نوشتاری- علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس ندادهاند و این اشتباه تنها مخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی است." و این در حالی است که بسیاری از این تصاویر از شبکه های خارجی از جمله العربیه و الجزیره در روزهای پیش از این منتشر شده بود.
در همین حال و با وجود آنکه موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) وجهه همت خود را به انتقاد از منتشر کنندگان این تصاویر گذاشته است، در هیچ بخشی از این نامه به هتاکان حضرت امام(ره) ، و زمینه های فکری و سیاسی این هتاکی ها در سال های گذشته اشاره ای نکرده و از آن انتقادی به عمل نیاورده است، چنانکه پیش از این و در سال های حاکمیت دولت اصلاحات نیز این سستی در موسسه مذکور نسبت در پاسداری از حرمت حضرت امام (ره) بارها مورد انتقاد دلسوزان انقلاب قرار گرفته بود.
در سال های گذشته مسئولین این موسسه در حالی در مقابل بسیاری از تحریفات در سخنان حضرت امام توسط برخی جریانات سیاسی نزدیک به خود ترجیح دادنده اند سکوت اختیار کنند، که در موارد سیاسی بسیار کم اهمیتتر، بارها به انتقاد و نامه نگاری پرداخته اند.
اما در این مورد نیز در حالی که مردم انتظار داشتند موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) ،با توجه به این هتک حرمت بی سابقه، به ساحت حضرت امام ره که موجب تعطیلی حوزه های علیمه نیز شد، میدان داری اعتراضات به هتاکان را برعهده بگیرد، باز هم شاهد حاکمیت نگاه سیاسی بر این موسسه و موضع گیری های تعجب برانگیز هستیم، به نحوی که با تحت الشعاع قرار دادن اصل موضوع که همانا هتک حرمت به بنیانگذار جمهوری اسلامی است، منتشر کنندگان این تصاویر را به عنوان متهم اصلی معرفی کند!
هتک حرمت به ساحت حضرت امام ره در مراسم روز دانشجو که در رسانه های داخلی و خارجی به صورت گستردهای بازتاب داشت، در حالی موجی از خشم و نفرت مردم ایران و گروه ها و تشکل های مختلف حوزوی و دانشگاهی را به دنبال داشته است، که یکی از اصلی ترین نهادهای مسئول پاسداشت اندیشه و حفظ حرمت امام راحل، که با ردیف بودجه ای کلان سال هاست به این نام مشغول فعالیت است، در اقدامی سوال برانگیز، به جای اعتراض به هتاکان حضرت امام به منتشر کنندگان این خبر اعتراض واداشته است!
به گزارش رجانیوز، پس از انتشار تصاویر هتک حرمت حضرت امام ره در رسانه ها و صدا وسیما، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) با انتشار نامه ای که بیشتر به بیانیه حزبی یک گروه سیاسی خاص شباهت داشت و از اشتراک گفتمانی با نامه روز گذشته کروبی در همین رابطه برخوردار بود، به جای اعتراض به هتک کنندگان حرمت حضرت امام(ره) به عنوان متهمان اصلی این افتضاح ازئیس صدا وسیما به دلیل انتشار این خبر انتقاد کرده و سعی کرد صدا و سیما را متهم این ماجرا معرفی کند!
این نامه که به قلم حمید انصاری، قائم مقام این موسسه نوشته شده است، با ادبیاتی شبیه به ادبیات وکیل مدافع هتاکان، ابتدا منکر هتک حرمت نسبت به حضرت امام شده و بیان می کند: " نخست آنکه آنچه از گزارشهای مختلف افرادی که در صحنههای تلخ روز دانشجو در دانشگاههای مختلف حضور داشتهاند، استفاده میشود آن است که موضوع بدان گونه که در برنامه تلویزیون نشر یافته، نبوده و علیرغم آنکه در این روز بعضا شعارهای ساختار شکنانه دیگری، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی (س)گزارش نشده است."
انصاری در بخش دیگری از نامه اش با انتقاد از صداو سیما به دلیل انتشار این تصاویر، می نویسد: " نکته حائز اهمیت آن است که هیچ یک از شبکههای خارجی و رسانههای دیداری و نوشتاری- علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس ندادهاند و این اشتباه تنها مخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی است." و این در حالی است که بسیاری از این تصاویر از شبکه های خارجی از جمله العربیه و الجزیره در روزهای پیش از این منتشر شده بود.
در همین حال و با وجود آنکه موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) وجهه همت خود را به انتقاد از منتشر کنندگان این تصاویر گذاشته است، در هیچ بخشی از این نامه به هتاکان حضرت امام(ره) ، و زمینه های فکری و سیاسی این هتاکی ها در سال های گذشته اشاره ای نکرده و از آن انتقادی به عمل نیاورده است، چنانکه پیش از این و در سال های حاکمیت دولت اصلاحات نیز این سستی در موسسه مذکور نسبت در پاسداری از حرمت حضرت امام (ره) بارها مورد انتقاد دلسوزان انقلاب قرار گرفته بود.
در سال های گذشته مسئولین این موسسه در حالی در مقابل بسیاری از تحریفات در سخنان حضرت امام توسط برخی جریانات سیاسی نزدیک به خود ترجیح دادنده اند سکوت اختیار کنند، که در موارد سیاسی بسیار کم اهمیتتر، بارها به انتقاد و نامه نگاری پرداخته اند.
اما در این مورد نیز در حالی که مردم انتظار داشتند موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) ،با توجه به این هتک حرمت بی سابقه، به ساحت حضرت امام ره که موجب تعطیلی حوزه های علیمه نیز شد، میدان داری اعتراضات به هتاکان را برعهده بگیرد، باز هم شاهد حاکمیت نگاه سیاسی بر این موسسه و موضع گیری های تعجب برانگیز هستیم، به نحوی که با تحت الشعاع قرار دادن اصل موضوع که همانا هتک حرمت به بنیانگذار جمهوری اسلامی است، منتشر کنندگان این تصاویر را به عنوان متهم اصلی معرفی کند!
کیهان: ماجرا از آن روزها شروع شد که مدعیان اصلاحات در دوران موسوم به همین نام، آشکارا و با صراحتی آمیخته به وقاحت نوشتند و گفتند؛ «اصلی ترین مانع اصلاحات آن است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! «افکار امام(ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! «عامل دو دهه عقب ماندگی ایران، افکار امام(ره) است»! «فرهنگ بسیجی خشونت آفرین است»! «دوران پیروی از افکارامام(ره) سپری شده است»! «امامان 12گانه نیز قابل انتقاد هستند»! «علیه خدا هم می توان دست به راهپیمایی و تظاهرات زد»! و... ماجرای زشت و مشمئزکننده این روزها از آن روزها آغاز شد و در ماههای اخیر به اوج خود رسید تا آنجا که مدعیان اصلاحات در روز قدس به نفع اسرائیل شعار دادند، در روز 13 آبان از جنایات آمریکا تقدیر کردند و سرانجام در روز 16آذر، تصویر مبارک امام راحل(ره)، یعنی روح خدا در کالبد جهان اسلام را پاره کردند!! آن روزها، وقتی اهانت این فرقه آمریکایی-اسرائیلی را در ورق پاره های آنها می خواندیم، از تشویق و ترغیب آنان که بخش قابل توجهی از رسانه های بیگانه -مخصوصاً رسانه های اسرائیلی- را به خود اختصاص داده بود، تعجب نمی کردیم و جای تعجب هم نبود، چرا که آنها زبان دشمنان قسم خورده امام و انقلاب را به کام گرفته بودند و باید هم از آمریکا و اسرائیل به تقدیر رسانه ای و یا نقدینه نه چندان پنهانی جایزه می گرفتند. اما آنچه تعجب آور می نمود سکوت برخی از سران و دست اندرکاران جبهه اصلاحات نظیر کروبی، موسوی، خاتمی، مجمع روحانیون مبارز و مخصوصاً موسسه موسوم به تنظیم و نشر آثار امام(ره) بود که در مقابل اینهمه اهانت آشکار به ساحت مقدس حضرت امام(ره) نه فقط زبان به کام و قلم به نیام کشیده و حتی یک کلمه- تاکید می شود که حتی یک کلمه- به اعتراض نمی گفتند و نمی نوشتند، بلکه با سکوت مرموز خود و حمایت تلویحی و گاه صریح از اهانت کنندگان به تشویق و ترغیب آنها نیز برخاسته بودند. بدیهی است سران مدعی اصلاحات نمی توانند این واقعیت تلخ را انکار کنند، چرا که تمامی اسناد آن موجود است و بسیاری از این اسناد غیرقابل انکار طی چند سال گذشته با ذکر مأخذ در کیهان به چاپ رسیده است. به عنوان مثال، برخی از دست اندرکاران این جبهه و حامیان سینه چاک آنها در چند نوبت پی درپی، کلام مبارک حضرت امام(ره) را که به صراحت در صحیفه آن حضرت ثبت و ضبط است و نوار صوتی و تصویری آن نیز موجود است، تحریف کردند و کیهان با درج متن سخن امام راحل(ره) از صحیفه امام(ره) و مقایسه آن با متن تحریف شده از سوی مدعیان اصلاحات، خواستار اعلام موضع «مؤسسه تنظیم و نشر» شده بود اما، مؤسسه یاد شده که اصلی ترین وظیفه قانونی آن، مقابله با تحریف آثار حضرت امام(ره) است در مقابل این تحریف های آشکار و غیرقابل انکار کمترین واکنشی نشان نداد. شعار به نفع اسرائیل که حضرت امام(ره) آن را جرثومه فساد می دانستند، آنهم در روز قدس که ابتکار امام راحل(ره) برای مقابله با اسرائیل است، شعار به نفع آمریکا، آنهم در روز مقابله با استکبار جهانی و سالروز فتح لانه جاسوسی آمریکا که خمینی کبیر و عزیز، آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول معرفی کرده بودند و سرانجام پاره کردن تصویر حضرت امام(ره) در روز 16 آذر، ادامه همان حرکت مرموزی است که مدعیان اصلاحات از چند سال قبل آغاز کرده بودند، نگاهی- هرچند گذرا- به مواضع چند سال گذشته و مخصوصاً عملکرد و مواضع چند ماه اخیر سران فتنه و حامیان تابلودار آنها بیندازید، آیا در تمامی مواضع آنان حتی یک نمونه می توان یافت که آشکارا علیه اسلام و انقلاب و امام(ره) نباشد؟ مگر آنچه طی چند ماه گذشته به صراحت و در سال های قبل، با تلویحی نزدیک به تصریح بیان کرده اند، چیزی غیر از اهانت به اسلام و انقلاب و امام بوده است که پاره کردن عکس امام(ره) از سوی مشتی اراذل و اوباش استخدام شده توسط سران فتنه تعجب آور باشد؟! آنچه تعجب آور است و البته، قبل از آن که انگشت تعجب بر دندان گزیده شود، خنده تلخ بر لب ها می نشاند، اعتراض «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)» به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که چرا فیلم مستند مربوط به پاره کردن عکس حضرت امام(ره) از سوی اراذل و اوباش اجاره ای را پخش کرده است؟! البته مهدی کروبی نیز نامه مشابهی با همین مضمون خطاب به رئیس سازمان صداوسیما نوشته است! درباره اعتراض مشترک سران فتنه و موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) گفتنی است که؛ 1-اعتراض موسسه تنظیم و نشر آثار امام در حالی است که این موسسه طی چند سال گذشته و مخصوصاً در جریان فتنه اخیر در مقابل اهانت های مکرر سران فتنه و هواداران آنها به ساحت مقدس حضرت امام(ره) و اسلام و انقلاب نه فقط کمترین اعتراضی نکرده است، بلکه در تمامی این زشتی ها و پلشتی ها با فتنه گران و دشمنان داخلی و خارجی امام راحل(ره) همسو و هم نوا بوده است. آیا این واقعیت تلخ قابل انکار است؟! آیا «جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» یادگار حضرت امام(ره) نیست؟ چرا وقتی سران فتنه و هواداران- البته اندک و کم شمار- آنها شعار «جمهوری ایرانی» سر دادند، موسسه یاد شده ساکت بود؟ آیا روز قدس ابتکار امام راحل(ره) نیست و مقابله با اسرائیل، توصیه اکید آن بزرگوار نبوده است؟ آیا مبارزه با آمریکا سفارش حضرت امام(ره) نبوده است؟ آیا منتظری را امام راحل(ره) عزل نکرده بودند؟ آیا نهضت آزادی را حضرت امام، یک گروه آمریکایی و غیرقانونی معرفی نفرموده بودند؟ آیا...آیا... اگر چنین بوده است- که بوده و هست- چرا موسسه ای که عکس امام(ره) را بر فراز خود دارد، برعکس حضرت امام(ره) حرکت می کند؟! و در مقابل دشمنی های آشکار و بی پرده سران فتنه با حضرت امام(ره) و «آثار» آن بزرگوار نه فقط سکوت می کند بلکه به حمایت از دشمنان امام(ره) نیز برخاسته است؟! با اینهمه جفایی که شما و سران فتنه به ساحت مقدس حضرت امام(ره) روا داشته اید، اعتراض به پخش فیلم مستند پاره کردن تصویر امام راحل(ره) از سوی هوادارانتان، فقط خنده تلخ بر لب می نشاند و چه می دانید، شاید آتش انتقام نیز در دل عاشقان پیر جماران می افشاند. 2- سران فتنه و موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) در نامه های خود به گونه ای مرموز و حسابشده، فقط به پخش فیلم پاره کردن تصویر مبارک حضرت امام(ره) اعتراض کرده اند و سخنی علیه این اقدام زشت و نفرت انگیز هواداران خود بر زبان و قلم نیاورده اند! موسسه تنظیم و نشر در نامه خود آورده است «علی رغم آن که این روزها بعضاً شعارهای ساختارشکنانه دیگری با کمال تاسف مطرح شده اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی(ره) گزارش نشده است»! و ادامه داده است که «هیچ یک از شبکه های خارجی و رسانه های دیداری و نوشتاری -علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس نداده اند»!! این در حالی است که شبکه های تلویزیونی و رادیویی بیگانه، مخصوصاً شبکه های آمریکایی و اسرائیلی با ذوق زدگی فیلم پاره کردن تصویر حضرت امام(ره) را که به طور جداگانه از سوی خبرنگاران خود تهیه کرده اند، در چند نوبت پخش کرده و برای طرفداران سبز اموی هورا کشیده اند. به عنوان مثال، شبکه تلویزیونی «العربیه» وابسته به عربستان سعودی هر چند ساعت یک بار فیلم یاد شده را پخش می کند و به افتخار! سران فتنه و حامیان آنها کف می زند!! البته اصرار سران فتنه و «موسسه تنظیم و نشر» برای انکار این واقعیت تلخ قابل درک است! آنها به گواهی مواضع و عملکرد چندماهه اخیرشان نباید از پاره شدن تصویر مبارک حضرت امام(ره) نگران باشند، مگر در فتنه اخیر چیزی غیر از کنار گذاشتن اسلام و انقلاب و امام(ره) را دنبال می کردند؟! پس اعتراض آنها برای چیست؟! و چرا به رسانه های بیگانه که قبل از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران اقدام به پخش این فیلم کرده بودند و هنوز هم به پخش آن ادامه می دهند، اعتراض نکرده و حتی پخش فیلم یاد شده از رسانه های بیگانه را - البته با زرنگی خاص! و عبارت معترضه «علی ما نقل»- انکار هم می کنند؟! راستی چرا؟! 3- به تعبیر حکیمانه قرآن، یکی از ویژگی های منافقین، آن است که از یکسو با مؤمنان ادعای همراهی دارند و از سوی دیگر با شیاطین و دشمنان خدا نرد دوستی می بازند «هنگامی که با اهل ایمان روبرو شوند می گویند ایمان آورده ایم و چون با شیطان های خود خلوت کنند می گویند ما با شما هستیم و- ادعای دوستی با مؤمنان- برای استهزای آنان است»- بقره آیه 14- بنابراین بدیهی است که پخش فیلم پاره کردن تصویر مبارک حضرت امام(ره) از رسانه های بیگانه را برای اثبات «با شما هستیم»! تلقی کنند و از پخش آن در سیمای جمهوری اسلامی برآشوبند که چرا هویت واقعی آنان را نزد مؤمنان فاش کرده است. بیهوده نیست که اوباما هنگام دریافت جایزه صلح نوبل، این جماعت را تقدیس می کند و نتانیاهو از آنها با عنوان سرمایه بزرگ اسرائیل یاد می کند و... گفتنی است که خدای سبحان درباره یکی دیگر از ویژگی های منافقان می فرماید؛ «هنگامی که به آنها گفته می شود چرا در زمین فساد می کنید، پاسخ می دهند که ما اصلاح طلب هستیم» آیه 11 سوره بقره. و این آیه مبارکه نیز در میان آیات فراوان دیگری از این دست شنیدنی است، آنجا که می فرماید «منافقان از آن در هراسند که خدا سوره ای نازل کند و آنچه در دل پنهان کرده اند را آشکار فرماید»- آیه 64 سوره توبه- خدای سبحان در ادامه همین آیه شریفه خطاب به رسول اکرم(ص) تاکید می فرماید «به آنان - منافقان- بگو اکنون استهزاء کنید- که روز کیفر و رسوایی فرا می رسد- و خدا آنچه را که از آن می ترسید، بیرون خواهد آورد» آیه 65 سوره توبه. درباره دست اندرکاران مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) که به ناحق در این جایگاه قرار گرفته اند، انتظار آن است که جناب آقای سیدحسن خمینی به حضور و سوءاستفاده آنان از این جایگاه خاتمه دهد. این انتظار قابل اغماض نیست چرا که امام راحل(ره) متعلق به جهان اسلام و همه مردم مسلمان ایران است و به قول قرآن «نزدیکترین افراد به ابراهیم(ع) کسانی هستند که از او پیروی می کنند»... 4- آیا هیچیک از موارد فوق که فقط اندکی از بسیارهاست قابل انکار است؟ معلوم است که نیست، بنابراین باید پرسید در این میان و در مقابل این اهانت آمیخته به خیانت، وظیفه دستگاه قضایی و مسئولان دیگر چیست؟! این روزها و بعد از آنهمه وطن فروشی و خیانت سران فتنه و حامیان تابلودار و بی تابلوی آنان که پاره کردن تصویر حضرت امام(ره) تازه ترین آنهاست، نباید از توده های مردم که در راه اسلام و آرمان های امام(ره) خون داده و خون دل خورده اند انتظار سکوت داشت و.... و بالاخره به قول حافظ جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش مردم این روزها به محضر مبارک مراد غایب خویش- ارواحنا له الفداء- و نایب حاضر او، خاضعانه عذر تقصیر آورده و زمزمه می کنند «اشتباه از ما بود که به انتظار نشسته بودیم، باید به انتظار بایستیم». حسین شریعتمداری
حجتالاسلام مصلحی در پاسخ به سئوالات روحانیون با اشاره به فتنه پس از انتخابات و موضعگیری خواص جامعه در سخنانی اظهار داشت: متأسفانه هاشمی رفسنجانی در سفر اخیر خود به مشهد مقدس صحبتهای خود در خطبههای نماز جمعه را تأیید کرده و سخنانی در راستای بیانیههای سران فتنه میگوید.
وی افزود: ایشان مشروعیت ولایت فقیه را در گرو مقبولیت مردمی میداند و اعتقاد دارد که هرگاه مردم پذیرای ولیفقیه نبودند وی باید از این سمت کنارهگیری کند؛ این سخن وزیر اطلاعات با شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» و «مرگ بر منافق» طلاب و روحانیون همراه بود.
وزیر اطلاعات خاطرنشان کرد: هاشمی همچنین برخی گروهها و اقشار مردمی همچون زنان را نیز به حضور در خیابانها دعوت کرد تا به نوعی قدرت برخورد نیروهای انتظامی را از آنان بگیرد.
آیتالله جوادی آملی در پاسخ به سوال دانشجویی که نظر ایشان را درباره حوادث پس از انتخابات پرسیده بود، گفت: «شما بایستی در این خصوص به سخنان مقام معظم رهبری توجه کنید و گوشتان به حرفهای ایشان باشد و ببینید که ایشان چه میگوید.»
بعد از شنیدن این عبارات، بلافاصله یاد رسانهها، روزنامهها و شخصیتهای دوست داشتنی دوم خردادی و اصلاحطلب افتادم که همین یک هفته پیش داشتند به خاطر مساله کناره گیری آیت الله جوادی آملی از نماز جمعه شهر قم، تحلیلهای کارشناسی ارائه میدادند و با آسمان ریسمان بافتن، انواع و اقسام دلایل سیاسی را برای این موضوع به خوانندگان خود القاء میکردند.
بعد از انتشار این خبر دلم میخواست واکنش این رسانهها و این افراد را به سخنان آیت الله جوادی آملی ببینم. به خاطر همین، دیروز و امروز تقریبا بیشتر سایتها و روزنامههای اصلاحطلب را نگاه کردم تا ببینم آیا هنوز هم به آیت الله جوادی آملی علاقه دارند یا نه؟ و آیا این سخنان را هم منتشر میکنند یا نه؟ نتیجه کاملا معلوم بود، این سایتها، تا الان کمترین اشارهای به این سخنان نکردهاند!
جالب اینکه هنوز یک هفته از جنجال رسانهای و تبلیغاتی این جماعت نمیگذرد و آقای جوادی آملی، همان آقای جوادی آملی یک هفته پیش هستند، روزنامهها و سایتهای اصلاحطلب هم همان رسانههای یک هفته پیش هستند، اما رفتار و شیوه خبررسانی آنها، در طول یک هفته، تا این اندازه با هم فرق دارد. البته شاید بهتر باشد بگوییم که رسانههای اصلاحطلب، همان رسانههای یک هفته پیش نیستند. چون آن روز، منافع جناحی آنها اقتضا میکرد که مساله کنارهگیری آیت الله جوادی آملی را پررنگ کنند و از آن سوءاستفاده کنند، اما امروز منافعشان اقتضا میکند که در برابر سخنان ایشان، سکوت کنند و به روی خودشان هم نیاورند، انگار نه انگار که آیت الله جوادی آملی اصلا حرفی زده!
حقیقتا دلم برای این روزنامهها و مسئولان آنها میسوزد که مجبورند به هر بهانهای دروغ بنویسند و شایعهپراکنی کنند، و بیشتر از آنها برای خوانندههایی که مجبورند این دروغها را بخوانند و از همه بیشتر دلم برای عطاءالله مهاجرانی میسوزد که کیلومترها آن طرفتر از ایران مجبور است دروغ بنویسد. همین یک هفته پیش بود که مهاجرانی با خوشحالی زائدالوصفی، استعفای آیت الله جوادی آملی را از امامت جمعه شهر قم، گامی در راستای جدا شدن ایشان از حاکمیت تعبیر کرده بود و ایشان را هم ردیف آقای منتظری و صانعی و طاهری اصفهانی دانسته بود!
من حقیقتا نمیدانم که این افراد به حرفهایی که میزنند، خودشان هم اعتقاد دارند یا نه؟ آیا برای فریب دیگران مطلب مینویسند یا اینکه واقعا متوهم هستند؟ مقایسه آیت الله جوادی آملی با منتظری و صانعی و طاهری اصفهانی آنقدر مضحک است که نیازی به پاسخگویی نیست. ایشان از لحاظ شخصیتی و همچنین از لحاظ مواضع سیاسی اصلا قابل مقایسه با افراد یاد شده نیستند. هنوز صدای ماندگار و مواضع قاطع آیت الله جوادی آملی را در حمایت از رهبری و ولایت فقیه در ماجرای چند سال پیش منتظری به خاطر داریم و بعید است مهاجرانی، آنرا فراموش کرده باشد. مواضع امروز ایشان هم همینطور. البته به مهاجرانی هم هیچ ایرادی وارد نیست. طرف یک آدم سیاسی است و باید در چنین روزهایی، عقدههای جناحیاش را نشان بدهد، اما مهم اینست که با این توهمات، در حقیقتِ ماجرا هیچ تغییری ایجاد نمیشود.
به هر حال خیلی خوشحالم که این جماعت مدعی که تا همین چند روز پیش داشتند با آب و تاب اخبار مربوط به کنارهگیری آیت الله جوادی آملی را منتشر میکردند و تیتر و تصویر صفحه اول روزنامهها و سایتهایشان هم مربوط به همین مساله بود، امروز مجبورند سخنان و نصایح صریح آیت الله جوادی را سانسور کنند و اصلا منعکس نکنند! البته دلیلش هم کاملا واضح است. این رسانهها یک هفته پیش فریاد می زدند که استعفای آیت الله جوادی آملی، به خاطر اعتراض به حوادث بعد از انتخابات بوده است، اما هنوز یک هفته از دروغهایشان نگذشته که حکیم بزرگوار ما خودشان میفرمایند در خصوص حوادث بعد از انتخابات به رهبری نگاه کنید.
یک بار دیگر عبارت آیت الله جوادی آملی را با هم بخوانیم: «شما بایستی در این خصوص به سخنان مقام معظم رهبری توجه کنید و گوشتان به حرفهای ایشان باشد و ببینید که ایشان چه میگوید.»
عده ای از دانشجویان منتسب به جنبش سبز ، صبح امروز مقابل دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران، یکی از دانشجویان که ظاهری متدین داشت را به عنوان دانشجوی بسیجی مورد ضرب و شتم قرار دادند و پس از تفتیش کیف و مشاهده کارت دانشجویی، رهایش کردند.
به گزارش برنا، عده ای از دانشجویان طرفدار جنبش سبز ، صبح امروز دوشنبه 16 آذر همزمان با روز دانشجو مقابل دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران، یکی از دانشجویان که ظاهری متدین داشته را به عنوان دانشجوی بسیجی مورد ضرب و شتم قرار دادند و با سردادن شعارهایی مانند" بسیجی دروغگو ،کارت دانشجوییت کو؟" اقدام به تفتیش کیف این دانشجو کردند .
این افراد، زمانی این دانشجو را رها کردند ، که محتوای کیف وی را روی زمین خالی کرده و کارت دانشجویی اش را دیدند و مطمئن شدند که وی بسیجی نیست .
دانشجویان بسیجی دانشگاه تهران هم برای اینکه بهانه ای به دست سبزها ندهند و نشان دهند که هنوز هم دانشجویان فرهیخته نظام جمهوری اسلامی بر آرمان های روز دانشجو یعنی استکبار ستیزی پا برجا هستند، تنش و زد و خوردی ایجاد نکرده و به سمت مسجد دانشگاه تهران حرکت کردند
برنامه های روز دانشجو در 16 آذر امسال حاشیه های فراوانی داشت و دانشگاههای بزرگ تهران محل تجمعات دو گروه دانشجویی حامیان نظام و انقلاب در مقابل حامیان میرحسین موسوی کاندیدای شکست خورده انتخابات گذشته بود.
به گزارش جهان شعارهای تند برخی حامیان موسوی وجه تمایز این تجمعات با تجمعات فبلی این گروه بود هر چند که تعداد آنها به مراتب کمتر از گذشته شده بود.
در دانشگاه تهران اکثریت با دانشجویان حزب الهی و بسیجی بود که به تخمین خبرنگار جهان در حدود چهار تا پنج هزار نفر بودند و در محوطه اصلی دانشگاه تهران و در مقابل مسجد دانشگاه تجمع کرده بودند. شعارهایی همچون "حیدریم، حیدریم "، "علمدار ولایت، دانشجویان فدایت " و "الله اکبر " ،" مرگ بر منافق "، "منافق حیا کن، دانشگاه را رها کن "، "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست "، "مرگ بر آمریکا "و " مرگ بر اسرائیل " از جمله شعارهای این دانشجویان بود.
اما دانشجویان حامی موسوی که کمتر از دو هزار نفر بودند مقابل دانشکده فنی تجمع کرده بودند. این دانشجویان شعار می دادند: توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد- مرگ بر دیکتاتور- یاحسین میرحسین، برادر بسیجی کارت دانشجوییت کو؟ ، بسیجی حیا کن دانشگاه را رها کن و برخی شعارهای تند علیه مقامات نظام که قابل ذکر نیست سر دادند.
گفتنی است، ورود به دانشگاه تهران امروز فقط با کارت دانشجویی و از دربهای خیابان 16 آذر و پورسینا ممکن بود.
اما در دانشگاه امیر کبیر شرایط به گونه ای دیگر بود. معترضین که پس از شکستن درب دانشگاه و ورود افراد بیرونی به داخل، تعدادشان تقریباً برابر با دانشجویان حزب اللهی شد، شعارهای بسیار تندی علیه مقامات نظام سر می دادند و سعی در تحریک تجمع پانصد نفره دانشجویان حزب الهی و بسیجی را داشتند که با خویشتن داری این دانشجویان، درگیری خاصی اتفاق نیفتاد.
طرفدران موسوی در دانشگاه امیرکبیر شعار می دادند: * بسیجی برو گمشو ـ برو تاکسی سوار شو ، اگه تاکسی گرونه، اتوبوس یک قرونه * محمود خائن آواره گشتی و ... * نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی * تا احمدی نژاده هروز همین بساطه این افراد با سر دادن شعارهای بسیار تندی که قابل ذکر نیست، سعی داشتند عابرین را برای پیوستن به تجمع خود تحریک نمایند که این موضوع میسر نشد. همچنین این گروه با سنگ پرانی و پرتاب زباله به دانشجویان حامی انقلاب و نظام مخالفت خود را با این موضوع نشان دادند.
همچنین در دانشگاه علم و صنعت حدود 500 تا 600 دانشجوی حزب الهی پس از تجمع خود نماز وحدت خواندند. در مقابل گروه حامی موسوی که در حدود 300 تا 400 نفر بودند با اجتماع در مقابل درب دانشگاه و با زدن قاشقهای غذاخوری به میله های درب ورودی مانع از شنیده شدن شعارهای دانشجویان حزب الهی شدند.
در دانشگاه شریف نیز تجمع دو گروه دانشجویان با تعدادی برابر، و در حدود 200 تا 300 نفره اتفاق افتاد. حامیان موسوی بادکنکهای سبز و شال و دستبند سبز به همراه داشتند.
همچنین تجمعات مختصری نیز از دانشگاه خواجه نصیر گزارش شده که خبر موثقی از آن در دست نیست.
اما در اطراف دانشگاه تهران، شریف و امیر کبیر و همچنین بلوار کشاورز، ترافیک شدیدی حاکم شده که تا لحظه مخابره خبر، این ترافیک ادامه دارد.
شعار نویسی روی دیوارها افزایش داشته، سطلهای زبله به آتش کشیده شده و مغازه ها پس از شکسته شدن شیشه هایشان کاملاً تعطیل شدند.
در خیابان فخر رازی و 12 فروردین شیشه کلیه ماشینهایی که در کنار خیابان پارک بودند توسط اراذل و اوباش شکسته شد.
در خیابان ولی عصر مغازه ها به صورت نیمه تعطیل در آمده و ترافیک شدیدی ایجاد شده است.
در خیابان ابوریحان تعدادی از افراد که به شکستن شیشه های مغازه و خودروها مبادرت می کردند توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند.
در خیابان کارگر برخی افراد نارنجک دست ساز به سوی پلیس پرتاب می کردند نیروی انتظامی نیز در مواردی اقدام به پرتاب گاز اشک آور برای متفرق کردن معترضین کرد.
2 موتور سیکلت نیروی انتظامی توسط اراذل و اوباش به آتش کشیده شد.
برخورد نیروی انتظامی به استثنای چند مورد خاص با معترضین بسیار خوب گزارش شده است، که در جای خود قابل تقدیر است.
در دانشگاه تهران شایعه شد که کروبی و میرحسین به جمع تجمع کنندگان خواهند پیوست که این شایعه محقق نشد.
منابع خبری گزارش می دهند فرزند مهدی کروبی تلاشهای بسیاری برای آوردن پدرش به دانشگاه تهران کرد که این موضوع با مخالفت کروبی مواجه شد.
هم اکنون کلیه تجمع ها پایان یافته و به استثنای ترافیک سنگین وضعیت در اطراف دانشگاه تهران آرام است.
آشوبگری های پراکنده پیاده نظام آمریکا در ایران روز گذشته در حالی انجام شد که هیچ کدام از سران فتنه جرئت حضور در جمع دوستان خود را نیافتند. از چند هفته پیش تمامی رسانه های وابسته به سرویس های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس از جمله بی بی سی فارسی و تلویزیون صدای آمریکا تمام ظرفیت های خود را بر تحریک مردم در جهت حمایت از جریان فتنه به کار گرفته بودند اما حوادث 16 آذر امسال نشان داد نه فقط مردم ایران اعتنایی به این تبلیغات نکردند بلکه سران فتنه هم آرام آرام در حال تکاپو برای یافتن کنج عافیت- بخوانید سوراخ های موش- هستند. میرحسین موسوی که غروب روز 15 آذر با صدور بیانیه ای از مردم خواسته بود در روز 16 آذر به «جنبش سبز»(!؟) بپیوندند دیروز ترجیح داد در خانه بنشیند و برای همراهی با تعداد اندک آشوبگران حتی یک قدم هم برندارد. برخی از اطرافیان جریان فتنه طی روزهای اخیر به شدت به موسوی اعتراض کرده بودند که چرا در روز 13 آبان حتی سرش را از پنجره هایی که در آن اقامت داشت بیرون نیاورده است! دیروز از مهدی کروبی هم که طی هفته های گذشته سعی کرده بود چهره یک شعبان بی مخ کامل را از خود به نمایش بگذارد، نشانی نبود. گزارش های رسیده به خبرنگاران کیهان حاکی از آن است که درون خانواده کروبی درباره حضور یا عدم حضور او در آشوب های 16 آذر اختلاف وجود داشته و وی نهایتاً به این نتیجه رسیده که در خانه ماندن بهتر از هر کار دیگری است. کروبی اخیراً در برخی ملاقات های خود از این موضوع که خاتمی و موسوی او را گوشت دم توپ کرده اند و او را برای حضور در خیابان تحریک می کنند بی آنکه خود انگیزه ای برای این کار داشته باشند، شدیداً گله کرده بود. محمد خاتمی هم که از یکی دو روز قبل به برخی اطرافیان خود گفته بود در مراسم روز 16 آذر شرکت نخواهد کرد، با به نمایش گذاشتن اوج فرصت طلبی دیروز در هیچ تجمعی حاضر نشد. خاتمی اخیراً تاکید کرده است که 16 آذر به ما ربطی ندارد و بیشتر در پی آن است که رفتارهای خائنانه خود در ایام انتخابات را رفع و رجوع کند. در مجموع به نظر می رسد عدم حضور سران فتنه در تجمعات روز 16 آذر اولا نشان دهنده آن است که این افراد به رویگردانی مردم از خود باور قطعی پیدا کرده اند و ثانیاً ترجیح می دهند با به میدان کشاندن برخی جوانان دانشجو و امثال آنها خود از پرداخت هرگونه هزینه ای اجتناب کنند.
به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، از ساعت 11:30 امروز دوشنبه 16 آذر برنامههای روز دانشجو در دانشگاه تهران به صورت پرشکوه برگزار شد. جمع زیادی از دانشجویان ولایی از ساعات اولیه آغاز این مراسم با تجمع در مقابل دانشکده فنی و با سردادن شعارهایی نظیر "مرگ بر آمریکا "، "مرگ بر اسرائیل "، "مرگ بر منافق "، "دانشجو بیدار است، از آمریکا بیزار است "، به سمت مسجد دانشگاه تهران حرکت کرده و آماده اقامه نماز جماعت ظهر و عصر شدند. پس از حضور دانشجویان ولایی در مسجد دانشگاه عدهای از حامیان موسوی در چهارراه دانشگاه تهران بین مسجد و درب 16 آذر تجمعی را تشکیل داده و شعارهایی را به نفع موسوی سر میدادند و در این بین تعداد دیگری از دانشجویان ولایی که عازم مسجد بودند، با عبور از مقابل آنها شعار "موسوی دروغگو تاریخ تولدت کو "، "مرگ بر مزدور ماهوارهای " و "مرگ بر منافق " سر دادند. حامیان موسوی سپس با استفاده از خلأ حضور دانشجویان ولایی که در مسجد دانشگاه در حال اقامه نماز بودند، در مقابل درب دانشکده فنی حاضر شده و شعارهای "موسوی زنده باد، کروبی پاینده باد "، و ... را سر دادند. اما پس از اقامه نماز دانشجویان این افراد در حالی که شعارهای "انگلیس حیا کن، کروبی را رها کن "، "سبز هرز بیریشه، مخالف اندیشه "، "مرگ بر مزدور آمریکایی " به سمت درب دانشکده فنی حرکت کردند و پس از رسیدن مقابل درب دانشکده فنی به علت تعداد زیاد خود توانستند حامیان موسوی را با ایجاد یک نیمدایره در محاصره قرار دهند. شعارهای متقابل دو طرف مانند شعارهای "مرگ بر منافق "، "بازیچه حیا کن بادکنک را رها کن " و ... از سوی دانشجویان ولایی و شعارهای "یا حسین میرحسین "، و شعارهای ضد دولت از سوی حامیان موسوی به مدت 15 دقیقه ادامه داشت تا اینکه دانشجویان ولایی با حرکت به سمت درب دانشکده و روی پلهها توانستند حامیان موسوی را کنار زده و آنجا را به محل ادامه برنامه خود تبدیل کنند. این دانشجویان پس از کنار زدن حامیان موسوی از مقابل درب دانشکده فنی شعارهای "با یا حسین اول دانشگاه را گرفتیم " سرمیدادند. در این میان برخی حامیان موسوی نیز به سمت درگیری و اهانت به دانشجویان ولایی رفتند که با شعارهای "توپ تانک اهانت دیگر اثر ندارد " و ... روبرو شدند. پس از قدرتنمایی و حضور دانشجویان ولایی در مقابل دانشکده فنی، حامیان موسوی که با شعارهای "مرگ بر منافق " و "مزدور آمریکایی از شهدا حیا کن " از مقابل درب دانشکده فنی بدرقه میشدند، با خواندن سرودی علیه محمود احمدینژاد رئیسجمهور به سمت سردر دانشگاه حرکت کردند و در راه شعارهایی را علیه نهادهای انقلابی مانند بسیج سر دادند. در پی این اقدام حامیان موسوی، دانشجویان ولایی نیز که تعداد آنها چندین برابر حامیان موسوی بود، با سردادن شعارهای "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست "، "موسوی، اسرائیل، پیوندتان مبارک "، "الله اکبر "، "مرگ بر ضد ولایت فقیه "، "آمریکا حیا کن سبز ما را رها کن "، "علمدار ولایت دانشجویان فدایت " و ... به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند. این دانشجویان ولایی در واکنش به استفاده فراوان حامیان موسوی از نقابهای سفید و سبز، شعارهای "نقابدار! دانشجویی یا اشرار " و همچنین در واکنش به هو کردنهای حامیان موسوی شعار "آزادی اندیشه با هو کردن نمیشه " سر میدادند. در این بین درگیریهای محدودی نیز بین دو طرف رخ میداد که دانشجویان ولایی با گوشزد این نکته که حامیان موسوی به دنبال درگیری و سوء استفاده از این موضوع برای به التهاب کشاندن دانشگاه و کشور هستند، از درگیری خودداری میکردند. حامیان موسوی همچنین در واکنش به شعار "مرگ بر آمریکا " دانشجویان ولایی، شعار "مرگ بر روسیه " را مطرح میکردند. تعدادی از حامیان موسوی عکسهایی از فرد زندهای به نام ترانه موسوی که پیش از این ادعاهای موسوی در مورد به قتل رسیدن وی برای این طیف محرز شده بود، نیز در دست داشتند که روی آن عبارت "شهید ترانه موسوی " نقش بسته بود که همین امر موجب می شد که دانشجویان حاضر در این تجمع با حالت تمسخر به آنان یادآوری کنند که این فرد زنده است. پس از حضور دو گروه در مقابل درب اصلی دانشگاه تهران، کشمکش پرچمهایی که در دست دانشجویان ولایی قرار داشت، با پارچههای سبز حامیان موسوی برای دقایقی ادامه داشت تا اینکه یکی از دانشجویان ولایی با بالارفتن از یکی از داربستهای مقابل درب دانشگاه تهران پرچم ایران را به اهتزاز درآورده و آن را به چرخش درآورد که این اقدام با عکسالعمل یکی از حامیان موسوی روبرو شد که وی نیز با بالارفتن از این داربست قصد داشت دانشجوی حامل پرچم را پایین بیاندازد اما دعوای حدودا 2 دقیقهای این دو در نهایت با پیروزی دانشجوی حامل پرچم به پایان رسید اما حامیان موسوی در این بین پس از شکست فرد همفکر خود شروع به اهانت و سردادن فحشهای نظیر حرامزاده به دانشجوی حامل پرچم کردند که با واکنش و تذکر دانشجویان ولایی روبرو شد. پس از این کشمکشها، دانشجویان ولایی با سردادن شعارهایی نظیر "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سیدعلی " و "حزب فقط حزب علی سبز فقط سبز نبی " و همچنین شعار "سبز ما را دزدیدن، دارن باهاش پز میدن "، "همت اگر زنده بود، منافقو کشته بود "، "هیهات منالذله "، "حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست "، "منافق نقابدار، دانشجویی یا اشرار "، "نخستوزیر امام برگرد به خط امام " و فریاد "ماشاءالله حزبالله " به سمت چهارراه داخل دانشگاه تهران واقع در بین مسجد دانشگاه و درب 16 آذر حرکت کردند. در این بین حامیان موسوی نیز به سمت درب قدس حرکت کرده و آنجا با نشستن روی زمین شعارهایی علیه دولت و رئیسجمهور سر دادند. حامیان موسوی همچنین با هیاهو و سوت و کف شعارهایی علیه دانشجویان ولایی تجمع کننده سرمیدادند و دانشجویان ولایی نیز با حضور در مقابل آنها این افراد را احاطه کرده و حامیان موسوی بین درب قدس دانشگاه تهران و این دانشجویان حبس شدند. پس از دقایقی سردادن شعارهای دو گروه علیه یکدیگر، حامیان موسوی از جای خود بلند شده و با شعارهای تحریکآمیز به سمت دانشجویان حرکت کردند و این دانشجویان با تذکر مجدد این نکته که "حامیان موسوی به دنبال درگیری هستند و ما نباید درگیر شویم " راه را برای آنها باز کردند. در این بین جمعیتی حدود 4 هزار نفر از دانشجویان ولایی به سمت سردر دانشگاه تهران با سردادن شعارهای همیشگی مرگ بر آمریکا،مرگ بر اسرائیل و مرگ بر منافق حرکت کردند. اما حامیان موسوی که پس از بازشدن راه برای آنها از سوی دانشجویان ولایی توانستند به سمت مسجد دانشگاه تهران حرکت کنند در راه شعارهای بسیار تند و اهانت آمیزی را علیه این دانشجویان سر دادند که برای حفظ حرمت قلم از ذکر آن خودداری میشود. در مقابل؛ دانشجویان ولایی نیز شعارهای "دانشجو بیدار است، از آمریکا بیزار است "، "موسوی، اوباما پیوندتان مبارک " و "موسوی، رجوی پیوندتان مبارک " سر دادند. در این بین حامیان موسوی با استفاده از خلأ حضور دانشجویان ولایی در مقابل درب دانشکده فنی و از آنجا که این دانشجویان ولایی در سر در اصلی دانشگاه تهران حضور داشتند، توانستند مجددا در مقابل درب دانشکده فنی تجمع کنند. این حامیان موسوی پس از حضور در مقابل دانشکده فنی مجددا شعارهایی علیه نهادهایی همچون بسیج سردادند. این افراد همچنین پلاکاردهایی در دست داشتند که بر روی آن عبارت "بنا به اعلام انجمن، اعتراضها تا 3 روز ادامه دارد " در دست داشتند. برخی اعضای انجمن اسلامی نیز برای دقایقی در میان جمعیت دیده میشدند که از آن جمله میتوان به محمدحسین صدرایی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران اشاره کرد. این انجمن چندی پیش به دیدار هاشمی رفسنجانی رفته بود. اما دانشجویان ولایی پس از اطلاع از حضور حامیان موسوی در مقابل دانشکده فنی مجددا به سمت این مکان حرکت کردند تا بار دیگر این محل را از آن خود کنند که در پی آن و پس از حضور گسترده دانشجویان ولایی در مقابل دانشکده فنی، حامیان موسوی بطریهای آب و همچنین سنگ به سمت آنها پرتاب کردند. حامیان موسوی روبان سبز بزرگی را نیز بر روی دستهای خود داشتند که آن را از پنجره طبقه دوم دانشکده فنی آویزان و به یکی از درختهای مقابل این دانشکده بسته بودند که این روبان توسط یکی از دانشجویان پاره شد. حدود 20 دقیقه شعارهای دو طرف علیه یکدیگر جریان داشت تا اینکه دانشجویان ولایی که این بار تعدادشان به حدود 10 هزار نفر میرسید مجددا به سمت حامیان موسوی که تعدادشان حدود هزار نفر بود حرکت کرده و در مدت زمانی کمتر از یک دقیقه با فریادهای الله اکبر توانستند بار دیگر این مکان را از آن خود کنند. اما حامیان موسوی که تعدادی از آنها در درون دانشکده حضور داشتند پس از حضور دانشجویان ولایی در مقابل دانشکده شیشههای این دانشکده را شکستند تا خردهشیشهها بر روی سر دانشجویان حاضر در این محل بریزد که همین امر موجب شد 5 نفر از دانشجویان حاضر در محل به طور سطحی مجروح شوند. حامیان موسوی که پس از حضور دانشجویان ولایی در مقابل دانشکده فنی دوان دوان به سمت ضلع شمالی دانشگاه حرکت میکردند، پس از حضور در مقابل دانشکده داروسازی و با بالارفتن از پلههای مقابل این دانشکده، شعار بسیار زشت، توهینآمیز و تحریککنندهای را سر دادند که موجب شد دانشجویان حاضر در مقابل دانشکده فنی به سمت آنها یورش ببرند. هر چند حامیان موسوی با مشاهده حرکت گسترده دانشجویان ولایی به سمت خود، پا به فرار گذاشتند اما لیدرهای دانشجویان ولایی تجمعکننده نیز با تکرار این نکته که حامیان موسوی چنین شعارهای زشتی را سر میدهند تا درگیری رخ دهد، مجددا دانشجویان را به آرامش فرا خواندند. با این حال چیزی شبیه به تعقیب و گریز از سوی این دو گروه در جریان بود تا اینکه حامیان موسوی با فرار از میان دانشکده پزشکی و دور زدن این محل به سمت دانشکده علوم دانشگاه تهران حرکت کرد. پس از حضور در مقابل دانشکده علوم حامیان موسوی مجددا به سمت دانشجویان کلوخ و سنگ پرتاب میکردند که همچنان بدون واکنش متقابل از سوی دانشجویان ولایی روبرو شد. دانشجویان ولایی سپس در ساعات عصر با سردادن سرود کجائید ای شهیدان خدایی، به سمت مزار شهدای این دانشگاه حرکت کردند و پس از قرائت فاتحه، خواندن دعای سلامتی امام زمان(عج) و مراسم سینهزنی تجمع خود را به پایان رساندند. حامیان موسوی نیز پیش از پایان تجمع دانشجویان ولایی از مقابل دانشکده علوم دانشگاه تهران متفرق شدند. اما تعدادی از اعضای انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران سعی داشتند تجمعی را نیز در مقابل این دانشکده برپا کنند که موفق به این کار نشدند. اینگونه اقدامات اعضای انجمن اسلامی دانشکدهها و انجمن اسلامی دانشگاه تهران که چندی پیش با هاشمی رفسنجانی دیدار داشتند، در حالی است که این افراد همواره با وجود موجود بودن عکسهای حضورشان در تجمعات غیرقانونی، بر مبرا بودن خود از هرگونه اقدام تأکید میکنند.
به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، مجید توکلی دانشجوی ورودی سال 83 رشته کشتیرانی دانشگاه امیرکبیر که چندی پیش به دلیل موارد آموزشی از این دانشگاه اخراج شده بود، امروز به صورت غیرقانونی وارد این دانشگاه شده و موجب ایجاد اغتشاش و التهابات فراوان در این دانشگاه شد. وی پس از پایان اغتشاشات در این دانشگاه و در حالی که سعی میکرد با لباس زنانه از درب دانشگاه خارج شده و بگریزد توسط نیروهای انتظامی دستگیر شد. توکلی از اعضای طیف غیرقانونی و افراطی علامه است که غیر از رادیوها و تلویزیونهای بیگانه با گروهک تروریستی منافقین در ارتباط هستند و اغتشاشات در دانشگاهها را ساماندهی میکنند. سایت خبرنامه امیرکبیر متعلق به این طیف افراطی توسط فردی به نام "ر.ی " از عناصر وابسته به گروهک تروریستی منافقین اداره میشود و اعضای این طیف نیز غیر از این گروهک تروریستی، با گروهکهای تجزیهطلب همچون پژاک در ارتباط هستند. بر اساس این گزارش، بازداشت مجید توکلی با لباس زنانه بار دیگر خاطره بنیصدر را برای ملت ایران تداعی کرد با این اختلاف که بنیصدر توانست با لباس و آرایش زنانه از کشور بگریزد، اما مجید توکلی با هوشیاری نیروهای انتظامی به چنگ افتاد.
بی بی سی مدعی شد شاهدان عینی می گویند که مأموران امنیتی و انتظامی ایران در روز دانشجو تعداد زیادی از دانشجویان و تجمع کنندگان معترض را بازداشت کرده اند.
یک شاهد عینی به بی بی سی فارسی گفت که بعد از ظهر روز دوشنبه ۱۶ آذر (۷ دسامبر) شاهد بوده است که ده ها دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر تهران توسط پنج اتوبوس که ظاهرا به نیروی ویژه پلیس تعلق داشته، از این دانشگاه به مکان دیگری منتقل شده اند.
او گفت که حدود ساعت ۳ بعد از ظهر در خیابان ولی عصر، جلوی در ورودی دانشگاه امیرکبیر حدود ۱۰۰ مأمور ویژه پلیس و تعداد زیادی از مأموران "لباس شخصی" را دیده است که به هنگام خروج اتوبوس های مذکور، از ورودی دانشگاه محافظت می کرده اند.
این شاهد عینی گفت که پس از خروج اتوبوس ها و کاسته شدن از تعداد مأموران ویژه مستقر در محل، میان گروهی از معترضان و مأموران باقی مانده درگیری رخ داد.
شاهد عینی دیگری به بی بی سی فارسی گفت که در نزدیکی دانشگاههای تهران، امیرکبیر، دانشگاه آزاد و هنر، ردیفی از وانت های نیروی انتظامی را دیده که یکی از آنها پر از بازداشت شدگان بوده است.
به گفته او، روی سر این بازداشت شدگان با کیسه های سیاه پوشیده شده بود.
در این حال یک شاهد عینی دیگر به بی بی سی گفت که دانشجویان معترض در دانشگاه امیرکبیر تهران، یکی از درهای اصلی این دانشگاه را (در خیابان ولی عصر) شکسته اند تا راه ورود معترضان از خارج دانشگاه باز شود.
به گفته او، کمی بعد پلیس ضد شورش این در را دوباره مسدود کرد.
بی بی سی افزود:همزمان، چند خبرگزاری خارجی و همچنین پیام های منتشر شده در سایت های اینترنتی از برخورد ماموران امنیتی با تظاهرکنندگان در اطراف دانشگاه تهران خبر داده اند.
بنا بر این گزارش ها، نیروهای دولتی برای متفرق کردن تظاهرکنندگانی که علیه دولت شعار می دادند، به پرتاب گاز اشک آور و تیراندازی هوایی در میدان انقلاب دست زده اند.
یک ویدیوی منتشر شده در وبسایت "یوتیوب" فائزه هاشمی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی را در میان دانشجویان معترض در مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد در پونک نشان می دهد.
دقایقی پیش تجمع بزرگ دانشجویان دانشگاه تهران در محوطه این دانشگاه آغاز شد.
به گزارش فارس، بیش از 2000 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران دقایقی پیش تجمع بزرگ خود را از مقابل دانشکده فنی این دانشگاه آغاز کرده و به سمت مسجد این دانشگاه به حرکت درآمدهاند. این تجمع با شعارهایی چون "منافق حیا کن دانشگاه رو رها کن "، "مرگ بر ضد ولایت فقیه "و "الله اکبر خامنهای رهبر " در حال برگزاری است. اعضای 4 تشکل بزرگ دانشجویی دانشگاه تهران نیز در این تجمع حضور دارند. بنابراین گزارش حدود 50 نفر از طرفداران موسوی نیز در حاشیه این تجمع با شعار "یا حسین میرحسین " برای ایجاد اغتشاش در دانشگاه به تکاپو افتادهاند.
جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران عصر چهارشنبه در اعتراض به عدم استرداد متهم به مشارکت در قتل ندا آقا سلطان در مقابل سفارت انگلستان تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند. به گزارش الف، در ابتدای این تجمع، حاضرین برای شادی روح آقا سلطان فاتحه قرائت کردند سپس مهدی طوسی دبیر سیاسی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل، درباره جنبه های مشکوک قتل مرحوم ندا آقا سلطان، سخنرانی کرد.
وی اظهار داشت: حوادث بعد از انتخابات بعضاً شامل حوادث تلخی بود که قتل خانم ندا آقاسلطان را شاید بتوان یکی از تلخ ترین این حوادث نامید؛ حادثهای که فیلم آن تنها لحظاتی پس از وقوع به صورت گسترده در شبکه جهانی اینترنت منتشر شد و از یک سو موجب تالم خاطر شدید همه ایرانیان در سراسر جهان شد و از سوی دیگر به ابزاری جهت بهرهبرداری سوء بیگانگان مبدل شد.
وی افزود: مسئلهای که پس از مرگ این هموطن بیگناه همچنان ذهن بسیاری از اقشار جامعه را درگیر کرده، چگونگی و چرایی وقوع این حادثه است و سوال مهمتر آنکه چه افراد یا گروههایی و با چه اهدافی بر روی خون پاک این هموطن موجسواری کرده و از آن ذی نفع شدند؟
این فعال دانشجویی ادامه داد: تا کنون تحلیلهای مختلفی از سوی گروههای مختلف جامعه و همچنین مسئولان و سیاسیون بارها و بارها در مورد این حادثه ناگوار شنیدهایم، اما متأسفانه هنوز که هنوز است تمامی افراد مذکور به ابعادی که تا کنون افشا شده به صورت گسترده و در کنار یکدیگر توجه نداشتهاند و اگر با اندکی تیزهوشی ورود به این مسئله را برای خود برگزینند، یقیناً زودتر از این موارد متهم اصلی شناخته میشد.
طوسی با اشاره به طراحی ترور خاتمی و موسوی در سال گذشته و اردیبهشت امسال یادآور شد: روزهای پایانی سال 1387 سید محمد خاتمی در پی یک اقدام هوشمندانه از سوی مسئولان امنیت فرودگاه اهواز از یک برنامه ترور که در قالب بمبگذاری در هواپیما شکل گرفته بود، جان سالم به در برد و خوشبختانه اقدام شجاعانه و شهادتطلبانه یکی از مسئولان امنیت پرواز در کشف بمب مذکور و حمل کردن آن با خود به محوطهای دور از هواپیما پس از فرود اضطراری جان تمامی مسافران آن پرواز و علیالخصوص محمد خاتمی را نجات داد، البته پای فرد مذکور به جهت پرتاب شدن موج حاصل از انفجار این بمب شکست.
دبیر سیاسی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل افزود: چند ماه بعد، پس از ناکامی ترور خاتمی، در اردیبهشت ماه سناریویی ترتیب داده شد تا میرحسین موسوی کاندیدای جریان دوم خرداد ترور شود، برنامهریزی به این نحو صورت گرفت که اگر او کشته شد که شهید و نمادی برای پیروزی اصلاحات در انتخابات 22 خرداد خواهد بود و اگر هم جان سالم به در برد سناریوی مظلومنمایی کلید خورده و این ماجرا مبدل به بمبی خبری جهت رأیآوری او خواهد شد که خوشبختانه عملیات مذکور هم با درایت و زیرکی نیروهای امنیتی لو رفته و نقش بر آب شد.
این فعال دانشجویی با بیان اینکه نمونهای مشابه قتل ندا در انتخابات کشوری دیگر چون ونزوئلا و درست در ایام انتخابات این کشور و در کودتایی علیه حکومت هوگو چاوز صورت پذیرفت، اظهار داشت: از آنجاکه دولت ونزوئلا، بولیوی، جمهوری اسلامی ایران و... ازجمله دولتهایی هستند که امروز در مقابل جریان قلدر مسلط بر جهان ایستادگی میکنند، کشورهای استعمارگر وسلطهخواه به دنبال برنامهریزی برای تحقق الگوهای جنگ نرم یا همان انقلاب مخملی در این حکومتها هستند و کشته شدن افرادی مشابه در زمانهای مشابه در این کشورها و در راستای یکی از نسخه های "آقای جین شارپ " در راهبری "انقلابهای بدون خشونت یا خشونت پرهیز " اقدامی سازمان یافته و قابل پیش یبنی تلقی میشود.
طوسی همچنین گفت: انتخاب یک زن، جوان بودن او، برخورداری از پوششی منطبق بر الگوی مذکور و دیگر ویژگیهای مشترک او با دختر جوان ونزوئلایی که کشته شدن هر دوی آنها احساسات بسیاری از مردم را بر میانگیزاند، نکتهای حائز اهمیت در پیگیری اغتشاشات مدنی و بهانهای برای ضربه زدن به حکومت به شمار میآید.
وی با بیان اینکه ندا آقا سلطان از چندی قبل توسط یک دوربین به طور کامل مانیتور میشده، یادآور شد: در قالب تصاویری که بر روی تلویزیونهای بیگانه منتشر میشد، ندا آقا سلطان در قالب گردشهای دوربین نمایش داده میشود و این مسئله نشان از مأموریت فردی جهت تحت نظر گرفتن سوژه مذکور میتواند، داشته باشد وگرنه فیلمبردار مذکور یقیناً در فیلم خود افراد اطراف آقا سلطان را ذخیره کرده است و یارای این را دارد که در شناسایی قاتل واقعی او کمک کند.
دبیر سیاسی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل با اشاره به بررسیهای بعمل آمده در پزشکی قانونی و مشخص شدن اینکه ندا آقاسلطان با شلیک اسلحهای از پشت سر و از فاصله نزدیک به قتل رسیده، تأکید کرد: شناسایی قاتل ندا آقاسلطان از طریق فیلمهای مذکور به راحتی قابل دسترسی است، اما در خصوص اسلحه بکارگرفته شده این نکته حائز اهمیت است که وی با سلاحی غیرسازمانی و با یک اسلحه با کالیبر و مدل کوچک به قتل رسیده که علاوه بر این نکته که هیچ گونه اغتشاش و ناآرامی در روز حادثه در منطقه امیرآباد تهران وجود نداشته و هیچ نیروی نظامی آنجا نبوده و در یک کوچه خلوت و آرام کشته میشود، باید گفت که اسلحههای نیروهای نظامی جمهوری اسلامی برخلاف اسلحه مذکور قالباً کلاشنیکف و ژ3 و... هستند که البته در هیچ یک ازفیلمهای منتشره هم نیروی نظامی دیده نشده است که اگر میشد تا کنون بارها و بارها منتشر میشد. طوسی با بیان اینکه نکته مهم دیگر در انتشار و فیلم برداری صحنه مذکور است، اضافه کرد: چگونه بعد از شلیک گلوله که هر عقل سلیمی پس از شنیدن صدای آن حکم به فرار و اتخاذ مکان امنی برای سلامت دیگر افراد میدهد، شاهد این هستیم که از سه زاویه متفاوت فیلمی از این واقعه موجود است و در رسانههای بیگانه منتشر میشود؟ مگر اینکه دستوری جز تهیه فیلم نداشته باشند و حال انتشار این فیلم به نفع که بود؟
وی ادامه داد: نکته این مسئله اینجاست که چگونه است که در کمتر از 15 دقیقه صحنه ترور آقا سلطان از شبکه سیانان پخش میشود؟ اگر فردی که اقدام به انتشار فیلم کرده در خوشبینانهترین حالت به کافینتی در نزدیکی محل مذکور برود و فیلم مذکور را آپلود کند و برای سیانان ارسال کند و موافقت هم از آنان گرفته شود که این فیلم پخش شود، آیا به راستی در کمتر از 15 دقیقه امکانپذیر است؟ مگر اینکه فرد یا افراد مذکور موبایلی ماهوارهای در دست داشته باشند و مأموریتی هماهنگ شده را به انجام رسانده باشند.
این فعال دانشجویی با اشاره به حضور دو نفر بر سر حنازه ندا آقا سلطان یادآور شد: یک فرد استاد موسیقی اوست که به اتفاق ندا از کلاس آموزش موسیقی بر میگشتند و اما فرد جوان دیگری با عینک بر سر جنازه او حضور دارد و با دست بر سینه او فشار میدهد، فردی است که درست 2 روز قبل از قتل ندا از انگلستان که محل تحصیل او است، به ایران میآید و یک روز پس از قتل ندا از ایران میرود. مسئله اینجاست که چگونه آرش حجازی تصادفاً در آن لحظه در آن جا حضور مییابد؟ چگونه میشود که آرش حجازی درست چند روز بعد با بیبیسی پرشین مصاحبه کرده و استودیو این شبکه خبری هم حضور مییابد و این پرونده را ادامه میدهد؟
در ادامه این تجمع دانشجویی، سمیه چیتی به نماینده از دفتر تحکیم وحدت طی سخنانی ندا آقا سلطان را نمادی از همه ظلمهای تاریخی استعمار پیر دانست و اظهار داشت: سالهاست که انگلیس تفنگ را به خودی میدهد و ماشه را از دور میچکاند، با این تفاوت که این بار در اذهان عمومی جهان، جرم را به گردن خودمان انداخته است و پهنه استعمار این کهنهکار، نه در ایران که در هر کجای منافع و منفعت و حتی در جغرافیای انسان گسترده است.
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه الزهرا با طرح این پرسشها که چرا انگلیس، این کشور خوب و مهربان که برای کشتههای ما کارناوال تشکیل میدهد، چرا کمک نمیکند و آرش حجازی را تحویل نمیدهد و چرا هر کسی که دستی در آشوب داد به لندن و انگلیس پناه میبرد؟ وی خطاب به سران انگلیس تأکید کرد: امروز سال 1320 نیست که بتوانید در ایران کودتا کنید، چراکه هنوز خون گذشتگانمان در رگهای من و تمام این دانشجویان جریان دارد؛ همانهایی که خواب را 444 روز به چشمهای دولت آمریکا حرام کردهاند و ما نیز امروز میتوانیم نه تنها 444 روز، بلکه تا قیام مهدی(عج) خواب را بر دیدگان شما حرام کنیم. در این مراسم، تعدادی از دانشجویان رشته تئاتر، صحنه قتل مرحوم ندا آقاسلطان را به نمایش درآوردند که در آن به نقش سرویس جاسوسی بریتانیا (ام آی 6) در طراحی این قتل ناجوانمردانه و سوئ استفاده رسانه های خارجی از این قتل در تحریک معترضان و ایجاد دودستگی و بدبینی میان ایرانیان، تاکید شده بود. در پایان این تجمع، دانشجویان با سردادن شعارهایی خواستار دستگیری و مجازات عاملان قتل ندا آقاسلطان و استرداد آرش حجازی از انگلستان شدند.
مجید مجیدی که از کارگردانان نامی سینمای کشور هستند چند سال پیش در گفتگو با یکی از نشریات به ناگفته هایی از زندگی و افکار هنری و اجتماعی رهبر معظم انقلاب پرداخته بود.
به گزارش پرچم، مجیدی در این گفتگوی طولانی درباره احاطه حضرت آیت الله خامنه ای به مسائل هنری و فرهنگی می گوید: ایشان در زمینه های فرهنگی جامع الشرایط هستند. شما هیچ یک از مسئولین فرهنگی کشور را نمی توانید نام ببرید که به اندازه ایشان با سواد باشد. فیلم دیده باشد و موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی را بشناسد.من یادم هست در سال های پیش حوزه هنری جلسات شعری می گذاشت . ماه رمضان بود مسئول حوزه یک تعداد شعر منتشر شده را آورد خدمت آقا به عنوان افتخارات نشر یکساله. خب به لحاظ کمی کلی کتاب بود فکر کرد آقا الان به وجد می آیند. اما آقا همین که این کتاب ها را تورق می کردند کلی غلط ویراستاری ، محتوایی و ... از این اشعار می گرفتند.
یکی از دوستان تعریف می کرد فیلم بادبادک باز که تازه ساخته شده بود آقا گفته بودند رمانش فوق العاده است امیدوارم فیلمش هم به اندازه رمانش قوی باشد.
خیلی خوب است اینجا یادی کنیم از معمار اصلی انقلاب که اتفاقا ایشان هم انقلاب ما را بیش از هر چیز فرهنگی می دانستند و اشراف قابل توجهی هم به سینما و اصلا مقوله هنرداشتند. چنانچه در سخنرانی تاریخی خود از سینما مصداق آوردند و بعدها فیلم گاو را مثال زدند. در حوزه هنری تئاتر هم آقای هنرمند تئاتری کارکرده بود به اسم حصار در حصار که یک بار امام مصداق هایی از آن را نام بردند.
مجیدی درباره اولین دیدارش با مقام معظم رهبری می گوید: اولین دیدار من با آقا بر می گردد به سال 70 و فیلم بدوک. این فیلم برای من منشا اتفاقاتی هم شد و البته مصداق بسیار خوبی است که تفاوت نگاه آقا را با مسئولین فرهنگی نظام برای شما عرض کنم. این فیلم را به همراه جمعی از هنرمندان و مسئولین در جلسه ای که اقا هم حضور داشتند دیدیم. فیلم که تمام شد آقا به شدت برافروخته و ناراحت شدند. این عین عبارت آقاست: اگر فیلم مبتنی بر درام است که حرفی نیست ولی اگر مبتنی بر واقعیات است من حرف دارم. آقای سید مهدی شجاعی که نویسنده فیلمنامه بود گفت متاسفانه مبتنی بر واقعیات است و من هم ادامه دادم که این فیلم فقط گوشه ای از واقعیت است و اگر می خواستیم همه آن را نشان دهیم فیلم ظرفیت این همه تلخی را نداشت. و باز این عین عبارت آقاست که خطاب به مسئولینی که آنجا بودند گفتند: اگر چنین است چرا به ما نمی گوئید . چرا به ما گزارش داده نمی شود؟" با همین لحن که بعدها از ما گزارش خواستند و ما هم گزارش هایمان را مکتوب کردیم و فرستادیم و اولین نتیجه آن این بود که کل مسئولین آن منطق عوض شدند.
ولی می دانید که فیلم توسط وزیر ارشاد وقت توقیف شد. نگذاشتند به جشنواره ها برود. فقط به کن رفت و رئیس جمهور وقت (آیت الله هاشمی رفسنجانی) نامه ای 11 بندی خطاب به من و حوزه هنری نوشت و توضیح خواست. در بند اول این نامه آمده بود که ما این همه سد و سیلو در کشور ساختیم این همه آبادانی چرا راجع به اینها فیلم نساختید؟
مجیدی همچنین در ادامه ناگفته هایش از زندگی رهبرمعظم انقلاب می گوید: این را می گویم ولی شاید ایشان راضی نباشند. ولی یک فیلمی را آورده بودند که مورد نقد برخی متدینین و خیلی از مسئولین کشور بود ولی ایشان گفتند اگر من بودم به این فیلم تقدیرنامه می دادم.
من معتقدم خیلی بیشتر از دشمنان خارجی دوستان داخلی چهره ایشان را تخریب کرده اند. چرا باید اینقدر نگاه ژورنالیستی نسبت به آقا وجود داشته باشد؟ چرا؟ مگر ایشان احتیاج به این چیزها دارند؟
ایشان مورد اتکای خیلی ها هستند. شاید جالب باشد بدانید من از منبع موثقی شنیده ام که ایشان به روز در جریان خیلی از مسائل جامعه قرار می گیرند و خیلی وقت ها به شکل مردمی در سطح شهر تردد می کنند. با پیکان یا پراید. بدون خبر قبلی هم تشریف می برند. متاسفانه ابعاد شخصیتی ایشان خیلی مهجور مانده است و این جفای بزرگی است . البته تاریخ یک روزی قضاوت خواهد کرد و حقایق ناگفته ای را خواهد گفت.
خیلی ها بعد از چاپ این مصاحبه خواهند گفت که مجیدی هم نگاه حکومتی دارد ولی خدا خودش می داند که نگاه من به ایشان خیلی متعالی است و برایم آن زمان که هنوز رئیس جمهور نبودند و بعد که بودند و می آمدند پیش ما سر سفره با ما املت می خوردند با الان که رهبر مملکت هستند فرقی نکرده اند. الان هم همان تعامل ، صمیمیت و تواضع را دارند که آن موقع داشتند. خیلی وقت ها ما دور هم جاهایی جمع شدیم که مسئولین سیاسی بودند ، هنرمندان هم بوده اند، باورتان نمی شود که ایشان اینقدر بچه های هنرمند را تحویل گرفته اند که مورد حسادت سیاسیون واقع شده است.
علی کردان درگذشت. جمله ی کوتاهی که انسان را وادار به تامل می کند. کردان چقدر زیبا در آخرین سال عمرش کفاره اش را داد تا امروز اول آذرماه ۱۳۸۸ آسوده برود ...
اما اگر من به جای علی لاریجانی، احمد توکلی، علی مطهری و دیگرانی بودم که رگ عدالتخواهی ام تنها یکبار و آن هم همزمان با وزارت علی کردان باد کرده بود، امروز به حساب کردان های دیگر می رسیدم. برای اینکه سیاسی کاری نشود هم نه از رحیمی و نه از میرحسین موسوی، از هیچ کدام شروع نمی کردم. از اصل و اساس ماجرا، کارخانه مدرک سازی، دانشگاه آزاد آغاز می کردم.
کردان هزینه مدرک جعلی اش را نداد. هزینه عضویت در دولت احمدی نژاد را داد. چرا که اگر معیار، مبارزه با جعل مدرک و دکترای افتخاری و ... بود سید محمد خاتمی، مرتضی حاجی، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، محمد رضا رحیمی و دیگرانی بودند که در صدر جدول باشند اما رگ عدالتخواهی سایت الف زمانی گل می کند که کردان وزیر کشور دولت احمدی نژاد باشد، علی مطهری وقتی زبان باز می کند که علی کردان منسوب به احمدی نژاد باشد، علی لاریجانی هم اصلا فراموش می کند که پیشنهاد وزیر شدن کردان را به رییس جمهور خودش داده است.
اما وقتی رییس جمهور در ابتدای کار دولت نهم به سراغ دانشگاه آزاد رفت تا ریشه دکترسازی را منهدم کند ۲۱۲ نماینده اصولگرای! مجلس با حمایت و امضا از دانشگاه آزاد نشان دادند جاسبی پشتوانه ای قوی تر از آنچه تصور شود در اختیار دارد.
کردان رفت، تا شاید جاسبی، مطهری، لاریجانی، توکلی و ... هم کمی به رفتن فکر کنند
دکتر هاشمیان پزشک کردان در بیمارستان مسیح دانشوری با اعلام این خبر به خبرنگار عصرایران گفت: متاسفانه آقای کردان به دلیلی بیماری سرطان خون و مشکلات ریوی ساعت 18 امروز درگذشت.
وی با اشاره به اینکه پزشکان تمام تلاش های خود را برای نجات کردان انجام دادند تصریح کرد: چند بیماری همزمان آقای کردان از جمله سرطان خون و انفلوآنزای نوع آ باعث شد که تلاش های کادر پزشکی بی نتیجه بماند.
کردان از 2 هفته قبل در بیمارستان بستری بود. که بعد از تحمل یک دوره بیماری سخت، لحظاتی پیش دار فانی را وداع گفت.
همچنین یک منبع مطلع در بیمارستان مسیح دانشوری به خبرنگار عصرایران گفت: آقای کردان به عارضه شیمیایی دچار بوده که این عارضه در وخیم شدن حال ایشان و ابتلای وی به سرطان خون و مشکلات ریوی موثر بوده است.
وی در عین حال تاکید کرد که تایید نهایی ابتلای کردان به عارضه شیمیایی در دوران جنگ با مقامات رسمی است.
کردان در زمان حیات خویش ، سمت هایی مانند قائم مقامی صدا و سیما ، قائم مقامی وزارت نفت ، معاونت وزیر کار و وزارت کشور را عهده دار بود.
علی کردان متولد ساری بود و در زمان فوت 51 سال داشت.
اقدام شبکه بی پی اس امریکا در سانسور و حذف صحبت های یکی از مصاحبه شوندگان درباره جزئیات مرگ ندا آقا سلطان با اعتراض وی همراه شد .
به گزارش جهان ، شبکه بی پی اس اخیرا اقدام به پخش مستندی به نام "مرگ در تهران " کرد که در بخشی از این مستند مصاحبه روزنامه نگاری بنام کاوه افراسیابی پخش شد که وی درباره مرگ ندا اظهار نظر کرده بود .بعد از پخش مستند کاوه افراسیابی در مطلبی در نشریه میدل ایست از سانسور مصاحبه خود توسط شبکه بی پی اس بشدت انتقاد کرد و مستند مذکور را غیرواقعی و مغرضانه خواند .
به گفته افراسیابی تمامی مطالب مخالف با خط اصلی مستند که بزرگنمایی غیرواقعی را دنبال می کرد بر خلاف توافقات قبلی توسط مسئولان شبکه سانسور و حذف شد .
بیشترین اشکال افراسیابی به این مستند ابهامات مربوط به نقش حجازی پزشک حاضر برسر صحنه قتل ندا بود که ادعاهای عجیب و غریبی را مطرح کرد .
به گفته افراسیابی وی در مصاحبه سانسور شده اش با بی پی اس این نکته را ذکر کرده است که "پائولو سئولیو" دوست برزیلی حجازی در پیام های خود در وبسایت توییتر در ماه ژوئن مدعی شده است که دکتر حجازی با حضور در جبهه بسیاری از مجروحین را در جریان جنگ ایران و عراق معالجه کرده است در صورتی که این مساله ممکن نیست چرا که حجازی که اکنون 38 سال دارد در هنگام پایان جنگ در سال 1988 تنها 17 ساله بودهاست و انسانهای عادی نمی توانند در 17 سالگی دکترا بگیرند!
افراسیابی افزود : بی پی اس فرونتلاین متاسفانه با پرداختن به یکی از وبسایت های کاملا مخالف یعنی وبسایت "تهران بیورو" (دفتر تهران) که توسط یکی از تازه فارغ التحصیلان کالج اداره می شود به حیثیت خود لطمه بیشتری زده است. این شبکه ها مانند (دفتر تهران) مملو از ادعاهای تایید نشده ای مبنی بر آرای دزدیده شده در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران به رغم نبود هر گونه مدرک مستند در این زمینه است.
سایت آینده یک خبر نسبتا مفصل در مورد مرگ دکتر رامین پوراندرجانی، نوشته و توضیح داده که این فرد پزشک وظیفه بوده و چندین بار به کهریزک اعزم شده و حالا هم مرده علت مرگ خود کشی اعلام شده ولی نزدیکانش این مساله را تکذیب کرده اند
من هرچی سرچ کردم هیچ سایت پدر مادر داری پیدا نکردم که در این مورد مطلب نوشته باشه هرکسی از دوستان در این مورد اطلاعی داره لطفا نظر بگذارد
البته تلوزیون های اون ور آبی حسابی با آب و تاب دارن روش مانور می دن
سایت تابناک هم در یک مطلب کوتاه از قول پزشکیان (نماینده مجلس)نوشته که داریم پیگیری می کنیم
سایت تحلیلی خبری فرارو به نقل از سایت جهان نیوز مطلب زیر را نوشته ولی من توی سایت جهان چنین مطلبی را پیدا نکردم
سایت جهان متعلق به علیرضا زاکانی نوشت: طی 24ساعت گذشته بسیاری از سایتهای وابسته به جریان ضدانقلاب خارج از کشور از خودکشی پزشکی خبر دادند که در بازداشتگاه کهریزک حضور داشته است.
ازسوی دیگر شایعاتی مطرح است که فرد مزبور،پزشک مامور در بازداشتگاه کهریزک بوده وپس از بازداشت و بازجویی با قید وثیقه به صورت موقت آزاد شده بود.
سایت جهان از قول یک مقام آگاه نوشت این فرد در روزهای گذشته تلاش داشته با برخی نمایندگان مجلس دیدار نماید، اما این دیدار صورت نگرفته است.
سایت جهان افزود: خبر خودکشی این فرد در حالی منتشر شد که گفته می شد با توجه به شواهد و مستندات پرونده حداکثر مجازات این فرد 5 سال بوده است.
محسن هاشمی که این روزها به شدت در خصوص مسائل مدیریتی مترو مورد سؤال است سعی کرد تا این مشکلات را سیاسی جلوه داده و برای این کار هم استدلال بسیار جالبی مطرح کرد. اکنون در حالیکه 20 سال از زمان شروع فعالیت مترو تهران می گذرد، نه تنها این شبکه هنوز تکمیل نشده بلکه با نقائص فراوانی نیز روبروست. در حالیکه کشوری به جمعیت هنگ کنگ در طول 3 سال تمام شبکه متروی خود را تکمیل نموده و پرونده آن را بسته است، محسن هاشمی از توسعه سریع این شبکه پس از 20 سال خبر می دهد و آن را دلیل مخالفتها با خود می پندارد! او در استدلال بسیار جالبی می گوید که عده ای نگران این توسعه سریع هستند و نمی توانند آن را تحمل کنند! و برای همین با مترو مخالفت می کنند. او نگفت که آیا حرکت ناقص و با حاشیه مترو تهران پس از 20 سال چگونه توسعه سریع نام گرفته است؟
به گزارش ایلنا، مدیرعامل متروی تهران در مراسم کلنگزنی خط 3 متروی تهران افزود: بحث هدفمند کردن یارانهها که به طور جدی از سوی دولت مطرح شده و مجلس نیز اکثر بندهای آن را به تصویب رسانده، بحث پیچیده و خطرناکی است که از اجرای آن ممکن است به دست آید این بحث با توجه به اینکه هزار میلیارد تومان در بخش یارانه وجود دارد که 95 درصد آن مربوط به یارانه انرژی در سال است و 60 درصد آن در حملونقل صرف میشود که بخش عمده آن نیز در کلان شهرها و تهران هزینه میشود. وی با بیان اینکه روزانه در تهران 19 میلیون لیتر سوخت مصرف میشود و چنانچه انرژی قیمت واقعی را پیدا کند تنش زیادی به مردم برای استفاده از حملونقل شخصی وارد میشود. به طوری که تاکسیهای مشارکتی، ونها و مینیبوسها به دلیل تردد بالا و مصرف سوخت بالا گران میشوند. پس فشار بر حملونقل عمومی وارد شده و مخصوصا حملونقل ریلی و اتوبوسها متوجه آن میشوند. هاشمی گفت: بنابراین باید قبل از هدفمند کردن یارانهها به قوانین زیردست آن توجه میشد به طوری که در قانون سال 54 که قانون حملونقل عمومی توسط ریل در تهران باید باشد بیانگر قانون تاسیس حملونقل ریلی است که به شهرداریها اجازه ساخت و بهرهبرداری را داده و دولت تنها سرمایه آن را تامین میکند. حتی کمیته متشکل از سران سازمانهای گوناگون و دستاندرکاران در این قانون دیده شده که در صورت لزوم موانع را بردارند. وی با اشاره به قانون حمایت از سامانه حملونقل ریلی به عنوان قانون دیگر در این زمینه اشاره کرد و گفت: در این قانون مسوول احداث مترو شهرداری بوده و وظیفه دولت کمک اعتباری به کلانشهرها است. مدیرعامل متروی تهران با اشاره به قانون توسعه حملونقل عمومی به عنوان قانون دیگری مبنی بر تاکید اختیارات شهرداری بر احداث مترو اضافه کرد: در این قانون تاکید شده که سالانه چهار هزار میلیارد تومان در حملونقل عمومی هزینه شود و شش هزار میلیارد در حملونقل برونشهری سالانه دولت را موظف کرده است که پرداخت کند اما متاسفانه به هیچ وجه داده نشده و دولت از این قانونها شانه خالی کرده است. وی ادامه داد: آیا نباید ببینیم که سالی با 160 میلیارد میشود حملونقل ریلی را سامان داد. آیا میتوان سهم مترو را که تا پنج سال دیگر باید 30 درصد شود را و در کلانشهرهای دیگر 10 درصد شود با چنین اعتباراتی احداث کرد؟ وی افزود: زیرساختهای قانونی برای دولت تعیین و تکلیف کرده است اما اجرا نشده است. بنابراین اجرای هدفمند کردن یارانهها که متوجه 95 درصدانرژی و سوخت است آیا ما را دچار بحران در اجرا نمیکند؟ به نظر میرسد با اجرای این لایحه بدون ایجاد زیرساختها تنش بزرگی به جامعه وارد شده که حکومت نمیتواند در آن صورت جوابگو بوده و امنیت کشور به خطر میافتد. هاشمی گفت: مدیریت مترو دعوای دولت و شهرداری نیست بحث قانون است. اگر دولت اصرار به احداث خطوط مترو دارد باید بگویم که شرکت راهآهن شهری تهران و حومه (مترو) مجری انحصاری ایجاد مترو است. ما پیمانکار دولت و شهرداری نیستیم و هیچ ارگان دیگری نمیتواند از مدیریت و احداث مترو صحبت کند چرا که مبنای حرف من قانون است. وی افزود: من به عنوان مدیرعامل شرکت مترو تا پنج سال آینده باید 200 کیلومتر مترو بسازم بنابراین این حق مردم است که از من بپرسند در این مدت چه کردهام. البته مزایای ساخت مترو علاوه بر حل مشکلات زیرساختی و زیستمحیطی، رفع مشکلات حملونقل، آلودگی، تصادفات، تامین قطعات یدکی خودروها و صرفهجویی در وقت مردم در همه کلانشهرهای دنیا امری اجتنابناپذیر است و هیچ کلانشهری را در دنیا نمیتوان بدون مترو یاد کرد. مدیرعامل متروی تهران ادامه داد: ما در بحث مترو تاخیر 40 ساله در ساخت داریم و اگر خطوط جدید احداث نکنیم نمیتوانیم لایحه هدفمند کردن یارانهها را اجرا کنیم.بنابراین اول باید این دیرکرد از بین برود. وی افزود: زیربنای توسعه حملونقل ریلی در شرکت مترو و شهرداری طی چهار سال گذشته با حضور قالیباف به خوبی انجام شده و هماکنون 105 کیلومتر در چهار خط در حال بهرهبرداری هستیم که امسال تعداد سفرها به 500 میلیون خواهد رسید. که البته باید طی سالهای آینده 217 کیلومتر و 30 درصد حملونقل را محقق کنیم که این نیازمند هزینه کردن چهار هزار میلیارد تومان در این بخش است که 50 درصد آن را دولت و 50 درصد دیگر را شهرداری باید بدهد. هاشمی با اشاره به احداث خط 3 متروی تهران ادامه داد: این خط از طریق بودجه غیرنقدی توسط شهرداری به مترو و با مشارکت و سرمایهگذاران شرکتهای خصوصی از جمله کنسرسیوم مهرگان راهاندازی میشود که بدون بودجه دولتی و از طریق غیرنقدی در طول سه سال به بهرهبرداری میرسد. وی ادامه داد: شهرهای بزرگ احداث منوریل را در سطح شهرهای خود قبول نکردهاند بنابراین اگر ایستگاهی روی هوا ساخته شود با متراژهای بالا آلودگی صوتی و ناراحتیهای بسیاری متوجه زندگی مردم میشود. بنابراین اگر شورایاریها اجازه احداث منوریل را با تمام زوایا یا مشکلاتی که برای مردم ایجاد میکنند قبول کنند، شرکت مترو حاضر است از وسط خانهها منوریل بسازد اما این در حالی است که هر یک دقیقه یک مترو در زیر زمین عبور میکند بنابراین چطور ممکن است با این زمان در وسط خانههای مسکونی با حجم سر و صدا و جمعیت مشکلی به وجود نیاید. هاشمی گفت: احمدینژاد در زمان شهردار بودنش در منطقه 17 و 18 تهران به دلیل اینکه قطار ریلی ساعتی یک بار از این منطقه عبور میکرد و ناراحتیهای بسیاری را برای مردم ایجاد کرده بود، تصمیم گرفت که 270 میلیارد تومان هزینه برای زیرزمین کردن آن صرف کند و هفت کیلومتر قطار ساخته شود آن وقت چطور میشود در خیابانهایی که هماکنون مترو وجود دارد. مانند خیابانهای پرترددی مثل ولیعصر، انقلاب و ...... در هوا مترویی بسازیم که هر دقیقه عبور میکند و نقش آزاردهندهای را نداشتهباشد. وی در بیان رد احداث منوریل در تهران تصریح کرد: مسئله بعدی خاک تهران است که به راحتی ما را قادر میسازد که با سرعت بالا اقدام به تونلسازی کنیم به طوری که سالی بیش از 15 کیلومتر ساخته میشود البته مسئولان باید اجازه بدهند سرعت ساخت بالا بماند. بنابراین من توصیه میکنم اول باید مشکل تهران را حل کنند و پس از آن مشکل جهان را حل کنیم. وی افزود: تکنولوژی ساخت مترو پس از 16 سال در کشور بومی شده است و احتیاج به کمک خارجی نداریم هم طراحی و هم ساخت مترو توسط ایرانیان انجام میشود. در بعد تجهیزات خارجی نیز باید بگویم در گذشته بودجههایی از طریق فاینانس بینالمللی در اختیارمان قرار میگرفت و ما را مجبور به دریافت وام میکرد اما در چهار سال گذشته امکان دریافت وام وجود نداشته بنابراین با شرکتهای داخلی قرارداد بستهایم به طوری که بحث ایمنی قطار را هم بومی کردهایم. مدیرعامل متروی تهران گفت: فقط بخشی از قطعات این صنعت برای ساخت با صرفه نیست که آن را از خارج وارد میکنند این در حالی است که با بومی کردن ساخت و بهرهبرداری 10 هزار شغل ایجاد شده و محیط شهری را با احداث یک خط ساماندهی کردهایم که لازمهاش استفاده از حساب صندوق ذخیره ارزی است. هاشمی گفت: خواسته شورای شهر و شهرداری هم استفاده از همین صندوق است. من از برخی مسئولان سئوال میکنم مگر نمیخواهید شغل ایجاد شود پس چرا این کار را نمیکنید. پارامتر منفی داد و ستد وجود ندارد چرا سرعت بالای احداث مترو برخی را نگران کرده است. وی ادامه داد: هماکنون چهار کارخانه واگنسازی داریم که برای بستن قرارداد لحظهشماری میکنند اما پول کافی تزریق نمیشود. به عنوان مثال واگن پارس به دلیل همین مشکلات مالی و نبود کار متوقف شده بود. از صندوق ذخیره ارزی کجا میخواهید استفاده کنید؟ مگر نه این است که عدالتمحوری مترو از همه وسایل حملونقل بیشتر است .دولت امروز دولت عدالتمحور است. پس کدام وسیله را میتواند مانند مترو که با 200 تومان به شکلی کاملا یکسان مردم را جابجا کنند.من نمیفهمم دولت چرا کمک نمیکند. مدیرعامل متروی تهران اظهار کرد: به جای درگیری لفظی و تلویزیونی بهتر است صنعت مترو را دریابیم. درست است که دولت حمایت میکند اما کافی نیست و باید بگویم در ده سال گذشته دو و نیم میلیارد سفر توسط مترو بدون داشتن حتی یک کشته انجام شده است در حالی که برای ساخت واگن پول کافی وجود ندارد.
رسایی در قزوین - گزارش شماره 1 - تو اهل کوفه هستی ، قبلاً خال می بستی
دیروز دوشنبه آقای حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی مهمان دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین بود .
این جلسه به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه تشکیل شده بود و در ابتدا قرار بر مناظره بود و از 6 چهره اصلاح طلب برای مناظره دعوت به عمل آمده بود که حاضر نشدند در این جلسه حضور پیدا کنند .
راستش این مطلب را به این دلیل ارسال می کنم چون در برخی خبرگزاری ها که از قبل عدم امانت خبری آنها برای ما اثبات شده است اخباری کذب در مورد این جلسه طرح شده که مثلاً رسایی به خاطر شعار های شدید مخالفان مجبور به سالن برنامه شده است که البته حقیقت این طور نبوده .
دانشجویان هوادار جنبش سبز که از روزهای قبل برای بر هم زدن این جلسه برنامه ریزی کردهند از پیش از برنامه در سالن اقدام به دادن شعارهایی تند علیه دولت و نظام کردند و حتی در هنگام خواندن قرآن هم سر و صدا می کردند .
در هنگام ورود آقای رسایی به سالن با یر دادن شعارهی تندی می خواستند از این امر جلوگیری کنند.
در طول سخنرانی بارها با شعارهای خود در جهت به هم زدن برنامه تلاش زیادی کردند ام هر بار با واکنش جالب آقای رسایی و شعارهای مخالفین جنبش سبز مواجه شدند .
مثلاً در برابر شعار "ما اهل کوفه نیستیم پول بگیریم بایستیم" سبزها با شعار " موسوی،موسوی،تواهل کوفه هستی ، قبلاً خال می بستی " حضار مواجه شدند .
آقای رسایی در صحبت های خود هر شعار آنان را به سمت خودشان بر می گرداند به نحوی که شعارهایشاانم به ضررشان تمام شد .
این افراد این وضع را تاب نیاوردند و به جز شعار به فحاشی علیه آقای رسایی و البته دانشجویانی که با کاغذ نوشته هایی جلوی آنها ایستاده بودند (برای مثال "اسلام امریکایی ، نمیخوایم ، نمیخوایم")پرداختند و سرانجام مجبور به ترک سالن شدند .
اقدام سوالبرانگیز "خبر" در انتشار نقشه تجزیه شده ایران + تکمیلی
روزنامه خبر به بهانه گزارشی از وضعیت نفتی خاورمیانه و نسبت آن با بحران اقتصادی جهانی، در یک حرکت سوال برانگیز، اقدام به انتشار نقشه تجزیه شده ایران بر مبنای طرح پیشنهادی وزارت دفاع امریکا به عنوان عکس اصلی صفحه خود کرد.
به گزارش رجانیوز، روزنامه خبر که از آن به عنوان رسانه نزدیک به رئیس مجلس یاد میشود، در خبری با عنوان" ذخایر ارزی، نجات بخش کشورهای نفتی" اقدام به انتشار نقشهای از منطقه خاورمیانه کرد، که در موتور جستجوی گوگل به عنوان یکی از اولین نتایج جستجوی عبارت" نقشه تجزیه شده ایران" قابل مشاهده است.
این نقشه از خاورمیانه که بر اساس طرح جدید پنتاگون ترسیم شده است، خاورمیانه را به چند کشور جدید تقسیم کرده است که در نتیجه این تقسیمات، نقشه فعلی ایران متلاشی شده و ایران به پنج کشور کوچک و مجزا تقسیم شده است.
بر مبنای این نقشه، بخش شمالغربی ایران به کشور آذربایجان ملحق شده و کشور جدید" آذربایجان" را شکل میدهند، استان کردستان با الحاق به کردستان عراق، سوریه و ترکیه، کشور کردستان را تشکیل داده است و استان خوزستان با الحاق به کشور عراق و بخشی از یمن و عربستان، دولت عرب شیعی را تشکیل داده است. در شرق ایران نیز، استان سیستان و بلوچستان با الحاق به بلوچستان پاکستان، کشور بلوچستان آزاد را تشکیل داده است. در این نقشه، کشور افغانستان نیز به ایران ملحق شده است.در بخشی از این نقشه نیز از کشوری به نام اسرائیل نام برده شده است!
مبنای طراحی این نقشه که پس از شکست طرح موسوم به خاورمیانه بزرگ برای اولین بار توسط میشل شوسودفسکی فاش شد، در سال های گذشته و پس از افزایش نفوذ ایران در منطقه و پیروزیهای چشمیگیر مقاومت در خاورمیانه، کاملا زیر سوال رفته است به نحوی که برخی از استراتژیستهای خاورمیانه از خاورمیانهای جدید، اما بر مبنای خواست ایران سخن گفتند.
این در حالی است که از این نقشه در برنامه های آموزشی کالج دفاعی ناتو برای افسران عالیرتبه ارتش آمریکا استفاده می شود. این نقشه که برای اولین بار پس از تحولات اخیر پاکستان و در قالب مقالهای از میشل شوسودفسکی در نشریه گلوبال ریسرچ انتشار یافت، بلافاصله و با ذوق زدگی خاصی در وبسایتهای ضد انقلاب باز نشر یافت، شوسودفسکی در مقاله ای که این نقشه در توضیح آن تهیه شده است، از طرح امریکا برای بالکانیزه کرد منطقه و سرانجام تبدیل ایران فعلی به یک ایران کوچک در پس تحولاتی همچون تحولات پاکستان سخن پرده برداشته است.
پیش از این نیز برخی روزنامههای اقدام به انتشار نقشهای از ایران با عبارت "خلیج عربی"! در صفحه اول خود کرده بودند، که واکنشهای اندکی را به همراه داشت.
انتشار این نقشه معروف برای اهالی رسانه، به عنوان عکس اصلی صفحه در روزنامه خبر که یکی از اصلیترین داعیههایش پرداختن حرفهای به موضوعات است این سوال را مطرح میکند، که آیا به واقع سهوی در انتشار نقشه تجزیه شده ایران در این روزنامه وجود داشته است؟
تکمیلی
ساعاتی پس از انتشار این خبر در رجانیوز، روزنامه خبر این عکس را بدون ارائه هرگونه توضیحی از نسخه اینترنتی خود حذف کرده و عکس جدیدی را جایگزین آن کرد. با این حال همچنان این سوال باقی است که آیا انتشار این عکس معروف به عنوان عکس اصلی صفحه روزنامه از روی سهو صورت گرفته است؟
عصر روز یکشنبه حدود 1500 نفر در شهر " سائوپائولوی " برزیل در اعتراض به سفر محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران به برزیل تظاهرات کردند .
به گزارش عصر ایران، وب سایت " برزیل مگ " ( brazilmag.com ) با چاپ گزارشی در این باره نوشت که این تظاهرات از سوی لابی اسراییلی درایالت سائوپائولو ( فدراسیون اسراییل سائوپائولو) و تعدادی از فعالان حقوق همجنس گرایان برگزار شده بود .
" بوریس بر " رییس فدراسیون اسراییل سائوپائولو در گفتگو با خبرنگاران ضمن اعلام اینکه این تظاهرات علیه مردم ایران نیست بلکه در اعتراض به سفر هفته آینده محمود احمدی نژاد به برزیل است ، افزود : " ما معترض کسی هستیم که تعمدانه واقعه تاریخی هلوکاست را منکر می شود و خواستار محو اسراییل از روی نقشه جهان شده است ".
وی در سخنان خود ضمن انتقاد از پرز و احمدی نژاد گفت : " استقبال از کسانی که گذشته تاریخی را منکر می شوند و کسانی که تمایلی به گفتگو درباره آینده را ندارند ( اشاره به شیمون پرز رییس جمهوری اسراییل ) خیری برای برزیل در بر ندارند . "
" ادواردو پیزا گومز ده ملو عضو "NGO "یی به نام " ادسون نریس " که از حقوق همجنس گرایان در برزیل حمایت می کند یکی دیگر از شرکت کنند گان در این تظاهرات بود . وی با انتقاد از آنچه که وضعیت همجنس گرایان در ایران خواند ، افزود : آقای احمدی نژاد و دولت ایران با تیدیل کردن پدیده همجنس گرایی به جرمی نا بخشودنی ، همجنس گرایان را در ایران تحت محاکمه و مجازات قرار می دهند ".
وی که قطعاً از فضای عمومی ایران خبر دار نیست در اظهار نظر مضحکی گفت : " احمدی نژاد منکر وجود همجنس گرایان در ایران است ، در حالی که به طور طبیعی در کشوری مثل ایران که 70 میلیون نفر جمعیت دارد حداقل 5 تا 7 میلیون همجنس گرای مرد و زن وجود دارد!!"(این در حالی است که تعداد همجنسگرایان در ایران بسیار اندک است و عموم مردم جامعه ایران نسبت به این انحراف اخلاقی-جنسی موضع مخالف دارند.)
موضوع سفر احمدی نژاد به برزیل که در 23 نوامبر ( 2 آذر ) انجام خواهد شد ، از چند هفته پیش مورد توجه برخی رسانه ها و نهادهای وابسته به لابی اسراییلی ها در برزیل قرار دارد و این لابی می کوشد با انواع و اقسام تبلیغات منفی علیه رییس جمهوری ایران این سفر را تحت تاثیر قرار دهد.
لولا داسیلوا رییس جمهوری چپ گرای برزیل از حق دست یابی ایران به تکنولوژی هسته ای دفاع کرده است
سخنان همین دانشجوی دختر برای حامیان موسوی کافی است
یکی از دانشجویان دختر دانشگاه امام خمینی(ره) انتقاداتی را به میرحسین موسوی وارد کرده و برخی از جملات حضرت امام(ره) در انتقاد از موسوی را بازخوانی کرد که رسایی نیز در پایان سخنان این دانشجوی دختر گفت: سخنان همین خانم برای آن جمعیت کفایت میکرد.
به گزارش فارس، برنامه سخنرانی حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی که امروز دوشنبه در دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین برگزار شد، با حاشیههایی همراه بود که به شرح ذیل است:
* این برنامه در ساعت 14:15 آغاز و بعد از قرائت قرآن، کلیپی با مضمون معرفی ابعاد مختلف جنگ نرم در سالن پخش شد.
* دقایقی پیش از آغاز برنامه سالن مراسم به دلیل حضور گسترده دانشجویان به طور کامل تکمیل شده بود و بیش از 800 نفر از دانشجویان این دانشگاه در انتظار بودند تا به تحلیل حوادث پس از انتخابات گوش بسپارند. البته در این میان حدود 50 نفر نیز تلاش میکردند با اقدامات خاص خود مانع از ادامه برنامه بر اساس روال عادی آن شوند.
* تعداد اندکی از حامیان موسوی قبل از شروع مراسم تلاش داشتند روال عادی این مراسم را به هم زده و مانع از اجرای درست برنامه شوند، به نحوی که دقایقی پیش از برنامه در مقابل درب اصلی سالن تجمع کرده و پس از ورود به سالن نیز از همان ابتدا شروع به ایجاد هیاهو کرده و پلاکاردها و نمادهای سبز خود را برروی دست گرفتند.
* هیاهو و سروصدای این جمعیت محدود از همان ابتدای برنامه کاملا واضح بود و تعدادی از این افراد حتی تحمل اتمام قرائت قرآن را نیز نداشته و در لحظات آخر قرائت قرآن در سالن شروع به هو کشیدن کردند.
* این جمعیت محدود 50 نفره در میان سالن لبریز از دانشجویان که آماده شنیدن سخنان رسایی بودند، سعی میکردند با انجام اقدامات افراطی، خود را برجسته کنند. جالب این بود که از همان ابتدا همراه با نمادهای دستبند و شال سبز و لنگه کفشهایی را بر روی دستان خود گرفته بودند.
* هنگام پخش کلیپ تصویری که به موضوع جنگ نرم اختصاص داشت، حامیان موسوی سعی میکردند با ایجاد هیاهو و سردادن شعارهایی نظیر «مرگ بر دیکتاتور»، «دروغگو، دروغگو 63 درصدت کو»، «یا حسین میرحسین»، «دولت کودتا، استعفا استعفا» و ... مانع از رسیدن صدای این کلیپ به دانشجویان شوند.
* از همان ابتدای صحبتهای رسایی این جمعیت نیز تلاش میکرد با سر دادن شعارهای خود مانع از سخنرانی رسایی شود. اما رسایی در پاسخ به این حرکت این تعداد محدود حامیان موسوی تلاش کرد که سخنانی از حضرت امام خمینی(ره) را یادآوری کند و حتی در این مورد برخی از اظهارات میرحسین موسوی را نیز به حامیانش یادآوری میکرد.
* حامیان موسوی در واکنش به پاسخهای رسایی به شعارهایشان، با شعار «مرگ بر دیکتاتور» قصد داشتند فضای سالن را به نفع خود تغییر دهند اما رسایی در پاسخ به این شعار نیز تاکید کرد: دیکتاتور کسانی هستند که 25 میلیون رای مردم را قبول نمیکنند و در این هنگام کل دانشجویان حاضر در سالن در حمایت از اظهارات رسایی به صورت یکصدا شعار «مرگ بر دیکتاتور» را رو به حامیان موسوی سر دادند.
* رسایی در این برنامه تلاش کرد تا ضمن یادآوری برخی از شعارهای میرحسین موسوی در سالهای گذشته و همچنین ایام انتخابات دهم ریاست جمهوری و تاکید مکرر وی به قانونگرایی، تناقضات عملکرد وی را به حامیانش یادآوری کند. وی در این خصوص تاکید کرد که بر اساس فرمایشات حضرت امام(ره) میزان حال افراد است. رسایی همچنین خطاب به موسوی یادآوری کرد که حضرت امام فرموده بودند "غلط میکنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد. "
* در ادامه این برنامه هر زمان که فضای سالن به شلوغی میرفت، رسایی خطاب به حامیان موسوی میگفت که من به این برنامه آمدهام تا فرمایشات حضرت امام()ره را برای شما بگویم. پس اگر شما راه امام خمینی را قبول دارید بهتر است که به سخنان من گوش دهید.
* در قسمت دیگر از این برنامه هنگامی که حامیان موسوی شعار «مرگ بر روسیه» سر میدادند، رسایی خطاب به آنها گفت: «مرگ بر مستکبر»، «مرگ بر دشمن ایران» که در این هنگام تمام دانشجویان حاضر در سالن در حمایت از این شعارهای رسایی یکصدا شعار «مرگ بر آمریکا» را سر دادند.
* در بخش دیگری از این مراسم پرحاشیه، هنگامی که حامیان موسوی تلاش کردند به شعار «مرگ بر روسیه» ادامه دهند رسایی بار دیگر خطاب به آنها گفت: «مرگ بر همه دشمنان ایران» که باز هم دانشجویان همصدا شعارهای «مرگ بر آمریکا» را فریاد زدند. رسایی نیز در این هنگام خطاب به حامیان موسوی نیز گفت: مگر شما مخالف آمریکا نیستید، چرا «مرگ بر آمریکا» نمیگویید؟
* موضوع اصلی سخنرانی رسایی در این جلسه بحث قانونگرایی بود و این نماینده مجلس قصد داشت برخی از تناقضات رفتاری موسوی در ایام انتخابات دهم ریاست جمهوری را بررسی کند اما حامیان موسوی در تمام مدت برگزاری این برنامه تلاش میکردند با ایجاد هیاهو و سردادن شعارهای مختلف مانع از سخنرانی رسایی شوند که به همین دلیل رسایی نیز در بسیاری از مواقع تلاش میکرد پاسخهای قانعکننده به شعارهای حامیان موسوی بدهد.
* جمعیت 800 نفر حاضر در سالن نیز در طول برنامه تلاش میکردند با شعارهایی نظیر «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر منافق»، «مرگ بر دروغگو»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» و ... ضمن حمایت از سخنان رسایی پاسخ شعارهای حامیان موسوی را نیز بدهند.
* در قسمت دیگر از این برنامه هنگامی که حامیان موسوی شعار «یا حسین میرحسین» سر دادند جمعیت حاضر در سالن در پاسخ به این شعار یکصدا فریاد زدند: «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست».
* رسایی در این برنامه حدود یک ساعت سخنرانی کرد و در قسمتهای متعددی برای آرام کردن فضای سالن دانشجویان را به آرامش دعوت کرده و به آنها میگفت که دانشگاه فضای گفتگوهای منطقی است اما حامیان موسوی چندان تمایلی به آرام بودن سالن نداشتند.
* در قسمت انتهایی سخنان رسایی قرار بود نمایندگان تشکلهای مختلف دانشجویی نیز سئوالات خود را مطرح کنند که رسایی در این هنگام اعلام کرد: ابتدا تشکلهایی اجازه پرسیدن سئوال دارند که نظر مخالف داشته باشند و بر همین اساس ابتدا نماینده تشکل اصلاحطلب به جایگاه سخنرانی رفت و ضمن بیان انتقاداتی به دولت نهم از مصاحبه احمدینژاد در سازمان ملل با خبرنگار زنی که روسری بر سر نداشت به شدت انتقاد کرد که رسایی ضمن پاسخ به سئوالات این دانشجو گفت: هر خانمی که به ایران بیاید باید روسری بر سر کند.
* نماینده تشکل اصلاحطلب دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین در قسمت دیگری از سئوالات خود چنین مطرح کرد که حضرت امام فرمودهاند که مخالفان موسوی توانایی اداره کردن یک نانوایی را هم ندارند که رسایی در پاسخ به این سخنان خطاب به این دانشجو گفت که کسانی که آن زمان مورد خطاب حضرت امام(ره) بودند اکنون در ستادهای موسوی فعال هستند.
* این دانشجوی مخالف دولت در بخش دیگری از سخنان خود گفت که حضرت امام فرمودهاند شورای نگهبان نباید کاری کنند که مردم به خیابانها بریزند که رسایی نیز در پاسخ به این صحبتها گفت: اظهارات شما سند و مدرک ندارد اما من میدانم که امام خمینی(ره) به شورای نگهبان فرموده بودند اگر تمام مردم جلوی شما ایستادند که دست از اسلام بردارید، شما دست از اسلام برندارید.
* بعد از اتمام سئوالات نماینده تشکل اصلاحطلب، رسایی از این دانشجو دعوت کرد که در کنارش بنشیند و به جوابها گوش دهد که این اتفاق نیز افتاد اما حامیان موسوی با شعارهای خود خواستار بلند شدن نماینده خود از کنار رسایی شدند و بعد از پائین رفتن این دانشجو از جایگاه سخنرانی حامیان موسوی نیز قبل از اینکه پاسخ سوالات خود را بشنوند، سالن را ترک کردند. این جمعیت بعد از خروج از سالن درحالی که یک پارچه سبز رنگ بلند در دست خود داشتند دقایقی را در فضای آزاد دانشگاه راهپیمایی کرده و بعد از آن متفرق شدند.
* بعد از خروج حامیان موسوی از سالن آرامش به سالن بازگشت و رسایی نیز سخنان خود را ادامه داد و خطاب به افرادی که از سالن خارج شده بودند گفت: تحمل شنیدن صدای مخالف شما همینقدر بود و در اینجا نشان دادید که چه جریانی منطقیتر است و من نیز قضاوت در این خصوص را به دانشجویان میسپارم.
* در ادامه این برنامه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه به طرح سئولات خود پرداخت و در بین صحبتهایش انتقاداتی را به میرحسین موسوی وارد کرده و برخی از جملات حضرت امام در انتقاد از موسوی را بازخوانی کرد که رسایی نیز در پایان سخنان این دانشجوی دختر گفت: من به این دانشجویان ولایی افتخار میکنم و سخنان همین خانم برای آن جمعیت کفایت میکرد و نیازی به حضور من نبود.
به گزارش ایرنا روزنامه راستگرای"لاستمپا" ایتالیا درشماره امروزخود با عنوان"فائو، سخنرانی خانم احمدی نژاد"نوشت: همسر رییس جمهوری ایران شهر رم را برای ایراد نخستین سخنرانی عمومی خود انتخاب کرد. این روزنامه می نویسد:همسر رییس جمهوری ایران که برای شرکت در اجلاس یک روزه "بانوان نخست" کشورهای غیر متعهد به ریاست "سوزان مبارک"همسر حسنی مبارک رییس جمهوری مصر به رم سفر کرده بود روزگذشته مقابل 12 "بانوی نخست" دیگر ازتجربه کشورش در زمینه مبارزه با گرسنگی که از تعالیم مذهبی نشات گرفته، سخن گفت. روزنامه ایتالیایی لاستمپا افزود: "اعظم السادات فرحی" که مهندس مکانیک و مادر دو فرزند است برای نخستین بار تصمیم به ایراد یک سخنرانی عمومی و در آستانه اجلاس جهانی فائو که ازامروز(دوشنبه) در رم به مدت 3 روز برگزار می شود، گرفته است. به نوشته این روزنامه،همسر احمدی نژاد که تاکنون در رم ناشناس بود نامه ای را از رییس جمهوری ایران به دولت ایتالیا تحویل داد. این روزنامه ایتالیایی افزود: خانم فرحی درمقابل حضار از لحنی پرانرژی استفاده کرد و از سیاست موازنه اقتصادی با گرایش بهره برداری ازمنابع شکایت کرد و آن را علت اصلی فقر درجهان دانست و بر لزوم یک الگوی جدید مصرفی برپایه نیازها پافشاری کرد. این روزنامه افزود: وی همچنین از تجربه ایران در زمینه مبارزه با فقر وگرسنگی که الهام گرفته ازتعالیم مذهبی است و موجب افزایش امنیت غذایی خانواده ها شده، سخن گفته است. لاستمپا اضافه کرد: خانم مهندس فرحی ازهمسر رییس جمهوری مصر کشوری که ازسال 1980میلادی با تهران یعنی از زمانی که به شاه فراری ایران پناه داده، رابطه ای ندارد به گرمی قدردانی کرد. این روزنامه نوشت:همسررییس جمهوری ایران که در ژانویه سال جاری میلادی درنامه ای به سوزان مبارک همسر رییس جمهوری مصر از او خواست تا به فلسطینیان درغزه کمک کند، دیروز نیز این درخواست را تکرار کرد که خود می تواند نشانه گشایش روابط تهران با قاهره باشد. روزنامه "کوریره دلاسرا" یکی دیگر از روزنامه های پرشمارگان ایتالیا نیز در شماره امروز خود با عنوان " سخنرانی غافلگیرکننده بانوی نخست چادری" نوشت:"شهر رم که عادت به بانوان شیک پوش نخست دنیا داشت روزگذشته شاهد یک مهمان مسلمان با پوشش خاص خود بود." این روزنامه افزود:"اعظم السادات فرحی همسر احمدی نژاد با چادری سیاه رنگ درنشست بانوان نخست کشورهای غیرمتعهد درفائو خواستار توقف فوری ظلمی شد که باعث جلوگیری از رسیدن دارو و غذا به مردم فلسطین در غزه می شود." این روزنامه ایتالیایی،پیام خانم مهندس فرحی را روشن و شبیه به آنچه که بارها ازسوی دیگر چهره های اسلامی نظیر"ملکه اردن"شده بود، خواند و نوشت: همسر احمدی نژاد تنها معرف شوهرش نبود بلکه خود او یک زن سیاسی است که با مدرک تحصیلی مهندسی دارای نقشی مستقل و به دور ازبرخی مشاهدات ساده غرب ازاین کشور است. روزنامه کوریره دلاسرا افزود: خانم مهندس فرحی نمونه بارز نماد جمهوری اسلامی ایران، کشوری که در آن زنان حتی مانند مرضیه وحید دستجردی وزیر نیز می شوند. این روزنامه می نویسد:درایران 60 درصد دانشجویان را زنان تشکیل می دهند و شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل نیزنماد دیگر این جامعه پیچیده است . روزنامه کوریره دلاسرا همچنین به نقل از"ایزابلا رائوتی"همسرجانی آلمانو شهردار رم به عنوان تنها چهره ایتالیایی حاضردراین جلسه، نوشت:خانم مهندس فرحی پنج دقیقه سخنرانی کرد که به نظر همسو با چارچوب های کلی همایش می آمد و درسخنان خود گفته است که شوهرش اقداماتی برای کمک به زنان جهت دسترسی به حقوقشان انجام داده است. خبرگزاری رسمی ایتالیا (آنسا) نیزبا عنوان"همسراحمدی نژاد الگوی ایران راعلیه گرسنگی پیشنهاد کرد"،نوشت: خانم مهندس اعظم السادات فرحی پس ازاهدای کتابی با عنوان "امنیت و اخلاق درخانواده ایرانی" گفته است که ایران درحال تجربه ابتکاری است که از شیردهی مادران وهمکاری و کمک اجتماعی میان خانواده های کوچک با قدرت پشتیبانی می کند. آنسا افزود: وی همچنین براهمیت حق زنان تاکید کرد و گفته است شوهران باید غذا، لباس و خانه را برای همسران خود تضمین و تامین کنند.
رئیس رسانهملی در کنفرانس خبری خود در پاسخ به سوال خبرنگاران با تایید خبر سوم تیرماه الف، تصریح کرد که موسوی در روزهای ابتدایی پس از انتخابات دعوت وی را برای شرکت در مصاحبه و مناظره رد کرده است.
به گزارش الف، مهندس سید عزتالله ضرغامی رئیس سازمان صداوسیما در اولین کنفرانس خبری خود در دوره جدید مسئولیت رسانه ملی، با تاکید بر نقش رسانه ملی در معرفی همه نامزدها به مردم از جمله آقای موسوی گفت: «یکی دو روز بعد [از انتخابات] پیغام دادم که ما حاضریم به شکل گفتگو با افراد دیگر حضور یابند و مناظره کنند که موسوی نپذیرفت، زیرا تصمیم داشت به طور مستقیم بحث هایی را مطرح کند که ثبات جامعه را دچار تزلزل می کرد.»
الف، در تاریخ سوم تیرماه در خبری با عنوان «موسوی دعوت صدا و سیما را رد کرد» اعلام کرد که آقای موسوی حاضر به شرکت در مصاحبه یا مناظره تلویزیونی برای ارائه ادله ادعاهایش نشده و دعوت رسانه ملی برای این کار را رد کرده است. این خبر بارها و بطور مکرر توسط اطرافیان آقای موسوی رد شد. خود ایشان نیز نه تنها درباره صحت و سقم این خبر سکوت کرد بلکه حاضر نشد به عنوان "مهمان ویژه" به سوالات بینندگان اینترنتی پاسخ دهد
الف در آن خبر تصریح کرده بود: با توجه به عملکرد آقای موسوی که بعد از روشن شدن نتیجه انتخابات که بدون اعتراض از مسیر قانونی به نتیجه اعلام شده و بدون ارائه هیچ سندی درباره تخلف و تقلب گسترده در انتخابات، هوادارانش را به نافرمانی مدنی و ریختن در خیابانها تحریک کرد و نیز با توجه به سوء استفاده اغتشاشگران و اوباش از تحرکات خیابانی هواداران آقای موسوی، مسئولان صدا و سیما از آقای موسوی خواسته اند به شرکت در مناظره و یا مصاحبه تلویزیونی رضایت دهد و سخنرانی برای هوادارانش را در همان مناظره و مصاحبه انجام دهد اما آقای موسوی با این درخواست صدا و سیما نیز مخالفت کرد و بر حضور در تلویزیون بدون حضور مجری یا مصاحبه گر اصرار دارد.
بخشهایی از مصاحبه رئیس سازمان صداوسیما با خبرنگاران که روز چهارشنبه برگزار شد:
خبرنگار روزنامه اعتماد از رئیس رسانه ملی پرسید: شما اعلام کردید رسانه ملی آمادگی پذیرش انتقاد و ایجاد فضا برای طیف های مخالف و متضاد را دارد به صراحت پاسخ دهید که آیا رسانه ملی حاضر است به میرحسین موسوی و کروبی وقت اختصاص دهد تا نظراتشان را اعلام کنند؟ و آیا افرادی در صدا و سیما ممنوع التصویر شده اند؟
سید عزتالله ضرغامی با بیان اینکه در رسانه ملی ممنوع التصویر نداریم افزود: برخی تصور می کنند اگر بازیگر ، هنرمند و یا فردی به علت بعضی مشکلاتی که دارد ، و برخی نهادهای نظارتی ممکن است توصیههایی به ما بکنند که حتی از پخش بعضی تولیدات انها که در گذشته است خودداری کنیم ، من به آن مسائل توجهی نمی کنم و در اقدامات تولیدی جدید سازمان هم توجه نخواهم کرد.
وی گفت: البته پس از انتخابات با فضایی که ایجاد شد متاسفانه بعضی افراد که به دلیل برخی صلاحیت های عمومی و دستگاه های مربوط و نهادهای مسئول مانند گذشته وظیفه دارند به ما توصیه هایی بکنند ، من برای رعایت احتیاط حتی به این توصیه ها هم توجه نکردم.
رئیس رسانه ملی با اشاره به وقوع حوادث پس از انتخابات در کشور افزود: سازمان صدا و سیما ماهها پیش از برگزاری انتخابات امکانات گسترده و ظرفیت های بسیار مفصلی در اختیار چهار نامزد انتخاباتی گذاشت.
ضرغامی اضافه کرد : من دو سه روز پس از انتخابات در دیدار با مهندس موسوی به او گفتم که مردم به ویژه نسل جوان آشنایی بسیار کمی با شما داشتند در این ماهها با استفاده از برنامه های مکرر صدا و سیما جایگاهی در کشور یافته اید و این 13 میلیون رأی ، آرای بسیار بالایی است که حائز آن شده اید.
وی افزود: به مهندس موسوی گفتم قدر این آراء را بدانید و با پذیرش قواعد بازی و دموکراسی در صحنه رقابت سیاسی حضور یابید و ما هم کاملا آماده همکاری با شما هستیم.
ضرغامی اضافه کرد: البته پیش از انتخابات چند بار از وی برای حضور در میزگردها دعوت شده بود اما وی هیچگاه پاسخ مثبت نداده بود.
وی افزود: شاید دکتر پورحسین مجری مناظره های معروف علاقه مند بود در آغاز برنامه با مزاح به موسوی بگوید که بالاخره شما را به صدا و سیما آوردیم اما پیش از برنامه درباره بیان این جمله از من سوال کرد که به او گفتم به هیچ وجه مطرح نکند زیرا ممکن است در این مناظره حساس نکته ای منفی تلقی و احساس شود سازمان می خواهد بحثی درباره او مطرح کند.
ضرغامی گفت: ما هیچ مشکلی در این باره نداریم اما پس از انتخابات مهمترین مسئولیت رسانه ملی تقویت ثبات در جامعه و حفظ مصالح ملی بود.
وی تصریح کرد: در آن فضای کاملا ناپایدار تقاضای این شخصیت ها این بود که مستقیم به مردم پیام دهند و به آنها بگویند که به خانه هایشان نروند و در خیابان بمانند زیرا این انتخابات باطل و نتیجه آن دروغ است و تا وقتی ما مسئله خود را حل نکردیم هیچکس به خانه نرود.
ضرغامی چنین پیامی را ، پیامی سنگین ، ضد امنیتی و مخالف با ثبات جامعه دانست و افزود: طبیعی بود که رسانه ملی به علت مسئولیت های محوله نمی توانست این پیشنهاد را بپذیرد.
وی اضافه کرد : اعمال این پیشنهاد مانند این بود که در انتخابات دوم خرداد 76 پس از آنکه آقای خاتمی رأی آورد آقای ناطق نوری بگوید باید به تلویزیون بیایم و به مردم پیام مستقیم دهم که انتخابات را قبول ندارم، رئیس جمهور حقیقی من هستم و از مردم بخواهد که در خیابان ها بمانند و به خانه هایشان نروند تا نتیجه انتخابات عوض شود، چقدر این سخن باطل و غیرواقعی است.
ضرغامی گفت: متاسفانه مشابه این موضوع در این دوره از انتخابات از طرف موسوی مطرح شد البته یکی دو روز بعد پیغام دادم که ما حاضریم به شکل گفتگو با افراد دیگر حضور یابند و مناظره کنند که موسوی نپذیرفت زیرا تصمیم داشت به طور مستقیم بحث هایی را مطرح کند که ثبات جامعه را دچار تزلزل می کرد.
وی افزود: موسوی توانایی کنترل اغتشاشاتی را که در تهران به علت صدور بیانیه هایش روی داده بود نداشت و در همان شب نخست که این حوادث آغاز شد تعداد زیادی کشته شدند و ما اگر این مسئله را به شکل عمومی از شبکه های سراسری مطرح می کردیم مسئله ای که در خیابان های یکی دو منطقه مشخص تهران روی داده بود ، ناپایداری و بی ثباتی در همه جای کشور توزیع می شد.
رئیس رسانه ملی اضافه کرد: این در حالیست که برای مردمی که در مناطق مختلف کشور با شادابی در انتخابات شرکت کرده ، رای داده و حماسه ای بزرگ آفریده بودند، نتیجه انتخابات رضایتبخش بود پس انعکاس این پیام چه تبعاتی می تواند داشته باشد.
ضرغامی گفت: براین اساس بیان این سخنان با این ادله که آزادی بیان هست منطق مناسبی نداشت.
وی افزود: اگرهمه ما چارچوب دموکراسی و قواعد حاکم بر کشور را رعایت کنیم رسانه ملی متعلق به همه است و متعلق به یک گروه و جناح خاص نیست.
ضرغامی اضافه کرد: براین اساس اگر قواعد کلی بازی رعایت شود هر کسی در رسانه با مردم صحبت می کند می تواند همه حرفهایش را بزند انتقاداتش را مطرح کند و بحث هایی که باعث رشد جامعه شود ارائه کند، چه مشکلی هست که ما بخواهیم منعی قائل شویم.
وی گفت: اگر از فرازی که اکنون در آن قرار داریم و متاسفانه در برخی ابعاد ادامه دارد گذشت کنیم اساسا هیچ منعی برای حضور هیچ شخصیت خاصی وجود ندارد و ما می توانیم همچنان مانند گذشته که این فضا را ایجاد کردیم چنین فضای شادابی را برای حضور همه افراد فراهم کنیم.
ضرغامی با اشاره به سابقه دوستی خود با مهدی کروبی افزود: به علت دوستی و علاقه ای که به کروبی دارم آنقدر تصویر او را پخش کردیم که بارها نزدیکانش می گفتند این کار خوبی نیست زیرا نسبت (پوشش رسانه ای) آقای کروبی به بقیه همفکران او و بسیاری از ما، به بیش از دهها برابر می رسد.
وی اضافه کرد: شرایط کنونی هم با توجه به بحث هایی که بیان کردم کاملا مقطعی است و اگر این آقایان به بحث ثبات و پایداری و حفظ قواعد که باید مبتنی بر مصالح ملی باشد توجه کنند و از این مرحله بگذریم مشکل خاصی نداریم.
ضرغامی با اشاره به پخش کامل فیلم های تبلیغاتی مهدی کروبی در انتخابات اخیر گفت: این در حالیست که در دوره های پیش فیلم های تبلیغاتی برخی نامزدها دستخوش پالایش بسیار می شد به نحوی که اشکالات وارده به فیلم مستند یکی از کاندیداهای بسیار محترم و اصولگرا به حدی بود که آن فیلم پخش نشد و فقط یک فیلم تبلیغاتی او پخش شد اما او در ملاء عام اعتراض نکرد و سخنان ما را پذیرفت.
وی افزود: در این حالیست که در فیلم تبلیغاتی آقای کروبی بسیاری از ساختارها شکسته شد و بسیاری از محکومان دادگاه ها در آن حضور داشتند که با فضای عاطفی بسیار سنگین سعی داشتند ذهن جامعه را به سمت و سوی خاص سوق دهند.
ضرغامی اضافه کرد: رسانه ملی با سعه صدر و با ظرفیت بالا این فیلم را به طور کامل پخش کرد و حتی یک فریم یا یک پلان آن را حذف نکرد.
وی گفت: با اینحال روزنامه متعلق به آقای کروبی با تیتر بسیار درشت در یکی از شماره هایش مدعی سانسور فیلم تبلیغاتی او شد در حالیکه خود آقای کروبی عصر آن روز در مصاحبه با ما در لرستان اعلام کرد هیچ بخش از سخنانش سانسور نشده است و این موضوع را تکذیب کرد.
ضرغامی پرسید: آیا روزنامه متعلق به آقای کروبی فردا پاسخ او را منعکس کرد؟ وقتی پاسخ آقای کروبی نصف تیتر قبلی روزنامه (ادعای سانسور) چاپ شد، آیا حرمت مدیرمسئول خود را حفظ کرد؟
وی با اشاره به سابقه دوستی خود با آقای کروبی گفت: او انصافا در مجلس ششم که صدا و سیما ناملایمات بسیار دید و من معاون پارلمانی رسانه بودم یکی از کسانی بود که با همه وجود پشتیبان ما بود و به صدا و سیما کمک می کرد و رابطه رفاقت ما بسیار است همچنان که خود او بارها این تعبیر را بکار برده است.
ضرغامی افزود: من به آقای کروبی گفتم علت اینکه رای شما (در این دوره از انتخابات) بسیار کم شد به این علت بود که در این دوره دیگر خودت نبودی.
وی تصریح کرد: اگر کروبی همان کروبی با آن جایگاه انقلابی بود که مردم می شناختند و با سوابقی که با امام داشت خودش می آمد و حرف می زد رایش بیشتر از این بود که این همه شخصیت های بسیار ساختارشکن و حاشیه دار سیاسی به او اضافه شد و همه رای او در میان مردم از بین رفت، اقای کروبی جایگاهش بسیار بیشتر از این بود.
وی اضافه کرد: امیدوارم این فضای خاصی که امروز به علت تخلفات و جرم هایی که روی داده ، دادگاهی که ایجاد شده و مجازاتی که در نظر گرفته شده است و اعلام می شود، برطرف و دست ما برای حرکات بسیار گسترده و تاثیرگذارتر باز شود.
خبرنگار روزنامه مردمسالاری درادامه پرسید: در 5 سال گذشته انتقادات از سازمان صدا و سیما بسیار زیاد شده است،آیا رسانه ملی نمی خواهد این انتقادات را بشنود و اعتماد نخبگان را که از بین رفته است ،بازگرداند؟
رئیس سازمان صدا و سیما در پاسخ گفت: حجم انتقادات که به سازمان صدا وسیما شده است با توجه به اینکه جهت گیری های این انتقادات در تقابل با یکدیگر است، نشان می دهد که اگر رسانه ای بخواهد به صورت متعهدانه تر و متعادل تر حرکت کند خود به خود از دو طرف و از دو طیف چه جناح سیاسی و یا از حوزه های مختلف، می توانند انتقاداتی را از صدا وسیما داشته باشند.
وی افزود: با توجه به گستردگی و تاثیر گذاری برنامه های صدا و سیما به طوری که روزانه مردم به طور متوسط4 ساعت و نیم تلویزیون نگاه می کنند امکان نقد و اظهار نظر گسترده فراهم می شود.
ضرغامی افزود: در حوزه سیاسی اگر از خود روزنامه مردمسالاری شروع کنیم و آقای کواکبیان که مدیر و مسئول این روزنامه هستند آنقدر ما ایشان را دعوت می کنیم که به من می گوید من را زیاد دعوت نکنید ممکن است مشکلی پیش آید و بقیه را نیز دعوت کنید که من گفتم بقیه را هم دعوت می کنیم.
وی افزود: در مجلس همه اعضای فراکسیون اقلیت که حدود 40 نفر هستند به طور مستمر و جدی به ویژه پس از انتخابات و در جریان تعیین وزرا به صدا وسیما دعوت کردیم و شبکه خبر بیش از 100 نشست برگزار کرد و دولت نیز تحمل زیادی در این قسمت از خود نشان داد .
وی گفت: آنان رسانه ملی و دولت را نقد کردند و از این جهت تا حد زیادی رسانه ملی به رغم برخی از محدودیت هایی که دارد زمینه را برای حضور افراد و جریانهای مختلف در فضایی سالم وعقلانی فراهم کرده است .
ضرغامی افزود: البته من معتقد نیستم که ما در این جهت به وظیفه خود به طور کامل عمل کرده ایم و حتما در این راه نقصان و آسیب هایی وجود دارد .
رئیس سازمان صدا و سیما افزود: آمادگی رسانه ملی برای پذیرش نقد حداقل درباره خودش فراوان است .
وی گفت: امروز ما برای برنامه های پر بیننده ، بلافاصله بعد از پایان آن جلساتی برگزار می کنیم و از همکاران رسانه ای می خواهیم که بیایند و بی رحمانه نقد کنند .
وی افزود: متاسفانه شبکه های ما در دو سه سال گذشته به محافظه کاری افتاده اند و به آنها گفتم اگر کسانی که برای نقد دعوت می شوند بخواهند محافظه کاری کنند و برخی نقدها را صریح مطرح نکنند کل این ماموریت را به یکی از نهادهای غیر دولتی و تخصصی حوزه سینما و هنر خواهم داد تا این نشست ها را اداره کنند.
ضرغامی گفت: در این نشست ها تندترین انتقادها صورت گرفت و تندترین کلام ها در تیزر تبلیغاتی این گفتگوها چندین بار پخش شد.
وی افزود: این نشان می دهد که راه برای پذیرش انتقاد برای ما باز است و با این حال من از شما تقاضا دارم که راه و حل های مختلف را برای دیده شدن بیشتر جریانهای مختلف در همه بخش ها ارائه کنید.
رئیس سازمان صدا و سیما با بیان اینکه درب این سازمان برای دفاع به روی افراد باز است تصریح کرد: هم اکنون نیز دفاع افراد در رسانه ملی به طور روزانه انجام می شود.
ضرغامی در پاسخ به سؤال خبرنگار ایسنا درباره قانون احقاق حق و نیز تأکید رهبر معظم انقلاب برای دامن نزدن به برخی مسائل از جمله مسائل مربوط به دو تن از شخصیتهای انتخاباتی اظهار داشت: این مشکل شماست که این سؤال را مطرح کردید؛ فرمایش شما درست است به شرطی که شما هم مطرح نکنید.
وی درباره قانون احقاق حق با بیان اینکه این قانون گذشته طولانی دارد گفت: این قانون در مجمع تشخیص مصلحت نظام با اصلاحات گسترده تصویب شد.
ضرغامی با بیان اینکه اگر قانون احقاق حق را دقیق تبیین کنیم، این قانون قابل اجرا نیست افزود: مثلاً اینکه کسی در جایی صحبتی می کند و ادعا می کند رسانه بخش مهم صحبتهای مرا پخش نکرده، اجرای این قانون اصلاً امکان پذیر نیست.
وی با بیان اینکه من در مجلس ششم هم که قانون احقاق حق مطرح بود، مفصلاً صحبت کردم گفت: تعدادی از اصلاح طلبان از جمله آقای بهروز افخمی اعلام کرد اگر این قانون تصویب شود باید درب صدا و سیما را بست.
ضرغامی با بیان اینکه بحث «دفاع دو برابر» یک چیز ساده لوحانه ای است افزود: همه آقایان درباره قانون احقاق حق گفتند بگذارید با اصل این قانون مخالفت نشود.
وی با بیان اینکه در رسانه ملی ما این کار را روزانه انجام می دهیم گفت: به عنوان مثال فلان وزیر می گوید فلان مطلب علیه من یا دستگاه زیر مجموعه من گفته شده و من باید در رسانه ملی از شخصیت حقیقی و حقوقی ام دفاع کنم.
ضرغامی افزود: آخرین مورد در این باره می توان به صحبتهای خوب دکتر روحانی در رسانه ملی اشاره کرد که نظراتش را درباره گزارش مربوط به پرونده هسته ای بیان کرد.
رئیس رسانه ملی با بیان اینکه درب این رسانه به روی همه مسئولان باز است گفت: درباره گزارش هسته ای مسئولان دیگری هم می توانند در رسانه ملی حضور پیدا کنند و در باره ابعاد دیگر این پرونده نظراتشان را بیان کنند.
ضرغامی افزود: در بعضی از مواقع برخی افراد فکر می کنند آن کاری که خودشان می خواهند انجام دهند مهم است.
وی با بیان اینکه پس از مناظره های انتخاباتی حدود 30 نفر برای دفاع از خود ثبت نام کردند گفت: اینکه پس از انتخابات زمینه ای فراهم شود تا هر شب یکی از این 30 نفر در برنامه تلویزیونی شرکت و برای مردم صحبت کند در اصل شدنی نیست زیرا با فضای پس از انتخابات سازگاری ندارد و این موضوع را خود این افراد نیز قبول کردند.
ضرغامی تصریح کرد: شخصاً معتقدم اگر به کسی ظلم شود و ما پاسخ مناسبی نداشته باشیم، واقعاً عقوبتش به صورت اعتقادی و سنتی پای همه ما را خواهد گرفت.
وی با بیان اینکه رسانه ها در این باره می توانند رسانه ملی را راهنمایی کنند ، به سؤال خبرنگار درباره شاخص های رسانه ملی در خط قرمزها اشاره کرد و گفت: من خودم هم این شاخص ها را نمی دانم و برخی از کارت زردهایی را هم که می گیریم به همین خاطر است.
رئیس سازمان صدا و سیما در ادامه در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه حیات نو مبنی بر اینکه چرا در برخی بخشهای خبری این سازمان از جمله30 :20 و شبکه خبر حقوق شهروندی افراد رعایت نمی شود گفت: فرمایش شما به لحاظ طرح موضوع کاملاً درست است.
ضرغامی افزود: خیلی وقت ها در برنامه های خبری به عنوان چند صدایی ممکن است خبری پخش شود که با آبروی افراد بازی شود و من شخصاً در این باره بارها تذکر داده ام.
وی گفت: آخرین بار هم در باره پخش گزارشی با موضوع خرید لباس های دست دوم، به شدت ناراحت شدم و برخورد تندی کردم.
ضرغامی با بیان اینکه درباره رعایت حقوق شهروندی در بخشهای خبری مرتب تذکر داده و اصلاح می شود افزود: با این حال نمی توانم بگویم رسانه ملی از این گونه خطاها مصون است و انشاء الله نکته بین ها در این باره تذکرات لازم را به ما بدهند تا ما بهتر بتوانیم این خطاها را رفع کنیم.
وی با انتقاد از گزارش مربوط به انتقال خون یزد گفت: در این باره تیمی را برای تحقیق تعیین کرده ام که امروز یا فردا نتیجه را به من خواهند گفت و تصمیم لازم در این باره اتخاذ خواهد شد.
ضرغامی درباره رعایت حقوق شخصیتهای سیاسی در رسانه ملی با بیان اینکه کلیات حرف شما (خبرنگار) را تأیید می کنم اظهار داشت: در انتخابات اخیر سعی کردیم همه کسانی را که آسیب دیده بودند پوشش دهیم که در این باره بارها از آسیب دیدگان گروه به اصطلاح سبز و نیز فرزند دکتر روح الامینی اخبار و گزارشهایی پخش شد.
رئیس رسانه ملی با بیان اینکه در این باره برخی تمایل نداشتند از آنها تصویری نشان داده شود گفت: البته بسته ای تهیه شده که در آن شخصیتهای مختلف حضور دارند هر چند الان زمان این مسائل گذشته است.
ضرغامی با بیان اینکه سیاست رسانه ملی دوری گزیدن از پخش مطالب خشونت آمیز است افزود: در برخی موارد هم که شخصیتی مضروب شده و یا عمامه ای از سر افتاده بود و یا موارد دیگر، رسانه ملی آنها را پخش کرد.
وی با بیان اینکه سازمان صدا و سیما همواره بر اجرای مطالبات در مجاری قانونی تأکید دارد گفت: به عنوان مثال نباید توقع داشت که تجمعی را که از طرف وزارت کشور به ان مجوز داده نشده ، مانند تجمع قانونی پخش کنیم.
ضرغامی بالاخره خبر رد دعوت صداوسیما توسط موسوی را تایید کرد؛ از موسوی برای گفتگو یا مناظره دعوت کردیم، قبول نکرد
رئیس رسانهملی در کنفرانس خبری خود در پاسخ به سوال خبرنگاران با تایید خبر سوم تیرماه الف، تصریح کرد که موسوی در روزهای ابتدایی پس از انتخابات دعوت وی را برای شرکت در مصاحبه و مناظره رد کرده است.
به گزارش الف، مهندس سید عزتالله ضرغامی رئیس سازمان صداوسیما در اولین کنفرانس خبری خود در دوره جدید مسئولیت رسانه ملی، با تاکید بر نقش رسانه ملی در معرفی همه نامزدها به مردم از جمله آقای موسوی گفت: «یکی دو روز بعد [از انتخابات] پیغام دادم که ما حاضریم به شکل گفتگو با افراد دیگر حضور یابند و مناظره کنند که موسوی نپذیرفت، زیرا تصمیم داشت به طور مستقیم بحث هایی را مطرح کند که ثبات جامعه را دچار تزلزل می کرد.»
الف، در تاریخ سوم تیرماه در خبری با عنوان «موسوی دعوت صدا و سیما را رد کرد» اعلام کرد که آقای موسوی حاضر به شرکت در مصاحبه یا مناظره تلویزیونی برای ارائه ادله ادعاهایش نشده و دعوت رسانه ملی برای این کار را رد کرده است. این خبر بارها و بطور مکرر توسط اطرافیان آقای موسوی رد شد. خود ایشان نیز نه تنها درباره صحت و سقم این خبر سکوت کرد بلکه حاضر نشد به عنوان "مهمان ویژه" به سوالات بینندگان اینترنتی پاسخ دهد
الف در آن خبر تصریح کرده بود: با توجه به عملکرد آقای موسوی که بعد از روشن شدن نتیجه انتخابات که بدون اعتراض از مسیر قانونی به نتیجه اعلام شده و بدون ارائه هیچ سندی درباره تخلف و تقلب گسترده در انتخابات، هوادارانش را به نافرمانی مدنی و ریختن در خیابانها تحریک کرد و نیز با توجه به سوء استفاده اغتشاشگران و اوباش از تحرکات خیابانی هواداران آقای موسوی، مسئولان صدا و سیما از آقای موسوی خواسته اند به شرکت در مناظره و یا مصاحبه تلویزیونی رضایت دهد و سخنرانی برای هوادارانش را در همان مناظره و مصاحبه انجام دهد اما آقای موسوی با این درخواست صدا و سیما نیز مخالفت کرد و بر حضور در تلویزیون بدون حضور مجری یا مصاحبه گر اصرار دارد.
بخشهایی از مصاحبه رئیس سازمان صداوسیما با خبرنگاران که روز چهارشنبه برگزار شد:
خبرنگار روزنامه اعتماد از رئیس رسانه ملی پرسید: شما اعلام کردید رسانه ملی آمادگی پذیرش انتقاد و ایجاد فضا برای طیف های مخالف و متضاد را دارد به صراحت پاسخ دهید که آیا رسانه ملی حاضر است به میرحسین موسوی و کروبی وقت اختصاص دهد تا نظراتشان را اعلام کنند؟ و آیا افرادی در صدا و سیما ممنوع التصویر شده اند؟
سید عزتالله ضرغامی با بیان اینکه در رسانه ملی ممنوع التصویر نداریم افزود: برخی تصور می کنند اگر بازیگر ، هنرمند و یا فردی به علت بعضی مشکلاتی که دارد ، و برخی نهادهای نظارتی ممکن است توصیههایی به ما بکنند که حتی از پخش بعضی تولیدات انها که در گذشته است خودداری کنیم ، من به آن مسائل توجهی نمی کنم و در اقدامات تولیدی جدید سازمان هم توجه نخواهم کرد.
وی گفت: البته پس از انتخابات با فضایی که ایجاد شد متاسفانه بعضی افراد که به دلیل برخی صلاحیت های عمومی و دستگاه های مربوط و نهادهای مسئول مانند گذشته وظیفه دارند به ما توصیه هایی بکنند ، من برای رعایت احتیاط حتی به این توصیه ها هم توجه نکردم.
رئیس رسانه ملی با اشاره به وقوع حوادث پس از انتخابات در کشور افزود: سازمان صدا و سیما ماهها پیش از برگزاری انتخابات امکانات گسترده و ظرفیت های بسیار مفصلی در اختیار چهار نامزد انتخاباتی گذاشت.
ضرغامی اضافه کرد : من دو سه روز پس از انتخابات در دیدار با مهندس موسوی به او گفتم که مردم به ویژه نسل جوان آشنایی بسیار کمی با شما داشتند در این ماهها با استفاده از برنامه های مکرر صدا و سیما جایگاهی در کشور یافته اید و این 13 میلیون رأی ، آرای بسیار بالایی است که حائز آن شده اید.
وی افزود: به مهندس موسوی گفتم قدر این آراء را بدانید و با پذیرش قواعد بازی و دموکراسی در صحنه رقابت سیاسی حضور یابید و ما هم کاملا آماده همکاری با شما هستیم.
ضرغامی اضافه کرد: البته پیش از انتخابات چند بار از وی برای حضور در میزگردها دعوت شده بود اما وی هیچگاه پاسخ مثبت نداده بود.
وی افزود: شاید دکتر پورحسین مجری مناظره های معروف علاقه مند بود در آغاز برنامه با مزاح به موسوی بگوید که بالاخره شما را به صدا و سیما آوردیم اما پیش از برنامه درباره بیان این جمله از من سوال کرد که به او گفتم به هیچ وجه مطرح نکند زیرا ممکن است در این مناظره حساس نکته ای منفی تلقی و احساس شود سازمان می خواهد بحثی درباره او مطرح کند.
ضرغامی گفت: ما هیچ مشکلی در این باره نداریم اما پس از انتخابات مهمترین مسئولیت رسانه ملی تقویت ثبات در جامعه و حفظ مصالح ملی بود.
وی تصریح کرد: در آن فضای کاملا ناپایدار تقاضای این شخصیت ها این بود که مستقیم به مردم پیام دهند و به آنها بگویند که به خانه هایشان نروند و در خیابان بمانند زیرا این انتخابات باطل و نتیجه آن دروغ است و تا وقتی ما مسئله خود را حل نکردیم هیچکس به خانه نرود.
ضرغامی چنین پیامی را ، پیامی سنگین ، ضد امنیتی و مخالف با ثبات جامعه دانست و افزود: طبیعی بود که رسانه ملی به علت مسئولیت های محوله نمی توانست این پیشنهاد را بپذیرد.
وی اضافه کرد : اعمال این پیشنهاد مانند این بود که در انتخابات دوم خرداد 76 پس از آنکه آقای خاتمی رأی آورد آقای ناطق نوری بگوید باید به تلویزیون بیایم و به مردم پیام مستقیم دهم که انتخابات را قبول ندارم، رئیس جمهور حقیقی من هستم و از مردم بخواهد که در خیابان ها بمانند و به خانه هایشان نروند تا نتیجه انتخابات عوض شود، چقدر این سخن باطل و غیرواقعی است.
ضرغامی گفت: متاسفانه مشابه این موضوع در این دوره از انتخابات از طرف موسوی مطرح شد البته یکی دو روز بعد پیغام دادم که ما حاضریم به شکل گفتگو با افراد دیگر حضور یابند و مناظره کنند که موسوی نپذیرفت زیرا تصمیم داشت به طور مستقیم بحث هایی را مطرح کند که ثبات جامعه را دچار تزلزل می کرد.
وی افزود: موسوی توانایی کنترل اغتشاشاتی را که در تهران به علت صدور بیانیه هایش روی داده بود نداشت و در همان شب نخست که این حوادث آغاز شد تعداد زیادی کشته شدند و ما اگر این مسئله را به شکل عمومی از شبکه های سراسری مطرح می کردیم مسئله ای که در خیابان های یکی دو منطقه مشخص تهران روی داده بود ، ناپایداری و بی ثباتی در همه جای کشور توزیع می شد.
رئیس رسانه ملی اضافه کرد: این در حالیست که برای مردمی که در مناطق مختلف کشور با شادابی در انتخابات شرکت کرده ، رای داده و حماسه ای بزرگ آفریده بودند، نتیجه انتخابات رضایتبخش بود پس انعکاس این پیام چه تبعاتی می تواند داشته باشد.
ضرغامی گفت: براین اساس بیان این سخنان با این ادله که آزادی بیان هست منطق مناسبی نداشت.
وی افزود: اگرهمه ما چارچوب دموکراسی و قواعد حاکم بر کشور را رعایت کنیم رسانه ملی متعلق به همه است و متعلق به یک گروه و جناح خاص نیست.
ضرغامی اضافه کرد: براین اساس اگر قواعد کلی بازی رعایت شود هر کسی در رسانه با مردم صحبت می کند می تواند همه حرفهایش را بزند انتقاداتش را مطرح کند و بحث هایی که باعث رشد جامعه شود ارائه کند، چه مشکلی هست که ما بخواهیم منعی قائل شویم.
وی گفت: اگر از فرازی که اکنون در آن قرار داریم و متاسفانه در برخی ابعاد ادامه دارد گذشت کنیم اساسا هیچ منعی برای حضور هیچ شخصیت خاصی وجود ندارد و ما می توانیم همچنان مانند گذشته که این فضا را ایجاد کردیم چنین فضای شادابی را برای حضور همه افراد فراهم کنیم.
ضرغامی با اشاره به سابقه دوستی خود با مهدی کروبی افزود: به علت دوستی و علاقه ای که به کروبی دارم آنقدر تصویر او را پخش کردیم که بارها نزدیکانش می گفتند این کار خوبی نیست زیرا نسبت (پوشش رسانه ای) آقای کروبی به بقیه همفکران او و بسیاری از ما، به بیش از دهها برابر می رسد.
وی اضافه کرد: شرایط کنونی هم با توجه به بحث هایی که بیان کردم کاملا مقطعی است و اگر این آقایان به بحث ثبات و پایداری و حفظ قواعد که باید مبتنی بر مصالح ملی باشد توجه کنند و از این مرحله بگذریم مشکل خاصی نداریم.
ضرغامی با اشاره به پخش کامل فیلم های تبلیغاتی مهدی کروبی در انتخابات اخیر گفت: این در حالیست که در دوره های پیش فیلم های تبلیغاتی برخی نامزدها دستخوش پالایش بسیار می شد به نحوی که اشکالات وارده به فیلم مستند یکی از کاندیداهای بسیار محترم و اصولگرا به حدی بود که آن فیلم پخش نشد و فقط یک فیلم تبلیغاتی او پخش شد اما او در ملاء عام اعتراض نکرد و سخنان ما را پذیرفت.
وی افزود: در این حالیست که در فیلم تبلیغاتی آقای کروبی بسیاری از ساختارها شکسته شد و بسیاری از محکومان دادگاه ها در آن حضور داشتند که با فضای عاطفی بسیار سنگین سعی داشتند ذهن جامعه را به سمت و سوی خاص سوق دهند.
ضرغامی اضافه کرد: رسانه ملی با سعه صدر و با ظرفیت بالا این فیلم را به طور کامل پخش کرد و حتی یک فریم یا یک پلان آن را حذف نکرد.
وی گفت: با اینحال روزنامه متعلق به آقای کروبی با تیتر بسیار درشت در یکی از شماره هایش مدعی سانسور فیلم تبلیغاتی او شد در حالیکه خود آقای کروبی عصر آن روز در مصاحبه با ما در لرستان اعلام کرد هیچ بخش از سخنانش سانسور نشده است و این موضوع را تکذیب کرد.
ضرغامی پرسید: آیا روزنامه متعلق به آقای کروبی فردا پاسخ او را منعکس کرد؟ وقتی پاسخ آقای کروبی نصف تیتر قبلی روزنامه (ادعای سانسور) چاپ شد، آیا حرمت مدیرمسئول خود را حفظ کرد؟
وی با اشاره به سابقه دوستی خود با آقای کروبی گفت: او انصافا در مجلس ششم که صدا و سیما ناملایمات بسیار دید و من معاون پارلمانی رسانه بودم یکی از کسانی بود که با همه وجود پشتیبان ما بود و به صدا و سیما کمک می کرد و رابطه رفاقت ما بسیار است همچنان که خود او بارها این تعبیر را بکار برده است.
ضرغامی افزود: من به آقای کروبی گفتم علت اینکه رای شما (در این دوره از انتخابات) بسیار کم شد به این علت بود که در این دوره دیگر خودت نبودی.
وی تصریح کرد: اگر کروبی همان کروبی با آن جایگاه انقلابی بود که مردم می شناختند و با سوابقی که با امام داشت خودش می آمد و حرف می زد رایش بیشتر از این بود که این همه شخصیت های بسیار ساختارشکن و حاشیه دار سیاسی به او اضافه شد و همه رای او در میان مردم از بین رفت، اقای کروبی جایگاهش بسیار بیشتر از این بود.
وی اضافه کرد: امیدوارم این فضای خاصی که امروز به علت تخلفات و جرم هایی که روی داده ، دادگاهی که ایجاد شده و مجازاتی که در نظر گرفته شده است و اعلام می شود، برطرف و دست ما برای حرکات بسیار گسترده و تاثیرگذارتر باز شود.
خبرنگار روزنامه مردمسالاری درادامه پرسید: در 5 سال گذشته انتقادات از سازمان صدا و سیما بسیار زیاد شده است،آیا رسانه ملی نمی خواهد این انتقادات را بشنود و اعتماد نخبگان را که از بین رفته است ،بازگرداند؟
رئیس سازمان صدا و سیما در پاسخ گفت: حجم انتقادات که به سازمان صدا وسیما شده است با توجه به اینکه جهت گیری های این انتقادات در تقابل با یکدیگر است، نشان می دهد که اگر رسانه ای بخواهد به صورت متعهدانه تر و متعادل تر حرکت کند خود به خود از دو طرف و از دو طیف چه جناح سیاسی و یا از حوزه های مختلف، می توانند انتقاداتی را از صدا وسیما داشته باشند.
وی افزود: با توجه به گستردگی و تاثیر گذاری برنامه های صدا و سیما به طوری که روزانه مردم به طور متوسط4 ساعت و نیم تلویزیون نگاه می کنند امکان نقد و اظهار نظر گسترده فراهم می شود.
ضرغامی افزود: در حوزه سیاسی اگر از خود روزنامه مردمسالاری شروع کنیم و آقای کواکبیان که مدیر و مسئول این روزنامه هستند آنقدر ما ایشان را دعوت می کنیم که به من می گوید من را زیاد دعوت نکنید ممکن است مشکلی پیش آید و بقیه را نیز دعوت کنید که من گفتم بقیه را هم دعوت می کنیم.
وی افزود: در مجلس همه اعضای فراکسیون اقلیت که حدود 40 نفر هستند به طور مستمر و جدی به ویژه پس از انتخابات و در جریان تعیین وزرا به صدا وسیما دعوت کردیم و شبکه خبر بیش از 100 نشست برگزار کرد و دولت نیز تحمل زیادی در این قسمت از خود نشان داد .
وی گفت: آنان رسانه ملی و دولت را نقد کردند و از این جهت تا حد زیادی رسانه ملی به رغم برخی از محدودیت هایی که دارد زمینه را برای حضور افراد و جریانهای مختلف در فضایی سالم وعقلانی فراهم کرده است .
ضرغامی افزود: البته من معتقد نیستم که ما در این جهت به وظیفه خود به طور کامل عمل کرده ایم و حتما در این راه نقصان و آسیب هایی وجود دارد .
رئیس سازمان صدا و سیما افزود: آمادگی رسانه ملی برای پذیرش نقد حداقل درباره خودش فراوان است .
وی گفت: امروز ما برای برنامه های پر بیننده ، بلافاصله بعد از پایان آن جلساتی برگزار می کنیم و از همکاران رسانه ای می خواهیم که بیایند و بی رحمانه نقد کنند .
وی افزود: متاسفانه شبکه های ما در دو سه سال گذشته به محافظه کاری افتاده اند و به آنها گفتم اگر کسانی که برای نقد دعوت می شوند بخواهند محافظه کاری کنند و برخی نقدها را صریح مطرح نکنند کل این ماموریت را به یکی از نهادهای غیر دولتی و تخصصی حوزه سینما و هنر خواهم داد تا این نشست ها را اداره کنند.
ضرغامی گفت: در این نشست ها تندترین انتقادها صورت گرفت و تندترین کلام ها در تیزر تبلیغاتی این گفتگوها چندین بار پخش شد.
وی افزود: این نشان می دهد که راه برای پذیرش انتقاد برای ما باز است و با این حال من از شما تقاضا دارم که راه و حل های مختلف را برای دیده شدن بیشتر جریانهای مختلف در همه بخش ها ارائه کنید.
رئیس سازمان صدا و سیما با بیان اینکه درب این سازمان برای دفاع به روی افراد باز است تصریح کرد: هم اکنون نیز دفاع افراد در رسانه ملی به طور روزانه انجام می شود.
ضرغامی در پاسخ به سؤال خبرنگار ایسنا درباره قانون احقاق حق و نیز تأکید رهبر معظم انقلاب برای دامن نزدن به برخی مسائل از جمله مسائل مربوط به دو تن از شخصیتهای انتخاباتی اظهار داشت: این مشکل شماست که این سؤال را مطرح کردید؛ فرمایش شما درست است به شرطی که شما هم مطرح نکنید.
وی درباره قانون احقاق حق با بیان اینکه این قانون گذشته طولانی دارد گفت: این قانون در مجمع تشخیص مصلحت نظام با اصلاحات گسترده تصویب شد.
ضرغامی با بیان اینکه اگر قانون احقاق حق را دقیق تبیین کنیم، این قانون قابل اجرا نیست افزود: مثلاً اینکه کسی در جایی صحبتی می کند و ادعا می کند رسانه بخش مهم صحبتهای مرا پخش نکرده، اجرای این قانون اصلاً امکان پذیر نیست.
وی با بیان اینکه من در مجلس ششم هم که قانون احقاق حق مطرح بود، مفصلاً صحبت کردم گفت: تعدادی از اصلاح طلبان از جمله آقای بهروز افخمی اعلام کرد اگر این قانون تصویب شود باید درب صدا و سیما را بست.
ضرغامی با بیان اینکه بحث «دفاع دو برابر» یک چیز ساده لوحانه ای است افزود: همه آقایان درباره قانون احقاق حق گفتند بگذارید با اصل این قانون مخالفت نشود.
وی با بیان اینکه در رسانه ملی ما این کار را روزانه انجام می دهیم گفت: به عنوان مثال فلان وزیر می گوید فلان مطلب علیه من یا دستگاه زیر مجموعه من گفته شده و من باید در رسانه ملی از شخصیت حقیقی و حقوقی ام دفاع کنم.
ضرغامی افزود: آخرین مورد در این باره می توان به صحبتهای خوب دکتر روحانی در رسانه ملی اشاره کرد که نظراتش را درباره گزارش مربوط به پرونده هسته ای بیان کرد.
رئیس رسانه ملی با بیان اینکه درب این رسانه به روی همه مسئولان باز است گفت: درباره گزارش هسته ای مسئولان دیگری هم می توانند در رسانه ملی حضور پیدا کنند و در باره ابعاد دیگر این پرونده نظراتشان را بیان کنند.
ضرغامی افزود: در بعضی از مواقع برخی افراد فکر می کنند آن کاری که خودشان می خواهند انجام دهند مهم است.
وی با بیان اینکه پس از مناظره های انتخاباتی حدود 30 نفر برای دفاع از خود ثبت نام کردند گفت: اینکه پس از انتخابات زمینه ای فراهم شود تا هر شب یکی از این 30 نفر در برنامه تلویزیونی شرکت و برای مردم صحبت کند در اصل شدنی نیست زیرا با فضای پس از انتخابات سازگاری ندارد و این موضوع را خود این افراد نیز قبول کردند.
ضرغامی تصریح کرد: شخصاً معتقدم اگر به کسی ظلم شود و ما پاسخ مناسبی نداشته باشیم، واقعاً عقوبتش به صورت اعتقادی و سنتی پای همه ما را خواهد گرفت.
وی با بیان اینکه رسانه ها در این باره می توانند رسانه ملی را راهنمایی کنند ، به سؤال خبرنگار درباره شاخص های رسانه ملی در خط قرمزها اشاره کرد و گفت: من خودم هم این شاخص ها را نمی دانم و برخی از کارت زردهایی را هم که می گیریم به همین خاطر است.
رئیس سازمان صدا و سیما در ادامه در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه حیات نو مبنی بر اینکه چرا در برخی بخشهای خبری این سازمان از جمله30 :20 و شبکه خبر حقوق شهروندی افراد رعایت نمی شود گفت: فرمایش شما به لحاظ طرح موضوع کاملاً درست است.
ضرغامی افزود: خیلی وقت ها در برنامه های خبری به عنوان چند صدایی ممکن است خبری پخش شود که با آبروی افراد بازی شود و من شخصاً در این باره بارها تذکر داده ام.
وی گفت: آخرین بار هم در باره پخش گزارشی با موضوع خرید لباس های دست دوم، به شدت ناراحت شدم و برخورد تندی کردم.
ضرغامی با بیان اینکه درباره رعایت حقوق شهروندی در بخشهای خبری مرتب تذکر داده و اصلاح می شود افزود: با این حال نمی توانم بگویم رسانه ملی از این گونه خطاها مصون است و انشاء الله نکته بین ها در این باره تذکرات لازم را به ما بدهند تا ما بهتر بتوانیم این خطاها را رفع کنیم.
وی با انتقاد از گزارش مربوط به انتقال خون یزد گفت: در این باره تیمی را برای تحقیق تعیین کرده ام که امروز یا فردا نتیجه را به من خواهند گفت و تصمیم لازم در این باره اتخاذ خواهد شد.
ضرغامی درباره رعایت حقوق شخصیتهای سیاسی در رسانه ملی با بیان اینکه کلیات حرف شما (خبرنگار) را تأیید می کنم اظهار داشت: در انتخابات اخیر سعی کردیم همه کسانی را که آسیب دیده بودند پوشش دهیم که در این باره بارها از آسیب دیدگان گروه به اصطلاح سبز و نیز فرزند دکتر روح الامینی اخبار و گزارشهایی پخش شد.
رئیس رسانه ملی با بیان اینکه در این باره برخی تمایل نداشتند از آنها تصویری نشان داده شود گفت: البته بسته ای تهیه شده که در آن شخصیتهای مختلف حضور دارند هر چند الان زمان این مسائل گذشته است.
ضرغامی با بیان اینکه سیاست رسانه ملی دوری گزیدن از پخش مطالب خشونت آمیز است افزود: در برخی موارد هم که شخصیتی مضروب شده و یا عمامه ای از سر افتاده بود و یا موارد دیگر، رسانه ملی آنها را پخش کرد.
وی با بیان اینکه سازمان صدا و سیما همواره بر اجرای مطالبات در مجاری قانونی تأکید دارد گفت: به عنوان مثال نباید توقع داشت که تجمعی را که از طرف وزارت کشور به ان مجوز داده نشده ، مانند تجمع قانونی پخش کنیم.
شبکه ایران: به دنبال انتشار خبر حضور آیت الله احمد جنتی در نماز جمعه این هفته تهران، رسانه های اصلاح طلب با تیتر "غیبت هاشمی در نماز جمعه باز هم ادامه یافت"، به انعکاس آن پرداختند. این رسانه ها و نیز فعالان اصلاح طلب با تعریف از خطبه های رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مدعی شدند که دعوت نکردن از هاشمی رفسنجانی برای حضور در نماز جمعه به معنی "حذف و کنار گذاشتن" چهره های نظام است. در این راستا، مجید انصاری، از حامیان مهندس موسوی، پس از آنکه خطبههای خطبای منتقد اصلاحات را با اهداف انقلاب و وحدت ملی متناسب ندانست، به تمجید از خطبههای هاشمی پرداخت و گفت که خطبه های او بالاترین نمره را خواهد گرفت. عضو مجمع روحانیون مبارز همچنین بدون اشاره به نام گروه یا حزب خاصی، یک "جریان" را به تلاش برای حذف آنچه "نیروهای ریشهدار و مورد اعتماد مردم" نامید، متهم کرد. این موضوع در ادامه بر پیشانی رونامه های اصلاح طلب نشست و با ابراز نگرانی آنان از آنچه "حذف هاشمی رفسنجانی از نماز جمعه" نامیدند، همراه شد. بر همین اساس بود که روزنامه اعتماد با پوشش کامل تمجیدهای انصاری از خطبه های هاشمی، تلویحا شورای سیاستگذاری ائمه جمعه را به "تلاش برای کنار گذاشتن منتقدان" متهم کرد.
*طرح یک ادعای جدید
اما ابراز نگرانی از انتخاب نکردن هاشمی رفسنجانی به عنوان خطیب جمعه تهران در حالی بود که روزنامه تهران امروز، از حامیان هاشمی، مدعی شد که رئیس مجمع تشخیص تا زمانی که پیشنهاداتش در روز 26 تیر ماه، جنبه عملیاتی پیدا نکنند، در نماز جمعه حضور پیدا نخواهد کرد. این خبر به سرعت با پوشش سایت حامی خانواده هاشمی رفسنجانی هم همراه شد. بر پایه این خبر مبهم، تهران امروز از دیدار تعدادی از نمایندگان سابق مجلس با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره نماز جمعه 26 تیرماه خبر داد و بدون بیان نام نمایندگان، نوشت که "حاضران در این جلسه موضع هاشمی را شرط حضور ایشان در نماز جمعه تهران تلقی کردهاند." اشاره این رسانه ها به پیشنهادهای هاشمی در نماز جمعه پرحاشیه 26 تیرماه و مطرح کردن آن ها به عنوان شروط حضور در نماز جمعه، در حالی است که به گفته فعالان سیاسی، با رویدادهای چندماه اخیر، محوری ترین پیشنهادهای هاشمی قابلیت اجرایی شدن را از دست داده اند.
* اصلی ترین پیشنهاد رئیس مجمع تشخیص
اصلی ترین پیشنهاد رئیس مجمع تشخیص در آخرین نماز جمعه خود، "آزادی زندانیان سیاسی" بود، موضوعی که با حمایت اصلاح طلبان همراه شد و سپس در رسانه های این جریان و شبکه های خبری بیگانه پوشش گسترده یافت. به موازات این استقبال، شخصیت های مطرح و قشر مذهبی جامعه هم، مخالفت و واکنش منفی خود را به خطبه های هاشمی نشان دادند. این مخالفت ها، بار دیگر خاطره نامه جنجالی رئیس مجمع تشخیص به رهبر معظم انقلاب را زنده کرد و باعث شد که حساسیت ویژه ای درباره حضور هاشمی در نماز جمعه تهران در میان مردم ایجاد شود.
* آیا هاشمی با نماز جمعه خداحافظی کرده است؟
اما حمایت رئیس مجمع تشخیص از کسانی شد که پرونده آنان مطابق "قانون" در اختیار دستگاه قضا بود، مانعی در مسیر اجرای قانون درباره متهمان ایجاد نکرد. به همین دلیل مقامات قضایی که تصمیمات خود را منوط به اسناد و وقایع موجود کرده بودند، دادگاه های متهمان کودتای مخملی و رسیدگی به اتهامات آنان را آغاز کردند؛ به طوری که تاکنون برای قریب به اتفاق مجرمان حکم صادر شده و حتی بسیاری از آنان با تامین وثیقه آزاد شده اند. اما دیگر موضوع مورد اشاره هاشمی تن دادن صداوسیما به طرح اظهارات مدعیان تقلب بود. پیشنهادی که رئیس رسانه ملی هرگز آن را نپذیرفت. البته ضرغامی علت مخالفت خود را اخیرا و به صراحت بیان کرد: موسوی و کروبی میخواستند در رسانه ملی مستقیم به مردم پیام بدهند که این انتخابات باطل است و تا مشخصنشدن نتیجه انتخابات به خانههایشان برنگردند. این حرفها باطل و غیرواقعی است و طبیعی است که رسانه ملی به خاطر مسؤولیت سنگینی که دارد نمیتواند این پیشنهاد را بپذیرد. بر این اساس است که گفته می شود، با توجه به واقعیت های کنونی "پیشنهادهای هاشمی رفسنجانی" امکان طرح مجدد و عملیاتی شدن پیدا نخواهند کرد. با توجه به فاصله زیاد پیشنهادهای هاشمی با شرایط موجود، کارشناسان سیاسی معتقدند، اگر ادعای برخی رسانه ها و اشخاص حامی رئیس مجمع تشخیص درباره موضع او صحت داشته باشد، دیگر نباید منتظر حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه بود. در همین رابطه مطلب زیر را بخوانید
پس از انتخابات دوم خرداد ۷۶ بخت با گروههای چپ کشور که محوریت آنها را اعضای مجمع روحانیون مبارز و افرادی مانند محتشمی پور، انصاری ، کروبی ، مظفر و دعایی... بر عهده داشتند یار شد و آنها توانستند پیروزی غیر منتظره کاندیدای خود را جشن بگیرند. اما پس از اندک زمانی با چرخش و جابجایی قدرت در سطح تصمیم گیران پیروز میدان، گروه های باسابقه از صحنه تصمیم گیری محو شده و سکان هدایت این جریان ها به طیف عمدتا مطبوعاتی و دگراندیش از جمله تئوریسین های سازمان مجاهدین و گردانندگان روزنامه سلام و مجله کیان و عصر ما و ... سپرده شد.
ایدئولوگهای تندرو با استفاده از نیروها و سیاه لشکر شبهه روشنفکر خود اقدام به انتشار بیش از ۲۰ روزنامه و تصاحب خبر گزاری های دولتی نمودند که وظیفه آنها تخریب و تحت فشار گذاردن جناح شکست خورده برای واگذاری تمامی سنگرها و فتح تک تک آنها بود. چیزی نگذشت که این جناح به مدد همین توپخانه های سنگین و ساختار شکن توانست تمام مناصب دستگاههای دولتی ، وزارت اطلاعات ، مجلس ششم ، شورای شهر تهران و ... را تصاحب کند.
پس از این فتح بزرگ مهم ترین اشتباه اصلاح طلبان رقم خورد. پس از فتح تمام سنگرها که قائدتا باید گروههای خط شکن جای خود را با افراد و گروههای با تجربه و معقول جابجا می کردند اما آنها دیگر از خر مراد پیاده نشدند. دگراندیشان و گردانندگان رسانه های ردوم خردادی که عمدتا از تندروترین و ساختار شکن ترین طیف ها بودند از ضعف و انفعال عقلای خود سوء استفاده نموده و تمام جایگاهها از هدایت و برنامه ریزی تا اجرا و عملیاتی کردن برنامه ها را قبضه نمودند. ماحصل اقدامات تند آنها باعث شد پس از مدتی فضای جامعه بشدت متشنج و سیاست زده گردد و سکانداران سنتی این جریان تماما از قطار اصلاحات به بیرون و یا به حاشیه رانده شوند، حتی رئیس جمهوری که تناسب عقیدتی و رفتاری زیادی با آنها داشت .
اشتباه استراتژیک جناح موسوم به چپ باعث شد تا کنترل اسب راهوار سیاست و اداره کشور از افراد معتقد و با تجربه و دنیا دیده طیف چپ به عده ای افراد سیاست زده و هنجار شکن سپرده شود.
اما از دیگر سو جناح راست نیز پس از خارج شدن از شوک شکست سنگین وارده در انتخابات ۷۶ با یک همگرایی و وحدت نظر اقدام به آسیب شناسی و اصلاح رویه قبل خود نمود. این جناح توانست پس از چند سال با تحرکات اجتماعی و فرهنگی مانند انتشار روزنامه پر تیراژ فرهنگی و غیر سیاسی جام جم و عملکرد مردمی آقای احمدی نژاد در شهرداری تهران به ترمیم ذهنیت جامعه از خود بپردازد.
این عوامل در کنار اقدامات و درگیریهای گروههای تندرو اصلاح طلب و تکرار شعارهای غیر قابل هضم توسط اکثریت جامعه موجب شد آنها یکی یکی سنگرها را از دست بدهند. از شورای شهر دوم و مجلس هفتم و تشکل های صنفی گرفته تا بالاخره سکان ریاست جمهوری و داستانی که همچنان ادامه دارد.
در انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز در ابتدای امر با ورود میرحسین و کروبی و با توجه به ترکیب افراد نزدیک به آنها و اتخاذ مواضع سنجیده و منطقی اولیه آنها و همچنین به حاشیه راندن گروههایی مانند حزب مشارکت اینگونه استنباط می شد که گویا اصلاح طلبان پس از سالها پی به نقاط آسیب پذیر خود برده اند و اقدام به اصلاح درون سازمانی نموده اند اما دیری نپایید که آن خطای استراتژیک در اردوگاه اصلاح طلبان باز هم تکرار شد و پس از اندک زمانی حلقه نزدیک این دو کاندیدا کلا عوض شد و عوامل اصلی شکست یک دهه اخیر آنها مجددا بر گرد دو نامزد حلقه زدند و این دو شخص بازیچه گروههای ساختار شکن شده و عنان اختیار خود را در دست آنها دادند.
آنها نه تنها مجددا باعث شکست سخت این دو فرد شدند بلکه اندک آبرو و وجهه و سابقه آنها را نیز در پای مواضع غیر اصولی و نامتوازن سیاسی و عقیدتی خود ریختند و باعث شدند میر حسینی که عده زیادی در دو دهه گذشته منتظر حضور وی به صحنه سیاسی کشور بودند به مهره ای سوخته تبدیل و در جرگه مخالفان نظام قرار گیرد.
با توجه به عدم تغییر راهکارهای شکست خورده قبل در این گروه می توان ادعا نمود که امروزه جای مغز و پا در گروههای اصلاح طلب کشور ما کاملا عوض شده است. به همین خاطر می بینیم افرادی مانند کروبی و میرحسین همچون عمله ای بی اراده در دست افراد کوته فکر سیاسی مانند تاجزاده و قوچانی و ... پا در عرصه سیاست می گذارند و چشم بسته دستهای خود را به سوی سابقه انقلابی خویش گره می کنند و بیانیه های آتشین پشت سر هم صادر می کنند و با گرگهای BBC در شب تار می رقصند.
و تا زملانی که درب این جناح و سرنوشت عقلا و متدینین آن بر این پاشنه می چرخد همین آش خواهد بود و همین کاسه .
درپی انتشار اخبار و حدس و گمانهایی درباره تمایل دولت ایران به عادی سازی روابط سیاسی با دولت آمریکا و درخواست رسمی وزیر امورخارجه آمریکا برای برقراری روابط دیپلماتیک با کشورمان، سه تشکل دانشجویی باانتشار نامه سرگشاده ای خطاب به دکتر احمدی نژاد، به دولت دراین باره هشدار دادند.
به گزارش الف، متن کامل این نامه از این قرار است:
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر احمدی نژاد سلام علیکم
متاسفانه چند صباحی است اخباری مبنی بر تمایل و اشتیاق زاید الوصف دولت جنابعالی برای برقراری رابطه ی دیپلماتیک با کشور ایالات متحده و عدم شفافیت و اطلاع رسانی در این زمینه که به مثابه نا محرم دانستن مردم قلمداد می شود، موجبات نگرانی امت حزب الله را فراهم آورده است که از آن جمله می توان به سفر آقای متکی به کنسولگری پاکستان در واشنگتن و انجام مذاکراتی مبنی بر بازگشایی دفتر حافظ منافع در ایران و همچنین نطق های حمایت جویانه ی جنابعالی از سیاست های به اصطلاح متفاوت اوباما با اسلاف خود اشاره کرد. حال سوال اینجاست براستی چه تفاوت جدی در سیاست های اوباما بوجود آمده است که اینگونه آقایان برای انجام مذاکرات و برقراری رابطه روزشماری می کنند؟ آیا پیش شرطهای ما که توسط مقام معظم رهبری کرارا گوشزد شده مورد قبول طرف آمریکایی است؟ آیا آمریکا و باراک اوباما از خوی استکباری خود دست برداشته اند؟ آیا آمریکا و باراک اوباما به حمایت های بی دریغ خود از رژیم غاصب صهیونیستی پایان داده اند؟ آیا آمریکا و باراک اوباما دست از کشتار مسلمانان در عراق، افغانستان، یمن و پاکستان برداشته اند؟ آیا آمریکا دیگر کافر حربی نیست؟ آیا آمریکا و دولت اوباما از تصویب بودجه های ده ها میلیون دلاری سالانه ی خود برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران منصرف شده است؟ آیا حمایت های آشکار و غرض ورزانه ی دولت اوباما از جریان نفاق داخلی و اغتشاشگران پس از انتخابات را نمی بینید؟ آیا آمریکا و دولت اوباما به تحریم های خود علیه ملت ایران پایان داده اند؟ آیا دولت اوباما خود را متعهد به بازگرداندن اموال ایران می داند؟ آقای احمدی نژاد روی کار آمدن اوباما در آمریکا به عنوان یک جوان سیاه پوست دموکرات طرفدار صلح بر اساس نیاز مبرم این کشور به بازسازی چهره ی کریه و شیطانی خود در افکار عمومی جهانیان بود. آقای اوباما نیز با سردادن شعار مبهم و مجمل ” تغییر“ سعی در به اصطلاح از سرگیری فصل جدید روابط با کشورهای غیر دوست آمریکا را دارد. شعاری که با مشاهده ی رفتار های دولت اوباما جز عوامفریبی و دروغ بزرگ معنای دیگری نمی توان از آن برداشت کرد چرا که سیاست شیطان چیزی جز اغواء وتزئین نبوده و نیست. آیا این جمله ی حضرت روح الله که انگار برای چنین روزهایی بیان شده است را فراموش کرده اید : " از آنجا که منطقه در شُرف یک نهضت اسلامى عمومى است، امریکا دست به طرح قضایایى زده است تا بلکه بتواند دست مردم بىپناه منطقه را از سرنوشتشان کوتاه کند و متأسفانه بعضى از دولتها هم او را کمک مىکنند؛ طرح سادات و فهد یکى است. بر فرض که امریکا یک طرح صد در صد اسلامى- انسانى بدهد، ما باور نمىکنیم که آنها به نفع صلح و منافع ما گامى بردارند. اگر امریکا و اسرائیل «لا اله الّا اللَّه» بگویند، ما قبول نداریم؛ چرا که آنها مىخواهند سرِ ما کلاه بگذارند. سخنرانى در جمع اعضاى سازمان جنبش امل 6 آبان 1360
و یا بیانات اخیر مقام معظم رهبری در سالگرد 13 آبان که فرمودند: هر وقت که لبخندى به روى مسئولین جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت کردیم، دیدیم خنجرى در پشت سرشان مخفى کردهاند؛ از تهدید دست برنداشتهاند؛ نیتشان عوض نشده است. خندهى تاکتیکى، لبخند و روى خوش تاکتیکى، فقط بچهها و کودکان را فریب میدهد. یک ملت بزرگ با این تجربه، و مسئولین برگزیدهى یک چنین ملتى، اگر فریب بخورند، خیلى باید سادهلوح باشند؛ یا باید سادهلوح باشند، یا باید غرق در هوى و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافیت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند. والّا اگر مسئولین کشور باهوش باشند، دقیق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همهى وجود داشته باشند، گول لبخند را نمیخورند. حال سوال اینجاست که آیا شعار تغییر اوباما بالاتر از شعار " لا اله الا الله " است؟ آیا این مواضع و سخنان به اصطلاح صلح جویانه در سیاست های شیطان بزرگ مسبوق به سابقه نیست؟ امروز که آمریکا با گردابی از مشکلات اقتصادی داخلی، درماندگی در عراق و افغانستان و بحران مشروعیت نزد افکار عمومی جهان و به خصوص ملت های مستضعف و مسلمان روبرو شده است، آیا ساده لوحانه نیست که ما نیز وارد بازی جدید آمریکا برای بازسازی چهره ی او شویم؟ آیا دست به اصطلاح دوستی دراز کردن اوباما به سوی ایران که به تعبیر مقام معظم رهبری ”دستی چدنی با روکش مخملی“است برای سوء استفاده از چهره ی موجه و الهام بخش ایران نزد مسلمین و مستضعفین جهت مشروعیت بخشی به خود و فرار از باتلاق عراق و افغانستان نیست؟ آیا امروز وقت آن نرسیده است که اتفاقا هر چه بیشتر با زبان مطالبه گرانه به تفهیم اتهامات آمریکا پرداخته و با انتقام تاریخی مستضعفین از این ام الفساد قرن، بازی مزورانه و اغواگرانه ی شیطان بزرگ را بر هم زده و موجبات انزوای بیشتر استکبار جهانی را فراهم آوریم؟ آقای احمدی نژاد دولت و شخص جنابعالی با در پیش گرفتن سیاست انقلابی استکبار ستیزی در عرصه ی بین الملل، زمینه ی بسیار مناسبی برای رسوایی مستکبرین و امیدواری مستضعفین را فراهم آورد. این سیاست ها سبب گردید که موج جدید حرکات های ضدامپریالیستی با چشم امید داشتن به ایران در جهان به راه افتد؛ از اینرو هرگونه بی توجهی جنابعالی به عواقب و پیامدهای وخیم مذاکره و برقراری بی دلیل رابطه با شیطان بزرگ موجبات سر افکندگی، کور شدن چشم امید مستضعفین و تخریب وجهه ی انقلاب اسلامی را به همراه خواهد داشت. حال که ملت های مستضعف به نیمه ی راه پیروزی رسیده اند کسی حق ندارد با در نظر نگرفتن این شرایط خود سرانه اقدام نماید. از سوی دیگر امروز جریان نفاق جدید داخلی که سال هاست قبله ی آمال خود را کاخ سفید قرار داده و ماه هاست که به حذف و تغییر شعار ”مرگ بر آمریکا ” مبادرت ورزیده و با فرصت طلبی و سوء استفاده از شرایط به وجود آمده، علم استکبار ستیزی را بلند کرده تا بتواند بار دیگر با قرآن به سر نیزه کردن به بازسازی و تطهیر چهره ی خود بپردازد، جنابعالی باید با تدبیر و هوشمندی در رفتار و اقداماتتان زمینه ی تطهیر چهره ی آنان را از میان بردارید؛ هر چند که این جریان روبه صفت به زودی رسوا شده و موجبات انقراض آن فراهم می آید. در پایان به شما توصیه می کنیم تا با دست برداشتن از اعتماد بی جا و بی حد و حصر نسبت به حلقه ی بضعی اطرافیان که به نظر می آید با افکار التقاطی خود در مقام تئوریسین دولت برای مذاکره با شیطان بزرگ نیز برآمده و هنوز خاطره ی تلخ سخنانشان مبنی بر ”دوستی با ملت اسرائیل“ از یاد ملت اسلام نرفته است، از فراهم آمدن موجبات واگرایی امت حزب الله از دولت دهم و شخص خودتان جلوگیری به عمل آورید.
والسلام علی من التبع الهدی دفتر تحکیم وحدت جنبش دانشجویان جهان اسلام جنبش عدالتخواه دانشجویی
محمود احمدی نژاد با حضور در جمع نمایندگان مجلس از تشکیل ستادی برای زمین زدن دولت خبر داد و گفت که حتی رئیس ان را هم میشناسد.
به گزارش خبرآنلاین او که به همراه جمعی از وزرا و معاونانش به مجلس آمده بود، جزئیات بیشتر این ستاد را افشا نکرد و نامی هم از رئیس شناخته شده آن نبرد. به گفته سیدجلال یحیی زاده نماینده تفت و میبد رئیس جمهور تنها به بیان این نکات اکتفا کرد که «پیش از این برخی به دنبال جوسازی علیه دولت با حرف و حدیثهایی بودند اما درحال حاضر ستادی تشکیل دادهاند تا دولت را در زمینه اقتصادی زمین بزنند». البته احمدینژاد این کد را هم به نمایندگان داد که این ستاد همان جریانی است که سال گذشته بحران برنج را ایجاد کرده بودند. او که لایحه هدفمند کردن یارانهها را مهمترین برنامه اقتصادی 50 سال گذشته میخواند از اظهارات برخی نمایندگان که گفته بودند دولت به دنبال اسیب زدن به مردم با اجرای این لایحه هست نیز گلایه کرد. اما برخلاف محمدرضا فرزین سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی که دیروز بار دیگر اعلام کرده بود «دولت خواستار اصلاح ماده 13 در مجلس است و در غیراینصورت نمی تواند آن را اجرا کند»، حرفی در اینباره نزد. چه بسا علت این امر جلسه خصوصی وی با هیات رئیسه مجلس و رئیس کمیسیون ویژه طرح تحول اقتصادی بوده است که پیش از این نشست برگزار شده و طی ان درمورد راه حلی برای رفع اختلاف نظر دولت و مجلس گفت وگو کردند. در مهمانی شب گذشته مجلس و دولت که به میزبانی اهالی بهارستان برگزار شده بود، ساکنان پاستور یک به یک آمدند. پس از ورود وزرا و معاونان احمدینژاد (مشایی، ندیمی و رحیمی) و شخص رئیس جمهور، سه وزیر پیشنهادی دولت برای وزارتخانه های آموزش و پرورش، رفاه و نیرو در ابتدای این جلسه فرصت یافتند تا هر یک 10 دقیقه به معرفی خود و ارائه برنامههایشان بپردازند. حمیدرضا حاجی بابایی ترک مجلس پس از 14 سال را سخت دانست و وعده داد که رابطهای صمیمانه با مجلس داشته باشد، صادق محصولی از ناشناخته بودن تامین اجتماعی در ایران سخن گفت. پس از ان تریبون به روسای کمیسیونهای اقتصادی مجلس از حمیدرضا کاتوزیان گرفته تا ارسلان فتحی پور، مصباحی مقدم، حسین هاشمی و رضاعبدالهی و برخی نمایندگان همچون ثروتی، غفوریفرد، جلالیان، دولتآبادی و محمدیاری رسید تا از عواقب لایحه هدفمند کردن یارانهها و نگرانیهای مردم در این خصوص سخن بگویند. سخنران پایانی نشست شب گذشته، علی لاریجانی رئیس مجلس بود که به جمعبندی نظرات نمایندگان مجلس و دولت و ارائه راهکارهایی برای کاهش نگرانیهای طرفین پرداخت.
سیاست > انرژیهستهای - مجلس هشتم را باید در مورد نوع پیگیری مطالبات هستهای تکمیلکننده اندیشههای مجلس قبلی دانست.
این موضوع را در گفتوگوها و نوع نگرش طیف وسیعی از نمایندگان این مجلس و پیگیری آنها درمورد این پرونده به روشنی میتوان دید. اما آنچه شاید از اهمیت بیشتری برخوردار باشد نوع نگاه نمایندگان مجالس قبل است مثلاً برخی از نمایندگان مجلس ششم معتقدند بین مجالس هفتم و هشتم سهم مجلس هشتم بهتر و تخصصیتر بوده است و مجلس هفتمیها نیز در این مقایسه مجلس هشتم را ازششم برتر و تأثیرگذارتر و در نتیجه متخصصتر میدانند. درباره مسائل هستهای کشور و نوع تأثیرگذاری این مجلس در مقایسه با مجالس قبل بر روی پرونده هستهای با نماینده مردم کرمانشاه و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفتوگو کردیم. کرمیراد به تأثیرگذاری مجلس ششم نمره 10 و به مجلس هشتم نمره 18 را در مورد میزان تأثیرگذاریها داد. وی در ضمن صحبتهایش به مسئله مهمی نیز اشاره کرد و آن مسئله زیادهخواهی برخی از طرفهای مذاکره با ایران است که اگر ادامه یابد مجلس هشتم موظف است قانون خروج از NPT را تصویب کند. وی معتقد است که اگر پایمردی دولت نهم و مجلس هفتم و هشتم نبود در شرایط فعلی شاهد چنین شرایطی که وی در پرونده هستهای کشور نبودیم...
آقای کرمیراد اگر بخواهید مجالس قبلی را در میزان تأثیرگذاری بر پرونده هستهای مقایسه کنید چه نکات برجستهای در این باره میتوانید مرور کنید؟ به نظر میرسد که باید نقش مجلس و نقش دولت راجداگانه بررسی کنیم و نقش مجلس را در این باره کاملاً متمایز بدانیم. موضع مجلس ششم با موضع دو مجلس بعدی بسیار متفاوت بود و قطعاً مجلس هشتم به مراتب بهتر و قویتر اعلام موضع کرده است. نقش دولت نهم در این پرونده نیز بسیار بارز است. این دولت توانست با اقتدار نسبت به مطالبات به حق ملت که حق داشتن تکنولوژی هستهای در چهارچوب مقررات NPT است بایستد.
در ادامه آن سیاست بود که دولت دهم را در انتخابات برنده کرد که قطعاً به تأکیداتی که مقام رهبری در همان ایام نسبت به مسئله هستهای داشت پرداخته است. این دولت همان دولت است و مصمم به دنبال کردن روند رو به رشد و رو به جلوی هستهای است در حالی که این پرونده در دوره مجلس ششم و دولت هشتم دارای ضعفهای زیادی بود.
مصداقی صحبت کنید... اگر بخواهیم مصداقی صحبت کنیم همان زمان مسئله اطلاعات هستهای ما هم از طریق منافقین و هم از طریق برخی از نمایندگان مجلس منعکس شده و بازتاب آن در رسانهها و گزارشاتی که برای آژانس میرفت کاملاً ملموس و مشخص بود. در بررسیهای به عمل آمده نیز مشخص شد همین چراغ سبزی را که مجلس ششم داده بود در بیانات مقام رهبری هم آمده و اشاره شده بود. در ضمن تزلزلی که در اراده ملی ایجاد شد در مجلس ششم کاملاً محزر به نظر میرسد.
در مجلس هفتم تیم مذاکرهکننده هستهای تقریباً در حال تسلیم بود و شاید به تعبیری میخواستند جام زهر دوم را به رهبر بخورانند. در صحنه بینالملل نیز شروط زیادی آوردند و این مشابهت و تشابه را در بحث هستهای و در یک جنگ زرگری در مطبوعات مطرح کردند و دو سال داوطلبانه تعلیق دادند که به ضرر مردم بود.
اما تعلیق در زمان مجلس هفتم رخ داد... بله اما در ارزیابیهایی که بعداً به وجود آمد عملکرد بهتری را در مجلس هفتم ایجاد کرد و بیانیهای که صادر و قانونی که قرار به تصویب آن شد که اگر دست از لجاجت بر ندارند ما از NPT خارج میشویم بسیار راهگشا بود. دیپلماسی هستهای در مجلس هفتم به خوبی پایهگذاری شد و در مجلس هشتم به خوبی دنبال شد. برخی از موضوعات مربوط به مسائل هستهای در دستور کار مجلس است که اگر هر یک از دولتهای زیادهخواه بخواهند بازیهای سیاسی در بیاورند چه 1+5 و چه آمریکا قطعاً هر یک از این موضوعات به پیشخوان مجلس میآید و مجلسیان تدبیر لازم را به موقع اتخاذ خواهند کرد.
بنابر این گزینه خروج از NPT از دستور کار مجلس حذف نشده است؟ یکی از راهها خروج از NPT است. این اتفاق اگر بیفتد بنابر قوانین بینالمللی جدای از بحث آژانس فعالیتهایمان را ادامه میدهیم و این در حالی است که ما در دنیا ناعادلانه نگاه کردن به این مسئله را شاهد هستیم. شما به رژیم صهیونیستی نگاه کنید، این رژیم علاوه بر آن که بمب هستهای دارد و داشته است و مورد حمایت آمریکا و اروپا است هیچ قانونی برای برخورد با آن وجود ندارد، و لی در استفاده صلحآمیز ما از حقمان این همه فشار به ایران میآورند. در مجموع میخواهم به این نتیجه برسم که اگر این پایمردیها در دولت نهم و دهم و در مجلس هفتم و هشتم وحمایتهای رهبری و آحاد مردم نبود قطعاً ما به این نتیجه نمیرسیدیم که پرچم ما در قلل رفیع دارندهگان انرژِی هستهای باشد واین جای تبریک دارد.
نقش مجلس هشتم به صورت مشخص در پرونده هستهای چیست و چه تمایزی دراینباره با مجالس قبلی دارد؟ از این جهت که به هر حال هر چقدر هم در اینباره پیشرفت کرده باشیم باز هم اما در آستانه تحریمهای دوبارهایم و مدیریت این مسئله علاوه بر مسئولیت مستقیم دولت، مجلس نیز به عنوان نماینده مردم در آن مؤثر است. نقش مجلس در رایزنی با دولت در ارائه نظرات خود با مجلس را چطور ارزیابی میکنید و این که نقش مجلس را منفعلانه میدانید یا...
بدون هیچ گونه تعصبی میگویم تا در این موضوع به حامی دولت بودن متهم نشویم. حقیقت مسئله این است که صورت مسئله را که ما میبینیم تحریم است، اما ما 30 سال است که در حال تحریم هستیم و از این حرفها و شعارها را نیز زیاد شنیدیم. تحریم در بعد سخت آن عملیات نظامی است که معمولاً رژیم صهیونیستی و دولتمردان آمریکایی هر از چند گاهی در مورد آن صحبت میکنند. تهدید نظامی را به عنوان سیاست چماق و هویج در دستور کار قرار داده و از آن نیز بارها صحبت شده در حالی که واقعیت دیگر، این طرف مسئله است که ایران نیز از آمادگی قوی برای پاسخگویی به هر تحرک نظامی برخوردار است و دفاع ما همه جانبه خواهند بود. ارتش، سپاه و بسیج خود را برای یک نبرد نابرابر آماده کردهاند. به طور کلی دشمن میداند و وارد این معادله نخواهد شد ما هم میدانیم و حتی اگر یک درصد هم احتمال تهدید نظامی بدهیم برای این یک درصد، صددرصد نیروهای نظامی ما مجهز و آماده هستند، بدون هیچ نیازی برای دریافت تسهیلات و امکانات ما به پیشرفتهترین تکنولوژی تسلیحاتی دست یافتهایم و از طرفی انواع سلاح و موشک دوربرد و نفربر و مهمات را در اختیار داریم و اگر قرار باشد کشور ما تهدید شود بدیهی است که نخواهیم گذاشت آرامش برای کشورهایی باشد که حامی دشمنان ما هستند و به آنها اجازه دهند که از پایگاههایشان علیه ما استفاده کنند. از طرف دیگر بحث تهدید سیاسی و سوخت و انرژی است و امروز گفته میشود که به ما سوخت نخواهند فروخت. ما به حدی رسیدهایم که تحریم بنزین به جایی نخواهد رسید.
آغاز این مسئله از مجلس هفتم بود و دولت نهم هم اقدام کرد و سهمیهبندی بنزین برای خودروها طرحی شجاعانه بود که حرمت آمریکا برای تحریم بنزین را نیز خنثی کرد. امروز همین وضعیت پیش روی ما است و مردم دنیا و دولتمردان اروپایی و غربی اذعان دارند که 30 سال تحریم کردند و راه به جایی نبردند و نتیجه تحریمها موجب خودباوری و اعتماد به نفس جوانان ایرانی و دانشمندان ما شده است. همین تحلیل و ارزیابی نشان داد که ما دربحث مقابله با تهدیدها آنقدر مصمم هستیم که سایت جدید فردو را در دل کوهها ایجاد کردهایم که آن تهدیدهای نظامی را هم پیشبینی کنیم.
ما ملت مصممی هستیم و همین انسجام ملی ما درمقابل هر گونه تهدید خارجی قوی است و همه قومیتها و اقلیتها نیز در این اتحاد شرکت میکنند و حضور فعال داشته و از کیان ملت اسلامی دفاع خواهند کرد. من فکر میکنم با این حساب میتوانیم بگوییم تهدیدها چه از بعد نرم چه سخت به جایی نخواهد رسید و ما با تصویب طرح هدفمند کردن یارانهها به جای برخی از یارانههای ناحق و ناعادلانه میتوانیم از برخی پالایشگاههای نفت و میعانات گازی و سوخت استفاده کنیم و دیگر نیازی به دنیای خارج نخواهیم داشت.
اگر بخواهید به سه مجلس در زمینه تأثیرگذاری بر پرونده هستهای نمره بدهید چه رتبهای خواهید داد؟ مجلس ششم را ناپلئونی 10 میدهم و هفتم را بین 15 تا 17 و مجلس هشتم که در نیمه راه هستیم 17 یا شاید 1
البته اعضای مجالس قبل بر این اعتقادند که مجلس هشتم هنوز کار خاصی در اینباره نکرده است؟ نه این طور نیست و بیانیهها و اعلام موضعهایی که در کمیسیون امنیت ملی شده بسیارمؤثر بودهاند.
روز دوشنبه به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی مناظرهای با حضور مصطفی کواکبیان، نماینده مردم سمنان در مجلس هشتم و عضو فراکسیون اقلیت مجلس و حجتالاسلام رسایی نماینده مردم تهران در مجلس هشتم و عضو فراکسیون اصولگرایان، با محور "قانون و قانونگرایی از منظر امام خمینی(ره)" برگزار شد.
به گزارش رجانیوز در این جلسه علی رغم سنت همیشگی یک جریان مشخص دانشجویی که با هدف ایجاد آشوب در چنین جلساتی شرکت می کنند، و با وجود تلاش چند نفر از این افراد برای خارج کردن فضای جلسه از حالت عادی، دانشجویان حاضر در جلسه علی رغم اختلاف سلیقه ها با متانت شاهد این مناظره بودند.
در این مناظره، ابتدا مصطفی کواکبیان گفت: اگر به طور مجمل بگوییم مهمترین ویژگی حکومت و مردمسالاری دینی، قانون و قانونگرایی است، گزاف نگفتیم. یعنی حتی ولی فقیه هم باید تابع قانون باشد. حضرت امام (ره) نیز بر بحث قانونگرایی تاکید داشتند و حتی در بحث آزادیهای سیاسی تاکید ویژه ایشان این بود که آزادی باید در چارچوب قانون باشد. ایشان میفرمودند حتی مارکیسیتها هم در جمهوری اسلامی آزادند تا در چارچوب قانون عقاید خود را بیان کنند لذا اگر آزادی احزاب، اجتماعات و انتخابات را شاخصهای آزادی سیاسی بدانیم همه باید بر محور قانون تحقق یابد.
کواکبیان ادامه داد: عدهای واقعا طبع خودسری و دور زدن قانون را دارند که اگر به قدرت برسند و بر آن تکیه بزنند، بسیار خطرناک است. اینها با هرگونه آزادی مخالفت میکنند.
نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: دو دسته نظرات مخلتفی نسبت به آزادی دارند یکی گروهی که معتقدند آزادی مانند یک نسیم صبحگاهی است که گرد و غبارهایی را با خود دارد و ترجیح میدهند به خاطر این گرد و غبارها تیغهای میان خود و آزادی بکشند و با آن کاری نداشته باشند. عده دیگر نیز از آن سوی بام افتادهاند و معتقدند که باید پنجره را باز گذاشت تا نسیم آزادی همراه با گرد و غبارهای آن وارد شود؛ اما دیدگاه ما این است که میتوان پنجرهای داشت با توری مناسب که نسیم آزادی در آن بوزد و گرد و غبار داخل نیاید و این توری همان قانون است.
نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: آزادی احزاب، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی انتخابات 4 شاخصه در دیدگاه امام (ره) هستند که باید همواره در چارچوب قانون باشد، یعنی اگر ما بر اساس اصل 26 قانون اساسی احزاب میتوانند فعالیت کنند، باید در چارچوب موازین قانونی باشد.
کواکبیان اضافه کرد: اگر آزادی بیان بر اساس اصل 24 قانون مجاز است، این آزادی نباید مخل مبانی اسلام و قانون باشد. همچنین آزادی مطبوعات و انتخابات نیز باید بر مبنای قانون صورت گیرد. امام خمینی (ره) در یکی از سخنان خود خطاب به بنیصدر که به عنوان اولین رئیسجمهور مدعی شده بود قانون را قبول نداریم و میخواست در چارچوب آن فعالیت نکند، فرموده بودند: " بعضیها میگویند ما قانون را قبول نداریم شما نمیتوانید قانون را قبول نداشته باشی، تو غلط میکنی قانون را قبول نداری؛ قانون تو را قبول ندارد."
نماینده مردم سمنان در ادامه تصریح کرد: پس مهمترین ویژگی یک نظام مردمسالاری که امام خمینی (ره) بارها بر آن تاکید داشتند، تابعیت قانون و قانونمداری افراد و مسئولان جامعه است و قانون در جامعه مردم سالار برای همه افراد یکسان است.
در ادامه حجتالاسلام رسایی نیز طی سخنانی با بیان اینکه من و آقای کواکبیان علی رغم اختلافات مبنایی که با هم داریم ، هر دو نقاط مشترکی داریم از جمله اینکه هر دو به حضرت امام(ره) اعتقاد داریم، گفت: حضرت امام(ره) یک فرد قانونگرا بود اما نه هر قانونی. به هر حال در زمان شاه هم قانون وجود داشت و برخی قوانینی که حقوقدانان آن زمان تصویب کردند به دلیل آنکه منافاتی با مبانی دینی و مذهبی ما نداشت، امام بر آنها مهر تایید زد.
رسایی گفت : این نشان میدهد که حضرت امام(ره) قانونگرا بودند ولی هر قانونی مورد تایید حضرت امام(ره) نبوده کما اینکه مورد تایید ما هم نیست؛ اما حضرت امام(ره) ساز و کاری را تعیین کردند که بر مبنای مردم و مبانی دینی قرار داشت. یعنی مجلس شورای اسلامی از یک سو طرحی را تصویب میکند و پس از آن شورای نگهبان که ترکیبی از فقهای علوم دینی و حقوقدانان است بر آن نظارت میکنند که این قوانین مخالفتی با شرع و قانون اساسی نداشته باشد و هر کسی که میخواست از این دایره و محدوده حرکت کند حضرت امام(ره) او را دیکتاتور خطاب میکرد و انگشت بدنامی را به سوی او میگرفت.
نماینده تهران سپس به عنوان نمونه جمله از حضرت امام(ره) را به نقل از صحیفه امام(ره) قرائت کرد : "چنانچه یک قانونى بر خلاف نظر من بود، من بیایم بیرون و هیاهو کنم که من این قانون را قبول ندارم، این قانون خوب قانونى نیست. قانون خوب است، شماها باید خودتان را تطبیق بدهید با قانون، نه قانون [خودش را]با شما تطبیق بدهد. اگر قانون بنا باشد که خودش را تطبیق بدهد با یک گروه، تطبیق بدهد با یک جمعیت، تطبیق بدهد با یک شخص، این قانون نیست. قانون در رأس واقع شده است و همه افراد هر کشورى باید خودشان را با آن تطبیق بدهند. اگر قانون بر خلاف خودشان هم حکمى کرد، باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کنند، آن وقت است که کشور کشور قانون می شود. اگر یک جایى عمل به قانون شد و یک گروهى در خیابانها بر ضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند، این همان معناى دیکتاتورى است که مکرر گفته ام که قدم بقدم پیش میرود، این همان دیکتاتورى است که به هیتلر مبدل می شود انسان، این همان دیکتاتورى است که به استالین انسان را مبدل می کند. اگر قانون در یک کشورى عمل نشود، کسانى که میخواهند قانون را بشکنند اینها دیکتاتورانى هستند که به صورت اسلامى پیش آمده اند یا به صورت آزادى و امثال این حرفها ."
رسایی سپس گفت : بنا بر این قانون شکنان روی پیشانی شان ننوشته اند که ما قانون شکنیم ! همیشه آنها از عناوین دیگر استفاده می کنند. لذا اگر ریشه و مبنا، حضرت امام(ره) است نظر ایشان این است. بله اگر کسی حضرت امام(ره) را قبول ندارد ، خب با او باید طور دیگر بحث کرد.
حضرت امام(ره) در جای دیگر فرموده اند : "نمی شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط می کنى قانون را قبول ندارى! قانون تورا قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسى پذیرفت، که ما شوراى نگهبان را قبول نداریم. نمی توانى قبول نداشته باشى."
حضرت امام(ره) در جایی دیگر نیز می فرمایند: "قانون معنایش این است که [همه] چیزها [را] به حسب قانون اسلامى، به حسب قانون کشورى که منطبق با قوانین اسلام است، همه را، وظیفه شان را قانون معین کرده.
بعد از آن که قانون وظیفه را معین کرد، هرکس بخواهد که برخلاف او عمل بکند، این یک دیکتاتورى است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهى خواهد کشید و این کشور وقتى به تباهى کشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم شدند، این همان وظیفه اى که براى ابرقدرتها باید انجام بدهد این آدم انجام داده، ولو خودش نمی فهمد، اگر بفهمد که دیگر مصیبت بالاتر است، لکن خودشان ملتفت نیستند."
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: حضرت امام(ره) میگوید گاهی فرد دیکتاتور میشود و در راستای منافع استکبار حرکت میکند بدون آنکه خودش متوجه شود، این مشکل امروز جامعه ما نیز هست و رهبر معظم انقلاب نیز به عدهای پیام دادند که این کارها راه به جایی نمیبرد و اوضاع از دست خودتان هم در می رود، اما متاسفانه گاهی شجاعت بازگشت وجود ندارد. حضرت امام(ره) حتی در جایی دیگر در مورد خودشان هم می فرمایند: "اگر من هم سخنرانى کردم که مخالف با دستور اسلام بود و براى ایجاد تشنج و براى گرفتار کردن ملت مسلمان ما، که خونها داده است در راه اسلام، اگر من هم این کار را بکنم، موظف شرعى هستند این ارگانهاى انتظامى و نظامى که من را بگیرند و به دادگاه بسپرند، این استثنا ندارد."
حال دوستان ما شاکیاند که چرا 140 نماینده مجلس از فردی شکایت کردهاند. این دستور حضرت امام(ره) است نه حرف ما (تشویق دانشجویان) وقتی حضرت امام(ره) چنین درباره خود میفرمایند دیگر استثنایی وجود ندارد چه رسایی باشد، اون بگوید من نماینده دولتم ، من نخست وزیر فلان جا هستم! (تشویق دانشجویان و هو هو توسط دسته ای دیگر از دانشجویان).
ببینید حضرت امام(ره) در ادامه چه می فرمایند: "گوشهاى خودتان را باز کنید، من همان طورى که با شاه عمل کردم و هم ملت ما همان طورى که با محمد رضا عمل کرد، با اشخاصى که بخواهند فساد ایجاد کنند، با اشخاصى که زاید بر صحبت، بخواهند تشنج ایجاد کنند، با اشخاصى که می خواهند صف آرایى بکنند در مقابل دادستانى، در مقابل مجلس، در مقابل ارگانهاى دیگر، من همان خواهم کرد که با محمدرضا[کردم]، امروز وسایل در دست است، و شماها منزوى خواهید شد."
رسایی گفت : یعنی از نظر حضرت امام(ره) فردی که بر خلاف این مجرا حرکت می کند می شود دیکتاتور و می شود مثل محمدرضا و تکلیف چنین فردی معلوم است.
در ادامه این مناظره، کواکبیان در واکنش به گفتههای رسایی اظهار کرد: اینکه ایشان به مستندات سخنان حضرت امام(ره) اشاره کردند ما هم استفاده کردیم . البته حضرت امام(ره) چند سیره عملی دارد که آنها را مشخص کرده. اینکه در زمان طاغوت هم قانون داشت درست است؛ اما حضرت امام(ره) اساسا رژیم ستمشاهی را باطل میدانست به همین دلیل نیز قوانین آن را قبول نداشت و آنها را نیز باطل تلقی میکرد. ایشان حتی در زمینهی آن قوانین فتوای شرعی دادند که اگر دادستانی زمان طاغوت حق مسلم شما را داد ، گرفتن آن حق هم امر باطلی است. درست است، حضرت امام(ره) قانون را قبول داشتند و حتی وقتی در نوفل لوشاتو بودند معتقد داشتند که قانون کشوری که در آن هستند باید رعایت شود. البته تاکید امام بر رعایت موازین شرعی همراه با نظر و دیدگاههای مردم بود. در واقع همهی حسن قانون این است که مردم زندگی مسالمتآمیز و با نشاطی داشته باشند.
کواکبیان افزود: مردم در زمان حضرت امام(ره) ، بنیصدر را انتخاب کردند و با آنکه حضرت امام(ره) با او مخالف بود اما چون مردم او را انتخاب کرده بودند حضرت امام(ره) نیز حرفی نزد. پس مساله قانون همراه با اکثریت مردم دیده می شود.
من از آقای رسایی میخواهم که نگویند نخستوزیر فلان جا، اسم بیاورند آقای موسوی نخستوزیر حضرت امام(ره) بودند و هشت سال دفاع مقدس.(هو هو و تشویق دانشجویان) حال اینکه با ایشان بد هستند موضوع دیگری است، اما در مناظرهای در محیط فرهنگی به ادبیاتشان بیشتر توجه کنند.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: آقای رسایی صحبت از شکایت به میان میآورند و باید بگویم خود کلمه این شکایت از نظر حقوقی غیرقانونی است؛(کف زدن تعدادی از دانشجویان) شکایت همیشه باید در زمانی باشد که شاکی متضرر شده است، 140 نفر که هیچ، همه مجلس میتوانند اعلام جرم کنند این دیگر نیازی به نماینده بودن یا نبودن ندارد در این صورت من هم به شخصه از آقای احمدینژاد اعلام جرم میکنم؛ (هو هو و تشویق دانشجویان) اما شکایت قواعد خود را دارد.
کواکبیان خطاب به رسایی گفت: آقای رسایی اگر قرار باشد مسئله انتخابات مطرح شود، ما خیلی حرفها داریم. تا دلتان بخواهد پس از انتخابات بیقانونی شده، (تشویق دانشجویان) من در مجلس هم گفتم که اگر همهی موارد این دادگاهها درست باشد، اما در قانون آمده که جرایم سیاسی باید با حضور هیات منصفه برگزار شود. در حالیکه هیچ هیات منصفهای وجود ندارد. بازداشت و تفهیم اتهام باید بر اساس قانون باشد و 24 ساعت نباید بیشتر طول بکشد، در آیین دادرسی ما در طول یک قرن اولین بار است که چیزی به نام کیفرخواست عمومی را میشنویم، (هو هو و تشویق دانشجویان) اینها همه خلاف قانون بود، اگر نبود که رهبر معظم انقلاب کهریزک را تعطیل نمیکرد و مراجع هم تاکید نمیکردند که باید به کوی دانشگاه رسیدگی شود (هو هو و تشویق دانشجویان).
کواکبیان با بیان این اعتقاد که ما متاسفانه با دولتی مواجه هستیم که صددرصد غیرقانونی عمل میکند، ادامه داد: اینکه میگویم صددرصد، دلیل دارم، (تشویق دانشجویان) مجلس هفتم تصویب کرد که شوراهایی که دولت تعطیل کرده باید مجددا احیاء شوند سپس این طرح به شورای نگهبان رفت و از آنجا به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت و در آنجا تصویب شد که این حرف درست است و این شوراها باید احیاء شوند؛ اما 9 ماه از این مصوبه میگذرد و هنوز هیچ خبری نیست و یا در مورد دیگری مانند کاهش ساعات کار ادارات در ماه رمضان که حتی آقای لاریجانی نامه نوشت که این مورد خلاف قانون است اما تا آخر ماه رمضان اگر شما دیدید که به این مصوبه عمل شد ما هم دیدیم. یا مورد دیگر اینکه طبق گزارش دیوان محاسبات برای سال 1385 و 86 (هنوز گزارش سالهای 87 و 88 ارائه نشده) که رسما در مجلس خوانده شده، آمده که این دو سال تا بخواهیم دولت تخلف کرده و حتی در سال 1385 یک میلیارد دلار از بودجه دولت گم شده (تشویق دانشجویان) و خداوند سالهای 87 و 88 را به خیر کند و معلوم است کسی که به قانون مجلس این گونه عمل میکند احتمالا عقیدهای به اجرای قانون ندارد.
حمید رسایی در ادامه در پاسخ به سخنان کواکبیان گفت: آقای کواکبیان حالا اگر هم من گفته باشم نخستوزیر فلان جا این چیز مهمی نیست که شما آن را بزرگ نمایی کنید. ببینید دوستان من قبلا هم با آقای کواکبیان مناظره کردم که موضوع آن اصلاح طلبی و اصولگرایی از منظر حضرت امام(ره) بود اما متاسفانه ایشان دائما می رفت در جاده خاکی و از حضرت امام(ره) سخن نمی گفت . (هو هو و تشویق دانشجویان)
آقای کواکبیان ما آمدیم اینجا از اندیشه های حضرت امام(ره) صحبت کنیم نه آنچه در دل و باطن خودمان است . (تشویق دانشجویان) آقای کواکبیان می گوید خجالت نکش و اسم موسوی را بیاور! آقای کواکبیان من خجالت بکشم ، چرا ؟ با صدای بلند و رسا می گویم موسوی شما به تعبیر و اسناد حضرت امام(ره) یک دیکتاتور است(هو هو و تشویق دانشجویان) چرا من باید خجالت بکشم که موسوی را با صحبتهای حضرت امام(ره) تطبیق میدهم. (هو هو برخی دانشجویان)
رسایی به نقل از حضرت امام(ره) گفت : "بعد از اینکه یک چیزى قانونى شد دیگر نق زدن در آن، اگر بخواهد مردم را تحریک بکند، مفسد فى الارض است؛ و باید با او دادگاهها عمل مفسد فى الارض بکنند" (تشویق دانشجویان).
و اگر نه، رأى می دهد آرام. با رأى آرام هیچ کس مخالف نیست. شما می گویید که نخیر، اینکه گفتند اینها اشتباه کردند؛ ولى ما در مقام عمل قبول داریم. رأیمان این است که اینجورى نیست؛ اما در عمل ملتزم هستیم. این هیچ مانعى ندارد."
در این هنگام تنشهایی میان برخی دانشجویان حاضر در جلسه رخ داد که رسایی با اشاره به این تنش ها گفت: همیشه وقتی بحث به استدلال می رسد و مدارکی رو می شود ، همین رفتارها هم توسط برخی آغاز می شود. کسی که در جلسهی مناظره مینشیند، باید تحمل آن را داشته باشد. حال میخواهد انقلابی باشد یا خدای نکرده ضدانقلاب.
کواکبیان نیز در پاسخ به این گفتههای رسایی گفت: آقای رسایی تمام دانشجویان ما انقلابی هستند و ما در این جمع ضدانقلاب نداریم ،
رسایی هم بلافاصله گفت : قطعا نداریم همه این دانشجویان طرفدار این بیانات امام هستند: "مردم رأى دادند به اینها، مردم شانزده میلیون تقریباً یا یک قدرى بیشتر رأى دادند به قانون اساسى. مردمى که به قانون اساسى رأى دادند منتظرند که قانون اساسى اجرا بشود؛ نه هرکس از هر جا صبح بلند می شود بگوید من شوراى نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسى را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئیس جمهور را قبول ندارم، (تشویق دانشجویان) من دولت را قبول ندارم. نه! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، ولو برخلاف رأى شما باشد. باید بپذیرید، براى اینکه میزان اکثریت است؛" (هوهو توسط تعدادی از دانشجویان)
رسایی با توجه به هو کشیدن برخی گفت : بله همیشه وقتی مستندات رو می شود، عده ای شروع می کنند به همین رفتار و سپس ادامه داد : از نظر حضرت امام(ره) میزان رای اکثریت است (تشویق دانشجویان) و شانزده سال با چماق میزان رای اکثریت است عدهای بر سر حزبالله میکوبیدند، (هو هو و تشویق دانشجویان) آقای کواکبیان شما که میگویید نظر حضرت امام(ره) همراهی نظر مردم بود، (عده ای از دانشجویان در انتهای سالن شروع کردند به کف زدن که رسایی گفت : بله طبق معمول عده ای برای بهم ریختن جلسه شروع به کار کردند که این جمع مجبور شدند کف زدن را قطع کنند.)
رسایی خطاب به همکار مجلسی اش گفت : آقای کواکبیان لطفا مستند از حضرت امام(ره) سخن بگویید . این که حضرت امام(ره) گفت قانون باید با نظر مردم همراه باشد یعنی چه ؟ حضرت امام(ره) که من جمله ایشان را خواندم که خطاب به آنها فرمود برخی بی قانونی را به اسم مردم انجام می دهند والا برادر عزیز مردم ما و اکثریت نظرشان را پای صندوقهای رای میگویند. (تشویق دانشجویان) در طول دوره های قبل هم همین طور بوده، مگر زمان آقای خاتمی اینطور نبود.
در این هنگام عدهای از دانشجویان فریاد زدند، نه، نه که رسایی پاسخ داد: آفرین! اگر این طور است پس معنایش این می شود که دولت آقای هاشمی تقلب کرده است چون مجری انتخابات ایشان بود؟! (تشویق دانشجویان). آقای کواکبیان اگر دو روزنامه بگویند که انتخابات قابل قبول نیست که نمی شود، آن هم روزنامههایی که وقتی شب آقای احمدینژاد در تلویزیون قرار مصاحبه داشته باشند ولی مصاحبه ایشان لغو می شود ، فردا صبح آن روز نقد گفتههای رییس جمهور را در روزنامه میزنند! (تشویق دانشجویان) آنها خود را صدای عدالت و مردمسالاری میدانند، نخیر این خبرها نیست. نظارتها باید جدیتر شود.
در این جا یکی از دختران که از انتهای سالن در حال داد زدن بود که رسانه های دروغگو فقط ایرنا، فارس و کیهان که رسایی با سکوت خود اجازه داد صدای این فرد شنیده شود و بعد گفت : خب ، معلوم شد از این همه جمعیت ، فقط ایشان این اعتقاد را داشت که باز هم دانشجویان تشویق کردند.
وی افزود: آقای کواکبیان میگویند شاکی باید متضرر باشد آیا وقتی 40 میلیون نفر رای دادند و عزت و افتخار را برای این کشور آفریدند اینها متضرر نشدند؟ (تشویق دانشجویان) آقای کواکبیان این رسایی نیست که میگوید باید از آن شخص شکایت کرد، بلکه خمینی است که می گوید باید از این شخص شکایت کرد (تکبیر دانشجویان بهمراه تشویق و در مقابل عده ای از دانشجویان گفتند یا حسین میر حسین) آقای کواکبیان گفتند پس از انتخابات بیقانونی صورت گرفته، آقای کواکبیان دیکتاتوری قدم به قدم است، حواستان جمع باشد. مسیر قانونی در کشور ما مشخص شده لطفا بگویید که در کجای این مسیر بی قانونی شده است ؟
رسایی در ادامه پرسید: ایشان میگویند هیات منصفه وجود ندارد و سوال من این است در دورهی آقای میرحسین تا زمانی که آقای موسوی اردبیلی رییس قوه قضائیه بود و آقای صانعی دادستان، هیات منصفه کجا بود؟ (تشویق دانشجویان) چرا دادگاههای آن روز قانونی بودند و امروز بیقانون شدند؟ دیکتاتوری یعنی همین (تشویق مجدد دانشجویان)
رسایی ادامه داد: آقای کواکبیان دیوان محاسبات منصوب ما نمایندهها است. حال اگر شما آقای رحمانی فضلی را قبول ندارید به ما چه؟ این دیوان محاسبات اعلام کرده که گم شدن یک میلیارد دلار دروغ بزرگ انتخابات است (تشویق دانشجویان) البته آقای کواکبیان شما هم می دانید که دیوان اعلام کرده در دوره آقای خاتمی شش میلیارد دلار کم آمد و هیچ کس هم پاسخی نداد؟!( تشویق دانشجویان).
کواکبیان در ادامه این مناظره خطاب به رسایی اظهار کرد: متاسفانه آقای رسایی خودش جو را متشنج می کند (هم همه دانشجویان و اعتراض) تعابیری که به کار میبرید تحریککننده است. هی می گویید که یک عده قصد بهم ریختن جلسه را دارند. خود شما این جلسه را دیکتاتوری میکنید. (هم همه و اعتراض دانشجویان) اینکه ایشان می گوید من جاده خاکی رفته ام ، خب کی بود که در جلسه موضوع شکایت را مطرح کرد؟ من که داشتم از حضرت امام(ره) حرف می زدم (هم همه و خنده دانشجویان) ما هرجا که کم می آوریم خود را پشت سر حضرت امام(ره) و ولایت پنهان میکنیم (هو هو و اعتراض دانشجویان) باید بگویم پوست و گوشت این دانشجویان اعتقاد به حضرت امام(ره) است.(هو هو و تشویق دانشجویان) یکی از موارد دیکتاتوری این است که دانشجو را در مقام افراد ضد ولایت فقیه قرار میدهیم در صورتی که هیچ کس این گونه نیست.
وی ادامه داد: ما در روزنامه مردم سالاری این تیتر را زده بودیم که "با سخنرانی نمیتوان کشور را اداره کرد" و این تیتر برای برخی مشکلساز شده بود، اما چرا صدا و سیما را نمیگویید که از چندین روز قبل زیرنویس میکرد که این آقا فلان ساعت سخنرانی دارد.
کواکبیان درباره صحبتهای رسایی در خصوص دادگاههای فعلی گفت: من تاسف می خورم برای آقای رسایی ! آیا شما دادگاههای فعلی را با دادگاههای منافقین ضداسلام یکی می گیرید؟ (هم همه دانشجویان و بله بله) زیرا در آن دادگاهها افرادی محاکمه می شدند که می گفتیم برانداز و منافق هستند و قبل از این می گفتیم ما زندانی سیاسی نداریم. آیا آنها زندانی سیاسی بودند؟
این نماینده مجلس با بیان این که کسی که تا چند ماه پیش وزیر بوده و فردی که در این کشور خدمت کرده آیا اینها برانداز بودند؟ حتما باید دستگاه قضایی هم برایش حکم صادر کند. در صورتی که این گونه نیست و نهایتا ما در مورد آنها می گوییم که جرم سیاسی داشتهاند.
وی در مورد این که رسایی گفت چرا شما درباره انتخابات صحبت نمیکنید؟ پاسخ داد: چون رهبری فرمودهاند که درباره انتخابات حرف نزنید ، بنده در مجلس هم گفتم که فرمایشات رهبری و قانون فصلالخطاب است و الا من یک سینه سخن دارم.
کواکبیان با بیان این که ما می توانستیم صفا و صمیمیت پیش از انتخابات را ادامه دهیم، اظهار کرد: در 25 خرداد مردم در نهایت سکوت راهپیمایی برگزار کردند که یک شعار انحرافی هم ندادند ولی چه شد که بعد از آن حوادثی اتفاق افتاد و جو کشور امنیتی شد. آیا نمی شد سهام عدالت را شش ماه زودتر پرداخت کرد؟ اینها موثر بود. انتخابات تمام شد کاری کنیم که حوادث پس از انتخابات هم تمام شود، البته باید گفت عدهای نفعشان در فتنه و شلوغکاری است (هم همه و اعتراض دانشجویان).
در ادامه مناظره، رسایی اظهار کرد: من از همین آخر شروع کنم ، آقای کواکبیان این که یک عده نفعشان در فتنه است یعنی چه؟ تکلیفتان را با بیانات حضرت امام(ره) مشخص کنید! این حرفهایی که من میگویم از حضرت امام(ره) است، یعنی حضرت امام(ره) آن روز فتنهگر بود؟ ( در ایجا دانشجویان هم همه و اعتراض کردند که رسایی گفت : این کار شما یعنی آقای کواکبیان نمی تواند از خودش دفاع کند که دانشجویان دیگر تشویق کردند) در مورد دادگاههای دوره آقای اردبیلی و صانعی ایشان می گوید که در آنجا برانداز بودند و منافق ، باید بگویم مگر در قانون اساسی آمده که ضد انقلاب هیات منصفه نمیخواهد ولی برای افراد دیگر باید هیات منصفه گذاشت؟
رسایی با بیان این سوال که تشخیص این که برانداز کیست برعهده چه کسی است؟ گفت : تشخیص این امر در آن روز با ولی فقیه زمان بود و امروز هم با ولی فقیه زمان است. در واقع تشخیص براندازی با دستگاههایی است که ناظر هستند و اگر به آن دستگاهها اعتماد نداشته باشیم، ولایت فقیه است. (تشویق دانشجویان).
وی افزود: شما می گویید که ما در دوره آقای اردبیلی و صانعی زندانی سیاسی نداشتیم ، این را شما می گویید ولی در آن زمان هم امثال مسعود رجوی میگفت ما زندانی سیاسی هستیم . امروز هم منافقین جدیدی که در زندانند میگویند زندانی سیاسی هستند. ( تشویق دانشجویان)
رسایی گفت : ما انتظار داشتیم شما برای یک بار هم شده به حضرت امام(ره) استناد کنید که نکردید اما بنده استناد می کنم . حضرت امام(ره) می فرمود : "اگر همه اشخاصى که در کشورمان هستند و همه گروههایى که در کشور هستند و همه نهادهایى که در سرتاسر کشور هستند به قانون خاضع بشویم و قانون را محترم بشمریم، هیچ اختلافى پیش نخواهد آمد. اختلافات از راه قانون شکنیها پیش می آید. اگر قانون حکومت کند در یک کشورى [اختلافى دیگر نخواهد بود]."رسایی ادامه داد: شروع کننده این حوادث امثال من نبودند کسانی بودند که بیانیه میداند و حمله می کردند به پایگاههای بسیج (تشویق دانشجویان)
رسایی با قرائت ادامه بیانات حضرت امام(ره) گفت : "به قانون هم عمل کنیم و هم خاضع باشیم در مقابل قانون قانون براى همه است. البته چنانچه به قانون بخواهند عمل کنند و یک دزدى را به جاى خودش بنشانند، آن دزد صدایش در می آید."(تشویق دانشجویان) ،
رسایی گفت : این آقای موسوی نامه نوشت به آقای منتظری به عنوان رهبر دینی و سیاسی، نظر حضرت امام(ره) درباره منتظری چه بود؟ ( در این جا برخی از دانشجوان گفتند آیت الله منتظری که رسایی گفت این شخص مطرود حضرت امام(ره) بود که برخی شروع کردند به هو کردن. رسایی بعد از بیان قسمتهایی از بیانات حضرت امام(ره) خطاب به کواکبیان گفت: آقای کواکبیان این هو به چه کسی بود؟ شما جملات حضرت امام(ره) را درباره منتظری بخوان و ببین که آیا اینها حضرت امام(ره) را هو میکنند؟ ما می گوییم شما عوض شدید!
وی افزود: شما می گویید که از انتخابات نگو ، ما حضرت امام(ره) مرده نیاز نداریم ما به امامی نیاز داریم که به درد امروزمان بخورد. بعد از پیامبر هم عده ای امام زنده و حی را رها کردند و فقط از امام و پیامبری که در حیات نبود صحبت کردند . بنده حدود ده و 12 سال پیش با یکی از دوستان دوم خرداد صحبت می کردم و به او گفتم که مبانی شما به جایی می رسد که پیامبر را هم انکار میکنید.
وی درباره تیتر روزنامه مردمسالاری با این عنوان که "مشکل گرانی با سخنرانی حل نمیشود"، گفت: بله مشکل گرانی با سخنرانی حل نمی شود بلکه مشکل گرانی با رفتن به استانها و 30 سفر استانی حل می شود. (تشویق دانشجویان)
رسایی گفت : شما تیترتان همین است که می گویید ولی سرمقاله خود را به نقد صحبتهای رییسجمهور اختصاص دادهاید!
کواکبیان گفت سرمقاله را بخوان که رسایی با قرائت تاریخ روزنامه گفت هر کس خواست مراجعه کند من وقتم را صرف سر مقاله شما نمی کنم ، من می خواهم بیانات حضرت امام(ره) را برای دانشجویان بخوانم. .
رسایی با بیان این که اغتشاشات از مناظره شروع نشد گفت: چون مردم در پیش از انتخابات و بعد از مناظره با این که در خیابانها می آمدند و شعار می دادند ولی دست به روی هم بلند نکردند، اما عدهای طراحی کردند که اگر رای نیاورند در خیابانها بریزند. (تشویق دانشجویان) شما می گویید آغاز فتنه در مناظره بود. اما من به شما می گویم که مناظره آغاز شعله نبود؛ بلکه جلساتی که در منطقه شمال شهر تهران برگزار میشد آغاز این اغتشاشات بود. بگویم چه کسانی در جلسه پنجشنبههای جماران و دوشنبه های مهدی هاشمی میرفتند؟(تشویق دانشجویان و فریاد بگو بگو) بله در 25 خرداد عدهای از میدان انقلاب تا میدان آزادی سکوت کردند، اما وقتی که به پایگاه بسیج رسیدند حمله کردند تا اسلحهها را بگیرند و آن اتفاقات افتاد(تشویق دانشجویان) .
کواکبیان در ادامه مناظره اظهار کرد: مگر آقای احمدی نژاد جشن پیروزیش را قانونی برگزار کرد؟(تشویق دانشجویان) بحث ما این است که وقتی شورای نگهبان نتیجه انتخابات را رسما تایید نکرده بود او جشن پیروزی گرفت. در صورتی که وقتی ما چندین بار درخواست رسمی برای تجمع مقابل وزارت کشور داشتیم به ما مجوز داده نشد و گفتند اگر می خواهید میتوانید سمت بهشت زهرا بروید. وقتی اجازه تجمع ندهید در زمانی که برای مردم این سوال به طور طبیعی پیش می آید که در روز انتخابات اکثریت صندوق ها با میرحسین بود چه اتفاقی افتاده است؟ پس باید به معترضان این حق را داد که اعتراضشان را بیان کنند.
وی با بیان این که اساسا از قبل از مناظره رعایت اخلاق را نداشتیم، اظهار کرد: برای مثال بحث من با آقای رسایی است ولی من می گویم که خانه ناطق نوری هم آنگونه است. حتی دوستان ایشان حتی رهبری هم به اینها متعرض بودند البته آقای رسایی که خودش را وکیل الدوله می داند.
کواکبیان دربارهی صحبت رسایی که در خصوص بیانیه ها گفت: در کدام بیانیه دیدید که آقای موسوی بگوید بریزید، بگیرید و بشکنید. (اعتراض و تشویق دانشجویان) در صورتی که بیانیههایی که ایشان دادند توصیه است که عدهای میخواهند رفتار نامربوط کنند.
کواکبیان گفت: از افتخارات مقام معظم رهبری است که از شاگردان حضرت امام(ره) هستند. آیا ما به امام مرده نیاز نداریم. (هو هو و تشویق دانشجویان) حرف ولی فقیه زمان را باید شنید. آیا می خواهید حضرت امام(ره) را از صحنه اندیشهها حذف کنید. باید بگویم ما هیچگاه نمی توانیم حضرت امام(ره) را از اندیشهها حذف کنیم و گفتن این جمله خطرناک است. شما خودت از روی جملات حضرت امام(ره) می خوانی بعد می گویی ما به امامی که مرده نیاز نداریم؟!
وی هم چنین درباره سفرهای استانی گفت: ایشان{رسایی} می گوید که بروید سفرهای استانی را ببینید که چه خدماتی ارایه شده، بنده به عنوان نماینده سمنان می گویم شش ماه از سفر استانی دولت به سمنان می گذرد و هنوز یک مصوبه هم اجرا نشده است. (تشویق و هم همه دانشجویان) تصویب مصوبه ها مهم نیست. مهم این است که چند مصوبه اجرا میشود (تشویق دانشجویان).
در ادامه این مناظره رسایی اظهار کرد: چشم ما سفید شد تا جمله ای از حضرت امام(ره) از طرف آقای کواکبیان قرائت شود که نشد (تشویق دانشجویان) آقای کواکبیان باز هم می گویم شما به امامی که در قید حیات نیست چسبیده اید چون شما ظاهرا به امامی نیاز دارید که حیات ندارد تا وقتی خلاف قانونی انجام دادید در گوشتان نزند. (تشویق دانشجویان) آقای عزیز من می گویم که شما دنبال امام حی و زنده نیستید آن وقت شما می گویید که منظور من آن است که اساسا به امام نیاز نداریم!؟ بنده که از ابتدای جلسه جمله جمله حضرت امام(ره) را استناد می کنم اینطورم آن وقت شما که اصلا استنادی ندارید آنطور!؟ در دوره اهل بیت هم اینطور بود که وقتی امامی از دنیا می رفت گروهی انحرافی به وجود می آمد و با پیروی از آن امام مرده فرقه جدیدی را ادامه می داد و این هم به خاطر دیکتاتوری هایی است که بود.
وی درباره سفرهای استانی دولت گفت: اگر مصوبات سفرهای استانی اجرا نشده ، به دلیل این است که شش سال از مصوبات زمان خاتمی میگذرد و احمدینژاد دارد آنها را اجرا میکند (تشویق دانشجویان).
رسایی با اشاره به جشن پیروزی احمدی نژاد گفت: این حوادث از آنجایی شروع شد که یک نفر 11 شب جلوی دوربین ها رفت و اعلام کرد من پیروز انتخابات هستم (تشویق دانشجویان و همه همه برخی) آیا این طراحی از قبل نبود که در آن شب بگوید اگر من برنده نشدم تقلب شده است؟ و آیا این طراحی از قبل نبود که خانم آقای هاشمی در مصاحبهای گفت که مردم اگر موسوی رای نیاورد تقلب شده، در خیابان ها بریزید، (تشویق دانشجویان) باید گفت این مصاحبهها نتیجه گفتوگوهای حزبی بود که به خانهها کشیده شد. آقای فاتح ساعت 11 صبح روز جمعه مصاحبه کرد و گفت ما پیروزیم ؟ (تشویق دانشجویان).
وی افزود: در یادداشتها و مصاحبه ها کسانی که می گفتند تقلب شده بعدا گندشان درآمد. گفتند که تقلب رمز آشوب بود. (تشویق دانشجویان).
رسایی در ادامه تصریح کرد: می دانید اخلاق از چه وفت زیر سئوال رفت؟ وقتی مردم خدمت صادقانه را دیدند و به استقبال دولت رفتند اما شما گفتید که مردم با دیدن سیب زمینی رای می دهند اخلاق زیر سوال رفت(تشویق دانشجویان) زمانی که کسانی گفتند احمدی نژاد با سجاده خالی نماز میخواند اخلاق زیر سوال رفت (تشویق دانشجویان) اخلاق وقتی زیر سئوال رفت که روزنامه های شما نوشتند مردم مثل دلفین برای دولت بالا پایین می پریدند. (تشویق دانشجویان).
وی ادامه داد: من نگفتم وکیل الدوله هستم ، گفتم با این شانتاژهای شما از میدان بیرون نمی روم . بنده گفتم اگر دولتی بتواند 40 میلیون مردم را پای صندوق بیاورد افتخار می کنم که کمک کار چنین دولتی باشم ولی اگر این دولت از مسیر عدالت و ولایت خارج شد رسایی در گوشش میزند. (تشویق دانشجویان) رسایی با نشان دادن یک صفحه از روزنامه مردم سالاری گفت : وکیل الدوله و روزنامهالدوله کسانی هستند که تیتر زدند 75 درصد مردم موافق رابطه با آمریکا هستند (تشویق دانشجویان).
کواکبیان در ادامه پاسخ داد: اگر آقای موسوی 11 شب اعلام کرد که من پیروزم ، خبرگزاری رسمی کشور ساعت 9:30 شب اعلام کرد که احمدی نژاد با 63 درصد پیروز است. (اعتراض دانشجویان و هم همه) جالب این است که زمانی که آقای احمدی نژاد در مصلا برنامه گذاشته بود کسی که به جای ایشان در یک میتینگ انتخاباتی صحبت کرد آقای الهام به عنوان عضو رسمی شورای نگهبان بود.
در پایان رسایی با بیان صحبت هایی از حضرت امام(ره) اظهار کرد: مقام معظم رهبری هم قبل از اعلام شورای نگهبان به احمدینژاد تبریک گفتهاند و زمان آقای خاتمی هم آقای ناطق به آقای خاتمی تبریک گفتند. رسایی در پایان سخنانی از حضرت امام(ره) در باره ولایت فقیه را قرائت کرد :
"استبداد را ما می خواهیم جلویش را بگیریم. با همین ماده اى که در قانون اساسى است که ولایت فقیه را درست کرده این استبداد را جلویش را می گیرند. ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجارى خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور، که مبادا یک پاى خطایى بردارد. نظارت کند بر نخست وزیر که مبادا یک کار خطایى بکند. نظارت کند بر همه دستگاهها، بر ارتش، که مبادا یک کار خلافى بکند. جلو دیکتاتورى را ما می خواهیم بگیریم، نمی خواهیم دیکتاتورى باشد، می خواهیم ضد دیکتاتورى باشد. ولایت فقیه، ضد دیکتاتورى است؛ نه دیکتاتورى. چرا این قدر به دست و پا افتاده اید و همه تان خودتان را پریشان می کنید بیخود؟"
علیرضا قزوه شاعر انقلابی، شجاع و غزلسرای کشور در تازهترین مطلبی که با عنوان «هر که رسید خون ما ریخت...» نوشته، از فحاشی ها و واکنشهای غیرمنصفانه به اشعار سیاسیاش گلایه کرده است.
به گزارش فارس، متن کامل یادداشت و شعر تازه علیرضا قزوه که در وبلاگش منتشر شده، به این شرح است:
«خیلی وقت است که یک گروه کار شب و روزشان این شده که مرا اذیت کنند و اعصابم را به هم بریزند. شب و روز فحاشی میکنند و پیامهایی میگذارند که آدم شرمش میآید از بازگو کردن آنها.
اگر سیلی میخورند فحشش را به من میدهند و اگر پدرشان توی گوششان میزند تلافیاش را سر من در میآورند. عیبی ندارد.
بعضی هم مرا نصیحت میکنند که سرت را بینداز پایین و مثل بچه آدم شعر عاشقانه بگو. از دلسوزی این جماعت هم متشکرم.
بعضی هم خط و نشان میکشند که اگر به قدرت رسیدیم فلان میکنیم و بهمان. به هر حال با این همه لطف همهشان زیاد.
آدمها با همین رفتارهایشان شناخته میشوند و شکر خدا که دوستان امتحانشان را خیلی زود پس دادند.
در مورد مبلغ قرارداد!! و این که چقدر گرفتی این شعر را سرودی هم سوالات متعددی شده که باید بگویم قرارمان یک ماه پول نفت بوده که آنها فقط یک روز پول نفت با یک کوبیده اضافه دادند. (تا کور شود هر آنکه نتواند دید.) تازه شاید بقیهاش را هم دادند.
شعر جدیدم را هم بخوانید تا ببینید که من تنها منتقد یک جناح خاص نیستم و اگر دشمنان شیخ پرسیدند که برای این شعر چقدر از جناح سبز جدید گرفتهای خواهم گفت تمام پانصد میلیون اهدایی آقای شین. جیم. را!!! حرف دیگری ندارم جز سلامتی شما و آرزوی داشتن کمی انصاف برای آنها که میدانند و نمیدانند.
به هر حال مستقل بودن از این مصیبت ها هم دارد. شعر را بخوانید:
هر که رسید خون ما ریخت، مرغ عزا شدیم و شادی ما به کجا پناه آریم رستم اگر کند شغادی
شکر خدا که اهل اشراق جمله مشاییاند امروز شکر خدا که باز گرم است بحث مریدی و مرادی
چیست سبب که مثل سدها سدّ ره هماند مردم آن همه طرح اجتماعی، این همه فکر اقتصادی
در هر دولتی که آمد ترکیبش همیشه این بود: شصت مدیر سطح پایین، بیست وزیر طرح کادی
داد ز دورهای که شاگرد تکیه نمیکند به استاد وای به لحظهای که استاد فخر کند به بیسوادی
این همه سال رفت و یاران دور شدند از غم هم تاجر شهر شد سپاهی واعظ شهر شد ستادی
واعظ ما هنوز دشنام میدهد از سر تعصّب نایی ما هنوز سرنا میزند از سر گشادی
خشمش اگر نبود طوفان بود یکی خروش بیگاه شعرش اگر نبود شمشیر بود یکی تفنگ بادی
شعر ز روزنامه کوچید جام جم است و شرح سریال در پی قصه جناییست قصهنویس اعتمادی
باز نماندهاند صد شکر این همه شاعران ز حرکت کم نشده ست تا به امروز رونق شعر از کسادی
ما همه چند ماه از خویش دورتریم و دیرتر هم ماه رجب گذشت و تقویم مانده در اوّل جمادی
کاشکی از نمای نزدیک ریز شویم در دل خود دور شدیم از حقیقت بیشتر از هزار وادی
کاش بلال در دل ما نیمه شبی اذان بگوید کاش صلا زند موذّن، کاش ندا دهد منادی
حضرت عشق دوستان را دور مکن ز خویش، چندیست پشت سر تو در سجودند این همه ملجم مرادی!
شکر خدا که تیمساران پشت و پناه مردمانند شکر خدا که استوار است دولت احمدینژادی
لازم به توضیح است که این شعر را در همان روزهایی سرودم که شعر «از رأیها به شیخ همان یک وجب رسید» را سروده بودم.»
سرخوردگی جریان فتنه از ادامه حضور هرندی در دانشگاهها علیرغم هتاکی صفار: قمار موسوی 13 میلیون را به 3 هزار نفر تبدیل کرد
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی که این روزها تقریباً یکتنه بار محاجه با حامیان جریان فتنه را در دانشگاهها به دوش میکشد، این بار ترجیح داد یکی از دانشگاههای خارج از تهران را برای ادامه این محاجه انتخاب کند.
به گزارش رجانیوز، محمد حسین صفارهرندی اما در دانشگاه گیلان نیز همانند دانشگاههای تهران و خواجهنصیر با افرادی مواجه شد که در قامت چماق به دستان دانشگاه، گویا مأموریت ویژهای برای برهم زدن سخنرانیها اعضای مؤثر جریان اصولگرا بهویژه هرندی دارند.
این افراد که ورودشان به سالن محل سخنرانی با شکستن شیشه و فریادهایی در حمایت از موسوی همراه بود، در هتاکی از دو دانشگاه قبلی که صفار در آنها حاضر شده بود، سبقت گرفتند و علاوه بر شعارهای تکراری جریان فتنه، پس از آنکه نتوانستند وزیر سابق فرهنگ را عصبانی کنند، خود به زشتترین فحاشیها علیه وی روی آوردند، اگرچه هرندی با این برخوردها نیز با متانت برخورد کرد و در مقابل هر شعار و فحاشی پیادهنظام چشم و گوش بسته جریان فتنه، با مواضع انقلابی و منطقی خود آنان را سرخورده کرد.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: دیکتاتور واقعی کسانی هستند که میخواهند به زور 13 را بزرگتر از 24 نشان دهند.
به گزارش فارس ، محمدحسین صفار هرندی در جمع دانشجویان دانشگاه گیلان در تالار حکمت این دانشگاه به موضوع «دیکتارتور واقعی کیست» اشاره کرد که در این هنگام این افراد، به دلیل ازدحام زیاد شیشه را شکستند و با شعار یا حسین میرحسین وارد سالن شدند.
صفار هرندی با روی گشاده به همه دانشجویان سلام کرد و کلمه سلام را برای آنها مقدمه آمادگی پذیرش هدایت الهی دانست و این افراد را نیزدعوت به شنیدن مطالب خود کرد و از آنها خواست تا شعارهایشان را در پایان سخنرانی سر دهند.
اما چماقداران دانشگاه با شنیدن سخنان صفار هرندی شعار یا حسین میرحسین و دروغگو، دروغگو سر دادند و هرندی در پاسخ به آنان اظهار داشت که اگر من دروغگو هستم پس چرا وزیر فرهنگ شما به خارج از کشور فرار کرده است.
وی افزود: اکنون اگر کسی به طور ناگهانی وارد جلسه شود متوجه میشود که چه کسی خشونتطلب است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم گفت: آیا فریاد 13 میلیون نفر میتواند صدای 24 میلیون جمعیت را خاموش کند.
صفار هرندی تصریح کرد: از فضای شاد دانشگاه و تظاهر افکار و دیدگاههای متفاوت ابراز شکرگزاری میکنم و کشوری که چنین فعالیت سیاسی آزادی دارد نشانه آزادی همه مردم این کشور است.
وی ادامه داد: کسی که به دنبال جنگ با سطلهای زباله رفت، سرنوشتش همان میشود که با آن برخورد شد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم خاطرنشان کرد: اگر آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه پس امثال خاتمی و موسوی هم پذیرفته نیستند زیرا ما نباید در توهم زندگی کنیم و خاتمی و کروبی بدون ریش یک توهم است همچنان که برنده شدن شما هم در انتخابات نیز توهم بود.
در این هنگام برخی طرفداران میرحسین موسوی، شعار یاحسین، میرحسین را دوباره سر دادند.
صفار هرندی در پاسخ به این افراد اظهار داشت: در کربلا وقتی امام حسین (ع) میخواستند سخن بگویند عدهای به طبل میزدند و برخی نیز پای میکوبیدند تا صدای ایشان را کسی نشنود.
وی با بیان اینکه امیدوارم روزی برسد ما و شما راه سخن گفتن با یکدیگر را یاد بگیریم، گفت: مقوله خط امام (ره) یعنی مسیری که از ابتدای انقلاب تا امروز درست و مشخص است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم با برشمردن مشخصههای خط امام (ره) افزود: اعتقاد به خداوند و وحدانیت او نخستین مشخصه خط امام است.
صفار هرندی حمایت از نظام اسلامی، ضدیت با استکبار جهانی به ویژه آمریکا، مرزبندی با منحرفان از جمله لیبرالها، همراهی با مردم پابرهنه و مستضعف و ... را از دیگر مشخصهای خط امام (ره) عنوان کرد. در این هنگام طرفداران احمدینژاد نیز فریاد برآوردند که صفار دوستت داریم و هواداران موسوی نیز از صفار هرندی خواستند جلسه را ترک کند.
هرندی خطاب به هواداران موسوی گفت: به دعوت شما نیامدم که با حرف شما بروم فضای این جلسه، فضای دریافت حرف حق است که در همین لحظه دانشجویان هواداران موسوی سرود «یار دبستانی من» را سر دادند!
وزیر دولت نهم خاطرنشان کرد: این سرود توسط آقای جم با انگیزه ضدیت با آمریکا و شاه در اوایل انقلاب سروده شد که جا دارد از این فرد تشکر شود.
دانشجویان طرفدار موسوی با شنیدن سخنان صفار هرندی دوباره شعار سر دادند که «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»!
صفار هرندی از این دانشجویان پرسید که کدام مشخصه خط امام (ره) را سرمشق خود قرار دادهاند، که دانشجویان سکوت کردند.
وی گفت: اگر از نظر مردمگرایی به موضوع نگاه کنیم چرا هیچ کدام از آرای کسانی که به احمدینژاد رای دادهاند را قبول ندارید.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم در پاسخ به شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران تصریح کرد: هر کس ایران را دوست دارد باید غزه و لبنان را دوست داشته باشد زیرا آنها هزاران کیلومتر آن طرفتر از مرزها ایستادهاند در غیر این صورت شما باید در مرزهای ایران میجنگیدید.
در همین لحظه دانشجویان حاضر در سالن در حمایت از این سخنان صفارهرندی، شعار مرگ بر اسرائیل سر دادند.
این در حالی بود که چماقداران طرفدار موسوی به حضور دوربین در جلسه اعتراض کردند و خواستند که دوربینها خاموش شود که هرندی در پاسخ گفت: شما که قصد انجام کار خلاف را ندارید که نسبت به دروبینها حساس هستید در حالی که هزاران تلفن همراه در این جلسه در حال فیلمبرداری است.
وی با اشاره به اینکه احمدینژاد خدمت بزرگی به موسوی کرده است، افزود: موسوی حاضر به کاندیدا شدن نبود و در سه دهه گذشته قصد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را نداشت اما احمدی نژاد کاری کرد که موسوی وارد صحنه شود.
وزیر دولت نهم اظهار داشت: میرحسین موسوی اعلام کرده بود که گفتمان انقلاب دیگر مرده است، در چهار سال اخیر چه اتفاقی افتاد که موسوی احساس کرد گفتمان زنده شده است.
وی ادامه داد: میرحسین موسوی میگفت اگر مقام بیاورد با چه کسانی باید حکومت را اداره کنم، رفقای من همه با آمریکا رفاقت کردهاند.
صفار هرندی افزود: موسوی با این تفکر چگونه احساس ریاست جمهوری میکرد.
در این هنگام این افراد که تحمل خود را از دست داده بودند فریاد زدند دانشجو بیدار است و شعارهایی میدادند که قلم از نوشتن آنها شرم دارد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم در پاسخ به این هتاکی دانشجویان اظهار داشت: اصلاحطلبان کسانی هستند که اینگونه شعارها را میسازند و برای جنازههایی که وجود خارجی ندارند، عزارداری میکنند.
وی با بیان اینکه در برخی موارد با احمدینژاد اختلاف نظرهایی دارم، گفت: دمکراسی به معنای همین است.
چماقداران بازهم فریاد مرگ بر دیکتاتور سر دادند که هرندی افزود: دیکتاتور واقعی کسانی هستند که میخواهند به زور 13 را بزرگتر از 24 نشان دهند.
صفارهرندی با اشاره به وقایع 13 آبان خطاب بهآنها خاطرنشان کرد: چرا طی این جریان سیاسی پس از انتخابات که صدها هزار نفر در خیابانهای تهران بیرون ریختند، در 13 آبان 3 هزار نفر بیشتر نبودند.
وی ادامه داد: این قماری که متاسفانه برخی از سیاسیون وارد آن شدند هر روز باخت بیشتری برای آنها به دنبال دارد و اگر موسوی از 13 میلیون رای خود استقبال و به آن افتخار میکرد که 3 میلیون رای بیشتر از رفسنجانی آورده، میتوانست دوره بعد امتیاز بیشتری بیاورد نه اینکه 13 میلیون را به 3 هزار نفر تبدیل کند.
صفار هرندی با بیان اینکه به دلیل حرکات بد در اینگونه جلسهها یک سری از طرفداران موسوی ریزش میکند، افزود: این کاندیداهای بازنده در انتخابات مانند مالباختههای قمار هستند که فکر میکنند در دور بعد بازی برنده میشوند.
وزیر ارشاد دولت نهم در پاسخ به شعارهای مرگ بر روسیه دانشجویان طرفدار موسوی، به جمله امام (ره) اشاره کرد که گفته بودند هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید.
وی تصریح کرد: آمریکا میخواهد مناطق حساس ما را بمباران کند اما روسیه میگوید مخالف این امر است، آمریکا مردم ما را تهدید به تحریم اقتصادی میکند اما روسیه آن را میشکند.
صفار هرندی با اشاره به اینکه دانشجو زیر بار ذلت نمیرود، تصریح کرد: بزرگترین ذلت، زیر بار آمریکا رفتن است.
وی افتخار بزرگ جنبش دانشجویی را ضدیت با امپریالیسم نامید نه نوکری آن و 13 آبان را پرچم برافراشته جنبش دانشجویی و 16 آذر را نشانه خیانت آشکار مستکبران به ویژه آمریکا در داخل کشور عنوان کرد.
وزیر دولت نهم از دانشجویان خواست روحیه حقطلبی و روحیه ضدیت با دیکتاتوری را در خود حفظ کنند اما مصادیق دیکتاتوری را اشتباه نگیرند.
صفار هرندی گفت: جمهوری اسلامی با دیدگاه «نه شرقی نه غربی» از تمام مسلمانان دنیا دفاع کرده است.
وی در پاسخ به حرکتی از یک دانشجوی طرفدار موسوی که قصد پرت کردن لنگه کفش به طرف هرندی را داشت، تصریح کرد: اگر دیدید که منتظرالزیدی با شهامت کفش خود را به طرف تجاوزگر خاکش پرت کرد به این معنا نیست که کسی کفش دوستش را بردارد و پشت کسی قایم شود و آن را به طرف هموطن خود پرت کند.
در این موقعدانشجویان حاضر در سالن فریاد زدند که دانشجوی بیفرهنگهمینه همینه.
صفار هرندی در پاسخ به شعار «فریبکار، فریبکار» گفت: فریبکار کسانی هستند که نشانی دوستان را به دشمنان میدهند.
وی درباره آرای کروبی اظهار داشت: آرای کروبی حتی از آرای باطله هم کمتر بود و اینقدر خجالتش ندهید.
صفار هرندی با اشاره به سوابق گذشته کروبی و موسوی در دوران انقلاب و عملکرد بد آنها در زمان حاضر گفت: این عملکردها آنها را از چشم طرفداران امام (ره) و انقلاب انداخته و سرمایههای آنها ضایع شده است که امیدواریم به راه مردم برگردند و تسلیم حق شوند.
حسن رحیمپور ازغدی که در حسینیه جماران سخن میگفت، با بیان این که امام 13 آبان را یک روز سرنوشتساز و یومالله خواند، به تبیین آرای امام درباره دانشگاه و جنبش دانشجویی پرداخت و اظهار داشت: بازخوانی ایام گذشته صرفاً بازخوانی تاریخ نیست، بلکه عبرت از گذشته است. گسست تاریخی و فقدان حافظه تاریخی، بزرگترین آفت قرن حاضر است و نسلی که گذشته تاریخی خود را نداند، قدردان دارایی فعلی خود نمیشود. وی با بیان اینکه امام در سالروز فتح لانه جاسوسی در آن سن بالا سه سخنرانی در یک روز داشته، گفت: این سه سخنرانی نشان میدهد امام برای این روز خدا اهمیت فراوانی قائل است. به گزارش ایران، این مدرس دانشگاه با قرائت فرازهایی از فرمایشات حضرت امام، به محورهای مختلفی از تأکیدات امام به جریانهای دانشجویی اشاره و اظهار کرد: امام در یکی از سخنرانیهای خود در قم، به دانشجویان هشدار میدهد مراقب استحاله نظام باشند؛ این که برخی جمهوری اسلامی تقلبی ایجاد و حکومت را منحرف نکنند. امام میگوید شرق و غرب از جمهوری اسلامی میترسند؛ از جمهوریاش نه از اسلامیاش. رحیمپور ازغدی در ادامه اظهار کرد: امام مدام هشدار میدهد دانشجویان مسلمان از انفعال بیرون بیایند و جلو انحراف انقلاب را بگیرند. امام میگویند نگذارید جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه به شما قالب کنند. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه درباره تعطیلی دانشگاهها گفت: امام هیچ وقت نمیخواست دانشگاه به درگیری کشیده شود؛ درگیری را آنها شروع کردند. در قضیه تعطیلی دانشگاهها انقلاب و امام مظلوم بودند. رحیمپور ازغدی همچنین به ترورهای اوایل انقلاب اشاره و اظهار کرد: امام قبل از ترورها یاران خود را آگاه میکند و میگوید آماده ترور باشند؛ زیرا دشمنان مأیوس شدهاند و به ترور رو آوردهاند. [امام میگوید] از شهادت نترسید و قوی باشید. وی در ادامه با بیان این که حضرت امام، انقلاب اسلامی را آغاز حرکت به سمت تمدن اسلامی میداند، گفت: انقلاب ما انقلاب انسانی بود؛ انقلاب شکم نبود؛ ماهیت انقلاب در درجه اول الهی بود. این مدرس دانشگاه افزود: هدف اصلی و نهایی مردم در انقلاب، مسائل اقتصادی و توسعه نبود. امام گفت مردم برای نان و اجاره خانه شهید ندادند، اهداف معنوی داشتند؛ البته امام رفاه و اقتصاد را نفی نمیکرد. وی به اختلافات دهه اول انقلاب نیز اشاره و اظهارکرد: امام میگوید من با هیچکس عقد اخوت نبستهام و با کسی تعارف ندارم. دوستی و دشمنی من بر اساس تکلیف شرعی است. امام با هیچکس، حتی با نزدیکترین افراد به خود، سر انقلاب تعارف نداشت. رحیمپور ازغدی در ادامه با بیان این که امام حتی گروههای مسلح را تا آخرین لحظه تحمل کرد و آنها را مدام به بازگشت فراخواند، در عین حال گفت: امام خطر لیبرالهای مذهبی مثل نهضت آزادی را بیشتر از منافقین محارب میدانست. امام در قم فرمود من از خانواده شهدا معذرت میخواهم و از اشتباه خود توبه میکنم. ما همه نابسامانیهایی که داریم به این خاطر است که در انتخاب بازرگان اشتباه کردیم. وی با بیان این که امام با آزادی مخالف نبود، بلکه با آزادی اغتشاش مخالف بود، اظهار کرد: امروز عدهای میخواهند شعار مرگ بر امریکا را مخفی کنند، کسانی که میخواستند امام را به موزه تاریخ بفرستند، خودشان الحمدلله به زبالهدان غرب پیوستهاند. ازغدی افزود: امام میگوید آن مرکزی که جوانان ما رفتند و گرفتند، مرکز توطئه بود، ما باید با قدرت پیش برویم، اگر دشمنان احساس کنند که ضعیف هستیم، حمله میکنند. وی افزود: امام زمانی گفت امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند که آنها فوقالعاده قدرتمند بودند و ناوگان امریکا در آن طرف دنیا حرکت میکرد، این طرف دنیا کشورها سقوط میکردند و همه از آنها میترسیدند. این مدرس دانشگاه با بیان این که امام پیرمردی بود که از همه جوانان جوانتر بود، گفت: امام به دانشجویان گفت حتی نگویید اگر امریکا حمله کند، چه میکنیم؟ امریکا غلط میکند که حمله کند. این شجاعت امام به دانشجویان هم منتقل شد و آنها را آماده نجات جهان کرد. وی در ادامه با تشریح اختلافات دهه اول مانند عزل منتظری از قائممقامی رهبری، عزل بنی صدر از ریاستجمهوری و استعفای بازرگان، به انتقاد شدید از رفتارهای آیتالله منتظری در دهه اول پرداخت و گفت: امام از ابتدا با قائممقامی آیت الله منتظری، ریاستجمهوری بنی صدر و نخستوزیری بازرگان مخالف بود، اما به خاطر مصالح انقلاب آنها را تحمل و سعی میکرد آنها مسیر خود را از انقلاب جدا نکنند. امام بدون تعارف و به خاطر مصالح انقلاب حاصل عمر خود را کنار گذاشت و در نامهای به منتظری او را سادهلوح خواند. وی در پایان گفت: ما نمیگذاریم امام فراموش شود و به موزه تاریخ برود. تک تک جملات صحیفه امام را مدام برای نسل جدید میخوانیم و آنها را نسبت به مسائل آگاه میکنیم.
سعید حجاریان در دیدارهایی که با افراد جبهه اصلاحات دارد،نکات قابل توجهی را بیان می کند.
به گزارش«جوان آنلاین»،وی در دیدارهای مختلف با دوستان هم جبهه ای خود آزادی از بازداشت را حاصل زیرکی خود دانسته و در پاسخ به این سوال که چطور وی آزاد شده و برخی دیگر از اصلاح طلبان هنوز آزاد نشده اند،گفته است:فقط بدانید که من نقشم را خوب بازی کرده ام.
بنابر این گزارش، هرچند از محل راهپیمایی 13 آبان با حضور پررنگ دانش آموزان، دانشجویان و اقشار مختلف مردم، یک صدا فریاد استکبارستیزی ملت آزاده ایران بلند بود، در این میان، گروههایی نیز شعارهای سیاسی سر میدادند که باعث برخی تنشها میان آنها و نیروهای نظامی و انتظامی شد که در این حین نیز عدهای دستگیر شدند.
در کنار حضور گسترده دانشجویان و دانشآموزان در خیابان طالقانی، محل سفارت سابق آمریکا، برخی نقاط مرتبط و نزدیک به این مکان نیز با حاشیههایی همراه بود.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، ازدحام مردمی در مناطقی چون میدان هفت تیر، خیابان ایرانشهر، خیابان کریمخان زند و پیرامون میدان ولیعصر بوده که شلوغی بسیاری را به دنبال داشته است.
بنا بر این گزارش، هرچند محل راهپیمایی 13 آبان با حضور پررنگ دانش آموزان، دانشجویان و اقشار گوناگون مردم پر شده بود، در این میان، گروههایی نیز شعارهای سیاسی سر میدادند که باعث برخی تنشها میان آنها و نیروهای نظامی و انتظامی شد که در این حین نیز عدهای دستگیر شدند.
ناگفته نماند که در این میان، برخی سایتها، خبرهای ساختگی درباره وقوع تیراندازی و... در برخی نقاط تهران منتشر کردند و از سوی دیگر، برخی رسانهها و خبرگزاریهای حامی دولت نیز اخباری درباره حاشیههای دیگر این راهپیمایی منتشر کردند که با واقعیت فاصله بسیار داشت.
بنابر مشاهدات خبرنگار «تابناک»، هرچند در حوالی میدانهای هفت تیر و ولیعصر، درگیریهایی میان برخی افراد و انتظامات مستقر رخ داد، در ساعات پایانی این تجمعات در فاصله بین میدان هفت تیر تا میدان ولی عصر، سر دادن شعارهایی از سوی جمعی از تظاهر کنندگان که ارتباطی با روز سیزده آبان نداشت، سبب درگیریهای گاه و بیگاه شد. همچنین برخی شاهدان، از شلیک گاز اشکآور سخن گفتهاند؛ البته در مواردی نیز در همین مسیر گروههایی با پرتاب سنگ به سوی یکدیگر، درگیریهایی را پدید آوردند که با مداخله پلیس، از ادامه این درگیریها جلوگیری شد.
از سوی دیگر، اخباری مبنی بر حضور مهدی کروبی در میدان هفت تیر منتشر شده، اما گویا از حرکت وی به سمت لانه جاسوسی جلوگیری شده است. همچنین برخی منابع خبری اصلاحطلب از حضور معترضان در خیابان کارگر و حوالی میدان انقلاب خبر داده و نوشتهاند: «گروههایی از دانشجویان معترض نیز از دانشگاههای تهران و شریف به سوی سفارت سابق آمریکا حرکت کردند، اما نیروهای انتظامی مانع حرکت آنها شدند.»
در همین حال خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) اینگونه گزارش کرد:
«تعداد زیادی از گروههای خودجوش مردمی، دانشجویان و دانشآموزان مناطق مختلف تهران از خیابان مفتح وارد میدان هفت تیر شده و شعارهایی در حمایت از انقلاب و ولایت فقیه سر دادند... این در حالی است که درگیری هایی در ابتدای خیابان قائم مقام و خیابان استاد نجات اللهی ادامه دارد و اکثر این افراد در حال حرکت به سمت خیابان ولی عصر(عج)هستند... اغتشاشگران که نشان های سبز به همراه دارند خبرگزاری جمهوری اسلامی را با سازمان صدا و سیما اشتباه گرفته و شعار می دهند: "ننگ ما، صداوسیمای ما" و "دروغگو، دروغگو».
این جمع همچنین سطل های زباله اطراف این محل را به آتش کشیدند. دختران و پسرهای شرکت کننده در این تجمع با حرکات موزون به طرح شعارهایی علیه روسیه پرداختند. «مرگ بر دیکتاتور» و «یاحسین میر حسین» از دیگر شعارهای اغتشاشگران بود.
در حوالی مناطق مرتبط و نزدیک به محل تجمعات و راهپیمایی، تلفنهای همراه با اختلال روبهرو و بارها قطع شد.
گفتنی است، ترافیک وحشتناک و سرسامآور خودروها پیرامون مسیرهای راهپیمایی، از دیگر حاشیههای روز 13 آبان امسال است.
روزنامه های طرفدار نامزد شکست خورده انتخابات 22 خرداد، از برگزاری راهپیمایی 13 آبان که باشکوه تر از 30 سال گذشته برگزار شد، چنان خشمگین شدند که برخی یک سطر خبر هم درباره آن به چاپ نرساندند. روزنامه «ابرار» و آفتاب یزد خروش انقلابی دانش آموزان و دانشجویان را نادیده گرفتند و در روزهای مبارزه با استکبار جهانی، پیام اوباما به مناسبت روز 13 آبان را با آب و تاب منعکس کردند. روزنامه اعتماد نیز تنها به بازتاب پررنگ تجمع آمریکاپسند صدنفره هواداران موسوی در حاشیه راهپیمایی باشکوه 13 آبان پرداخت. حیات نو تجمع چندصدنفره هواداران موسوی را در کنار راهپیمایی 13 آبان منتشر کرد تا به این وسیله حاشیه راهپیمایی را برجسته نماید. تجمع مفتضحانه چندصد نفره هواداران موسوی در تهران، در حالی برگزار شد که حداقل از یک ماه پیش سران فتنه و رسانه های خارجی همچون بی بی سی، صدای آمریکا و جریانات ضد انقلاب نظیر سلطنت طلب ها، بهائیان، منافقین و... مخالفان نظام را به شرکت در این تجمع فرامی خواندند.
راهپیمایی پرشکوه و ضداستکباری مردم، دانشجویان و دانشآموزان تهرانی در مقابل لانه جاسوسی امریکا امروز در حالی با جمعیت صدها هزارنفری و باشکوهتر از همه سالهای قبل برگزار شد که آنسوتر و در میدان هفتتیر، تعدادی از افراد مخل نظم عمومی که از هفتهها قبل وعده داده بودند روز 13 آبان در حمایت از میرحسین موسوی به خیابان خواهند آمد، اقدام به سردادن شعارهای انحرافی و درگیری با مأموران انتظامی کردند.
به گزارش رجانیوز، نکته قابل توجه در تجمع اخلاکنندگان در نظم عمومی، پراکندگی آنان و جمعیت بهمراتب کمتر از آخرین تجمع این جریان در روز قدس بود، بهطوری که پس از پایان تجمع در مقابل لانه جاسوسی و حرکت مردم تجمعکننده به سمت میدان هفتتیر، فتنهگران مجبور به ترک این محل و حرکت به سمت خیابان ولیعصر(عج)شدند.
تجمعات پراکنده قانونشکنان که جمعیت آنها کمتر نیز شده بود، با اقتدار نیروهای انتظامی تا حدود ساعت 13 بهطور کامل از هم پاشیده شد.
تصاویر زیر مربوط به تعدادی از فتنهگرانی است که از روزهای قبل در سایتهای خود با درج بنرها و فراخوانهایی با عنوان "بیشماریم، 13 آبان میآییم" و "شهر را تسخیر میکنیم" تلاش داشتند مردم را به حضور در خیابانها تحریک کنند. اگرچه حدود ساعت 12 امروز، در سایت بالاترین سایت جمعی از ضد انقلاب های داخلی و خارجی، از کاربران با التماس خواسته میشد اگرچه تعدادمان کم است اما خیابانها را خالی نکنید تا بعدازظهر که ادارات تعطیل میشود، تعدادمان اضافه میشود.
تبلیغات گسترده برای به انحراف کشیدن مراسم روز مبارزه با استکبار جهانی
و اینهم حضور بیشمار! اغتشاشگران در خیابان های تهران
و تصاویری از حضور سبز مردم ایران درمراسم روزمبارزه با استکبار جهانی
روز گذشته خبرگزاری ها از حضور یاسر هاشمی فرزند کوچک آیت الله هاشمی در تجمع غیر قانونی دیروز خبر با لباس مبدل خبر دادند.
خبرگزاری فارس در این زمینه نوشت: یاسر هاشمی رفسنجانی با حضور در جمع گروهی از حامیان موسوی و کروبی که در خیابان شهید بهشتی تجمع کرده بودند، اقدام به تحریک و هدایت آنها می کرد.
این خبرگزاری افزود: فرزند کوچک رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با لباس مبدل در این تجمع شرکت کرده بود.
با این حال خبرنگار جهان مطلع شد که منظور از لباس مبدل، لباس محلی هموطنان بلوچ بوده است که ظاهراً یاسر هاشمی با این لباس در جمع سبزها حضور داشته است. گفتنی است چند فرد قوی هیکل به عنوان محافظ، یاسر هاشمی را همراهی می کردند.
راهپیمایی 13 آبان امسال در حالی برگزار شد که علیرغم تبلیغات رسانهای غرب برای القاء حضور گسترده مخالفان جمهوری اسلامی در این مراسم، تعداد محدودی از معترضین به نتیجه انتخابات در آن حضور پیدا کردند.
به گزارش جهان، راهپیمایی امسال با شکوه بسیار گسترده تر نسبت به سالهای پیش برگزار شد.
* در حالی که از مدتها پیش و دقیقاً پس از راهپیمایی روز قدس، تبلیغات وسیعی از سوی رسانههای بیگانه اعم از رادیو تلویزیونها، سایتهای اینترنتی، شبکههای اجتماعی نظیر فیسبوک و توئیتر و ... برای حضور ضد انقلاب صورت گرفته بود، حضور تعداد کمی از این گروه آرزوهای دشمنان انقلاب را بر باد داد.
* تبلیغات روزهای گذشته جریان ضد انقلاب بیشتر با محوریت حضور در این راهپیمایی و سر دادن شعارهای "مرگ بر روسیه " و "مرگ بر چین " برای به حاشیه راندن شعار "مرگ بر آمریکا "ی مردم ایران شکل گرفته بود و به شدت از سوی رسانههایی چون بیبیسی، صدای آمریکا و ...دنبال میشد.
* عدم حضور قابل توجه عناصر ضد انقلاب در حالی صورت گرفت که تبلیغات رسانهای غرب برای حضور این طیف بخصوص در روزهای اخیر شدت بسیار بیشتری به خود گرفته بود و پوسترهای با عنوان "دعوت دانشجویان دانشگاههای مختلف برای حضور این طیف در راهپیمایی 13 آبان " برای برهم زدن فلسفه وجودی این روز و سر دادن شعار علیه کشورهایی غیر از آمریکا، انگلیس و اسرائیل نیز به وفور در سایتهای اینترنتی یافت میشد.
* راهپیمایی 13 آبان امسال در حالی برگزار شد که خیابان طالقانی که لانه جاسوسی سابق آمریکا در آن واقع است، سراسر مملو از جمعیت بود و حرکت به سمت لانه جاسوسی از شرق و از خیابان نجاتاللهی و از غرب از مترو طالقانی، به دلیل ازدحام جمعیت بسیار سخت بود و خبرنگاران برای رسیدن به جایگاه ویژه خبرنگاران و همچنین مسئولان کشوری برای رسیدن به جایگاه مخصوص دچار مشکل بودند.
* جمعیت حاضر در خیابان طالقانی و در مقابل لانه جاسوسی آمریکا، عکسهای مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره) و همچنین پلاکاردهایی با مضامین سخنان رهبر معظم انقلاب و امام خمینی درباره آمریکا در دست داشتند.
* با توجه به برخی اتفاقات رخ داده پس از انتخابات 22 خرداد سال جاری و تلاش عدهای برای تطهیر آمریکا، امسال فریادهای مرگ بر آمریکای حاضرین رساتر و پلاکاردهایی با همین مضمون نیز بسیار بزرگتر از سالهای قبل بود.
* حاضرین در این راهپیمایی، شعارهای "مرگ بر آمریکا "، "مرگ بر انگلیس " و "مرگ بر اسرائیل " سر میدادند. این افراد برای جلوگیری از تحریف شعارهایشان توسط خبرنگاران رسانههای خارجی مانند بیبیسی و سیانان، شعارهای خود را به زبان انگلیسی هم سر دادند.
* شرکتکنندگان در راهپیمایی 13 آبان امسال، شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی " را نیز یکپارچه سر میدادند.
* "اطاعت از خامنهای، اطاعت از امام است "، "ما تا آخر ایستادهایم "، "ما با ولایت زندهایم " و پلاکاردهای دیگر از این دست نیز از جمله پارچهنوشتههایی بود که در دست راهپیمایان قرار داشت.
* جایگاه خبرنگاران نیز بیحاشیه نبود. داربست نسبتا شل جایگاه و دو خبرنگار بیاحتیاط که بر روی این داربستها نشسته بودند نیز آنها را تا مرز حادثه و افتادن از جایگاه به پایین پیش برد که البته با کمک دیگر خبرنگاران، از این حادثه پیشگیری شد.
* جمله معروف امام(ره) "ما در حال جنگ با آمریکا و تفالههای آمریکا هستیم. هر یک از اینها را شناسایی و به دادگاه معرفی کنید. ننشینید باز جایی را آتش بزنند. اینها مرگ بر شوروی را مطرح میکنند تا مرگ بر آمریکا منسی(فراموش) شود " نیز بر روی پلاکاردهای نسبتا بزرگی نقش بسته و در دست تعدادی از راهپیمایان قرار داشت.
* عکسی از شهید همت به همراه جملهای از وی مبنی بر اینکه "روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند، زیرا نه آن را میشناختند و نه برایش سختی کشیده بودند و نه رنجی متحمل شده بودند " نیز که در دست برخی راهپیمایان قرار داشت، جلب توجه میکرد.
* این مراسم پس از پایان سخنان حداد عادل و در ساعت 11:30 به پایان رسید و پس از به آتش کشیدن پرچم آمریکا از سوی راهپیمایان، مردم حاضر در مقابل لانه و سرتاسر خیابان طالقانی و خیابانهای اطراف، محل را ترک گفتند.
* پیش از ترک محل مراسم، راهپیمایان به احترام شهید شوشتری و همرزمانش که به شهدای وحدت شهرت یافتهاند، دعای وحدت را با یکدیگر نجوا کردند: "الله اکبر، لا اله الا الله، الله واحد و نحن له مسلمون، لا اله الا الله، و لا نعبد الا ایاه، مخلصین له الدین و لوکره المشرکون ... "
* پس از ساعت 12 ظهر تعدادی از سطل های زباله در خیابان ولی عصر میان تقاطع فاطمی و مطهری توسط برخی معترضین به آتش کشیده شد.
* تعدادی از این معترضین به طرح شعارهایی علیه روسیه پرداختند. «مرگ بر دیکتاتور» و «یاحسین میر حسین» از دیگر شعارهای این گروه بود.
ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند/ اینها مرگ بر شوروی را مطرح میکنند تا امریکا فراموش شود
"...نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا (هستیم)، این تفاله هایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاهها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی کنند کار ندارند به این که کی کشته بشود وکی از بین برود...خط این بود که اصلا آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا امریکا منسی بشود، یک دسته "الله اکبر " را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر امریکا منسی بشود..."
بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در واکنش به شعارهای انحرافی اول انقلاب که با هدف فراموشی استکبار جهانی صورت میگرفت، فرمودند: یک دسته "الله اکبر " را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود.
امام روحالله بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به لزوم مبارزه با استکبار جهانی تاکید داشته و نماد این استکبار را آمریکا میدانستند؛ در اوایل انقلاب که برخی از گروهها و جریانهای سیاسی با طرح شعارهای انحرافی تلاش کردند تا شعار مرگ بر آمریکا را از شعارهای انقلاب حذف کنند، حضرت امام روحالله(ره) هوشمندانه در برابر این جریان ایستادگی کردند و فرمودند: "پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و آمریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلا آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا آمریکا منسی بشود."
در این گزارش به بازخوانی فرمایشات امام خمینی(ره) پرداختهایم:
"....نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا (هستیم)، این تفاله هایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاهها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی کنند کار ندارند به این که کی کشته بشود وکی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ کدام ندارند. خوب ، هفتاد و چند نفر از بهترین جوانان ما را که از بین بردند، اینها با افرادشان یک آشنایی نداشتند، نمی شناختند،اما می خواستند یک شلوغی بشود، یک انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند که خیر، عکس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد که همه با هم منسجم بشوند. این اسباب این شد که مشت این ادعا کنها که ما برای آزادی و برای کذا می خواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف کنند آزادانه و بسیاری از کارهایی که میخواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینکه، آزادی است! بیجهت نیست که در آن نقطهای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و آمریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلا آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا امریکا منسی بشود، یک دسته "الله اکبر " را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر امریکا منسی بشود..." (صحیفه امام ج 15 ص29)
من این مطلب را از یک سایت تحلیلی خبری به نام شفاف نیوز پیدا کردم نمی دونم همه مطالب آن درسته یانه اگر کسی از صحت و سقم آن اطلاع داره یا منبع معتبری می شناسه لطفا کامنت بذاره
در میان نامهایی که در متن و حاشیه داستان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به چشم میخورند، نام 10 مرد و یک زن مشهورتر از دیگران است. ابراهیم اصغرزاده، محسن میردامادی، حبیبالله بیطرف، رضا سیفاللهی، رحیم باطنی، عباس عبدی، محمد موسویخوئینیها، سیداحمد خمینی، بهزاد نبوی، محمود احمدینژاد و معصومه ابتکار. از این جمع، اکنون 10 تن حاضرند، اما هر کدام با سرنوشتی متفاوت.
سفارت در تسخیر دانشجویان به گزارش تهران امروز: ساعت 10 صبح روز 13 آبان 58، سفارت آمریکا برای دومینبار در طول یک سال تسخیر شد. نخست چریکهای فدایی خلق در 25 بهمن سودای تسخیر سفارت آمریکا را در سر داشتند. فداییان در روزهای باقیمانده به روز تاریخی 22 بهمن هم چنین خیالی داشتند اما موفق به چنین کاری نشدند ولی صبح 25 بهمن، هجوم فداییان و بالارفتن از دیوار سفارت آمریکا گرچه با واکنش ماموران حفاظت سفارت روبهرو شد، اما آنها موفق شدند به هر سختیای که بود از دیوار بالا بروند و سفارت را تسخیر کنند. چند ساعت بعد روزنامه اطلاعات تیتر زد: «سفارت آمریکا سقوط کرد» ذیل تیتر هم آمده بود: «سرانجام سفارت آمریکا، به تصرف ارتش آمریکا و چریکها درآمد.» داستان حضور چریکها در سفارت اما یک روز بیشتر طول نکشید. اندکی قبل از ظهر، نیروهای کمیته انقلاب که ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت را به همراه داشتند، به سفارت آمدند و موفق شدند فداییان را از ادامه حضور منصرف کنند.
تسخیر دوم اما به همین آسانی پایان نیافت و اینبار، نه تنها مردان دولت موفق نشدند که دانشجویان مسلمان را از سفارت خارج کنند بلکه برنامه تسخیر سفارت آمریکا، آسانتر از آنکه تصور میشد پیش رفت. البته ابتدا قرار بود 14 آبان روز تسخیر سفارت باشد ولی بعد برنامه تغییر کرد و داستان در روز 13 آبان اتفاق افتاد. دانشگاههای شریف، پلی تکنیک، ملی و تهران، نقطه آغاز حرکت بودند. رمز عملیات «اللهاکبر» بود. دختران ابزار آهن بر را زیر چادر خویش پنهان کرده و پشتیبانی از مردان را به عهده گرفتند. دقایقی چند طول کشید تا قفل و بندها بریده شود و دانشجویان خود را در سفارت ببینند، نماز اقامه کنند و پرچم آمریکا را آتش بزنند، از حسین شریعتمداری، حائری شیرازی و موسویخوئینیها نیز دعوت کنند که برای تسخیرکنندگان تفسیر و تحلیل بخوانند. کلنل دیو رودر، افسر نیروی هوایی وابسته به سفارت آمریکا که روز واقعه در حال معامله با یک ایرانی برای انجام یک کار ساختمانی در محوطه سفارت بود، ماجرا را چنین روایت میکند: «ناگهان صداهای بلندی از ازدحام جمعیت کثیری در خارج از سفارت به گوشمان رسید.
در عرض چند دقیقه کوتاه، این افراد درهای سفارت را شکستند و ما را محاصره کردند. چیزی که برای من در آن لحظات عجیب بود این بود که چرا ایرانیها جلوی هجوم دانشجویان را به سفارت ما نگرفتند؟ اعضای گارد تفنگداران حاضر در سفارت، تحت هیچگونه شرایطی اجازه نداشتند تیراندازی کنند. وقتی یکی از افراد گارد و یک کارمند سفارت قصد میانجیگری داشتند، همانجا روی پلههای سفارت دستگیر و تهدید به مرگ شدند. من آن روز پس از دستگیری، هنگامی که با دستهای بسته و چشم بند از میان موج دانشجویان به سوی منزل معاون سفارت هدایت میشدم، در محوطه حیاط جلوی سفارت توانستم بهخوبی حس کنم که آنها مشغول سوزاندن پرچم آمریکا هستند.» ساعتی بعد از این حادثه دولت موقت استعفا میدهد و استعفایش پذیرفته میشود.
هسته مرکزی فعال میشود ماجرا اما چند روز پیش از این توسط جمعی از دانشجویان خط امام تدارک دیده شده بود. ابتدا ابراهیم اصغرزاده (دانشگاه پلی تکنیک)، محسن میردامادی (دانشگاه تهران)، حبیب الله بیطرف(دانشگاه تهران)، محمود احمدینژاد (دانشگاه علم و صنعت) و محمدعلی سیدنژاد (تربیت معلم) گرد هم آمدند. این پنج نفر قرار بود ایده تسخیر سفارت را بررسی کنند. موضوع به بحث گذاشته شد، احمدینژاد و سیدنژاد مخالفت کردند. اندکی بعد رحیم باطنی (دانشگاه ملی) و رضا سیفاللهی (دانشگاه شریف) جایگزین این دو شدند. موضوع به محمد موسویخوئینیها اطلاع داده شد. موسویخوئینیها به دانشجویان اطمینان داد که رهبر انقلاب موافق هستند و پس از اشغال سفارت نیز از کانال مرحوم سید احمد خمینی، امام(ره) را در جریان گذاشت.
مهدویکنی (فرمانده وقت کمیتههای انقلاب اسلامی) که از جمله مخالفان تسخیر سفارت بود، در خاطراتش میگوید: «وقتی شنیدیم که به سفارت حمله کردهاند برای ما خیلی غیر مترقبه بود وتعجب کردیم. اجمالا یادم هست که آقای بهشتی و مهندس بازرگان به من زنگ زدند که آقا شما چرا نشستهاید؟ کجا هستید؟ نیروی انتظامی کجاست؟ کمیتهها کجا هستند؟ دانشجویان به سفارت ریختهاند و آنجا را تصرف کردهاند و آمریکاییها را به گروگان گرفتهاند. از کمیتهها پرسیدم چرا اینطور شده؟ گفتند آمدند و به سفارت حمله کردند و از دیوار سفارت بالا رفتند و ما هم مقابل بچهها ایستادگی نکردیم، چون اجازه نداشتیم با بچههای خودمان بجنگیم. بعدا معلوم شد همین دانشجویان خط امام(ره) وارد لانه جاسوسی شدهاند. من همان موقع به مرحوم احمد آقا زنگ زدم. یادم میآید شب آن روزی بود که به سفارت ریخته بودند. زنگ زدم و پرسیدم جریان چیست؟ مرحوم احمد آقا اول خندیدند و پاسخ نمیدادند. من گفتم آخر چه شده؟ شما اطلاع دارید؟ ایشان میخندیدند.»
پروندهای که مفتوح ماند از 66 نفر آمریکایی که در هنگام تسخیر سفارت درگیر ماجرا شده بودند، شش نفر در سفارت کانادا پناه گرفته بودند، با طراحی ماموران سیا موفق به فرار از کشور شدند، هشت نفر که اغلب زن و سیاه پوست بودند، 254 روز بعد آزاد شدند اما 52 نفر دیگر 190روز دیگر در بازداشت باقی ماندند. آزادی آن 14 نفر هم که اغلب از زنان و ماموران سیاه پوست بودند، گویا ابتکاری بوده است برای اثبات ضرورت توجه به زنان و سیاهپوستان، با این فرض که در جامعه آمریکا این دو قشر مورد تبعیض قرار میگیرند. در این میان، هشت نفر از نیروهای ویژه آمریکایی هم برای نجات گروگانها دست به کار شدند، عملیات نظامی آنها اما با مرگشان در صحرای طبس با شکست همراه شد.
این واقعه سبب شد گروگانها به چند دسته تقسیم و به شهرهای مختلف فرستاده شوند. ماجرا به سازمانهای بینالمللی هم کشیده میشود. شورای امنیت در آخرین روزهای سال ۱۹۷۹ میلادی با ۱۱ رای موافق و بیهیچ مخالفی و با امتناع روسیه و چک و اسلواکی از رای دادن تصویب میکند که ایران باید تا هفتم ژانویه(۱۸ دی ۵۸)، گروگانها را آزاد کند. در ادامه، گروگانها با دستور امام(ره) تحویل دولت شدند و مقرر شد مجلس برای آزادی آنها تصمیم بگیرد.
گروگانها سرانجام با امضای قرارداد الجزایر، روز 20 دی ماه 1359 آزاد شدند، اما این آزادی نتوانست از آغاز جدی انسداد رابطه ایران و آمریکا پیشگیری کند.
حلقه متنوع مخالفان و موافقان ماجرای تسخیر سفارت، اگرچه موافقان و مخالفان بسیار داشت، ولی با اعلام حمایت قاطع و مداوم امام خمینی(ره) از حرکت دانشجویان و توصیف این روز به عنوان انقلاب دوم، کفه به سود موافقان سنگینی کرد و دانشجویان مقتدرتر به مسیر خویش ادامه دادند تا آنجا که چهارم دیماه 1358 بود که رحیم باطنی و ابراهیم اصغرزاده، دو دانشجوی پیرو خط امام(ره) در مصاحبهای تلویزیونی با استناد به اسناد موجود در سفارت آمریکا، نهضت آزادی و دولت موقت را متهم به سازش با بیگانگان، خیانت و منفعت طلبی کردند. در ماجرای تسخیر سفارت، هم نهضت و هم دولت موقت علم مخالفت برافراشته بودند و البته در این مخالفت تنها نبودند.
آیتالله مهدویکنی در خاطراتش دراینباره میگوید: «ما فکر میکردیم بعد از یکی دو روز آمریکاییها را از کشور بیرونشان میکنند. من این کار را مفید نمیدانستم بهخصوص ادامه آن را به صلاح نمیدیدم چنانکه عملا ادامه این کار به نفع ما تمام نشد زیرا آنها پس از 444 روز آزاد شدند. آخر کار بهجایی رسید که التماس کردیم که گروگانها را تحویل بدهیم.» حلقه موافقان نیز متنوع بود چرا که در میان گروههای حامی دانشجویان، از وفادارترین نیروها و گروهها به امام(ره) تا گروههای مردمی به چشم میخورد. از جمله پیامدهای این رویداد هم کشف اسنادی درباره روابط عباس امیرانتظام بود، اسنادی که در نهایت به صدور حکم حبس ابد برای امیرانتظام منجر شد.کمااینکه این اسناد در محکومیت چهرههایی چون قطبزاده نیز نقش موثری داشتند.
سرنوشت انقلابیون به کجا انجامید؟ 30 سال پس از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا اما چهرههای موثر در این ماجرا، هر کدام سرنوشتی متفاوت یافتهاند. از این میان سید احمد خمینی که در آغاز و پایان این ماجرا نقش ممتازی داشت، دار فانی را وداع گفته است. محمد موسویخوئینیها نیز که ظهر 13 آبان نخست مقام عالیرتبهای حاضر در جمع دانشجویان و کانال ارتباطی آنها با بیت امام (ره) محسوب میشد، نیز تا سالها پس از آن در لایههای بالایی حکومت باقی ماند. از 67 تا 76، موسویخوئینیها، یک دهه را در حاشیه یا تلاش برای بازگشت به قدرت سپری کرد. به قدرت رساندن خاتمی، او را در مقام پدر معنوی اصلاح طلبان، صاحب موقعیتی ممتاز در مناسبات نهان قدرت کرد، پس از خاتمی، موسویخوئینیها همواره نقش کلیدی و هماهنگ خویش در میان اصلاح طلبان را ایفا کرده است، نقشی که مخالفان شیخ آن را کلیدی و مهم دانسته و میدانند.
احمدینژاد؛ بود یا نبود؟ حضور یا عدمحضور احمدینژاد در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا، هنگامی برجسته شد که او رئیسجمهور شده بود. نخست کسانی که به گروگان گرفته شده بودند، مدعی شدند احمدینژاد هم در میان دانشجویان تسخیرکننده سفارت حضور داشته است. انتشار عکسی توسط برخی رسانههای آمریکایی که مردی نهچندان شبیه احمدینژاد را در کنار گروگان گیرها نشان میداد، ماجرا را وارد فاز تازهای کرد. این ادعا توسط نهادهای رسمی دولت آمریکا تایید نشد. ماجرای عکس هم سرانجام با توضیحات سعید حجاریان مبنی بر اینکه فرد مورد اشاره، تقی محمدی، یکی از اعضای حفاظت اطلاعات نخستوزیری است، خاتمه یافت. تقی محمدی پس از حادثه انفجار دفتر نخستوزیری در هشتم شهریور 60، دستگیر شد و در زندان خودکشی کرد.
از سوی دیگر، برخی فعالان سیاسی مانند اصغرزاده خبر دادند که احمدینژاد کمونیسم را خطر جدیتری میپنداشت و به جای آن اشغال سفارت شوروی را پیشنهاد میکرد و به همین جهت از گروه خارج شد. در 444 روزی که ماجرای گروگانگیری ادامه داشت، احمدینژاد در جمع دانشجویان آفتابی نشد. برخی این عدمحضور را عمدی دانستهاند و برخی چون عباس عبدی گفتهاند: «احمدینژاد پس از اشغال سفارت میخواست به ما بپیوندد، اما ما اجازه ندادیم وارد سفارت شود یا به گروه ما بپیوندد.»
در میان متهمان محسن میردامادی و بهزاد نبوی، دو عضو موثر در سلسله رویدادها اما اکنون و در پی رویدادهای پس از انتخابات جزو متهمان به شمار میروند. محسن میردامادی که فارغالتحصیل دوره دکترای روابط بینالملل دانشگاه کمبریج است، در سالهای پس از انقلاب مدارج متفاوتی را طی کرد. از معاون روابط بینالملل سپاه تا معاون سیاسی دادستانی کل، استانداری خوزستان و نمایندگی مردم تهران در مجلس ششم.
خاطرهای از شعرخوانی قیصر امینپور روی دیوار لانه جاسوسی
سید حسن حسینی که از او به عنوان یکی از استوانه های شعر انقلاب یاد می شود، در سالیان حیات، درمصاحبه ای به بیان خاطراتی از مبارزات دوران انقلاب پرداخته است که در بخشی از این خاطرات، از حضور قیصر امین پور درجمع تسخیر کنندگان لانه جاسوسی وشعرخوانی وی روی دیوار سفارت می گوید. رجانیوز با توجه به تقارن اولین سالگرد پرواز قیصر امین پور و سالروز تسخیر لانه جاسوسی، اقدام به انتشار این خاطره می کند. این نوشته برگفته از مطلبی است که در ویژه نامه نشریه "راه" به مناسبت در گذشت قیصر منتشر شد. سید حسن حسینی درباره قیصر می گوید: "...قیصر جزو بچههای به اصطلاح لانه است؛ از طلایهدارانی که لانه جاسوسی را فتح کردند.
اگرچه این روزها از این چیزها صحبت کردن خیلی ارزش نیست و ممکن است پرونده بشود. حالا من میدانم که در دو سه هفته اولی که لانه جاسوسی را گرفته بودند، قیصر بیانیه دانشجویان پیرو خط امام را ویرایش ادبی میکرد. خودش هم پرشور و حال بر روی دیوار لانه جاسوسی شعر میخواند. یادم هست که با بلوز یقه اسکی سفید روی دیوار لانه جاسوسی در حال خواندن شعر یا بیانیه بود..."
اما به نظر می رسد این روحیه در قیصر امین پور تا سالیان پایانی حیات وی زنده بوده است، چنانکه با مراجعه به اشعار قیصر، به راحتی روحیه استقلال طلبی و استکبار ستیزی قیصر امین پور را می توان دریافت. او در یکی از آخرین سروده هایش که گویی برای این روزهای ایران اسلامی سروده است خطاب به دوستان هنرمندش اینگونه می سراید:
سرمایه دل (به دوستان هنرمند)
این حنجره این باغ صدا را نفروشید این پنجره این خاطرهها را نفروشید
در شهر شما باری اگر عشق فروشی است هم غیرت آبادی ما را نفروشید
تنها، بهخدا، دلخوشی ما به دل ماست صندوقچه راز خدا را نفروشید
سرمایه دل نیست بجز آه و بجز اشک پس دستکم این آب و هوا را نفروشید
در دست خدا آیینه ای جز دل ما نیست آیینه شمایید شما را نفروشید
در پله پرواز بجز کرم نلولد پروانه پرواز رها را نفروشید
یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم این هروله سعی و صفا را نفروشید
دور از نظر ماست اگر منزل این راه این منظره دورنما را نفروشید
از همان وقتی که برای ضربه به رهبری سراغ شیخ سادهلوح رفتید، انحرافتان قابل پیشبینی بود
حجتالاسلام حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در آستانه سیزدهم آبان در نطق میان دستور خود در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به تسخیر لانه جاسوسی امریکا در سال 59 تصریح کرد، لانه جاسوسی فکری امریکا در انتخابات دهم و با حضور چهل میلیونی مردم تسخیر شد.
به گزارش رجانیوز، وی در ادامه با اشاره به تدارک امریکا برای جنگ علیه ایران در جریان تسخیر لانه جاسوسی تصریح کرد امریکا پس از شکست در انتخابات دهم نیز به دنبال انتقام از ملت ایران و البته اینبار با هزینه های گزاف در اینترنت است و حوزه جنگ نرم است.
متن کامل این نطق مهم که با احسنت تعداد زیادی از نمایندگان و اعتراض برخی اعضای فراکسیون اقلیت همراه شد، در ادامه آمده است:
فردا روز سیزده آبان، سالروز سه واقعه تاریخ ساز کشتار خونین دانش آموزان، تبعید امام راحل و تسخیر و تعطیلی سفارت امریکاست. اما آیا واقعا فعالیت سفارت امریکا در کشور ما تعطیل شده است.
روز قدس و 13 آبان را باید از جمله مناسبت هایی دانست که شخصیت ها، احزاب و جریانات سیاسی در سایه نحوه برخورد با آن، نمایی از چهره حقیقی شان را به نمایش می گذارند. سوگمندانه باید گفت که نحوه برخورد سران یک جریان سیاسی در روز قدس امسال تا حدودی بیانگر بیماری فکری آنها بود و اکنون در آستانه 13 آبان، با حذف نام امریکا و اکراه از ذکر دخالت ها و جنایت های آن و در مقابل تاختن به نیروهای انقلاب و یاران ولایت، نیمه دیگرچهره نفاق جدید در حال نمایان شدن است.
13 آبان را سالروز تسخیرلانه جاسوسی امریکا می دانیم. روزی که در پرتو آن اسناد جاسوسی امریکایی ها و همسویی تعدادی از فعالان واداده سیاسی با سیاست های امریکا نمایان شد. لانه جاسوسی تسخیر شد اما آیا سفارت امریکا در ایران هم تعطیل شد؟! بررسی حوادث دهه دوم و سوم انقلاب که پس از ارتحال امام امت رقم خورد، نشان می دهد که متاسفانه برخی اندک اندک، دانسته و نادانسته تبدیل شدند به کارکنان همان سفارتخانه ای که روزگاری تسخیرش کرده بودند.
واقعیت ها را نمی توان انکار کرد، آیا سفیران در سفارتخانه ها مأموریتی جز این دارند که منافع اربابان خود را در حوادث و رخدادهای سیاسی و اجتماعی کشور میزبان تامین کنند؟ با این حساب آیا موضع گیری ها، بیانیه ها و سخنان برخی شخصیت ها و احزاب سیاسی در سال های اخیر و بهویژه در روزهای اخیر را چیزی جز انجام ماموریت یک سفیر کارآزموده می توان دانست؟ آیا بازتاب این مواضع ذلیلانه در قالب تیترها و تحلیل برخی وب سایت های اینترنتی، شبکه های ماهواره ای و روزنامه های داخلی را چیزی جز بندهای ماموریتی یک سفارتخانه مجهز می توان دانست؟
اکنون با مرور مواضع و جهت گیری برخی از این شخصیت ها به این نتیجه تلخ می رسیم که آنچه در 13 آبان 1358 تسخیر و دستگیر شد، ساختمان ها و برخی عوامل جاسوس امریکا بود. این اتفاق هر چند ضربه سختی به امریکا زد اما سال ها بعد این امریکایی ها بودند که توانستند از دیوار فکری جماعتی بالا بروند که برخی از آنها روزگاری خود را پیروان خط امام می دانستند.
اشغال جاسوسخانه امریکا و کنار زدن پرده از چهره کریه آن به حق انقلاب دوم نام گرفت، با این حساب قطعا کنار زدن پرده از چهره نفاق جدید در انتخابات دهم را باید انقلاب سوم نامید. آن روز وقتی ساختمان سفارت امریکا تسخیر شد، امریکایی ها با حمله نظامی مستقیم در طبس، جنگ سخت را کلید زدند و امروز وقتی سفارت فکری امریکا در انتخابات دهم با حضور چهل میلیونی مردم و رای 85 درصدی به قانون اساسی و مدیریت ولایت فقیه فرو پاشید، امریکایی ها با تزریق میلیاردها دلار در صفحات وب و سایت های خبری و روزنامه های زنجیره ای، جنگ نرم را کلید می زنند.
به دنبال اشغال ساختمان سفارت امریکا بود که شعار مرگ بر شوروی بزرگنمایی شد که امام امت این اقدام را ترفندی از سوی ایادی داخلی امریکا برای فراموشی جنایات نظام سلطه در داخل کشور دانستند و امروز نیز با تسخیر سفارت فکری امریکا در انتخابات دهم ریاست جمهوری، شعار مرگ برروسیه مد می شود تا شکست مفتضحانه عناصر واداده سیاسی در برابر امریکا و دخالت های استکبار در حوادث پس از انتخابات دهم فراموش شود، در حالی که شعار اصلی ما نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی بود و خواهد بود، بنابراین از نظر ما تفاوتی بین امریکا روسیه و انگلیس نمی بینیم اما امریکا سمبل نظام سلطه است و با مرگ او همه نظام سلطه فرو خواهد پاشید.
اما چه شد که طراحان دیروز اشغال ساختمان سفارت امریکا، امروزخود تبدیل به سفیران فکری امریکا شده اند تا جایی که برای فروپاشی نظام اسلامی همه امید جریان سلطه به عطسه آنهاست؟ راز این دگردیسی تلخ را جز در ریشه دواندن فساد اقتصادی بزرگ مردان این جریان سیاسی نباید جست. وقتی فساد اقتصادی و مدیریت اشرافی درمیان مدیران و شخصیت های سیاسی لانه کرد، به دنبالش فساد اعتقادی، فساد سیاسی و فساد اخلاقی نیز جوانه خواهد زد.
به همین دلیل است که همه، بهویژه ما مدعیان اصولگرایی و از جمله دولت عدالت محور و رییسجمهور محترم برای یک لحظه هم نباید در مبارزه با فساد اقتصادی تردید کنیم و حتی برای یک روز هم نباید افرادی با پیشینه فساد اقتصادی را در کنار خود تحمل کنیم که خداوند سبحان عاشق چشم و ابروی ما نیست و مردم حزب الله، این یاوران حقیقی امام و رهبری با هیچ یک از ما -حتی اگر واژه هایی چون اصولگرایی وعدالت محوری را آویزان خود کنیم-، عقد اخوت نبسته اند.
اکنون نیز عده ای که خط امام را ملک طلق خود می دانند، تبدیل شده اند به سفیرانی که قدم به قدمشان تامین کننده منافع امریکاست و بدون آن که خود بدانند یا بخواهند، برخی از احزاب و گروه ها و نشریاتشان اندک اندک تبدیل شده اند به سفارت امریکا.
البته این برای بسیاری از شاگردان مکتب امام قابل پیش بینی بود، می دانید از کی؟ از همان روز که چشمانتان را در برابر فساد دوستان حزبی تان بستید، همان روز که برای رسیدن به قدرت و به دست آوردن یک مشت رای، حاضر شدید دست در دستان نهضت آزادی بفشارید و چشم بر نامه هشدارآمیز امام در باره سیلی این گروهک به اسلام و انقلاب ببندید، همان روز که برای ضربه زدن به رهبری معظم انقلاب، حاضر شدید به رهبری دینی و سیاسی شیخ ساده لوح و مطرود امام تن دهید، همان روز که به بهانه آزادی، تمام ارزش های دینی را زیر سئوال بردید و دم از محاکمه خداوند زدید، همان روز که افکار خمینی کبیر را پایان یافته دانستید و آدرسش را در موزه های تاریخ دادید، همان روز که مرگ بر امریکا را افراطی برشمردید و از آتش کشیدن پرچم نظام سلطه استغفار کردید و مراسم 13 آبان تان را از مراسم ملت ایران جدا کردید، همان روز که شهادت را خشونت نامیدید و عاشورا را نتیجه خشونت پیامبر در جنگ بدر دانستید و غیرت دینی را خشونت طلبی ترجمه کردید و در برابر شعار توپ تانک بسیجی دیگراثر ندارد، نه تنها لب نگزیدید که سکوت کردید و لبخند زدید، همان روز که ساز جامعه مدنی را با الگوی دمکراسی غربی کوک کردید و در برابر شعار انحرافی جمهوری ایرانی فقط لبخند زدید، همان روز که به جای نهج البلاغه از مارکس سخن گفتید و بر طبل قرائت های مختلف از دین و تساهل و تسامح نواختید، همان روز که به دلیل ساده لوحی خودتان، هشدار دلسوزان انقلاب را بیماری توهم توطئه دانستید و برای خوش خدمتی به امریکایی ها با نظرسازی، آمار اشتیاق مردم به رابطه با امریکا را جعل کردید و با استناد به همان نظرسازی در نامه ای وقیحانه از رهبری انقلاب خواستید تا جام زهر رابطه با امریکا را سر بکشد، همان روز که در برابر شعار نه غزه نه لبنان در روز قدس سکوت کردید و خلاصه همان روز که با تردید و اجبار در جاده همراهی با ولایت فقیه گام نهادید.
حوادث روزهای آینده و نحوه برخورد برخی از دوستان اصلاح طلب بویژه نمایندگان اصلاح طلب مجلس، ملاک خوبی برای عدم اعتقاد آنها به اصلاحات امریکایی خواهد بود. توصیه ما این است که با صراحت تمام در برابر انحرافات ایجاد شده در مناسبت هایی چون روز قدس و 13 آبان واکنش نشان دهند. از یاد نبریم که امریکایی ها به یکباره از دیوار هویت امثال خاتمی، موسوی و کروبی وهواداران کور حزبی آنها بالا نرفتند، بلکه قدم به قدم مواضع و رفتارهای آنها تامین کننده منافع امریکا در داخل ایران اسلامی شد تا جایی که امروز مرغان تخم طلای آنها نام گرفته اند. البته توصیه ما به این سه نفر این است که تا دیر نشده، خود را عاقبت به خیر کنند و نظام سلطه را به خودش واگذارند و به جاده ولایت و مردم برگردند و الا سیلی ملت ایران زمین گیرشان خواهد کرد، همانطور که منافقین قدیم را زمین گیر کرد.
تجمع دانشجویان شریف زیر بارش باران علیه استکبار و مهرههای داخلیاش
دانشجویان انقلابی دانشگاه صنعتی شریف تجمع خود علیه استکبار جهانی و ایادی داخلیاش را زیر بارش باران برگزار کردند.
به گزارش رجانیوز، تجمع دانشجویان پس از نماز ظهر و عصر امروز(سهشنبه)، با فریاد "الله اکبر"، "مرگ بر امریکا" و "مرگ بر اسرائیل" آغاز شد.
با افزایش تعداد دانشجویان، جمعیت به سمت درب اصلی دانشگاه حرکت و از آنجا رو به خیابان تجمع کرده و یکصدا انزجارشان را نسبت به استکبار جهانی و ایادی داخلیاش ابراز کردند.
پس از گذشت دقایقی از این تجمع، صدها نفر از دانشجویان تجمعکننده دانشگاه شریف رو به قبله ایستادند و دعای وحدت را که شعار اصلی این تجمع بود، همآهنگ زمزمه کردند.
پس از پایان دعا، دانشجویان به سمت ساختمان ابنسینا در بخش بالایی دانشگاه حرکت کردند. در طول مسیر بر تعداد دانشجویان افزوده میشد و شعارهای "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"، "دانشجوی شریفی، اتحاد اتحاد" و "مرگ بر اسلام امریکایی" در دانشگاه طنینانداز شد.
همچنین تعدادی از اساتید انقلابی هم دانشجویان را در این تجمع ضداستکباری همراهی کردند.
این تجمع با وجود باران شدید و عدم فراخوان عمومی، به عرصه حضور کمسابقهای از دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف تبدیل شد.
سپس دانشجویان در مقابل ساختمان اصلی دانشگاه (ساختمان ابن سینا) توقف کردند و در پایان نیز این تجمع دانشجویی- ضد استکباری با ذکر صلوات پایان یافت.
در حاشیهی این تجمع حدود 20 نفر از دانشجویان که سعی کردند شعار "مرگ بر روسیه" بدهند با عدم استقبال عمومی مواجه و پراکنده شدند.
عضو شورای شهر تهران گفت:در دوره اخیر فعالیتهای هستهای کشور پیشرفتهای چشمگیری داشته است که نمیتوان آن را انکار کرد. به گزارش فارس؛ معصومه ابتکار عضو شورای شهر تهران شب گذشته در نشست تسخیر شیطان که از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق برگزار شد به بازخوانی حوادث و وقایع تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام پرداخت و به سئوالات دانشجویان نیز در خصوص این واقعه پاسخ داد. وی در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان در خصوص علت کمرنگ کردن نقش افرادی مانند شهید وزوائی و بزرگنمایی نقش جریانی خاص در این واقعه دانشجویی گفت: در این مساله قصد و غرضی در کار نیست و کسی نمیخواهد نقش آنان را نادیده بگیرد اما باید قبول کرد که در این حرکت تعدادی نیروی کلیدی و جهتدهنده وجود داشتند و عدهای هم نقش سربازان این حرکت را ایفا میکردند هر چند که تصمیمگیری در خصوص برنامهها و اقدامات این جریان کاملا دموکراتیک بود. وی ادامه داد: کسی نمیخواهد ارزش کار دانشجویان را متفاوت جلوه دهد اما واقعیت این است که مغز متفکر و ادارهکننده این ماجرا کاملا شناخته شده هستند و اسناد آن نیز موجود است. بنابر این چنین نبوده که کسی بخواهد از این جریان سوء استفاده کند و از آن برای خود امتیاز بگیرد که دلیل این ادعا نیز انحلال جریان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بعد از پایان ماجرای تسخیر سفارت است. ابتکار در پاسخ به سئوال یکی دیگر از دانشجویان در خصوص فضای مارکسیستی و لیبرالیستی حاکم بر دانشگاهها خاطر نشان کرد: مارکسیستها تا سال 54 ـ 55 در دانشگاهها غلبه داشتهاند اما بعد از آن این فضا تغییر کرد و در سال 56 به دلیل نفوذ تفکر شریعتی به عنوان معلم انقلاب، دیدگاههای شهید مطهری و همچنین نظریات حضرت امام این فضا کاملاً تغییر کرد و تفکر روشنفکری دینی در دانشگاهها غلبه یافت. وی در خصوص موسوی خوئینیها و علت عدم اطلاع حضرت امام از این ماجرا گفت: انقلاب اسلامی ایران حاصل فضای آزادی بود و خواسته مردم نیز در شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی متبلور شده بود اما نقد امروز جامعه این است که با فضای بسته روبرو هستیم. این دانشجوی پیرو خط امام ادامه داد: در خصوص حرکت دانشجویان نیز باید اذعان کرد که کاملا تحت تاثیر تحلیل حضرت امام بود چون دانشجویان اعتقاد داشتند که امام از اقدامات آمریکا نگران هستند از سویی دیگر باید توجه داشت که رابطه مردم و رهبری یک رابطه دو طرفه است و زمانی که رهبر ببیند مردم به تشخیص درست رسیدهاند از آنها حمایت میکند. ابتکار با بیان اینکه تعریف ما از ولایت نیز باید دو طرفه باشد خاطر نشان کرد: تبعیت از امر ولایت یک بخش این ماجرا است در حالی که برخی طرف دیگر داستان را درست نمیبینند و این مساله در زمان تسخیر سفارت آمریکا نیز مطرح بود اما ما باید حقایق را علیرغم همه تلخیها بگویم و حتی این اتهام که امام را در عمل انجام شده قرار دادیم به جان بخریم. وی همچنین در پاسخ به سئوالی در خصوص علت رویگردانی برخی از دانشجویان پیرو خط امام به اقدامات لیبرالی در عصر حاضر گفت: در این خصوص تحلیل بنده این است که آمریکا دست از دشمنی در مقابل ایران برنداشته و هرگز برنمیدارد اما شیوههای آن تغییر کرده است در این شرایط ما باید ببینیم که منافعمان یعنی حکمت، عزت و مصلحت در کجا تامین میشود، اگر 30 سال مدام شعار مرگ بر آمریکا سر بدهیم این منافع تامین میشود؟اگر نتوانیم نسلهای آینده خود را در خصوص این اقدامات توجیه کنیم منافع ما تامین شده است؟ یا اصلا اگر ارتباط منطقی با آمریکا برقرار کنیم چه منفعتی برای ما دارد. این دانشجوی پیرو خط امام با بیان اینکه اروپا و آمریکا به شدت از برقراری ارتباط منطقی ایران و آمریکا هراس دارند گفت: برخی از این دانشجویان در سالهای بعد تحلیلهای شفافی ارائه دادهاند و در مجلس ششم هم بحث گفتگوی تمدنها مطرح شد، ممکن است اتهام وادادگی وارد باشد اما اکنون برخی که شعارهای تند علیه آمریکا سرمیدهند رابطه را برقرار کردهاند. ابتکار در خصوص چرایی حرکت موسوی خوئینیها مبنی بر در جریان قرار ندادن حضرت امام یادآور شد: وی این کار را به صورت خودسر انجام نداد چون این تصمیم همه دانشجویان بود و اگر امام اطلاع مییافتند غربیها چنین جلوه میدادند که حرکت دانشجویان بر اساس دستور رهبری بوده است. ولی دانشجویان با این تصمیم توانستند جلوی این سوء استفاده را بگیرند و موسوی خوئینیها نیز به نمایندگی از اکثریت دانشجویان این کار را انجام داد. وی در ادامه این جلسه در پاسخ به اظهارات و سئوالات یکی از دانشجویان در خصوص دلایل تسخیر سفارت آمریکا از سوی دانشجویان اظهار داشت: همانطور که گفتم باید در آن شرایط زمانی قرار گرفت تا تصمیم دانشجویان را به درستی درک کرد در شرایطی که جمهوری اسلامی تثبیت نشده بود و ارکان ساختار نظام حکومتی از لحاظ امنیتی و انتظامی در آن شکل نگرفته بود دانشجویان به این نتیجه رسیدند که باید سفارت آمریکا را تسخیر کنند. این عضو شورای شهر تهران ادامه داد: البته در آن زمان روابط ایران و آمریکا در حد کاردار بود و مسائل فیمابین نه تنها در باطن بلکه در ظاهر نیز حل نشده بود و کاملا مشخص بود که اتفاقات و توطئههای در حال شکلگیری است و در این شرایط با توجه به ابراز نگرانیهای حضرت امام و همچنین تجربه کودتای 28 مرداد دانشجویان تصمیمی گرفتند و به آن عمل کردند. ابتکار با بیان اینکه ما علیرغم نگاه اصلاحطلبی در محافل بینالمللی از این اقدام دفاع میکنیم یادآور شد: در جهان چنین مطرح میشود که اگر کودتای 28 مرداد در ایران رخ نمیداد هرگز واقعه 13 آبان و اقدام دانشجویان پیرو خط امام قابل توجیه نبود. یعنی با توجه به سابقه تاریک و ردپای سیاه آمریکا در کشور حرکت دانشجویان در محافل بینالمللی قابل توجیه میشود. وی در پاسخ به سئوال دیگری در خصوص تناقض شعار مرگ بر روسیه با اهداف استکبارستیزی کشور گفت: برای پاسخ به این سئوال باید شرایط اجتماعی کشور را مرور کنیم چرا که یک دغدغه جدی وجود دارد که چرا برخی میخواهند مشکلات کشور را فرافکنی کنند، برخی میگویند که حرفهای امام مربوط به دوران خودش است اما نمیتوان از وصیتنامه امام به سادگی گذشت که در آن به دو مساله آمریکا و خطر تحجر داخلی اشاره کرده است. حضرت امام بارها در سخنان خود واپسگرایی و هواینفس را مورد توجه قرار دادهاند. این عضو شورای شهر تهران با بیان اینکه جوانان امروز ایران نسل حاصل انقلاب هستند که نمیتوان قضاوت آنها را دست کم گرفت اضافه کرد: چرا باید همه مشکلات را در آمریکا دانست و سئوال این است که چرا روسیه علیرغم همه اقداماتش به خصوص در مورد نیروگاه بوشهر باید مورد اعتماد باشد. وی افزود:البته شک نداریم که فلسطین مظلوم است و یا اوباما هرگز برای اصلاحات و جنبش سبز تره هم خورد نمیکند ولی سئوال این است که از شعار " مرگبر آمریکا " به کجا رسیدهایم امروز بازار ایران کاملا در اختیار چین قرار دارد و روش مرموزانه بلوک شرق سلطه اقتصادی است که جوانان این مساله را درک میکنند و انتقادات خود را در قالب این شعارها مطرح میکنند چون پاسخ پرسشهای خود را دریافت نکردهاند در حالی که در همین جمهوری اسلامی با وجود سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد، صدا و سیما و ... تربیت یافتهاند. این عضو شورای شهر تهران در پاسخ به اظهارات یکی از دانشجویان که دعوای ایران و آمریکا را فراتر از دعوای دو کشور و به مثابه برخورد دو تمدن دانسته و انتقادات تندی را به برنامه چهارم توسعه وارد کرده بود گفت:برنامه چهارم توسعه کاملا مدون بود به شکلی که در سازمان محیط زیست آن را در هشت کمیته کاملا کارشناسی کردیم و جالب است که این برنامه در مجلس هفتم که مجلس اصولگرا بود تصویب شد و شورای نگهبان نیز آن را تایید کرد. وی در ادامه در پاسخ به انتقادات وارد به دانشگاه تربیت مدرس و انحراف فکری برخی از اساتید و دانشجویان آن گفت: تربیت مدرس تنها دانشگاه تکمیلی بعد از انقلاب اسلامی است که گزینش سختی نیز دارد در هر صورت این چنین نیست که بتوان عرصه علوم انسانی را بست و تجربیات بشری را نفی کرد برخی میگویند ارتباط با وبر و هابرماس موجب انحراف از دین میشود که این چنین نیست چون دیدگاههای دینی نیز متفاوت هستند و حتی در حوزههای علمیه نیز این نگاههای متفاوت وجود دارد و بر همین اساس ممکن است برخی از اظهارات وبر نیز درست باشد. این دانشجوی پیرو خط امام با بیان اینکه دینداری را با محدود کردن و بستن فضا نمیتوان اجرا کرد خاطر نشان کرد: اگر اکنون بحث جنگ نرم دشمن مطرح است باید برای مقابله با آن نیز از روشهای نرم استفاده کرد، در دیداری که با حجاریان داشتیم میگفت که اتهام من دیدار با هابرماس بوده است در این شرایط سئوال این است که چرا روحانیت نمیتواند با نسل امروز ارتباط خوبی برقرار کند پاسخ این سئوال را باید در شیوههای غلط جستجو کرد. اکنون کسی به رسانه ملی توجه نمیکند و متأسفانه مردم حقیقت را از جای دیگر میشنوند و این مسائل هرگز موجب خوشحالی نیست. در این برنامه یکی دیگر از دانشجویان گفت: اما مساله اصلی این است که اصلاحطلبان همواره دچار افراط و تفریط بودهاند که ابتکار نیز در پاسخ به این دانشجو گفت: افراط و تفریط را قبول دارم ولی بعضا این اتهام به جناح مقابل وارد میکند و گاهی نیز برعکس، در هر صورت افراط و تفریط اساسا غلط است چون از یک طرف سختگیری میشود و از یک طرف رها کردن اتفاق میافتد که این مساله اصلا درست نیست. وی یادآور شد: در هر صورت حضرت امام این حرکت را تایید کردند و خیلی هم محکم پشت ان ایستادند و از آن به عنوان انقلاب دوم یاد کردند، بنابر این باید قبول کرد که این امکان وجود دارد در برخی مواقع مردم پیش بیافتد و امام پشت سر آنها قرار بگیرد چون رابطه مردم و رهبری یک رابطه دو طرفه است و این تعبیرات و تفسیرات یک طرفه کاملا قابل نقد است. این عضو شورای شهر تهران در پاسخ به اظهارات یکی دیگر از دانشجویان که جمله امام مبنی بر اینکه "پشتیبان ولی فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد " را یادآوری میکرد اظهار داشت: کسی در اهمیت این جمله شکی ندارد اما باید روشن شود که این پشتیبانی به چه شکلی باید باشد آیا بیان حقایق و نقد دلسوزانه به معنی مخالفت است باید قبول کرد که ارتباط مردم و رهبری در دنیای امروز یک ارتباط دو طرفه است و عمده بحث ولایت مربوط به مباحث قلبی است و اگر پذیرش قلبی صورت نگیرد اتفاقی نمیافتد و بر همین اساس تفتیش عقاید افراد برای میزان پایبندی به ولایت در تعالی دینی پذیرفته نیست اما جالب است که یادآوری کنم که همان فردی که ادعای ولایتمداری داشت در بحث معاون اولی کوتاه نیامد ولی خاتمی براساس فرمایشات رهبری حتی اگر مخالف ایشان بود همواره تبعیت میکرد. ابتکار در ادامه در خصوص اظهارات یکی دیگر از دانشجویان پیرامون وادادگی اصلاحطلبان در مقابل غرب در مسائل هستهای با بیان اینکه در دوره اخیر نیز فعالیتهای هستهای کشور پیشرفتهای چشمگیری داشته است که نمیتوان آن را انکار کرد گفت: پیشرفت صنایع نظامی کشور در آخر دوره هاشمی رخ داد و حتی ساخت ماهواره امید نیز در دولت خاتمی به مراحل پایانی خود رسیده بود اما خاتمی همیشه در ارائه گزارشها ده درصد آمار را کاهش میداد تا از بزرگنماییهای احتمالی جلوگیری کند. یعنی در آن دوره افراد نمیتوانستهاند با هر وسیلهای قدرت خود را حفظ کند. این عضو شورای شهر تهران در پاسخ به سئوال دیگری در خصوص طرح مباحث تقلب در انتخابات اخیر نیز گفت: ترجیح میدهم با توجه به شرایط کنونی وارد این مباحث نشوم چون این موضوع بسیار مفصل است و نیاز به جلسهای جداگانه دارد. در ادامه این برنامه یکی دیگر از دانشجویان به جایگاه پرسش سئوال آمد و به دلیل کمبود وقت کلید واژههای " موسویان " ، " سعدآباد " ، " مهاجرانی "، " وزارت ارشاد "، " بیطرف " را مطرح کرد و از ابتکار پرسید که چرا غرب به کرات از سرکار آمدن اصلاحات در ایران حمایت میکند؟، شما چرا از مجلس ششم که رهبری با تعابیری مشخصی از آن یاد کردهاند دفاع میکنید؟ چه کسانی در روزهای بعد از انتخابات باعث شدهاند که مقام معظم رهبری در نماز جمعه با اشک با حضرت ولیعصر مناجات کند؟ شما باید خط خود را با ولایت مشخص کنید. ابتکار در پاسخ به سوالات این دانشجو اظهار داشت: مشکل ما اکنون شعارزدگی است، سینهچاکان ولایت متأسفانه با اقدامات بد خود بین مردم و جوانان با مقام ولایت که جایگاه عزیزی دارد فاصله ایجاد کردهاند و همین شعارها باعث شد که در وضعیت کنونی قرار بگیریم. وی در خصوص موسویان یادآور شد: موسویان که بعد از تمام اتهامات وارد به وی تبرئه شد و مشخص شد که همه آن مسائل تهمت بوده است در حالی که مقام معظم رهبری بارها تاکید کرده بودند که فضای تهمت را کنار بگذارید. این دانشجوی پیرو خط امام در خصوص حمایت غرب از اصلاحات نیز گفت: غرب در یک مقاطعی برای تخریب عدهای خاص از آنها حمایت میکند چون میداند که اگر از این افراد حمایت کند میتواند آنها را تضعیف کند، اما از سوی دیگر غرب همواره از جنبشهای آزادیخواهی حمایت کرده است اما باید اذعان کرد که در اوج دوران اصلاحات بیشترین ضربات از سوی غرب به این جریان وارد شد به شکلی که بوش در دوران خاتمی ایران را محور شرارت خواند. ابتکار با اشاره به تلاش گسترده دولت کنونی برای افزایش واردات و تجارت آزاد در کشور یادآور شد: ما که سرانجام نفهمیدیم سرمایهگذاری خارجی خوب است یا بد اما باید بدانید که در همین دولتی که به دنبال سرمایهگذاری خارجی است فعالیت عسلویه تعطیل شده است در حالی که پایهگذاری آن در دوران خاتمی انجام شده بود و سرمایهگذاریهای خارجی زیادی در آن انجام شده بود، در همان زمان که آمریکا و اسرائیل میخواستند به ایران حمله کنند حضور همین شرکتهای چند ملیتی مانع از اقدامات آنها میشد. وی در ادامه در خصوص مجلس ششم نیز اظهار داشت: مجلس ششم بیشترین دانشجوی پیرو خط امام در خود داشت اما از زمانی که بحث تحقیق وتفحص از صدا و سیما و برخی نهادها مطرح شد مجلس ششم بد شد، ابزار نظارتی درست در کشور مجلس شجاع است و نه مجلسی که نمیتواند از اصل نظام و مردم صیانت کند رسانهها نیز باید آزاد باشند تا مشکلات را بیان کنند و نه مانند رسانه ملی که همه چیز را تک بعدی نمایش میدهد و این روش هرگز برای نظام مردمسالاری دینی جواب نخواهند داد. این دانشجوی پیرو خط امام با اشاره به رد صلاحیت گسترده نمایندگان مجلس ششم خاطر نشان کرد: اگر در آن زمان بحث رابطه با آمریکا بد بود امروز نیز این مساله نباید پذیرفتنی باشد و در تحلیلهای خود باید افراط و تفریط را کنار بگذاریم و سعی کنیم با مفاهمه بحثها را پیش ببریم چون همه دغدغه حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی را داریم. هر چند که در شیوه اختلاف نظر داشته باشیم پس باید اشتراکات را افزایش دهیم و تلاش کنیم که دیگر در کشور بحران و تلاش به وجود نیاید.
مهدی چمران در پاسخ به تذکر معصومه ابتکار در خصوص 13 آبان گفت : همیشه حسرت روزهای اول انقلاب و زمانی که همه ما با وحدت پشت سر امام بودیم را میخورم و انشاالله خداوند همه ما را آگاه و بیدار نگاه دارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا» ابتکار در آستانه 13 آبان در تذکری از بی توجهی نسبت به آرمان های 13 آبان انتقاد کرد که با پاسخ مهدی چمران و پروین احمدی نژاد روبرو شد .
ابتکار در آستانه 13 آبان در تذکری به کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران گفت: هیچ نمادسازی و مستند سازی در شهر برای روز 13 آبان صورت نگرفته است.
به گزارش«فردا» معصومه ابتکار رییس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران با اعتراض نسبت به عملکرد کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر در مورد نماد سازی و مستند سازی در شهر تهران خاطر نشان کرد : در حال حاضر تعدادی از این دانشجویان خط امام شهید شدهاند، و تعدادی دیگر امروز در زندان هستند و فرزندان آنها هم در زندان هستند.
وی گفت: باید بپرسیم که دانشجویانی که از سوی امام قهرمان ملی معرفی شدهاند چرا امروز در چنین وضعینی هستند و مورد اتهام قرار گرفتهاند. ابتکار با تاکید بر اینکه 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی است، افزود: شناخت واقعیت استکبار ستیزی و نمودهای آن در شرایط امروز هم لازم است.
این عضو شورای شهر تهران اظهار امیدواری کرد که کمیسیون فرهنگی توجه ویژهای در مورد نمادسازی انقلاب دوم( 13 آبان) به عنوان نماد وحدت ملی داشته باشد.
اما مهدی چمران رییس شورای شهر تهران پس از اظهارات ابتکار گفت: مسائل امروز را با مسائل آن روز نمیتوان یکی کرد.
وی افزود: ما همیشه تلاش کردیم مسیر، خط و انقلاب امام را حفظ کرده و ادامه دهیم و تا آخر همینطور بمانیم و خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.
چمران با بیان اینکه بسیاری از اصحاب اصلی پیامبر هم خدمات زیادی داشتند اما همه ما میدانیم به چه سرنوشتی داشتند اضافه کرد: همیشه حسرت روزهای اول انقلاب و زمانی که همه ما با وحدت پشت سر امام بودیم را میخورم و انشاالله خداوند همه ما را آگاه و بیدار نگاه دارد.
وی اضافه کرد: سمبل استکبار ستیزی در کل جهان مبارزه با آمریکا است، اما ما استکبار ستیزی را خیلی پیشتر و از امام حسین یاد گرفتیم.
حسن بیادی نائب رییس شورای شهر تهران هم با اشاره به هم دورهای بودن با بسیاری از دانشجویان خط امام، از اعضا و حاضران شورا خواست که برای دانشجویان خط امامی که شهید شدهاند صلوات و فاتحه بفرستند.
پروین احمدی نژاد عضو کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران هم با تایید اظهارات مهدی چمران، اضافه کرد: مهم عاقبت به خیر شدن است.
وی با اشاره به آموزه امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: ملاک حال افراد است، پسر نوح با بدان بنشست….
احمدی نژاد اضافه کرد: این که افراد در گذشته سابقه روشن داشته باشند خوب است اما این سابقه زمانی مثبت میشود که «لاحقه»(آینده) هم مثبت باشد و متاسفانه اگر تاریک باشد….
عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی باتأکید برضرورت بازخوانی و تحلیل اسناد کشف شده در لانه جاسوسی با هدف شناخت صحیح توطئههای استکبار گفت: اسناد کشف شده از لانه جاسوسی آمریکا باید در دانشگاههای کشور تدریس شود.
به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، حسن رحیمپور ازغدی عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی شب گذشته در نشست دانشجویی «زوال استکبار؛ پایان راه اندیشههای لیبرال دموکراسی غرب» که از سوی کمیته دانشجویی ستاد برگزاری مراسم 13 آبان و سازمان بسیج دانشجویی در مجتمع فرهنگی دانشجویی 13 آبان(لانه جاسوسی سابق آمریکا) برگزار شد، بازخوانی و تحلیل اسناد کشف شده در لانه جاسوسی را برای شناخت صحیح توطئههای استکبار علیه جمهوری اسلامی مفید عنوان کرد و اظهار داشت: اتفاقات دهه اول انقلاب که اسناد آن در لانه جاسوسی کشف شد، نشان میدهد که دشمن چقدر پیچیده عمل کرد و از هیچ موردی نیز نگذشت.
* توطئه یک واقعیت است نباید آن را توهم فرض کرد
وی افزود: بسیاری از پروژههایی که امروز علیه جمهوری اسلامی در جریان است، پروژههایی است که 30 سال پیش در زمان حضرت امام(ره) آزمایش شد، اما شکست خورد و الان نیز دوباره آزمایش و اجرا میشود و بازخوانی اسناد لانه جاسوسی به شناختن این توطئه کمک کرده و ثابت میکند که اتفاقاتی که صورت میگیرد، توهم توطئه نیست بلکه واقعاً توطئه است و بعضی ندانسته و نخواسته در پروژه دشمن قرار میگیرند و برخی نیز دانسته و خواسته و آگاهانه و به قصد مزدوری وارد صحنه میشوند. عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه نباید آمریکا را آنقدر بزرگ تصور کرد که همه دنیا در کنترل آن قرار دارد، اضافه کرد: آمریکا چنین چیزی را میخواهد اما نمیتواند به آن دست پیدا کند، زیرا در سه دهه اخیر خیلی از کارها را خواستند انجام دهند اما نتوانستند، چراکه مسلمانان آگاه و انقلابی در مقابل آنها ایستادند.
* طراحی بزگترین پروژههای امپریالیستی و براندازی حکومتهای انقلابی در لانه جاسوسی
رحیمپور لانه جاسوسی آمریکا را فقط یک ساختمان فتح شده ندانست و از آن به عنوان مرکز چند دهه دیکتاتوری یکی از خشنترین رژیمهای سلطنتی و یکی از نمونههای دیکتاتوری مدرن در دنیا نام برد و ادامه داد: بزگترین پروژههای امپریالیستی و براندازی حکومتهای انقلابی و کثیفترین کودتاها در این مکان تئوریزه میشد و از طریق آن یک رژیم سلطنتی، دژخیم، خشن، سکولار و غربگرا بر ایران حکومت میکرد. وی تصریح کرد: از این ساختمان فقط دیکتاتوری ایران و طرح غارت منابع نفتی و استثمار فرهنگی ایران رهبری نمیشد، بلکه پروژههایی برای کل منطقه و جهان در لانه جاسوسی آمریکا فرماندهی میشد و یک کانون عملیاتی در سطح منطقه و جهان بود و وقتی سقوط کرد ضربه سنگینی به آمریکا زده شد.
* امام (ره) تسخیر لانه جاسوسی را جزو پروژه انقلاب اسلامی میدانستند
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و تأیید آن از سوی حضرت امام(ره) یادآور شد: هیچ کس باور نمیکرد که امام این مسئله را تأیید کند، چه برسد به اینکه آتش تنور آنرا داغتر کند و از آن به عنوان انقلاب دوم و یک حرکت جهانی نام ببرد. رحیمپور با بیان اینکه امام راحل تسخیر لانه جاسوسی را جزو پروژه انقلاب اسلامی میدانستند، اظهار داشت: آن زمان برخی از جریانهای روشنفکر ازجمله بنی صدر و نهضت آزادی اعلام کردند که این دانشجویان پیرو خط امام نیستند، بلکه پیرو خط شیطان هستند و حتی جریانهای چپ کمونیستی که شعارهای ضدآمریکایی میدادند و امام را به سازش با آمریکا متهم میکردند پس از تأیید تسخیر لانه جاسوسی از سوی حضرت امام(ره) ، موضع ضد آمریکایی خود را از یاد بردند و از قوانین دیپلماسی و وزارت خارجه صحبت کردند و تسخیر لانه جاسوسی را اشتباه، توطئه و یک فریب دانستند. وی افزود: از سوی دیگر جریانهای لیبرال مذهبی و غیرمذهبی که مدتها شعارهای ضد استعماری سر میدادند اما به آن وفا نکرده بودند، کسانی را که لانه جاسوسی را تسخیر کرده بودند، دشمن اصلی خود دانستند و بازرگان و دولت نیز موقت استعفا دادند.
* نفوذ یک جریان لیبرال در عالیترین ردههای حکومتی پس از انقلاب
عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی با اشاره به حضور یک جریان مشکوک در عالیترین ردههای حکومت پس از انقلاب اسلامی یادآور شد: امام خمینی(ره) تا مدتها با این جریان مدارا و تسامح کرد، چراکه امام اصل را بر این میدانست که آنها نیت خدمت دارند و به همین دلیل اندک تفاوت دیدگاه را تحمل میکنند، اما پس از مدتی معلوم شد که اساساً خط فکری و اهداف و آرمانهای این جریان با امام (ره) و انقلاب متفاوت است. رحیمپور به ذکر نمونههایی از اختلافات مبنایی این جریان لیبرال غربگرا با امام خمینی(ره) در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاست خارجی و فرهنگی پرداخت و با تأکید بر اینکه این جریان فکری الان نیز وجود دارد و بعد از این هم وجود خواهد داشت، گفت: امام خمینی (ره) آمریکا را دشمن اصلی میدانستند اما این جریان فکری میگفت باید با آمریکا علیه کمونیسم و شوروی همکاری و سازش کنیم، البته شعار امام راحل "نه شرقی، نه غربی " بود و آموخت که برای ما آمریکا، انگلیس و شوروی فرقی ندارد و با هر کس که متجاوز است و ضد حقوق بشر و عدالت عمل میکند، مخالفیم، لذا امام با شوروی در جریان افغانستان معامله نکرد. وی ادامه داد: امام(ره) میگفتند که آمریکا را دشمن اصلی بدانید اما این جریان معتقد بود که باید با آمریکا سازش کرد و شعار مرگ بر آمریکا یک انحراف در انقلاب است که این را بازرگان در کتاب خود نوشت.
* تحلیلهای وارونه آمریکا از انقلاب اسلامی
عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اسناد کشف شده از لانه جاسوسی و تحلیلهای آمریکاییها مبنی بر اینکه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی پیروز نخواهد شد، یادآور شد: بعد از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، گفتند که اسلامگراها نمیتوانند حکومت تشکیل بدهند، اما پس از تشکیل جمهوری اسلامی تحلیل کردند که اسلامگراهای افراطی به تعبیر آمریکا، نمیتوانند حکومت را حفظ کنند، چراکه به تعبیر خودشان هم آمریکا و هم برخی جریانهای داخلی نمیگذارند این حکومت حفظ شود و رژیم جمهوری اسلامی تا یک سال بعد سقوط خواهد کرد. رحیمپور با اشاره به یکی از تحلیلهای آمریکاییها قبل از تسخیر لانه جاسوسی گفت: در این تحلیل آمده است که خمینی دیگر طرفداران زیادی بین مردم ندارد و گزارشهایی میرسد که در تاکسی و اتوبوس به او اهانت میکنند، گرانی بیداد میکند، طرفداران خمینی طبق تحلیل ما و دوستان داخلی و ایرانی ما حداکثر 30 درصد و وفاداران خمینی حداکثر 5 درصد هستند و با یک ضربه هماهنگ از داخل و بیرون میشود کار را یکسره کرد.
* 26 راهکار و روش آمریکا برای براندازی نهضت امام
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه با توجه به اسناد لانه جاسوسی 26 روش و راهکار برای براندازی نهضت امام توسط آمریکاییها در اول انقلاب آزمایش شده، راهاندازی جنگهای قومی و تجزیهطلبی، راهاندازی جنگ مذهبی بین شیعه و سنی، استفاده از پتانسیل اقلیتهای دینی و مذهبی و یهودیهای مرتبط با اسرائیل و پایگاههای میسیونرهای غربی و بهائی، اعتصابات کارگری و برنامهریزی برای تعطیلی کارخانجات و تولید و آتش زدن مزارع و سیلوها و استفاده از سندیکاهای چپ، تروریسم و ترور چهرههای مؤثر انقلاب و بعد از آن ترور شخصیت، اغتشاش و زد و خورد در دانشگاهها و تعطیلی آن و در صورت امکان اجرای این طرح در مدارس، تقویت احزاب و گروههای سیاسی مخالف امام، تقویت مطبوعات وابسته در داخل ایران، استفاده از محملهای فرهنگی و هنری از جمله موسیقی و فیلم، تقویت رسانه از جمله رادیو بیبیسی و رادیو آمریکا، بهکارگیری سرویسهای جاسوسی کشورهای منطقه، تحریم اقتصادی و علمی و در کنار آن تهدیدات نظامی، استفاده از تنشهای مرزی با عراق و دیگر کشورهای همسایه، بازسازی فراریهای رژیم شاه از جمله ارتشیها و ساواکیها و ایجاد تردید در مردم و مأیوس کردن آنها از همراهی با امام را بخشی از این راهکارها و روشها عنوان کرد. رحیمپور از نفوذ در ردههای بالای رژیم به عنوان یکی دیگر از راهکارهای آمریکا برای براندازی جمهوری اسلامی در اول انقلاب نام برد و یادآور شد: در اسناد لانه جاسوسی آمده است که از هیچ کس نباید مأیوس بود و باید روی چهرههای حتی درجه یک روحانی و روشنفکر داخل رژیم که با امام زاویه دارند، کار کرد و کار هم کردند و برخی از همین اشخاص امروز در صحنههای سیاسی ما صحنهگردان هستند. وی پیدا کردن سرپل درون روشنفکران مذهبی میانهرو مخالف با خط امام و روحانیون سنتی رقیب امام را یکی دیگر از این راهکارها دانست و تصریح کرد: آنها حتی برای مرجع تقلید برنامه ریختند و موفق شدند؛ یک جلد از اسناد مربوط به لانه جاسوسی توضیح میدهد که سرویس جاسوسی سیا چگونه به آقایشریعتمداریمرجع تقلید صاحب رساله با چند میلیون مقلد نزدیک شد و روی او کار کرد و موفق شد، بطوریکه در اسناد آمده که آقای شریعتمداری به سیا میگوید برای ما بیشتر پول بفرستید، چراکه فعال شدن تشکیلات ما به پول نیاز دارد، یعنی مرجع تقلید را در کنار بختیار، چریکهای فدایی، جریان لائیک و جریان پانترکیسم وارد پروژه کودتا علیه امام کردند.
* تعریف و تمجید "سیا " از نقش و عملکرد ابراهیم یزدی
عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه حتی برای اشخاص برجسته پرونده تشکیل دادند و نقاط قوت و ضعف نخبگان و شخصیتهای سیاسی را مشخص کرده بودند، افزود: امیرانتظام سخنگوی دولت موقت رابط اول نهضت آزادی با سیا بوده و بعد از اینکه سفیر ایران در اسکاندیناوی میشود، ابراهیم یزدی را به سیا برای ادامه ارتباط معرفی میکند و کارشناس سیا هم میگوید که امیرانتظام چند نفر را معرفی کرده اما یزدی از همه بهتر است و با وی بهتر میتوان کار کرد. رحیمپور اضافه کرد: آنها برای تک تک افراد مؤثر روشنفکر، روحانی و روسای احزاب پرونده شخصی تشکیل و نقاط قوت و ضعف آنها را مشخص کرده بودند و در مورد برخی افراد نیز از طریق بستگان وارد میشدند همانطور که در مورد شریعتمداری از طریق پسر وی وارد عمل شدند. وی تصریح کرد: برخی افراد در دهه اول انقلاب صادقانه امام را دوست داشتند و ضد آمریکایی بودند اما الان آمریکایی و لائیک هستند و معتقدند که امام(ره) اشتباه کرد. وی در ادامه سخنانش به ذکر عبارات برخی اسناد کشف شده از لانه جاسوسی درباره ارتباط نهضت آزادی و اعضای آن ازجمله امیرانتظام، ابراهیم یزدی، میناچی و محمد توسلی با مأموران سیا در لانه جاسوسی و ملاقاتها و گفتگوهای قبل از انقلاب آنان با محوریت موضوعاتی شامل چگونگی مقابله با دولت بختیار و کنار آمدن نهضت آزادی با بختیار، بازگشت امام به تهران از پاریس و تبعات امنیتی این مسئله، شورای انقلاب و شورای سلطنت، ورود نهضت آزادی به دولت، دیدار توسلی با کارشناس سیا به دستور بازرگان و توافقات نهضت آزادی با آمریکا، چگونگی شکلگیری شورای انقلاب و اعضای آن، تعهدات نهضت آزادی به آمریکا و همچنین دیدارهای و گفتگوهای بعد از انقلاب آنان با موضوعاتی از جمله مشکلات دولت موقت و جناحبندیهای سیاسی ایران پرداخت.
* اسناد لانه باید در دانشگاهها تدریس شود
این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش ضمن انتقاد به بیتوجهی به اسناد لانه جاسوسی و خاک خوردن آنها در کتابخانهها، بر لزوم تدریس این اسناد در دانشگاهها و دانشکدههای علوم سیاسی تأکید کرد. رحیمپور همچنین برخی افراد را که نامشان در اسناد مربوط به لانه جاسوسی آمده، در حد مسئولان حکومت جمهوری اسلامی دانست و با نام بردن از دولت موقت و بنیصدر گفت: در اسناد آمده که در قم و تهران از بیت مرجعیت تا کاخ ریاست جمهوری اسلامی و نفوذ بین انقلابیون قدیمی که سابقه همراهی و آشنایی با امام داشتند، برنامهریزی کرده بودند که برخی از این افراد جاسوس شدند و برخی نیز جاسوس نشدند بلکه مصرف شدند.
*حقوق 1000 دلاری سیا ویژه بنیصدر
این استاد حوزه و دانشگاه همچنین با اشاره به اسناد مربوط به 5 دیدار مأمور سیا با بنیصدر، «س.د.لور.ا» را اسم رمزبنیصدر در اسناد لانه جاسوسی عنوان کرد و در ادامه به ذکر عبارات این اسناد درباره تلاشهای مأمور سیا برای ملاقات و دیدار به صورت ناشناس با بنیصدر در فرانسه قبل از پیروزی انقلاب و تعیین یک قرار ملاقات خصوصی در این دیدار ، تلاش جاسوس سیا برای جلب علاقه بنیصدر به شغل مشاورت، شناسایی و شناخت شخصیت، رفتار، ظاهر و باطن بنیصدر و تغییر آنها در دیدارهای بعدی، پیشبینی نفوذ بنیصدر در حکومت و اختلاف وی با امام، شناسایی نقاط ضعف بنیصدر از جمله جاهطلبی سیاسی و غرور، استفاده از ترس بنیصدر از افشا شدن این ارتباطها، تعیین از پیش چگونگی و نحوه ملاقات مأمور سیا با بنیصدر و حتی چگونگی حاضر شدن جاسوس سیا در این ملاقاتها، استخدام بنیصدر و توافق نهایی بر شغل مشاور اقتصادی با حقوق ماهیانه 1000 دلار پرداخت و گفت: بنا به ادعای فرمانده این عملیات، شواهد و قرائن نشان میداد که بنیصدر به جاسوس بودن طرف مقابلش پی برده بوده است. رحیمپور در پایان سخنانش تأکید کرد: دشمن پروژه وسیعی علیه جمهوری اسلامی بکار گرفته و 30 سال پیش گامهای اولیه آنرا برداشته و الان با 30 سال تجربه امید به استحاله نظام و انقلابیون بسته است.
متانت صفار کنترل عصبی سبزها را برهم زد هرندی: 24 بزرگتر از 13؛ دیکتاتوری را کنار بگذارید
تعدادی از افرادی که با نمادهای سبز، گونی لنگه کفش و لنگه دمپایی، دستنوشتههایی در حمایت از بازداشتشدگان، فحاشی و حمله به تریبون، قصد داشتند مانع از سخنرانی محمدحسین صفارهرندی در دانشگاه خواجهنصیر شوند، با متانت و پاسخهای قصار وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی روبرو شدند و کنترل عصبی خود را از دست دادند.
به گزارش رجانیوز، صفارهرندی که عصر امروز(یکشنبه) به مناسبت روز 13 آبان به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر در این دانشگاه سخن می گفت، در ابتدای سخنان خود در پاسخ به طرفداران موسوی که شعار «ننگ ما، وزیر فرهنگ ما» را سر می دادند، اظهار داشت: حق با شماست، وزیر ارشاد شما اکنون در خارج از کشور است و تعداد همسرانی که اختیار کرده مایه شرم وی شده و این وزیر ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران و اقوامشان، خود به خارج از کشور پناه برده است. دانشجویان حاضر در سالن در این هنگام با دست زدن سخنان صفارهرندی را تایید کردند.
هنگامی که صفارهرندی قصد داشت سخنان خود را آغاز کند حامیان موسوی با شعار " یاحسین میرحسین " سعی داشتند اجازه ندهند تا صفارهرندی سخنرانی خود را آغاز کند. و صفارهرندی در مقابل این اقدام آنان اظهار داشت: انشاءالله خداوند به میرحسین موسوی کمک کند تا وی از این مخمصه خارج شود. وی افزود: این یا حسینی که شما سر میدهید همانی است که عدهای در کربلا سر میدادند تا صدای حسینبنعلی (ع) به گوش کسی نرسد.
حامیان میرحسین موسوی سپس شعار "بسیجی واقعی همت بود و باکری را" سر دادند که صفارهرندی در پاسخ آنها گفت: همین طور است شهدای واقعی همت، باکری و سردار شوشتری بودهاند.
وی در ادامه در پاسخ به شعار دانشجویانی که با حضور وزیر فرهنگ شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می دادند، تصریح کرد: دیکتاتور کسی است که می خواهد حق اکثریت را فدای اقلیت کند.
صفارهرندی همچنین در پاسخ به دانشجویانی که شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، گفت: به یک معنایی ما زندانی سیاسی نداریم بلکه زندانی امنیتی داریم و این دو مساله کاملاً با هم متفاوت است.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه بهتر است این گونه مسائل خارج از جلسات علم و اندیشه مطرح شود، در خصوص 13 آبان تصریح کرد: روز 13 آبان افتخاری بزرگ برای دانشجویان و دانش آموزان این مملکت است.
وی با بیان اینکه اشغال سفارت آمریکا بزرگترین افتخاری است که به نام جوانان این کشور ثبت شده است، گفت: نکتهای که شاید تاکنون به آن اشاره نشده این است که اشغال سفارت آمریکا در روز 13 آبان سال 58 برای دومین بار اتفاق افتاد.
این فعال سیاسی توضیح داد: در اوایل اردیبهشت ماه سال 57 گروه هایی از وابستگان چریک های فدایی خلق برای اشغال سفارت آمریکا وارد این سفارت شدند اما وقتی این خبر به دولت موقت و در نهایت امام راحل رسید، فوراً دستور دادند که آنان را از سفارت خارج کنید. این در حالی است که اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان حتی مورد تایید امام راحل نیز قرار گرفت.
هرندی خاطر نشان کرد: اما وقتی خبر ورود دانشجویان پیرو خط امام در 13 آبان ماه به گوش امام خمینی (ره) رسید ایشان فرمودند این لانه جاسوسی باید اشغال میشد. دلیل تایید امام در خصوص اشغال سفارت توسط دانشجویان این بود که این دانشجویان در اولین اطلاعیه خود تاکید کردند که ما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام این اشغال را انجام دادهایم و خود را با این عنوان معرفی کردند.
وی در ادامه در واکنش به دانشجویانی که با شعار دوربین ها را خاموش کنید، قصد بر هم زدن جلسه را داشتند، گفت: نکند شما نقشه ای دارید و می ترسید که ضبط شود؟ چرا که حتی اگر این دوربین ها نیز خاموش بشود موبایل شخصی افراد را که نمی شود خاموش کرد.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه سخنان خود در خصوص اینکه دانشجویان اشغال کننده سفارت آمریکا، خود را دانشجویان پیرو خط امام معرفی کردند، اذعان داشت: این دانشجویان می خواستند ثابت کنند که ما دست نشانده قدرت های استکباری نیستیم بلکه به خاطر علاقه مندی و منافع کشور محل دسیسهچینی آمریکا را اشغال کردهایم.
صفارهرندی همچنین در واکنش به اقدام طرفداران موسوی که پشت به تریبون کرده و شعار «یا حسین، میرحسین» و «مرگ بر منافق» و «ما اهل کوفه نیستیم پشت بسیج بایستیم» سر میدادند، گفت: شما با این حرکت زشت نمی توانید ادعای مدنیت بکنید.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین در ادامه در واکنش به فحاشی حامیان موسوی با شعارهای "مزدور برو گم شو"، "تا احمدی نژاده هر روز همین بساطه" و "مرگ بر دیکتاتور" گفت: پیامتان دریافت شد، ما معنای دیکتاتور را هم فهمیدیم، آیا به نظر شما اینکه رای مردم را بگیرند و تحویل کسانی بدهند که نصف آنان رؤی آوردند، این دیکتاتوری نیست؟!
صفارهرندی با اشاره به اینکه در گذشته اگر کشوری علیه آمریکا صحبت میکرد، میگفتند وی حامی شوروی است، تاکید کرد: اما در انقلاب اسلامی مشخص است که میتوان در مقابل هر دو قدرت استعماری جهان ایستاد و این برای اولین بار بود که انقلاب اسلامی ما بدون وابستگی به قدرتهای دیگر در مقابل استعمارگران ایستادگی کرد و دانشجویان توانستند عدم وابستگی خود را به قدرتهای استعماری به رخ بکشند.
وی با بیان اینکه بعد از ماجرای 13 آبان دانشجویان ما به حق توانستند آب در لانه مورچگان بریزند و جاسوسان آمریکایی را شناسایی کنند، خاطرنشان کرد: خوشبختانه این امر موجب شد از یاران آمریکا کاسته شده و این یاران سابق به صف دشمنان آمریکا اضافه شوند.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه اظهار داشت: آمریکایی که در گذشته در عربستان و کشورهای شیخ نشین حاشیه خلیج فارس 70 درصد طرفدار داشت، اکنون در غربت تنهایی به سر میرود و به اعتراف خود آمریکاییها این میزان حمایت در منطقه به 20 درصد کاهش پیدا کرده است.
وی همچنین در پاسخ به شعار «نه شرقی، نه غربی، دولت سبز ملی» طرفداران موسوی گفت: این شعار انقلاب را تحریف نکنید این شعار ایرانی است و آن را به ضد ایرانی تبدیل نکنید.
وی با تاکید بر اینکه جریان ضد استعماری با اتکا به انقلاب اسلامی و مردم مسلمان توانست طرحهای آمریکا را یک به یک خنثی کند، خاطرنشان کرد: در اواخر دهه 60 با فروکش کردن التهابات موجود، برخی به سمت شعارهای چپ مارکسیستی و نسخه های بدلی و غیر واقعی از چپ گرویدند و آنان کسانی بود که شعار چپ مازکسیستی را سر میدادند اما اکنون به جایی رسیدهاند که به روشنی از آمریکا جانبداری میکنند و در حمایت از استکبار جهانی شعار میدهند.
قطعاً روزی از موسوی عبور خواهید کرد
صفار در واکنش به پرتاب لنگه کفش های متعدد از سوی طرفداران موسوی که از قبل برای بر هم زدن جلسه با گونی توزیع شده بود، گفت: شما یاران بی وفایی هستید چرا که یک روز شعار درود بر خاتمی دادید ولی از آن عبور کردید، قطعاً روزی هم خواهد رسید که شما از موسوی عبور می کنید.
صفار هرندی افزود: از دهه 70 کسانی که تا قبل از این شعارهای چپ سر میدادند شعارهای خود را به زنده باد آمریکا تبدیل کرده و به طرفداری از اسرائیل پرداختند. بنابراین بعید نیست این افراد بیایند و در روز قدس پرچم زنده باد اسرائیل را در دست بگیرند و شعارهای ننگآوری بدهند که همین شعارها موجب شد کسانی که سنگشان را به سینه میزنند از سر دادن این شعارها احساس شرم کنند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه اینگونه حمایت از آمریکا و اسرائیل شرمآور است خاطرنشان کرد: سردمداران کنونی معترضین از این شعارها احساس شرم میکنند و با این اقدام خود سعی دارند حداقل مواضع قبلی خود را از دست ندهند.
وی ادامه داد: چرا وقتی قرار می شود که شعار مرگ بر امریکا داده شود، شما فوراً شعار مرگ بر روسیه می دهید، ما طرفدار روسیه نیستیم بلکه ما از انقلاب خود دفاع می کنیم.
صفارهرندی افزود: شما که دم از ایران میزنید چرا از کسانی که ایران را تحریم میکنند دفاع میکنید؟ شما چرا سنگ دفاع از آمریکا و اسرائیل را به سینه میزنید؟ کجای این عمل دوستداری و وفاداری به ایران است.
وی افزود: کسانی که شعار دروغین جانم فدای ایران را سر میدهند همان کسانی هستند که در زمان جنگ و هنگامی که همتها و باکریها در صف مقدم مبارزه بودند گرای مناطق حساس کشور را به هواپیماهای عراقی میدادند.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه، نهضت آزادی را همپیمان منافقین در جنگ تحمیلی خواند و تصریح کرد: نهضت آزادی در زمان جنگ آدرس مناطق حساس کشور را به عراق میداد و محل حضور خدمتگذاران کشور را به دشمن نشان میداد تا دشمن آنها را ترور کند و اکنون کسانی هستند که در لباس ایرانی خود را پنهان کرده اما جنایتکار هستند و سردارانی چون شوشتری را به شهادت میرسانند.
وزیر سابقه فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر اینکه هر روز برخی از حقایق انقلاب نسبت به گذشته روشن می شود، خاطرنشان کرد: برای شما متاسفم چرا که شما برای چیزی که نسبت به آن علم وآگاهی ندارید، خود را به زحمت می اندازید، در حالی که کافی است در میان آرای ملت خود را خاضع نشان دهید، تا آن موقع طعم شیرین حمایت مردم ایران، ایرانی بودن و عدم وابستگی به قدرتهای سلطهگر را بچشید.
وی در خصوص حضور موسوی و کروبی در انتخابات گفت: کسانی که جسارت و جرات کار انقلابی و جربزه دموکراسی و تن دادن به رأی مردم را ندارند، نباید وارد این عرصه شوند.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به اینکه میرحسین موسوی دهه 60 وقتی در دهه 80 چهره عوض میکند، مشخص است که از چشم مردم می افتد و رأی نمیآورد، گفت: شما کافی است که سری به نقاط دور افتاده کشور بزنید تا ببینید که مردم به چه دلیل باز به دولتی که چهار سال همراه آنان در سختی ها بوده، رأی داده اند.
صفارهرندی ادامه داد: شما بخشی از کسانی هستید که رأی متفاوتی داشته اید و رأی شما محترم است اما با یک راه حل ساده ریاضی نیز معلوم است که 13 از 24 کوچکتر است و اگر شما بخواهید ثابت کنید که 13 بزرگتر از 24 است، باید ادبیات حاکم بر ادبیات جامعه جهانی را تغییر دهید.
وی همچنین در واکنش به شعارهای بیادبانه و متعددی که علیه صفارهرندی داده می شد، گفت: شما طاقت ایستادن در برابر خیلی از شعارها را ندارید. شما کسانی هستید که پلاکاردهای ادب پروری را قبل از انتخابات ریاست جمهوری در دست داشتید اما پس از اعلام نتایج طاقت خود را از دست دادید و مشخص شد این عمل شما تعریفی بیش نبود و میتوان در یک جمله گفت: «ادب دادید و بیادبی کردید».
صفارهرندی ادامه داد: می توان شما را دعوت به درس اخلاق کرد، می توان شما را در کلاس اول نشاند و عدد 24 را که بزرگتر از 13 است به شما یادآوری کرد.
صفارهرندی ادامه داد: شما در حال حاضر احساساتی هستید ولی در آینده پشیمان می شوید شما مقصر نیستید بلکه مقصر واقعی کسانی هستند که نفاق را توسعه دادند و عدالت را لگد کوب کردند.
وی افزود: مقصر واقعی کسانی هستند که ویژه خواری کردند و از رانت های مختلف سیاست آفریدند.
تحریک کنندگان شما مدتهاست که راه خیانت را پیموده اند
صفارهرندی خطاب به طیف هتاک گفت: شما بالاخره به دامان ملت باز خواهید گشت و تسلیم حقیقت خواهید شد اما کهنه کاران سیاسی که تحریک کننده شما هستند، به آنها امیدی نیست چرا که آنها راه خیانت را مدتهاست که پیموده اند.
هرندی با اشاره به اینکه ای کاش موسوی و کروبی نیز فریب آنها را نمی خوردند، گفت: امیدواریم موسوی و کروبی نیز روزی تسلیم حرف حق شوند.
وی ادامه داد: موسوی مهم ترین شعارش در انتخابات قانون گرایی بود و امیدواریم که وی روزی تسلیم قانون شود.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه در پاسخ به شعار طرفداران موسوی که شعار «روحانی واقعی منتظری و صانعی» سر می دادند، گفت: تکلیف منتظری که معلوم است چرا که وی کسی بود که امام او را خلع و برکنار کرد.
وی در ادامه در واکنش به پرتاب لنگه کفش به سوی دانشجویان بسیجی گفت: علائم مدنی شما بر سر دستانتان جلوه گری می کند و اینکه شما پشت به بنده کرده اید و لنگه کفش پرت می کنید. لااقل از خبرنگار عراقی که جرأت داشت و رو در روی بوش لنگه کفش پرت کرد، یاد بگیرید.
صفارهرندی ادامه داد: منطق شما لنگه کفش است و استدلال ندارید، در حالی که من به صورت منطقی در حال گفتوگو با شما هستم و شما حتی حاضر نیستید که به اندازه یک لنگه کفش از عقده های شخصی خود بگذرید.
وی همچنین در پاسخ به شعارهایی که وی را دروغگو خطاب می کردند، اذعان داشت: ما دروغگویان واقعی را شناخته ایم، دروغگویان واقعی کسانی بودند که اسم ترانه موسوی را سر دادند و سر قبر خالی نشستند و فاتحه خواندند. دروغگویان واقعی کسانی بودند که در مجلس ختم شرکت می کردند اما بدن میتشان در خانه وجود داشت.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: امیدواریم که روزی پیام حق امام و شهیدان و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را بشنوید و بیش از این خود را درد سر نیاندازید.
موسوی که در جریان مذاکرات هستهای دولت گذشته، مشاور ارشد خاتمی بود و در آن برهه همه خواستههای ایران از 1+5 پذیرش برخورداری هفت سانتریفیوژ بود؛ تا چه میزان از روند موضوع هستهای باخبر است؟ آیا وی نمیداند اینک چند دستگاه سانتریفیوژ، در مراکز غنیسازی ایران در حال چرخش است؟
وطن امروز نوشت: رصد رفتار و تحرکات 2 چهره جنجالی اصلاحطلب در حوادث پس از انتخابات، عقبنشینی آنان از مواضع گذشته و تلاش برای تغییر فاز این مواضع را نشان میدهد. ماجرای طرح وحدت ملی، رغبت اصلاحطلبان به اغماض حاکمیت از ادعای تقلب و پیامدهای آن را آشکار کرد اما دیدار روز سهشنبه موسوی و کروبی و اظهارات آنان در این دیدار و نوع اطلاعرسانی آن از سوی رسانههای اصلاحطلب نشانههای دیگری از تغییر فاز مواضع این 2عنصر اصلاحطلب را نشان میدهد. برآیند نکات مختصر زیر، تاحدودی این تغییر رفتار را نشان میدهد: 1- نکته نخست تاحدودی جنبه طنز دارد. در دیدار کاندیداهای اطلاحطلب انتخابات ریاست جمهوری دهم، مواضعی اتخاذ شد که اگرچه شباهت بسیاری به طنز دارد اما قابل تامل نیز است. در این دیدار مهدی کروبی مدعی میشود: «متاسفانه آلودگیهای اقتصادی برخی مسؤولان یکی از دلایل اصلی در گسترش فساد در کشور است. من به یاد دارم زمانی آنقدر سلامت اقتصادی حاکم بود که یک مسؤول دولت هزینه مداوای یک عضو خانوادهاش در بیمارستان را نداشت!» آقای کروبی مدعی فساد مدیران دولت مستقر میشود! و از این موضوع -که سندی برای آن ارائه نمیشود- ناراحت است! موسوی نیز همانند کروبی موضع میگیرد: «گفتوگویی که در زمینه هستهای در ژنو صورت گرفته است واقعا مورد حیرت است. قول و قرارهایی که در ژنو داده شد، اگر اجرا شود بر باد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است!» این ادعای موسوی نیز همانند ادعای کروبی شباهت عجیبی به طنز دارد. موسوی که در جریان مذاکرات هستهای دولت گذشته، مشاور ارشد خاتمی بود و در آن برهه همه خواستههای ایران از 1+5 پذیرش برخورداری 7 سانتریفیوژ بود؛ تا چه میزان از روند موضوع هستهای باخبر است؟ آیا وی نمیداند اینک چند دستگاه سانتریفیوژ p2 ، p1 و p3 در مراکز غنیسازی ایران در حال چرخش است و مراحل ارتقای سطح برخورداری از دانش هستهای در 4 سال اخیر را نمیداند؟ از فضای حاکم بر مذاکرات اخیر ژنو مطلع است و پاسخ ایران به مذاکرات فنی وین که روز پنجشنبه به آژانس ارائه شد را مطالعه کرده است؟ آیا موسوی ابراز نگرانی شدید ایهود باراک به مذاکرات ژنو و وین را شنیده است؟ قطعا این اظهارنظر موسوی از 2حالت بیرون نیست. نخست آنکه «واقعا» بر موضوع هستهای احاطه ندارد و دیگر اینکه در تحلیل رفتار هستهای ایران جانب انصاف را رعایت نکرده است. 2- این اظهارات موسوی و کروبی البته در کنار وجه طنز آن، وجه قابلتاملی نیز دارد. حوادث پس از انتخابات با ادعاهای موسوی و کروبی در زیر سؤال بردن اصل انتخابات آغاز شد و در ادامه، این بیانیهها و ادعاهای این دو بود که منجر به تداوم آشوبها شد. اما اینک پس از مدتها که دیدار این دو رسانهای میشود، سخنی از ادعاهای گذشته مطرح نمیشود، چرا؟ به چه دلیل طرح ادعای تقلب رفتهرفته از ادبیات موسوی و کروبی حذف میشود؟ 3- مطمئنا مواضع موسوی و کروبی در دیدار روز سهشنبه در راستای تلاش برای بازگشت از مواضع رادیکال گذشته – نفی همه ساختارهای کلیدی نظام- و اتخاذ مواضع جدید یعنی موضع مخالفت با دولت است. به عبارت دیگر موسوی و کروبی در تلاشند پس از حدود 4 ماه مواضع تقابلی با نظام که منجر به حمایت صریح باراک اوباما، شیمون پرز، مسعود رجوی و ... از آنها شد، اکنون خواستار تقلیل این موضع به مخالف دولت هستند. 4- موسوی و کروبی خواستار چشمپوشی نظام از عملکرد 4 ماه اخیر خود هستند. خواستار آن هستند تا هزینههای هنگفت رفتارشان به فراموشی سپرده شود. این 2 عنصر اصلاحطلب اکنون خواستار بازگشت مناسبات سیاسی کشور به قبل از انتخابات هستند. به عبارت دیگر در پی آنند تا پس از به راه انداختن حوادث ناگوار اخیر، دوباره نیت سیاسی دوران گذشته خود را دنبال کنند. غافل از اینکه بدونشک تحرک سیاسی این 2 چهره منتسب به جریان دوم خرداد در آینده، متاثر از رفتار آنان در حوادث پس از انتخابات خواهد بود. 5- عقبنشینی موسوی و کروبی از مواضع گذشته روز به روز آشکارتر میشود. دلیل این عقبنشینی فروکش کردن فضای هیجان و احساس و استقرار تفکر و تعقل در جامعه است. در چنین فضایی است که «ادله و برهان» میتواند مورد اقبال قرار گیرد. بنابر این در چنین شرایطی موسوی و کروبی تمایلی به تداوم مواضع خود ندارند و بازگشت به گذشته نیاز حیاتی آنان میشود. آیا باید این نیاز را آنگونه که آنان در پی آن هستند، بهمثابه یک امتیاز یا حسننیت تلقی کرد؟
پس از ورود صفار هرندی به آمفیتئاتر دانشگاه خواجه نصیر و هنگامی که سخنران نشست از وی دعوت کرد تا در محل سخنرانی حضور پیدا کند حامیان موسوی با هو کشیدنهای مداوم و شعارهای " ننگ ما ننگ ما وزیر ارشاد ما " سعی داشتند جو سالن را ناآرام کنند. صفار هرندی در پاسخ به آنان گفت: حق با شماست!
به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس محمدحسین صفارهرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی بعدازظهر امروز در نشست دانشجویی سالگرد 13 آبان در آمفیتئاتر دانشکده برق دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی حضور پیدا کرد که این نشست حاشیههایی را به همراه داشت:
* قبل از حضور صفار هرندی در آمفی تئاتر دانشگاه عدهای از حامیان میرحسین موسوی که در انتهای آمفی تئاتر تجمع کرده بودند با در دست داشتن پلاکارد و نمادهای سبز رنگ و با شعار مرگ بر دیکتاتور قصد داشتند از همان ابتدا جو نشست را ملتهب کنند.
* مجری برنامه قبل از حضور صفار هرندی در آمفی تئاتر دانشگاه، بیاناتی از امام خمینی (ره) را در خصوص استکبار جهانی قرائت کرد که حامیان سبز در مقابل آن شعار "نترسید نترسید ما همه با هم هستیم " را سر دادند. این افراد اعلام نکردند که چرا باید از سخنان امام خمینی(ع) بترسند؟
* جمع زیادی از دانشجویان حاضر در جلسه نیز با در دست داشتن تصاویری از مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره) علیه حامیان موسوی شعار داده و از آنها دعوت میکردند که به جای هیاهو و رفتار دون شأن دانشگاه، به گفتگو و طرح سوال از صفارهرندی روی آورند.
* پس از ورود صفار هرندی به آمفیتئاتر دانشگاه و هنگامی که سخنران نشست از وی دعوت کرد تا در محل سخنرانی حضور پیدا کند حامیان موسوی با هو کشیدنهای مداوم و شعارهای " ننگ ما ننگ ما وزیر ارشاد ما " سعی داشتند جو سالن را ناآرام کنند. صفار هرندی در پاسخ به آنان گفت: حق با شماست، وزیر ارشاد شما اکنون در خارج از کشور است و تعداد همسرانی که اختیار کرده مایه شرم وی شده و این وزیر ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران خود به خارج از کشور پناه برده است. دانشجویان حاضر در سالن در این هنگام با دست زدن سخنان صفار هرندی را تایید کردند.
* هنگامی که صفار هرندی قصد داشت سخنان خود را آغاز کند حامیان موسوی با شعار " یاحسین میرحسین " سعی داشتند اجازه ندهند تا صفار هرندی سخنرانی خود را آغاز کند. و صفار هرندی در مقابل این اقدام آنان اظهار داشت: انشاءالله خداوند به میرحسین موسوی کمک کند تا وی از این مخمصه خارج شود. وی افزود: این یا حسینی که شما سر میدهید همانی است که عدهای در کربلا سر میدادند تا صدای حسینبنعلی (ع) به گوش کسی نرسد.
* حامیان میرحسین موسوی سپس شعار " بسیجی واقعی همت بود و باکری را " سر دادند که صفار هرندی در پاسخ آنها گفت: همین طور است شهدای واقعی همت، باکری و سردار شوشتری بودهاند.
* صفار هرندی در واکنش به شعار " نصرمنالله و فتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب " حامیان موسوی خاطرنشان کرد: مشخص است که چه کسانی در زمان حکومت خود مردم فریبی میکردند. در این حین حامیان موسوی با حمله به سمت تریبون محل برگزاری نشست که با واکنش عدهای از دانشجویان همراه بود با آنان به درگیری فیزیکی پرداختند. پس از این اقدام حامیان موسوی، سالن برگزاری نشست بسیار ملتهب شد و در مقابل اقدامات حامیان موسوی، دانشجویان شرکت کننده در این نشست شعار " مرگ بر منافق " را سردادند.
* این عده از حامیان سبز که تا این لحظه نتوانسته بودند به اهداف خود برسند، در حرکتی عجیب پشت به سالن و سخنران نشسته و شعارهایی را علیه صفارهرندی سر دادند که این اقدام آنان موجب خنده دانشجویان حاضر در سالن شد که این حرکت حامیان موسوی را ناشی از درماندگی و عدم آمادگی برای شنیدن سخن مخالف میدانستند.
* صفارهرندی در پاسخ به شعار این گروه افراطی که شعار "تا احمدینژاده، هر روز همین بساطه " را سر میدادند، خاطرنشان کرد: پس از نظر شما که مثلا معنی دیکتاتوری و دموکراسی را فهمیدهاید، کسانی که 24 میلیون رأی آوردهاند باید حکومت را به کسانی که نیمی از این رأی را آوردهاند را باید تحویل دهند؟
* حامیان موسوی که تا پایان مراسم پشت به محل برگزاری نشست و سخنران جلسه کرده بودند شعار " بلندگو را خاموش کن " را سر میدادند که صفار هرندی به واکنش به این شعار آنان گفت: شما حرف حساب را گوش کنید و تا نوبت من است حرفی نزنید و هر گاه نوبت به شما شد بنده گوش میکنم.
* صفارهرندی در ادامه جلسه خطاب به حامیان موسوی گفت: شما که دوستان خوبی برای خاتمی نبودید و در دوران دولت اصلاحات از وی عبور کردید و حالا هم به جایی خواهید رسید که از موسوی نیز عبور خواهید کرد و ما نگران مخالفتهای شما نیستیم.
* حامیان میرحسین موسوی که کنترل عصبی خود را از دست داده بودند در این هنگام شروع به فحاشی مستقیم به صفار هرندی کردند که صفار هرندی در پاسخ اظهار داشت: باید برای شما درس اخلاق گذاشت. شما باید در کلاس اول دبستان بنشینید تا برایتان مشخص شود که عدد 24 بزرگتر است یا عدد 13!
* صفار هرندی در ادامه و در خصوص شعار "بسیجی واقعی، همت بود و باکری " حامیان موسوی تاکید کرد: شما فقط حامیان بسیجیانی هستید که به شهادت رسیدهاند و اگر همت اکنون زنده بود معلوم نبود شما چه بلایی سر وی میآوردید اما باید توجه داشته باشید همت همان کسی بود که به عنوان اولین فرمانده در منطقه لبنان حاضر شد و به مبارزه با رژیم صهیونیستی پرداخت .
* صفار هرندی در پاسخ به شعار حامیان سبز مبنی بر "روحانی واقعی منتظری و صانعی " نیز تصریح کرد: قابل توجه شما، منتظری همان کسی است که از سوی امام خلع شد.
* در ادامه این نشست، حامیان موسوی که دیگر تاب سخنان صفارهرندی را نداشتند و ترجیح میدادند به نحو دیگری جامعه مدنی را تعریف کنند، کیسههای کفش و دمپایی را در میان خود توزیع میکردند که صفارهرندی در این خصوص گفت: اکنون من شنیدهام که یک کیسه کفش و دمپایی در میان شما پخش شده است اما بدانید منتظرالزیدی با جسارت مثالزدنی رودرو در مقابل بوش ایستاد و کفشش را به سوی وی پرت کرد. نه مثل شما که پشت محل برگزاری نشست کردهاید.
* سپس حامیان موسوی کاندیدای شکست خورده انتخابات قصد داشتند این کفشها را به سمت صفارهرندی پرتاب کنند که دانشجویان حاضر در نشست، مقابل تریبون محل برگزاری سخنرانی حائل درست کرده و اجازه این کار را را ندادند.
* مجری این نشست در این هنگام پشت تریبون آمده و خطاب به حامیان سبز گفت: لازم است که شأن این جلسه را حفظ کنید و در پایان سخنرانی آقای صفارهرندی به شما نیز وقت داده میشود تا به بیان دیدگاههای خود بپردازید که در مقابل حامیان سبزرنگ شعار " ارزشش و نداره " را سردادند و صفار هرندی در پاسخ اظهار داشت: بنده آنچه شرط بلاغ بود برای کسانی که گوش شنیدن داشتند گفتم.
* صفار هرندی در ادامه خطاب به حامیان موسوی خاطرنشان کرد: ما دروغگوها را شناختهایم آنها کسانی هستند که ترانه موسوی را کشته پنداشتند و بر سر قبرهای خالی رفتهاند و در مراسمهای ترحیم خیالی شرکت کردهاند.
* حامیان میرحسین موسوی که از جوابهای صفار هرندی خشمگین شده بودم، مجددا به فحاشی روی آوردند که صفار هرندی در پاسخ گفت: شما همان کسانی هستید که پس از مشخص شدن دروغ بودن 72 تن کشته خیالی، با نهایت شرمساری اسامی آنان را که در سایتهای خون درج کرده بودید از روی سایتتان حذف کردید.
* صفار هرندی در پاسخ به همهمههای حامیان موسوی نیز گفت: این همان صدایی است که در کربلا هم شنیده شد و من امیدوارم که شما برای امثال کروبی و میرحسین موسوی بیش از این دردسرهای که خلق کردهاید را ادامه ندهید.
در خبر برخی سایتها آمده است که خودروی حامل احمدینژاد پس از ورود به مشهد، در مسیر خود از کنار یکی از میدانهای شهر عبور کرد که فواره وسط حوض آن به رنگ سبز است. و همراهان احمدی نژاد با مشاهده این موضوع خواستار قطع این فواره شدند!
به گزارش جهان، این ادعای مضحک در حالی مطرح می شود که رسانه های جریان شکست خورده انتخابات سعی دارند تا کوچکترین اتفاقات را با هدف زنده نگه داشتن جنبش به اصطلاح سبز! به انتخابات گذشته مرتبط نمایند.
گفتنی است از سالها پیش سازمان زیباسازی شهرداری مشهد، در ایام ولادت رنگ فواره میدان منتهی به حرم (فلکه آب) را به رنگ سبز، ایام شهادت به رنگ قرمز و سایر ایام با نورپردازی به رنگهای مختلف تزئین می کند و ادعای موضع گیری همراهان احمدی نژاد نسبت به این مساله خنده دار و باعث تعجب است.
به دنبال انتشار اخباری درباره برخورد با محمود وحیدنیا، نخبه جوانی که روز چهارشنبه بدون هماهنگی با مجری مراسم و به دعوت رهبر انقلاب، پشت تریبون قرار گرفت و شجاعانه انتقاداتی مطرح کرده بود؛ خبرنگار الف روز جمعه صحت و سقم اخبار منتشره توسط تلویزیونها و سایتهای فارسی زبان خارجی را از وی جویا شد.
وحیدنیا با تاکذیب اخبار منتشره درباره برخورد با وی، گفت: تمایلی برای مصاحبه و حاشیه سازی رسانه ای ندارم و وقتی مطالب برخی سایتهای خارج نشین در مورد حرفهایم و نحوه برخورد رهبری و کل این ماجرا را که میشنوم خندهام میگیرد.
وی افزود: انتظارم هم از جامعه و نخبگان این است که بیش از این شایعات پخش نشود و در جهت بهتر شدن اوضاع تلاش کنیم.
وی تاکیدکرد: فکر میکنم آنچیزی که از حواشی این جلسه در سایتهای مختلف روایت شده، آنچه در سایت الف منعکس شد ، بیشتر به واقعیت نزدیک است.
این دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف با رد هماهنگی قبلی با برگزار کنندگان مراسم، گفت: من متنی آماده کرده بودم ولی نتوانستم متنام را داخل ببرم چون کلا" اجازه نمیدادند نامهای به داخل برده شود ولی من، آنچیزی که از متنم به خاطر داشتم به زبان آوردم.
وی تاکید کرد: مطالبی که در این دیدار مطرح کردم کاملا اعتقادات خودم بوده و با هیچ کس هماهنگ نکردم و کسی خبر نداشت که میخواهم صحبت کنم حتی خانوادهام نیز از این موضوع، اطلاعی نداشتند.
وحیدنیا درمورد فضای ایجاد شده برای طرح سخنانش با وجود اینکه برگزارکنندگان مراسم ابتدا به وی اجازه ندادند سخن بگوید، اظهار داشت: من چند بار اجازه خواستم، رهبری هم اجازه دادند و من به راحتی رفتم و حرفهایم را در چهار سرفصل بیان کردم؛ یکی صداوسیما، دوم نقد رهبری، سوم نقد نگاه حکومت به معترضین و در نهایت درد ودلی که از وضعیت جامعه عرض کردم.
وحیدنیا تاکید کرد: انتظار نداشتم که در همانجا پاسخی از ایشان بشنوم یکسری دغدغه داشتم که به صورت سوال بیان کردم و امیدوارم در عمل جواب دهند.
وی اضافه کرد: من دوستان بسیاری در دانشگاه شریف و بیرون دارم که از اعتقادات و باورهای من خبر دارند و میتوانید با همه آنها صحبت کنید و دریابید که عقاید شخصیام را بر زبان جاری ساختم.
بعد از انتشار خبر سخنان صریح و هماهنگ نشده وی در نزد رهبر انقلاب، تعدادی از رسانه های فارسی خارج نشین با راه اندازی جنجال رسانه ای، از دستگیری وی خبرداده و حتی نسبت به جان وی اظهار نگرانی کرده اند. برخی دیگر از رسانه های ضد انقلاب نیز سخنان وی را برنامه ریزی شده و بخشی از یک نمایش توصیف می کنند.
محمود وحیدنیا دارای رتبه طلای المپیاد کشوری ریاضی در سال 1386 است و از سال گذشته در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف تحصیل میکند.
در جریان دیدار و گفتگوی جوانان نخبه علمی کشور با رهبر انقلاب، یکی از حاضران بدون هماهنگی با مجری مراسم و به دعوت رهبر انقلاب، پشت تریبون قرار گرفت و به شکل صریح، از برخی سیاستها و رویههای حکومتی انتقاد کرد.
به گزارش "الف"، در پایان سخنان افراد منتخب برای بیان نظراتشان نزد رهبر انقلاب، مجری برنامه با اعلام پایان وقت صحبتهای حاضران، از رهبر انقلاب دعوت کرد برای جمع صحبت کنند. در این زمان چندتن از حضار خواستار حضور در پشت تریبون و بیان نظراتشان شدند که رهبری از مجری پرسیدند کسی نمانده که صحبت کند؟ مجری پاسخ داد اگر شما اجازه بدهید، همهی جمع هزار نفرهای که اینجا هستند، دوست دارند صحبت کنند اما وقت محدود است.
در این هنگام رهبر انقلاب به یکی از جوانان در وسط جمعیت که پرشورتر از بقیه خواستار حضور در پشت تریبون بود اما توسط برگزارکنندگان مراسم نشانده شد، اشاره کردند و گفتند: «آن آقایی که پا شده بودند، ایستاده بودند و نشاندندشان ... شما بفرمائید».
جوان متقاضی در جایگاه قرار گرفت و خود را دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف معرفی کرد. وی ابتدا از نحوه انتخاب افراد برای صحبت نزد رهبری گله کرد. این گلایه افرادی بود که نوبت بیان نظراتشان را نیافته بودند و با تشویق حضار روبرو شد.
وی سپس از عملکرد صدا و سیما پیرامون حوادث انتخابات به شدت انتقاد کرد و پرسید:
آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از کشور و جهان ارائه میدهد یا تصویری غیرواقعی و کاریکاتورگونه؟
آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازهی دفاع از خودشان را میدهد؟ عقایدی که بهخصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار میگیرد؟
وی با انتقاد از پخش گزینشی وقایع در صدا و سیما گفت اگر بخواهیم رسانههای کشور اخلاقی شوند باید بزرگ رسانهها آغازگر آن باشد.
بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. وی گفت: من شاید چهار- پنج سال است که به صورت جدیتر روزنامه میخوانم و مجلات را مطالعه میکنم. این مدت واقعاً به یاد نمیآورم که مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شکل عمومی میشود مطرح کرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس میکنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و کینه میشود؛ مثلاً یک چیزی که در ابتدا یک انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمیکند، ممکن است جنبهی مغرضانه به خود بگیرد و کمکم بیانصافی هایی پیدا شود.
در این هنگام، یادداشتی حاکی از اتمام وقت به سخنران داده شد. او از رهبری پرسید وقت گذشته است اما اگر موافق باشید ادامه دهم؟ رهبر انقلاب نیز با اشتیاق پاسخ دادند: البته از اول هم وقت گذشته بود ولی من موافق ادامه صحبتهای شما هستم. این دانشجو صحبتهایش را ادامه داد و برخلاف سایرین که طبق هماهنگی با مجری مراسم، صحبتهایشان را در 4 دقیقه محدود می کردند، حدود 10 دقیقه صحبت کرد و در ادامه با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات پرسید:
اگر مقداری روشهای اقناعیتر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمیکردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از اینکه با نصیحت حاصل شود نتیجهی رفتار مردم با حکومت و رفتار حکومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.
وی در پایان، مودبانه تشکر کرد و به جای خود بازگشت و رهبر انقلاب نیز مانند بقیه سخنرانان از ایشان نیز با بیان طیب الله انفسکم تقدیر کردند.
پس از صحبتهای این جوان، افراد دیگری هم برای بیان نظراتشان و پاسخگویی به انتقادات وی بلند شده و درخواست وقت صحبت کردند اما رهبرانقلاب با توصیه آنها به افزایش تحمل و شرح صدر، به کمبود وقت اشاره و صحبتهایشان را آغاز کردند.
رهبرانقلاب در ابتدای سخنان خود با ابراز خوشحالی از اینکه سخنان نخبگان هر سال قویتر و عمیقتر از قبل میشود و یادآوری ضروت شکر نعمت نخبگی با خدمت به مردم و کشور؛ اهمیت تولید علم، آزاداندیشی در دانشگاه ها و مرز شکنی علمی در پیشرفت و اقتدار کشورمان را کلیدی توصیف کردند و ضمن اشاره به برخی نکات مطرح شده توسط حاضران، درباره سخنان دانشجوی منتقد نیز گفتند:
* خیال نکنید من از شنیدن اینجور حرفها ناراحت میشوم. نه...، من از اینکه این حرفها زده نشود، ناراحت میشوم. در جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى که اینجا هستند، بنده گاهى که ببینم حالا بعضىها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرفها را که خیال میکنند من خوشم نمىآید، نمیزنند؛ از نگفتنش ناراحت میشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمیشوم.
* حالا اشاره کردند به حوادث و مسائل اخیر. در این زمینهها خیلى حرف هست؛ خیال نکنید آن حرفهائى که صدا و سیما میزند، این، همهى حرفهاست؛ نه، خیلى مطلب هست. گفت: یک سینه حرف موج زند در دهان ما. اینجور نیست که هر چه که انسان احساس میکند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرفهاى زیادى هست.اى کاش مجال بود تا گفته میشد، تا آنوقت انسان میتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشتهى کتاب حرف را، باز کند تا خیلى از حقائق روشن بشود. آینده، البته این کارها خواهد شد.
* اینى هم که گفتند از رهبرى انتقاد نمیکنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال میکنم؛ از انتقاد استقبال میکنم. البته انتقاد هم میکنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم میگیرم، دریافت میکنم و انتقادها را میفهمم.
* چند سال قبل یکی از نشریات دانشجویی از بنده انتقاداتی کرده بود. خواستند برخورد کنند اما من گفتم برخورد نکنید این ها اشکالی ندارد اجازه دهید بنویسند.
* این را هم شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب میکنم، همهى برنامههاى صدا و سیما را مىآورند، دانه دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامههاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم. از جمله، از همین من راضى نبودم که از سه ماه قبل از انتخابات - انتخابات بیست و دوم خرداد بود - از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرفهائى که زده شد و تظاهراتى که میشد و مجادلاتى که انجام میگرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد؛ به خاطر همین، که یعنى ما آزاداندیشیم! اینها توهم است.
* صدا و سیما آیا وضعیت واقعى کشور را نشان میدهد؟ نه، ناقص نشان میدهد. خیلى پیشرفتهاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمیدهد. والّا اگر صدا و سیما میتوانست همان جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربهى فراوان و با استفادههاى هنرى دروغهاى خودش را راست جلوه میدهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامىاش، بمراتب بیشتر از حالا بود.
* امروز هیچ کشور دیگرى در دنیا پیدا نمیکنید که اینجور آماج حملات باشد. و جمهورى اسلامى دارد مقاومت میکند. این شوخى است؟ این موجودِ هفتجوشِ مستحکمِ مصونیتیافته دارد مقاومت میکند. این، کم چیزى نیست. توطئهى توهم نیست؛ این را جوانها، این جوانهاى عزیز ما، بدانند.
* بنده گفتم کرسى آزاد فکرى را در دانشگاهها به وجود بیاورید. خوب، شما جوانها چرا به وجود نیاوردید؟ شما کرسى آزادفکرى سیاسى را، کرسى آزاد فکرى معرفتى را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیرکبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد.
این شعار را که یادتان هست «بسیجی واقعی، همت بود و باکری». یادتان هست چه آدمهایی، چرا، کی و کجا این شعار را فریاد میزدند؟ این روزها اگر باز هم سر و کلهی آن جماعت پیدا شد و اگر این بار فریاد زدند «بسیجی واقعی نورعلی شوشتری!» تعجب نکنید. چرا که از نظر این جماعت، بسیجیان و سپاهیان باید رفته باشند تا واقعی باشند. شهید شوشتری هم الان زیر خاک خوابیده…
این جماعت، با دیدن سپاهیها و بسیجیهای زنده و در قید حیات، حالشان بد میشود. اگر یک بسیجی و یا یک سپاهی زنده باشد و از اعتقاد خود و از آرمان خود دفاع کند، از نگاه این جلبکهای سبز، غیرواقعی است و مورد شدیدترین حملات و اتهامات قرار میگیرد. از نگاه آنها، بسیجی واقعی کسی است که رفته باشد و اگر زنده باشد، باید بیبخار باشد، بیخیال باشد، با جلبکهای سبز همراه باشد، ریشه نداشته باشد. آن وقت بسیجی واقعی میشود!
البته این آدمها وقتی میبینند که مردم هنوز هم بعد از گذشت سالها، دلشان برای بسیجیان و شهدای مظلوم ایران تنگ میشود و وقتی میبینند فرهنگ بسیجیان واقعی هنوز هم در ایران زنده است، سعی میکنند با جنجال و هیاهو آنها را به حاشیه ببرند و دقیقا به همین خاطر است که عدهای شعار میدهند بسیجی واقعی همت بود و باکری!
اگر چه همین را هم به دروغ ادعا میکنند و من معتقدم آنها اصلا هیچ اعتقادی به سپاهیان و بسیجیان زمان جنگ هم ندارند. من به جرات میگویم که آنها همت و باکری را هم قبول ندارند. مگر همت و باکری چه نقطه اشتراکی با این جماعت دارند؟ اصلا مگر مساله آنها بر سر یک شخص است؟ مشکل آنها با فرهنگ و اعتقادی است که همت و باکری به خاطرش به شهادت رسیدند و اگر همت و باکری هم امروز زنده بودند، آنها هم مورد خشم و کینه این آدمها قرار میگرفتند. همچنان که این روزها یاران و هم رزمان همت و باکری به جرم پافشاری بر همان اعتقادات مورد خشم و کینه جلبکهای سبز قرار میگیرند.
شهید کاظمی در کنار شهید باکری
بسیجی واقعی همت بود و باکری. همت و باکری چه آرزوهایی داشتند؟ چه آرمانهایی داشتند؟ شهدای مظلوم این سرزمین چه میخواستند؟ برای چه میجنگیدند؟ مگر همان زمان جنگ هم، عدهای آنها را مسخره نمی کردند و به ریششان نمیخندیدند؟! مگر همان زمان و درست در روزها و شبهای موشک باران و بمباران شهرهای مسکونی ایران توسط عراق، نهضت آزادی ایران بیانیه صادر نمیکرد و هر دو طرف جنگ را محکوم میکرد؟! هم ایران و هم عراق! (آن وقت شعار میدهند جانم فدای ایران؟!)
بسیجی واقعی همت بود و باکری. بله حرف درستی است. بسیجی واقعی شهدا هستند و آنهایی که هنوز هم به آرمان شهدا و وصیتنامه شهدا پایبند هستند. اگر این جماعت هم حقیقتا اعتقاد دارند که بسیجی واقعی همت بود و باکری و اگر در این ادعای خود صادق هستند، باید وصیتنامه همت و باکری و دیگر شهدای جنگ تحمیلی را هم قبول داشته باشند. مگر میشود کسی را قبول داشت و فکر و عقیده و اعتقادش را قبول نداشت؟
این جمله را بخوانید:«امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است. فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشد زیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.» (وصیت نامه شهید همت) و این عبارات زیبا :«اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز کم است. آگاه باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست. بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نماییم تا بلکه قدری از تکلیف خود را شکرگزاری به جا آورده باشیم.» (وصیت نامه شهید باکری)
این جمله را هم بخوانید: «سپاه بازوی ولایت فقیه و تداوم دهندهی انقلاب اسلامی در جهان است. با شکست صدام جنگ تمام نمیشود، بلکه جنگ تا بعد از شکست عراق ادامه دارد. پس ما باید خود را برای نابودی اسرائیل و آمریکا آماده کنیم» (وصیتنامه سردار شهید بهروز غلامی) و یا «برادران عزیز سپاهی و بسیجی، باید همیشه چون شمع باشیم که دم به دم بسوزیم و سنگر انقلاب را نگه داریم تا دیده شیاطین شرق و غرب کور گردد.» (وصیت نامه سردار شهید ناصر بهبهانینیا)
اگر همین شهدا که وصیتنامه شان را اینجا نوشتم، امروز زنده بودند و همین حرفها را میزدند، آیا مورد تمسخر و اهانت جلبکهای سبز قرار نمی گرفتند؟ آیا این جماعت باز هم شعار میدادند که بسیجی واقعی همت بود و باکری؟!
بله ما هم اعتقاد داریم که همت و باکری بسیجی واقعی بودند، آنها در میدان جنگ زخم خوردند، سختی کشیدند، از رفاه و آسایش خود گذشتند، خم به ابرو نیاوردند، اشک و آه خانوادهشان را دیدند و تحمل کردند، شعارها و کنایههای جلبکهای منافق داخلی را هم شنیدند و مصممتر شدند. بسیجیان واقعی در برابر کافران و دشمنان و منافقان، ایستادند و نرمش نشان ندادند. بسیجیان واقعی، امام خمینی را نائب امام زمانشان میدانستند. این عبارت تقریبا در اکثر وصیتنامهی شهدا و بسیجیان واقعی وجود دارد که «امام را دعا کنید»
بسیجی واقعی یا شهید میشود و یا به دنبال جهاد و شهادت میگردد. بسیجی واقعی یاد شهیدان را زنده نگه میدارد. از وصیتنامهشان فرار نمیکند. بسیجی واقعی دلش برای امام تنگ میشود و صحیفه نور میخواند. بسیجی واقعی میداند که اگر شهدا رفتهاند، راه شهدا هنوز هم باقیست و راهشان را باید ادامه داد.
بسیجی واقعی کسی است که هدف دارد. فداکاری میکند. از خود گذشتگی دارد. جان و مالش را به خطر میاندازد. از آرمانهایش دفاع میکند. از انقلاب و ارزشهایش دفاع میکند. زمان و زمانه را میشناسد. وقتی همه ساکتند او فریاد میزند و هروقت همه به لانههایشان پناه میبرند، او در صحنه میماند.
شهید شوشتری در دوران دفاع مقدس
سردار نورعلی شوشتری به عنوان یکی از دهها و صدها فرمانده رشید دوران دفاع مقدس، یک بسیجی واقعی بود. او هم روزگاری به همراه شهیدان همت و باکری از آرمانهایش دفاع میکرد و با دشمن بعثی میجنگید. البته اگر او هم آن روزها شهید میشد، امروز نامش همردیف همت بود و باکری! اما این ارادهی خداوند است که همت و باکری را میبرد و نورعلی شوشتری را زنده نگه میدارد تا این روزها را هم با چشم خود ببیند که جلبکهایی در مقابلش میایستند و بر سرش فریاد میزنند بسیجی واقعی همت بود و باکری!
خیلی دوست دارم احساس آن لحظهی شهید شوشتری را بدانم که وقتی جلبکها به او میخندیدند او به چه چیزی فکر میکرد؟ یکی دو روز است که با خودم فکر میکنم و دلم برای مظلومیت بسیجیان واقعی میگیرد و میگرید که این چه بازی ناجوانمردانهای است که روزگار با آنها در پیش گرفته. یک روز تیغ بعثیهای متجاوز را باید تحمل کنند، همان زمان تیغ کنایه و تمسخر منافقان داخلی بر روح و جانشان مینشیند. این روزها هم باید تیغ تازه به دوران رسیدهها و جلبکها را تحمل کنند. بعضیهایشان هم مثل شهید شوشتری قربانی تیغ جهالت و تعصب وهابیون جنایتکار میشوند.
شهید شوشتری در کنار شهید برونسی
بسیجی واقعی همت بود و باکری و نورعلی شوشتری که همه برای یک هدف میجنگیدند. بسیجی واقعی نورعلی شوشتری بود که وقتی همرزمانش شهید شدند، راهشان را ادامه داد. من با شعار «بسیجی واقعی نورعلی شوشتری» موافقم. او همه خصوصیات یک بسیجی واقعی را با خود داشت و دقیقا به خاطر همین «بسیجی واقعی بودنش» است که عدهای از جلبکهای سبز بعد از شنیدن خبر شهادتش، از خوشحالی بال درآوردند!
بعضیها هم به خاطر آنکه دلار بیشتری از اربابان آمریکاییشان به جیب بزنند، به توهمات و تخیلات شخصی خود پناه بردند. خیلی دوست دارم به این مزدور رادیو فردا و رادیوی آمریکا که پول اربابهای آمریکاییاش چشم و گوشش را بسته بگویم سالهای سال مانده تا تو بسیجی واقعی را بشناسی! مگر تو همانی نیستی که در زیر سایه اربابهای آمریکاییات، چشم دیدن سپاهیها را نداشتی؟!
خوشحالی جلبکهای بالاترین از شنیدن خبر شهادت فرماندهان سپاه!
آن وقت بعضیها اعتراض میکنند که چرا به اینها میگویم جلبک؟
بازخوانی یک نامه تاریخی
نامه معروف و تاریخی فرماندهان جنگ به خاتمی در سال 78 و بعد از ماجرای کوی دانشگاه. در این نامه نام شهیدان نورعلی شوشتری و احمد کاظمی چون نگینی در کنار نام دیگر فرماندهان سپاه میدرخشد. خیلیها همان زمان بعد از خواندن این نامه، عصبانی شدند و دقیقا همین شعار جلبکها را فریاد زدند که بسیجی واقعی همت بود و باکری! این نامه اگرچه با سکوت خاتمی همراه بود، اما در تاریخ میماند و خاتمی هم روزی مجبور است به این نامه پاسخ دهد!
«ریاست محترم جمهوری حضرت حجه الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی با عرض سلام و خسته نباشید به استحضار می رساند:
به دنبال حوادث اخیر به عنوان مجموعه ای از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شریف ایران، وظیفه خود دانستیم مطالبی را خدمت حضرت عالی، دانشمند ارزشمند عرضه بداریم. امیدواریم با سعهی صدر و شعار ارزشمند توأم با سیره ای که تبلیغ میفرمایید (شنیدن هر سخن و ایده ولو مخالف) به این موضوع که شاید در هزاران زجر کشیدهی انقلاب باشد که امروزه به دور از هرگونه خط و خطوط با چشمی نگران، مسایل و حوادث انقلاب را مینگرند و از سکوت، مسامحه و ساده انگاری مسئولین که از برکت خون هزاران شهید بر مسند نشستهاند، متحیر و متعجباند.
جناب آقای خاتمی، قطعاً همه ما حضرت عالی را انسانی وارسته، انقلابی، متدین و دارای ریشه عمیق دینی در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و میدانیم، اما نحوهی برخورد با حوادثی که همه ما شاهد شادی و رقص دشمنان پیرامون آن هستیم و در اولویت قرار دادن پیگیری برخی اشتباهات و تخلفات و بزرگ کردن آنها در مقابل عدم توجه و یا کوچک جلوه دادن برخی دیگر از همین نمونه قانون شکنی و هتک حرمت و فشار، باعث شده است جریانهای معاند با انقلاب گستاخ تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه کارانه و با دلزدگی توأم با ناامیدی، هر روز تحقیر شده و به ثمره این همه خون نگریسته و انگشت خود را با تأسف و تأثر می گزند.
جناب آقای رئیس جمهور، حمله به کوی دانشگاه همان طوری که رهبر بزرگوار و مظلوم این انقلاب فرمودند امری ناپسند، زشت و بد بود و علیرغم این که سخت ترین و تندترین برخوردها با آن انجام پذیرفت، اما همه مردم به دلیل ناپسندی عمل انجام شده این برخوردها را پذیرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام این است که آیا فاجعه فقط همین بود؟
صرفاً همین موضوع قابل پیگیری و توجه و اعتراض و تحصن است که چند وزیر به خاطر آن استعفا دهند، شورای امنیت تشکیل جلسه بدهد و گروه تحقیق تشکیل گردد اما آیا حرمت شکنی و توهین به مبانی این نظام، تأسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کم تر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کم نظیر، کم تر از جسارت به یک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلال کردن و به هر مؤمن و متدین حمله کردن و آتش زدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سؤال بردن جمهوری اسلامی، این یادگار ده ها هزار شهید و شعار علیه آن دادن فاجعه نیست؟
جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عده ای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهی شهید مطهری در حرکتاند، بچههای کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سؤال میکردند غیرت شما کجا رفته است؟
جناب آقای رئیس جمهور، امروز وقتی چهرهی رهبر معظم انقلاب را دیدیم، مرگ خودمان را از خداوند طلب کردیم، چون که کتفهایمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو باید ناظر پژمرده شدن نهالی باشیم که حاصل 14 قرن سیلی و زجر شیعه اسلام است.
جناب آقای خاتمی، شما خوب می دانید، در عین توانمندی به خاطر مصلحت اندیشی دوستان ناتوانیم، چه کسی است که نداند امروز منافقین و معاندین دسته دسته به نام دانشجو به صف این معرکه میپیوندند و خودیهای کینه جو و منفعت طلب کوته نظر آتش بیار آن شده اند و برای تهییج آن، از هر سخن و نوشته ای دریغ نمی کنند؟
جناب آقای خاتمی، تا کی با اشک بنگریم و خون دل بخوریم و با هرج و مرج و توهین، تمرین دموکراسی کنیم و به قیمت از دست رفتن نظام، صبر انقلابی داشته باشیم؟
جناب آقای رئیس جمهور، هزاران خانواده ی شهید و جانباز و رزمنده به شما رأی دادند که رأی آنها مدال سینه شماست. آنها از شما انتظار برخورد منصفانه با این مسایل را دارند و ما امروز رد پای دشمن را در این حوادث به خوبی می بینیم و قهقهه ی مستانه را می شنویم. امروز را دریابید که فردا خیلی دیر است و پشیمانی فردا غیر قابل جبران است.
سید بزرگوار، به سخنرانی به ظاهر دوستان و خودی ها در جمع دانشجویان بنگرید، آیا همه آن گفته ها تشویق و ترغیب به هرج و مرج و قانون شکنی نیست؟ آیا معنای سال امام (ع) همین بود؟ آیا به همین صورت می توان میراث گرانبهای او را حفظ کرد و آیا بی توجهی تعداد اندکی به نام حزب الله، مجوزی است برای شکستن سر هر متدین و هتک حرمت آن؟
جناب آقای خاتمی، رسانه ها و رادیوهای دنیا را بنگرید، آیا صدای دف و دهل آنها به گوش نمی رسد؟
جناب آقای رئیس جمهور، اگر امروز تصمیم انقلابی نگیرید و رسالت اسلامی و ملی خودتان را عمل نکنید فردا آن قدر دیر و غیر قابل جبران است که قابل تصور نیست.
در پایان با کمال احترام و علاقه به حضرت عالی اعلام می داریم کاسه صبرمان به پایان رسیده است و تحمل بیش از آن را در صورت عدم رسیدگی، بر خود جایز نمی دانیم.
فرماندهان و خدمتگزاران ملت شریف ایران در دوران دفاع مقدس: غلامعلی رشید – عزیز جعفری – محمدباقر قالیباف – قاسم سلیمانی – جعفر اسدی - احمد کاظمی – محمد کوثری – اسدالله ناصح – محمد باقری – غلامرضا محرابی – عبدالحمید رئوفی نژاد – نورعلی شوشتری – دکتر علی احمدیان – احمد غلامپور – یعقوب زهدی – نبی الله رودکی – علی فدوی – غلامرضا جلالی – امین شریعتی – حسین همدانی – اسماعیل قاآنی – علی فضلی – علی زاهدی – مرتضی قربانی.
آیا شما معتقد به نسبیت اخلاق هستید و یا اینکه اصول اخلاقی را تغییر ناپذیر میدانید؟ آیا به نظر شما دروغ گفتن، غیبت کردن، اتهام زدن، فحش دادن، آبروی کسی را بردن و … میتواند جایی خوب باشد و جایی بد؟ مثلا تهمت زدن به آدمهای جناح مقابل خوب باشد و تهمت زدن به خودمان بد!
اگر به نسبیت اخلاق معتقد هستید که هیچ، حرفی نیست پس دیگر نباید از اقدام متقابل دیگران عصبانی شوید، اما اگر دروغ گفتن و تهمت زدن را هیچکجا قبول ندارید، تعصب را کنار بگذارید و ملاک و معیار خودتان را اخلاق و رد بیاخلاقی قرار بدهید و بر اساس همان معیار، درباره همه اتفاقات و همه آدمها قضاوت کنید.
مثلا اگر پرتاب کفش به مسئولان و آدمهای سیاسی مملکت اشکال دارد، همه جا اشکال داشته باشد، در حکم خود استثنایی قائل نباشیم و چنین اقداماتی را برای آدمهای جناح مقابل هم قابل قبول ندانیم. هر چه را که برای خود میپسندیم، برای دیگران هم بپسندیم. نه آنکه یک روزی خوب باشد، یک روز بد. برای دیگران خوب باشد، برای خودمان نه!
مساله دیگر اینکه آیا فقط کفش پرانی مصداق بداخلاقی است؟ آیا اتهام زدن به افراد و مسئولان و نظام، دروغ بستن و دروغ نوشتن، شهدای خیالی ساختن، خود را رییس جمهور دروغین یک ملت معرفی کردن، آرای میلیونها ایرانی را ندیدن و زیر سوال بردن، بیاخلاقی نیست؟ چرا عدهای همهی این کارها را حق خودشان میدانند اما در برابر واکنش مردم به خود، عصبانی میشوند و فریاد وامصیبتا سر میدهند؟
به نظر میرسد بعضی آدمها برای دروغ گفتن و تهمت زدن هم امتیازات ویژهای برای خودشان قائل هستند. مثلا به خودشان حق میدهند علیه هر کس و هر مقام و هر مسالهای نظر بدهند و دروغ بگویند و شایعه بسازند، اما هیچ کس نباید درباره آنها حرفی بزند. آنها میتوانند آرای میلیونها ایرانی را زیر سوال ببرند، اما مردم حق زیر سوال بردن آنها را ندارند! آنها حق دارند از امتیازات ویژه خود استفاده بکنند و هر کسی را که دلشان بخواهد به تمسخر بگیرند، اما کسی نباید به آنها بخندد. توهین آنها به دیگران میشود حرکت خودجوش مردمی، اما عکس العمل مردمی به آنها، میشود برنامه از پیش طراحی شده و اقدام چاقو کشان و چماق به دستان!
البته برخی رسانهها و برخی سایتها هم در عادی جلوه دادن این رفتار متناقض، نقش خودشان را به خوبی ایفا میکنند! ماهرانه دروغ مینویسند و شایعه ایجاد میکنند و خیلی راحت به دیگران تهمت میزنند و توهین میکنند، (بیخیال اخلاق و انصاف و وجدان) اما وقتی این دروغها، این توهینها و این تهمتها، ریش خودشان را میگیرد، فورا استاد اخلاق میشوند. سایت آینده نمونه بارز این اساتید اخلاق و عالمان بیعمل است. همین را کم داشتیم که آینده از اصول اخلاقی برایمان بگوید.
در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود.
از یکی از فرشتگان می پرسد “این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟”
فرشته پاسخ می دهد :”این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگو ید عقربه ی ساعت یک درجه جلوتر میرود”.
مرد گفت :”چه جالب آن ساعت کیه؟!”
فرشته پاسخ داد :”مادر ترزا او حتی یک دروغ هم نگفته بنابراین ساعتش اصلاً حرکت نکرده است.
- وای باور کردنی نیست . خوب آن ساعت کیه؟ فرشته پاسخ داد : ساعت آبراهام لینکلن(رئیس جمهور سابق آمریکا) عقربه اش دوبار تکان خورد!
- خیلی جالبه راستی ساعت من کجاست ؟
فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند.
با وجود تبلیغات پیامکی، وبلاگی و مکتوب هواداران موسوی در دانشگاه آزاد تهران جنوب برای تجمع در این دانشگاه، بیشتر از 50 نفر از دانشجویان این دانشگاه در تجمع مذکور شرکت نکردند.
به گزارش فارس، حامیان میرحسین موسوی کاندیدای شکست خورده انتخابات که اخیرا پس از مواجه شدن با عدم اقبال دانشجویان دانشگاههای سراسری برای شرکت در تجمعات این گروه، دانشگاههای آزاد را به محلی برای سامان دادن این جمعها در نظر گرفتهاند، طی دو روز گذشته نیز با استفاده از تبلیغات، مکتوب، پیامکی و وبلاگی سعی داشتند تا امروز در دانشکده فنی دانشگاه آزاد تهرانجنوب تجمعی صنفی اما با مقاصد سیاسی برپا کنند.
بر اساس این گزارش، این گروه با بهانه قرار دادن جدا شدن دانشکدههای صنایع و فنی دانشگاه آزاد تهرانجنوب، از ساعت 12 امروز و با سوء استفاده از وقت ناهار و نماز دانشجویان، با حضور 50 نفر از حامیان خود در دانشکده فنی دانشگاه آزاد تهرانجنوب تجمع خود را آغاز کردند.
این گروه که قالب آنان از دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد تهرانجنوب بودند، با سر دادن شعارهای«یاحسین میرحسین» سعی داشتند تا سایر دانشجویان را تشویق به همراهی با خود کنند، اما سایر دانشجویان از همراهی با آنان خودداری کردند و بدون توجه از کنار آنان عبور میکردند.
عدم توجه دانشجویان دانشگاه آزاد به این سبزپوشان موجب شد تجمع مذکور در ساعت12:30 و در حالی که تنها نیم ساعت از آغاز این تجمع گذشته بود، آن را پایان دهند.
هماکنون 16 هزار دانشجوی در دانشگاه آزاد تهران جنوب مشغول به تحصیل هستند.
خبر دار شدم که متأسفانه عده ای مزدور و مزور، که وطن خود را به بیگانه ها فروخته اند؛ در نمایشگاه مطبوعات، اقدام به پرتاب لنگه کفش به جناب آقای مهدی کروبی نموده اند.
از شنیدن این خبر، دلم به درد آمد و شعر سبزی در حمایت از ایشان سرودم
در تصاویر بالا، استفاده محافظان جناب کروبی از سلاح گرم را میبینید که نشان میدهد چند تا طرفدار داره ایشون. راستی یادتان هست تو آشوب های خردادماه تهران با اون حجم وسیع و گسترده چه انتقاداتی به نیروهای انتظامی شد؟ یعنی نیروهای انتظامی برای حفظ جان و مال مردم نباید اسلحه میکشیدند اما برای نخوردن لنگه کفش تو سر جناب کروبی باید اسلحه کشید . . . .جالب است نه؟
شما می توانید برای دیدن نحوه ی فرار جانانه جناب مهدی کروبی روی اینجا کلیک کنید و ببینید ایشان با چه مهارتی از دست ملت در می رود!!! جالب است که وقتی رسیده خونه، گفته اینائی که علیه من شعار میدادن فقط ۱۰نفر بودن!!!حالا یا نمیدونه ۱۰ تا یعنی چی یا اینکه . . . هر چی به ما چه؟
۱) زبون درازی البته کار بچه های بد است و ایشان قول داده دیگر چنین کاری نکند
۲)در بیرون از محوطه نمایشگاه محافظان کروبی اقدام به تیراندازی هوایی کردند و از شوکر برای پراکنده کردن مخالفان وی استفاده کردند.
۳) همینجوری گفتیم اسم خلیج فارس رابیاوریم بلکه یکی یادش بیاید چه گافی داده بر سر موضوع نام خلیج فارس! و دستور زبان عربی.
۴) واقعاً کو مدرک تجاوز؟
۵) اونجا همان نمایشگاه مطبوعات است
۶)خدا را شکر که جناب کروبی حق کسی را نخورده اند. البته ما که نفهمیدیم اون ۳۰۰میلیون تومن جرائری چی شد؟
۷) البته شاید دیده باشد ولی به روی خودش نخواهد اورد
۸) یادتان هست یاران غار ایشان به رئیس جمهور ملت از همان دور تبلیغات انتخاباتی سال ۸۴ لقب کوتوله میدادند؟ حالا با این اوصاف به نظرتان کوتوله کیه؟ راستی قد شیخ کروبی چند سانتیمتر است؟
۹) مثل روز واضح و روشن است که جناب کروبی برای ایجاد آشوب و بلوا به نمایشگاه آمده بود. بعضی ها برای جلب توجه چه کارها که نمیکنند
۱۰) یعنی فرار را بر قرار ترجیح بده جانم تا ما هم با صدای بلند و رسا بگوئیم:
عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گفت: کروبی به دلیل انزوای سیاسی درصدد بود تا با حضور در نمایشگاه مطبوعات، خود را مطرح کند؛ ولی رفتار مردم موجب انزوای بیشتر وی شد.
محمدرضا ترقی در گفتوگو با فارس در شانزدهمین نمایشگاه بینالمللی مطبوعات و خبرگزاریها، اظهار داشت: حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات را میتوان نوعی التماس برای دیده شدن در بین مردم دانست.
وی افزود: کسانی که به دلیل عملکردشان در بعد از ایام انتخابات از صحنه سیاسی کشور منزوی شدهاند، برای بازگشت به این صحنه، خود را وارد محافل عمومی میکنند.
این فعال سیاسی اصولگرا حضور افرادی که در بین مردم جایگاهی ندارند را در مکانهایی مثل نمایشگاه مطبوعات مناسب ندانست و ابراز داشت: فضای جامعه برای ارزیابی عملکرد سران اغتشاشات روز به روز آمادهتر میشود و محیط جامعه به سمتی پیش میرود که جو مناسبی برای محاکمه این افراد در حال شکلگیری است
اگر صداقت دارند جزئیات دیدارهای محرمانه مهدی هاشمی را منتشر کنند
یک پژوهشگر سیاسی در خصوص سفر مهدی هاشمی به لندن و عدم بازگشت وی اظهار داشت: اگر صداقت دارند جزئیات سفر و دیدارهای محرمانه مهدی هاشمی در لندن و برخی کشورهای خاورمیانه را منتشر کنند و بگویند چرا وی پس از طرح نامش در دادگاه از کشور خارج شد و به ایران بازنمیگردد.
فاطمه رجبی در بازدید از غرفه رجانیوز در شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها، در رابطه با سفر مهدی هاشمی به لندن و عدم بازگشت وی اظهار داشت: آقای هاشمی باید به مردم جواب دهد که چرا لندن پناهگاه فرزندان او است، فائزه هاشمی سالها مقیم لندن بود و اکنون نیز مهدی هاشمی از سفر طولانی مدت خود بازنمیگردد.
وی اضافه کرد: انگلیس منبع سیاستهای اسلام ستیزی و انقلاب ستیزی است، با این حال دختر آقای هاشمی سالها در لندن مقیم بود و جالب اینکه چه در سال 1384 و چه در سال 1388، در بزنگاه انتخابات وارد ایران می شود و هدایت جریانی را برعهده میگیرد.
این فعال سیاسی با بیان اینکه در حال حاضر نیز مهدی هاشمی به محض اینکه نامش در دادگاه برده شد، از کشور خارج شد و به لندن رفت، ادامه داد: دانشگاه آزاد گفته است مهدی هاشمی برای انجام مأموریتهای محوله این دانشگاه به انگلیس رفته است، اگر اینگونه است باید توضیح داده شود که او چه مسئولیتی در دانشگاه دارد؟ رئیس دانشگاه است؟ استاد دانشگاه است؟ دانشجوی این دانشگاه است؟ کارمند این دانشگاه است؟ و این مأموریت چیست که اینقدر طولانی مدت شده و وی قرار است چه زمانی به کشور بازگردد؟
وی در پاسخ به سوالی درخصوص طرح وحدت ملی گفت: کودتایی در این مملکت انجام گرفت که جرقه اش از نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب بود. بهدلیل محتوای شرم آور آن نامه، بنده نام آن را ننگین نامه گذاشته ام که تا ابد ننگ آن خواهد ماند.
رجبی با تأکید بر اینکه مشارکت 85 درصدی و رأی 25 میلیونی عامل وحدت است، نه طرح های تفرقه افکنانه، ادامه اداد: در شرایط کنونی باید بررسی شود که چه کسی عامل افتراق است؟
وی طرح وحدت ملی را فتنهای جدید دانست و افزود: کسانی که این طرح ها را مطرح می کنند مورد اعتماد ملت نیستند و حق ندارند برای ملت تصمیم بگیرند، این فتنهای جدید برای بقای جریان برانداز است.
دیروز دانشگاههای تهران و امیر کبیر شاهد برگزاری چند نشست دانشجویی بود که حاشیه های ان نسبت به محور اصلی صحبت ها و مناظره های صورت گرفته بیشتر مورد توجه قرار گرفت .
به گزارش جهان که در حالی که قرار بود برنامه انجمن اسلامی تازه تاسیس دانشگاه امیرکبیر با حضور کوچک زاده، نماینده مجلس، سردار طلایی، نماینده شورای شهر تهران و اعلمی، نماینده سابق مجلس برگزار شود، 2 مهمان اول از حضور در این برنامه خودداری کردند و قره باغی به مناظره صریحی با اکبر اعلمی، پرداخت که با شعارهای دانشجویان معترض حواشی زیادی یافت.
حوالی عصر امروز حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات موجب شد تا نظم عادی نمایشگاه دقایقی مختل شود و حاشیه های جالبی را بوجود آورد.
به گزارش جهان، پس از ورود غیر منتظره کروبی به نمایشگاه عده ای که ظاهرا از قبل آماده حضور وی بودند با در دست داشتن بادکنکهای سبز به سر دادن شعار پرداختند که واکنش عده ای دیگری از مخالفان وی را به همراه داشت.
همراهان کروبی که در حدود 50 نفر بودند شعارهایی نظیر مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه، یا حسین میرحسین سر دادند که این مساله باعث حضور تعداد زیادی از مردم در اطراف آنها شد.
از سوی دیگر جمعی از مخالفان کروبی با حلقه زدن دور وی با سردادن شعارهایی چون مرگ بر منافق، منافق برو بیرون و مرگ بر ضد ولایت فقیه به استقبال وی رفتند. تعداد این جمعیت هر لحظه افزون شده به طوری که موضوع دیدار کاملا منتفی و تمام همراهان و محافظان کروبی تلاششان برای محافظت از وی و بیرون بردن از محوطه نمایشگاه متمرکز شد و در نهایت سیل جمعیت و ناتوانی اطرافیان کروبی در کنترل جمعیت مخالفان وی باعث گردید محافظان کروبی باشلیک تیر هوایی و پرتاب گاز اشک اور داخل جمعیت معترض وی را از صحنه خارج و با سوار کردن بر خودرو از محوطه مصلی بیرون ببرند.
پس از خروج کروبی و همراهان وی، سالن اصلی نمایشگاه شاهد صف آرایی دو گروه از طرفداران جریان سبز و حامیان دولت بود که پس از دقایقی شعار و برخی برخوردهای جزیی جمعیت متفرق شده و نمایشگاه روال عادی خود را از سر گرفت.
گفتنی است در اثر ازدحام جمعیت و اقدام برخی از افراد ناشناس، کروبی با وضعیت آشفته ای صحنه نمایشگاه را ترک کرده است.
فیلم این وقایع را می توانید در سایت خبر آنلاین ببینید
این شعر را تقدیم میکنم به آنان که میخواهند حماسه حضور ۴۰ میلیونی هموطنانم را به نفع اربابان خود مصادره کنند. آنهائی که مدعی قانونند و خود قانون گریزترین هایند:
سخنرانی صفارهرندی در میان لنگه کفشپرانی و فحاشی هوادران موسوی
عصر روز دوشنبه، نشست "سوء تفاهم بزرگ" در حالی از سوی بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران در این دانشگاه برگزار شد که از 2 روز قبل و به موازات انتشار خبر برگزاری این مراسم، در اطلاعیههای متعددی در سطح دانشگاه، دانشجویان به اخلال در نظم این مراسم از طریق تجمع و سردادن شعارهایی به نفع آنچه که جنبش سبز میخواندند، دعوت شدند.
به گزارش رجانیوز، برگزارکنندگان این مراسم نیز گویا با آگاهی از همین برنامه اخلال، در ابتدای برنامه تریبون آزادی تدارک دیده بودند تا افراد نختلف بتوانند قبل از هرگونه بینظمی آزادانه نظرات خود را بیان کنند.
با این حال، جمعی از دانشجویان هوادار موسوی که گویا به بیقانونی عادت کردهاند، حتی در بین برگزاری این تریبون نیز نتوانستند بهصورت آرام، نظرات طرف مقابل را بشنوند و خود نیز چنانچه استدلالی دارند، بیان کنند.
برخی دانشجویان انجمن اسلامی این دانشکده از روز قبل مطالبی را بر روی تابلوی برد انجمن خود علیه سخنرانان این نشست از جمله محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم نصب کرده بودند.
برگه هایی درباره درخواست آزادی افرادی همچون محسن میردامادی، بهزادنبوی، احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی که پس از اغتشاشات اخیر تهران دستگیر شده اند، بر روی برد این انجمن به چشم می خورد.
بنا بر گزارش ایرنا، نشست بسیج دانشجویی مصادف با برنامه اعلام شده ساعت13 با پخش سرود جمهوری اسلامی آغاز شد. درحالی که تعدادی از حاضران که مچ بند، تسبیح و پارچه های سبز به دست داشتند، برخلاف سایر دانشجویان ترجیح دادند به احترام این سرود بلند نشوند.
*توزیع مچبندها و پارچه های سبز رنگ در زمان قرائت قرآن کریم ادامه داشت.
*تذکرهای مداوم مجری برنامه برای رعایت نظم نشست بارها با "هو" کردن این افراد و اعتراض های آنان مواجه شد. تریبون آزاد، نخستین بخش از این نشست بود که طی آن چهار نفر به عنوان منتقد دولت و 2 نفر به عنوان موافق دولت نظرات خود را بیان کردند.
*پویا امرالهی صاحب امتیاز نشریه دانشجویی 88 با اعلام اینکه "جوانان اصلاح طلب می خواهند روز هشتم آبان ماه را روزه سیاسی بگیرند،" به انتقاد از فعالیت های دولت نهم پرداخت.
وی با بیان اینکه قبول دارم اتفاقات پس از انتخابات برنامه ریزی شده بود، افرادی همچون میردامادی ،تاج زاده و نبوی را به عنوان "خط امامی" لقب داد و گفت: گروههایی می خواهند محسن سازگارا را نماد جنبش سبز معرفی کنند، در حالی که اینچنین نیست.
وی با "اقلیت خواندن" طیف متبوع خود اظهار داشت: باید تریبونی در صدا و سیما به آنان اختصاص داده شود.
گفته های امرالهی در حالی اظهار می شد که صدای سوت و کف موافقان وی با "هو" کردن مخالفان او همراه بود به طوری که مجری تذکر داد دانشگاه را با استادیوم اشتباه نگیرید که این حرف مجری با واکنش برخی دانشجویان همراه شد.
* امیرحسین ثابتی مسئول بسیج دانشجویی دانشکده حقوق دانشگاه تهران با بیان اینکه کسانی که در خیابان می ریزند این جا هم سوت و کف می زنند، به افراد مخل نظم جلسه گفت: ما جامعه مدنی را با حرکات شما شناخته ایم.
ثابتی اقدام میر حسین موسوی را در اعلام برنده شدن در انتخابات پیش از پایان رای گیری، "دیکتاتوری اقلیت" خواند و ادامه داد: چرا کسی باید دارای مصونیت آهنین باشد و چرا فردی مانند مهدی هاشمی باید در لبنان باشد و به کشور برنگردد؟ اگر او بی گناه است باید از خود دفاع کند.
وی همچنین با اشاره به ادعای شکنجه شدن حجاریان برای اعتراف کردن گفت: چرا الان که حجاریان آزاد شده است، حرف خود را پس نمی گیرد؟ دیکتاتوری یعنی اینکه حجاریان به نتیجه ای می رسد اما شما قبول نمی کنید. سخنان ثابتی با "هو" کشیدن افراد منتقد دولت همراه شد.
* محمد باقری دانشجویی که خود را بی طرف می خواند، در این تریبون آزاد با طرح این پرسش که بسیج و سپاه چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ از مسئولان این تشکل درخواست پاسخ کرد که مسوولان برگزاری این نشست وی را به سخنان رهبر معظم انقلاب در اردیبهشت 86 ارجاع دادند.
باقری همچنین مدعی شد که موج سبز در روزهای نخست پس از انتخابات شعار رای من کجاست را سرمی داد اما پس از آن می خواست رای خود را پس بگیرد.
همچنین وی برگزاری جلسات مباحثه رودررو پس از انتخابات را مانع از وقوع حوادث جاری دانست.
* روزبهان امیری دیگر منتقد دولت بود که با بیان اینکه هواداران جنبش سبز به دنبال اغتشاش نیستند، ایجاد فضای آرام را سبب طرح دیدگاههای این گروه خواند.
وی همچنین با اشاره به اتفاقات پیش آمده در کوی دانشگاه خواستار رسیدگی و مجازات عاملان و آمران این حادثه شد.
امیری همچنین به ذکر گفته یکی از افرادی پرداخت که گویا با حجاریان ملاقاتی داشته است. وی بدون اینکه نامی از فرد مورد نظر ببرد، اظهار داشت: آن فرد از حجاریان پرسیده است شنیده ایم از شورای مرکزی حزب مشارکت استعفا دادید؟ که حجاریان با خنده پاسخ می دهد می خواهم عضو شورای مرکزی سازمان شوم!
این دانشجو با بیان اینکه جنبش سبز اعلام وفاداری به انقلاب 57 است، در ادامه سخنان خود به بسیج توهین کرد.
*سخنگوی بعدی اشتری با اشاره به هیاهوهای منتقدان حاضر در جلسه گفت: خاتمی موقع تحویل دادن ریاست جمهوری گفته بود که با این جماعت نمی توان به جامعه مدنی رسید که وضع موجود نیز این را ثابت می کند. وی در پاسخ به صحبت های باقری درباره موج سبز گفت: مردم نباید در خیابان می ریختند بلکه نماینده آنان می توانست به دنبال خواست آنان برود.
هنگامی که اشتری به حمایت حسنعلی منتظری از موسوی و جریان طرد شدن او از سوی امام خمینی اشاره داشت، تعدادی از دانشجویان که مچ بند های سبز رنگ به دست داشتند، شروع به فحاشی کردند که مجری برنامه قصد داشت برای حفظ نظم این افراد را به بیرون سالن راهنمایی کند اما سایر طرفداران موسوی با فریادهای "دروغگو و دیکتاتور" قصد اخلال در جلسه و ترک محل را داشتند اما در بین آنان نیز دودستگی رخ داد که برخی می خواستند در جلسه بمانند.
*یکی دیگر از منتقدان دولت محمدحسین صفار هرندی را مخاطب قرار داد و از او درباره عملکرد برخی از اعضای دولت نهم پرسید.
* آخرین نماینده جریان مخالف دولت در حالی به سخنرانی درتریبون آزاد پرداخت که صفار هرندی در سالن حاضر شده بود. حمدیه به نمایندگی از مخالفین دولت خطاب به صفارهرندی گفت: سوال من این است که شما علیرغم شناخت طیف مقابل چه طور به امثال ما لقب منافق و کافر میدهید؟
* قسمت دوم این برنامه در حالی آغاز شد که ناصر قرهباغی کارشناس مسائل سیاسی در میان شعارهای طیفهای مختلف حاضر در سالن به بالای جایگاه رفت و به مسئله بازخوانی انتخابات و پاسخ به دروغ تقلب پرداخت.
* در حالی که قرهباغی به شبهههای وارد بر انتخابات که از سوی موسوی و حامیان او مطرح شده بود پاسخ میداد، حامیان موسوی با هیاهو و سوت و کف قصد داشتند مانع از رسیدن صدای وی به دانشجویان حاضر در جلسه شوند. قرهباغی در پاسخ به هیاهوی این عده گفت: امروز خوشحالم که در جبهه انبیا و امیرالمومنین قرار گرفتهام چون آنها نیز از سوی مخالفان هو میشدند.
* قرهباغی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص شعار "یاحسین، میرحسین " حامیان موسوی گفت شاه و پهلوی نیز از حسین (ع) دم میزدند اما خدا نکند که حسین گفتن شما مانند پهلوی باشد.
* وی با ابراز تاسف از توهین یکی از دانشجویان در تریبون آزاد به یکی از نهادهای انقلابی کشور گفت: حامیان موسوی از بسیجی واقعی صحبت میکنند اما باید بگویم که بسیجی واقعی همان فردی بود که شب امتحانش در میدان کاج تهران در زیر ماشین اغتشاشگران به شهادت رسید.
* دشتبانی از اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، کارمند جهاد دانشگاهی و از حامیان موسوی که به عنوان عوامل اصلی هیاهوکنندگان در سالن حاضر بود، در بین سخنان قرهباغی به مقابل جایگاه رفته و همواره اعتراضاتی را نسبت به سخنان او اعلام میکرد که سرانجام به ایجاد درگیری در سالن و برهم خوردن نظم برنامه شد.
* بخش پایانی برنامه که به سخنرانی صفارهرندی اختصاص داشت در حالی آغاز شد که حامیان موسوی با شعارهای مختلف فضای سالن را متشنج کرده بودند و هر طیفی شعار مد نظر خود را در پاسخ به جناح مقابل فریاد میزد.
* صفار هرندی در ابتدای سخنان خود در واکنش به هیاهوی حامیان موسوی گفت: این کار عادت تاریخی دوستان شما است و حتی به یاد داریم که شما،خاتمی محبوب خود را نیز در همین دانشگاه هو کردید. البته این کار زمانی آغاز شد که خاتمی به انحراف اصلاحات اشاره کرد.
* جریانات افراطی حاضر در سالن در تمام طول سخنرانی صفارهرندی با سردادن شعارهای علیه دولت مانع از برگزاری جلسه بر اساس روند عادی می شدند و حتی در برخی مواقع اهانتهایی را نیز به سخنران برنامه انجام میدادند. زمانی که این جریانات شعار "مرگ بر تو " را خطاب به صفارهرندی فریاد زدند وی در پاسخ به آنها گفت ما که قابل این شعارهای شما نیستیم.
* سخنان صفارهرندی درخصوص آمار کشته شدگان حوادث اخیر که در بین آنها 10 نفر نیز از بسیجیان بودند اشاره کرد که با استقبال بسیجیان دانشگاه تهران همراه شد و یکصدا شعار "حسین حسین، شعار ماست، شهادت افتخار ماست " را سر دادند.
* در ادامه برنامه زمانی که صفار هرندی از تلاش موسوی برای پایان فضاحتهای موجود سخن میگفت، یکی از حامیان لنگهکفشی را به سوی جایگاه برنامه پرت کرد که در بین راه بر سر دانشجویان دختر بسیجی فرود آمد. البته صفار نیز درواکنش به این حرکت در حالی که لبخند به لب داشت؛ گفت: لطف کنید و علامت مدنیت را به سوی ما پرت نکنید.
* در این هنگام دانشجویان لنگه کفش پرت شده را بروی جایگاه برده و تحویل صفار دادند و او نیز در حالی که لنگهکفش را در دستان خود گرفته بود، گفت صاحب این کفش بعد از جلسه بیاید و کفشش را تحویل بگیرد. البته دانشجویان بسیجی درهمین زمان شعار "آزادی اندیشه، با لنگهکفش نمیشه " را در سالن فریاد زدند.
* در بخش دیگری از این برنامه صفارهرندی در واکنش به بیسواد خواندن دولت نهم از سوی حامیان موسوی حاضر در سالن پیشنهاد کرد که دانشجویان حاضر میانگین سواد دولت نهم را نسبت به دولتهای گذشته بررسی کنند تا این مسئله روشن شود.
با این حال، جنجالآفرینیهای افراطیون مانع از انجام سخنرانی نسبتاً طولانی توسط محمدحسین صفارهرندی مدت نشد و متانت وی در قبال فریادهای "مرگ بر تو"، فحاشیها با عصبانیت بیشتر این طیف مواجه شد و این افراد حتی به لنگه کفش پرانی اقدام کردند.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: امروز که موسوی سکوت چند ساله خود را شکست باید ممنون احمدی نژاد باشد که چنین شرایطی را برای او فراهم کرده است.
"محمد حسین صفارهرندی" در سلسله نشست های بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران با عنوان "سوءتفاهم بزرگ" در حالی حضور یافت که عده ای از طرفداران موسوی تلاش می کردند با شعارهایشان مانع سخنرانی وی شوند اما او از همان ابتدا تاکید کرد که من با منطق جواب شما را می دهم.
وی در ادامه با اهانت های بسیاری از سبزپوشان روبه روشد و در پاسخ به آنان گفت: من از اهانت های شما ناراحت نمی شوم زیرا شما به این اهانت کردن ها عادت دارید و زمانی در همین دانشگاه به خاتمی هم اهانت می کردید.
وی در ادامه وقتی با شعارهای طرفداران موسوی روبه رو شد، گفت: من هم در یک دوره ای نسبت به موسوی همین احساس را داشتم، و عده ای هم در این انتخابات به همین دلیل به سراغ موسوی رفتند ولی متاسفانه موسوی با اعمالش این اندیشه هایی که نسبت به او وجود داشت را زیر سوال برد.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: کسی مشکلی با خط امام ندارد، امروز مشکل بر سر مصادیق است، همه میگویند که خط امام خوب است اما شما که دم از خط امام میزنید چرا در مقابل مهاجرانی که همین چند روز پیش علیه امام موضعگیری کرده بود، اعتراضی نمیکنید.
**تبعیت از رای 24 میلیونی کودتاست یا 13 میلیون؟
صفارهرندی در پاسخ به شعار تعدادی دیگر که دولت فعلی را دولت کودتا مینامیدند، گفت: تبعیت از رای 24 میلیونی کودتا است یا 13 میلیون؟
وی گفت: سوال اصلی این است که چرا موسوی علیرغم تمام دعوتهای مکرر در دورههای قبلی در انتخابات شرکت نمیکرد اما در این دوره حاضر شد به عرصه وارد شود.
وی افزود: موسوی خودش جواب این سوال را داده و در دورههای قبل اعلام کرده بود که در شرایطی که جامعه پذیرش این جریان را ندارد، من چرا وارد شوم، اما شاهدیم که موسوی در سال 87 علیرغم این نظر وارد عرصه انتخابات شد و کاندیداتوری خود را پذیرفت.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه موسوی قبلا اعلام کرده بود که تمام دوستان من در دهه 60 تجدید نظرطلب شدهاند، گفت: با توجه به این موارد این بار موسوی احساس کرد که شرایط برای تجدید یک دولت انقلابی مساعد شده است که احمدینژاد این شرایط را فراهم کرده بود.
**موسوی فریب خورد
صفارهرندی گفت: به نظر بنده موسوی فریب خورد، در ایام انتخابات موسوی دید که مردم با شعارهای انقلابی همراه شدهاند و در این شرایط حس کرد اداره کشور با انگیزههای انقلابی ممکن است و به همین دلیل در انتخابات حاضر شد. وی افزود: در ابتدا موسوی بدون مشارکت و مجاهدین وارد رقابتهای انتخاباتی شده بود، بعد از چند سفر انتخاباتی و زمانی که دید کسی با وی همراه نشده است، اعضای مشارکت به وی گفتند که احمدینژاد نسخه اصلی انقلابیگری در شرایط کنونی است و شما نسخه بدلی هستید که مردم به آن اعتنا نمیکنند.
صفارهرندی افزود: اگر نقش دولت نهم فقط همین باشد که این امیدواری را برای موسوی ایجاد کرده که در سال 88 نیز میتواند از گفتمان انقلاب استفاده کند، باید به آن دست مریزاد گفت.
صفارهرندی در ادامه قسمتی از نامه کروبی خطاب به منتظری را بیان کرد و گفت: کروبی در این نامه به منتظری در خصوص نفوذ عناصر لیبرال مانند نهضت آزادی در میان اطرافیانش هشدار داده بود و از او انتقاد کرده بود.
وی با انتقاد از شعارهایی که 24 میلیون رایدهنده به احمدینژاد را فریبخورده میخواند، تصریح کرد: من پیشنهاد میکنم دوستان بسیج با هزینه شخصی بنده زمینه مسافرت این دوستان به مناطقی در جنوب کرمان را فراهم کنند تا اینها نیز تفاوت دولت نهم را با دولتهای قبلی درک کنند.
**بسیجی ها مقتول صحنه حوادث اخیر بودند
صفارهرندی در خصوص شایعاتی که پیرامون تعداد کشتهشدگان حوادث اخیر وجود دارد گفت: از میان نزدیک به 40 نفر کشته شدگان حوادث اخیر 10 نفر بسیجی بودند،20 نفر دیگر مردم مظلومی بودند که گرفتار حادثهسازی فتنهانگیزان شدند و 10 نفر باقیمانده نیز افرادی هستند که معلوم نشده به دست چه کسانی کشته شدهاند.
وی تاکید کرد: اما من اینجا میگویم که در این حوادث بسیجیها مقتول صحنه بودند و شما باید به دنبال قاتل باشید.
وی تصریح کرد: در اوایل دهه 80 کار یه جایی رسید که همه به این نتیجه رسیدند که باید از شر اصلاحات راحت شوند.
صفارهرندی با بیان اینکه از سال 82 اصلاحطلبان در تمام انتخاباتها شکست خوردهاند، افزود: میانگین مشارکت مردمی در سالهای اخیر نسبت به گذشته بالا رفته و رکورد مشارکت نیز توسط دولتی شکسته شده است که مخالفان به آن اتهام کنار گذاشتن رای مردم را میزدند.
وی اظهار داشت: در انتخابات سال 76 بعد از اعلام نتایج، رقیب شکست خورده نتیجه انتخابات را قبول کرد و به فرد پیروز تبریک گفت اما در سال 88 این اتفاق نیفتاد و جناح رقیب شکست خود را قبول نکرد.
**موسوی به دنبال راهی است که از این بن بست خارج شود
صفارهرندی خطاب به هواداران موسوی گفت: شما با این اقداماتتان کار موسوی را سخت نکنید چون اکنون خودش به دنبال فردی میگردد که از این بنبست خارج شود پس شما به او کمک کنید تا این فضاحت را جمع کند.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار داشت: امروز برخی ریشسفیدان نیز که برای حل مشکل به میدان آمدهاند، به دنبال نجات موسوی هستند.
وی با بیان اینکه من بین نسل جوان دانشجو و تحریککنندگان آنها تفاوت قائل میشوم ادامه داد: نسل جوان شرف دارد به کسانی که ذهن جوان را از آلودگی پر میکنند و خودشان آلوده هستند. ما با شما دانشجویان سرانجام روزی توافق خواهیم کرد اما هرگز با تحریککنندگان شما کنار نمیآییم.
وی شعار "نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران " را ایستادن در برابر امام دانست و تاکید کرد: شما دانشجویان نباید زیر بار ذلت کسانی که شعار روز قدس را عوض کردند و اکنون نیز تلاش میکنند شعار 13 آبان را تغییر دهند، بروید.
صفارهرندی همچنین در خصوص شعار مرگ بر دیکتاتور، اظهار داشت: سوال ما این است که طرفداران آمریکا در دنیا چه کسانی را دیکتاتور میدانند؟، کاملا مشخص است که هر کسی که در مقابل آمریکا بایستد حتی اگر از جانب مردم انتخاب شده باشد از طرف حامیان آمریکا لقب دیکتاتور را میگیرد.
وی افزود: در آمریکا که بوش با اختلاف اندکی به عنوان رئیسجمهور انتخاب میشود کسی او را دیکتاتور نمینامد اما در ایران برخی اختلاف 11 میلیونی آرا را نادیده میگیرد که باید گوش و چشم خود را در مقابل این بدیهیات باز کنند.
وی در ادامه گفت: شما باید پاسخگوی دوستان خودتان باشید که شما را متهم به بیدینی میکنند خوب است که بدانید عزتالله سحابی و بهاءالدین خرمشاهی هر دو اظهارات و مطالب سروش را شرکآمیز خواندهاند،اما عبدالکریم سروش مرجع فکری تیم حامی کروبی در انتخابات اخیر بود.
صفارهرندی در ادامه با اشاره به شعارهایی در خصوص شهدای بزرگواری مانند همت و باکری افزود: این شهدا اسطورههای مقاومت و جهاد در کشور بودند اما آیا سردار شوشتری که دیروز در راه اسلام شهید شد، همرزم باکری و همت نبود؟ باید مراقب باشید که با برخی شعارها همرزمان کنونی باکری و همت را به دشمنان لو ندهید.
وی در پایان خاطرنشان کرد: آدرس پول نفت را نیز باید در دهههای 70،در دولتهای گذشته و سوابق پتروپارس دنبال کنید اما ای کاش این پرونده باز نمی شد تا آبروی کشور در مقابل بیگانگان ریخته شود.
حضور یک خبرنگار ایرانی با پوشش نامناسب و نحوه تعامل وی با هیات ایرانی در جریان کنفرانس مطبوعاتی رییس جمهور با رسانه ها در نیویورک حاشیه هایی را به همراه داشت .
به گزارش جهان، یکی از همراهان رییس جمهور در این زمینه به خبرنگار جهان گفت: کاملیا انتخابی فرد در جریان سفر اخیر رئیس جمهور به نیویورک توانست به عنوان خبرنگار روزنامه اجیپشن گازت با احمدی نژاد مصاحبه کوتاهی انجام دهد. طرح سوال و مصاحبه وی تعجب حاضرین را برانگیخته بود چرا که علاوه بر پوشش نامناسب وی که با لباس زننده و دامن کوتاه در این کنفرانس حضور داشت مواضع توهین آمیز اش نسبت به رییس جمهور از شهرت خاصی برخوردار بود . انتخابی فرد در وبلاگ شخصی خود در چند مقاله اقدام به تمسخر و اهانت علیه رئیس جمهور و دولت کرده بود .
در این میان برخورد رییس جمهور با نامبرده جالب توجه بود . در برخورد لحظه ای که احمدی نژاد با کاملیا انتخابی فرد داشت رییس جمهور به وی توصیه کرد دقت بیشتری در حرفه و رفتارخود اعمال کند . احمدی نژاد گفت : شما دختر جوانی هستید و جویای نام، من نگران شما هستم مواظب باشید در مسیری قرار نگیرید که مورد بهره برداری رسانه های غربی و برخی سازمان ها واقع شوید.
رییس جمهور در حالی این توصیه را به این خبرنگار ایرانی کرد که برخی از همراهان و حتی تیم رسانه ای احمدی نژاد کاملیا را نمی شناختند .این روزنامهنگار که چند سالی است با خروج از کشور در آمریکا اقامت دارد به یک چهره جنجالی تبدیل شده است .
این خبرنگار سابق روزنامههای «همشهری»، «زن» و «آفتابگردون» اخیرا با انتشار کتاب خاطرات خود که به صورت مسلسلوار در یک روزنامه کویتی نیز منتشر شد، مدعی ارتباط عشقی میان خود و یک چهره مشهور ورزشی شده بود.
وی در ادامه خاطرات خود مدعی شده، در بازجوییهای خود در ایران اعتراف کرده است که تاکنون با 67 مرد رابطه داشته، اما این اظهارات تحت فشار بوده است!
چندی پیش، نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست نشریات اصلاح طلب که چند سالیست در کانادا اقامت دارد، مدعی شده بود خبرنگار یادشده، تبدیل به دامی شده بود که بسیاری از روزنامه نگاران پس از ارتباط نامشروع با وی، مجبور به پذیرش شرایط خاصی می شدند.
از دیگر نکات جالب این سفر که توجه اکثر همراهان رئیس جمهور را به خود جلب کرده بود، مراقبت ویژه محافظان از رفت و آمدها و دیدارهای رحیم مشایی در نیویورک بود که با توجه به ماجراهای چند ماه اخیر رحیم مشایی و سوابق وی در دیدارهای برنامه ریزی نشده با چهره ها و شخصیت های سیاسی و مساله ساز، برخی از همراهان رییس جمهور بشدت مراقب بودن تا از تکرار وقایع مشابه از سوی رییس دفتر احمدی نژاد جلوگیری کنند.
«تاریخ ما عرب ها را به خاطر رفتاری که با ایران داشته ایم به سختی بازخواست خواهد کرد». حسنین هیکل پژوهشگر و روزنامه نگار ارشد مصری با بیان این مطلب خطاب به الجزیره گفت: به نظر من رفتار ما در قبال ایران اشتباه بزرگی است که تا سطح جرم های تاریخی می رسد. وی اضافه کرد: من در ابتدا با ایران دشمن بودم ولی این دشمنی به دوره وابستگی کامل ایران به آمریکا بازمی گشت. در چنین فضایی انقلاب ایران رخ داد و ما عربها با ایران به دشمنی پرداختیم ولی من علت آن را درک نمی کنم. ما (عرب ها) می گوئیم که برنامه هسته ای ایران ما را نگران کرده است- هر چند این مسئله از نظر من نگران کننده نیست- من آمارهایی درباره سلاح هسته ای اسرائیل در اختیار دارم. تعداد کلاهک های هسته ای اسرائیل بیشتر از کلاهک های هسته ای هند و پاکستان روی هم است. اسرائیل حتی از فرانسه و انگلیس نیز سلاح هسته ای بیشتری در اختیار دارد. این مسئله برای من آزاردهنده است که گفته می شود ایران به دنبال برنامه هسته ای و سلاح هسته ای است و این مسئله برای ما عرب ها نگران کننده است ولی سلاح های هسته ای اسرائیل که بیشتر از سلاح های ابرقدرت ها است ما را نگران نمی کند. وی گفت: ما (عرب ها) دست به حملات تبلیغاتی علیه ایران زدیم، به حمله به ایران کمک کردیم، اجازه دادیم عملیات خرابکاری در ایران صورت گیرد که مشهورترین آن عملیات برای نجات گروگان های آمریکایی در سفارت آمریکا در ایران بود.
«تاریخ ما عرب ها را به خاطر رفتاری که با ایران داشته ایم به سختی بازخواست خواهد کرد». حسنین هیکل پژوهشگر و روزنامه نگار ارشد مصری با بیان این مطلب خطاب به الجزیره گفت: به نظر من رفتار ما در قبال ایران اشتباه بزرگی است که تا سطح جرم های تاریخی می رسد. وی اضافه کرد: من در ابتدا با ایران دشمن بودم ولی این دشمنی به دوره وابستگی کامل ایران به آمریکا بازمی گشت. در چنین فضایی انقلاب ایران رخ داد و ما عربها با ایران به دشمنی پرداختیم ولی من علت آن را درک نمی کنم. ما (عرب ها) می گوئیم که برنامه هسته ای ایران ما را نگران کرده است- هر چند این مسئله از نظر من نگران کننده نیست- من آمارهایی درباره سلاح هسته ای اسرائیل در اختیار دارم. تعداد کلاهک های هسته ای اسرائیل بیشتر از کلاهک های هسته ای هند و پاکستان روی هم است. اسرائیل حتی از فرانسه و انگلیس نیز سلاح هسته ای بیشتری در اختیار دارد. این مسئله برای من آزاردهنده است که گفته می شود ایران به دنبال برنامه هسته ای و سلاح هسته ای است و این مسئله برای ما عرب ها نگران کننده است ولی سلاح های هسته ای اسرائیل که بیشتر از سلاح های ابرقدرت ها است ما را نگران نمی کند. وی گفت: ما (عرب ها) دست به حملات تبلیغاتی علیه ایران زدیم، به حمله به ایران کمک کردیم، اجازه دادیم عملیات خرابکاری در ایران صورت گیرد که مشهورترین آن عملیات برای نجات گروگان های آمریکایی در سفارت آمریکا در ایران بود.
نصیحت مراجع عظام تقلید به عناصر فتنه گر برای توبه و جبران خیانت های خود، با خشم توام با انفعال کروبی مواجه شد. کروبی با انتشار نامه ای خطاب به آیت الله نوری همدانی- که تصادفا اول بار در سایت گویانیوز وابسته به سازمان سیا منتشر شد!- به مغالطه و تهدید پرداخت. کروبی ضمن وارونه نویسی حوادث قبل و بعد از انتخابات و بی آنکه به خیانت های خود و طیفی از اعضای ستاد انتخاباتی اش در زمینه القای تقلب، مقابله آشوب طلبانه با رای مردم، دامن زدن به اغتشاش خیابانی و نهایتا ادعای تجاوز به بازداشت شدگان اشاره کند، به تخطئه مواضع انقلابی و هوشیارانه آیت الله نوری همدانی پرداخت. کروبی ادعا کرد که مواضع آیت الله نوری همدانی «برخلاف سیره سلف صالح از مراجع است» و «این خطر را پیش می آورد که با شبهه آفرینی نسبت به ساحت مقدس مرجعیت شیعه منجر گشته و مفهوم کمک و تعاون به ارباب قدرت ]![ از حضرتعالی در برخی اذهان برداشت شود.» این در حالی است که کروبی به خاطر خیانت های اخیرش مورد ستایش گروهک منافقین، سلطنت طلبان و انبوهی از مقامات و رسانه های آمریکایی و انگلیسی قرار گرفت و ستاد وی علنا در خدمت پروژه های جبهه ضدانقلاب خارجی قرار داشت. کروبی توضیح نداد که آیا دفاع از انقلاب، کمک به ارباب قدرت و قبیح است یا نقش آفرینی در پروژه استکبار جهانی و مفسدان سیاسی و اقتصادی؟! کروبی با وجود اذعان به جایگاه علمی آیت الله نوری همدانی به عنوان استاد برجسته حوزه و مبارزات و زندان و تبعید وی، هجوم ضدانقلاب به اصل نظام و انقلاب را به «منازعه سیاسی معترضین و دولت» تعبیر کرد و از اینکه این مرجع تقلید هوشیار در برابر تحرک ضدانقلاب «بی طرف» نمانده ابراز ناراحتی کرد. کروبی در نامه خود مدعی شد آیت الله نوری همدانی یکطرفه به قاضی رفته و این در حالی است که با گذشت 4 ماه از حوادث پس از انتخابات، اکنون بسیاری از مسائل روشن شده است. از ادعای گزاف تقلب 11میلیون رایی در انتخابات که هیچ سندی برای آن ارائه نشد! تا طفره از حضور در بازشماری تصادفی 10درصد آرا و تن ندادن به انتخابات 5/24میلیون نفری مردم و تحریک به درگیری میان طیف های مختلف اجتماعی- که منجر به حمله به مساجد، اماکن دولتی و شهروندان بی گناه شد- و تا آخرین سیاه بازی کروبی در طرح ادعای تجاوز و فراری دادن شاهد کذایی به خارج کشور و نهایتا دخیل بستن به شیخ آلت دست منافقین و مطرود حضرت امام(ره)! انتشار نامه اخیر کروبی نشان می دهد که جریان فتنه گر پس از 4 ماه تقلا و تبلیغات در زمینه القای همراهی علما و مراجع با جریان فتنه، اکنون به آخر خط رسیده و مجبور به هتاکی و تهدید علیه مراجع شده است. افراطیون در مجلس خبرگان نیز با ضربه جانانه مشابهی مواجه شدند و حتی آقای هاشمی هم حساب خود را از آنها جدا کرد.
- زنان در خانه بنشینند؛ یالثارات ارگان انصار حزب الله حضور زنان در فعالیت های اجتماعی و مدیریتی را نکوهش کرد. این نشریه نوشته است؛ «غیبت مادر از خانواده و حضور او در صحنه اختلاط و حرام و حلال به قیمت ماهی چند صد هزار تومان که بخش اعظم آن هزینه مهدکودک، تعویض و خرید لباس و زبانم لال آرایش و... می شود و این روزها وزارت و استانداری زن، نمایش بی سر و تهی است از اینکه جامعه ما دست کمی از تمدن رو به زوال غرب ندارد.»
حوادث پس از حماسه بزرگ 22 خرداد، فرصتی بود تا برخی چهره ها و جریانهای مدعی انقلابی گری حقیقت، نفاقگونه خود را برای افکار عمومی برملا سازند. از جمله این گروهها و جریانهای سیاسی میتوان به گروههای مدعی خط امام اشاره نمود که عمکرد مردودی را در کارنامه سیاسی خود ثبت نمودند.
این جریان که این روزها در صف حامیان فتنهگران قرار گرفتهاند، به یک باره تمامی آموزههای کلیدی حضرت امام خمینی(ره) را همچون اطاعت و پشتیبانی از ولایت مطلقه فقیه به عنوان فصل الخطاب نظام اسلامی، ضرورت حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی، ضرورت پایبندی به قوانین جمهوری اسلامی، عدم تضعیف نهادهای قانونی جمهوری اسلامی، ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از ایجاد تفرقه، ضرورت مقابله با جریان تفرقه انگیز و خط نفاق، عدم همراهی و همگامی با دشمنان انقلاب اسلامی و ... را فراموش کرده و تنها با تکیه بر سابقه وابستگی به بیت حضرت امام(ره) و سالها ادعای پیروی از ایشان خود را دلسوز انقلاب و امام نشان میدهند. و از سویی دیگر در برابر توهینهای صریح دشمنان انقلاب به حضرت امام(ره) - که البته امروز در صف جنبش سبز قرار گرفته اند - سکوت اختیار کردهاند و دم بر نمیآورند.
آخرین نمونه از توهینهای آشکار به زعیم بزرگ انقلاب اسلامی، اظهارات و دست نوشتههای فاسق و "زن بارهای" چون عطاالله مهاجرانی است که مدتهاست در پناه بیگانگان آرامش یافته و در جبهه منافقین و ضدانقلاب قرار گرفته است. مهاجرانی که تمام حیثیت و اعتبار نیم بند خود را نیز به یمن اتصال به انقلاب اسلامی و حضرت امام(ره) دارد، امروز "حیا را خورده و آبرو را قی کرده است" و با سوء استفاده از آب گل آلود ایجاد شده توسط فتنهگران سبزپوش، بر علیه حضرت امام(ره) مقاله مینویسد.
وی در آخرین نوشتاری که در وبلاگش منتشر یافته و مورد استقبال گروهکهای ضدانقلاب و رسانههای صهیونیستی قرار گرفته، از اعدام جمعی از سران گروهک منافقین با عنوان "جوان کشی کم نظیر تاریخی" یاد کرده و با تمجید از منتظری، اعتراض وی به این اعدامها را علت برکناری منتظری از قائم مقامی رهبری اعلام میدارد.
تحریف صریح حقایق تاریخی و اعتراض به این تصمیم مسئولین نظام اسلامی در مواجه با معاندین و محاربین با نظام، در حالی صورت میگیرد که در آن زمان رهبری انقلاب اسلامی با حضرت امام(ره) بوده و موسوی در جایگاه نخست وزیری بر قوه مجریه و وزارت اطلاعات اشراف دارد و از سوی دیگر آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان ریاست قوه مقننه رکن دیگر نظام را مدیریت میکند و آیت الله موسوی اردبیلی نیز در جایگاه رئیس دیوانعالی کشور و آقای موسوی خوئینی ها بر کرسی دادستان کل کشور تکیه زده است.
اما آنچه در این میان قابل توجه است، سکوت معنادار مدعیان خط امامی است، که از سویی دیگر همه هم خود را برای حمله به جریان اصولگرا قرار دادهاند. محمدعلی انصاری مسئول موسسه حفظ و نشر آثار حضرت امام(ره) که کمترین زاویه ای را به زعم خود در گفتار و رفتار اصولگرایان با خط امام تاب نمیآورد چگونه است که در برابر اراجیف مهاجرانی ودیگر هم پیاله های وی در فتنه سبز -که صراحتا امام بزرگوار را به استبداد و جنایت متهم میسازند - سکوت کرده است؟! چرا امروز موسوی و کروبی که خط امام را دستمایه سوء استفاده سیاسی این روزهای خود قرار دادهاند در برابر این ادعاها آرام گرفتهاند؟!
آیا غیر از این است که منافع سیاسی و قدرتطلبی، آقایون را به سکوت واداشته است، و یا در تحلیلی بدبینانهتر باید گفت که ادعای پیروی خط امام تنها پوششی برای اغراض سیاسی بوده است؟!
علت هر چه باشد چشمان تیزبین ملت در این روزهای پر فتنه، هوشیارتر از دیروز، تمام حرکات سیاسی مدعیان خط امام را تحت نظر دارد و بیشک مبتنی بر آن قضاوت خواهد نمود.
سراسر فعل سبزی ها حلال است نشستن پیش محرومان حرام است
مکش دست نوازش بر یتیمان که بی کس را، نوازش هم حرام است
شعاری بر عیله انگلستان بنا بر قول سبزی ها حرام، است
مبادا لج کنی با آل صهیون به قول موسوی، این هم حرام است
اگر اشغال دشمن شد فلسطین مسلمان را حمایت هم حرام است
ولی استاد موسیقی و آواز برایش ربنا خواندن حلال است
به من ربطی ندارد در فلسطین مسلمان را مسلمانی حرام است
همانا موسوی، عشقم عزیزم تمام فعل و افعالش حلال است
بمیرد در فلسطین کودکی زار حمایت های لفظی هم حرام است
(تصاویر فوق را طرفداران احمدی نژاد و با کمک فتوشاپ ساخته اند تا به صهیونیست ها تهمت آدمکشی بزنند در حالی که همه میدانند صهیونیست ها خیلی روحشان لطیف است و این وصله ها به تنبانشان نمیچسبد. اگر باورتان نمیشود بروید از حامیان داخلی صهیونیست ها بپرسید. البته لال و کور و کچل بشم اگه منظورم "چیز" باشد چون این وصله ها به خواجه حافظ شیرازی میچسبد ولی به بعضی ها خیر!!! تازه یه بنده خدایی هست که میگه هر کی بیشتر به فلسطینی جماعت فحش بده به خدا نزدیکتره که البته ایشون هرگز سبزی نمیخورند پس ربطی به جنبش "چیز" ندارند)
چنان گردنکشی، سرمایه داری برای فوج کروبی حلال است
به فتوای سران اغتشاشات اطاعت، جز ز بی بی سی حرام است
اگر سبزی بسوزد مسجدی را نگاه چپ به او کردن حرام است
اگر خوردی کتک از آل سبزی دفاع از خود، بدان اما حرام است
نماز جمعه با سوت و کف و جیغ حلال است و به غیر از آن حرام است
حلال آن ادعای پر هیاهوست بخواهی مدرک از آنها، حرام است
حلال است آنکه ناموس من و تو خورد فحش از شما، جز این حرام است
بساط قلدری اندر خیابان ز سوی جمع سبزی ها حلال است
در این وضع سراسر شبهه آلود حلال شرعی و عرفی حرام است
الا سبزی، ز بی بی سی حذر کن که گوید عشق ایران هم حرام است
گمانم انتقاد از آل سبزی حرام اندر حرام اندر حرام است
مهدی کلهر در حالی از رویکرد نادرست دختر خود اعلام برائت کرده است که چندی پیش نیز آیت الله خزعلی همین رفتار را در برابر فرزندش، مهدی، اتخاذ کرده بود.شبکه ایران: خبر درخواست پناهندگی فرزند مهدی کلهر از یک کشور غربی موضوعی بود که طی روزهای گذشته با پوشش گسترده رسانههای اصلاح طلب و اپوزسیون مواجه شد.
ماجرا از آنجا شروع شد که برخی از سایتهای خبری از درخواست پناهندگی "نرگس کلهر"، به دولت آلمان خبر دادند.
بر اساس این خبر، فرزند مهدی کلهر که فیلمی را با موضوع شکنجه در ایران ساخته بود پس از شرکت در جشنواره حقوق بشر نورنبرگ از دولت آلمان تقاضای پناهندگی کرده است.
نرگس کلهر چند روز پیش در اولین مصاحبه خود با یکی از رادیوهای ضد انقلاب گفته بود: "من بیش از یک سال است که با پدرم رابطهای ندارم. بعد از متارکه والدینم، با مادرم زندگی میکنم و هیچ کس از خروجم از کشور خبر ندارد. فیلم را فرستادم و بعد نامهای برایم آمد مبنی بر این که فیلم پذیرفته شده. در ایران هم که بودم کار تدوین می کردم و خرج زندگی ام را در میآوردم. چند فیلم کوتاه هم ساختم که به هیچ کدام اجازه یا مجوز پخش ندادند. این یکی را بدون مجوز ساختم. چون می خواستم کار تجربی کنم. ضمن این که به کسی نگفته ام دختر فلان کس هستم؛ نمی خواهم اسم کسی پشتم باشد."
به دنبال این خبر، کلهر در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا گفت: "به نظر من این ماجرا نیز یکی از مصداقهای جنگ رسانهای و نرمی است که مخالفان دولت و نظام جمهوری اسلامی به راه انداختهاند."
وی همچنین گفت که از سال 84 به دلیل مسائل سیاسی از همسرش جدا شده و دخترش نیز با مادرش زندگی میکرده است.
با این حال روزنامه "تهران امروز" اقدام به انتشار گفتگوی جدیدی با مهدی کلهر در خصوص موضوع پناهندگی فرزندش کرد.
وی در بخشی از این گفتگو اظهار داشت: "به عنوان یک پدر به او (نرگس کلهر) نصیحت میکنم، ابزار دشمن علیه کشورش نشود و راهی را نرود که بازگشتی در آن وجود ندارد."
مشاور رسانهای رئیس جمهور همچنین خاطرنشان کرد: "تابع قانون هستم و اگر نرگس در مصاحبه خود اشاره نمیکرد من هم جوابی به این مسائل نمیدادم. خودش هم اشاره کرد که سه سال است اختلاف سلیقه داریم اما بهمعنای دشمنی با یکدیگر نیست. ما انقلاب کردیم که در فضای فکر و مفاهمه و گفتوگو مشکلات خود را حل کنیم."
این موضوع در حالی به سوژه رسانههای مخالف دولت تبدیل شده که این روزها رفتار فرزندان برخی علما و مسئولان و نحوه برخورد آنان با فرزندان خود به یکی از موضوعات قابل توجه تبدیل شده است.
مهدی کلهر در حالی از اقدام دختر خود اعلام برائت کرده است که چندی پیش نیز آیت الله خزعلی همین رفتار را در برابر فرزندش، مهدی، اتخاذ کرده بود.
این نوع مواجهه با رفتار فرزندان قطعاً می تواند الگوی مناسبی برای برخی دیگر از شخصیت های مطرح نظام که فرزندان متخلفی دارند، باشد. آنانی که هنوز در برابر رفتار فرزندان فاسد خود سکوت اختیار کرده اند.
دلبر توکلی روزنامه نگار اپوزسیون ایرانی، روز جمعه جایزه سال 2009 وبلاگ نویسی را دریافت کرد.
به گزارش جهان، منابع غربی اعلام کردند: این جایزه به خاطر تعهد ، شجاعت و فداکاری وبلاگ نویسان ایرانی در شرایط دشوار و فشار فوق العاده ای که در پوشش انتخابات ریاست جمهوری متحمل شدند، به آنها اهدا شد.
کریستوف پلیتگن رئیس تشکیلات رسانه ای خبرگزاری رویترز در بیانیه ای اعلام کرد: وبلاگ نویسان ایران وقتی که به تنها منبع اخبار پس از انتخابات بدل شدند، شکل تازه ای به روزنامه نگاری شهروندی و شبکه اجتماعی دادند.
این جایزه که به یاد محمد امین عکاس آفریقایی رویترز که در جریان یک هواپیما ربایی کشته شد، نامگذاری شده است ، از سال 1997 ، هر سال به وبلاگ نویسان برتر از نگاه غرب، اهدا می شود و نامسون رویترز تامین مالی آن را به عهده دارد.
در مراسم اهدا این جایزه عنوان شد: بسیاری از خبرنگاران ، عکاسان و وبلاگ نویسان ایران به خاطر گزارش حوادث پس از انتخابات خرداد، از کشور گریخته و یا در حال فرارند. دلبر توکلی پس از دریافت این جایزه گفت: این جایزه را به روزنامه نگاران ایرانی هدیه می کنم که برای مطلع ساختن دنیا از آنچه در ایران می گذرد، به سختی سعی و تلاش کردند. کار به عنوان یک روزنامه نگار در ایران بسیار سخت است ... دلیل اصلی این مساله نیز سانسور است.
وی که در استانبول این جایزه را دریافت کرد، افزود: می خواهم به کشور بازگردم ... برای اولین بار در 13 سال گذشته ، با بی میلی و به اجبار ، قلم خود را به زمین گذاشتم.
توکلی که متولد تهران است و در 13 سال گذشته روزنامه نگار بود، قبل از انتخابات 22 خرداد، اخبار حوزه زنان و گردشگری را در روزنامه های سرمایه و اعتماد ملی پوشش می داد و ویراستارخبرگزاری شهر بود و بعد از انتخابات نیز به خارج از کشور پناهنده شد.
اخیرا اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه پرونده یک میلیارد دلار تخلف در بودجه سال 85 بسته شده است؛ این در حالی است که دیوان محاسبات بلافاصله نسبت به این خبر واکنش نشان داد. به گزارش خبرنگار اقتصادی جهان چند روز پیش دادستان دیوان محاسبات از خاتمه یافتن پرونده تخلف یک میلیارد دلاری در تفریغ بودجه 85 خبر داد که برخی با استناد به آن شرکت نفت را تبرئه و نسبت به تهمت های ناروا به دولت در یک سال گذشته اعتراض کردند. خبر به سطح انعکاس ملی در یک رسانه جمعی رسید و همین امر باعث شد روز بعد روابط عمومی دیوان محاسبات در اطلاعیه ای بر خاتمه نیافتن پرونده این تخلف تاکید کند. معاون پارلمانی دیوان محاسبات نیز در گفت و گو با خبرنگاران اظهار داشت تخلف شرکت نفت در بلوکه کردن یک میلیارد دلار درآمد نفت و عدم واریز آن به خزانه داری کل محرز است و ماجرا خاتمه نیافته است. با این وضعیت سوال این است که منشا این اخبار ضد و نقیض کجاست.اگر خبر اول توسط دادستان دیوان محاسبات اعلام شده است چرا باید روابط عمومی دیوان آنرا تکذیب کند.کدام مرجع بالاتر است.دادستان دیوان محاسبات یا روابط عمومی . مردم و رسانه ها کدام حرف را باید باور کنند؟ پی گیری های خبرنگار جهان حاکی از آن است که نسبت به پرونده یک میلیارد دلاری در درون خود دیوان محاسبات نیز اختلاف جدی وجود دارد . این اختلاف باعث شده است که در اعلام موضع نیز وحدت رویه وجود نداشته باشد. هر کدام از اعضای دیوان محاسبات که به فراخور مورد سوال قرار می گیرند نظر شخصی و کارشناسی خود را اعلام می کند و همین موضوع موجب اختلاف شده است .تا آنجا که چند روز مانده به انتخابات به رئیس جمهور خبر دادند که ماجرای یک میلیارد دلار خاتمه یافته است و رئیس جمهور هم با خوشحالی آنرا اعلام و مجددا روابط عمومی دیوان محاسبات آنرا تکذیب کرد. اختلاف نظر در دیوان محاسبات خود را در نحوه ارائه گزارش تفریغ بودجه به مجلس نیز نشان می دهد. مطابق ماده 36 قانون دیوان محاسبات کشور ،گزارش تفریغ بودجه باید با امضا و رای هیئت عمومی متشکل از رئیس دادستان و اعضای هیئت مستشاری باشد. این در حالی است که بعد از گزارش سال 83 هیچ یک از گزارش های تفریغ امضای هیئت عمومی را نداشته است و تنها با امضای روابط عمومی به مجلس رفته است. مطابق قانون گزارش تفریغ بودجه 85 نه تنها وجاهت قانونی ندارد بلکه تنها در حد یک خبر است و اصلا نباید در صحن علنی مجلس قرائت می شد. به این ترتیب به نظر می رسد خود دیوان محاسبات هم هنوز در خصوص این یک میلیارد دلار به جمع بندی نرسیده است. اگر چه تخلف دولت و شرکت نفت در عدم واریز یک میلیارد دلار به خزانه جدی است اما به نظر نمی رسد اختلافات درونی دیوان محاسبات اجازه بررسی این تخلفات را بدهد.
حسین مرعشی از نزدکان اکبر هاشمی رفسنجانی در گفت و گویی با یک هفته نامه تلاش کرده است که برخی از اصولگرایان از جمله توکلی، مطهری، باهنر و ناطق نوری را علیه احمدی نژاد تحریک کند.
به گزارش ایرنا، مرعشی در گفت و گو با هفته نامه مثلث اظهار داشت: در عین که دلم برای مظلومیت اصولگرایان میسوزد اما فکر میکنم که حقشان است. آنها فرصت تاریخی را از دست دادهاند که این فرصت در بازه زمانی پس از انتخابات مجلس هشتم و قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم قرار داشت. آنها باید در این فرصت تکلیف خود را با احمدینژاد مشخص میکردند یا او را در چارچوب جبهه اصولگرایی مهار میکردند و یا حذف میکردند.
وی افزود: اصولگرایان هنوز فرصت دارند. عزت جریان اصولگرایی در مجلس وجود دارد لذا باید از این فرصت استفاده کنند و تکلیف خود را با او روشن کنند. اصولگرایی حکم میکند که در این مسیر جدی باشند. علیرغم اینکه به توکلی انتقاداتی دارم اما او و مطهری و امثال آنها در مجلس جزو معدود اصولگرایانی هستند که پایبندی خود را به اصول نشان دادند. مماشات با احمدینژاد به هیچ وجه با اصولگرایی سازگار نیست.
مرعشی تصریح کرد: اصولگرایان در گام نخست باید تکلیف خود را با احمدینژاد مشخص کنند. توکلی، مطهری، باهنر ، ناطق نوری و جامعه روحانیت کجا هستند.
این وابسته هاشمی همچنین در ادامه توهین های خود به احمدی نژاد گفت: رهبری سخاوتمندانه از دولت او حمایت میکند. دولت در کجا از رهبری حمایت کرده است؟ مشکل این است که سرمایه بزرگی از کشور و انقلاب برای بخشی هزینه میشود که لایق این محبت و خدمت نیست. قرابت احمدینژاد و تیم او با انقلاب و نظام به هیچوجه امرثابت شدهای نیست.
مرعشی ادامه داد: من به عنوان حسین مرعشی و یک نیروی انقلابی نمیتوانم پاسخ یک سوال را دریابم و بارها از دوستان اصلاحطلب و اصولگرا هم سوال کردهام که چرا این همه سرمایه انقلاب برای فرد و گروهی هزینه میشود که قرابت آنها به انقلاب ثابت نشده است. هزینه بیش از حد سرمایههای انقلاب برای جریان بیریشه، مشکوک و مرموز همه را عصیان کرده است.
مرعشی در این گفت و گو مدعی شد: باید تمام تخلفات انتخابات و صلاحیتهای احمدینژاد توسط مراجع صالحه مورد رسیدگی قرار گیرد. زیرا ما در صلاحیت احمدینژاد تردید جدی داریم و باید به این تردیدها رسیدگی شود. نباید احمدینژاد را به عنوان رییس جمهور از قانون معاف بدانیم.
به گزارش جهان ،در نگاه همه فعالان سیاسی ایران عالیجناب خاکستری ، چهره پردهنشین اصلاحطلبان است. مردی که همواره ترجیح داده است در پشت صحنه ایفای نقش کند. سلوک سیاسی او بهگونه ای است که از آفتابی شدن در میدان سیاست احتراز میورزد. این، ویژگی همه کسانی است که نمیخواهند رد پایی از تصمیم های آنها در حوادث و ماجراهای رمزگونه باقی بماند.
هفته نامه پنجره در آخرین شماره خود به کالبد شکافی این چهره پرده نشین اصلاحات پرداخت و نوشت: در کالبد شکافی شخصیت این گروه از سیاستمداران پردهنشین میتوان به خصوصیاتی مشترک دست یافت. بارزترین خصلت آنها این است که خود را در نقش ناجی و سکاندار قرار میدهند که اغلب در مواقع بحرانی که توفان های سیاسی، کشتی سیاست حزبی آنها را دچار تلاطم میکند رخ مینمایانند.
بر همین منوال، سید محمد موسوی خوئینیها در جبهه اصلاحات چنین جایگاهی برای خویش ترسیم کرده است. جایگاه برادر بزرگتر یا مرشد سیاسی که جمله فعالان و نیروهای اصلاحطلب نظرات او را فصل الخطاب قرار دهند.
در اینباره کافی است که به سه فراز تحولاتی که به شکست جریان چپ یا اصلاحطلب منجر شده دقت و در آنها تامل شود. سال هفتاد در جریان انتخابات مجلس چهارم که به سقوط چپ منجر شد، سال 1384 که با ناکامی این جریان در سه انتخابات پیدرپی شوراها مجلس و ریاست جمهوری که به زوال جبهه اصلاحطلبان منجر گردید و بالاخره بهار 1388 که در حساسترین انتخابات تاریخ انقلاب اسلامی هر دو نامزد جریان اصلاحطلب مقابل نامزد اصولگرایان تن به شکست دادند.
در هر سه فراز از این رویدادها موسوی خوئینی یک نقش واحد و مشخص را بر عهده میگیرد و آن بسیج نیروهای سردرگم اصلاحطلب برای اعتراض و رویارویی با جناح پیروز است. در هر سه مرحله حلقه هوادران او شاخه ای از تندروترین نیروهای اصلاحطلب است که به چیزی کمتر از کسب دوباره قدرت رضایت نمیدهند.
بازی همه یا هیچ
تئوری موسوی خوئینیها در میدان رقابت و مبارزه سیاسی در هر سه مرحله از شکست جریان چپ دارای عناصر شناخته شده ای است. روش بازی او تابع قاعده همه یا هیچ است. بر پایه این نظریه یک جناح سیاسی یا باید بهطور کامل قدرت را دردست بگیرد یا آنکه بهصورت تمامعیار در جایگاه اپوزیسیون بایستد. او گزینه میانه یا حد وسط در برخورد با حریف قایل نیست. به همین دلیل، همواره پیشنهاد تعامل یا همگرایی و همکاری دو قطب سیاسی اصول گرا و اصلاحطلب را نفی کرده است. موسوی خوئینیها از وقتی که پس از سقوط اصلاحطلبان از تسخیر دولت و مجلس ناامید شد، بهسوی ایجاد جبهه اپوزیسیون کامل حرکت کرد و در این مسیر دست اتحاد به همه نیروهای معارض داد که علاوهبر دولت اصولگرا نظام اصولگرا را نیز قبول نداشته اند. نظریه موسوی خوئینیها در پیشبرد طرح تقابل سیاسی تابع یک اصل روشن است: نافرمانی مدنی. این نظریه بهظاهر در دوره دولت خاتمی رایج شد، اما واقعیت این است که مبدع این نظریه قبل ازمشارکت تیم «سلامی ها»یی بود که دور خوئینی ها حلقه زده بودند یعنی همان گروهی که شالوده مشارکت را ریختند. اولین بار نیز در همان آغاز دهه هفتاد و با شکست جریان چپ در انتخابات مجلس این تئوری از سوی مرد پردهنشین این جریان مطرح شد و از طریق روزنامه سلام رواج پیدا کرد. نافرمانی مدنی همان اندیشه ای است که در نقطه تکاملی به انقلاب های مخملی منجر میشود. اجزای این نظریه که امروز به وضوح از سوی مرد در سایه اصلاحطلبان تجویز میشود، بایکوت تحریم تحصن و سرانجام تقابل خیابانی است. بیسبب نیست کارشناسانی که در رفتار اصلاحطلبان پس از بیستودوم خرداد تدبر کرده اند، معتقدند که این رفتارها آبشخوری جز نظریه نافرمانی مدنی دهه هفتاد «حلقه سلامی ها» ندارد. بسیاری از روش های اعتراضی که در انتخابات اخیر بهنام موسوی و کروبی علیه شورای نگهبان و نهادهای ناظر و مجری انتخابات ساخته و پرداخته شد، در واقع بازسازی نظریه نافرمانی مدنی است که لااقل در سه مرحله: بار اول دهه هفتاد در جریان ناکامی نامزدهای مجمع روحانیون در انتخابات مجلس چهارم، بار دوم در میانه دهه هشتاد در جریان شکست اصلاحطلبان درانتخابات مجلس هفتم و بالاخره آخرین بار در بهار و تابستان 1388 به آزمون نهاده شده است.به این صورت است که او در هر سه دوره انزوای اصلاحطلبان در نقش ناجی ظاهر میشود. او نظریهاش را در دیدار با شاخه تندرو دانشجویان ارایه میکند. رهنمودهای تشکیلاتی او در این دیدارها حاوی عباراتی است که به مخاطبانش انرژی نفرت و حس انتقام را تزریق میکند. طرح های عملیاتی او در هر سه مقطع حاوی بالاترین سطح اعتراض نه تنها به دستاندرکاران انتخابات که بلکه به کل حاکمیت است. از این جهات ویژگی های سیاسی مرد پردهنشین اصلاحطلبان به هیچ یک از سران این جریان شبیه نیست. اغلب سران این جریان به درجاتی از مصالحه و انعطافپذیری در بازی سیاست پایبند بوده اند، اما خوئینی ها تنها کسی بوده که اصل مصالحه و مدارا در قبال حریف را مردود و مذموم شمرده است. به همین اساس، اغلب کارشناسان ظن قریب به یقین دارند که دو نامزد ناکام اصلاحطلبان در رفتار خویش تابع تئوری مرد پردهنشین اصلاحطلبان بوده و در راستای آن حرکت میکنند.
سرسلسله تجدیدنظرطلبان آنچه از سه دهه حیات جریان چپ پیداست، زندگی سیاسی این لیدر پشت پرده اصلاحطلبان، فراز و نشیب بسیار داشته است. کمتر چهره سیاسی را میتوان سراغ گرفت که بهاندازه وی تغییر و تجدیدنظر در اندیشه و رفتار سیاسیاش داشته باشد. فردی که از زمان تسخیر لانه جاسوسی در اول دهه شصت پرچم رهبری گروه موسوم به خط امامی ها را در دست داشت، در دهه هفتاد اولین چرخش ها را در افکار این جریان صورت میدهد. روزنامه سلام تحت مدیریت او محمل اصلی این بازنگری در سیاست ها و دیدگاه های انقلابی جریان چپ است و به باور بسیاری از ناظران سیاسی دو عامل عمده در تغییر نگرش او نسبت به حکومت و سیاست مؤثر بوده اند. اول مناصب کلیدی که دهه شصت در اختیار او بوده و بعد از رحلت امام از دست میدهد و دوم ناکامی طرح هایی که او و همقطارانش برای تسخیر جایگاه رهبری پس از امام در سر میپروراندند. موسوی خوئینی ها که دبیر مجمع روحانیون مبارز است، عهده دار مسئولیت های کلیدی در دستگاه قضایی و سیاسی نظام بوده. وی در ابتدای انقلاب عضو مجلس پیشنویس قانون اساسی بود. همچنین در سال ۵۹ به مدت یک سال ریاست سازمان صداوسیما را بهعهده داشت. در دهه شصت نیز چندین سال عهدهدار دادستانی کل کشور بود، اما در میان این مناصب، عهدهداری دو منصب دادستانی و تولیت امور حج دو نمونه از اموری است که کنار گذاشتن او از این دو منصب تأثیری بهسزا در مشی سیاسی وی داشته است. پس از این اتفاقات است که او بهسمت طراحی تشکیلات حزبی معارض حرکت میکند؛ ابتدا در اقدامی سؤالبرانگیز مهدی کروبی را که تا آن روز به عنوان چهره معتدل جریان چپ سنتی بود از مجمع روحانیون مبارز وادار بهکنارهگیری میکند و در سال ۱۳۸۴ رسما ریاست این نهاد و دبیری مجمع روحانیون مبارز را در دست میگیرد. بسیاری از اصلاحطلبانی که در دهه هفتاد باب تجدیدنظر در اصول نظام جمهوری اسلامی را گشودند، شاگردان بلافصل او بودند. در سیاست خارجی این نظریه که آمریکا دیگر دشمن نظام نیست برای نخستینبار در روزنامه «سلام» مطرح شد و حتی سردبیر روزنامه با هدایت خود خوئینیها باب دیدار و مذاکره با گروگان سال 1361 خط امامی ها یعنی باری روزن را ترتیب داد. مباحث مربوط به مشروعیت نظام و تز کاهش اختیارات ولایت فقیه نیز اولین بار در همین جریده مطرح شد. موسوی خوئینیها جزو اولین نفراتی بود که نظارت استصوابی شورای نگهبان را به چالش کشید. بنابراین آنچه فرماندهی سپاه در این روزها درباره اندیشه های ضد ولایت فقیه وی مطرح کرده، ریشه در عملکرد دو دهه اخیر دبیر مجمع روحانیون دارد؛ چنان که برخی اعضای این مجمع فاش کرده اند او از فردای رحلت امام علم مخالفت با رهبری را برافراشت و این طرح خویش را از طرق مختلف دنبال کرد؛ روزی در قالب ارایه نظریه شورایی کردن نظام رهبری، روزی دیگر در قالب محدود کردن رهبری به قانون اساسی و بالاخره امروز در چهارچوب اندیشه بازنگری در قانون اساسی و خارج کردن قوای سه گانه از حیطه اختیارات رهبری.
پرده های جدید از تناقضات فکری تجدیدنظر در مبانی اندیشه حکومت اسلامی در دو سال اخیر در حالی از زبان موسوی خوئینیها مطرح شد که زمانی اولین مدافع نظام مطلقه فقیه بود و در دفاع از نظریه امام مبنی بر این که ولی فقیه واجد همه اختیارات شارع اسلامی است، بیشترین حملات را به چهره های رقیبش انجام داده بود. در مرور کارنامه این لیدر اصلاحطلبان، اکنون فهرستی بلند از تناقضات پیش روی ما قرار دارد. در این جا فقط به چند مورد برجسته از این تناقضات اشاره میکنیم: او در بهمن 1387 رهنمود میدهد که باید اختیارات رهبری را محدود کرد. در نشستی دیگر میگوید نمیتوان بهخاطر مصالح نظام از مطالبات سیاسی خویش کوتاه آمد. راه دیگری جز اصلاح ساختار نظام باقی نمیماند و در دیدار با نامزدان اصلاحطلب توصیه میکند تغییر در قانون اساسی را دردستور کار قرار دهند. حال به نظراتی که وی در دیدار جمعی از یاران خویش قبل از حوادث اخیر بیان کرده نگاه کنیم، میگوید: «از نظر حضرت امام(ره) واجبترین مسئله این است که نظام حفظ شود تا کشور سرپا بماند. حفظ نظام از اوجب واجبات است، یعنی باید از برخی واجبات و محرمات (اگر لازم باشد) عبور کرد تا نظام حفظ شود.» او در دیدار زمستان هشتادوهفت در حالی اصولگرایان را به عدول از اصول متهم میکند که در همان ملاقاتش با دانشجویان به صراحت اذعان میکند که: «در زیر چتر اصلاحات عدهای بودند که داعیه اصلاحطلبی داشتند اما اصلاحطلبی را با کنار گذاشتن دین ممکن میدانستند، عدهای میگویند لازم نیست دین را کنار گذاشت، اما نباید در سیاست دخالتش داد، عده دیگری میگویند داخل شدن دین در سیاست اشکالی ندارد، اما به این شکلی که امروزه اتفاق افتاده کار درستی نیست. برخی هم کاملا چارچوبها را قبول دارند اما به روشها ایراد دارند. در بین اصلاحطلبان هم افرادی بودند که آقای خاتمی با آنها نسبتی ندارد.» فصل دیگر این تناقضات را میتوان در نگاه خوئینیها به اندیشه های امام در سیاست خارجی جستوجو کرد. او در مقام لیدر گروه های خط امام بیشترین دفاع را از بحث قطع ارتباط با آمریکا کرد و هر گونه نرمش و مدارا با این قدرت را مساوی عدول از انقلاب و راه امام دانست. اما این بار در نشست خویش با دانشجویان دیدگاهی کاملا متناقض با آن نطق های دهه شصت خویش ارایه میکند و میگوید: «اما سؤال شما درباره برقراری ارتباط میان ایران و آمریکا. باید عرض کنم در یک نگاه منطقی و تحلیلی موضوع رابطه با آمریکا بهعنوان یک معضل بهحساب نمیآید. این مسئله توسط برخی افراد به یک مسئله بزرگ تبدیل شده است. نمیدانم چرا گاهی اوقات در این کشور موضوعات بهقدری پیچیده میشود که حل آن دردسر آفرین میشود. به هر صورت ما زمانی انقلاب کردیم و آمریکا با انقلاب ما مخالفت کرد و ما نیز متقابلا پاسخ آن را دادیم اما نباید تا ابد با آمریکا در یک وضعیت ثابت ماند.» اما دگردیسی های مواضع سیاسی لیدر اصلاحطلبان تندرو به اینجا محدود نمیشود او پس از ترک مناصب حکومتی وقتی که به جرگه اپوزیسیون میپیوندند با گروه هایی دست اتحاد میدهد که زمانی به دست خود او در دادستانی یا توسط همکاران امنیتیاش حذف شده بودند. او که زمانی بیشترین اعتراض را به گروه نهضت آزادی و بازرگان داشت، در دیدار با دانشجویان در تبرئه نخست وزیر دولت موقت سخن میگوید: «مهندس بازرگان معتقد بود که ساواک میتواند برای ما کار اطلاعاتی انجام دهد و ما میتوانیم از آنها برای اهداف خود استفاده کنیم. چنین اختلافی روز به روز شکاف ما را بیشتر میکرد، اما هیچ وقت مثل همین حالا کسی فکر نمیکرد که مهندس بازرگان و دوستانش در نهضت آزادی علاقهمند به شاه و وابستگی به آمریکا بودند.» در روزنامه سلام و پس از آن در مشارکت شاگردان موسوی خوئینیها با رهنمود خود او باب تعامل با این جریان را باز میکنند و دست آخر او پای لیست های انتخاباتی را امضا میکند که در آن نام اعضای ائتلاف موسوم به ملیمذهبی ها در کنار همقطاران وی آمده است. برای آنکه درجه تقابل و تعارض لیدر اصلاحطلبان با دولت و نظام اصولگرا را دریابیم، کافی است به رهنمودهای تشکیلاتی که او در دیدار با دانشجویان برای مبارزه با دولت احمدینژاد ارایه میکند، رجوع کنیم. با آنکه در این مرحله برخی از چهره های دوم خردادی طرح تعامل با دولت و نهادهای حاکمیت را ارایه میکنند، اما او مانیفست تغییر یا براندازی دولت نهم را ارایه میکند. در این مرحله نیز طرف سخن او شاخه جوانان مشارکت و طیف تندروی دانشجویی است، میگوید: «اگر وضعیتی که اکنون در آن قرار داریم ( دوره دولت نهم) متوقف شود، خودش کار بزرگی است.» او در این دیدار، سیاهترین چهره را از دولت اصولگرا ارایه میکند که همین تصویر خود مجوز مبارزه همه جانبه است، مدعی میشود که دولت نهم بنیانها را ویران میکند. نکته قابل تامل این است که او ابایی از این ندارد که در این دیدار رسمی، یارانش را از این طرح خویش آگاه سازد که طرح مبارزه میرحسین موسوی با دولت احمدینژاد را او طراحی و ارایه میکند. کافی است در اینباره حول این جمله او که همه رسانه های اصلاحطلب منتشر کرده اند، غور شود. ما انتظار داریم مهندس موسوی در درجه اول روند فعلی را متوقف کرده و در درجه بعد با استفاده از افرادی که دورش جمع میشوند چند قدمی بهسوی تسخیر موقعیت های جدید گام بردارد
این آقاهه داره با انگشتش به موسوی اشاره میکنه و میگه:
بیبین پسرم، عاقبت هر کی که بی دلیل ادعای تقلب کنه همینه. مردم میریزن دور و برت حسابی بهت عرض ارادت میکنن. فهمیدی گلم؟
پس چرا قصد شکایت نداره؟
چون دلیلی نداره آبجی خانوم
اما از نشریه ها روزنامه ها
اون شکایت میکنه آبجی خانوم
چرا بیخود شلوغش کردی شما؟
اعتراضت به چیه آبجی خانوم؟
وقتی منطق باشه تو صحبت ما
میشینیم حرف میزنیم آبجی خانوم
جای توهین و تمسخر میتونی
گوش کنی حرف ما رو آبجی خانوم
دو کلام حرف حساب تو دلمه
یه کمی حوصله کن آبجی خانوم
ما با هم دعوا نداریم داداشی
گیس ما رو نکشی آبجی خانوم!
دو کلامم تو بگو حرف حساب
چرا دعوا میکنی آبجی خانوم؟
میدونم حتی نمیدونی چرا
داد و فریاد میکنی آبجی خانوم
اگه ما هموطنیم؛ خواهر من
دشمنیت پس با کیه آبجی خانوم؟
موسوی وقتی بیانیه میده
فکرای شومی داره آبجی خانوم
از فلسطین کی دلش خون نمیشه؟
لج و لجبازی نکن آبجی خانوم
این کودک فلسطینی یک تروریست بیش نمیباشد! او با بی شرمی تمام، حق آشوبگران سبز را خورده است و اسرائیلی های بشردوست، برای حمایت از حق سبزی های مظلوم، اینجوری سرتاپایش را خونین و مالین کرده اند!
اصلاً مرگ بر همه کودکان فلسطینی از نوزاد یک روزه تا بچه های دبستانی که با صهیونیستهای مظلوم و با غاصبان کشورشان، سر دشمنی دارند. درود بر همه آنهائی که با این کودک دشمنند. من مانده ام که آخر این جماعت چگونه رویشان می شود در خیابان راه بیفتند و شعار بدهند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران؟ یعنی خبر ندارند که غزه سالهاست در محاصره میباشد و هیچ کمکی به مردم مظلوم آن نمیرسد؟ خدایا فغان از وقتی که آدمی با وجدان خودش لج میکند . . . فغان.
میبینید؟ در این مملکت ما (همین ایران خودمان را میگویم، حساب آنها که آمریکا را وطن خودشان میدانند سوا میباشد!) نه آزادی هست نه امنیت!!! این خانوم دارد در وسط خیابان عقاید سیاسی اش را بیان میکند و آنقدر به امنیت خود و فرزندش مطمئن است که او را با خودش به راهپیمائی آورده. هرچند شاید خود ایشان هم وجود چنین آزادی و امنیتی را کتمان کند در حالی که دارد از آن بهره میبرد.
راستی یه سوال جالب!!! اگه این بچه وسط چمعیت از مامانش سوال کنه که: ماما ا ا ا ان توپ تانک تجاوز یعنی چی؟ مادرش چطوری روش میشه براش توضیح بده که این همه آدم گنده چطوری با اونهمه وقاحت داد میزنن و چنین شعاری میدن؟ فکر کنم اگه این کوچولوی ناز از مامانش چنین سوالی کنه، مادر بنده خدا از خجالت سرخ بشه. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟ چرا بر اساس توهمات کروبی . . . اصلاً بی خیال این آبجی گرامی ما می داند و بچه و . . .
انگلیس روسیه آمریکا و چین
دنبال نفعشونن آبجی خانوم
بی بی سی دشمن هر جفتمونه
چرا گوشش میکنی آبجی خانوم؟
انگلیس کف میزنه وقتی برات
شک به کارت نداری آبجی خانوم؟
رجوی مردک آدمکش پست
داره بشکن میزنه آبجی خانوم
همه روبه صفتان منتظرن
تا که گولت بزنن آبجی خانوم
یادته کشته هاشون زنده شدن؟
دیگه جوسازی نکن آبجی خانوم
آگهی ترحیم یکی از شهدای زنده! جنبش چیز ببخشید سبز که بعد لو رفت این آبجی خانوم بنده خدا با مادرش دعوا داشته و از خونه فرار کرده بوده ولی سبزی های عزیز در سایت هاشون نوشته بودن اونو ماموران از تو خونه دزدیدن و بردن و بعد هتک حرمت شده و جنازشم با اسید سوزوندن و به مادرش هم گفتن بگه دلیل مرگ دخترش بیماری کلیه بوده!! شما میتوانید با جستجوی عکس و نام ایشان در سایت هایی مثل گوگل و یاهو و سایت های خبری ایرانی، تصاویر ایشان را بعد از زنده شدن ببینید. البته او تنها شهید زنده شده جنبش چیز (ببخشید سبز) نیستند و کسانی مثل آقای ایمانی و نوجوان دوازده ساله(توسلی که میگفتند در بهشت زهرا کشته شده) و تعداد نه چندان کم دیگری هم در این زمره قرار دارند؛ که با کمی جستجو میتوانید عکس آنها را در همان سایت های نامبرده شده در سطور بالا، بیابید. جالب است که آنها اول شهید می شود بعد در صدا و سیما مصاحبه میکند! جل الخالق! تقصیر صدا و سیماست دیگه! چیکار داره به کار شهدای بنده خدا؟
فاتحه خوندن سر قبر خالی و شرکت در مراسم ختم مرحوم خیالی! چه قافیه سبز باحالی!
مملکت البته آزادی میخواد
که الان هم داریمش آبجی خانوم
میهنم خشم و عداوت نمیخواد
این وطن شادی میخواد آبجی خانوم
نتیجه راهپیمائی سکوت معترضین به تقلب!!! در روز ۲۵ خرداد ماه
نه اینکه مدرک دارن واسه ادعای تقلب، به همین سبب اینجوری با سکوت حرف میزنن! بنابر گزارش بی بی سی همه حمله کنندگان در حین ارتکاب این اعمال کاملاْ سکوت کرده بودند!!! پس زنده باد بی بی سی. برای دیدن مطالب و تصاویر مربوط به این جنایت، میتوانید در سایت های یاهو و گوگل و نیز سایت های خبری داخلی جستجو کنید. متاسفانه نام این دو بزرگوار در میان هیاهوی خبری بی بی سی و صدای آمریکا، در گوش جماعت سبزی نشان، گم شد.
روز 25 خرداد حاشیه راهپیمائی سکوت!!!
این هم یک پایگاه بسیج در حوالی خیابان جناح تهران است و نکته قابل تأمل تر اینکه موقع حمه به این پایگاه هنوز نمایش قتل ندا اجرا نشده بود. حالا پیدا کنید پرتقال فروش را!!! جالبترتر! هم اینکه هنوز ندا کشته نشده بود اما اینا داشتن تقاص خونش رو میگرفتن! لابد قاتل ندا هم اون مادر و دختر بیگناه بودن دیگه. نه؟ خوب البته باید ببینیم نظر بی بی سی عزیز و صدای آمریکای محترم در این زمینه چیه؟ به قول بعضیا هرچی بزرگترا بگن!!!
حس بزنید این اطلاعیه که درسال 64 صادر شده است توسط چه کسی نوشته شده و الان اگر چنین بیانیه ای صادر شود همان آقا چه عکس العملی نشان خواهد داد؟
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به اینکه بیش از 6 سال است که از استقرار و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران میگذرد قوانین مصوبه مجلس شورای اسلامی که برای کلیه ساکنین ایران لازمالاتباع است در همه زمینهها از طرق مختلف منتشر و ابلاغ گردیده و در اطراف آن ارشاد و هدایت در حد گسترده به عمل آمده بنابراین از این جهت دیگر برای هیچکس عذر و بهانهای برای تعطیل و توقف قانون مسموع نمیباشد و قانون جمهوری اسلامی که ثمره خون هزاران شهید و معلول است باید با قاطعیت بالاخص در جهت قطع ریشههای عوامل فساد و فحشا و منکرات اجرا شود. دیگر ملت شهید داده و مسؤولان جمهوری اسلامی ایران تاب تحمل حرکات زشت و کثیف این افراد را ندارند و بیش از این نمیتوانند تماشاگر اعمال این از خدا بیخبران باشند. در زمانی که جوانان ما در جبههها برای دفاع از حریم مقدس اسلام و تثبیت قوانین و ارزشهای اسلامی چون گل پرپر شده در خون خود میغلتند و معلولان ما در بیمارستانها از فرط درد و رنج به خود میپیچند و در حالی که ملت ما در زیر آتش بمب و موشک دشمنان بعثی به خاک و خون کشیده شدهاند این عده فاسد و تفالههای باقیمانده از رژیم طاغوت که هنوز هم طوق اسارت و بندگیاجانب را به گردن دارند غافل از همه جا با اشاعه فحشا و ترویج اعتماد و تشکیل پارتیهای شبانه در خانه های فساد به عیاشی و پایکوبی سر میبرند و یا عدهای دلقک با لباسهای نامناسب و خلاف عفت عمومی و یا چون زنان هر جایی با آرایش شرمآوردر مجامع اسلامی ظاهر و مقدسات یک مملکت اسلامی را بازیچه گرفته و خون جوانان ما را پایمال می کنند.
بنا به مراتب دادستانی کل کشور به عنوان اتمام حجت بار دیگر به خلافکاران و قانونشکنان اخطار میکند در صورتی که برای خود آبرو و حیثیت قائل میباشند رعایت کامل قوانین لازمالاجرا مملکت را بنمایند در غیر این صورت در صورت اعمال کیفر و مجازات باید بدانند در واقع خود آنان هستند که مسؤول عواقب اعمال خلاف قانون خود میباشند و حق ندارند گناه عمل خویش را به گردن مجریان قانون بگذارند.
اینک برای آگاهی و هشدار بیشتر چند ماده از قانون مجازات اسلامی در باب جرایم بر ضدعفت و اخلاق عمومی به عنوان نمونه تذکر داده میشود.
ماده 102- هرکس علناً در انظار و اماکن عمومی و مغایر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل تا هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم میگردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نمیباشد ولی عفت عمومی را جریحهدار نماید فقط تا 74 ضربه شلاق محکوم میگردد.
تبصره: زمانی که بدون حجاب شرعی در مغایر و انظار عمومی ظاهر شوند به تعزیر تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهند شد.
ماده 103 – افراد زیر به حبس از یک سال تا ده سال و شلاق تا 74 ضربه محکوم میشوند:
1- کسی که مرکز فساد یا فحشا دائر و اداره کند که مردم را به فساد و یا فحشا بکشاند.
2- کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده و یا موجبات آن را فراهم نماید.
تبصره: در صورتی که عمل فوق سببیت از برای فساد عفت عامه داشته باشد و با علم به سببیت آن را مرتکب شود مجازات مفسد فیالارض را خواهد داشت.
ماده 104- اشخاص ذیل به حبس از یک ماه تا یک سال محکوم خواهند شد:
1- هر کس نوشته یا طرح، یا گراور یا نقاشی، یا تصاویر، یا مطبوعات، یا نوار سینما، یا به طور کلی هر شیئ دیگر را که عفت و اخلاق عمومی را جریحهدار نماید برای تجارت یا توزیع، یا به نمایش و معرض افکار عمومی گذاردن ، بسازد و نگهدارد.
2- هر کس اشیای مذکور فوق را شخصاً یا به وسیله دیگری وارد یا صادر کند یا به نحوه از انحاء ، متصدی یا واسطه تجارت یا هر قسم معامله دیگر شود یا از کرایه دادن آنها تحصیل مال نماید.
3- هر کس اشیای فوق را به نحوی از انحاء منتشر نماید و یا آنها را به معرض افکار عمومی بگذارد.
4- هر کسی برای تشویق به معامله اشیای مذکور در فوق یا ترویج آن اشیا به نحوی از انحاء ، اعلان یا اعلام نماید که فلان شخص فاعل یکی از اعمال ممنوع فوق میباشد. همچنین هر کس اعلان و یا اعلام نماید که چگونه و یا به وسیله چه اشخاصی یکی از اشیای مذکور در فوق را عنوان مستقیماً و یا به طور غیرمستقیم به دست آورد.
ضمناً دادسرای سراسر کشور مکلفند براساس مواد 12 ، 13 و 15 قانون اقدامات تأمینی و مواد 103 ، 104 و 105 قانون آئین دادرسی کیفری نسبت به ضبط اشیاء و آلات و ادوات جرم و بستن مؤسسه و اماکن و مغارههای مربوط به اشیا و آلات جرم یا مؤسساتی که محل فروش احساس و کالاهای قاچاق و خلاف قانون و شرع میباشد یا مؤسساتی که موجب تسهیل وسائل برای اعمال منافی عفت هستند به تکلیف قانونی خود عمل نمایند.
در خاتمه از ملت حزبالله و همیشه در صحنه مانند همیشه انتظار دارد که حفظ ارزشهای اسلامی را نموده و با ما همکاری نمایند و افراد مغرض و ضدانقلاب بدانند که توان حیطه و نفوذ در ملت شهیدپرور را نداشته و ندارند و آنان همیشه به وظایف شرعی و قانونی آگاه و عامل بوده اند و هستند.
مطمئنم که غلط حدس زده اید این بیانیه نه از طرف مهدوی کنی است نه مصباح نه حسینیان و نه امثال آنها این بیانیه آقای یوسف صانعی دادستان وقت است( یار غار مرحوم خلخالی) البته جواب قسمت دوم سوالم در مورد عکس العمل ایشان را مطمئنا درست حدس خواهید زد و نیازی به توضیح من نیست که ایشان در مورد حفظ کرامت انسانی و تحجر و خفقان چه حرفها کهن می زد .....
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا به عنوان برنده جایزه صلح نوبل در سال 2009 انتخاب شد.
به گزارش جهان، کمیته نوبل اعلام کرد این جایزه را بخاطر "تلاش فوق العاده برای تقویت دیپلماسی بین المللی و ترغیب به همکاری میان مردم" به اوباما می دهد.
در همین رابطه حسین امینی، یکی از خوانندگان سایت جهان در یادداشتی نوشت:
در حالی که افکار عمومی انتظار داشتند جایزه صلح نوبل امسال به خاطر مواضع اخیر مهدی کروبی به ایشان تعلق گیرد، کمیته نوبل در تقلبی آشکار این جایزه را به باراک اوباما اهدا کرد!
حسین امینی در ادامه از طرفداران جنبش سبز خواسته است، تا در اعتراض به این تقلب بزرگ با اجتماع در مقابل دفتر سازمان ملل، مراتب نفرت خود را نسبت به نخبه کشی سیاسی در جهان نشان دهند.
جیمی کارتر، یاسرعرفات، انور سادات اسحاق رابین و شیرین عبادی از جمله برندگان این جایزه در سالهای اخیر بودند و مهدی کروبی نیز از کاندیداهای اصلی این جایزه در سال جاری بود.
گفتنی است، پیش از این مهدی کروبی با اشاره به شعار انتخاباتی خود، مدعی شده بود که باراک اوباما شعار "تغییر" را از وی اقتباس نموده است.
سردبیر ماهنامه "راه" -جبهه فرهنگی نیروهای انقلاب این هفته در جلسه انصار حزب الله حضور یافت ونقد جامعی از انتخابات ارایه کرد. وی گفت:
یکى روزى اینها تلاش کردند به بهانه جمهوریت، اسلامیت نظام را از بین ببرند و گفتند ما رأى آوردیم پس بنابراین سکولاریزم باید حاکم شود، ولى الان کاملا برعکس شده و مىخواهند با اسلامیت، جمهوریت را از بین ببرند، بدین ترتیب که با اللهاکبر، یاحسین، رنگ سبز، مراجع عظام و… مىخواهند جمهوریت را ابطال کنند. این یعنى چه که رأى من آقازاده با فلان آدم در فلان روستاى نهبندان یکى باشد؟! من پسر آیت الله فلانى یا پسر دکتر بهمانى هستم، من ماهى ۱۰ میلیون تومان درآمد دارم، او نان خشک هم ندارد که بخورد، چطور قبول کنم که حق من و او یکى باشد؟ این زبان حال امروز آنهاست.
اخیرا آقاى سید حسن مصطفوى مشهور به خمینى با خانواده متهمین و مجرمین آشوبها جلسه مىگذارد. یک نفر در دانشگاه تهران به من گفت آقاى سید حسن خمینى هم طرفدار فلانى است، گفتم منظورت از خمینى همان امامى نیست که آمد و ۲۵۰۰ سال سلطنت و ولیعهدى را در این کشور سرنگون کرد و افتخارش این بود که من نظام سلطنتى را برانداختم، حال اسم او را شما مىخواهید در این جامعه ابزار ولیعهدى کنید؟ مگر آقاى سید حسین خمینى امروز بزرگ خاندان خمینى نیست؟ ۲۰ سال هم از «سید حسن» بزرگتر است، پسر مرحوم آقا مصطفى هم است، چرا ایشان نباید علمدار خانواده خمینى باشد؟ چون همان اوایل انقلاب هم سیدحسین که امام اینقدر به او علاقه داشت و تنها پسر آقا مصطفى بود، یک مقدار که خواست از خط ولایت خارج شود، امام آنچنان سرجایش نشاند که سى سال است از گوشه خانهاش تکان نخورده است. حال مىخواهید آن امام با آن قاطعیت را شما آبرویش را خرج خروج بر اکثریت ملت بکنید! این نتیجه توهماتى است که در بعضى از آقایان شکل گرفته است. هر کسى تا موقعى که به آرمان و خط مشى امام وفادار بود، ما مخلص او هستیم.
رسانه های اصلاح طلب در حالی به پوشش خبری دیدار سید محمد خاتمی و سعید حجاریان پرداختند که برخلاف همیشه هیچ حرفی از محتوای صحبتهای خاتمی به حجاریان به میان نیاوردند. «خبرنامه دانشجویان ایران» با کسب اطلاع از این جلسه گزارش داد: خاتمی که طبق برنامه ریزی قبلی نمیخواست اینقدر زود به دیدار حجاریان برود پس از آنکه فشار اعضا و اشخاص شاخص احزاب اصلاح طلب را برای بازگرداندن حجاریان به مواضع قبلی ناکام دید به منزل وی رفت.
در این دیدار خاتمی خطاب به حجاریان می گوید که ما دلیل صحبت های درون زندان شما (حجاریان) را درک می کنیم و به خاطر این صحبت ها ناراحت نیستیم.
وی در ادامه به حجاریان خاطر نشان می کند که به هیچ وجه انتظار بازگشت حجاریان از مواضع دوران زندان را ندارد.
رسانه های اصلاح طلب که این دیدار را پوشش داده اند بیشتر از شوخی های ردوبدل شده میان این دو چهره شاخص خبر داده اند.
در حالی که صحبت های مهم خاتمی نشان می دهد تلاش اصلاح طلبان و یاران رئیس جمهور سابق برای اتخاذ مواضع رادیکال از سوی حجاریان به شکست انجامیده است، به نظر می رسد عبارات فوق نوعی فرار رو به جلو توسط خاتمی برای سرپوش گذاشتن روی دیدگاه های اخیر حجاریان است.
بنا بر برخی اخبار دریافت شده، اصلاح طلبان تصمیم گرفته اند در صورت عدم تمکین حجاریان به خواسته ایشان مبنی بر تکذیب اظهارات قبلی،چهره های معروف این جریان همچون سید محمدخاتمی با شیوه مذکور به جای حجاریان اعتراف کنند.
به گزارش جهان، صرف نظر از زمان خروج مهدی هاشمی از کشور، مکان مسافرت وی نیز برای بسیاری از مردم مورد سوال قرار گرفت. چرا که نقش کشور انگلیس بویژه در ایجاد و فرماندهی رسانه ای و میدانی اغتشاشات پس از انتخابات، بارها ثابت شد و مورد اعتراض مقامات عالی رتبه نظام نیز قرار گرفت.
با این حال پس از مخابره شدن خبر سفر مهدی هاشمی به انگلیس، دانشگاه آزاد طبق اطلاعیه ای عنوان نمود که وی برای بازدید و رسیدگی به دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد اسلامی در خارج از کشور، به انگلیس رفته است.
اما همچنان پس از گذشت نزدیک به یک ماه از این ماموریت، نامبرده هنوز به کشور بازنگشته که همین امر ابهامات و شایعات بسیاری را در مورد این آقازاده دامن زده است، تا جایی که خیلی ها معتقدند این ماموریت به این زودی ها به پایان نخواهد رسید.
سحر- انتقادات محترمانه و منطقی جواد لاریجانی از عملکرد سیاسی بیت امام با واکنشهای تند و جنجال سازی مدعیان اصلاح طلبی مواجه شد. پس از آنکه جواد لاریجانی طی سخنانی از عملکرد سیاسی بیت امام در انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن انتقاد کرد، رسانه ها و چهره های مدعی اصلاح طلبی انتقادات محترمانه و البته صریح لاریجانی را "هتاکی" به بیت امام تلقی کرده و بر سر آن جنجال رسانه ای براه انداختند. انتقادات منطقی و صریح لاریجانی از عملکرد سیاسی بیت امام شامل دو سؤال مهم بود: 1- چرا بیت امام و شخص حجه الاسلام سید حسن خمینی از جریانی در کشور حمایت می کند که قصد دارد تا کشور را به سمت سکولاریزم پیش ببرد؟ این سؤال مهم و قابل توجه از این جهت سؤال افکار عمومی دلسوزان انقلاب است که امام راحل خود مبدع و مجری ایده "دیانت ما عین سیاست ماست" بوده اند و خود اولین روحانی مؤثر شیعه قلمداد می شوند که توانسته است این ایده را با اقبال عمومی مواجه ساخته و پیاده سازد. حال چطور بیت همین امام مدافع جریانی است که از اساس و بر پایه اسناد و اظهارات ثابت شده بدنبال سکولاریزه کردن حکومت است؟ 2- چرا سید حسن خمینی به عنوان متولی بیت امام بر خلاف قواعد دموکراسی به رأی و نظر مردم در انتخابات احترام نگذاشت و در مراسم حضور هیأت دولت در حرم امام راحل حاضر نشد؟ آیا این حرکت بی احترامی به اکثریت و دموکراسی نیست؟ و همچنین ایشان بر اساس چه منطق و اصلی از متهمان اصلی حوادث بعد از انتخابات که با القای شبهه تقلب موجبات یأس و ناامیدی در طیف وسیعی از علاقمندان به کشور و انقلاب و حوادث تلخ بعد از انتخابات را فرآهم آوردند دلجویی می کند؟ این سؤالات صریح لاریجانی موجب شد تا وی مورد حمله وسیع جریان اصلاح طلبی قرار گرفته و مدعیان وی را "هتاک به بیت امام" بخوانند. در همین حین انصاری مسؤول مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام که پیش از این حسین شریعتمداری درباره عملکرد وی به سید حسن خمینی هشدار داده بود نامه ای انتقادی منتشر کرد. وی در نامه خود با فرافکنی درباره ابهامات و سؤالات موجود درباره عملکرد سیاسی بیت امام موضوع را به سمت دیگری برده و تحلیل می کند که هتاکان (!) چه اهدافی را دنبال می کنند و چرا با امام (!) و بیت ایشان خصومت دارند. وی همچنین در نامه خود مدعی می شود که بیت امام فراجناحی (!) عمل کرده است. اما همچنان سؤالات لاریجانی بی پاسخ مانده و مدعیان تنها به تخریب و جنجال مشغولند.
1- «خب! آقایان شروع بفرمائید!» این اولین جمله ای بود که دکتر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول تیم مذاکره کننده ایران اسلامی بعد از رسمی شدن نشست ژنو و پس از رد و بدل تعارفات دیپلماتیک خطاب به نمایندگان کشورهای موسوم به 1+5 بر زبان آورد. نمایندگان هر یک از 6 کشور آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان، چین و روسیه، به طور جداگانه موضوع واحدی را پیش کشیدند؛ «جمهوری اسلامی ایران درباره پیشنهاد قبلی 1+5 با عنوان توقف در مقابل توقف -FREEZE- تاکنون چه اقدامی انجام داده و چه نظری دارد»؟ بعد از پایان اظهارات نمایندگان 1+5، لبخندی بر لب دکتر جلیلی می نشیند، از آن لبخندها که در عرف دیپلماتیک ترجمان تعریف شده ای دارد و سپس خطاب به نمایندگان 6 کشور طرف مذاکره می گوید؛ «همه شما آقایان تازه کار هستید بنابراین، ایرادی بر شما نیست که از تاریخچه مذاکرات اطلاع چندانی نداشته باشید و در حالی که جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید ورزیده هرگز فرآیند غنی سازی را متوقف نمی کند، امروز، از آن نقطه عبور شده آغاز کنید». دکتر جلیلی سپس از خاویر سولانا می پرسد؛ مگر جنابعالی موافقت با «بحث پیرامون بسته پیشنهادی ایران» را به عنوان موضوع نشست امروز به اطلاع آقایان نرسانده اید؟ و در ادامه با تأکید بر ضرورت حفظ احترام حاضران و مرور آنچه گذشته است برای تازه کاران، مواضع روشن و تغییرناپذیر جمهوری اسلامی ایران مبنی بر توقف ناپذیر بودن فرآیند غنی سازی اورانیوم در ایران را همراه با مستندات قانونی آن برای نمایندگان 1+5 بازگو می کند و براین نکته نیز اصرار می ورزد که آنچه گفته است، خارج از دستور اصلی جلسه است و کماکان بحث درباره بسته پیشنهادی ایران را موضوع اصلی جلسه می داند. 2- نشست بعدی نیز- بعد از ظهر همان روز- حاشیه های شنیدنی و عبرت انگیز فراوانی دارد که اشاره به آن می تواند در برداشت دقیق تر از «متن» مؤثر باشد. قبل از آغاز جلسه، نمایندگان کشورهای 1+5 باتفاق آقای سولانا اعلام می کنند که برای شور و تبادل نظر به سالن دیگری می روند و سپس در جلسه حاضر خواهند شد ولی بعد از بازگشت و اعلام آمادگی برای شروع جلسه، دکتر جلیلی که اقدام آنها را نامناسب تشخیص داده بود، خطاب به آنان می گوید که قصد دارد مدتی در باغ محل برگزاری اجلاس قدم بزند و به این ترتیب، پاسخ هوشمندانه و مقتدرانه ای به حرکت قبلی آنها می دهد. نمایندگان 1+5 و سولانا، در ایوان مشرف به باغ منتظر می مانند و سرانجام، خاویر سولانا نزد جلیلی رفته و می پرسد آیا دارید «تمرکز» می گیرید؟ و بعد از آن که پاسخ مثبت دکتر جلیلی را می شنود، خطاب به او می گوید «اما جنابعالی تمرکز ما را برهم زده اید»!...
سیدمهدی شجاعی یکی از سرشناسترین نویسندگان و هنرمندان کشور انتقادات و اعتراضات خود را به نوع مواجهه و رفتارهای دکتر محمود احمدینژاد نسبت به مسائل و افراد جامعه، طی نامه سرگشادهای در اختیار رسانهها قرار داد.
به گزارش قلمنیوز، متن کامل نامه سید مهدی شجاعی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس جمهور! سلام! سلامی سرشار از تالم و تاثر و ابهام و استفهام
رفتار و گفتار شما در روزهای اخیر به خصوص در جلسه مناظره با آقای میرحسین موسوی، بنده را عمیقا دچار تعجب و تاثر کرد آنچنان که احساس وظیفه کردم چند نکته را به عرضتان برسانم :
1- این قلم نه وامدار دولتهای پیشین است و نه مدافعشان. و چون وامدار دولت شما هم نیست،می تواند در کمال صراحت و آزادگی با شما سخن بگوید. بنده نه تنها بروز تخلفات عدیده در دولتهای گذشته را انکار نمیکنم که خود نسبت به آنها انتقادات فراوانی ـ در زمان اقتدارشان! ـ داشتهام. که گواه آن بعد از خدا و مردم و غیر از وجوه شفاهی و حضوری، مکتوباتی است که در قالب کتاب و مطبوعه به جا مانده است (و کاش شما هم گوشهای از این انتقادات را در زمان اقتدار دیگران بیان میفرمودید. برای تصحیح مسیر و سبک سازی بار مردم نه سنگین ساختن کفه آراءتان در انتخابات درحالی که از آن دورهها جز تائید و تعریف و تمجید چیزدیگری از شما برجا نمانده)
2- نگرانی و دغدغه من که باعث و بانی نگارش این نامه شده است، مخدوش شدن اصول و ارزشهایی است که حفظشان در تمام این سالها، دغدغه همه ما بوده است. دغدغه من،کودکان و نوجوانان و جوانانی هستند که اخلاق و روش و منش ما را سرمشق رفتار و گفتار خود قرار میدهند و از عملکرد مخلصانه و صادقانه، درس اخلاق و صداقت میگیرند و از غیر آن درس غیر آن. نگرانی من پدید آمدن این تعریف یا تلقی در ذهن مردم و بخصوص جوانترهاست که برای بدست آوردن مقام و قدرت و موقعیت یا حفظ آن - گیرم به قصد خدمت - توسل به هر شیوهای مجاز است، حتی ارتکاب کبائری مثل دروغ و تهمت و هتک حرمت و حیثیت.
هیچ فکرکرده ایم که ترویج این تعریف یا توجیه این تلقی، چه نیازهایی از ارزش و اخلاق و معنویت را متزلزل خواهد ساخت ؟ و چه سنتهای سیئهای را بنیان خواهد گذاشت!؟
هیچ فکر کرده ایم که وقتی این تلقی نسبت به بالاترین سطح اجرایی پدید بیاید امواج آن در سطوح بعدی چه وسعتی خواهد یافت و چه تاثیرات مخربی بر جا خواهد گذاشت!؟ و اصلا نیازی به صبر کردن برای آینده نیست. همین حالا ظهور این امواج و گسترش آن و تخریب ناشی از آن به روشنی قابل رویت است.
حتما ملاحظه میفرمائید که حامیان و طرفدارن شما چه تهمتهای ناروا و تعابیر زشت و ناپسندی را به مخالفین خود نسبت میدهند. الفاظ وعباراتی که مولایمان امیر المومنین علیه السلام به کار بردنشان را حتی در مورد دشمنان اسلام نهی میفرمودند، به راحتی در مورد بندگان مومن، نجیب و صالح خدا به کار برده میشوند. آبروی افراد مومن که در فرهنگ و معارف دینی ما، بیش از خون و جانشان حرمت و قداست دارد، به راحتی ملعبه دست کسانی شده که خود را در خیمه گاه اسلام و تشیع، متولی میشمارند.
من معتقدم که هیچکس را به گناه حامیانش نباید گرفت و تخلفات حمایتگران یک فرد را نباید اسباب تخطئه آن فرد قرار داد. همان اتفاقی که متاسفانه در مناظره شما با آقای مهندس موسوی افتاد. ولی حداقل توقع و انتظار، این است که شما مخالفتتان را با رفتار و گفتاری از این دست، اعلان کنید. همان کاری که در مورد سوء استفاده از بیت المال و بودجههای دولتی برای تبلیغ در انتخابات کردید و بر همگان معلوم ساختید که مهر تائیدتان را پای این تخلفات آشکار نمیگذارید و عدهای هم به هر حال مخالفت یا عدم تائید شما را باور کردند.
3- ریاست جمهوری درنظام جمهوری اسلامی ایران، صرفا یک جایگاه یا موقعیت سیاسی ومحصولی برد و باخت در بازی حزبی و جناحی نیست. این جایگاه در حقیقت، تجلی گاه اصول و آرمانها وارزشهای مردم مومن و نجیب و متدین ماست. این منصب و محراب، نماد مقدسی است که باید همه فضائل اخلاقی و ارزشهای معنوی و صفات عالیه انسانی و کمالات مردم ما را به نمایش بگذارد. به نظر شما اینگونه برخوردها و رفتارها میتواند منش و شخصیت و فضائل اخلاقی مردم ما را نمایندگی کند؟!
4- اگر رفتار و عملکرد دولت شما طی چهار سال گذشته حقیقت و حقانیت مطلق بود و دیگران باطل محض، باز این شیوههای برخورد، پسندیده نبود. در حالی که نه شما چنین ادعایی دارید و نه هیچکس جز مقام معصوم میتواند چنین جایگاهی داشته باشد مضاف بر این که مشکلات و کاستیها و تخلفات این چهارساله اخیر هم کم نبوده است. بخصوص فرهنگ و هنرکه من نسبت به آن اشراف نسبی داشته ام، عملکرد این دوره را به هیچ وجه قابل دفاع نمیبینم. این که شما هم اکنون از اهالی ریشه دار خطه فرهنگ و هنر کمتر کسی را در اطراف اردوگاه خود میبینید، دلیلش گرایشات جناحی و سیاسی نیست. دلیلش بها ندادن به مقوله فرهنگ و هنر است و سپردن کارهایی بزرگ این عرصه به افراد کوچک.
و از سوی دیگر، این که علیرغم تعطیلی نسبی فرهنگ و هنر درسالهای اخیر و همزمان، ارائه آمارهای موهوم و گزارشهای بی مبنا، شاهد سکوت نویسندگان و هنرمندان و دلسوز و اهل درد بودید،دلیلش صرفا حرمتی است که اهالی فرهنگ و ادب و هنر برای رای دهندگان چهارسال پیش، و تنفیذکننده این رای به ریاست محترم جمهور قائل بودهاند، حرمتی که توقع میرفت از سوی شما نیزنسبت به گذشتگان پاسداری شود.
5- این هجمه بی مهابا و همه جانبه به تمامی بیست و شش سال گذشته، مفاهیمی را همراه خود میآورد و مضامینی را در ذات خود میپرورد که هیچ راه گریزی از تبعات طبیعی و توالی منفی اش باقی نمیگذارد. وقتی که ما محصول رای و نظر دهها میلیون انسان شریف و آگاه در دورههای پیشین رای گیری و انتخابات ریاست جمهوری را تخطئه کنیم و مردم را تلویحا به بلاهت و نادانی متهم سازیم، چگونه میتوانیم آنان را مجدد به پای صندوقهای رای دعوت کنیم!؟ وقتی که ما احکام و تائیدات و تنفیذات امام راحل و مقام معظم رهبری را تلویحا زیر سوال ببریم، و در باورهای محکم مردم نسبت به سکانداران کشتی کشور و نظام و انقلاب، رخنه ایجاد کنیم، در طوفانهای پیش رو لنگر مطمئنی را برای مردم باقی میگذاریم!؟
اگر نتیجه این تخریبها و هتک حرمتها، نیل به آرا ء بیشتر بود، میگفتم ؛ به چه قیمتی!؟
اگر نتیجه اش جایگزینی یکی به جای همه بود، سوال میکردم : به چه حجتی!؟
ولی میدانیم و میدانید که چنین نیست. شأن و جایگاهی که مردم ما برای اخلاق و نجابت و مظلومیت قائلند همه قواعد و مناسبات دیگر را تحت الشعاع قرار میدهد. این شاخصهای معنوی و معیارهای اخلاقی را نباید از مردم گرفت.
فراموش نکنیم که همین شاخصه مردم یا همین تلقی مردم از شما، در دوره قبل باعث پیروزی شما در انتخابات شد.
درپایان آرزو میکنم این عرایضی که از سر اخلاص و دردمندی تقدیم محضرتان شد، به گوش اخلاص شنیده شود و التهابات و کشمکشهای سیاسی و جناحی بر آن سایه نیندازد.
خداوند همه ما را به وظایفمان آشنا و در انجامشان موفق گرداند.
در آستانه ارائه گزارش کمیته ویژه مجلس در خصوص وضعیت بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات که موضوع اصلی آن اتفاقات و رفتارهای غیرقانونی در بازداشتگاه کهریزک است، خبرهای متفاوتی در این خصوص منتشر می شود.
به گزارش گروه سیاسی« فردا» بر اساس اعلام منابع رسمی، برخی مقامات قضایی و تعدادی از پرسنل نیروی انتظامی اصلی ترین متهمان حوادث ناگوار کهریزک هستند که رهبر معظم انقلاب حوادث رخ داده در آنجا را« جنایت» خواندند.
حال در شرایطی که دستگاه قضایی و همه مسئولان نظام بر برخورد با مسببان این اتفاق تاکید دارند و اخیرا وزیر دادگستری نیز از علنی بودن دادگاه متهمان کهریزک خبر داده است، برخی مقامات قضایی و انتظامی که بعضی از رسانه ها انگشت اتهام را به سوی آنها برده اند، توضیحاتی در این خصوص داده و خود را مبری از هر گونه نقشی در بوجود آمدن جنایت کهریزک می دانند.
روز گذشته یکی از سایت های نزدیک به دولت خبر از آن داده بود که دو مسئول سابق قضایی با دستور قوه قضائیه مورد بازجویی قرار گرفتند. بر اساس این گزارش قوه قضائیه بعد از دریافت شکایت هایی مبنی بر برخورد نادرست از طرف دست گیرشدگان، دستور داده تا دو تن از مقامات سابق قضایی که در این رابطه تقصیراتی متوجه آنان است مورد بازخواست رسمی قرار گیرند.
این در حالی است که پیش از این و در تاریخ چهارم مهر، رئیس سازمان بازرسی کشور هم از طرح شکایاتی علیه برخی مقامات قضایی خبر داده بود. مصطفی پورمحمدی در جمع خبرنگاران درپاسخ به اینکه آیا در مورد بازداشتگاه کهریزک، مقام قضایی مقصر شناخته شده است گفت:« نسبت به برخی مقامات قضایی که نظارت های لازم را اعمال نکرده بودند شکایت هایی مطرح شده است و در همین راستا نیز گزارشاتی به دادسرای انتظامی قضات رسیده و در آنجا این مسائل بررسی می شود.» پورمحمدی در پاسخ به پرسش خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا این مقامات قضایی از مقامات رده بالا بوده اند اظهار داشت:« این افراد از مسئولان دادسرا که متهمان را به آن بازداشتگاه فرستاده بودند یا مقام قضایی که باید به بازداشتگاه ها نظارت کنند شکایتی علیه آنها به دادسرای انتظامی قضات شده است.»
بعد از اظهارات رئیس سازمان بازرسی کشور بود که بخش هایی از گزارش کمیته ویژه مجلس نیز بر روی خروجی برخی سایت ها رفت و بازتاب گسترده ای یافت. بر اساس گزارش مذکور، اعزام به بازداشتگاه کهریزک بنا به ابلاغیه کتبی رئیس وقت قوه قضائیه با اختیار یک مقام قضایی انجام می شده و هیچ فرد دیگری چنین اجازه ای برای اعزام به کهریزک نداشته است.
در ادامه این گزارش مدعی شده که مسئول قضایی مورد اشاره حتی دستور رهبر انقلاب مبنی بر تعطیلی بازداشتگاه و انتقال بازداشت شده ها به مکان دیگری را نادیده گرفته و در نهایت بعد از سه روز که حال چند نفر از بازداشت شدگان وخیم می شود اقدام به اعزام این افراد به زندان اوین می کند که متاسفانه سه نفر از زندانیان به نامهای امیر جوادی فر، محمد کامرانی و محسن روح الامینی پس از ممانعت زندان اوین در قبول آنها به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، در بیمارستان جان می سپارند.
به گزارش گروه سیاسی «فردا» پرویز سروری که ریاست کمیته ویژه مجلس را برعهده دارد در گفتگویی اظهار داشته است:« ما در بررسیهای خود به این نتیجه رسیدیم که در سیر کار دو اشکال وجود داشته است، اولا این که به نظر ما افرادی که در سیستم قضایی کار می کردند، تخلف بزرگی را انجام داده بودند و با این که میدانستند که بازداشتگاه کهریزک اساسا برای نگهداری اراذل و اوباش و معتادین و کسانی که قتلهای سنگین انجام داده اند است و امکانات آن جا هم مناسب این افراد استفاده می شود، اما قاضی دستور انتقال بازداشتیان را به کهریزک صادر میکند و اشکال دوم از نظر ما خود بازداشتگاه کهریزک بود که اساسا غیراستاندارد بوده و رفتارهای مناسبی هم با بازداشتیان صورت نمی گرفته است.»
در سوی دیگر ماجرا نیروی انتظامی قرار دارد که به گفته منابع رسمی 10 نفر از پرسنل آن در خصوص رفتارهای نادرست و غیرقانونی در کهریزک بازداشت شده و منتظر برگزاری دادگاه هستند. با این حال فرمانده ناجا تاکید دارد که موضوع کهریزک بزرگنمایی شده و جانشین فرمانده ناجا هم تصریح کرده که موضوع کهریزک و کوی دانشگاه نباید مساله اصلی شود.
سردار احمدی مقدم فرمانده ناجا، روز چهارشنیه گذشته در جمع خبرنگاران گفت:« در موضوع کهریزک حادثه ای که رخ داد بسیار بزرگنمایی شد و حوادث و اخبار دیگر رانیز ما قبول نداریم و هیچ کدام صحت نداشت. البته نارسایی هایی را هم قبول داریم که در مورد آنها نیز بزرگنمایی شد.» احمدی مقدم در پاسخ به این سئوال که آیا ماموران بازداشت شده از ماموران ارشد و درجه بالا هستند گفت:« بالا و پایین بودن درجه این افراد یعنی چه؟ اینکه بخواهیم سیاسی برخورد کنیم و بگوییم حتما یکی از فرماندهان ناجا بازداشت شود درست نیست.»
هفته نامه پنجره نزدیک به اصول گرایان تحوال خواه که با مدیریت علی رضا زاکانی منتشر می شود در یکی از شماره های هفته های اخیر خود در مورد کهریزک نوشت:« آمران و کسانی که در این موضوع مقصر شناخته شده اند در رده های درجه دار، استوار، ستوان، سروان و سرهنگ هستند در حالی که انتظار مردم برخورد با همه کسانی است که در وقوع این ماجرا مشارکت یا مسوولیت داشته اند. برخی پیشبینی ها حکایت از آن دارد که ممکن است سردار «ر» نیز به زودی سمت خود را به دیگری واگذار کند. با توجه به اینکه پس از ماجرای کهریزک و ریاست آیت الله آملی لاریجانی دادستان تهران نیز از سمت خود کنار گذاشته شد، این سوال مطرح می شود که آیا صرف جابه جایی و تغییر پست و عناوین برای افرادی که در این ماجرا دخیل بودند کار درستی است و میتوان با این شیوه افکار عمومی را اقناع کرد؟»
روز گذشته «احمدرضا رادان» جانشین فرمانده ناجا و «سعید مرتضوی» دادستان سابق تهران هر کدام توضیحاتی را در خصوص ماجرای کهریزک بر زبان آوردند. رادان دریک نشست مطبوعاتی در رابطه با شایعه نقش خود در بازداشتگاه کهریزک پاسخی نداد و به این جملات بسنده کرد:«اقدام دومی که در انقلابهای رنگین صورت میگیرد این است که در صورت موفق نشدن، تلاش میکنند، نیروهای اثرگذار را از صحنه خارج کنند؛ ضربههایی هم وارد شد که هدف، خارج کردن این نیروها است تا اگر قائلهای پیش آمد نتوانند کارآیی لازم را داشته باشند. همانطور که مقام معظم رهبری گفتند نباید موضوع کهریزک و کوی دانشگاه به مسئله اصلی تبدیل شود. من صمیمانه از پرسنل نیروی انتظامی به ویژه در تهران و یگان ویژه کمال تشکر را دارم و سر تعظیم در مقابلشان پایین میآورم.»
به گزارش گروه سیاسی«فردا» قاضی مرتضوی هم روز گذشته در گفتگو با یک سایت دولتی، به دفاع از عملکرد خود به عنوان دادستان تهران در ماجرای کهریزک پرداخت و هر گونه کوتاهی را رد کرد. مرتضوی در بخشی از گفتگوی خود تاکید کرد:« اصلا کهریزک از لحاظ صلاحیت قضایی در حوزه قضایی شهر ری است و من دادستان شهر تهران هستم . در زمان اجرای طرح های امنیت اجتماعی هم برای بردن بازداشتی ها به کهریزک مجوزهای مختلف رسمی و قانونی صادر شده بود. پس همان گونه که عرض شد کهریزک بازداشتگاه رسمی و قانونی بوده است. این بازداشتگاه متعلق به نیروی انتظامی و مثل سایر بازداشتگاهای رسمی در اختیار نیروهای نظامی و انتظامی و تحت ضوابط و مقررات بوده است.»
مرتضوی در ادامه دفاعیات خود در برابر ادعاهایی که به وی نسبت داده می شود افزود:« اعزام متهمین به کهریزک با توجه به اسناد و مدارک موجود کاملا رسمی و قانونی بوده است و قاضی رسیدگی کننده به پرونده متهمین اغتشاشات اخیر هیچ گونه تخلفی در این باره مرتکب نشده است. و اگر هم تخلفی رخ داده در صلاحیت داسرای شهرستان شهرری است و ارتباطی به تهران ندارد. فقط به دلیل ضرورت در آن مقطع زمانی برخی از بازداشتی ها به این زندان منتقل شدند. ما در همان زمان با توجه به شلوغی کهریزک و بررسی هایی که کردیم متوجه شد.»
به هر روی آنگونه که از پیش اعلام شده قرار است روز چهارشنبه گزارش کمیته ویژه مجلس درباره وضعیت بازداشت شدگان بعد از انتخابات و بازداشتگاه کهریزک ارائه شود. اگر این زمان بار دیگر به تعویق نیافتد و اجازه آن را پیدا کند که قرائت شود، چه بسا زوایای تاریک و نامشخص این ماجرای غم انگیز روشن شود و آمران و عاملان آن معرفی و مجازات شوند. البته اگر لابی های مختلف که به نظر می رسد از مدت ها پیش شروع شده، اجازه دهند گزارش مذکور در مجلس قرائت شود.
در ادامه مطلب متن نامه سرگشاده مرتضوی را در مورد بازداشتگاه کهریزک بخوانید
هر چند بیش از سه ماه از اغتشاشات خیابانی پس از انتخابات میگذرد ولی همچنان حواشی مربوط به آن مورد توجه رسانههای خبری قرار دارد. به همین دلیل است که در بازدید فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ از خبرگزاری جمهوری اسلامی، بیشتر سؤالات خبرنگاران از وی به جزئیات حوادث آن زمان مربوط میشود و سردار نیز با اطلاعات کامل به سؤالات آنان پاسخ میدهد.
البته سردار سرتیپ پاسدار «عبدالله عراقی» پیش از آنکه سخنانش را درباره جزئیات اغتشاشات پس از انتخابات بیان کند این اصل قانون اساسی را یادآوری کرد که «براساس قانون اساسی سپاه و بسیج وظیفه دفاع از نظام و دستاوردهای آن را برعهده دارند و هر جایی که احساس کنند به نظام خدشه وارد میشود، باید وارد شده و ما احساس کردیم در این مرحله خدشه به نظام وارد شده است». وی سپس اظهار کرد: بعد از اینکه نیروی انتظامی اعلام کرد، احتیاج به کمک بسیجیان برای کنترل اغتشاشات دارد، نیروهای بسیجی وارد عرصه شدند که این اعلامنیاز در روز 23 خرداد ماه اتفاق افتاد و بخش از نیروهای بسیجی به کمک آنها رفتند اما از 25 خردادماه تمام مسؤولیت برعهده سپاه و نیروهای بسیجی گذاشته شد که تا 25 مردادماه ادامه داشت. فرمانده سپاه تهران بزرگ در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره حمله اغتشاشگران به مسجد لولاگر گفت: بسیجیهای داخل مسجد لولاگر بیش از 2ساعت در حال کتک خوردن از اغتشاشگران بودند و حتی این پایگاه را آتش زدند اما یک تیر از بسیجیان شلیک نشد ولی در دنیا گفتند که بسیجیان مردم را کشتند اما داخل خودشان افرادی بودند که به مردم شلیک کردند و به نام بسیجی، نیروی انتظامی و بچههای وزارت اطلاعات تمام میکردند. وی افزود: در حوزه 117 بسیج در خیابان محمد علی جناح، بسیجیان به من خبردادند که به ما حمله شده و من گفتم که درها را ببندید و بروید داخل، هیچ واکنشی هم نشان ندهید. سردار عراقی تصریح کرد: بیش از 10 هزار نفر به این حوزه حمله کردند و بسیجیان درها را بستند و ماشین سپاه را پشت آن گذاشتند اما این اغتشاشگران شروع به سنگپرانی کردند و حتی بسیجیان را با تیر زدند که یکی از افراد ما از ناحیه پا مجروح شده است. وی اظهار داشت: کوکتل مولوتف، سنگ و آهن پاره به سمت پایگاه پرتاب شد به شکلی که 3 ساعت و نیم درگیری وجود داشت، این افراد با کندن نردهها پله درست کردند و آمدند تا از دیوار به داخل وارد شوند. فرمانده سپاه تهران بزرگ با یادآوری این مطلب که این افراد اغتشاشگر تویوتای سپاه را نیز آتش زدند، افزود: به بسیجیها گفتم چند تا تیر مشقی بزنید تا شاید این افراد بترسند و از آنجا دور شوند اما این افراد زمانی که فهمیدند این تیرها مشقی است به هم میگفتند:«نترسید تیرها مشقی است و به پایگاه حمله کنید». وی ادامه داد: یکی از اغتشاشگران از دکل مخابرات بالا آمد تا به اسلحه خانه حمله کند اما براساس قوانین نظامی کشور هر کس به یک پایگاه نظامی برای تسخیر و غارت سلاحهای آن حمله کند باید به او شلیک کرد. عراقی تصریح کرد: این پایگاه دارای صدها قبضه اسلحه بود و از من پرسیدند چه کار کنیم من گفتم که از این مکان نباید اسلحه خارج شود، چون اگر این اسلحهها به دست این افراد میافتاد جنگ خیابانی شدیدی آغاز میشد و معلوم نبود که چه اتفاقی خواهد افتاد. وی افزود: هرچه اخطار کردیم که این افراد عقب بروند، گوش نکردند، تا اینکه فردی که قصد داشت از دکل مخابرات وارد اسلحه خانه شود را با تیر زدند و افتاد، رسانههای بیگانه نیز آمدند آن لحظهای که تیراندازی میشود را به خورد مردم جهان دادند. سردار عراقی با تاکید بر اینکه نظر رهبر انقلاب و نظام دلجویی از افراد آسیبدیده است، تصریح کرد: 24 نفر در حوادث بعد از انتخابات در تهران از هر 2 طرف کشته شدند که باید از خانواده آنها دلجویی شود و این افراد یا شهید محسوب شدند یا تحت پوشش بهزیستی قرار گرفتند. وی افزود: 700 نفر از بسیجیها در این حوادث زخمی شدند ولی آمار دقیقی از زخمیهای اغتشاشگران در دست نیست. وی تعداد شهدای بسیجی در حوادث بعد از انتخابات را 12 نفر اعلام کرد.
در پی اظهارات اخیر محمد جواد لاریجانی در خصوص بیت حضرت امام و سید حسن خمینی، مدیر موسسه نشر و آثار امام خمینی(ره) در نامهای به وی،تاکید کرد تامل بیشتری بر اهداف حرمتشکنان دودمان حضرت امام خمینی (س) بنماید.
به گزارش ایلنا خلاصه ای از نامه محمد علی انصاری بدین شرح است : جناب آقای دکتر محمد جواد لاریجانی ،لطفا تامل بیشتری بر اهداف حرمت شکنان دودمان حضرت امام خمینی (س) بنمایید چند گاهی است ملت ایران موجی از تخریب و شایعه و بعضا اهانت را علیه بیت شریف امام و خصوصا حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید حسن خمینی مشاهده میکند.
قطعا برای مردم و بسیاری از صاحبنظران این سوال مطرح است که فلسفه این کار چیست و با بیان آن چه هدفی را دنبال میکنند بیگمان توفیق کامل در پاسخ به این سوال مستلزم بازخوانی و واکاوی امواج گسترده شایعات و تخریبها علیه شخص امام و یادگاران گرانقدر ایشان قبل و بعد از انقلاب است
شاید برای نسل دوم و سوم و حتی نسل اول انقلاب دشوار باشد باور این واقعیت که امام با آن همه ابعاد بیکران معنویت، عرفان، فقاهت، سیاست و ایثار در راه نجات مردم، آماج تهمت و هتک و برچسبهای گوناگون وابستگی از قبیل وابسته به اجانب، غیر ایرانی، کمونیست و. . . قرار گرفته باشد و یا فرزندان پاک و نجیب و فاصل و با ایمان ایشان مرحوم آیتالله شهید حاج آقا مصطفی و خصوصا مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید احمد خمینی با شدت بیشتری هدف این تهاجمات باشند.
تا آنجا که امام را علیرغم دعوت به سکوت و صبر و خویشتن داری فرزندانشان مجبور به دفاع از آنان بنمایند و تصریح کنند که احمد بعد از من از تو انتقام میگیرند.
از جنابعالی که منتسب به بیت شریف مرجعیت هستید و از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در مناصب و عرصههای گوناگون از خوان نعمت جمهوری اسلامی ایران و امام بهره وافر نصیبتان شده است تعجب است که چرا بر خلاف نظر غالب دوستان اعم از جناح چپ و راست که شرایط کنونی کشور را بسیار حساس و گذر منطقی و عقلانی از آن را ضرورت حفظ و تداوم نظام وا نقاب و منافع ملی میدانند شمشیر از رو بستهاید و اقدامات خیر خواهانه و دولسوزانه شخصیتهای برجسته و خدمتگذاران صدیق انقلاب را به رودرویی با نظام و اقدام علیه امنیت ملی کشور تفسیر نمودهاید.
آیا احتمال نمیدهید که اعتراض مردم و نخبگان و جناحهای سیاسی کشور درباره انتخابات برای کشف حقیقت و رفع ابهام از ذهنها باشد.
دوستانی که تحقیق درباره بسیاری از مسایل تاریخی و از جمله تحقیق درباره جعلی بودن هولوکاست را که از سوی رییس جمهور محترم طرح و در دنیا جنجال وسیعی براه اندخت حق مسلم آزاداندیشان و تاریخ دانان ومخالفت با آن را خلاف دموکراسی و آزادی بیان و اندیشه دانسته و گلایه دارند که چرا در طرح تحقیق از یک موضوع تاریخی اینقدر عصبانیت و آشفتگی وجود دارد چرا اجازه تحقیق درباره مساله ساده انتخابات را نمیدهند
و یا در مورد یادگار امام جناب آقای حاج سید حسن آقا خمینی، آیا هیچ دلیل موجهی از حجت شرعی یا مشکل شخص و امثال آن پیدا نمیشود که به ناچار به دروغ پردازیهای هدفمند دهها بولتن و جعلیات بعضی از چهرههای پشت صحنه تخریب روی میآورند ودر این روزها مکرر ملاقات ایشان را بامراجع یا سفر به فرانسه و یا شرکت در جلسات سران اصلاحات وکاندیداتوری ریاست جمهوری القاء می کنند
آنانکه با هدف خیرخواهی و مصلحت اندیشی نصحیت و نقد و تذکر دارند از دو نکته غافلند اول اینکه خیرخواهی و نقد هیچ گاه با ادبیات بد اخلاقی و هتک و اهانت قابل جمع نیست و دوم اینکه نصحیت و نقدو اعتراض چرا قبل از اینکه در فضای رو در رو و صمیمانه انجام شود در فضای غوغاسالاری و رسانهها طرح و پیگیری میشود مردم به خوبی بین ادبیات دوستی و خیرخواهی یا ادبیات تحکم و انتقام و تخریب و طلبکاری فرق قائلند
گروه دیگر منتقدین و متعرضینی که بد اخلاقی و بیپروایی بر اندیشه سیاسی و حتی مکتبی آنان سایه انداخته است و ادبیات آنان هتک حرمت و پرخاشگری و سیتزه جویی و دشمن تراشی و فرافکنی ومهم تر از همه خود برتر بینی در همه حوزههاست و متاسفانه بعضی از اصحاب رسانهها و مطبوعات از این طایفهاند کان هیچ فردی از گزند آنان مصونیت ندارد و اینجانب با قاطعیت میگویم که بسیاری از تنشها و اختلافات و کینهها از کانون بغض این رسانهها شکل گرفته و متاسفانه رو به توسعه است
جناب آقای لاریجانی هر کس در این وانفسای معرفت و صداقت به گونهای دین خویش را به امام ادا کرده است. حوادث این روزها یادآور گذشته دور تاریخ ما است، ولی بگذارید از این تلخیها بگذرم. در این مجال تا اندازهای خیال دوستانتان را آسوده کنم و با شناختی که از بیت شریف امام دارم عرض کنم که زحمت تحلیل و تهدید به خود راه ندهید و مطمئن باشید که رقابت شکل نمیگیرد و جمعبندی من راجع به بیت شریف امام این است: 1-آنان هرگز مرعوب نمیشوند. 2-مفتون اسم و نام و رسم نیستند. 3-آزادانه و شجاعانه از حق وانصاف و عدالت و اسلام ناب دفاع میکنند. 4-همواره در خط اصیل امام و حفظ نظام بوده و خواهند بود. 5-انشاءالله سرنوشت و جایگاه آنان با دست لطف الهی رقم خواهد خورد کما این که در مورد امام و یاران راستین او چنین بوده است.
به گزارش سحر، در ابتدای سخنرانی دکتر محمد جواد لاریجانی قبل از اینکه کلامی از دهان وی خارج شود، عده ای 70 الی 80 نفره که حدود یک چهارم سالن را تشکیل می دادند از صندلی های خود برخاسته و اقدام به سردادن شعارهایی از قبیل یاحسین میرحسین کردند.
«نشست گفتوگو با یک شریفی سابق» امروز با حضور دبیر کمیسیون حقوقبشر قوهقضائیه در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.
به گزارش سحر، در ابتدای سخنرانی دکتر محمد جواد لاریجانی قبل از اینکه کلامی از دهان وی خارج شود، عده ای 70 الی 80 نفره که حدود یک چهارم سالن را تشکیل می دادند از صندلی های خود برخاسته و اقدام به سردادن شعارهایی از قبیل یاحسین میرحسین کردند.
در جواب این حرکت ناشایست مدعیان سبز، مابقی افراد حاضر در سالن جابربنحیان دانشگاه صنعتی شریف با شعار دادن و دست زدن به سر و صدای آن ها خاتمه دادند. و سپس با اشاره به درب خروجی سالن با شعار "موسوی بای بای" خواستار خارج شدن سبز ها از سالن شدند. که به دلیل قاطع و کوبنده بودن شعار های افراد حاضر در سالن و به وجود آمدن جوی ناراحت از حرکت زشت سبز ها، آنها مجبور به ترک سالن شدند.
گفتنی است بعد از تجمع ناموفق و دیرهنگام هفته پیش مدعیان فوق الاشاره در مقابل دانشکده کامپیوتر و ساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه شریف، این دومین حرکت مذبوحانه طرفداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی جهت برهم زدن آرامش دانشگاه شریف است که با عدم استقبال دانشجویان دانشگاه شریف مواجه می شود. به همین دلیل هنگام ترک سالن توسط پیروان "ترسا"(!)(تشکیلات راه سبز امید)، شعار "دو،هیچ - دو،هیچ" فضای سالن را اشباع کرد.
بعد از خارج شدن جمع اقلیتی مزاحمان و آرام شدن سالن، درحالی که سالن مملو جمعیت شده بود و دیگر جای نشستن نبود و عده ای از حضار ایستاده بودند، مراسم ادامه پیدا کرد.
در این همایش دکتر محمد جواد لاریجانی در بخشی از سخنان خود به تشریح بحث کودتا و تقلب پرداخت. وی با معرفی کودتاچیان واقعی گفت: کودتا یعنی یکسری اقلیت که درون نظام هستند، مواضعشان را عوض کنند و علیه نظام بایستند.
کودتای واقعی همان چیزی بود که آقای موسوی می خواستند انجام دهند ولی موفق نشدند.
گفتنی است حاضران در سالن با تشویق های متعدد و مکرر از وی تقدیر و حمایت کردند.
مادر سهراب اعرابی، در نامه ای به حداد عادل از مواضع وی بهشدت انتقاد کرد.
به گزارش سرمایه در این نامه آمده است:
آقای حداد عادل، شما را نماینده ما مردم در مجلس معرفی می کنند، یعنی باید از مردم دفاع کنید، از من مادر که فرزندم را کشته اند و بعد از سه ماه و اندی هنوز هیچ مسوولی و هیچ ارگانی و قوه ای در این مملکت پاسخگوی من نبوده و هنوز معلوم نیست کدام نیرو یا چه کسی او را کشته، به کجا برده و بعد از چندین روز او را عریان به پزشکی قانونی تحویل داده است.
با اینکه من به تمام مسوولان مربوطه نامه داده ام و از آنها دادخواهی کرده ام ولی هنوز هیچ کدام پاسخگو نبوده اند و گلایه من از شما این است که اگر زخم ما را التیام نمی بخشید، لااقل روی آن نمک نپاشید.
اگر فرزند شما هم مانند فرزند آقای روح الامینی و فرزندان ما مادران مورد آزار قرار می گرفت و در خیابان کشته می شد، آیا باز هم اینگونه قضاوت می کردید؟
امروز با یکی از محافظان آقا دیداری کوتاه داشتم ، از زندگی ساده ، صمیمی و مردمی آقا و روح لطیفش میگفت و گفت ؛آیت الله خامنه ای محافظ ما بوده است... وی که اکنون شغل معلمی را اختیار کرده است از داستان ناشناس به جبهه رفتن فرزند آیت الله خامنه ای خاطره ای را ذکر کرد و گفت که او آنقدر گمنام بود که کسی اور ا نمی شناخت و یکی از خاطرات وی را بیان کرد :«مدتی بود که از پسر آقا خبری نداشتیم(زمان ریاستجمهوری) و هراسان به دنبال او میگشتیم دیگر شک داشتیم که خوشبین باشیم و فرضیههای ربودن وی پیش آمد و...تا اینکه یکروز از بیمارستان فیاضبخش به دفتر رئیسجمهوری تماس گرفتند و گفتند آقا یک پسر جوانی اینجا هستند که از جبهه آمدهاند و موجی است و ما هر چه از او میپرسیم که فرزند چه کسی هستی جواب میدهد من پسر سیدعلی خامنهای هستم این سه روز است دائم این جواب را به ما میدهد. و ما هم رفتیم و پسر گمشده رئیسجمهور که کسی آن را نمیشناخت و به باور کسی هم نمیرسید که او فرزند شخص دوم مملکت باشد را به خانه برگرداندیم.
پس از چند هفته تلاش رسانههای طرفدار موسوی برای سوء استفاده سیاسی از بازی استقلال ـ پیروزی در جمعه 10 مهرماه، شهرآورد تهران با هیجان همیشگی اما بدون حضور مشخصی از موج سبز برگزار شد.
به گزارش الف، در جریان مسابقه فوتبال دیروز که به طور زنده از شبکه سه و شبکه جامجم پخش شد، طرفداران دو تیم در دقایق پایانی به تکرار نتیجه مساوی یکیک در دیدارهای اخیر این دو تیم اعتراض و خواستار بیرون رفتن مدیران سیاسی از هیات مدیرههای این دو تیم شدند.
در این میان رسانههای طرفدار آقای موسوی به ویژه بیبیسی فارسی با نشان دادن مکرر فیلم کوتاهی از عدهای 40 نفره که شعار یا حسین میرحسین میدادند، تلاش کرد شعار این عده را به کل 80 هزار تماشاگر ورزشگاه تعمیم دهد و چنین القا کند که اعتراض دیروز تماشاگران به نتیجه بازی، همراهی با موج سبز بوده است.
برخی از سایتهای طرفدار موسوی نیز با تهیه عکسهای فتوشاپی، خبر از سبز شدن ورزشگاه آزادی و حمایت همه جانبه تماشاگران از موج سبز میدهند.
لازم به یادآوری است در پایان بازی دیروز در ورزشگاه آزادی عده زیادی از تماشاگران شعارهایی بر ضد تبانی و تکرار نتیجه مساوی سرداده و خواستار دوری مسایل سیاسی از فوتبال شده بودند اما تلویزیون بیبیسی، صدای آمریکا و تلویزیونهای لسآنجلس حامی موج سبز این اعتراضها را هم دارای بعد سیاسی و طرفداری از موج سبز معرفی کردند.
رسانههای طرفدار موسوی دلیل پخش نشدن زنده دیدار استقلال ـ استیل آذین در بعداز ظهر 27 شهریورماه را حضور انبوه موج سبز در ورزشگاهها اعلام کردند اما بعداً معلوم شد این دیدار به دلیل تاخیر واحدهای سیار صداوسیما به دلیل حضورشان در مراسم روز قدس و مخالفت باشگاه استقلال با تاخیر شروع مسابقه تا آماده شدن واحد سیار صدا و سیما به صورت زنده پخش نشد.
در آستانه اعلام گزارش هیات ویژه مجلس درباره زندان کهریزک، خبرنگار جهان به اطلاعاتی دست یافت که انتشار آن به ریشه کن کردن چنین جنایاتی در کشور کمک می کند.
طبق اطلاعات دقیق خبرنگار جهان، اعزام به بازداشتگاه کهریزک بنا به ابلاغیه کتبی رئیس وقت قوه قضائیه با اختیار یک مقام قضایی انجام می شده و هیچ فرد دیگری چنین اجازه ای برای اعزام به کهریزک نداشته است.
بنابراین گزارش، در اولین روز بازداشت زندانیان سیاسی در بازداشتگاه کهریزک (روز شنبه) پس از اطلاع مقام معظم رهبری از این اقدام به مسئولین ذیربط دستور داده می شود که زندانیان را به مکان دیگری اعزام نمایند و بازداشتگاه کهریزک هم تعطیل شود.
متاسفانه این دستور رهبری با بی توجهی قاضی فوق الذکر تا روز دوشنبه بدون اقدام باقی می ماند. و این فرد در توجیه نافرمانی خود اعلام می دارد که جایی برای زندانی کردن افراد نداریم. مقام معظم رهبری این بار با دستور به رئیس شورای عالی امنیت ملی دوباره تاکید می کنند که حتی اگر جایی برای زندانی کردن این افراد نیست، با هر جرمی که کردند موقتا آزاد شوند. (این دستور شامل حال تمام زندانیان اعم از زندانیان سیاسی و اراذل و اوباش بوده است).
اما در کمال تعجب بار دیگر این دستور نادیده گرفته شده و این مقام قضایی سابق پس از وخیم شدن حال چند نفر از بازداشت شدگان نهایتا در روز سه شنبه اقدام به اعزام این افراد به زندان اوین می کند که متاسفانه سه نفر از زندانیان به نامهای امیر جوادیفر، محمد کامرانی و محسن روح الامینی پس از ممانعت زندان اوین در قبول آنها به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، در بیمارستان جان می سپارند. گفته می شود فرد چهارمی نیز یک هفته پس از آزادی فوت نموده که اطلاعات دقیق آن در اختیار خبرنگار جهان نیست.
با این حال با توجه به بازداشت مسئولین زندان کهریزک و 10 نفر از پرسنل نیروی انتظامی، فشارهایی از سوی این مقام قضایی (که طبق گزارش هیات ویژه مجلس، متهم اصلی این پرونده است) در جریان می باشد که این گزارش قرائت نشود و صرفاً به نام چند متهم نیروی انتظامی بسنده شود.
طبق آخرین خبر اعضای گروه ویژه مجلس مصمم هستند تا فردا یکشنبه این گزارش را کامل قرائت نمایند.
گفتنی است چنانچه این گزارش به هر دلیلی قرائت نشود، سایت جهان همانگونه که قبلا وعده کرده بود برای خشکاندن چنین فجایعی اطلاعات کامل را منتشر خواهد کرد.
به گزارش ایرنا در اطلاعیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد که نسخه ای از آن به خبرگزاری جمهوری اسلامی نمابر شده آمده است:"پس از آنکه خبر ملاقات رییس جمهور سابق کشورمان با جورج سوروس در دادگاه اغتشاشات اخیر مطرح شد و گزارشهای تکمیلی و مستندات مربوط به این دیدار توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) منتشر شد، آقای سیدمحمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران طی دو مرحله در روزهای 4 و 31 شهریور 1388 خبر دیدار خود با جورج سوروس را تکذیب کرد و اعلام نمود که "فردی به نام جرج سوروس را نمی شناسم." لذا با توجه به مستندات این دیدار و شهادت تعدادی از حاضران در جلسه ملاقات سوروس با خاتمی ، مشخص شد که رییس جمهور سابق کشورمان در این رابطه "دروغ" گفته است." در انتهای اطلاعیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد آمده است:"علاوه بر دروغگویی اثبات شده آقای خاتمی ، اظهارت نقل شده از ایشان در جلسه ملاقات با سوروس ، عین تقابل با منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است که لازم است دستگاههای ذیربط به تخلفات نامبرده در خصوص این دیدار رسیدگی و نتیجه را به استحضار ملت شریف ایران برسانند."
دروغ، یکی از گناهان کبیره و از جمله رفتارهای منفور و زشت در فرهنگ ایرانی است. روایت شده است که مردی خدمت پیامبر (ص) رسید، عرض کرد نماز نمی خوانم و عمل منافی عفت انجام می دهم، دروغ هم می گویم! کدام را اول ترک گویم؟ پیامبر (ص) فرمودند: دروغ را...
دروغهای آقای احمدینژاد
برخی چهرههای سیاسی و رسانههای مخالف دولت فعلی، آقای دکتر احمدینژاد را به دروغگویی متهم میکنند. شاخص ترین این اتهامات را آقای موسوی در مناظره با آقای کروبی بیان کرد. جایی که با ارایه اسنادی از بانک مرکزی، نرخ تورم را 25 درصد اعلام و تاکید کرد آقای احمدینژاد با اعلام 15 درصدی نرخ تورم ، علنا و بیپروا دروغ گفته است.
شاید آقای موسوی در آن لحظه نمیدانست که دو تعریف و دو نوع محاسبه نرخ تورم وجود دارد: یکی میانگین نرخ تورم یکسال گذشته که در خرداد 88 این رقم 25 درصد بود و دیگری نرخ تورم نقطه به نقطه ( مقایسه سطح عمومی قیمتها در نقطه زمانی خاص با سطح عمومی قیمتها در همان نقطه زمانی خاص در سال گذشته) در پایان خرداد 88 این رقم 15 درصد بود. هر دو رقم، تعبیری از نرخ تورم را ارایه میدهند.
ادبیات و نوع سخن گفتن آقای احمدینژاد به گونهای است که گاهی در بیان آنچه میخواهد تشریح کند، اغراق میکند. توصیف اغراق گونه از حالت مستمعین سخنرانی ایشان در سازمان ملل برای آیه ا... جوادی آملی نمونهای از این اغراق گوییها است. آنجا که مدعی شد مستمعین حتی پلک نمیزدند. نمونه دیگر، اغراق رییس جمهور در بیان یکجانبه نگری غرب در مساله حقوق بشر طی سخنرانی در مراسم روز قدس امسال بود. آنجا که گفت : وقتی پای گربه در کشورهایی مثل ما که علیه سیاست های آنها هستند زیر ماشین شهرداری می رود قطعنامه حقوق بشر صادر میکنند...
طبعا منظور آقای احمدینژاد از این جمله، توجه دادن مخاطب به رفتار دوگانه غرب در مساله حقوق بشر است نه اینکه غربیها واقعا برای پای گربهای قطعنامه صادر میکنند. همینطور وقتی ایشان میگویند در فلان کشورها از ما برنامه خواستهاند و یا اینکه وقتی میگویند فلان آقا مثل هلو میماند. آدم میخواهد ایشان را بخورد، قاعدتا منظورشان واقعا خوردن یک آدم (!) نیست، بلکه با تشبیه و استعاره میخواهند منظورشان را به مخاطب خود انتقال دهند.
در فرهنگ ایرانی، این نوع اغراق گویی، معمولا دروغ تلقی نمیشود. مردم کوچه و بازار آنرا «خالیبندی» و اهل ادب و فرهیختگی ، آنرا «مبالغه» مینامند.
این قبیل سخنان و یا حتی بدتر از آنها از آقای رئیس جمهور طی سالهای گذشته موارد دیگری هم وجود دارد که به همین موارد اکتفا می کنیم. البته مبالغه و اغراق گویی برای رییس جمهور کشورمان هرگز پسندیده نیست حتی اگر به قصد تشبیه و استعاره یا جلب توجه مخاطب و یا حتی ادخال سرور بیان شود، چه رسد به دروغ.
دروغهای آقای موسوی
میرحسین موسوی در بهار 88 پس از دو دهه عزلت و گوشهنشینی سیاسی ناگهان به شکلی پر سر و صدا در صحنه سیاست و رسانههای کشور ظاهر شد اما متاسفانه ایشان هم از دروغگویی دور نماند.
به عنوان نمونه آقای موسوی در سوم اردیبهشت ماه در پاسخ به دانشجوی مشهدی درباره علت غیبت 20 سالهاش گفت که رسانه ملی در این مدت به سراغ او نرفته است. جملهای که همه خبرنگاران با سابقه صدا و سیما و غیر صدا و سیما میدانند که واقعیت ندارد. آقای موسوی همچنین در سخنرانیهای انتخاباتی بطور مکرر از هزینهشدن 300 میلیارد دلار درآمد نفتی در دولت نهم خبر میداد که البته این رقم نیز مبالغه آمیز بود. علاوه بر این اگر بیان رقم 15 درصدی تورم توسط آقای احمدینژاد دروغ باشد، همچنان که دلیل آن در ابتدای این نوشتار ارایه شد، بیان رقم 25 درصدی تورم هم توسط آقای موسوی هم دروغ بوده است. البته همچنان که ذکر آن رفت هیچ کدام از این دورقم دروغ تلقی نمیشود.
بهتر است این بیانات غیرواقعی آقای موسوی را از نوع احمدینژادی آن یعنی اغراق گویی و مبالغه بدانیم. چرا که به هر حال باید به مسلمان با حسن ظن نگاه کرد.
اگر مبالغههای یاد شده آقای موسوی در جریان انتخابات، قابل گذشت باشد، دروغ بزرگ و فتنهآمیز ایشان در 22 خرداد 88 هرگز قابل گذشت نیست. آقای موسوی در روز 23 خرداد صریحا، مجریان و ناظران انتخابات 22 خرداد را به تقلبی بزرگ و فراگیر متهم کردند. این دروغ و اتهام بزرگ، لفظی و سهوی نبود، بلکه کتبی و موکد ابراز شد.
ایشان روز 23 خرداد نگفت شاید تقلب شده باشد، نگفت آرا بازشماری شود شاید اشتباه شده باشد ... ایشان به شکل قطعی و صریح از شعبدهبازی و صحنهآرایی سخن گفت و با عباراتی شدیدا تحریک کننده و هیجان برانگیز، طرفداران خود را به خیابان فراخوانده و شد آنچه نباید میشد ...
در اینکه بحران پس از انتخابات بد مدیریت شد و در جریان مقابله با معترضان، گاهی حدود قانونی زیر پا گذاشته شد، شکی نیست.
همه قانون شکنان و جنایتکاران باید عادلانه و قاطعانه محاکمه و مجازات شوند. اما نباید فراموش کرد که جرقه آشوبها و التهابات پس از انتخابات، از ادعای اثباتنشده آقای موسوی شروع شد. ادعایی بسیار بزرگ و فاجعهآمیز که آقای موسوی تاکنون هیچگاه حاضر نشده درباره جزئیات و دلایل ابراز آن به خبرنگاران توضیح دهد.
شبکههای ماهواره ای و حامیان خارجی موسوی در ایجاد تشنج در مراسم آغاز سال تحصیلی باعث شد موسوی با انتشار اطلاعیه ای از طرفداران خود بخواهد جشن تولد از پیش اعلام شده وی را در روز هفتم مهر لغو کنند.
به گزارش الف، در تجمع روز گذشته دانشگاه تهران، که همزمان با مراسم آغاز رسمی سال تحصیلی و تجلیل از نفرات برتر کمکور برگزارشد، عده ای حدود 200 نفر از طرفداران موسوی سعی کردند با سردادن شعارهای توهین آمیز و تحریک کننده محیط دانشگاه را به تشنج بکشند اما استقبال سرد دانشجویان از حرکت این عده باعث شد تا تجمع کنندگان مایوس و متفرق شوند.
لازم به یادآوری است طرفداران موسوی در دانشگاه ها با حمایت تمام عیار شبکه های ماهواره ای غربی تلاش داشتند همزمان با آغاز سال تحصیلی محیط دانشگاه ها را به آشوب و درگیری بکشانند.
برگزاری جشن تولد برای موسوی بهانه دیگری برای ایجاد درگیری و اغتشاش در دانشگاه تهران بود که با ناکامی دریروز طرفداران موسوی در ایجاد اغتشاش، این مراسم از سوی موسوی لغو شد.
لازم به یادآوری است تاریخ تولد میرحسین موسوی در شناسنامه اش 11 اسفند 1320 ثبت شده که در خبر جعلی وی متولد 7 مهر 1320 معرفی شده است.
روز گذشته سایت های حامی موسوی و شبکه های بی بی سی و صدای آمریکا سعی کردند با بزرگنمایی تجمع دیروز هواداران موسوی در دانشگاه تهران، آنرا حرکتی بزرگ جلوه دهند.
مریم رجوی سرکرده منافقین هم در آغاز سال تحصیلی جدید از دانشجویان خواسته بود دانشگاه ها را به اغتشاش بکشانند.
سایتهای متمایل به مهدی هاشمی رفسنجانی همزمان با مراسم آغاز سال تحصیلی در دانشگاه تهران، با درج خبر جعلی حضور دکتر احمدینژاد در این مراسم و اعلام متشنج بودن خیابان های اطراف این دانشگاه، تلاش کردند تا این تجمع را موفق و بزرگ جلوه دهند.
مزمان با مراسم آغاز سال تحصیلی جدید دانشگاه ها در دانشگاه تهران، تجمعاتی از سوی سبز پوشان در این دانشگاه برگزار شد که مورد بی توجهی سایر دانشجویان این دانشگاه قرار گرفت.
به گزارش ایرنا، در آغاز ورود به دانشگاه تهران، عده ای سبز پوش با دادن دست بندهای و بادکنک های سبز تلاش می کردند که توجه دانشجویان را به خود جلب کرده و آنان را با گروه های خود همراه کنند که با عدم استقبال بسیاری از دانشجویان مواجه می شدند.
**این افراد که تعداد آنان در ابتدا به 300 نفر نمی رسید با در دست داشتن بادکنک ،دست بندهای سبز و لباس های سبز شعارهای تخریبی علیه منتخب مردم سر می دادند.
**در ابتدای تجمع این افراد از سمت دانشکده ادبیات به سمت دانشکده فنی و پزشکی حرکت کردند و با شعارهای "دانشجو حمایت حمایت" از دانشجویان می خواستند که به آنان ملحق شوند ولی با عدم استقبال بسیاری از این دانشجویان و نگاه های معنا دار آنان مواجه شدند.
**این افراد با زدن ماسک و پوشاندن چهره خود نمی خواستند شناخته شوند.
** عده ای از این افراد با گرفتن دست های یکدیگر شعار "موسوی زنده باد کروبی پاینده باد"،"یا حسین میر حسین" سر می دادند.
**در این بین عده ای از دانشجویان در مقابل سبزپوشان شعارهای "منافق حیا کن، دانشگاه را رها کن"،" مرگ بر شوروی را مطرح کردند که آمریکا فراموش شود"، موسوی و اسرائیل پیوندتان مبارک"، "مرگ بر اسلام آمریکایی" ،دانشجوی مسلمان بازیچه نیست"، مرگ بر ضد ولایت فقیه" سر دادند.
** در این بین سبز پوشان با دیدن دانشجویان معترض به خود، با هو کردن سعی کردند که آنان را متفرق کنند.
**تریبون آزاد توسط دانشجویان در دانشگاه برپا شد و به آنان اجازه داده شد که نظرات خود را بیان کنند.
**سبز پوشان هنگامی که در داخل دانشگاه تجمعشان با استقبال مواجه نشده به سمت درب اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند و از پشت میله های درب اصلی دانشگاه فریاد می زدند تا توجه مردم خیابان را به خود جلب کنند.
**در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها در دانشگاه تهران"کامران دانشجو" وزیر علوم و مرضیه وحید دستجردی" وزیر بهداشت و درمان حضور داشتند.
در ادامه هتاکی های یوسف صانعی و سکوت دستگاههای مسئول، وی در اقدامی ناشایست ودور از شأن یک مسلمان، ضمن اهانت به حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی از مراجع عظام تقلید و آیتالله امامی کاشانیامام جمعه تهران،خواستار مرگ آیتالله جنتی دبیر شورای نگهبان شد.
به گزارش رجانیوز، در جلسهای که در تاریخ 29 مردادماه سال جاری در دفتر صانعی با حضور جمعی از عناصر شاخص اصلاح طلب برگزار شد، وی در قسمتی از سخنان خود با ادامه ضمن افتخار به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی گفت: قضیه آقای منتظری که اتفاق افتاد، روحانیت یا سکوت کردند و یا تأیید و تنها من بودم که در این وسط ایستادم. خیلی خوشحال هستم که تنها آخوندی بودم که مردم گفتند ضد دستگاه وضد نظام است.
وی در ادامه سخنان خود مرجع مردم برای دریافت اخبار را رسانه های بیگانه خواند و اظهار داشت: کسی که به رادیو و تلویزیون ایران توجه کند، هیچ چیزی از مسائل خبر ندارد. رسانههای غربی را نگاه کنید، ببینید اینها چه می کنند. ببینید آقای سازگارا (ضد انقلاب فراری) چه می گوید؟ من ایشان را آدم متدینی می دانم!
صانعی ضمن اهانت به آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان و از بزرگان انقلاب اسلامی گفت: باید از ظالم و ستمگر ابراز برائت و تنفر و لعن کرد. چه زنده و چه مرده. این را دهن به دهن باید بین مردم پخش کرد که جوری شود روزی که جنتی انشاء الله می میرد، سراسر ایران چراغانی شود و مردم شادی کنند و این خیلی اثر دارد و دیگران حساب دستشان بیاید.
وی ضمن طرح ادعای پشیمان شدن آیتالله نوریهمدانی از تبریک گفتن به رئیسجمهور ادامه داد: من باور ندارم. او دست خودش نیست. می گویند شک بین یک و دو باطل است.هر چه حکومت می گوید، هر چه به او می گویند، او هم همان را می گوید.
صانعی در بخش دیگری از اهانتهای خود، جملات سخیفی در مورد آیتالله مکارم شیرازی بهکار برد که به دلیل ضرورت حفظ شأن مرجعیت از بازنشر آن معذوریم.
وی همچنین آیتالله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران را انسانی ساده لوحی خواند.
صانعی در بخش پایانی اظهاراتش ضمن تکرار ادعاهای رسانه های غربی علیه نظام و انقلاب گفت: شنیده ام که مساجد الحمد لله خلوت شده است. شما هم در خانه نماز بخوانید، (یک)مرد مسلم عدالتش بیشتر از کسانی است که اضلال می کنند. یا زن اگر بایستد و مرد به او اقتدا کند، بهتر است. به مردم بگویید که مسجد نروند و در خانه عبادت کنند.
صانعی همچنین چندی قبل و در جمع تعدادی از روحانیون همفکرش در گرگان ضمن اهانتهای متعدد و انتسابات کذب به رئیسجمهور، لقب حرامزادگی را درخصوص وی بهکار برد که این هتاکی با واکنش گسترده روحانیت، نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی مواجه شد و این اقشار ضمن تأکید بر خروج صانعی از عدالت و عدم صلاحیت وی، درخواست محاکمه وی را مطرح کرده بودند.
با این حال، مشخص نیست مدعیالعموم چه زمانی میخواهد مانع از ادامه هتاکی و اتهامزنیهای صانعی علیه منتخب ملت و مراجع عظام شود؟
جریان موسوم به سبز که در هفته های گذشته به تبلیغ گسترده برای ایجاد آشوب در دانشگاه ها پرداخته بود، صبح امروز دوشنبه موفق شد در حدود 250 نفر را همزمان با سخنرانی کامران دانشجو در دانشگاه تهران بسیج کند.
به گزارش خبرنگار جهان، در این تجمع اعتراضی که مقارن با ساعت 10 صبح ششم مهرماه در مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران برگزار شد، دانشجویان معترض که بادکنکهای سبز به همراه داشتند سعی کردند پس از تجمع از درب اصلی دانشگاه خارج شوند که با ممانعت نیروی انتظامی مواجه شدند و سپس با راهپیمایی در محوطه دانشگاه به شعار دادن پرداختند.
برخی از شعارهای این افراد بدین شرح بود:
* منتظری زنده باد هاشمی پاینده باد * مجتهد واقعی منتظری صانعی * دولت کودتا استعفا استعفا * مرگ بر دیکتاتور
همزمان با این تجمع که با اعلام قبلی و توزیع گسترده شبنامه ای با عنوان " تجمع اعتراضی با حضور رئیس دولت کودتا" صورت گرفت، برخی از دانشجویان به صورت خود جوش در محل راهپیمایی حاضر شدند و نسبت به تجمع حامیان موسوی واکنش نشان دادند.
این تعداد که در حدود 150 نفر بودند با گذاشتن تریبون آزاد خواستار بیان دیدگاههای دانشجویی شدند. اما در ادامه با توجه به شعارهای تند معترضان این گروه نیز شعارهای زیر را سر دادند:
* دروغگو دروغگو 72 کشته کو ؟ * مرگ بر دیکتاتور مخملی *موسوی اسرائیل پیوندتان مبارک * مرگ بر قانون گریز مزدور * گرین کارت نمی خوایم نمی خوایم
این تجمعات تا ساعت 12 ادامه داشت که با اذان ظهر گروهی به سمت نمازخانه و گروهی برای صرف نهار رفتند و هیچ درگیری هم گزارش نشد.
محسن رضایی در جدیدترین اظهار نظر خود که در جمع همشهریانش در مسجد سلیمان ایراد شده است، با اشاره به انتخابات دهم ریاست جمهوری پیشنهاد کرده است تا جمهوری اسلامی در برگزاری انتخابات، از شیوه نوپا و ناکارآمد افغانستان در برگزاری انتخابات تقلید کند.
به گزارش رجانیوز، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجد سلیمان سخن میگفت، در توجیه طرح خود گفته است: "باید کمیسیون ملی انتخابات تشکیل شود تا دولت از مداخله در امور انتخابات منع گردد و درحقیقت با این کار، اعتماد مردم بیشتر جلب خواهد شد. لذا ما در این طرح بهدنبال اصلاح نظام و قانون انتخابات هستیم و اگر در ساماندهی این طرح موفق شویم، بسیاری از مشکلات انتخابات حل خواهد شد."
رضایی در اظهارات خود به اینکه با چه ابزارها و کمک چه اشخاصی به دنبال اصلاح نظام و قانون انتخابات است، نپرداخته است. هاشمی رفسنجانی در افتتاحییه مجلس خبرگان رهبری از تلاش برخی "دلسوزان نظام" برای ارائه طرحی با هدف حل مشکلات فعلی خبر داده بود.
اما کمیسیون ملی انتخابات که در اولین تجربه خود در افغانستان نتوانسته است انتخاباتی بیحاشیه و بدون حرف و حدیث را برگزار کند، در حالی از جانب دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان جایگزین مکانیزم کنونی برگزاری انتخابات مطرح میشود که برگزاری بیش از 30 انتخابات موفق و سالم در طول 30 سال پس از انقلاب اسلامی از طریق مکانیزم فعلی انتخابات بر کارآمد بودن آن صحه میگذارد.
چنانکه فرآیند انتخاب معتمدین محلی در هر یک از صندوقهای اخذ رأی که با گرایشهای مختلف سیاسی هستند، به همراه سیستمهای پیچیده و مردمی نظارت بر انتخابات، مکانیزم فعلی انتخابات در کشور را به یکی از سالمترین و غیر قابل خدشهترین مکانیزمهای اخذ رأی در دنیا تبدیل کرده است.
این موضوع به حدی روشن است که حتی محمد عطریانفر عضو مستعفی حزب کارگزارن که سالها در پستهای کلیدی وزارت کشور به عنوان مجری انتخابات فعالیت داشته است نیز در اعترافات خود در اولین دادگاه کودتای مخملی در باره سلامت و کارآمدی آن میگوید: "در انتخابات ما دچار خلط مبحث شدیم و موضوع تخلف را در جایگاه تقلب قرار دادیم. حجم بزرگی از مجریان، معتمدین هستند و آنان کسانیاند که از ابتدای انقلاب مورد احترام مردم بوده و در هیچ شعبهای اجازه تقلب نمیدهند و کسی که بخواهد تقلب بکند خود را کوچک میکند."
به اعتقاد برخی از کارشناسان، کارآمدی و سلامت مکانیزم انتخاباتی در کشور به دلیل مردمی بودن آن، به حدی بالاست که اگر شخصی حتی یکبار در جریان مدیریت انتخابات قرار گیرد، به ضریب بالای سلامت آن پی خواهد برد.
با این حال، به نظر میرسد همانگونه که احمدینژد در جریان مناظره با رضایی گوشزد کرد، اینگونه اظهارنظرهای دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که با استقبال رسانههای بیگانه نیز مواجهشده،از آنجا ناشی میشود که رضایی تاکنون تجربه مدیریت سیاسی در کشور را نداشته است.
خالی بودن صندلی حاضرین در نشست عمومی سازمان ملل در هنگام سخنرانی رئیس جمهور ایران بر خلاف موج سازی دشمنان دلیلی به غیر از اعتراض به ایران داشت.
به گزارش جهان، هر چند بنا بر اعلام قبلی 11 هیات اروپایی با تلاش لابی های صهیونیسم از قبل قصد ترک صندلی های خود در هنگام ایراد نطق محمود احمدی نژاد را داشتند اما با پیگیری های به عمل آمده مشخص شد که معمر قذافی دلیل اصلی خالی بودن صندلی های سازمان ملل بوده است.
قذافی که به جای 15 دقیقه نزدیک به 95 دقیقه صحبت کرده و بی هوش شدن مترجم خود را نیز موجب شد به دلیل برنامه ریزی هیات های حاضر در مراسم موجب می گردد تا این هیات ها که از پیش برای استماع سخنان دکتر احمدی نژاد برنامه ریزی کرده و پس از آن برنامه دیدار های حاشیه ای داشتند به دلیل نبود وقت و سررسید دیدارهای خود سالن را ترک کرده و خالی شدن صندلی های سازمان ملل را رقم بزنند.
مرتضی امیری اسفندقه شاعر کشورمان که سال 76 شعری به خاتمی رئیس جمهوروقت تقدیم کرده بود با اتفاقات بعد از انتخابات خرداد 88 با سرودن قطعه ای، شعرخود را پس گرفت.
به گزارش ایرنا ، امیری اسفندقه در مقدمه این قطعه آورده است:
جواب غزلی که خرداد 76 برای خاتمی سروده بودم ، گفت: تا بدانستمی زدشمن دوست زندگانی دوبار بایستی این قطعه "شعر قطعه واره 7 " این شاعر است که اینگونه آغاز می شود: خاتمی را به فصاحت غزلی گفتم ناب که نشانش همه جا و به همه کس بدهد قیدکردم :نه توشاهی و نه ما شاعر مدح تا مبادا صله ام جامه اطلس بدهد کرده بودم به غزل یک دو کَرَت بیدارش نکند تکیه به او هرکس و ناکس بدهد ** دیده بانِ شرف و شوکت ایران باشد خبراز فتنه ی این سقفِ مُقرنس بدهد دشمنان را به حوادث ،چه صعود و چه نزول نه مقدس بدهد فیض و نه اقدس بدهد نقش ایمان و وطن در نظرش باشد پاک سرو جان برسرِ این نقش مقدس بدهد ** نه که بیگانه شو با وطن و حرمت دین تای تقوا بگذارد به زنان دس بدهد دست دادن به غزالان نه گناهی ست بزرگ دست ترسم بدهد پا و به کرکس بدهد نوجوانان وطن را به خیابان بکشد هدیشان مخمصه در مخمصه محبس بدهد ** طبع من از غزل گفته پشیمان شده است برسانید به او: شعر مرا پس بدهد
متن اطلاعیه موج سبز بدین شرح است. << ملت نجیب ایران و نجیب تر جهان
بدینوسیله به اطلاع می رساند بخش «حی اموات» موج سبز بعد از موفقیت آمیز بودن طرح آزمایشی آن که منجر به زنده شدن چندین نفر شده است به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد از آحاد مردم در خواست داریم چنانکه به خاطر از دست دادن عزیزی غمگین و ناراحت هستند ونمی خواهند عزیزشان را برای همیشه از دست بدهند با اعتماد کامل به ما در عرض چند روز مرده خود را حی و حاضر و زنده و شاداب درب منزل خود دریافت کنند!
در بخشی از این اطلاعیه آمده است: ما به خاطر حس انساندوستی برای زنده کردن اموات شما هیچ مبلغی را دریافت نمی کنیم و در این مسیر هزینه هایی را نیز متقبل می شویم.
اطلاعیه موج سبز می افزاید: کسانی که به دلایلی نمی توانند مستقیما به این تشکل مراجعه و برای زنده کردن اموات خود اقدام کنند با افتخار تمام عرض می کنیم که کافی است با عضویت در بخش<< حی اموات>> موج سبز به صورت آنلاین وبا استفاده از رهنمودهای از راه دور ما اموات خود را زنده نماینند.
موج سبز شرایط زنده کردن به صورت آنلاین را اینگونه توضیح می دهد:
وقتی عزیزی را از دست دادید:
1- یک پشوند شهید به آن اضافه کنید
2 - محل دفن اورا قطعه 302 بهشت زهرا اعلام نمایید
3- با پر کردن فرم مخصوص کروبی ادعا کنید به مرده تان ت ...وز! شده است.
4- محل کشته شدنش را یکی از خیابانهای تهران اعلام نمایید(این قسمت برای غیر ایرانی ها هم ضروری است)
5 – اسم مرده خود را در لیستی به تعداد 72 نفر قرار داده و مستقیما به ما یا به بی بی سی ارسال کنید.
6- زمان مردن عزیزتان مهم نیست ولی شما در اطلاعیه خود آن را به اتفاقات بعد از انتخابات ربط دهید.
8- زمان مراسم ختم را به ما اطلاع دهید تا شخصا رهبر موج سبز میرحسین راستگو در آن حضور یافته و مراتب تعزیت خود را اعلام دارد ( لازم به توضیح است این بخش از مراسم توسط رسانه های وابسته به برادر اسرائیل به صورت زنده پخش خواهد شد.)
وقتی این مراحل را طی کردید اول اینکه غذای غرب آماده است و شما هم مشاهده خواهید نمود که عزیزتان سرحال تر از گذشته به منزلتان بازگشته است.
گفتنی است شنیده ها حکایت از آن دارد که موج سبز برای تبلیغات گسترده تر در این زمینه در نظر دارد تیزر تبلیغاتی با حضور احمد کارگر، سعیده پورآقایی، ترانه موسوی و تنی چند از بقیه زنده شدگان جدید تهیه و به صورت گسترده در شبکه های فاکس نیوز، بی بی سی ، العربیه و رسانه هایی از این دست پخش نماید.
نادر طالبزاده، کارگردان معروف سینمای ایران که بیشتر فعالیت خود را در زمینه سینمای مستند داشته و در این زمینه نیز صاحب نظر است، جزییات جالبی از مستند «میهمان کلمبیا» ـ که به سفر احمدی نژاد به آمریکا و سخنرانی وی در دانشگاه کلمبیا پرداخته است ـ آشکار کرد.
طالبزاده در گفتوگو با خبرنگار «تابناک» درباره علت ساخت این مستند گفت: به دلیل اینکه اینجانب فضای موجود در آمریکا را میشناسم و سالها در آنجا مشغول تحصیل و فعالیت بودهام، تصمیم به ساخت این مستند گرفتم.
وی با اشاره به دانشگاه کلمبیا گفت: مقابل صحن تالاری که رئیسجمهور در آن مشغول سخنرانی بود آن محوطه، دارای وسعت بزرگی است که در گوشهای از آن، مدرسه ژورنالیسم و مدارس فیلم و هنر کلمبیا و در طرف دیگر، مدرسه شرقشناسی این دانشگاه وجود دارد که این مکانها، در میان محموله بسیار بزرگی است که هنگام این سخنرانی، گوش تا گوش حضار بودند.
وی درباره این سخنرانی گفت: هنگامی که دیدم «سی.ان.ان» این محوطه را اصلا نمایش نمیدهد و هیچ اشارهای هم به حضاری که به اندازه دو میدان فوتبال است، نمیکند، مصممتر شدم. البته در این باره باید بگویم که جمع کردن این تعداد آدم در آمریکا، بسیار سخت است و نمیشود صد نفر را آدم را در یک گوشه جمع کرد؛ به طور مثال وقتی مایکل لیدن، نو محافظه کار معروف آمریکایی، دو هفته پس از سخنرانی احمدی نژاد در همان تالار سخنرانی داشت، علیرغم تبلیغات وسیعی که علیه احمدی نژاد و به نفع لدین انجام شده بود، بیش از 50 نفر در این سالن جمع نشده بودند که همین صحنه در میهمان کلمبیا هم به تصویر کشیده شد.
در مرحله بعد، ازدحام مردم در خیابان «آمستردام» و «برادوی» بود که من به آن محیط کاملا آشنا هستم و آنجا را میشناسم که البته باز همه تمام این تجمع سانسور شد؛ بنابراین، باید این نمایش داده شود که این فرد در حال سخنرانی است. این همه از مردم بیرون در حال شنیدن سخنان او هستند، ولی تنها درون سالن نمایش داده شد. داخل جمعیت صدها بحث بین مردم وجود داشت که اکثرا به نفع احمدی نژاد بود. متأسفانه افراد جمع شده، تجمع مردم در محیط باز دانشگاه، خیابان آمستردام و ... که هیچ کدام از دوربینهای خبرگزارها این مسائل را نشان نداند.
طالبزاده افزود: زمانی که تدوین فیلم «میهمان کلمبیا» به پایان رسید، من هیچ تصویری از این ازدحام ندیدم جز دو ثانیه و نیم که «بی.بیسی» نشان داد که ما این زمان را را با زحمت بسیار به دوازده ثانیه تبدیل کردیم. بالاخره سانسور هم قد و قواره و معیار دارد و نمیشود که به این شدت یک موضوع به این مهمی را سانسور کنند که اگر رسانهها نبودند، هیچ گاه راویان یک اتفاق روشن نمیشدند؛ مثلا یازده سپتامبر که اگر رسانهها به این موضوع نمیپرداختند، هیچگاه دروغ 11 سپتامبر مشخص نمیشد و من سابقه آن دروغ را داشتم.
این کارگردان مستندساز کشورمان اشاره کرد: من این فیلم را ساختم، نه به خاطر دفاع از یک نفر، بلکه برای دفاع از انقلاب اسلامی و برای آنکه قصد تخریب و تضعیف نظام و انقلاب را داشتند. اطلاعات موثقی که من به دست آوردم، با دانلود از سایت یوتیوب به دست آوردم، چرا که گروههای افراطی که اعلام کرده بودند برای حضور یک دیکتاتور در نیویورک، اقدام به تجمع و اعتراض میکنند، مثلا گروههای صهیونیستی افراطی کلوپ شیرهای کلمبیا، کلوپ دانشجویان اسرائیلی آمریکا و... بودند. این افراد اصلا برای اینکه بگویند زیاد بودند، این فیلمها را منتشر کردند.
من یک فیلم دیگر از یوتیوب دانلود کردم درباره لی بالینجر، سخنرانی که علیه احمدینژاد سخنرانی کرد و رئیس این دانشگاه؛ چندی پیش که وی سخنرانی داشت، حضار دانشگاه او را هو کردند و گفتند برگرد به خونهات.
این رخداد دربردارنده نکات مهمی بود: 1 ـ این فرد (رئیس دانشگاه) خودش چقدر اعتبار دارد؟! 2 ـ دستکم 60 درصد افرادی که در درون سالن بودند، از قبل کاشته شده بودند و عمدتا افراطیهای اسرائیلی هستند؛ البته بنا بر گفته خودشان و فیلمهایی که خودشان در یوتیوپ منتشر کردهاند. ذکر این نکته نیز لازم است که بگویم، مصاحبههایی که در فیلم آورده بودم، از چندین نویسنده معروف و مشهور مربوط به سال گذشته در نیویورک بود که پس از آن، ترکیب این مصاحبهها و فیلمهایی که از یوتیوب دانلود کردم و اظهارات همراهان رئیسجمهور و دیگر فیلمهایی که در برخی خبرها نمایش داده شده بود، به عنوان فیلمی مستند بازتاب دادیم و این کار شد «میهمان کلمبیا» که در جشنواره الجزیره، نمایش ویژه داشت و پس از آن که «پرستیوی» این فیلم را پخش کرد، در بازار «میپ کام» در غرفه پرس تی وی، این فیلم بیشترین بازدید کننده را داشت.
وی درباره افرادی که در هنگام سخنرانی احمدینژاد در آنجا حضور داشتند، گفت: همه نوع مردمی بودند و حتی برخی رسانهها به غیر از «بی.بی.سی» و «سی.ان.ان»، بخشهایی را منتشر کردند که برخی گروههای سیاه پوست با اسرائیلیهای افراطی به مناقشه و سیاه پوستان به دفاع از ایران میپردازند.
وی با انتقاد ازتیم همراه رئیسجمهور گفت: متأسفانه در میان این صد نفری که همراه ایشان بودند، دو دوربین همراهشان نبود که این رخدادها را ثبت و ضبط کنند و یا اصلا پنج دوربین استخدام نکردند تا سخنان و اظهارات مردم را ثبت بکنند. من اصلا در آن هنگام نیویورک نبودم، همه رفتند و بعد آن گزارشهای کذایی را تهیه کردند. من خودم در تهران با دانلود این فیلمها این مستند را ساختم.
طالبزاده درباره پیشنهاد ساخت این مستند گفت: دفتر رئیسجمهور از من خواست یک فیلم مستند درباره این سفر بسازم. حدود هفت، هشت ماه نمیشد کار کرد، چرا که هیچ فیلمی در اختیار نداشتم و در فیلمهای همراهان ایشان هم اصلا چیزی نبود. چون دفتر آقای احمدی نژاد خواست، پذیرفتم؛ اما خودم در آن سفر نبودم و حتی امسال هم در این سفر نیستم، ولی من شخصا آن شب که سخنرانی را دیدم، تا صبح نخوابیدم. ادبیات سخیف و مبتذل بالینجر که علیه ایران استفاده کرد، توهین به ملت ایران بود، نه رئیسجمهور؛ که فردای آن روز در گفتوگوی ویژه خبری من توانستم سخنان خودم را بگویم.
طالبزاده با انتقاد از دفتر رئیسجمهور گفت: آن افرادی که باید همراه رئیسجمهور باشند، نیستند برای ساخت یک فیلم از سفر رئیس جمهور باید افرادی همراه وی باشند که تجربه این کار را داشته باشند، متن سخنرانی رئیس جمهور را که تمام رسانهها پخش میکنند مهم پشت صحنه این سفر و سخنرانی و دیگر حواشی است که البته متأسفانه در همین سفر رئیس جمهور باز هم این اشتباه تکرار شد. حتی یک تشکر خشک و خالی هم از من نشد؛ نه رئیسجمهور و نه هیچ فرد دیگری؛ البته انصافا آقای شمقدری یکی دو بار تماس گرفت و تشکر کرد.
انتقاد روزنامه های اسرائیل از سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل: در تله احمدی نژاد افتادی!
وی ادامه می دهد: وقتی بحث درباره وقوع هولوکاست پس از گذشت 64 سال از پایان جنگ جهانی دوم به سازمان ملل متحد رسیده پس احمدی نژاد در ایجاد شک و تردید در این موضوع پیروز شده و این موضوع، به شدت نگران کننده است.
عصرایران - تحلیلگران روزنامه های اسرائیلی با حمله شدید به سخنرانی "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر این رژیم در مجمع عمومی سازمان ملل متحد ، آن را افتادن در تله ای دانستند که توسط احمدی نژاد کار گذاشته شده بود.
به گزارش عصرایران ،این تحلیلگران معتقدند که تلاش نتانیاهو برای اثبات وقوع هولوکاست در صحن علنی سازمان ملل نشانگر آن است که وی در مقابل تلاش های احمدی نژاد برای ایجاد تردید در هولوکاست تسلیم شده است.
نخست وزیر اسرائیل در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با نشان دادن کاغذهایی آنها را اسناد و مدارک ثابت کننده وقوع هولوکاست معرفی می کرد.
"الوف بن" تحلیلگر سیاسی روزنامه هاآرتص- چاپ تل آویو - در این باره می نویسد: صرف اینکه رئیس کابینه اسرائیل دلایلی را درباره وقوع هولوکاست مطرح و ارائه می کند نشان می دهد که مشکلی وجود دارد.
وی ادامه می دهد: وقتی بحث درباره وقوع هولوکاست پس از گذشت 64 سال از پایان جنگ جهانی دوم به سازمان ملل متحد رسیده، پس احمدی نژاد در ایجاد شک و تردید در این موضوع پیروز شده و این وضعیت «به شدت نگران کننده» است.
"جدعون لیفی" از دیگر تحلیلگران روزنامه هاآرتص می نویسد: "نتانیاهو در سخنرانی در سازمان ملل متحد دو مرتبه از شان و جایگاه هولوکاست کاهش داد. یک مرتبه هنگامی که دلایلی را درباره اثبات وقوع هولوکاست ارائه کرد و بار دوم هنگامی که حماس را با نازی ها مقایسه کرد."
وی تاکید کرد:" اگر احمدی نژاد منکر هولوکاست بود نتیانیاهو هم از شأن و جایگاه این واقعه کاست."
احمدی نژاد درباره هولوکاست این سوال را مطرح کرده است که اگر چنین رویدادی واقعیت دارد و یهودیان در جریان جنگ جهانی دوم ،قربانی سیاست های آلمان شده اند ،چرا مردم فلسطین باید تاوان جنایت های دیگران را بپردازند و سرزمین شان را به بازماندگان هولوکاست بدهند؟!
صداقت ، ارزشی است که سران اصلاح طلبان ، بیش از هر چیز دیگر بر آن تاکید کرده اند و حتی هنگامی که خاتمی قبل از اعلام کاندیداتوری موسوی خود را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح کرد ، یکی از نکاتی که بدان اشاره داشت این بود" مردم مرا به عنوان یک آدم صادق می شناسند"(نقل به مضمون).
به گزارش عصر ایران، با این حال پس از انتخابات ریاست جمهوری ، گروهی از رده های میانی اصلاح طلبان که برای خود رسانه هایی هم - ولو فیلتر شده - راه انداخته اند ، با اقدامات غیرصادقانه خود ، بیشترین لطمات را به چهره اصلاحات در میان مردم زدند و در شرایطی که اصلاحات بحران زده و مصیبت دیده بیش از هر زمانی نیازمند ارائه چهره ای صادق و راستگو بود ، کارهایی انجام دادند که قطعاً به سود جناح مقابل بوده است.
به عنوان مثال چندی پیش نامه ای خطاب به مراجع عظام تقلید منتشر شد که در آن نسبت به وضعیت بعد از انتخابات در کشور انتقاداتی طرح شده بود. انتشار دهندگان اصلاح طلب نامه ، در زیر ان اسامی 293 نفر را به عنوان امضا کنندگان درج کرده بودند.
293 نفر ،عدد قابل توجهی است اما واقعیت چیز دیگری بود که پس از انتشار نامه عیان شد و سرافکندگی طراحان و نشر دهندگان را باعث شد و البته برگی دیگر از کوپن صداقت اصلاحات را سوزاند.
واقعیت این بود که بخش قابل توجهی از امضاهای آن نامه ، جعلی بود و افرادی که نام شان به عنوان امضا کننده ذکر شده بود ، ناگهان با تعجب دیدند که نام شان در رسانه های داخلی و خارجی به عنوان نویسندگان نامه مذکور مطرح است و چه تحلیل هایی که حول آنها عنوان نمی شود!
جالب این جاست که بعد از اعتراض بسیاری از این افراد و تصریح آنها به این که چنان نامه ای را نه دیده اند و نه امضا کرده اند ، سایت های اصلی متولی انتشار این نامه ، به جای انتشار تکذیبیه آنها ، حداکثر کاری که کردند ، حذف نام افراد معترض از پای نامه بود و البته بسیاری دیگر از همین رسانه ها ، حتی همین یک کار را هم نکردند!
نمی دانم واقعاً آیا دوستان اصلاح طلب ما واقعاً لحظه ای به این نکته ساده فکر نکرده بودند که بعد از انتشار این نامه ، افرادی که حتی روح شان هم از آن خبر نداشت ، لابد اعتراض خواهند کرد و آبروریزی به بار خواهد آمد؟! جالب اینجاست هم اکنون نیز که مدتی است از انتشار آن نامه می گذرد ،هنوز هم تعدادی از این افراد که تازه از آن خبردار شده اند در وبلاگ های خود به تکذیب امضاهایشان می پردازند و این روند همچنان ادامه دارد.
به راستی آیا یک نامه با چند امضای معدود اما واقعی ، ارزشمند تر است یا نامه ای با صدها امضای جعلی؟! بدیهی است که هر انسان عاقلی ، اولی را ارجمند تر می داند ولی چرا بعضی ها که خود را عقل کل هم می دانند و شعار صداقت و شفافیت و دموکراسی و ... می دهند ، دومی را برگزیده و شرمساری جبهه اصلاحات را رقم زده اند؟
دشمن اصلاحات ، نه یک جریان خاص سیاسی و اصولگرایان و اقتدارجویان ، که همین دوستان نادان هستند که هنوز برای شعور مردم ، ارزشی قائل نیستند و چه شباهت غریبی وجود دارد بین اینها و بعضی ها در جناح مقابل!
بلاگرها امضاهای خود زیر نامه های سیاسی را تکذیب کردند با این حال ، تعدادی از این افراد ، پس از مطلع شدن از گنجاندن نام آنها در زیر این نامه ها ، مراتب را تکذیب می کنند که سه نمونه زیر از این قبیل موارد است:
سروش خسروی در یادداشتی در وبلاگش نوشت:
متاسفانه در روزهای گذشته بیانیه ای در برخی سایت ها و با امضای 293 نفر منعکس شده که در پای آن نام این جانب نیز درج شده است. با توجه به آن که بنده از مفاد این بیانیه و در نتیجه ذکر نام خود در پای آن مطلع نبوده ام و در ضمن ه انتشار این بیانیه به همراه نام این جانب مایه برخی گرفتاری ها و سو تفاهم ها ب نزد برخی دستگاه های ذی ربط شده است . من نیز به همین دلیل درخواستی را برای این سایت ها و مسوولان آن ها ارسال کردم که امیدوارم در اسرع وقت نسبت به اصلاح موضوع و تکذیب ماجرا اقدام شود. تا از تکرار چنین سهو خطاهایی در آینده جلوگیری شود.
امیرعباس نخعی هم در وبلاگش نوشت:
چندی پیش در بجبوحه تحولات پیدرپی سیاسی کشور نامهای از سوی 293 روزنامهنگار و فعال سیاسی منتشر شد که هماینک نیز توجه به محتوای آن در میان اهالی مطبوعات و حتی برخی نهادها ادامه دارد.
این نامه در زمانی که حقایق سیاسی کشور در میان آتش و دود گم شده بود به امضای جمعی از روزنامهنگاران و فعالان سیاسی منتشر شد با این هدف که شاید در آن هنگامه آبی بر آتش ریخته باشند. نامه طبیعتاً با توجه به گرایش و طیف امضاکنندگان آن مخاطبانش چهرههای شاخص سیاسی اصلاحطلب (هاشمی، خاتمی، میرحسین و کروبی) و مراجع قم بودند و محتوای آن نیز همانگونه که در بالا توضیح آن رفت و امضاکنندگان آن نیز روزنامهنگاران و سیاسیونی بودند که بالطبع برخی نامه را تهیه، برخی آن را امضا کردند و نام برخی دیگر نیز به واسطه ارزیابی جمعکنندگان امضا از نوع فکر، اعتماد و شناخت متقابل در پای نامه گذاشته شد.
هنگامی که نامه را اولین بار پس از انتشار خواندم احساس کردم با وجود چارچوب منطقی و قابل دفاع، دارای لحن و ادبیاتی غیرقابل دفاع است.
قابل دفاع بود چون استمداد طلبیده شده بود برای حمله به خوابگاههای دانشجویی (که مقام معظم رهبری آن را محکوم و خواستار مجازات عاملینش شد)، برای فجایع کهریزک (که به دستور مقام معظم رهبری توقیف شد)، خونهای به زمین ریختهشده (بنا بر گفتههای مقامات عالیرتبه نظامی کشور همچون سردار عراقی تعدادی از کشته شدگان مورد تایید قرار گرفت) و بعضا بازداشت برخی فعالان سیاسی و مردم بیگناه.
اما بالطبع لحن و ادبیات نامه غیرقابل دفاع و در مواردی دور از گفتمان و ادبیات اصلاحطلبانه بود، اگر دوستان مشورتی پیش از تدوین آن میکردند هر کس میتوانست کمی بر غنای آن بیفزاید و در آن فضای خشونتزده کمی از آلام مردم بکاهد.
به دوستانی که پیش از این در اینباره با هم گفتوگو کردیم نیز تاکید کردم از کلیت نامه میتوان دفاع کرد، اگرچه لحن و ادبیات آن اصولاً قابل دفاع نیست. در این میان صحبت از قرار دادن نام یک یا دو نفر یا چند نفر برای انتشار یک نامه نیست که شاید برخی از همکاران به واسطه شناخت و آشنایی با راه و روشهای یکسان دست به چنین انتخابی زدهاند و در چنان فضای شتابزدهای اقدام به قرار دادن نامها کردند که برای پرهیز از هر گونه مشکلی باید از آن پرهیز کرد تا در شرایط بحرانی قابل دفاعتر باشد. چه آنکه اگر کسانی برای کارهای خود نیاز به توضیح ندارند ما که میدانیم مرغهای عروسی و عزا هستیم باید همانگونه نیز عمل کنیم در غیر این صورت در ورطه انفعال و پشیمانی گرفتار خواهیم آمد.اگر خود من پیش از انتشار در اینباره اطلاع می داشتم در چنین ورطه ای قرار نمی گرفتم.
در این مواقع حساس اینگونه بیانیهها باید توسط کسانی نوشته شود که با ادبیات واقعی اصلاحطلبانه اقدام به نوشتن بیانیه کرده و اصلاحطلبان نیز با همان مشی اعتماد و اعتقاد به امضای آن مبادرت ورزند که به نظرم برخی جاها لحن بیانیه مزبور از جنس اصلاحطلبی ناب و نجیبانه نبود چه آنکه قرار دادن برخی نامها در پای آن نیز. در همان بیانیه «293 تن خطاب به مراجع» نیز آمده است «در روزهایی که مردم شریف و دلیر ایران برای اعاده حقوق حقه خویش با رسا